دوشنبه ۰۱ مرداد ۱۳۹۷
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: فرهنگ و هنر
چاپ خبر
۰۷:۴۶ - ۱۳۹۵/۰۷/۱۰
عزاداری مبسوط...
 افول فیلمنامه در نفاق فیلم «امکان مینا» ساخته کمال تبریزی   

گفتن این ضعف ها گویای شادی بنده از مچ گیری از کارگردانی با سابقه نیست و تمسخر این نیست که چرا کمال تبریزی این ضعف های بنیادی را در فیلمنامه، تشخیص نداده است، بلکه عزاداری مبسوطی است که گوشه ای از آن در این اوراق بروز داده شده است...

ندای اصفهان- حامد گلناری
در بستری از تاریخ ایران که از طرفی کشور در گیر جنگ با عراق و از طرف دیگر درگیر با ترورها و منش تروریستی منافقین بوده است، فیلمساز داستانی را تعریف می کند با درون مایه ای عاشقانه- جاسوسی!
زمانی که اسم سه سینماگر با سابقه در کنار هم می آید مخاطب آشنا، انتظاراتش بسیار بالا می رود. از منوچهر محمدی گرفته که کارهایی مثل «ارتفاع پست»، «میم مثل مادر» و «طلا و مس» را تهیه کرده است. یا فرهاد توحیدی که از زمانی که فیلم مرد عوضی را نوشت تا کنون دو دهه است فیلمنامه می نویسد و مهم تر از همه کمال تبریزی.
کمال تبریزی با فیلم های دفاع مقدسی اش مثل «لیلی با من است» و  «شیدایی» و فیلم های ملکوتی اش مثل «گاهی به آسمان نگاه کن» و «یک تکه نان» و حتی فیلم های طنزش مثل «همیشه پای یک زن در میان است»، «مارمولک» و «طبقه هساس»، چنان در خاطره آشنایان با سینما نشسته است که به هیچ وجه چنین افولی را آن هم در این سن و با این سابقه و تجربه از او نمی بخشند.
زوجی عاشق را می بینیم که در بحبوحه های بمباران شهر سعی می کنند زندگی عادی خود را داشته باشند اما ظاهرا زن (مینا با بازی مینا ساداتی)، به سادگی مردش (مهران با بازی میلاد کی مرام) نیست و در پس رفتار محبت آمیزش رمز و رازهای فراوانی دارد و گویی مهر شوهرش را نادیده می گیرد و در اصل جاسوسی اش را می کند. جاسوسی شوهر را که خبرنگاری است که درباره بمباران، اطلاعات جمع آوری می کند و گاها برای بولتن های محرمانه می فرستد، و طبیعتا وای از زمانی که مرد از ارتباط همسرش با منافقین خبردار شود. فقط همین!

فیلم امکان مینا

فیلم «امکان مینا» با فضاسازی درست و شخصیت هایی که خصوصا در ابتدای فیلم، شیرین و جذاب اند روایتی را پایه می گذارد که پس از ده دقیقه از فیلم خود را می یابد و گوشه ای از بحران، خودش را نمایان می کند. فیلمنامه آن قدر راز برای نمایاندن دارد یا بهتر بگویم آن قدر راز را پوشانده است که با گذشت یک ساعت از فیلم، هنوز در حال تکمیل پازل است و مخاطب را آرام آرام با کنه و بنه داستان آشنا می کند.
اما با اتمام این روند، کار تمام می شود و گویی که دیگر دست فیلمنامه خالی است و عاجز است از استفاده خوب و درست از بنای جذابی که بنیان نهاده است. چنین به نظر می رسد که نویسنده با رسیدن به چنین التهاب و تنش قوی و مؤثری در میانه فیلم، دست و پایش را گم می کند و ادامه راه را به خطا می رود.
خطا از چند جهت. نخست استفاده نامناسب از مصالحی که تا آن لحظه برای داستان فراهم آوره است. و دوم رفتن به سمتی که باورپذیر نیست و سوم ایرادهای منطقی که کمر فیلم را در میانه راه شدیدا شکسته است.
آنقدر این شکستن شدید است که در دقایق پایانی فیلم، تصور می شود صرفا گفتن حقایقی درباره سازمان منافقین هدف بوده است و داستانگویی سینمایی کلا به گوشه ای نهاده شده و این مسئله باعث فروغلطیدن سهمگین فیلم در ورطه شعار می شود.
برخی از این ایرادهای منطقی شاید نتیجه توجه نداشتن به ذهنیت مخاطب ایرانی از نیروهای اطلاعاتی و برخی پیشفرض های نویسنده از کارهای هالیوودی و داستان های جاسوسی آن سوی آب هاست.
زمانی که با حماقت فرماندهی اطلاعاتی عملیات آشنا می شویم که تمام زیر و بم عملیات را برای مهران روی میز می ریزد با این امید که او به آن ها کمک خواهد کرد و زبانش ان شاءالله چفت و بست مناسبی دارد. اما مهران از این اطلاعات به راحتی استفاده می کند و در راستای نجات همسرش، عملیات آن ها را به مخاطره می کشد.
پرداخت عجولانه به برخی از شخصیت های داستان هم به ضعف منطقی کار کمک شایانی کرده است. مثلا علی ناطق که مختصرا در اوایل فیلم او را به عنوان همکار مهران می بینیم، در یک سوم پایانی فیلم با شهادتش، البته در کنار احساس غیرت مهران ظاهرا انگیزه لازم برای حمله او به خانه تیمی منافقین و کشت و کشتار رمبو وار او را فراهم می کند. رمبو وار از این جهت که گرچه مهران یک خبرنگار بیشتر نیست اما می تواند اسلحه ای بردارد و- البته با پشتیبانی تفنگ های نیروهای اطلاعاتی- یکی یکی اعضای خانه تیمی را از سر راه بردارد و حتی با یک شلیک به موقع به پیشانی یکی از مهم ترین نیروهای آن ها او را بکشد و البته طبیعتا خودش هم کشته می شود!
بگذریم. و بگذریم از شخصیت پردازی خام دستانه برای کسی که ظاهرا طراح بمب گذاری در شهر است و در دقایق انتهایی مهمان مینا می شود و رفتار بی ملاحظه و کشته شدن ساده اش و نیز بگذریم از تماس آخر مینا با مصطفی (فرمانده عملیات اطلاعاتی) که با قبل ماجرا به هیچ وجه جور در نمی آید.
گفتن این ضعف ها گویای شادی بنده از مچ گیری از کارگردانی با سابقه نیست و تمسخر این نیست که چرا کمال تبریزی این ضعف های بنیادی را در فیلمنامه، تشخیص نداده است. چراکه هرکسی که فیلم های او را در ذهن بیاورد معترف به تسلط این کارگردان بر فرم می شود. بلکه عزاداری مبسوطی است که گوشه ای از آن در این اوراق بروز داده شده است که چرا فیلمسازی که اینقدر خاطرات زیبا برای مردم ما به جا گذاشته است این روزها باید اینگونه فیلم بسازد.
حقیقتا دلمان برای لیلی با من است تنگ شده است.
کمال تبریزی کجایی؟

برچسب‌ها: , , , , , ,

مطالب مرتبط

  1. ناشناس گفت:

    این روزها کارگردان ها بیشتر به فکر فروش بیشتر با هزینه ساخت کمتر هستند. انتظار بیشتر از این میشه ازشون داشت؟




    0



    0
نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز