دوشنبه ۰۴ تیر ۱۳۹۷
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: فرهنگ و هنر
چاپ خبر
۲۳:۱۱ - ۱۳۹۵/۰۶/۲۱
نمایش مقام خلافت اللهی؛
 فیلم فروشنده، سیری در دو اسم رئوف و منتقم   

موضوع فیلم، نمایش «مقام خلافت اللهی» انسان بر پایه دو اسم از اسماء الله است؛ «ستّار» و «منتقم». مقامی که تنها بستری که قابلیت دریافت آن را دارد «خانواده» است. تم اصلی فیلم تاکید بر حفظ حداکثری آبروی افراد از سوی خلیفه و نماینده «ستار العیوب» بر زمین است

ندای اصفهان- حجت الاسلام مهران آدرویش/

«فروشنده» پس از فیلم های «رقص در غبار» (۱۳۸۱)، «شهر زیبا» (۱۳۸۲)، «چهارشنبه سوری» (۱۳۸۴)، «درباره الی» (۱۳۸۷)، «جدایی نادر از سیمین» (۱۳۸۹) و «گذشته» (۱۳۹۲) هفتمین فیلم سینمایی اصغر فرهادی است.

فرهادی همچنین سریال «داستان یک شهر» (۱۳۷۸ تا ۱۳۹۰) و فیلمنامه های «دایره زنگی» و «کنعان» (به صورت مشترک با مانی حقیقی) را در کارنامه دارد.

اغلب فیلمها یک بعدی است؛ یعنی یا فکر تماشاگر را مخاطب خود می سازد و یا احساسات او را. ویژگی فیلمهای فرهادی این است که دو بخش اصلی «روح و روان» آدمی یعنی «عقل و قلب» را درگیر خود می سازد؛ دو ساعت دل را خالی و دو ساعت مغز را از سوال و قضاوت پر می کند و این از توانائی های یک کارگردان است که همزمان بتواند احساس و فکر مخاطب را به خود مشغول سازد.

خلاصه داستان:

آپارتمانی در تهران در حال فرو ریختن است و ساکنان آن از جمله زوج متاهلی که شخصیت‌های اصلی داستان‌اند، عماد (شهاب حسینی) و رعنا (ترانه علیدوستی) برای نجات جان خود با عجله در حال فرار از خانه‌اند. در پایان خانه سر جایش ثابت می‌ماند، اما با تَرکی عمیق بر روی دیوار.

عماد و رعنا مجبور می‌شوند که خانه‌ تازه‌ای پیدا کنند. آنها سریعاً به واحد بزرگی می روند که در نزدیکی همانجا واقع است. اما ظاهراً ردپای ناخوشایندی از گذشته‌ی آن خانه ی اجاره ای هنوز باقی مانده؛ مستأجر قبلی خانمی روسپی بوده و مردانی بی خبر از نقل و انتقال هائی که صورت گرفته هنوز به آنجا رفت و آمد می کنند!

…رعنا در خانه تنها است و می‌شنود که کسی وارد خانه شد. به تصور اینکه عماد است شروع می‌کند به حرف زدن، اما عمادی در کار نیست. شب همان روز عماد به خانه برمی‌گردد و وقتی که از پله‌ها بالا می‌رود، ردپای خونی در راه ‌پله‌ها به چشمش می‌خورد و همسرش را در حالی روی تخت بیمارستان می‌بیند که وقتی زیر دوش بوده، توسط کسی که وارد خانه شده مورد تجاوز قرار گرفته و به سرش ضربه خورده است.

ترانه علیدوستی

رعنا مشکل جسمی حادی ندارد اما وحشت زده، افسرده و حالت تدافعی به خود گرفته. از عماد که معلم ادبیات و بازیگر تئاتر است می‌خواهد تا کارش را رها کند و در خانه پیشش بماند… اما از طرف دیگر هم می‌خواهد که تنها باشد. عماد در قالب جوانمردی تمام عیار ظاهر می‌شود که به دنبال آرامش و حمایت از همسرش است و در عین حال از طریق کلید ماشین وانت باری که از متجاوز در منزلش جا مانده به دنبال اوست.

بالاخره عماد متجاوز را به بهانه ای به خانه اش می کشاند و بعد از اینکه او را با تهدید به آبروریزی نزد خانواده اش، تا سر حد مرگ سکته می دهد با شفاعت و واسطه گری همسرش(رعنا) آبروی او را نزد خانواده اش حفظ می کند و فیلم با سکانسِ پایانیِ بازگشتِ این زوج هنری به کار و و روال نسبتا طبیعی گذشته شان، پایان می پذیرد.

وجه تسمیه فیلم به فروشنده:

اولین سوالی که ذهن بیننده را به خود مشغول می کند این است که فروشنده، چه می فروشد؟ پاسخ به این سوال یک قدم همه ما را به تمِ اصلی فیلم نزدیک می سازد. در ابتدای فیلم همین سوال توسط یکی از شاگردان عماد مطرح می شود و عماد می گوید: «خودتان بزودی خواهید فهمید». با سکانس های ابتدائی فیلم معلوم می شود که متعلَّق فروش «آبرو» است.

در یکی از سکانس های ابتدای فیلم، عماد به همراه یکی از شاگردانش سوار تاکسی می شوند. در کنار عماد زنی نشسته که بعد از لحظاتی از عماد تقاضا می کند کمی جمع و جورتر بنشیند و حتی از شاگرد عماد که در صندلی جلو نشسته تقاضای جابجا شدن می کند و به نوعی شخصیت عماد را به زن بارگی متهم و آبروی عماد را زیر سوال می برد.

برخی آبرو می فروشند و برخی آبرو می خرند؛ آنها که همچون خداوند متعال آبرو می خرند در نهایت قِلّت اند و فروشندگان و چوب حراج زنندگان به آبرو، بسیار؛ به عنوان نمونه زنی که در تاکسی نشسته و به عماد سوءظن دارد، خود عماد در سکانسی که موبایل محصّلش را علی رغم التماس های او چِک می کند و از عکس های پرنو داخل گوشی در جلوی جمع دانش آموزان پرده بر می دارد، راننده هائی که بخاطر رانندگی بد عماد او را در نزد همسرش الاغ و… می خوانند، دانش آموزی که سوال می کند: چرا در ایران به «بی ام دبلیو»، «بی ام وه» می گویند و همه به او می خندند! دانش آموزی که می پرسد: چطوری بعضی آدما گاو میشن؟ و پاسخ می آید: خودت رو تو آینه نگاه کردی؟! و چندین سکانس دیگر، همه مصادیقی از فروشندگان آبروی دیگری هستند.

موضوع فیلم:

موضوع فیلم، نمایش «مقام خلافت اللهی» انسان بر پایه ی دو اسم از اسماء الله است؛ «ستّار» و «منتقم». مقامی که نه در «زن» و نه در «مرد» به تنهائی شکل نمی گیرد و تنها بستری که قابلیت دریافت آن را دارد «خانواده» است.

تم اصلی فیلم توصیه و تاکید بر حفظ حداکثری آبروی افراد از سوی خلیفه و نماینده «ستار العیوب» بر زمین است. توصیه ای که بشر طعم شیرین آن را از سوی خدای خویش بارها و بارها چشیده است. لذا در اوج فیلم شاهد رقابت دو اسم «منتقم» و «ستار» در وجود آدمی خواهیم بود که با مساعدت عشق و تجربه ی شیوه رفتاری خداوند با بندگانش، تنبیه ای سخت با حفظ آبروی متجاوز را به دنبال دارد.

جایگاه رفیع خانواده

ترکیب عاشقانه زن و مرد، شاه بیت خلقت را می سراید؛ خانواده بنا می شود و بستر نزول اسماء الله شکل می گیرد. بنائی که به گفته روایات، بعد از اسلام در نزد خدا آبرومندانه ترین بنا است.

در فیلم فروشنده با دو شخصیت هنرمند (عماد و رعنا)، رئوف و عاقل، عطوف و غیور مواجه هستیم که در بسترِ خانه و خانواده ناخواسته دچار مشکلی شده اند که به آبروی آنها لطمه وارد می شود. اوج فیلم هنگامی است که این زوج جوان به «متجاوز به عنف» دست یافته اند. اکنون هنگامه اختیار تصمیم است؛ باید در سخت‌ترین لحظات تصمیم بگیرند. به ارزش‌های اخلاقی پایبند باشند و راهی برای رهایی بیابند…

روی صندلی سینما نشسته ام! فیلم احساسات جریح دار شده مخاطبانش را به اوج خود رسانده. از جوانک کنار دستی ام و از پشت سرم می شنوم: اگر من بودم او را می کشتم، تکه تکه می کردم و… اما من منتظرم ببینم معلم و هنرمند قصه ما (عماد) چه تصمیمی می گیرد تا برای همه ما درسی پرشکوه باشد.

عماد، مصرّ است که آبروی متجاوز در نزد خانواده اش ریخته شود تا او هم مثل رعنا زجر بکشد و روح و روانش مشوّش و پریشان و آبرویش نقش بر آب شود. اما رعنا که پیرمرد را مشرف بر مرگ می بیند دلش به حال آبروی بر باد نشسته اش می سوزد و خواستار عفو و گذشت از اوست. رعنا حتی برای «جمع کردن» آبروی کسی که آبرویش را «ریخته» عماد را به جدائی تهدید می کند!

فیلم فروشنده

پیرمرد حالش بهم خورده و قلبش به کندی می زند. عماد معتقد است که او باید مجازات شود اما در عین حال مجازات او را مرگ نمی داند. پس خانواده او را خبر می کند. (خبر می کند تا جسمش را نجات بدهد و روحش را بکشد) خانواده پیرمرد در راه اند، و پیرمرد از ترس آبرویش در حال جان کندن.

نه لطافت تصمیم رعنا، دل را آرام می کند و نه خشونت تصمیم عماد. اما سرانجام ترکیب عقل و احساس، غیرت و عاطفه، عماد را به تصمیمی می رساند که مقام خلافت اللهی را بر دو پایه «رأفت» و «انتقام» در بستر بیت و خانواده به نمایش می گذارد.

خانواده پیرمرد، سراسیمه و نگران اما بی خبر از همه چیز وارد خانه شده اند. با قرص زیر زبانی که عماد به او داده حال جسمانی پیرمرد رو به بهبود نهاده. در سکانس بسیار زیبا و الهی، که همه ما را به یاد واکنش خدا در برابر کنش های آلوده خودمان می اندازد، عماد پیرمرد را به اتاق دیگر می برد. لوازمی از او که در روز حادثه جا مانده (کلیدهای ماشین، موبایل و مبلغی را که به خیال حضور فاحشه، لب طاقچه گذاشته بود) کریمانه به پیرمرد بر می گرداند و کشیده محکمی به گوش پیرمرد می زند. تصمیمی زیبا که بی شک ذهن همه مخاطبان را به یاد رابطه ای از خودشان و خدا شیفت می دهد و صدای تشویق در سالن سینما می پیچد. (در عین حال نکته ی منفی وجود دارد که به آن اشاره خواهم کرد)

پیام ها و نکات مهم فیلم

الف) پرداختن به موضوعات جنسی (تجاوز، زنا، آبروریزی) با حفظ عفت در کلام و سکانس ها و سوغ دادن مخاطب به سوی نتایج معقول و عفیفانه کار مشکلی است که خوشبختانه فیلم فروشنده از پس آن برآمده است.

ب) مخاطب با دیدن و تا حدودی همزاد پنداری و حس کردن درد عماد و رعنا در نتایج تلخ آن هوسرانی، یک گام در حفظ عفت و پیشگیری از تجاوز جلو می افتد و فیلم به رویکردی اخلاقی نزدیک می شود.

ج) تاکید بر حفظ آبروی افراد تم اصلی فیلم است.

د) آغاز فیلم با خطر خرابی و سقوط ساختمان و شکاف برداشتن در و پنجره همراه است؛ این سکانس با روند کلی فیلم، یعنی خطر آبروریزی و از هم پاشیدگی خانواده ها و گسست غیرت و مردانگی و جایگزینی لجام گسیختگی شهوت، تناسب و زمینه سازی خوبی را برقرار نموده است.

ه) تاکید بر حفظ حرمت اشخاص و عجله نکردن در قضاوت و آبروی افراد و رعایت انصاف و اعتدال در تناسب جریمه با جرم به خصوص هنگام عصبانیت و زخمی بودن. (به عنوان نمونه سکانس اولین دیدار عماد با راننده وانت بار؛ با جوان بودن راننده احتمال اینکه متجاوز او باشد قوت می گیرد اما عماد علی رغم شواهد ظاهری بر ارتکاب جرم از سوی او با کنترل احساسات و عجله نکردن در آبروریزی و نزاع، تا کامل کردن تحقیقات و حصول یقین صبر می کند و اتفاقا کاشف به عمل می آید که آن جوان نقشی در این ماجرا نداشته است).

و) تاکید بر پرهیز از لقمه حرام؛ از سکانس های بسیار زیبا، تاثیرگذار و به یادماندنی فیلم، سکانسی است که عماد و رعنا هنگام صرف شام متوجه خرید سبد کالای روزانه شان با پول شخص متجاوز می شوند لذا از ادامه خوردن شام منصرف می شوند و حتی بشقاب غذا را از جلوی پسربچه همکارشان (که آن شب مهمانشان بود) بر می دارند و سفارش پیتزا می دهند. این خارج کردن پول کثیف از زندگی در سکانس پایانی فیلم باز تکرار می شود؛ در دست عماد دسته ای پول است. عماد از پیرمرد سوال می کند: «آن شب بابت هوسرانی چه قدر پول روی طاقچه گذاشتی؟» پیرمرد می گوید: نشمردم. و عماد (علی رغم اینکه وضع مالی خوبی هم ندارد) بدون اینکه دسته پولش را بشمرد همه پول ها را در کیسه نایلونی می گذارد و تحویل پیرمرد می دهد.

ز) تاکید بر خطر شهوت زدگی جامعه؛ سکانس هایی مثل بدبینی زن نسبت به عماد در تاکسی، تجاوز یک «پیرمرد» به زنی جوان در خانه، عکس های پرنو داخل گوشی همراه نوجوان، زن بدکاره ای که قبلا جای مستاجر بوده، ارتباط کارگردان تئاتر با این خانم و… خطر اشباع شدن شهوت در جامعه بدون دریافت پاسخ منطقی را گوشزد می کند. جامعه ای که جوانانش در کمتر از ۱۵ سالگی بالغ می شوند اما اغلب تا بعد از ۳۰ سالگی هم امکان و یا دیگر رغبتی به ازدواج ندارند. جامعه ای که همراه با رشد تکنولوژی امکان دست یابی اش به عکس ها و فیلم های مستهجن از خوردن آب راحت تر است. در چنین جامعه ای، حتی پیرمرد آبرودارش که دختر، عروس می کند به سختی از پس هوس خودش بر می آید تا چه رسد به جوانانش.

ح) توجه دادن به غفلت خانواده ها و مسئولین از تربیت جوانان؛ در سکانسی که عماد از شاگردش می خواهد تا به پدرش بگوید به مدرسه بیاید تا از محتوای گوشی فرزندش اطلاع یابد یکی از دانش آموزان در کلامی پر کنایه می گوید پدرش مُرده.

ط) اهمیت توجه به سابقه مستاجر قبلی و لزوم تعویض کلیدهای خانه؛ اگر رعنا و عماد از سابقه مستاجر قبلی مطلع می شدند چه بسا آن اتفاق نمی افتاد.

ی) انتخاب نام «عماد» و «رعنا» که مظهر جلال و جمال هستند و ترکیب «ستاریت» و «انتقام» دو مظهر جمال و جلال اسماء الهی نیز خالی از لطف نیست و به تناسب محتوا و موضوع فیلم نزدیک است. حتی شغل رعنا و عماد به عنوان معلم و هنرمند نیز زمینه را برای رویکرد اخلاقی فیلم مهیا نموده و انتخابی هوشمندانه است.

فروشنده

ک) شهوت پیر و جوان نمی شناسد (چه نوجوانی رعنا در دبیرستان باشی و چه پیرمردی معتمد که داماد داشته باشی؛ خطر شهوت همیشه در کمین است)

ل) خویشتن داری عماد در سوال پیچ نکردن رعنا و حفظ آبروی زنش و معذب نکردن روح و روان رعنا و سعی در بازسازی آرامش همسرش و حتی صرف نظر کردن از شکایت در مجاری قانونی (به خواسته رعنا) از نمونه های خوب ایثار، جوانمردی و گذشتن از حق خویش است.

م) از صحنه های بسیار دردناک و در عین حال زیبا و آشنا و ملموس، سکانس قربان صدقه رفتن و احترام پیرمرد از سوی خانواده اش است؛ رعنا و عماد و خود پیرمرد و تماشاچیان همه از عمق کثافت کاری های پیرمرد خبر دارند اما خانواده او خبر ندارند. این صحنه عجیب ما را به یاد رابطه خود و خداوند و خلق الله می اندازد.

خداوند از عمق گناهان ما خبر دارد اما همواره آبروی ما را در بین مردم حفظ کرده و ای بسا ما را در چشم مردم نیک جلوه داده و مردم ما را به نیکی می شناسند. این سکانس برای همه ما سکانسی آشناست. از یک سو مخاطب و رعنا و عماد دوست دارند کثافت کاری پیرمرد را فریاد بکشند و آبرویش را ببرند تا از او انتقام گرفته باشند و از طرفی دیگر به یاد ستاریت خدا نسبت به خود می افتیم که آبروی ما را بارها و بارها نزد بندگانش حفظ کرده است.

این سکانس قدر و قیمت ستاریت خدا را برای ما بیشتر روشن می سازد و مایلیم این مردانگی خداوند نیز در ما نمودی داشته باشد و به قول علی علیه السلام در دعای کمیل؛ اللَّهُمَّ مَوْلاَیَ کَمْ مِنْ قَبِیحٍ سَتَرْتَهُ وَ کَمْ مِنْ فَادِحٍ مِنَ الْبَلاَءِ أَقَلْتَهُ (أَمَلْتَهُ) وَ کَمْ مِنْ عِثَارٍ وَقَیْتَهُ وَ کَمْ مِنْ مَکْرُوهٍ دَفَعْتَهُ وَ کَمْ مِنْ ثَنَاءٍ جَمِیلٍ لَسْتُ أَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ؛ خدایا! اى سرور من چه بسیار زشتى مرا پوشاندى و چه بسیار بالاهاى سنگین و بزرگى که از من برگرداندى و چه بسیار لغزشى که مرا از آن نگهداشتى و چه بسیار ناپسند که از من دور کردى و چه بسیار ستایش نیکویى که شایسته آن نبودم و تو در میان مردم پخش کردى.

ن) از سکانس هائی که زشتی دروغ و تنفر ما را از دروغ بیشتر می سازد؛ سکانسی است که پیرمرد به متجاوز بودن خود اقرار می کند در حالی که قبلا سعی داشت متجاوز را داماد خود و یا یکی از همکاران دامادش نشان بدهد لذا گفته بود که ماشین دست خیلی ها بوده و همچنین به دروغ گفته بود که داخل شده ولی وارد حمام نشده و ذهن مخاطب را نسبت به خیلی ها آلوده ساخته بود. با روشن شدن دروغش، مخاطب از اینکه دایره سوء ظنش گسترده تر و گسترده تر می شده قباحت دروغ را بیشتر حس می کند.

س) چرا مردم به بی ام دبلیو می گویند بی ام وه؟ این پرسشی است که شاگرد از عماد می پرسد و عماد می گوید: نمی دانم. ظاهرا منظور کارگردان از طرح این پرسش این بوده که ظاهر و مشهور همیشه با باطن و واقعیت همخوانی ندارد. ظاهر این است که تجاوزکار آن جوان بوده اما واقعیت این است که بر خلاف ظاهرِ کار، پیرمرد بوده. ظاهر این است که عماد خود را به خانمی که در تاکسی است… اما واقعیت این نیست. پیرمرد می گوید ۳۵ سال با همسرم زندگی کرده ام و در میان خانواده اش بسیار محترم و آبرودار است اما واقعیت این است که او اصلا مرد محترمی نیست و حاضر است به خاطر لذتی ۵ دقیقه ای روح و روان یک زن و آبروی او را بازیچه هوس خود سازد. و ضمنا معلوم می شود که انسان چقدر تو در تو و مرموز است و می تواند باطن خود را ۳۵ سال از نزدیک ترین عزیزانش و شاید از خود نیز مخفی بدارد.

ف) رعنا و عماد بازیگران تئاتر مرگ فروشنده اثر آرتور میلر هستند، تئاتری که بسیار بیشتر از‌ یک داستان فرعی است و در حد یک کاراکتر به آن پرداخته می‌شود. اما مقصود از یک کاراکتر پر رنگ در دل فیلم چیست؟

مرگ فروشنده

اگر دقت کنیم می بینیم که موضوع تئاتر فروشنده خیانت عماد و هوسرانی عماد به زن همسایه است و هنگامی که این هوسرانی در نزد پسرش لو می رود شرمنده فرزندش می شود. جالب اینجاست که همین مساله اینبار نه در تئاتر بلکه در زندگی واقعی عماد رخ می دهد منتهی این بار این عماد نیست که خیانت کرده بلکه به همسر او خیانت شده است.

ظاهرا نکته پر رنگ بودن این کاراکتر این باشد که کارگردان می خواهد به مخاطب بگوید گرچه آنچه دیدی فیلم بود اما با توجه به شرایط و فضای جامعه ممکن است برای هر کسی اتفاق بیفتد همانطور که خیانت عماد فقط نمایش در تئاتر بود اما در زندگی واقعی او تحقق پیدا کرد. و این در واقع اختاری است از سوی کارگردان به مسئولین و جامعه امروز ما و زنگ خطر فساد جنسی و اخلاقی را به صدا درآورده و با توجه به بالا رفتن سن ازدواج و قدرت شهوت در لجام گسیختگی متاسفم که بگویم فرهادی پربیراه نگفته است (البته جامعه ایران به عفت نزدیک است اما برای حفظ این عفت باید برنامه ریزی کرد).

ص) نکته دیگر اینکه فساد قابل بازیگری است اما عشق و بیت و خانواده را بازی کردن بسیار مشکل است. در سکانسی از تئاتر که زن فاحشه بازی را ترک می کند دیگری به راحتی نقش او را بازی می کند اما وقتی رعنا نقش همسر عاشق را ترک می کند دیگران نمی توانند نقش او را به خوبی بازی کنند و همگان خواستار بازگشت رعنا هستند چون رعنا نقش همسری عاشق را بازی می کند، نقشی که در عالم واقعیت تحقق خارجی دارد لذا از عهده آن به خوبی بر می آید.

ق) نکته دیگر این است که اول طرفت را بشناس بعد او را به حریمت راه بده؛ رعنا با ناراحتی به عماد می گوید به اعتماد اینکه تو زنگ خانه را زده ای درب را باز کردم و به حمام رفتم اگر یک کلمه پرسیده بودم شما؟ این اتفاق نمی افتاد. باید بدانیم که فاصله حقیقت از تخیل می تواند فاصله عشق تا خیانت باشد.

نکات منفی فیلم:

نکته ای که نباید آن را از چشم دور داشت این است که برخورد عماد در مورد متجاوز اگرچه نسبتا عادلانه است اما شخصی است (عدالت شخصی)؛ هرگاه عدالت شخصی شود دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود. عدالت باید توسط مجری قانونی آن اجرا شود. حکم متجاوز در شرع و قانون مشخص شده است و هرگز حکمش آبروریزی و تنبیه بدنی و محبوس شدن در حمام و… نیست و حتی اگر هم باشد اجرای آن باید توسط مجری قانون باشد.

لذا نقص این فیلم شخصی کردن اجرای عدالت و دور زدن قانون است. البته در فیلم عماد بر پیگیری قانونی مساله تاکید می کند اما رعنا می گوید: «من نمی توانم آبروی ریخته شده ام را برای این و آن تعریف کنم». اما به هر حال روند فیلم بگونه ای است که مخاطب را بسوی عدالت شخصی (حداقل در مسائل ناموسی) سوق می دهد. باید در قانون سازوکاری تعریف شود که مردم در بیان مسائل ناموسی اعتماد لازم را داشته باشند و تبعات روانی آن به حداقل برسد و اگر چنین سازوکاری دیده شده اما متاسفانه اطلاع رسانی دقیقی صورت نگرفته است.

———————-

توضیح ندای اصفهان: نقدی متفاوت و پر کشش از حجت الاسلام والمسلمین آدرویش را خواندیم که شاید مشابه آن در رسانه ها یافت نشود. گفتنی است که پیش از این ندای اصفهان نقدی مخالف با این دیدگاه به قلم آقای حامد گلناری (منتقد سینما) منتشر کرده بود (اینجا) که البته چند صدائی و آزادی بیانِ افرادِ دلسوز و بیان اختلاف دیدگاه ها با حفظ اصول، از خط مشی های کاری ندای اصفهان است.

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

  1. نام ونام خانوادگی گفت:

    اینکه عدالت شخصی بشود و جنبه های اجتماعی تجاوز نادیده گرفته بشود،چیز کمی نیست
    به نظرم به نوعی کمک میکند تا تجاوز و ارتباطات نامشروع ،جنبه ی حرمت شرعی خود را از دست بدهند




    0



    0
  2. ناشناس گفت:

    ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی
    ترسم این نکته به تحقیق ندانی دانست




    0



    0
  3. حامد واعظ پور گفت:

    بسیار لذت بردم از نگاه توحیدی که به مسئله داشتید و با آزاداندیشی فیلم را تحلیل کردید.




    0



    0
  4. امین گفت:

    عالی عالی عالی احسنت به نویسنده فوق العاده بود




    0



    0
  5. ناشناس گفت:

    به نظر شما چرا از بین این همه فیلم ، این فیلم به جشنواره کن فرستاده شد و عجیب است که ۲ جایزه برد؟




    0



    0
  6. مهران آدرویش گفت:

    فیلمی تولید می شود و بخاطر خوش ساخت بودنش چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید بسیاری آن را تماشا می کنند. کنی ها دوست دارند فیلم را به نفع خودشان تمام کنند و پیامی را به مردم منتقل کند که خودشان دوست دارند
    حالا کسی آمده و سعی کرده به استناد بخش های مختلفی از فیلم، مردم پیام توحیدی و اخلاقی از فیلم داشته باشند
    آیا این خوب نیست؟




    0



    0
نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


فوری: استخدام مربی بینش مطهر (کلیک کنید)
فوری: استخدام مربی بینش مطهر (کلیک کنید)
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
سفریاران، بلیط ارزان هواپیما، تور گردشگری سراسر کشور
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
وعده صادق
وعده صادق
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز