پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۴:۱۵ - ۱۳۹۵/۰۶/۱۲

اهرم های مهم برای مرجعیت افکار؛

نقش سیاست در تدین

باید به دنبال پاسخ این سوال باشیم که جنگیدن در کدام عرصه برای اسلام بیشترین اثر را دارد و رها کردن کدام میدان بیشترین ضرر را به دیانت مردم می‌زند؟ اگر امر اهم را مقدم نداریم در این صورت از شیطان تبعیت کرده و ورود به بقیه عرصه‌ها خود نوعی اعراض از وظیفه و معصیت خدا محسوب می‌گردد

ندای اصفهان- حجت الاسلام احمد حاجیان (حوزه علمیه اصفهان)

وظایف شرعی انسان دارای اهمیت یکسانی نیستند و عرصه‌هایی که مومن باید برای تقویت حق و جنگ با باطل به آنها قدم نهد از لحاظ مقدار تاثیر در سرنوشت اسلام با یکدیگر اختلاف‌ زیادی دارند. در نتیجه این وظیفه شرعی مومن است که ابتدا با شناختن مهم‌ترین عرصه‌ای که می‌تواند در آن به اسلام خدمت کند، مردانه بدان قدم نهد و هیچ امر مهمی را بر این اهم مقدم ندارد که در این صورت از شیطان تبعیت کرده و ورود به بقیه عرصه‌ها خود نوعی اعراض از وظیفه و معصیت خدا محسوب می‌گردد. پس طبعا تلاش‌هایش در آنها نه هیچ سودی به حال آخرت وی داشته و نه کمک قابل توجهی به اسلام می‌کند.

نقطه اساسی هدایت و گمراهی بشر کجاست؟

در طول تاریخ بشریت همیشه بین حق و باطل جنگ و نزاع وجود داشته است. هدف از این جنگ عبد خدا بودن یا نبودن بندگان و در نتیجه سعادت یا شقاوت آنان است. جنگی که در آن دائما جبهه کفر به ریاست ابلیس رجیم سعی می‌کرده انسان‌ها را از عوامل سعادت و بندگی دور ساخته و با روش‌های خویش آنها را به سوی شقاوت و بدبختی سوق دهد و جبهه حق نیز به ریاست الله و پرچمداری انبیاء و جانشینان آنها در جهت مخالف به جنگ و تلاش مشغول بوده و سعی در به سعادت رساندن ابنای بشر داشته است.

در این بین جبهه ایمان و کفر همیشه سعی کرده‌اند از همه حربه‌ها برای غلبه بر طرف مقابل استفاده نموده و در هر میدانی که ممکن است بشر به اطاعت و انقیاد یا معصیت و گناه بیافتد به جنگ هم بروند و به همین دلیل جنگ میان حق و باطل هیچگاه میدان خاصی نداشته بلکه دایره این جنگ شامل همه حیطه‌های بشری شده است.

از این رو رد پای شیاطین انس و جن در همه جای زندگی بشر اعم از علم و صنعت و دین و رسانه و هر میدان قابل تصور دیگری مشهود است. این میدان ها و عرصه‌های مختلف باعث ایجاد جهاد‌های متناسب با خود شده و لغات جدیدی مثل جهاد فرهنگی، جهاد علمی، جهاد اقتصادی، جهاد سایبری و… را که همه تحت عنوان جنگ نرم جای دارند، وارد فرهنگ لغات سربازان آقا امام زمان نموده است.

اما از آنجا که این حربه‌ها و عوامل در اثر‌گذاری بر سرنوشت بشر یکسان نبوده و بعضی از آنها نسبت به بعضی دیگر بسیار موثرتر و کارسازتر بوده‌ و اصطلاحا نقش استراتژیک داشته‌اند، طبیعتا همیشه هر دو طرف معرکه بیشتر به دنبال در دست گرفتن چنین حربه‌هایی بوده و بیشترین سرمایه‌گذاری خود را برای کنترل و در اختیار داشتن آنها انجام داده‌اند.

لازم است اهل حق میزان اهمیت و اثر‌گذاری جهاد در هر حوزه ای را دانسته و به قدر اهمیت هر مقوله‌ای وقت و نفرات خود را در آن صرف نمایند؛ در غیر این صورت با توجه به اطلاع دقیق دشمن از این عوامل و برتری او در تعداد نفرات و قدرت مادی، شکست جبهه حق حتمی بوده و در هم کوبیدن دشمن برای ما غیر ممکن می‌گردد.

دشمنی پرنفوذ و پرحیلت

دشمن امروز دشمنی بسیار آگاه است. او از سویی در رأس خود ابلیس و فرزندانش را دارد؛ همویی که معلم ملائکه بوده و بر اساس روایات کاملا به رموز نابودی بشر آگاه است و او و قبیله‌اش ما را از جایی که نمی‌بینیم می‌بینند و به اسرار ما واقفند و سربازانش از انسان‌های کافر نیز با جمع‌آوری تجربیات چند هزار ساله در جنگ با انبیاء و اولیاء و مطالعات و تحقیقات عمیق سده‌های اخیر که اخبار آنها گاهی به گوش ما نیز می‌رسد نقاط حساس و استراتژیک ما را کاملا می‌شناسند و در تعیین اولویت‌های نبرد به هیچ وجه بدون محاسبه جلو نمی‌روند.

دشمن

از سوی دیگر او با در اختیار داشتن ثروت های پایان ناپذیر و انواع حیل شیطانی توانسته است حوزه نفوذ و تعداد نفرات خود را برای ضربه زدن به اسلام به حد سرسام‌آوری برساند مثلا امروز دشمن فرمانروای بلامنازع رسانه‌های جهان است و تا عمق خانه‌های متدینین از شیعیان ایران نیز نفوذ کرده و اثراتی که می‌خواهد را در جوامع می‌گذارد. در حوزه‌های علم، فناوری، نظامی، جاسوسی و… نیز نفوذ و توان دشمن بر کسی پوشیده نیست.

به همه این دلایل لازم است ما نیز با همین عده قلیل خویش و با توکل به خدای متعال ابتدا حساس‌ترین و سرنوشت‌سازترین میدان‌ها را شناخته و ابتدا در آنها به جنگ دشمن رفته و به مقابله با او بپردازیم. در غیر این صورت دشمن با دسترسی به مناطق و تنگه‌های حساس به زودی مناطق دیگر را نیز از چنگ ما در آورده و ما را نابود خواهد کرد.

پاسخ به یک سوال/ مرجعیت فکری

اولین وظیفه این است که به دنبال پاسخ این سوال باشیم که الآن جنگیدن در کدام عرصه برای اسلام بیشترین اثر را دارد و رها کردن کدام میدان بیشترین ضرر را به دیانت مردم می‌زند؟

با توجه به آیات و روایات متعدد و روشنی که در این زمینه وجود دارد و با رصد کردن واقعیات دنیای امروز به عنوان بخشی از این میدان جنگ و با مطالعه رفتار دشمن و زندگی‌های ملت‌ها عواملی که نقش اساسی در سرنوشت بشر داشته و امروز کنترلشان توسط کفر باعث تباهی بشریت شده است، متوجه می‌شویم نقش اساسی در سرنوشت این جنگ در اختیار دو عامل است و به همین دلیل است که در طول تاریخ انبیاء نیز همیشه بیشترین درگیری و نزاع در همین دو میدان‌ وجود داشته و اکنون نیز جنگ اصلی بر سر در اختیار داشتن همین‌ها جریان دارد.

عامل اول زمامداری افکار عمومی مردم است؛ اینکه مردم چگونه بیاندیشند قطعا سرنوشت سازترین عامل در زندگی آنهاست. البته اکثر الناس لایتفکرون و لا‌یعقلون‌اند طبیعتا از خود فکری نداشته و دائما تابع بزرگان جامعه خویشند. دقیقا به همین دلیل مهم‌ترین میدانی که ما باید تصرف کنیم میدان افکار مردم است. وقتی مرجعیت فکری اجتماع در اختیار کسی باشد، اوست که تعیین می‌کند چه کاری درست و چه کاری غلط است چه چیزی خوب و چه چیزی بد است؛ چه چیزی زیبا و چه چیزی زشت است؛ چه کسی حق و چه کسی باطل است. و با همین وسیله به راحتی مردمان را به هر سمتی که اراده کند می‌کشاند.

همیشه سران حق و باطل سعی در همراه کردن توده ها با خود داشته و فعالیت‌هایی چون مسخره کردن انبیاء در زمان گذشته و فرقه سازی و عالم‌سازی در زمان امامان معصوم و در اختیار گرفتن رسانه ها و ابزارهای ارتباط جمعی در زمان حاضر همه در همین راستا ارزیابی می‌شوند.

این مرجعیت فکری از ابتدای تاریخ تاکنون اکثرا در اختیار روسای مذهبی بوده است. و همیشه کسی می‌توانسته توده‌ها را با خود همراه سازد که پاسخی برای سولات انسان‌ها از سرنوشتشان پس از مرگ داشته است هر چند مثل امروزی این پاسخ چیزی جز نفی فیلسوفانه و به ظاهر علمی خدا و معاد نباشد. به همین دلیل است که در گذشته ائمه باطل مجبور بوده‌اند مردم را به عبادات و رسوماتی چون عبادت بتهاو یا سجده بر فرعون و … دعوت ‌نمایند‌. در دنیای کنونی نیز در هر دو طرف جنگ ائمه مذهبی ریاست را در اختیار دارند. امروز در یک طرف تشیع اصیل با محوریت ایران اسلامی و از سوی دیگر استکبار جهانی با ریاست خاخام‌های صهیونیست و به واسطه دانشگاه ها و رسانه‌های جمعی بزرگ در جهان به تلاش برای همراه ساختن افکار عمومی با خودشان مشغول هستند.

دومین عامل در تعیین سرنوشت ملت‌ها سیاست است. سیاست و قدرت سیاسی یعنی قدرت کنترل حرکات کلان اجتماعی؛ اینکه چه کسانی تصمیم گیرندگان اصلی در جامعه باشند دومین عامل موثر در سرنوشت دنیا و آخرت جوامع است. اثر سیاسیون در سرنوشت مردمشان به قدری زیاد است که بالاترین عامل در شخصیت عموم مردم چگونگی شخصیت سیاسیون است. امیر‌المومنین (ع) در این مورد می‌فرمایند: النَّاسُ بِأُمَرَائِهِمْ أَشْبَهُ‏ مِنْهُمْ‏ بِآبَائِهِمْ.[1] مردم به حاکمان خویش شبیه‌ترند تا به پدران خویش!

سیاست

رهبر حکیم انقلاب نیز سیاست‌های حاکم را نقطه اساسی در سرنوشت ملت‌ها دانسته و می‌فرمایند:

«امروز روحانىِ مسئول، روحانىِ آگاه، روحانىِ عالم وقتى نگاه میکند به جریانات سیاسى دنیا، می فهمد که نقطه‏ ى اساسىِ گمراهى کجاست و در مقابل آن، نقطه‏ ى اساسى هدایت کجاست. نقطه‏ ى اساسى گمراهى مردم دنیا و گرایشى که به سمت گناه و به سمت فحشا و به سمت ظلم و به سمت جنگ و به سمت برادرکشى، انسانها را سوق داده و کشانده، عبارت است از سیاست هاى حاکم بر دنیا.»

اگر حاکمان اراده نمایند تغییری در جامعه ایجاد کنند مردم را با تبلیغات، پول و زور به آن سو برده و چه بخواهند جامعه را به سمت بی‌عدالتی و فساد و بی‌دینی ببرند و چه بخواهند عدالت را برقرار کرده و مردم را به سوی پرستش خدا سوق بدهند هیچ کس ممکن نیست بتواند مانع آنها شود. سیاسیون طبیعتا همه عوامل کنترل جامعه یعنی پول، زور و تبلیغات را به راحتی در دست دارند.

سیاست به صورت طبیعی در اختیار رهبران فکری قرار دارد و کمتر پیش می آید در جامعه‌ای کسانی رهبریت سیاسی را داشته باشند که پیشوا و امام فکری جامعه نباشند. علت اینکه ما هم فکر مردم را اولین و مهم ترین عامل در سرنوشتشان دانستیم همین مسئله است. اگر کسی جز سیاسیون مرجع افکار مردم باشد قدرتش قطعا پایدار نخواهد بود چون رهبران فکری به خاطر داشتن همراهی توده‌های مردم اگر فقط بتوانند حرف خود را به گوش آنها برسانند دیگر از سیاسیون کاری بر نخواهد آمد. کما اینکه حضرت امام خمینی (ره) چون رهبر فکری مردم بودند و مردم ایشان را امام و رهبر خویش می‌دانستند توانست در مقابل سیاسیون فاسد پهلوی و اراده استکبار جهانی در محو اسلام عزیز، سد شده و ریشه حکومت طاغوتی شاهنشاهی را برای همیشه بخشکاند.

سکولاریزم و پلورالیزم

سران کفر و نفاق همیشه بعد از اینکه نتوانسته‌اند مرجعیت فکری را از روسای حق بربایند با بهانه های گوناگون سعی در مخالفت با ریاست سیاسی اهل حق داشته و با سلاح‌های مختلف سرد و گرم به مقابله با آن می‌پردازند. امروز نیز همین مخالفت‌ها جریان داشته و مهمترین عملیات سرد کفار در دنیای معاصر در این راستا دو نظریه سکولاریزم و پلورالیزم است که اولی با تقدس بخشی بیش از حد به دین (و از دسترس خارج کردن) و دومی با گرفتن مرجعیت فکری از سران مذهبی ریشه حکومت دینی را از بن می‌خشکانند.

جان کلام اینکه اولویت تلاش‌های دینی باید در جهت کنترل افکار عمومی و مدیریت کلان بر اجتماع باشد و امروز این امر با تسلط واقعی اهل حق بر اهرم‌های کنترل افکار جمعی یعنی دانشگاه‌ها، خبرگزاری‌ها، ماهواره‌، صدا و سیما و… از سویی و بر بنیاد‌های حکومتی از سوی دیگر امکان‌پذیر است.

سیاست در ایران/ وضعیت حوزه های علمیه

به حمدالله امروز در کشور ایران به مدد خدای متعال و جانفشانی‌های مومنین گذشته اصل و قالب حکومت دینی در اختیار اهل حق است ولی به دو دلیل هنوز نمی‌توانیم بگوییم امروز اسلام بر سیاست ایران حکمفرماست و اهل حق هنوز نتوانسته‌اند باطل را از میدان سیاست در ایران بیرون کنند.

حوزه‌های علمیه هنوز به میدان نیامده و به شکل بایسته به تولید علوم انسانی نپرداخته‌اند و باید دانست آنچه در حقیقت کشور را اداره و جهت‌دهی می‌کند نه رهبری است و نه مراجع تقلید و نه محتوای منابر سخنرانان جمعه و جماعات و نه بیانیه‌های سیاسی بسیجیان و دانشجویان و نه هیچ یک از این‌ها؛ بلکه در حقیقت این محتوای علوم انسانی است که زیربنای قوانین و ساختار‌های سیاسی بوده و این تفکرات مدیران و برنامه‌ریزان هر قسمتی از کشور است که سرنوشت جامعه را رقم می‌زند.

امروز حوزویان هر چه داد و فریادکرده و از غیر‌اسلامی بودن چیزی در کشور دم بزنند تا روزی که به صورت محکم و علمی و البته یکصدا جایگزینی برای علوم انسانی زیربنایی ارائه نکنند، کاری از پیش نخواهند برد.

بله ما اعتراف می‌کنیم که امروز متاسفانه بسیاری از ساختار‌ها و حتی قوانین کشور ما ‌با روح حاکم بر نظریات اسلام همخوانی ندارد. اما هر چقدر هم فقهای عزیز در شورای نگهبان قانون اساسی بر اسلامی بودن قوانین حساس و سخت‌گیر باشند اما به دلیل اینکه نظرات اسلام در مسایل اجتماعی هنوز از متون دینی استخراج نشده و هنوز حوزه به صورت یکصدا و یکدست نظامات سیاسی، اقتصادی، روانشناسی- تربیتی و به طور کلی نظرات اسلام در علوم اجتماعی-انسانی را به جامعه علمی کشور ارائه نکرده و نص صریحی از حوزه‌ها به صورت یکصدا در این موارد نرسیده شورای نگهبان مجبور است چیزی را که مخالفت واضحی با کتب فقهی رایج که متعلق به دهها و صدها سال پیش هستند ندارد غیر مغایر با اسلام اعلام کرده و مانع اجرای آن نشود. شورای نگهبان فقط زمانی می‌تواند در مقابل تصویب قوانین ناسالم مقاومت کند که مقاومت خویش را به کلیت حوزه استناد دهد.

البته در سالهای اخیر دلسوزانی از حوزه با تشخیص وظیفه به این سو رفته و با صرف نقد عمر خویش به نتایج درخشانی رسیده‌اند اما چون در خود حوزه بسیاری بی سوادن عالم‌نما از نظریات آنها انتقاد می‌کنند کلامشان در مجامع دانشگاهی اعتباری نداشته و ضربه‌ای به نظریات غلط دانشگاهی وارد نمی‌آید. نمونه این ضعف در تولید علم را در طرح شهرداری تهران برای تفکیک جنسیتی مشاهده کردیم و دیدیم که چگونه عده‌ای با حرف های به ظاهر علمی توانستند رسما با این طرح مخالفت کرده و موافقان نیز حرفی واحد برای زدن نداشته و در نتیجه کاری از پیش نبردند.

چند اعتراف/ انقلابی که هنوز محقق نشده

دومین دلیل ضعف اسلام در کشور ما عدم ورود حوزه‌های علمیه در میدان سیاست به خصوص میدان تبلیغات و رسانه‌های جمعی است. امروز هر چند کار‌های خوبی در حوزه رسانه شده اما رسانه ما هنوز با آنچه از او برای خدمت به اسلام بر‌می‌آید فاصله زیادی دارد و حوزه تاکنون نتوانسته صدا و سیما را در تبدیل شدن به دانشگاه عمومی که آرمان امام راحل بود جهت‌دهی کند. ما باید به گناه خویش در عدم ورود به رسانه و خالی کردن این میدان و دادن آن به دست اغیار و بی‌اطلاعان از حقیقت اسلام اعتراف کنیم. امروز مردم ما به دلیل تامین نشدن نیاز‌های خبری-تحلیلی و نیاز‌های روحی خویش به دامان رسانه های خبیث‌ترین مخلوقات عالم یعنی صهیونیست‌ها پناه برده و رابرت مرداک صهیونیست با خباثت و وقاحت تمام اعلام می کند تا بیست سال آینده خبری از غیرت در ایران نیست و رسما خبر از قورباغه‌پز شدن مردم ایران می‌دهد.

به عنوان مثال ما از ابتدای انقلاب تاکنون فیلم های خوبی در ترویج فرهنگ حجاب و محرم و نامحرم نساخته‌ایم که اگر ساخته بودیم امروز وضعیتمان این نبود بلکه صدها فیلم و سریال در این مدت خواسته یا ناخواسته به ترویج فرهنگ اختلاط و بی‌حجابی پرداخته و نحوه پوشش و برخورد بازیگران زن ما در مقابل نامحرمان در جلوی دوربین به شکلی بوده که امروز فرهنگ عمومی حجاب و حیا در متدینین ما نیز از اسلام فاصله زیادی دارد. تاکنون در جمهوری اسلامی یک فیلم ساخته نشده تا نوجوان ما با دیدن آن ترغیب به انتخاب مرجع تقلید و خرید و عمل به رساله عملیه وی شود.

در سایر مقولات فرهنگی مثل ساده زیستی، پرهیز از تنبلی، انس با عبادت، آموختن معارف دین و… نیز اوضاع تفاوت چندانی نداشته و فقط کافی است جوان ما چند روزی در مقابل تلویزیون [ماهواره یا فضای مجازی] نشسته و سری به سینما‌ها زده تا به کلی از فرهنگ اسلامی بیگانه گردد.

باید اعتراف کنیم در حقیقت هنوز حوزه‌های علمیه نتوانسته‌اند اهرم‌های مهم برای متدین کردن مردم را به دست بگیرند و انقلابی که در آن هم قالب حکومت و هم محتوای آن اسلامی شده باشد هنوز در ایران محقق نشده است.

رهبری عزیز در بیان این نیاز جدی نظام و مردم به حوزه‌‌ی علمیه و اینکه اصلا باقی‌ماندن نظام اسلامی بدون پشتوانه علمی و عملی حوزه ممکن نیست می‌فرمایند:

«عزیزان! طلاب جوان! فضلا! توجه کنید که حوزه‌ی علمیه – همان‌طور که امام(ره) مکرر فرمودند – قاعده‌ی نظام جمهوری اسلامی است و همه چیز روی این قاعده بنا شده و دوام خواهد یافت. این قاعده باید محکم باشد… و اگر قاعده متزلزل شد، طبیعتاً همه‌ی آنچه که بر او سوار است، تکان خواهد.»[2]

——————–

[1] بحار الأنوار (چاپ بيروت) ؛ ج‏75 ؛ ص46

[2] بیانات در مراسم بیعت طلاب و روحانیون 1368/03/22

برچسب‌ها: , , ,

مطالب مرتبط

  1. حسین گفت:

    حوزه علمیه باید در علوم انسانی به جایی برسد که دانشگاه جلویش لنگ بیاندازند.
    ولی حوزه سی سال است که به جز در موارد معدودی فقط درجا زده و وارد امور اساسی جامعه نشده است.

  2. بینام گفت:

    کاش به جای سیاسی زدگی ، سیاسی بشویم

  3. ناشناس گفت:

    به نظر شما مشکل اصلی , سیستم مالی حوزه نیست؟ همان حرفی که شهید مطهری زد و کسی گوش نداد.

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


خرید کتاب پولطلا؛ نظام پولی تمدن نوین اسلامی (تحریم گریز و تورم ناپذیر)
خرید کتاب پولطلا؛ نظام پولی تمدن نوین اسلامی (تحریم گریز و تورم ناپذیر)
بازی ایرانی منحصر به فرد سفیر عشق
بازی ایرانی منحصر به فرد سفیر عشق
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715