سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: اجتماعی
چاپ خبر
۱۸:۵۴ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۴
توانایی های اخلاقی یک انسان؛
 ویژگی­ های زیست­ شناختی و روان­شناختی مادر   

زنان قدرت بینایی در شب را دارند که با وظایف ایشان دربارة تغذیه نوزادان و آرام کردن آنان در شب هماهنگی دارد. زاویه دید زنان گسترده­ تر است و برای دیدن اشیای دور و نزدیک با درک جزئیات آماده شده­ اند. آنان در شعاع بزرگی از تاریکی و در فاصله نزدیک بسیار بهتر از مردان می­ بینند

ندای اصفهان- نجمه محمدی (کارشناسی ارشد مطالعات زنان)

اگر مادری را موقعیتی وابسته به بارداری، زایمان و مراقبت از فرزند بدانیم، ویژگی­ های مادرانه در هر دو جنبه زیست­ شناختی و روان­شناختی با نخستین بارداری پدید می­ آیند. در پژوهش ­های پزشکی استروژن و اوکسی توسین، هورمون­ هایی­ شناخته­ می­ شوند که موجب بروز رفتارهای مادرانه است. سطح این هورمون­ها در طول زایمان و پس از آن در مادران افزایش می­ یابد. هورمون پرولاکتین نیز برای همه جنبه­ های شیردهی لازم است. هورمون پروژسترون نیز که هورمونی زنانه به شمار می­ آید، در پیدایش احساس صلح و آرامش زنان باردار نقش دارد.

در همه گونه­ های حیوانات پستاندار، ماده­ ها زمان بیشتری را برای فرزندان صرف می­ کنند، اما انسان­ها در مقایسه با گونه­ های دیگر، وضعیتی متفاوت دارند. در بخشی از روایت معروف مفضل از امام صادق (ع) آمده­ است: نگاه کن به چهارپایان که چگونه مستقلاً به دنبال مادرانشان حرکت می­ کنند و نیازی به تربیت و نگهداری –آنگونه که فرزندان انسان نیازمند آن هستند– ندارند. این به آن خاطر است که مادران حیوانات مانند مادران انسان­ها دارای ملایمت، دانش تربیت، و توانایی تیمارداری فرزندان به وسیله ساختمان دست­ها و انگشتان نیستند. برای همین برپا ایستادن و استقلال به خود آن­ها واگذار شده­ است.

در همه دنیا زنان زمان بیشتری را برای مراقبت از نوزادان و کودکان (در آغوش گرفتن، ارتباط کلامی، آرامش بخشیدن و تربیت) صرف می­ کنند. هورمون پرولاکتین را هورمون محبت مادری می­ نامند. بر اثر آن، زن قدرت لازم را برای هرگونه فداکاری درباره فرزندش به دست می­ آورد.

مادر

زنان قدرت بینایی در شب را دارند که با وظایف ایشان درباره تغذیه نوزادان و آرام کردن آنان در شب هماهنگی دارد. زاویه دید زنان گسترده­ تر است و برای دیدن اشیای دور و نزدیک با درک جزئیات آماده شده­ است. آنان در شعاع بزرگی از تاریکی و در فاصله نزدیک بسیار بهتر از مردان می­ بینند.

از نظر برخی عصب­ شناسان، زنان به غم در چهره مردان حساس­ ترند و از این راه متوجه احساسات درونی آنان می­ شوند. شناخت حالات چهره و درک احساسات درونی افراد از آن، افزون بر آن که زنان را در همسرداری موفق­ تر می­ سازد، موجب می­ شود آنان هر لحظه از اطلاعات حیاتی مربوط به سلامت کودک آگاه شوند و از او مراقبت کنند.

بنابراین همدلی کردن و شیوه مادری زنان به رغم نظر برخی، میراث نسل اولیه بشر نیست، بلکه امری ذاتی است. زنان همواره نماد نگاه دارندگی بوده­ اند. این امور بر طبیعی بودن مادری صحه می­ گذارد.

تعریف مادری از نگاهی دیگر

از نگاهی دیگر می­ توان گفت هنگامی که یک زن مادر می­ شود همزمان احساسی از دلسوزی، نگرانی، مسئولیت­ پذیری و عشق به فرزند در او شکوفا می­ شود، مجموعه­ ای از ارزش­ هایی که می­ توان در یک کلمه آن­ها را «احساس مادرانه» نامید.

بدین ترتیب مادر تنها یک عنوان نیست که ما آن را به فردی خاص اطلاق کنیم و هویت جدیدی برای او قائل شویم، بلکه یک فعل است که نشان می­ دهد زن و مرد در چنین وضعیتی باید چه کارهایی انجام دهند و چه نوع مسئولیت­ هایی را قبول کنند.

از نگاهی دیگر، موضوع مادر بودن را باید در قالب آمادگی روانی یک زن برای پذیرش مسئولیت حفاظت و تربیت کودک نگریست. در دنیای غرب این تصور وجود دارد که مادر­شدن یعنی مراقبت از کودک و بخش عمده­ ای از وقت خود را به این کار اختصاص دادن و از بسیاری از لذت های زندگی چشم پوشیدن و در مقابل تحمل بسیاری از سختی­ها و رنج­ها، که این خود نوعی زندگی کردن است، شیوه­ ای از زندگی که علی­رغم تمامی سختی­ هایش بعضی از افراد آن را ارزشمند می­ دانند و از پذیرش مسئولیت­ های آن راضی هستند.

شاید آن­ها تصورات دیگری داشته­ باشند که دیگران نتوانند آن را درک کنند، مثلاً ممکن است مایل باشند بچه­ های بیشتری به دنیا بیاورند تا در سنین پیری از آن­ها حمایت کنند و عصای دستشان باشند، شاید هم دلایل دیگری داشته­ باشد.

اگر مادری فرزندان خود را در شرایطی سخت و دشوار بزرگ کرده­ باشد، این اقدام نوعی فداکاری محسوب می­ شود اما برای زنان طبقه کارگر و زنان سیاهپوست چنین امتیازی وجود ندارد زیرا همه آنان شرایط سختی دارند و بزرگ کردن فرزند در شرایط سخت و دشوار چیز مهمی نیست. از نگاهی دیگر زنانی که عنوان نامادری دارند هرچند در زمینه بزرگ­ کردن فرزندان خود تلاش بسیار زیادی بکنند و از خود مایه بگذارند باز هم عنوان «نامادری» در دیگران احساس تنفر ایجاد می­ کند، احساسی که توأم با بدرفتاری، بی­ توجهی و بی­ مسئولیتی آن­ها نسبت به فرزندانشان است.

در بسیاری از کشورهای در حال توسعه مادران به صورت فیزیکی از فرزندان خود جدا می­ شوند تا بتوانند جای دیگری از فرزندان زنانی که در کشورهای پیشرفته زندگی می­ کنند نگهداری نمایند، آن­ها برای تأمین مخارج زندگی خود مجبور به انجام این کار می­ شوند، در حالی که به صورت قلبی از آن رضایت ندارند و این موضوع در بسیاری موارد آن­ها را رنج می­ دهد اما تصور دیگران از این اقدام آنان فداکاری یا گذشت و ایثار نیست بلکه آنان را متهم می­ کنند که مادرانی بی­ توجه و بی­ عاطفه بوده و برای دریافت پول و کسب درآمد فرزندان خود را به حال خویش رها کرده­ اند، بنابراین می­ توان گفت رفتار یک زن به عنوان مادر همواره از نظر اخلاقی مورد ارزیابی و قضاوت دیگران واقع می شود.

مادری در متون فمینیستی

درباره مادری دیدگاه­ های متفاوت و حتی متضادی میان فمینیست­ ها وجود دارد. فمینیست ها­ی آغازین مانند فرانسیس ویلارد و مری ولستون کرافت به نقش مادری زنان اعتراضی نداشتند؛ اگرچه برخی از آنان مانند کرافت معتقد بودند رشد علمی و عقلانی زنان به آنان کمک می­ کند همسران و مادران بهتری باشند. آن دسته از زنان اخلاق زنانه یا مادرانه را می­ ستودند، ولی رفته رفته دیدگاه­ های انتقادی به نقش مادری زنان میان فمینیست­ ها پدید آمد.

سیمون دوبوار و شولامیت فایرستون بر چیدن بساط مادری را به شکل کنونی اش عامل مهمی در تغییر جامعه می­ دانستند. فمینیست­ های لیبرال (ثانویه) تقدس نقش مادری را ساختگی و عاملی مهم در پیدایش مشکلات مربوط به این نقش برای زنان به شمار می­ آورند. فمینیست­ های سوسیالیست معتقدند مادری از آن روی مشکل­ ساز است که قدرت اقتصادی به دست مردان است و در این وضعیت اقتصادی زنان مادر می­ شوند.

فمینیست­ های رادیکال نگاهی دوگانه به مادری دارند. از نظر آنان مادری هم منبعی از ارزش ها و ویژگی­ های خاص زنان و هم شکلی از سرکوب آنان است که مرد­سالاری آن را نهادینه کرده­ است. از آن­جا که مسئله «بدن» در تحلیل­ های رادیکالی فمینیست­ ها بسیار مهم است، مادری زنان به گونه­ ای نشان دهنده تسلط مردان بر زنان و با مسائلی مرتبط است که به محدود ساختن فرصت­ های زنان می­ انجامد.

میان فمینیست­ های منتقد مادری، برخی آن را امری زیست­ شناختی می­ دانند. آنان معتقدند «قدرت تولید مثل زنان (بارداری و زایمان) موجب می­ شود زنان مسئولیتی ویژه را در رابطه با فرزند بپذیرند. همین مسئله از نظر آنان موجب می­ شود که مردان زنان را به بند بکشند. پس مادری عاملی برای استثمار و فرودستی زنان می­ شود. راه حل کسانی مانند فایرستون برای حل این مشکل، رهایی زنان از بند تولید مثل است»!

فمینیست­ های روان­کاو گروهی دیگرند که درباره مادری اظهار نظرهایی کرده­ اند. آنان تحلیل های متفاوتی دارند. یکی از چهره­ های مشهور این گروه، نانسی چودروف است. وی معتقد است «مادری زنان ریشه بیولوژیک ندارد. اگر مردان در امر مادری دخالت کنند و مسئولیت مساوی را با زنان در اینباره بپذیرند، مادری کردن زنان به نهادی زنانه تبدیل نمی­ شود و همواره بازتولید نمی­ گردد.»

میان فمینیست­ های رادیکال کسانی وجود دارند که برای حل این مشکل مدعی­ اند باید میان قابلیت طبیعی بچه­ دار شدن و نقش اجتماعی مادر تمایز قایل شد. این فرض که زنان چون بچه می­ زایند بچه­ داری هم خواهند کرد درست نیست؛ یعنی مادری را باید نقشی اجتماعی به شمار آورد که می­ بایست میان پدران و مادران به طور مساوی تقسیم یا به فرد دیگر یا مؤسسه­ ای واگذار شود.

گذشته از منتقدان مادری، فمینیست­ هایی نیز وجود دارند که از مادری دفاع می­­ کنند. این گروه کسانی­ اند که برای زن بودن و مادر بودن ارزش قایل­ اند. دلیل این ارزش­گذاری نیز اعتقاد به تفاوت­ های ذاتی میان زن و مرد است. رهیافت آنان در واقع به مباحث علم اخلاق مربوط می­ شود. آنان اخلاق مراقبت را اخلاق زنانه یا مادرانه می­ خوانند. اهمیت یافتن مادری از نظر اخلاقی پس از پژوهش­ های کارل گیلیکان جنبه تحلیلی و علمی یافت. دراین نگرش که به تفاوت اخلاق مردانه و اخلاق زنانه قایل است، ارتباط خوب میان مادر فرزند را الگوی اطمینان بخش هر ارتباط می­ داند.

توضیح آنکه اغلب تعامل­ها و روابط انسانی میان کسانی رخ می­ دهد که ارباب رجوع، پزشک و بیمار و کارفرما و کارگرند. این­گونه تعامل را رابطه غیر­ متوازن می­ نامند. از نظر تحلیل­گران فمینیست، بهترین مدل برای این روابط، رابطه مادر–فرزند است. دراین رابطه، مادران بیشترین علاقه را نثار فرزندشان می­ کنند؛ به او آموزش می­ دهند و از وی مراقبت می­ کنند. بنابراین گسترش این الگو به دیگر رابطه­ های غیر­متوازن یک ضرورت است؛ یعنی کارفرماها، استادان، متخصصان و پزشکان باید به همین گونه با طرف رابطه خود برخورد کنند؛ به او بلاعوض مهر بورزند و دلسوزانه وی را آموزش دهند. بنابراین تجربه مادری در زنان تجربه­ ای ارزشمند به شمار می­ آید. از مدافعان این نظریه، ویرجینیا هلد (۱۹۹۲) و کارولین ایتسبک (۱۹۷۴) و سارا ردیک (۱۹۸۰) هستند.

در مجموع، نگرش فمینیستی به تحقیر نقش مادری دامن زد. زنان در اثر القاهای فمینیستی احساس کردند کارِ خانه و پرورش فرزند چندان مهم نیست. این نگرش متأثر از برتری کارهای مزدی، مادری را به منزله کاری رایگان پست شمرد.

ویژگی­ ها و مولفه­ های مادری

مادران در قیاس با غیر­مادران شخصیت تکامل یافته ­تری دارند. دلیل این مسئله نیز توانایی های اخلاقی­ ای است که در خلال مراقبت یک انسان، از دوره بارداری تا دوره­ های بالاتر، به دست می­ آورند.

حلم و بردباری یکی از این ویژگی هاست. «کنار آمدن با وضعیت بارداری، آن هم با افزایش روحیه نشاط و محبت غریزی فراتر از تحمل است. تحمل آدمی را می­ فرساید، ولی بردباری، رفتاری فعال است که انسان را هر لحظه در موقعیتی برتر قرار می­ دهد. شخص بردبار در واقع اختیار وضعیت را در دست می­ گیرد و با پذیرش آن –همان­گونه که هست– موقعیت را برای پیشرفت و گام بعدی فراهم می­ کند. در همه موقعیت­ها این مادر است که باید خود را با وضعیت جنین، بارداری، زایمان و مسائل پس از آن و نوزاد پیش­ بینی ناپذیرش هماهنگ کند.»

از این­جا است که ویژگی­های بعدی پیدا می­ شوند. انعطاف­ پذیری یکی دیگر از آن مولفه­ هاست. «هر انسان برای زندگی در فضای خانواده و اجتماع به حدی از انعطاف پذیری­ نیازمند است. انعطاف­ پذیری ناشی از واقع­ بینی، نتیجه­ های فراوانی دارد. مادری این صفت را به طور طبیعی برای زنان ایجاد می­کند.»

ویژگی دیگر بخشش است. «توانایی بخشش از عالی­ ترین ویژگی­های انسانی و الهی است. مادران با کودکانی که پیوسته در حال ارتکاب اشتباه­ اند، این فضیلت را تمرین می­کنند. هرچه آدمی بیشتر ببخشد، اندوه انباشته شده کمتری خواهد­داشت و ضریب خشونت وی پایین می­ آید. البته به آن شرط که بخشش با رضامندی همراه باشد. این گونه از بخشش همان است که در رویارویی با کودک رخ می­دهد.»

ویژگی دیگری که زنان از مادری خود درمی­ یابند، دسترسی به راه حل­های فوری حل مشکلات است. از آن­جا که خانواده نمی ­تواند عرصه مشاجرات طولانی مدت و ناراحتی­ های مدید باشد، مادران همواره درپی یافتن راه­ حل­های زودبازده برای مسائل فرزندان خویش­ اند. این ویژگی موجب می­ شود مادران همیشه میانجی خوبی در خانواده باشند. میانجی­ گری از ویژگی­ های مثبت در جامعه انسانی است؛ به ویژه زمانی که شخص در پی حل اختلاف اعضای خانواده یا گروه خویشاوندان باشد.

این ویژگی­ ها همواره برای مادران ارزش معنوی داشته­ اند. به تعبیر دیگر «شاید زنان در موقعیت مادری و فیزیکی در شرایط ستم­دیدگی قرار داشتند، ولی از نظر متافیزیکی و معنوی جایگاه برتری داشتند. این وضعیت برتر به آن­ها احساس رضایت می­ داد که علیه موقعیت مادری نشورند».

(ادامه دارد…)

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

  1. مریم گفت:

    خداوند زنان را مادر خلق کرده است و تحقیر مادر بودن، خیانت به انسانیت است…




    0



    0
  2. ناشناس گفت:

    هیچ چیز سر جایش نیست. از دید مالی زنان با گرفتن مهریه و نفقه و … کاملا بی نیاز از مال می شوند. ولی الان با مهریه کاری کرده اند که کسی توانایی پرداخت ان را ندارد و از پرداخت ان فرار می کنند. در بحث نفقه توقع را بالا برده اند و در بقیه موارد هم همینطور. وقتش نشده به دستورات اسلام عمل کنیم؟




    0



    0
نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق