دوشنبه ۰۲ مرداد ۱۳۹۶
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۹:۴۸ - ۱۳۹۵/۰۶/۰۴
کانون توطئه!
 بازخوانی مقاله بلند «نشت نشاء» نوشته رضا امیرخانی…   

کافی است کمی ذوق داستان نویسی داشته باشی و از جامعه شناسیِ فرایندِ فرار مغزها هم سر در نیاوری، آنگاه راحت می توانی عنوان بسازی... استاد دانشگاه صنعتی شریف رئیس باند زیرزمینی فرار مغزها بود. این باند با شستشوی مغزی دانشجویان، آنها را به ادامه تحصیل در امریکا ترغیب می کرد...

ندای اصفهان- حسین زمانی

کتاب نشت نشا (جستاری در پدیده فرار مغزها) عنوان مقاله‌ای از رضا امیرخانی داستان نویس شهیر ایرانی است که در آن به بررسی پدیده فرار مغزها و عوامل آن می‌پردازد.

امیرخانی که خود در درجه اول فارغ التحصیل دبیرستان علامه حلی تهران (استعدادهای درخشان) و در درجه بعد فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف است به خوبی پدیده مهاجرت نخبگان را از نزدیک درک کرده است و به شرح ریشه های مساله می پردازد. این کتاب در سال ۱۳۸۰ هجری شمسی توسط انتشارات قدیانی به چاپ رسیده‌است.

در ادامه قسمت مهم و جالبی از این کتاب را می خوانیم که نمونه هایی از نگاه رایج خرد غیرمساله ای به پدیده نشت نشاء است.

***

کانون توطئه…

چرا راه دور برویم؟ زمانی که من درس می خواندم فقط المپیاد ریاضی و فیزیک ساخته شده بود، هنوز خبری از المپیاد شیمی و کامپیوتر و زیست و ادبیات و نجوم و مسابقات جهانی بیخ دیواری و الخ نبود. از میان شش نفر تیم المپیاد ریاضی، پنج نفرشان در کلاس ما بودند و از میان پنج نفر المپیاد فیزیک سه نفرشان. از پنج نفر المپیاد ریاضی یکی شان که بیشتر رفیق مان بود در سانحه ای نامعلوم جان سپرد. دیگری هنوز در ایران درس (ن)میخوانَد و سه تای دیگرشان در امریکا و کانادا درس می دهند. درست مثل سه تا رفیقِ فیزیکی مان. پس می توانیم بگوییم مساله نشت نشاء (فرار مغزها) با المپیادی ها ارتباط وثیقی دارد. البته از آنجایی که این بچه ها در دبیرستان علامه حلی تهران وابسته به سازمان ملی برورش استعدادهای درخشان درس می خواندند، می توانیم بگوییم فرار مغزها با سازمان ملی الخ ارتباط وثیقی دارد. از طرف دیگر همه ی این بچه ها بدون کنکور وارد دانشگاه شدند و همگی دانشگاه صنعتی شریف را برای ادامه ی تحصیل انتخاب کردند، پس می توانیم بگوییم فرار مغزها با صنعتی شریف ارتباط وثیقی دارد…

همه ی مقالات و شبهِ مقالاتی که درمورد مساله ی فرار مغزها نگاشته شده است پیرامون یکی از این سه محدوده نگاشته شده است. سال ۸۷ یک هو سه چهار تا روزنامه گیر دادند به استعدادهای درخشان، دلیلش هم روشن بود: تهِ کار جناحی سیاسی در اوج بیا و برویی که داشتند فکری شده بودند که استعدادهای درخشان را جوری زیر اخیه بکشند تا مدیریتی از خودشان بگذارند و اگر نشد نظارتی از خودشان و اگر نشد آجرهم الله (نانهم) جمیعا…

3191922542653887206

یکی از مسئولانِ آموزشِ المپیادی ها که داوطلب شد برای نمایندگی مجلسِ ششم، باب مساله ی ارتباط المپیادی ها و فرار مغزها مفتوح شد تا نقشِ باشگاهِ دانش پژوهانِ جوان در این قضیه روشن شود و از آنجایی که دکتر سهراب پور مرد بسیار شریفی است هنوز از رابطه ی صنعتی شریف و فرار مغزها چندان صحبتی نشده است. ان الله مع الصابرین…

کافی است کمی ذوق داستان نویسی داشته باشی و از جامعه شناسیِ فرایندِ فرارمغزها هم سر در نیاوری- از استعدادِ کارِ ژورنالیستیک هم که همگان در این ملک به صورت فطری برخوردارند- آنگاه راحت می توانی عنوان بسازی… استاد دانشگاه صنعتی شریف رییسِ باندِ زیرزمینی فرارِ مغزها بود. این باند با شست وشوی مغزی دانش جویان، آنها را به ادامه تحصیل در امریکا ترغیب می کردند. یا مثلا ۵۰% -اصلا کی به کیست؟ ۹۰%- فارغ التحصیلان سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان در خارج از کشور تحصیل می کنند. یا مثلا راهکار دَهی که باید همه ی المپیادها را در داخلِ کشور برگزار کرد، چراکه شستاد درصدِ المپیادی ها بعد از سفر به خارج برای آزمونِ المپیاد حالی به حالی شده اند و حالت فرارِ مغزها بهشان دست داده است و بعدها برای ادامه تحصیل به خارج از کشور سفر کرده اند… و عناوینی نظیر اینی که به وفور در مطبوعات یافت می شود… نامه های مخفی پذیرش، دختران زیبارو در قالب آموزش زبان، مهمانی های علمی و الخ…

بعضی راه حل های مطبوعاتی مقابله با نشت نشا را اگر در پدیده مشابهِ انتقالِ فوتبالست ها بازتولید کنیم به این نتیجه می رسیم که باید پای فوتبالیست ها را قلم کرد تا هیچ وقت هوسِ رفتن به لیگ های خارجی به مخیله شان خطور نکند، راهِ عملی و بدون ریسک…

نشت نشاء یک پدیده زیرزمینی نیست

نشت نشاء یک پدیده زیرزمینی نیست. فقط محدود به کشور ما هم نیست. چین و هند و پاکستان هم سال هاست که گرفتارِ این معضل هستند و نیروهای دانشگاهی شان عمدتا در غرب مشغول به تحصیل اند. نه فقط کشورهای آسیایی که امروز اروپایی ها نیز از مساله مهاجرت مغزها می نالند. دانشگاهِ سوربون فرانسه، پایه حقوقی بسیار پایین تر و امکاناتی بسیار کمتر از یک دانشگاهِ درجه دو امریکایی دارد، پس خیلی غریب نیست که اساتید و دانشجویانِ سوربون و اکسفورد و سایرِ دانشگاه های اروپایی، جل و پلاسشان را جمع کنند و آرام آرام بن کن کنند به سمت ینگه دنیا…

بسیار بامزه تر آنکه همین عبارت فرار مغزها (یا نشت مغز) را داخل ایالات مرکزیِ فقیرتر به سمت «سیلیکون ولی» در غرب یا بوستون هم دارند که به مراتب پول دارترند. مساله زیرزمینی نیست، در آن مافیایی وجود ندارد، حرف درآورده ایم که باندهایی زیرزمینی برای بچه ها پذیرش می فرستند و خودمان هم باور کرده ایم بچه ها سر و دست می شکنند برای رفتن… بگذار مسوولان آگاه بخوانند دانشحویِ سال سه شریف اگر اپلیکیشن فرم دستش نباشد، یا برای تافل لغت حفظ نکند، یا مشنگ است، یا فقیر است، یا پخمه. بگذریم که امروز با رونق تدریس خصوصی و موفقیتِ تضمینی در آزمون سراسری و رقابتِ مدارسِ غیر اتفاعی، دانشجوی فقیر در شریف پیدا نمی توان کرد… بسیار هم طبیعی است که مغزها از چنین مجموعه هایی بن کن شوند به سمت غرب؛ خیال می کنید به جای سازمان ملی پرورشِ استعدادهای درخشان از سازمان ملی پرورشِ عقب افتاده نیروهای فکری فرار می کنند؟ یا مثلا به جای برگزیدگان المپیادها مردودی های پایه دوم دبیرستان باید پذیرش بگیرند؟ یا به جای دانشگاه صنعتی شریف، واحد گاگول تپه دانشجوی دکترا بفرستد به خارجه؟ بدیهی است که فرارِ مغزها از چنین مجموعه هایی صورت می گیرد. آیا می توانیم خرده بگیریم که چرا فوتبالیست های موفق ما به لیگ های اروپایی می روند؟ انتظار داریم بازیکنِ ذخیره لیگ دسته دو از تیم آتش نشانی بلند شود و برود وسط بوندس لیگا؟ اگر این جور بود که می شدیم برزیل و مالیاتِ دستمزدِ فوتبالست هامان تنه می زد به صادرات قهوه…

نشت_نشا

استیون اسپیلبرگ فیلمی به نام آمیستاد (Amistad) ساخته است.

این فیلمِ سفارشی برای تخفیفِ معضلِ بحرانِ هویتِ سیاهانِ امریکایی به روی پرده رفت. پژوهش های چندساله ای مسئولانِ ایالاتِ متحده را به این نتیجه می رساند که نا امیدی، فقرِ اقتصادی و فرهنگیِ سیاهان که موجد معضلاتی جدی برای جامعه امریکاست، از بحرانِ هویت آنها ناشی شده است به همین دلیل در فعالیت های اجتماعی، راهکارِ رواجِ تورهای مسافرتی به افریقا برای سیاهان را آزمودند و در عرصه ی فرهنگی چنین فیلمی ساخته شد…

(تورهای مسافرتی با همکاریِ شرکت هایی فریبکار راه افتاده بودند. شرکت ها در حقیقت همان نسابه های دوران جاهلیِ خودمان هستند، اما نه مسلط به علم الانساب. دسته دسته سیاهپوست ها به این شرکت ها می روند فرمی پر می کنند و نامِ پدر و پدربزرگ و بعد هم پولی می دهند تا شرکت ها برای آنها رسما هویت سازی کنند که مثلا جد و آبائت اهلِ روستایی بوده اند در کنیا، فلان سال با فلان کشتی به فلان ایالت آورده شده اند و قس علی هذا…)

اما فیلم آمیستاد پشتوانه ای بود برای تقویتِ بنیه ی فرهنگیِ این جبهه؛ فلیمی که سفر چند برده شورشی را از غرب به شرق نمایش می دهد. زمانی که کشتیِ آمیستاد بنادر اسپانیا را به مقصد امریکا ترک می کرد، تجارِ برده آنها را در غل و زنجیر می کردند و از پیرها و لاغرها و بیمارهای شان هم نمی گذشتند.

امروز قضیه متفاوت است

اما امروز قضیه متفاوت است؛ آمیستاد گنجایشش محدود است و بردگان فراوان، پس تجار دست به انتخاب می زنند. چاق ها، سالم ها و باهوش ها را سوا می کنند، کسانی که ارزشِ بیشتری داشته باشند. امروز امریکا به نیروی کار با تخصص بالا نیاز دارد، به نیروهای سخت کوش نیاز دارد، به تیزهوشانی از جنسِ پیشرفته تحصیلی نیاز دارد، نیاز به کارگرانی باهوش و مبدع دارد تا چرخ هایش را بچرخاند… سرکنسول برای همین توی سفارتخانه می نشیند به مصاحبه. امروز بردگانند که برای سوار شدن به کشتی سر و دست می شکنند… اگر انفعال خود را در قضیه ی نشت نشا متوجه می شدیم و می دیدیم که سرکنسول است که مهاجران را سوا می کند، در می یافتیم که در تفاخر به سطحِ تحصیلیِ ایرانیان مقیمِ امریکا چه مغالطه ای نهفته است… و البته عروسک چرخانِ همان سرکنسول، نشتِ نشا را به مثابه یک پدیده کلان، بسیار بهتر درک می کند پس مداوم سعی می کند تا ظرف ها را تکان دهد که نشتی بیشتر شود پس نباید منتظر خاورِمیانه ای آرام باشیم…

و البته قرار است این مقاله به ظرف و نشتیِ آن بپردازد، نه به محیط پیرامونِ ظرف.

…شقشقه هدرت…

برچسب‌ها: , , , , , ,

مطالب مرتبط

  1. علی عابدی گفت:

    اگر مسئولین کشور، قدر سرمایه های ملی و نیروی انسانی را می دانستند، نخبگان تمایلی به خروج از کشور نداشتند. ما خودمان آنها را فراری می دهیم!!!




    0



    0
  2. اکبر تاج گفت:

    تو رشته کامپیوتر اگه دانشجوها گیر سربازی نبودن ، خودخوان یا با رفتن به مراکز اموزشی خصوصی به روز چند برابر پیشرفت می کردن ولی حیف که معافیت تحصیلی دادن در انحصار دانشگاه است.
    اگه مشکل انحصار معافیت تحصیلی حل میشد ، مشکل اکثر رشته های تحصیلی حل نمیشد؟




    0



    0
نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


ثبت نام حوزه دانشجویی
ثبت نام حوزه دانشجویی
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری چشمه سار
پایگاه خبری چشمه سار
اصفهان شرق
اصفهان شرق
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق