شنبه ۰۹ اسفند ۱۳۹۹
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۶:۵۹ - ۱۳۹۵/۰۵/۰۸

اختصاصی ندای اصفهان- به قلم بانو علویه همایونی

زن مظهر خلاقیت الله (بخش اول)

بین اهل منطق مشهور است که «نتیجه، تابع اخس مقدمتین است»، بنابراین، اگر به فرض محال، تصور شود که بین انسان های اولیه؛ یعنی حضرت آدم و حوا تفاوتی بوده است یا یکی از آنان ذاتا از جهت انسانیت، ناقص و ناتمام بوده، باید تا قیامت، انسان کاملی به وجود نیاید

به گزارش ندای اصفهان، بانو علویه همایونی از اساتید پیشکسوت حوزه و شاگرد بانو مجتهده امین است، که در ۱۰تیرماه ۱۳۹۵ در سن 99 سالگی به علت کهولت سن در اصفهان درگذشت. مقام معظم رهبری در پیامی به همایش «زن نمونه و موفق از دیدگاه اسلام» (فروردین ۱۳۹۰) که در تجلیل از چهره ماندگار زینت السادات علویه همایونی برگزار شد از وی یاد و تجلیل کردند.

متن زیر برگرفته از فصل اول کتاب «زن مظهر خلاقیت الله» به قلم ایشان است که در ۲۴۰ صفحه منتشر شده است. موضوع این کتاب دوجلدی شخصیت و وظایف زن بوده که در سال ۱۳۷۰ به تشخیص خود ایشان هر دوجلد ادغام می شوند و در سال ۱۳۸۹ این کتاب به همت انتشارات گلبهار تجدید چاپ می گردد.

***

بخش اول: ماهیت زن

«یا اَیُّها النّاسُ اتَّقُوا ربَّکُمُ الُّذی خَلَقَکُم مِن نَفسٍ واحِدَهٍ وَ خَلَقَ مِنها زَوجَها وَبَثَّ مِنهُما رِجالاً وَ نِساء…[9]»؛ «ای مردم از مخالفت پروردگارتان بپرهیزید همان کسی که همه شما را از یک انسان آفرید و همسر او را نیز از جنس او خلق کرد و از آن دو، مردان و زنان فراوانی (بر روی زمین) منتشر ساخت».

به طوری که از کتاب لغت استفاده می شود، نفس شیء، عین آن است؛ مانند: «جائنی فلان نفسه و عینه» اگرچه مصداق استعمال این دو کلمه مختلف است، ولی هر دو در یک معنا به کار برده می شوند. و مراد از نفس انسان، چیزی است که انسان به واسطه آن، انسان است و مجموع جسم و روح انسان را شامل می گردد. و از ظاهر عبارت چنین استفاده می شود که مقصود از: «نَفسٍ واحِدَهٍ» آدم و از: «زَوجَها» همسر او است. و اینان پدر و مادر نسل انسان کنونی می باشند. و ما از آنان هستیم و طبق آنچه از ظاهر قرآن مجید استفاده می شود، انسان های کنونی همه از نسل آن پدر و مادر هستند و به آنان منتهی می شوند؛ چنان که قرآن کریم در این باره می فرماید:

«یا بَنی آدَمَ لا یَفتِنَنَّکُمُ الشَّیطانُ کَما اَخرَجَ اَبَوَیکُم مِنَ الجَنَّه[10]»؛ «ای فرزندان آدم، شیطان شما را فریب ندهد، همان طور که پدر و مادر شما را از آن بیرون کرد».

بنابراین، آیه در مقام این است که بفهماند شما در اصل و حقیقت انسانیت یکی هستید و فرقی بین زن و مرد و کوچک و بزرگ و توانا و ناتوان شما نیست و نباید به یکدیگر اجحاف نمایید و افراد زیادی که در زمین پراکنده و منتشر هستند اصل و حقیقت آنان یکی است و از جهت ماهیت فرقی ندارند.

مظهر خلاقیت الله

پس آیاتی که می فرماید:

«خَلَقَکُم مِن نَفسٍ واحِدَهٍ وَ خَلَقَ مِنها زَوجَها[11]»؛ «او شما را از یک نفس آفرید و همسرش را (باقی مانده گل) او خلق کرد».

و: «خَلَقَ لَکُم مِن اَنفُسَکُم ازواجاً…[12]»؛ «همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید»؛ گویای آن است که اصل و حقیقت انسان یکی است و باید خدا را در نظر داشته باشند و از او پروا کنند و برای سعادت و پیشرفت یکدیگر کوشش نمایند و مزاحم و سد راه یکدیگر نباشند.

مخصوصا با توجه به واژه تقوا در آیه اول، دانسته می شود که باری تعالی با این کلمه هشدار داده است که نباید به یکدیگر تعدی و تجاوز روا داریم؛ زیرا همگی فرزند یک پدر و مادر؛ یعنی آدم و همسرش که از جنس خود او است می باشیم و تماما به آن دو نفر منتهی می شویم.

پس، از این آیات نتیجه می گیریم که تفاوتی بین آن زن و شوهر نبوده، بلکه فهمیده می شود که زوج او از جنس خود او است و این همان معنایی است که در ضمن حدیثی به آن اشاره شده است:

«حوا، از بقیه گل آدم آفریده شده»؛ زیرا اگر تفاوت کلی باشد گرچه جنس آنان هم یکی فرض شود، دو نوع متفاوت و متغایر خواهند بود، مانند انسان و انواع حیوانات دیگر که جنس آنان یکی است.

چگونه ممکن است آدمی که خدای تبارک و تعالی درباره وی فرموده است:

«… خَلَقتُ بِیَدَیَّ…[13]»؛ «با قدرت خود، او را آفریدم».

و خطاب به ملائکه:

«فَاِذا سَوَّیتُه وَ نَفَختُ فِیهِ مِن رُوحی فَقَعوا لَهُ ساجِدِین[14]»؛ «هنگامی که کار آن را به پایان رساندم و در او از روح خود (یک روح شایسته و بزرگ) دمیدم، همگی برای او سجده کنید».

آرامش روحی او را با مواصلت موجودی که ذاتا با او متفاوت و از نوع دیگر است، تامین نماید؟

«خَلَقَ لَکُم مِن اَنفُسَکُم ازواجاً لِتسکُنوا[15]»؛ «همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید».

در صورتی که اگر چنین باشد باید به وحشت و ناراحتی او بیشتر افزوده گردد تا به سکونت و آرامش او. وانگهی دلیلی ندارد که خدای تبارک و تعالی با وجودی که خلقت انسان را مستقیما و بدون واسطه به خود نسبت می دهد و خود را به آیه مبارکه: «فَتَبارکَ اللهُ اَحسَنُ الخالِقین[16]»؛ «پس بزرگ است خدایی که بهترین آفرینندگان است»، می ستاید، زوج او را ناقص خلق نماید[17]؛ زیرا چنان که ظهور کمالات بدون علت غیرممکن است، فرض نواقص هم بدون علت ممکن نیست. و بالاخره اگر حضرت آدم علیه السلام را انسان کامل فرض کنیم، ممکن نیست بتوانیم بین حوا و حضرت آدم سلام الله علیهما فاصله ذاتی و ماهوی تصور نماییم مگر آنکه دلیلی برای آن داشته باشیم.

بین اهل منطق مشهور است که «نتیجه، تابع اخس مقدمتین است»، بنابراین، اگر به فرض محال، تصور شود که بین انسان های اولیه؛ یعنی حضرت آدم و حوا تفاوتی بوده است یا یکی از آنان ذاتا از جهت انسانیت، ناقص و ناتمام بوده، باید تا قیامت، انسان کاملی به وجود نیاید. و اگر بگوییم این نقیصه شامل انسان های ذکور (مردها) نمی شود و فقط مربوط به انسان های اناس یعنی زن ها است، باید انسان کاملی به نام «زن» در دنیا پیدا نشود و در صورتی که قرآن مجید که در قضیه مباهله، شرط اساسی مباهله را اجتماع سه رکن عالم انسانیت قرار داده[18]، یکی از ارکان آن را «نسائکم» تعیین فرموده است.

این قرآن است که می فرماید:

«وَ قُلنا یا آدَمُ اسکُن أنتَ وَ زَوجَکَ الجَنَّهَ وَ کُلا مِنها رَغَداً حَیثُ شِئتُما وَ لا تَقرَبا هذهِ الشَّجرهَ فَتَکونا مِنَ الظّالمین * فَاَزَلّهُما الشَّیطانُ عَنها فَأخرَجَهُما مِمّا کانا فِیهِ…[19]»؛ «گفتیم ای آدم تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و هرچه میل دارید بخورید، ولی نزدیک این درخت نروید که از ظالمین خواهید شد، پس شیطان آن دو نفر را لغزانید و از بهشتی که در آن بودند، خارج گردانید».

«وَ یا آدَمُ اسکُن أنتَ وَ زَوجَکَ الجَنَّهَ وَ کُلا مِنها رَغَداً حَیثُ شِئتُما وَ لا تَقرَبا هذهِ الشَّجرهَ فَتَکونا مِنَ الظّالمین * فَوَسوَسَ لَهُما الشّیطانُ لِیُبدِیَ لَهُما ما وُرِی عَنهُما مِن سَؤاتِهِما و قالَ ما نَهیکُما ربَّکُما عَن هذهِ الشَّجرهِ اِلّا اَن تکونا مَلَکَینِ اَو تکونا مِنَ الخالِدین * وَ قاسَمَهُما اِنّی لَکُما لَمِن النّاصحینَ * فَدَلَّیهُما بِغُرورٍ فَلَّما ذاقاً الشَّجرهَ بَدَت لَهُما سواتُهُما و طَفقا یَخصِفانِ عَلَیهِما مِن وَرَقِ الجَنَّهِ و نادا هُما ربُّهُما اَلَم اَنهَکُما عَن تِلکُما الشَّجرهِ وَ اَقٌل لَکُما اِنَّ الشَّیطانَ لَکما عدوُّ مبین * قالا رَبَّنا ظَلَمنا اًنفُسَنا وِ اِن لَم تَغفر لَنا وَ تَرحَمنا لَنَکونَنَّ مِنَ الخاسِرین[20]»؛ «و ای آدم تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و از هر جا که خواستید بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید بود. پس شیطان وسوسه نمود آن دو نفر را تا آنچه بر آنها از اسرارشان پوشیده بود، ظاهر گردید و شیطان به آنان گفت: پروردگار شما دو نفر را از این درخت نهی نفرمود، جز اینکه اگر تناول کنید یا دو ملک خواهید شد و یا جاودانه در بهشت خواهید ماند و برای آن دو نفر سوگند یاد نمود که من منظوری جز نصیحت شما ندارم، پس آن دو را فریب داد و چون از آن درخت چشیدند، عورت هایشان نمایان گردید، تلاش کردند که از برگ درختان خود را بپوشانند و پروردگار ندا داد که آیا من شما را از این شجره منع نکرده بودم و نگفتم که شیطان دشمن شما دو نفر است؟ هر دو گفتند: پروردگارا ما بر نفس خود ستم نمودیم اگر ما را نبخشی و رحم نفرمایی ما از زیان کاران خواهیم بود».

در این آیات، تمام ضمایر ذکر شده، تثنیه است و اگر چه از خطاب اول تقدم برای حضرت آدم احساس می گردد، ولی چنان که مشاهده شد هیچ کم لطفی و بدبینی نسبت به زوج یا زوجه به نظر نمی رسد بلکه تثنیه بودن این ضمایر، فر و شکوه خاصی به معنای عبارت بخشیده که اگر مفرد بود، چنین عظمتی در ذهن نسبت به آن دو نفر ترسیم نمی شد، ولی متاسفانه کتاب هایی که راجع به «زن» نوشته شده استعداد زن را به کلی سرکوب نموده و اکثر نویسندگان، کمالات انسانی آنان را نادیده گرفته اند.

مگر مادر موسی علیها السلام زن نبود که مورد توجه خدا و وحی الهی قرار گرفت که: «وَ اَوحَینا اِلی اُمُّ مُوسی أن أرضِعیهِ…[21]»؛ «ما به مادر موسی الهام کردیم که شیر ده».

آیا آبرو و مقامی بالاتر از این برای انسان ممکن است؟ مگر آیه:

«… وَ ما کُنتَ لَدَیهِم اِذ یُلقُونَ أقلامَهُم اَیُّهم یَکفُلُ مَریَمَ وَ ما کُنتَ لَدَیهِم اذ یَختَصِمونَ[22]»؛ «و تو در آن هنگام که قلم های خود را (برای قرعه کشی) به آب می افکندند تا کدام یک کفالت و سرپرستی مریم را عهده دار شود، (نیز) به هنگامی که (دانشمندان بنی اسرائیل، برای کسب افتخار سرپرستی او) با هم کشمکش داشتند، حضور نداشتی و (همه این ها، از راه وحی به تو گفته شد)».

و: «… کُلَّما دَخَلَ عَلَیها زَکریّا المِحرابِ وَجَدَ عِندَها رِزقا…[23]»؛ «هر زمان زکریا وارد محراب او می شد، غذای مخصوصی در آنجا می دید».

راجع به حضرت مریم سلام الله علیها نبوده است؟ آیا عزتی بیش از این برای یک دختر متصور است؟

حق مطلب را کسانی می دانند که مظلومیت ها را احساس می کنند و از مظلوم حمایت می نمایند و اقرار دارند که زن همیشه مظلوم بوده است.

در مظلومیت زن ها همین بس که خدای تعالی «سوره نساء» را درباره آنان فرستاده و با کلمه اول «اتّقوا» مردها را مخاطب قرار داده و آنان را متوجه حقوق انسانی پایمال شده زنان می سازد؛ گاهی با لحن شدید مانند آیه:

«…اِثماً مُبیناً[24]».

و: «… تِلکَ حُدودُ اللهِ…[25]».

«وَ مَن یَعصِ اللهَ وَ رَسولَهُ وَ یَتَعَدَّ حُدودَهُ یُدخلهُ ناراً خالداً فِیها وَ لَهُ عذابٌ مُهینٌ…[26]»؛ «و آن کس که نافرمانی خدا و پیامبرش را کند و از مرزهای او تجاوز نماید، او را در آتشی وارد می کند که جاودانه در آن خواهد ماند و برای او مجازات خوار کننده ای است».

و گاهی هم با ملاطفت؛ مانند:

«… وَ عاشِرُوهُنَّ بِالمعرُوفِ…[27]».

و: «وَاتوا النَّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحلهً…[28]». مردها را به وظایف ادای حقوق زن ها متذکر می سازد؛ زیرا: «عاشِرُوهُنَّ بِالمعرُوفِ» به این معنا نیست که مردها مطیع امر زن ها شوند و برای راحت طلبی اختیارات خود را به آنان بسپارند، بلکه به این معنا است که آنان را با رشد عقلی و انسانی که حقوق اصلی هر انسان است، آشنا سازند؛ نظیر معنای «… تَقُولُوا قَولاً مَعروفاً…[29]» که تذکر به معارف الهی و صفات پسندیده انسانی است تا نفس به رشد لایق خویش برسد و قادر بر تحمل زحمت عوامل و نواهی شرعی شود و عاشقانه استقبال نماید زیرا نفس انسان غیرمتناهی است و با جبر و محدودیت سازگار نیست، بنابراین باید روح آگاه و لطیفه ربانی زن فعال گردد. و از ذات و فطرت خویش برخوردار شود و نشاط خود را در انجام اوامر الهی به دست آورد. در غیر این صورت شوهران از عهده «عاشروهنَ بالمعروف» بر نیامده و صداق معنوی آنان نپرداخته و صداقت خود را نسبت به آنان اظهار ننموده اند، تا چه رسد به «نحله» زیرا آنچه هر کسی را به حقوق حقه اش می رساند، شناخت معارف الهی از اصول و فروع دین است که:

«یا ایُّها الّذینَ امَنوا قُوا أنفُسَکُم وَ أهلیکُم ناراً وَقُودُها النّاسُ وَ الحِجارَهُ…[30]».

«ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگ ها است، نگه دارید».

حتی آیه «الرّجالُ قَوّاموُنَ عَلَی النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللهُ بَعضُهُم عَلی بَعضٍ وَ بِما اَنفَقوا مِن أموالِهِم[31]»؛ «مردان، سرپرست و نگهبان زنان اند به خاطر برتری هایی که خداوند (از نظام اجتماع) برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است، و به خاطر انفاق هایی که از اموال شان (در امور زنان) می کنند»، هشدار و تذکر به احساس مسئولیت مردها است که باید وظیفه سرپرستی را تعقل نمایند و شایستگی مادی و معنوی خود را برای تشکیل خانواده و تربیت زن و فرزند آماده سازند.

اگر بنا به فرمایش حضرت علی علیه السلام حکام موظف اند که مردم را به رشد عقلی و معارف الهی، رهبری کنند چگونه سرپرست منزل چنین مسئولیتی ندارد؟ البته اگر گفته شود عقب نگه داشتن زن ها به سود خانواده نیست، منطقی است و نا آگاهی و کوته نظری زن نسبت به معارف الهی و مقام انسانی او به معنای کوته نظری و عقب ماندگی اهل خانه و حتی اهل استان و کشور است ولی خوشبختانه روزگار، فرصتی پیش آمد و لطف خدا یار گردید و رهبری به اوصاف انبیاء دلسوز و شجاع مانند امام خمینی هدایت امت را به عهده گرفت و مردم را از خواب غفلت بیدار کرد و از حالت مسخ و مستی به هوش آورد و پرده ضلالت را پاره کرد و احکام خدا را حیات بخشید و به گفته خود ایشان شیطان بزرگ یعنی امریکا که محبوبیت خود را به دروغ در دل ها جا زده بود به رسوایی و خذلان کشد. از خدای تعالی می خواهیم که ایشان را با اجداد طاهرینش محشور فرماید و انقلابشان را تا ظهور امام زمان مستدام فرماید.

خلاصه: بدبختی زن ها بی سوادی آن ها است. مقصود از «سواد» فنون امروزه که مشکل دیگری برای آنان به وجود آورده نیست بلکه علم و دانش انسان شناسی و فضایل اخلاقی و تهییج و تحرک عقلی است که انسان ساز باشد و فرهنگ استعمار زده آنان را عوض نماید و با وظیفه شخصی و اجتماعی و بندگی خدا آنان را آشنا کند؛ زیرا علم، وجود است و کسی که به سعه وجود دست یابد حتما اوصاف و اخلاق نامطلوبش عوض خواهد شد و اگر چه وجود بزرگان و دانشمندان و محققان ـ مد ظله العالی ـ نوربخش جامعه مسلمانان جهان اند، ولی معیار ارزش فضیلت زن ها باید از خود آنان باشد باید عالم و فاضل و مجتهد و محقق از خود آنان تربیت شود تا محرک نفسشان واقع گردد و بانوان عالمه و مهذبه و با تقوا از جماعت نسوان به وجود آیند و به تربیت دیگران بپردازند و اوصاف و وظیفه آنان را کنترل نمایند و کلاس ها و مدارس و انجمن های علمی و دینی از خود آنان تشکیل گردد اگر چه تحت نظر علما و دانشمندان مرد اداره شود.

خوشبختانه امروز، سران و مسئولان و وکلای جامعه ما همه عالم و دانشمندند و علت جهالت و بی فرهنگی را تشخیص می دهند و رمز ارشاد و بالا بردن فکر جامعه را به خوبی می دانند که خدای تعالی فرموده است:

«… قُوا أنفُسَکُم وَ أهلِیکُم ناراً…[32]».

پیامبر گرامی اسلام فرمود: «لا یلقی الله سبحانه احد بذنب اعظم من جهاله اهله و اولاده[33]؛ خدای سبحان گناه احدی را بزرگتر از گناه کسی نمی داند که اهل و اولاد خود را جاهل نگه دارد».

زیرا: «کُلُّکُم راع و کُلُّکُم مسئول عَن رَعیَّته[34]»؛ تمامی شما نگهبان و همگی مسئول زیردستان خود هستید.

چنان که قرآن کریم در وصف اسماعیل صادق الوعد می فرماید:

«وَ کانَ یَامُرُ أهلَهُ بِالصَّلاه وَ الزَّکاهِ و کانَ عِندَ رَبّهِ مَرضِیّا[35]»؛ «او همواره خانواده اش را به نماز و زکات فرمان می داد و همواره مورد رضایت پروردگارش بود».

اینکه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و امام صادق علیه السلام فرمودند زن ها در دست شما امانت اند، تعبیر به «امانت» شاید به آن معنا است که همچنان که زنان بی گناه به منزل شما وارد می شوند، باید نظم و تدبیر زندگی شما طوری طرح شود که باعث آلودگی آنان نشود؛ چنان که در مورد فرزندان نیز چنین احادیثی آمده است.

و نیز مشهور است که پیامبر گرامی در لحظات آخر عمرش، سفارش زن ها را می فرمودند و مانعی ندارد که سفارش های پیامبر صلی الله علیه و آله شامل جنبه های معنوی زنان نیز باشد زیرا تحمل افرادی که خالی از معنویات باشند مشکل است تا چه رسد به احترام و نوازش آنان.

بعد از چندین قرن یک بانوی ایرانی- قدس الله روحها- پیدا شد که عالم، عارف و دانشمند بود و تمام عمر خود را صرف پروراندن ارزش های انسانی و تعلیم و تربیت جامعه نسوان نمود و به راستی وجود موثری در جامعه زنان داشت که می توان گفت بعد از آنکه ظلمت و فساد زمان پهلوی روزگار ملت ایران را به تباهی کشانده بود و اگرچه نظر ایشان خدای تعالی بود و بس ولی زحماتشان حقًا قابل تقدیر و ستایش است زیرا تاسیس بسیاری از مکتب های دینی ایران به پیروی از مکتب ایشان و طلبگی خانم ها به دعوت و غافله سالاری او است، اگرچه در آن زمان، موانع و مشکلات، زیاد و طاقت فرسا بود، ولی فیض وجود او ـ رحمه الله علیها ـ استعدادهای نهفته جماعت نسوان را بیدار و شکوفا نمود و افکار آنان را به سطح طلبگی رسانید و همه را طالب و شایق خدا و دین خدا نمود که خداوند به او جزای خیر دهد.

امید است در عصر جمهوری اسلامی که زمان شکوفایی دین اسلام است، خانم ها از استعدادها و نبوغ ذاتی خویش کمال استفاده را بنمایند و خود را به کمالات بانوی مورد نظر اسلام برسانند.

در کتاب نظام حقوق زن در اسلام، آیت الله شهید مطهری، چنین آمده است:

از جمله مسائلی که در قرآن کریم تفسیر شده، موضوع خلقت زن و مرد است. قرآن در این زمینه سکوت نکرده و به یاوه گویان مجال نداده است که از پیش خود برای مقررات مربوط به زن و مرد فلسفه بتراشند و مبنای این مقررات را نظر تحقیرآمیز اسلام نسبت به زن معرفی کنند اسلام پیشاپیش نظر خود را درباره زن بیان کرده است.

اگر بخواهیم ببینیم نظر قرآن درباره خلقت زن و مرد چیست، لازم است به مسئله سرشت زن و مرد که در سایر کتب مذهبی نیز مطرح است، توجه کنیم که قرآن نیز در این موضوع سکوت نکرده است. باید ببینیم قرآن، زن و مرد را یک سرشتی می داند یا دو سرشتی؟ یعنی آیا زن و مرد دارای یک طینت و سرشت می باشند و یا دارای دو طینت و سرشت. قرآن با کمال صراحت در آیات متعددی می فرماید که زنان را از جنس مردان و از سرشتی نظیر سرشت مردان آفریده.

قرآن کریم در مورد آدم اول می گوید:

«همه شما را از یک پدر آفریدیم و جفت آن پدر را از جنس خود او قرار دادیم[36]».

درباره همه آدمیان می گوید:

«خداوند از جنس خود شما برای شما همسر آفرید[37]».

در قرآن از آنچه در بعضی از کتب مذهبی هست که زن از مایه ای پست تر از مایه مرد آفریده شده و یا اینکه به زن جنبه طفیلی و چپی داده اند و گفته اند که همسر آدم، اول از عضوی از اعضای طرف چپ او آفریده شد، اثر و خبری نیست، علی هذا در اسلام نظریه تحقیرآمیزی نسبت به زن از لحاظ سرشت و طینت وجود ندارد.

… قرآن، داستان بهشت آدم را مطرح کرده ولی هرگز نگفته است که شیطان، یا مار، حوا را و حوا آدم را فریفت. قرآن، نه حوا را به عنوان مسئول اصلی معرفی می کند و نه او را از حساب خارج می کند. قرآن می گوید:

«ای آدم تو و همسرت در بهشت سکونت کن و از (نعمت های) آن، از هرجا می خواهید گوارا بخورید».

قرآن کریم آنجا که پای وسوسه شیطانی را به میان می کشد، ضمیرها را به شکل «تثنیه» می آورد و می گوید: «فَوَسوَسَ لَهُما الشّیطان…»؛ «شیطان آن دو را وسوسه کرد». «فَدلّا هُما بِغُرُور…»؛ «شیطان آن دو را به فریب راهنمایی کرد». «وَ قاسَمَهُما اِنّی لَکُما لَمِن النّاصحینَ»؛ «یعنی شیطان در برابر هر دو سوگند یاد کرد که جز خیر آنان را نمی خواهد».

یکی دیگر از نظریات تحقیرآمیزی که نسبت به زن، وجود داشته است درباره استعدادهای روحانی و معنوی زن است. می گفتند زن به بهشت نمی رود و نمی تواند مقامات معنوی و الهی را طی کند. زن نمی تواند به مقام قرب الهی آن طور که مردان می رسند برسد. قرآن در آیات فراوانی تصریح کرده است که پاداش اخروی و قرب الهی به جنسیت مربوط نیست بلکه به ایمان و عمل مربوط است؛ خواه از طرف زن باشد یا از طرف مرد.

قرآن در کنار هر مرد بزرگ و قدیسی، از یک زن بزرگ و قدیسه یاد می کند، از همسران آدم و ابراهیم و از مادران موسی و عیسی در نهایت تجلیل یاد کرده است. اگر همسران نوح و لوط را به عنوان زنان ناشایسته برای شوهرانشان ذکر می کند، از همسر فرعون نیز به عنوان زن بزرگی که گرفتار مرد پلیدی بوده است، غفلت نکرده است. گویی قرآن خواسته است در داستان های خود، توازن را حفظ کند و قهرمان های داستان ها را منحصر به مردان ننماید. قرآن کریم در مورد مادر حضرت موسی می گوید:

«ما به مادر موسی وحی فرستادیم که کودک را شیر بده و هنگامی که بر جان او بیمناک شدی، او را به دریا بیفکن و نگران نباش که ما او را به سوی تو باز پس خواهیم گردانید[38]».

قرآن کریم، درباره حضرت مریم، مادر حضرت عیسی علیهما السلام می گوید:

«کار او به آنجا کشیده شده بود که در محراب عبادت همواره ملائکه با او سخن می گفتند و گفت و شنود می کردند، از غیب برای او روزی می رسید[39]».

کار وی از لحاظ مقامات معنوی آن قدر بالا گرفته بود که پیغمبر زمانش را در حیرت فرو برده، او را پشت سر گذاشته بود، «زکریا» در مقابل مریم مات و مبهوت مانده بود.

در تاریخ اسلام، زنان قدیسه و عالی قدر فروان اند کمتر مردی است که به پایه حضرت خدیجه علیهما السلام برسد و هیچ مردی جز پیغمبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام به پایه حضرت زهرا علیهما السلام نمی رسد. حضرت زهرا علیهما السلام بر فرزندان خود که امام اند و بر پیغمبران غیر از خاتم الانبیاء برتری دارد.

اسلام در «سیر من الخلق الی الحق» یعنی در حرکت و مسافرت به سوی خدا، هیچ تفاوتی میان زن و مرد قائل نیست. تفاوتی که اسلام قائل است در «سیر من الحق الی الخلق» است؛ در بازگشت از حق به سوی مردم و تحمل مسئولیت پیامبری که مرد را برای این کار مناسب تر دانسته است.

یکی دیگر از نظریات تحقیرآمیزی که نسبت به زن وجود داشته است… و طرفداری از تجرد و عزوبت بدبینی به جنس زن است. محبت زن را جزء مفاسد بزرگ اخلاقی به حساب می آورند.

اسلام با این خرافه سخت نبرد کرد، ازدواج را مقدس و تجرد را پلید شمرد. اسلام دوست داشتن زن را جزء اخلاق انبیاء معرفی کرد و گفت:

«من اخلاق الانبیاء حب النساء».

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمود: «من به سه چیز علاقه دارم: بوی خوش، زن و نماز».

«برتراند راسل» می گوید: «در همه آیین ها نوعی بدبینی به علاقه جنسی یافت می شود مگر در اسلام. اسلام از نظر مسائل اجتماعی، حدود و مقرراتی را برای این علاقه وضع کرده، اما هرگز آن را پلید نشمرده است».

یکی دیگر از نظریات تحقیرآمیزی که درباره زن وجود داشته این است که گفته اند زن مقدمه وجود مرد است و برای مرد آفریده شده است.

اسلام هرگز چنین سخنی ندارد. اسلام اصل و علت غائی را در کمال صراحت بیان می کند. اسلام با صراحت کامل می گوید زمین و آسمان، ابر و باد، گیاه و حیوان، همه برای انسان آفریده شده اند. اما هرگز نمی گوید زن برای مرد آفریده شده است. اسلام می گوید هر یک از زن و مرد برای یکدیگر آفریده شده اند:

«… هُنّ لباسٌ لَکُم وَ انتم لباسٌ لَهُنّ…[40]»؛ «زنان زینت و پوشش شما هستند و شما (نیز) زینت و پوشش آنها می باشید».

«اگر قرآن زن را مقدمه مرد و آفریده برای مرد می دانست، قهرا در قوانین خود این جهت را در نظر می گرفت، ولی چون اسلام از نظر تفسیر خلقت، چنین نظری ندارد و زن را طفیلی وجود مرد نمی داند، در مقررات خاص خود درباره زن و مرد به این مطلب نظر نداشته است[41]».

در کتاب «روش خوشبختی» بانوی ایرانی (ره) آمده است:

چنانچه که تاریخ نشان می دهد، در اکثر ملل و اقوام، زنان را یک موجود ضعیف و ناچیز به شمار می آوردند. به دختران ارث نمی دادند و بعضی او را از افراد بشر و انسانیت به شمار نمی آوردند، فقط زن را برای خدمت به مردان و اطفای شهوت جنسی برای مردها نگاه می داشتند، مخصوصا اعراب مشرک خشن بی رحم متعصب که گویا درنده خویی بودند به شکل آدم که دختران معصوم خود را زنده به گور می کردند. تا وقتی که خورشید اسلام از پس ابرهای تاریک عربستان طلوع نمود، پیغمبر اسلام پس از ارشاد کلمه توحید، اول کاری که کرد از این عادت شوم اعراب جلوگیری نمود، حضرتش به زنان و دختران احترام می گذاشت و با تمام عظمتش به زن های پیر سلام می کرد و چنان که شیعه و سنی نقل کرده اند، مکرر دست دخترش فاطمه علیها السلام را می بوسید و می فرمود:

«فاطمه بضعه منی من آذاها فقد آذانی و من آذانی فقط آذی الله[42]».

شاید غرض اصلی او نشان دادن مقام فضیلت فاطمه سلام الله علیها بوده لکن در ضمن این عمل، مقام زن ها را به مردها می نمایاند که دختر و زن را عار ندانند.

آیاتی چند دلیل است بر اینکه زن با مرد در انسانیت شریک اند؛ یعنی ماهیت و حقیقت هر دو یکی است و هر دو انسان اند؛ چنان که پس از بیان خلقت آدم فرمود:

«وَ خَلَقَ مِنها زَوجَها…[43]» اشاره به اینکه حوا را از ماده و خمیره آدم خلق نمودم.

خداوند در قرآن کریم در مقام امتنان بر بشر می فرماید:

«وَ مِن آیاتِهِ اَن خلق لکم مِن أنفُسَکُم ازواجاً لِتَسکُنوا اِلَیها وَ جَعَلَ بَینکُم مَوَدّه وَ رَحمَهً…[44]»؛ «و از نشانه های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانشان مودت و رحمت قرار داد».

در این آیه چند نکته مورد توجه است:

1- قوله تعالی «من انفسکم» ارائه می دهد که حقیقت و ماهیت زن و مرد یکسان است. وقتی به دلالت آیه، نفس زن و مرد یکی باشد، باید آنچه در حقیقت انسانیت از عقل و شعور و استعداد و کمال مأخوذ داشته، بین زن و مرد مشترک باشد و اگر امتیازی بین زن و مرد دیده شود، آن خارج از حقیقت مشترک بین نوع انسان است.

2- «لتسکنوا الیها» عقد و پیمان ازدواج را قرار داد برای سکونت و آرامش دل که هر یک از زوجین، مونس، غمگسار، رفیق و در زندگانی، «کمک کار» یکدیگر باشند.

3- «موده و رحمه» که از لطف و کرم الهی است؛ چنان که دیده می شود در صورتی که شاید زوجین قبلا یکدیگر را ندیده بودند و تماس بین آنان پدید و حاصل نشده بود، یک مودت و شفقت و رحمت و مهربانی جدیدی بین آنان پدیدار می گردد. و اگر این مودت و دوستی و رحمت بین زوجین تا آخر عمر پایدار بماند و هر یک از زن و شوهر به وظیفه خود عمل نمایند، اضافه بر اینکه یک زندگانی رضایت بخش برای آنان تامین می گردد و فایده بسیاری عایدشان می شود، به نتیجه بین اولادهایشان محبت و اتفاق دایر می گردد.

در تفسیر نهج البلاغه استاد محمد تقی جعفری، آمده است:

«در برابر آن همه قضاوت ها و عواید افراطی و تفریطی در مقایسه زن و مرد، اسلام هیچ یک از آن ها را نمی پذیرد و با صراحت کامل و قاطعانه هویت انسانی زن و مرد را متحد می داند. نصوص قاطعانه قرآن در بیان وحدت هویت انسانی زن و مرد، قابل خدشه و تردید نیست. از جمله نصوصی که روشنگر این وحدت است این آیه شریفه است:

1- «یا اَیّهَا النّاسُ انّا خلَقناکُم مِن ذکرٍ و انثی و جعَلناکُم شٌعوباً و قَبائلَ لِتَعارَفوا انّ اکرَمَکُم عند الله اتقیکُم…[45]»؛ «ای مردم ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را گروه ها و قبایل قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید و با همدیگر زندگی هماهنگ داشته باشید، با ارزش ترین شما نزد خداوند با تقوا ترین شما است».

2- «فَاستَجابَ لَهُم رَبّهم اَنّی لا اضیعُ عَمَلَ عاملٍ مِنکُم مِن ذکرٍ أو انثی[46]»؛ «خداوند آنان را چنین اجابت کرد که من عمل هیچ یک از عمل کنندگان شما را از زن و مرد ضایع نمی کنم».

3- آن گروه از آیات است که مرد و زن را در همه صفات عالی انسانی یکی می داند و میان آن دو تفاوتی نمی گذارد؛ مانند:

«اِنّ المسلِمینَ و المُسلماتِ وَ المؤمِنینَ و المؤمِناتِ و القانِتینَ و القانِتاتِ و الصّادقینَ و الصّادقاتِ و الصّابرینَ و الصّابراتِ و الخاشِعینَ و الخاشعاتِ و المتَصَدّقین و المتصدّقات و الصّائِمین و الصّائماتِ و الحافِظینَ فروجهم و الحافظاتِ و الذّاکرین الله کثیراً و الذّاکرات اَعَدَّ اللهُ لَهم مغفرَه و اجراً عظیماً[47]»؛

«به یقین مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاک دامن و زنان پاک دامن و مردانی که بسیار یاد خدا هستند و زنانی که بسیار یاد خدا می کنند، خداوند برای همه آنان مغفرت و پاداش عظیم ساخته است».

با وجود سه آیه فوق که صریحا و بدون کمترین ابهام، مرد و زن را از نظر شخصیت و عناصر و اوصاف عالی و ارزشمند، متحد معرفی می کند، اهانت و تحقیر زن یا اسناد اهانت و تحقیر زن به ایدئولوژی اسلام ناشی از بی اطلاعی از مفاد آیات فراوانی است که در قرآن آمده است. این است بعد انسانی و هویت شخصیتی زن از دیدگاه اسلام[48].

استاد محمد تقی جعفری در صفحه 286 شرح نهج البلاغه فرموده: «حتی یک آیه در قرآن وجود ندارد که در دو موضوع عقل و ایمان، مردها را بر زنان یا بالعکس، زنان را بر مردان ترجیح بدهد. آیات قرآنی هر دو صنف را در اوصاف عالی انسانی چنان که در آیات مبحث اول متذکر شدیم، مشترک می داند».

در پایان بحث باید گفت: حمد و سپاس خدایی را که زن را مظهر خلاقیت و جمال و زیبایی خویش بیافرید و وجود او را مهمل وا نگذاشت و او را به خلافت خود مربی و پرورش دهنده افراد جامعه انسانی قرار داد و روی زمین را از فرزندان و دست پرورده های او پر نمود و علی رغم آنانی که حق انسانی او را انکار کردند، حضور او را در تمام مراتب تکوینی و تشریعی جهان هستی، اثبات نمود و مقام ولایت مطلقه و وحی و الهام و سایر کرامات انسانی را از زن خالی نگذاشت و در آیه مباهله «… اَبنائنا…. و نِسائنا…. و اَنفٌسَنا» فرمود. گرچه انسان را به طور کلی سمبل موجودات قرار داد و درباره او «وَ لقد کرّمنا بنی آدمَ…» فرمود، ولی صنف زن را به عنایت مخصوصی گرامی داشت، چنان که در تمام امور، جانب احترام و سبک باری او را رعایت فرمود و او را از کارهای گران و دشوار که سزاوار ظرافتش نیست، محفوظ داشت و با لطایف روحی و رقت قلب او را به خود نزدیک ساخت و در قرآن، آیات و سوری را به نام او فرستاد تا حل کننده مشکلات او باشد و به این وسیله پیوسته از حق او دفاع نمود و متخلف را به آتش جهنم تهدید کرد و در هیچ حالتی او را تنها نگذاشت و حتی به نازل ترین حالات طبیعی او توجه داشت و از او دفاع و پشتیبانی به عمل آورد و مصالح او را یک به یک برشمرد و تذکر داد.

سلام و درود بی پایان الهی بر آن وجود کاملی که منجی بشریت و آخرین پیامبر و اولین شخصیت و آیینه تمام نما در پیشگاه حضرت احدیت و زینت بخش جهان هستی، یعنی حضرت محمد صلی الله علیه و آله که قرآن در وصف او فرمود «وَ ما ینطَقُ عَنِ الهَوی * اِن هُو اِلّا وَحیٌ یُوحی[49]»؛ «و هرگز از روی هوای نفس سخنی نمی گوید! آنچه می گوید، چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست».

پیامبری که به گفته قرآن کریم از روی هوا و هوس سخن نمی گوید، فرمود: «حبَّب من دنیاکم ثلاثه: الطّیب و النساء و قرّه عینی فی الصلاه»؛ «من از دنیای شما سه چیز را دوست دارم: بوی خوش، زنان و روشنی چشم من نماز است».

پی نوشت

[1] اصول کافی 2 / 358

[2] کوثر / 1

[3] بحار الانوار 28 / 303

[4] رسول خدا فرمودند: «انّما سمیّت ابنتی فاطمه لان الله فطمها و فطم محبیها من النار؛ به درستی که فاطمه، فاطمه نامیده شد چون خداوند، وی و دوستانش را از آتش جهنم جدا کرده است» (عوالم العلوم 6 / 29 / باب 2 / عله تسمیتها بفاطمه)

[5] اصول کافی 2 / 360

[6] آل عمران / 61

[7] رسولی محلاتی / زندگانی حضرت زهرا علیها السلام / 14

[8] نساء / 165

[9] نساء / 1

[10] اعراف / 27

[11] زمر / 6

[12] روم / 21

[13] ص / 75

[14] حجر / 29

[15] روم / 21

[16] مومنون / 14

[17] از امام محمد باقر نقل است که حضرت در پاسخ کسی که گفت: مردم می گویند خداوند حوا را از دنده های آدم آفریده، فرمود: «دروغ می گویند، آیا خدا عاجز بود از این که وی را از چیز دیگری بیافریند؟»
گفتم جانم فدای تو باد! وی را از چه آفرید؟
فرمود: «پدرم از پدرانش به من خبر داد و گفت: پیغمبر فرموده است: خدای تبارک و تعالی یک قبضه از خاک برداشت و با دو دست راست آنها را مخلوط کرد (هر دو دستش راست است) و از آن آدم را آفرید و قسمتی زیاد آمد که حوا را از آن آفرید» (ترجمه تفسیر المیزان 4 / 231)

[18] «… فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نساکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل…» (آل عمران / 61)

[19] بقره / 35 – 36

[20] اعراف / 19 – 23

[21] قصص / 7

[22] آل عمران / 44

[23] آل عمران / 37

[24] نساء / 20

[25] بقره / 229

[26] نساء / 14

[27] نساء / 19

[28] نساء / 4

[29] بقره / 235

[30] تحریم / 6

[31] نساء / 34

[32] تحریم / 6

[33] محجه البیضا / 3 / کتاب نکاح / 73

[34] نهج الفصاحه / 2163

[35] مریم / 55

[36] نساء / 1

[37] اعراف / 189

[38] قصص / 6

[39] آل عمران / 37

[40] بقره / 187

[41] شهید مطهری / نظام حقوق زن در اسلام / 115 – 119

[42] بحار الانوار 28 / 303

[43] نساء / 1

[44] روم / 21

[45] حجرات / 13

[46] آل عمران / 195

[47] احزاب / 35

[48] استاد محمد تقی جعفری / شرح نهج البلاغه 11 / 265-266

[49] نجم / 3 – 4

برچسب‌ها: , , , , , ,

مطالب مرتبط

  1. ناشناس گفت:

    باید بین زن و مرد تقسیم کار بشه متناسب با روحیات هر کدومشون
    اینکه تبلیغ می کنن هر کاری مرد میکنه زن هم باید بکنه به نظرم غلطه

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


خرید کتاب پولطلا؛ نظام پولی تمدن نوین اسلامی (تحریم گریز و تورم ناپذیر)
خرید کتاب پولطلا؛ نظام پولی تمدن نوین اسلامی (تحریم گریز و تورم ناپذیر)
بازی ایرانی منحصر به فرد سفیر عشق
بازی ایرانی منحصر به فرد سفیر عشق
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715