جمعه ۱۴ آذر ۱۳۹۹
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۸:۱۹ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۲

عبرتهای خلقت با رویکرد فیزیولوژیک (قسمت هفتم)

با الهام از فیزیولوژی قلب و عروق: فلسفه حجاب و مقدمه ای برای دشمن شناسی

به یاد نیازمند بودن خود و بی‌نیاز بودن خالق می‌افتیم، که اگر لحظه‌ای عنایات و الطاف خداوندی نبود، آیا یک گلبول قرمز، می‌توانست حتی یک میکرومتر در خون حرکت کند؟ آیا می‌توانست اکسیژن بگیرد و سپس آن را به سلول‌ها برساند و دی اکسید کربن را در جای دیگری تحویل دهد؟

به گزارش ندای اصفهان، کتاب «عبرت های خلقت با رویکرد فیزیولوژیک» اثر «قاسم زارعی» کتابی است در حدود ۹۰۰ صفحه که با روشی جدید و سبکی تمثیلی به عبرت گیری از پدیده های فیزیولوژیک بدن انسان و موضوعات معنوی دین اسلام پرداخته است. این کتاب که به همت نشر «آسمان نگار» به چاپ رسیده است، برای استفاده عموم مردم علی الخصوص دانشجویان رشته های پزشکی و پیراپزشکی مورد بهره خواهد بود.

در قسمت های قبل (اینجا) به ساختار سلول، فیزیولوژی تنفس، فیزیولوژی گوارش، فیزیولوژی اعصاب، فیزیولوژی کلیه و عبرت های معنوی قابل استفاده آنها اشاره کردیم. در ادامه، قسمتی از فصل هفتم این کتاب را که به طور اختصاصی در اختیار ما قرار گرفته است با هم می خوانیم.
شماره تماس جهت تهیه کتاب ۰۹۱۳۲۲۴۴۸۳۶
 قلب و عروق

7-1.HB, RBC:

فرآیند تولید سلول‌های خونی را هماتوپوئزیس گوییم. در کودکان، سلول‌های خونی در مغز همه‌ی استخوان‌ها ساخته می‌شوند. ولی تا 20 سالگی مغز استخوان ‌های دراز با چربی پر شده و غیر فعال می‌شوند، به جز استخوان‌های فوقانی بازو و فمور و تیبیا. (برای درک مطلب و اطلاعات بیشتر به شکل مراجعه کنید).

قلب

– Red Blood Cell یا RBC دیسک‌های مقعر الطرفینی هستند که هموگلوبین را حمل می‌کنند.

– تعداد RBC در مرد بیشتر از زن است چون تستوسترون اثر تحریکی بر مغز استخوان دارد. حجمی از خون که شامل سلول است را هماتوکریت می‌گویند و در مرد 47% و در زن 42% است.

– در شرایط عادی طحال یک فیلتر خونی مهم برای برداشت RBC های سالخورده است. اگر RBCها به اندازه‌ی کافی انعطاف‌پذیر نباشند، نمی‌توانند با فشردگی از شیارهای بین سلول‌های اندوتلیال در طحال که قطری حدود 3 میکرومتر دارند، عبور کنند.

– معتقدند RBC جوان در سطح خود پروتئینی دارند که از فاگوسیتوز آن‌ها توسط ماکروفاژها جلوگیری می‌کند در حالی که RBCهای پیر ندارند.

– در هفته‌های اول زندگی رویانی RBC در کیسه زرده تولید می‌شود. در سه ماهه‌ی وسط بارداری کبد عضو اصلی تولید‌کننده است ولی طحال و گره‌های لنفاوی هم کمک می‌کنند. در ماه‌های آخر بارداری و پس از تولد، فقط مغز استخوان‌ها تولید می‌کنند.

7-1-1. وظایف RBC:

1- انتقال Hb در خون (اگر RBC نباشد هموگلوبین در هر بار گردش خون 3% آن وارد فیلتر گلومرولها و یا فضای میان بافتی می‌شود.)

2- دارا بودن کربونیک انهیدراز و کمک به انتقال 2Co به شکل بی‌کربنات.

3- عمل به عنوان یک بافر.

اگر جنین +RH و مادر RH باشد، در زایمان اول خون جنین به مادر رسیده و مادر آنتی بادی D تولید می‌کند که از نوع IgG است پس در حاملگی بعدی این آنتی بادی‌ها می‌توانند از جفت به جنین رسیده و سبب همولیز شوند که به آن اریتروبلاستوز جنینی می‌گوییم.

استفاده معنوی:

از مطالب فوق درس‌های فراوانی را می‌توان گرفت، از جمله اینکه:

الف) حجاب و حیات جامعه‌ی انسانی: همانطور که هموگلوبین نقش بسیار مهمی در حیات انسان دارد و باید در داخل RBC باشد تا بتواند عملکرد حیاتی خود را انجام دهد، همانطور هم مسأله‌ی ضرورت وجود حجاب اثبات می‌شود. به وضوح مشخص است که اگر هموگلوبین‌ها از گلبول قرمز خود خارج شوند، در واقع از فعالیت اصلی خود خارج شده و موجب نابودی خود و بدن می‌شوند.

هموگلوبین خارج شده وارد فیلترای گلومرولی کلیه می‌شود (که در صورت کثرت و رسوب باعث نارسایی نفرون‌ها و نارسایی کلیه خواهد شد) و یا وارد بافت‌ها می‌شود تا در آنجا تجزیه شود و یا توسط هموپکسین موجود در خون به کبد و یا استخوان منتقل می‌شود و در آنجا تجزیه می‌گردد.

همین طور هم وجود حجاب و عفت در انسان و نیز در جامعه ضامن حفظ امنیت و آرامش و آسایش و رشد و تعالی و سعادتمندی و دین‌داری در جامعه خواهد شد. در چنین جامعه‌ای به سرعت برق و باد نه تنها معنویت و فرهنگ و امنیت آن نابود خواهد شد بلکه نظام خانواده، اقتصاد جامعه و انسانیت هم از بین خواهد رفت.

ب) طلا و حرام بودنش برای مرد: پژوهش‌های علمی پزشکی نشان می‌دهد طلا بر گلبول‌های قرمز مردان تأثیر می‌گذارد در حالی که بر گلبول‌های قرمز زنان تأثیری نمی‌گذارد. این امر به دلیل وجود لایه‌ی چربی میان پوست و گوشت زنان اتفاق می‌افتد، این لایه مانع تأثیر اشعه‌های عنصر طلا بر گلبول‌های قرمز می‌شود.

همچنین پژوهش‌های فراوان علمی دیگر نشان می‌دهند که اشعه‌های طلا نقشی منفی بر روی هورمون‌های جنسی مردان دارند در حالیکه اشعه‌های عنصر نقره بر مردان و زنان چنین تأثیری ندارد. پیامبر اکرم (ص) قرن‌ها پیش درباره‌ی این موضوع فرمودند: طلا و ابریشم برای مردان امتم حرام است و برای زنان امتم حلال است.

ج) انسان در اوج نیازمندی: یکی از نیازهای حیاتی و مهم در بدن، نیاز به اکسیژن‌رسانی و نیاز به دفع دی اکسید کربن و حفظ PH بافت‌ها می‌باشد، که از جمله ارگان‌های مهم که نقش اساسی در این موارد دارد، گلبول‌های قرمز و هموگلوبین است.

با شنیدن این مطالب، به یاد نیازمند بودن خود و بی‌نیاز بودن خالق می‌افتیم و به این فکر فرو می‌رویم که اگر لحظه‌ای عنایات و الطاف خداوندی نبود، آیا یک گلبول قرمز، می‌توانست حتی یک میکرومتر در خون حرکت کند؟ آیا می‌توانست اکسیژن بگیرد و سپس آن را به سلول‌ها برساند و همچنین دی اکسید کربن را از سلول‌ها بگیرد و سپس آن را در جای دیگری تحویل دهد؟

و نکته‌ی دیگر اینکه حیات و مرگ ما دست همان خالق مهربانی است که اول بار ما را از هیچ آفرید و اگر اراده کند، کافی است فقط یکی از این ابزار و وسایلی که در بدن قرار داده وظیفه‌ی خود را انجام ندهد و نیازهای بدن را برآورده نکند. تنها کسی که همیشه زنده است و هیچ نیازی ندارد و به ذره ذره‌ی عالم احاطه دارد و در کنترل او هستند، خداست.

به آیات زیر توجه فرمایید:

(بگو بارالها، ای دارنده‌ی فرمانروایی، به هر که خواهی حکومت می‌دهی و از هر که خواهی باز می‌ستانی و هر که را خواهی عزّت می‌بخشی و هر که را خواهی خوار می‌گردانی، سر رشته‌ی همه‌ی خیرات به دست توست و تو بر هر کاری توانایی. شب را در روز و روز را در شب داخل می‌کنی و زنده را از مرده و مرده را از زنده بر‌می‌آوری و هر که را خواهی بی‌حساب روزی می‌دهی).[1]

(او زنده‌ی (حقیقی) است. معبودی جز او نیست پس او را بخوانید در حالی که بندگی را برای او خالص کرده اید، ستایش ویژه‌ی خداوندی است که پروردگار جهانیان است).[2]

(همان که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامتان به عمل نیکوتر است و او شکست‌ناپذیر آمرزنده است).[3]

(در حقیقت مَثَل زندگی دنیا مَثَل بارانی است که از آسمان نازل کردیم، پس گیاهان زمین از آنچه مردم و چهارپایان می‌خورند با آن در‌آمیخت (و سیراب شد) تا چون زمین رونق و زینت خود را گرفت و صاحبان زمین احساس کردند که محصولات را در چنگ خود دارند، فرمان ما شب هنگام یا در روز فرا رسد و آن را چنان درو کردیم که گویی دیروز هیچ چیز نبوده است. ما این گونه آیات خود را برای مردمی که می‌اندیشند، شرح می‌دهیم).[4]

(اوست که زنده می‌کند و می‌میراند و چون به کاری حکم کند، تنها به آن می‌گوید: موجود باش؛ بی‌درنگ موجود می‌شود).[5]O(خداست که هیچ معبودی جز او نیست و او زنده‌ی پاینده است).[6]

(خدا یکتاست و جز او معبودی نیست. زنده و پاینده است. نه چرت می‌گیردش نه خواب، هر چه در آسمان‌ها و زمین است از آن اوست. کیست که در پیشگاه او جز به اذن او شفاعت کند؟ گذشته و آینده‌ی آنها را می‌داند و به چیزی از علم او، راه نمی‌یابند مگر به آنچه خود بخواهد. قلمرو علم و قدرتش آسمان‌ها و زمین را فرا گرفته است و نگهداری آنها بر او دشوار نیست، و او والای بزرگ است).[7]

7-2. White Blood Cell :WBC:

واحدهای حفاظتی متحرک بدن هستند، تعداد آنها 1100 تا 4000 در هر میکرولیتر خون می‌باشد. (برای درک مطلب و اطلاعات بیشتر به شکل مراجعه کنید).

2

7-2-1. مکان تولید WBC:

1- مغزاستخوان که نقش در تولید گرانولوسیت ها و مونوسیت ها و تعداد کمیاز لنفوسیت ها.

2- بافت های لنفاوی مثل غدد لنفاوی، طحال، تیموس، پلاک های پیر (در روده).

3- لنفوسیت ها و پلاسما سل ها در اینجا تولید میشوند.

دیاپدز پدیده‌ای است که نوتروفیل‌ها و مونوسیت‌ها و شاید گرانولیست‌ها، قادرند با فشرده شدن از سوراخ ‌های مویرگی عبور کنند. کموتاکسی یعنی حرکت نوتروفیل‌ها و ماکروفاژها به طرف منبع آن ماده‌ی شیمیایی که در بافت‌ها ایجاد شده‌اند.

در واقع مهمترین عمل نوتروفیل و ماکروفاژها فاگوسیتوز است. نوتروفیل‌ها سلول‌های بالغی هستند که در گردش خون هم می‌توانند عمل فاگوسیتوز را انجام دهند. در حالی که مونوسیت‌ها در خون توان مقابله زیادی با ارگانیسم مهاجم را ندارند و حتی بعد از ورود به بافت هم 8 ساعت طول می‌کشد تا قطرشان 5 برابر شود. در این زمان ماکروفاژ بافتی نامیده می‌شوند و قادر هستند فاگوسیتوز را انجام دهند…

7-3-1. خطوط دفاعی در برابر عفونت:

– اولین خط دفاعی، ماکروفاژهای بافتی هستند. این سلول‌ها در پاسخ به محصولات التهاب‌زا، بزرگ شده و به طرف ناحیه‌ی ملتهب حرکت کرده و عمل فاگوسیتوزی انجام می‌دهند. فاکتورهای TNFα (فاکتور نکروز توموری)، 1IL، G-CSF، M-CSF، GM-CSF نقش مهمی در کنترل پاسخ ماکروفاژی به التهاب دارند.

– خط دوم دفاعی: هجوم نوتروفیلی می‌باشد که تقریباً یک ساعت بعد از شروع التهاب، نوتروفیل‌ها به محل هجوم می‌آورند.

– خط سوم دفاعی: هجوم دوم ماکروفاژی است، در اینجا مونوسیت‌ها وارد بافت می‌شوند و بزرگ شده و به ماکروفاژ تبدیل می‌شوند.

– خط چهارم افزایش تولید گرانولوسیت‌ها و مونوسیت‌ها توسط مغز استخوان می‌باشد که بعد از 3 تا 4 روز تولید گرانولوسیت‌ها و مونوسیت‌ها توسط مغز استخوان افزایش پیدا می‌کند و در صورت ادامه‌ی حضور التهاب مغز استخوان قادر است برای سال‌ها به تولید 20 تا 50 برابری گرانولوسیت‌ها و مونوسیت‌ها ادامه دهد.

– ایمنی اکتسابی به دو دسته‌ی هومورال و سلولی تقسیم می‌شود. در ایمنی هومورال لنفوسیت‌های B، آنتی بادی یا Ig ایمونوگلوبین تولید می‌کنند که Igها یا به صورت مستقیم یا مهمتر از آن به شکل غیر مستقیم (از طریق فعال کردن سیستم کمپلمان) عامل مهاجم را از بین می‌برد.

– ایمنی هومورال دفاع عمده‌ای در برابر عفونت‌های باکتریایی محسوب می‌شود.

– ایمنی سلولی از طریق لنفوسیت‌های T ایجاد می‌شود. دفاع عمده‌ای در برابر ویروس‌ها، قارچ‌ها و تعداد کمیاز باکتری‌ها مثل باسیل سل می‌باشد و همچنین در دفاع علیه تومورها، رد پیوند و واکنش‌های آلرژیک تأخیری نقش دارد.

– در دوران جنینی هر دو نوع لنفوسیت T, B از سلول‌های بنیادی در مغز استخوان تولید می‌شوند. همه‌ی لنفوسیت‌ها سرانجام وارد بافت‌های لنفاوی می‌شوند. ولی قبل از آن لنفوسیت‌هایT در تیموس و لنفوسیت‌های B در مغز استخوان و در کبد پیش پردازش می‌شوند.

7-3-2. شناخت آنتی ژنی:

قابلیت شناسایی آنتی ژن ذاتی است و بدون مواجه با آنتی ژن ایجاد می‌شود. هنگامی که برای اولین بار وارد بدن می‌شود، لنفوسیت‌هایB به طور مستقیم قادر به شناسایی آن هستند. ولی برای تولید کامل آنتی بادی به کمک لنفوسیت‌های T کمکی هم نیاز داریم.

در مورد لنفوسیت‌های T شناسایی مستقیم آنتی ژن امکان‌پذیر نیست و آنتی ژن ابتدا توسط سلول‌های APC یا Antigen Presenting Cell شناسایی، تا حدی هضم و سپس قطعه‌ای از آن به رسپتورهای لنفوسیت‌های T ارائه می‌شود.

از مهمترین APCها:

سلول‌های دندریتی: این سلول‌ها عمدتاً در گره‌های لنفاوی و طحال هستند از مونوسیت‌ها به وجود می‌آیند و شبیه ماکروفاژها هستند ولی بر‌خلاف آنها خیلی مشتاق فاگوسیتوز نبوده بلکه بیشتر به عنوان یک ارائه‌دهنده یا معرفی‌کننده عمل می‌کند.

7-3-3. ایمنی هومورال:

لنفوسیت‌ها برخی، به جای تبدیل شدن به پلاسما سل (و تولید آنتی بادی) لنفوسیت‌های B شبیه کولون اولیه تولید می‌کنند، این لنفوسیت‌ها در همه‌ی بافت‌های لنفاوی بدن پخش می‌شوند. به آنها سلول‌های B خاطره گفته می‌شود و سبب می‌شوند که در صورت تماس دوباره با همان آنتی ژن، پاسخی سریع‌تر و قوی‌تر تولید شود.

پاسخ اولیه معمولاً ضعیف و کوتاه است و شروع آن هم با تأخیر مواجه است طوری که معمولاً در مدت یک هفته شروع می‌شود و فقط چند هفته طول می‌کشد. در حالی که پاسخ ثانویه سریع شروع می‌شود (چند ساعت)، قوی‌تر است و چند ماه دوام دارد.

7-3-4. ایمنی سلولی:

بعد از ارائه‌ی آنتی ژن توسط APC‌ها تعداد زیادی لنفوسیت T فعال وارد خون می‌شوند. لنفوسیت‌های T می‌توانند از دیواره‌ی مویرگ‌ها عبور کرده وارد بافت شوند و دوباره به خون باز گردند و گاهی این عمل را برای، ماه‌ها تا سال‌ها انجام دهند. لنفوسیت T به جای تولید آنتی بادی مستقیماً به عامل مهاجم حمله می‌کند و آن را از بین می‌برد و در اینجا هم مثل ایمنی هومورال تعدادی سلول T خاطره تولید می‌شوند و پاسخ بعدی به همان آنتی ژن سریع‌تر و قوی‌تر بروز می‌کند. سلول‌های خاطره عمدتاً در مکان‌هایی قرار می‌گیرند که احتمال ورود مجدد آنتی ژن از آنها می‌رود مثل گوارش – ادراری– تنفسی. این سلول‌ها تا آخر عمر زنده می‌مانند که شاید علت آن برداشتNGF فاکتور رشد عصبی و جلوگیری از آپوپتوز آنها باشد…

استفاده معنوی:

از متن فوق مطالب فراوانی می‌توان فهمید ولی از همه مهمتر اینکه: دشمن را باید شناخت و با او به شدت به مقابله پرداخت و آن را نابود و ناتوان ساخت. حال مبحث دشمن‌شناسی و روش‌های مقابله با آنها از منظر دین عزیز اسلام بیان می‌کنیم:

جهاد با نفس:

نفس اماره اولین دشمن انسان می باشد چرا که بسیار قدرتمند و حتی از شیطان و دشمنی‌های شدید و غلیظ آن لعین هم شدیدتر است. همین نفس است که بسیاری از افراد زاهد و عابد را به بدبختی و هلاکت کشانید.

در تاریخ هم نمونه‌های بسیاری را می‌بینیم؛ مثلاً زبیر که چهارمین فردی بود که به پیامبر ایمان آورد و با شمشیرش در رکاب پیامبر تلاش زیادی کرد و غم‌های زیادی از پیامبر رفع کرد ولی چرخ روزگار گردید و او تحت سلطه‌ی نفس خود قرار گرفت و توسط همین نفس به زمین کوبیده شد و… در مقابل حجت خدا مولای متقیان امیرالمؤمنین ع به جنگ برخاست.

هیچ کس و حقیقتاً هیچ کس نمی‌تواند بگوید من که فلان اعمال صالح را انجام می‌دهم و چه‌ها می‌کنم، دیگر از شرّ نفس اماره در امان هستم، بلکه باید در مسیر مبارزه و جهاد با نفس با شدت و قوت با زره و سپر و کفش‌هایی فولادین و گام‌های استوار و شمشیری برنده و آماده و زهرآگین به مقابله با آن حرکت کرد، تا چه زمانی؟ تا بعد از جان دادن باید در این مسیر از ائمه‌ی معصومین طلب یاری کنیم و پیرو محض ایشان باشیم.

جهاد به معنی ستیزه کردن و جنگیدن با دشمن و او را سرکوب کردن و از بین بردن است. اولین دشمن انسان نیز نفس است. در واقع جهاد با نفس به این معناست که انسان به وسیله‌ی دستورات قرآن و اهل بیت در مقابل خواسته‌های نفسانی خود مبارزه کند.

آن کس که نفس خویش را کنترل نکند و مهار آن را به دست نگیرد، خود را تباه ساخته است. تباه شدن یعنی مردن روح و از دست دادن زندگی و حیات معنوی.

تا موقعی که نفس رام نشده است باید به آن به چشم دشمنی نگریست که در صدد ضرر رساندن است و لذا باید با آن مقابله نمود.

امیرالمؤمنین ع می‌فرمایند:

«همان طور که با دشمن خود جهاد می‌کنید با هوای نفس خود نیز به مبارزه و پیکار برخیزید.»[8]

در حقیقت هیچ دشمنی برای انسان از نفس او دشمن‌تر نیست و نیز در احادیث دیگر آمده است که نفس تو دشمنی است جنگجو که اگر از او غافل شوی تو را خواهد کشت.

رسول اکرم ص فرمودند: «کسی که از همه‌ی نعمت‌های خداوند تنها متوجه خوردن و آشامیدن باشد و سایر عطایای الهی را در خویش نادیده انگارد این شخص به نادانی گراییده و کفران نعمت کرده است؛ او با این فکر نادرست و ناپسند به گمراهی قدم گذارده و کیفر خداوندی به وی نزدیک شده است.»

و نیز فرمودند: «شجاع‌ترین مردم کسانی هستند که به تمایلات نفسانی خود پیروز شوند.»[9]

نفس چون راحت طلب است اکثراً از اطاعت و بندگی پروردگارش سر باز می‌زند و از طرفی چون زیان و مصلحت خویش را تشخیص نمی‌دهد خود را دچار دام‌های شیطان می‌سازد و شیطان نیز نفس را وادار به اعمال می‌کند که نفس آن را دوست می‌دارد و به او انس دارد.

حضرت علی ع فرمودند: «مؤمن صبح و شام به خویش بدگمان است، همواره از خود عیب و ایراد می‌گیرد و طالب تکامل و افزایش کار نیک از خویش می‌باشد.»[10]

دشمن دوم شیطان است.

قرآن کریم ابلیس را دشمن آشکار انسان[11] شناسانده از همین رو، ابلیس پس از گرفتن مهلت از خداوند، سوگند یاد کرد که همه‌ی بنی آدم به جز مخلصان را گمراه کند[12] خداوند هدف ابلیس را به گمراهی کشاندن انسان ها «وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِيدًا[13] و نیز جهنمی کردن آنها بیان می‌کند (…آيا حتّي اگر شيطان آنان را دعوت به عذاب آتش فروزان کند (باز هم تبعيّت مي‏کنند؟ «انَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ[14]

فعالیت‌هایی که ابلیس ملعون برای تحقق اهداف پلید خود به انجام می‌رساند:

(برای فریفتن آدمیان از پیش رو و پشت سر و طرف راست و چپ، برآنها می‌تازد تا از شکر گزاری خارج کند).[15]

(ابلیس گفت: اگر تا روز قیامت مهلتم دهی، به طور قطع به بیشتر فرزندان آدم، لگام خواهم زد و آنان را ریشه‌کن خواهم ساخت).[16]

(جز این نیست که شیطان می‌خواهد با شراب و قمار، میان شما دشمنی و کینه افکند و از یاد خدا و از نماز بازتان دارد، پس آیا دست‌بردار هستید؟)[17]

([وعده‌ی منافقان به یهودیان] همچون حکایت شیطان است آنگاه که به آدمی گوید: کافر شو و چون کافر شود، گوید: من از تو بیزارم، من از خدا، پروردگار همه‌ی جهانیان می‌ترسم).[18]

([ابلیس] گفت: پروردگارا، به سبب آنکه مرا گمراه کردی، من هم [باطل را] در روی زمین حتماً برایشان می‌آرایم و همه را گمراه می‌سازم)[19] (این موضوع را در آیات ذیل هم می‌بینیم: الانفال(8): 48، النحل(16): 63، الانعام(6): 43، النمل(27): 24، العنکبوت(29): 27- 28، البقرة(2): 212، آل عمران(3): 14)

(و به یقین گمراهشان می‌کنم به دام آرزوها می‌اندازم و وادارشان می‌کنم تا گوش چهارپایان را [به عنوان تحریم] بشکافند و فرمان دهم تا خلقت خدا را [به عنوان بدعت] تغییر دهند و هر که شیطان را به جای خدا سرپرست خود گیرد، قطعاً دستخوش زیان آشکاری شده است).[20]

(شیطان بر آنها چیره شده و خدا را از یادشان برده است. آنها حزب شیطانند. آگاه باش که حزب شیطان همانند زیانکارانند).[21] (همچنین مراجعه کنید به سوره‌ی یوسف (12): 42 و سوره‌ی کهف (18): 63)

(جز این نیست که این شیطان است که یاران خود را می‌ترساند، پس اگر مؤمن هستید از آنان نترسید و از من بترسید)[22] (یعنی ایجاد ترس در دل دوستداران شیطان توسط شیطان در پاره‌ای اوقات مثلاً هنگام رویارویی مسلمان ضعیف الایمان با دشمن).

(بی‌گمان، کسانی که پس از آنکه [راهِ] هدایت برای آنها روشن شد [به حقیقت] پشت کردند، شیطان آنها را فریفت و آرزویشان را دراز کرد)[23] (تسهیل نمودن گناه).

(ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از گام‌های شیطان پیروی نکنید و هر کس پیروی گام‌های شیطان کند، [بداند که] او قطعاً به فحشا و منکر او امر می‌کند و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود، هرگز کسی از شما پاک نمی‌شد، ولی خداست که هر کس را بخواهد پاک می‌گرداند وخدا شنوا و داناست).[24] (و همچنین سوره المائدة(5): 90 و سوره البقرة (2): 102)

(برانگیختن حسد، ایجاد درگیری و نزاع) و به بندگان من بگو سخنی را که بهتر است بگویند، که شیطان میانشان را به هم می‌زند، بی‌تردید شیطان برای آدمی دشمن آشکار است).[25](همچنین سوره یوسف(12): 100، القصص (28): 15، المائدة (5): 91، الانعام (6): 121 و الحج (22): 3)

(آیا ندیدی کسانی را که می‌پندارند به آنچه به سوی تو نازل شده و آنچه پیش از تو نازل گشته ایمان دارند؟ [اما] می‌خواهند داوری را پیش طاغوت برند، حال آنکه دستور یافته‌اند که به آن کافر شوند ولی شیطان می‌خواهد آنها را به گمراهی دوری در اندازد).[26]

(شیطان شما را از تهیدستی می‌ترساند و به [تنگ نظری و] زشتی وا می‌دارد و خدا به شما آمرزش و بخشش خود را وعده می‌دهد و او وسعت بخش داناست).[27]

راه‌های مقابله با کوشش‌های ابلیس پلید:

(گفت: پروردگارا، به سبب آنکه مرا گمراه ساختی، من هم [باطل را] در روی زمین حتماً برایشان می‌آرایم و همه را گمراه می‌سازم. مگر از میان آنها بندگان خالص شده‌ی تو را)[28] (و همچنین سوره ص (38): 38 و 82 و 83).

(البته شیطان هرگز بر کسانی که ایمان آورده‌اند و بر خدای خود توکل می‌کنند، تسلطی ندارد).[29]

(و اگر شیطان از وسوسه‌ای تو را برانگیخت، به خداوند پناه ببر [که] بی‌شک او شنوای داناست)[30] (و همچنین سوره المؤمنون(23): 97، سوره النّحل (16): 98، سوره الفصلت (41): 36، سوره آل عمران (3): 36)

((پاکیزگی و طهارت) و آنگاه که شما را بدان خواب سبک که امانی از جانب وی بود، فرو می‌پوشانید و از آسمان بارانی بر شما می‌فرستاد که با آن پاک تا نکند و آلودگی شیطان را از شما بزداید و دلهایتان را محکم و گام‌هایتان را بدان استوار سازد).[31]

دشمن سوم منافقین، کفار و یهود است:

(و یهود و نصاری هرگز از تو راضی نخواهند شد مگر آنکه از آیین آنها پیروی کنی. بگو: بی‌تردید هدایت واقعی همان هدایت خداست و اگر پس از دانشی که تو را حاصل شده استازامیال آنها پیروی کنی در برابر خداهیچ سرپرستی و یاوری نخواهی داشت).[35]

امام خمینی فرمودند: «نقشه‌های حساب شده برای شکستن اسلام در کار است، مقصد اصیل این است که این‌ها چون از اسلام سیلی خوردند… لهذا برای آنان دشمن اصلی اسلام است.»[36]

«آنچه که سدّ بزرگ است از برای منافع آنها و تشخیص دادند، همان اسلام است که نمی‌گذارد اجانب استفاده‌ی خودشان را بکنند.»[37]

(یهود و نصاری گفتند: ما پسران خدا و دوستان [ویژه‌ی] او هستیم. بگو: پس چرا او شما را به کیفر گناهانتان عذاب می‌کند؟ بلکه شما هم بشری از آنهایی هستید که آفریده است. او هر که را بخواهد می‌بخشد و هر که را بخواهد عذاب می‌کند و حکومت آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست از آنِ خداست و بازگشت [همه] به سوی اوست).[38]

دقت کنید به برخی عقاید دین یهود و کتاب‌های تعریف شده ایشان که پر است از شرک و نفاق و و حشی‌گری و بی‌عفتی و…

قرآن درباره ی آنها می فرماید:Pفَوَیلٌ لِلَّذینَ یَکتُبونَ الکِتابَ بِاَیدیهِم ثُمَّ یَقولُونَ هذا مِن عِندِ اللهِ لِیَشتَروُا بِهِ ثَمَناً قَلیلاً فَوَیلٌ لَهُم مِمّا کَتَبَت اَیدیهِم وَ وَیلٌ لَهُم مِمّا یَکسِبونO(پس وای بر کسانی که از پیش خود چیزی نوشته و به خدای متعال نسبت دهند تا به بهای اندک و متاع ناچیز دنیا بفروشند، وای بر آنها از آن نوشته‌ها و آنچه از آن به دست آرند) و این آیه به خوبی بر آنها تطبیق می‌کند[39].

الف) خدا در نظر یهود:

ب) پیامبران در نظر یهود:

برخی شیوه‌های دشمنی در مبارزه با نظام اسلامی توسط آمریکا و اسرائیل به قرار زیر است:

1- القای خود‌باختگی و ضعف روحیه و استقامت و امید مردم.

2- ترویج اسلام آمریکایی یعنی اسلامیکه فقط به ظاهر اسلام می‌پردازند و باطن اسلام و هدف و مقصد اسلام نادیده گرفته می‌شود و در این مسیر از مقدس نمایان احمق استفاده می‌کنند و در نتیجه کفر و ظلم طاغوت و ستمگران در کنار این اسلام، زندگی مسالمت‌آمیز دارند.

3- محو آثار دیانت با هتک حرمت‌ها، با حمله به مقدسات و اصول اساسی اسلام مثل نبوت و امامت، اطاعت و پیروی از دستورات خدا و پیامبر و امام، دستورات دینی، حجاب و…

4- ضربه زدن به اسلام با نام اسلام.

5- ایجاد جنگ روانی از تبلیغات و رسانه‌ها و ابزارهایی که دارند در جهت با‌ارزش وانمود کردن خود و راه و روش و منطق خود و نیز ایجاد ترس و نفرت به دین و ارزش‌ها برای تخریب آنچه که مانع اعمال شوم آنها می‌شود، استفاده می‌کنند. مردم را نسبت به کشور یا دین بدبین می‌کنند و نسبت به اقداماتش و ستمگرانه‌ی خود قانع و خوشبین می‌کنند.

6- شایعه‌سازی.

7- فریب و تحقیر.

8- بهانه‌جویی برای انجام کارهای شوم خود.

9- ترویج فساد و دوری از انسانیت برای اینکه بتوانند آن ملت را تحت تسلط و تسخیر خود قرار دهند و آنها هم هیچ جرأت و قدرت و شدتی در برابر آنها ایجاد نکنند.

القای ناکارآمدی دین، نمونه‌ای از حرکات دشمن می‌باشد (داخلی و خارجی):

به برخی از سخنان دشمنان و منافقان وگمراهان توجه کنید:

اسلامِ هزار و چهارصد سال پیش در مورد مفاهیم اجتماعی امروز نظر ندارد و اگر هم مطلبی داشته باشد قرائت‌ها از آن متفاوت است و در تعارضِ با هم، همه ساقط می‌شوند.[77]

فقه، قابلیت اجرا در همه‌ی زمان‌ها را ندارد و حکومت دینی به معنی اجرای احکام شریعت نیست.[78]

فقه و شریعت مشمول مرور زمان می‌شود و لایتغیر نیست احکام برای مردم هستند نه مردم برای احکام، لذا اگر مردم عوض شوند احکام هم باید عوض شوند. وحی برای نسل‌های بعد از زمان خود قابل فهم نیست.[79]

فقه سنتی هرگز نمی‌تواند به جامعه ی مدنی و مدرن رهنمون گردد.

شهید مطهرّی ضمن ردّ این گونه دیدگاه‌ها می‌فرماید: باید گفت آن چیزی که همواره در معرض تغییر و تحول قرار گرفته است ماده و ترکیبات مادی می‌باشد. ولی قوانین و نظام‌ها شامل این قانون نمی‌شوند به عبارت دیگر، پدیده‌ها متغیرند نه قوانین؛ و اسلام قانون می‌باشد نه پدیده.[80]

طرح شبهاتی در خصوص عدم توانایی دین در عرصه‌ی سیاست به صور گوناگون از جمله حرکت‌های بیگانگان و وابستگان آن‌ها جهت مقابله با پیشرفت نظام اسلامی بود.

یکی از هفته نامه‌ها می‌نویسد: «آمیختگی دین و سیاست، بد فرجام است و همه‌ی ناکامی‌های ایرانیان، نتیجه کشاکش دین و دنیا، دین و خرد سیاسی و وارد شدن یک امر فردی در عرصه‌ی جمعی است.»[81]

در راستای همین حرکت، هفته نامه‌ی دیگری می‌نویسد: «نظریه‌ی عینییّت سیاست و دیانت زاییده‌ی افکار عامیانه‌ی قدیمی است و دنیای امروز دنیای حکومت عقل و تفکر است.»[82]

اسلام مکتبی است که بر خلاف مکتب‌های غیر توحیدی در تمام شئون فردی، اجتماعی، مادی، معنوی، فرهنگی، سیاسی، نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد و از نکات بسیار ناچیز نیز فروگذار ننموده است.

پی نوشت

[1]– آل عمران: 26- 27.

[2]– الغافر: 65.

[3]– المُلک: 2.

[4]– یونس:24.

[5]– الغافر: 68.

[6]– آل عمران: 2.

[7]– البقرة:255.

[8]– نهج البلاغة، ابن ابی الحدید، ج 20، ص 314.

[9]– محدث نوری، مستدرک، ج 2، ص 345.

[10]– جامع احادیث الشیعه، ج 13، ص 246.

[11]– یس(36): 60.

[12]– سوره ص: 82 – 83.

[13]– النساء: 60.

[14]– لقمان: 21 و الفاطر(35): 6.

[15]– الاعراف: 16- 17.

[16]– الاسراء: 62.

[17]– المائدة: 91.

[18]– الحشر: 16.

[19]– الحجر: 39.

[20]– النساء: 119.

[21]– المجادلة: 19.

[22]– آل عمران: 175.

[23]– محمد: 25.

[24]– النّور: 21.

[25]– الاسراء: 53.

[26]-اانساء: 60.

[27]– البقرة: 268.

[28]– الحجر: 39 – 40.

[29]– النحل: 99.

[30]– الاعراف: 200.

[31]– الانفال: 11.

[32]– الحجر: 85.

[33]– الاسراء: 63.

[34]– سوره ابراهیم، آیه 22.

[35]– سوره بقره، آیه 120.

[36]– صحیفه‌ی نور، ج 13، ص 168.

[37]– صحیفه‌ی سجادیه، ج 2، ص 182.

[38]– المائدة(5): 18.

[39]-البقرة(2): 79.

[40]– سفر پیدایش، اصحاح اوّل آیه 36.

[41]– سفر دانیال، اصحاح هفتم.

[42]– سفر خروج، اصحاح بیست و چهارم.

[43]– سفر پیدایش، اصحاح سوم.

[44]– سفر خروج، اصحاح 19 و مزمور 132: آیه 13.

[45]– سفر خروج، اصحاح دوازدهم: آیه 12.

[46]– سفر پیدایش، اصحاح سوم.

[47]– سموئیل اول، اصحاح دوم: آیه 30.

[48]– سموئیل اول، اصحاح 15: آیه 10.

[49]– سفر پیدایش، باب ششم.

[50]– سفر پیدایش، باب 34.

[51]– سفر پیدایش، اصحاح هیجدهم، آیه‌ی اول و اصحاح 19: آیه اول.

[52]– سفر پیدایش، اصحاح سوم: آیه 30.

[53]– سفر پیدایش، باب 11: آیه 11.

[54]– سفر پیدایش، اصحاح ششم: آیه 6.

[55]– سموئیل دوم، اصحاح 11: آیات متفرقه.

[56]– سفر پیدایش، اصحاح بیست و نهم.

[57]– سموئیل دوم، اصحاح 11.

[58]– سفر پیدایش، اصحاح 29.

[59]– اوّل پادشاهان، اصحاح 11.

[60]– اوّل پادشاهان، اصحاح 11: آیه 1.

[61]– اوّل پادشاهان، باب 11.

[62]– سفر خروج، اصحاح چهارم: آیات متفرقه.

[63]– اعداد اصحاح 31: آیات متفرقه.

[64]– سفر خروج، اصحاح 32: آیه 31.

[65]– سفر ارمیا، باب 27: آیه 1.

[66]– سفر حزقیال، اصحاح 4 و 5: آیات 12 و 1.

[67]– سفر یوشع، اصحاح اول.

[68]– سفر خروج، باب 32.

[69]– سفر داوران، باب 11، آیه 1.

[70]– سفر پیدایش، اصحاح 9.

[71]– اوّل پادشاهان، اصحاح 13، آیه 11.

[72]– سفر پیدایش، اصحاح 32.

[73]– المائدة: 51.

[74]– المائدة: 64.

[75]– المائدة: 82.

[76]– صحیفه‌ی نور، ج 15، ص 160.

[77]– آزادی یا توطئه، ص 95.

[78]– همان، ص 98.

[79]– همان، ص 100.

[80]– شش مقاله، ص 107.

[81]– آزادی یا توطئه، ص 112.

[82]– همان.

برچسب‌ها: , , , , , ,

مطالب مرتبط

  1. عبرتها گفت:

    قالب کل کتاب که با شرح هر بخش علمی نتیجه ای معنوی یا اجتماعی و فرهنگی گرفته شود خیلی جالب است و می تواند الگویی برای اجرا در مراکز فرهنگی باشد اما روش بیان و انتقال به مخاطب هنری ظریف و ویژه می طلبد که کار فراوان و همت مضاعف می طلبد.

  2. کریم گفت:

    این کتاب در نوع خودش خوبه ولی هنوز اقناع کننده نیست
    باید بیشتر بررسی و اصلاح بشه

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
شفاف (شبکه فعالان انقلابی فضای مجازی)
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715