پنج شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۶
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۹:۳۳ - ۱۳۹۵/۰۳/۲۲
«دو قرن سکوت» قربانی ملی گرایی افراطی!
 نگاه گزینشی به آثار مرحوم عبدالحسین زرین کوب   

بسیاری بدون در نظر گرفتن این اعتراف شجاعانه و درخور تحسین نویسنده کتاب، آن را (علیرغم خواست صاحب کتاب) دستاویزی برای رویارویی فرهنگ ایرانی در مقابل فرهنگ اسلامی قرار می دهند. در حالی که سخن وی فراتر از یک برداشت سطحی و زودگذر است

ندای اصفهان- مهدی ورپشتی/

تهران، اوایل دهه ۳۰: کتاب «دو قرن سکوت» از زیر چاپ در آمد. با قلم نویسنده ای پر شور و احساس. احساساتی که ایران دوستی آن در قلم تندش هویدا شد و آنقدر این شور و احساس بر وی غلبه داشت که مطالعات گسترده و قلم روان و ادبیات غنی اش هم نتوانست سدی بر این سیل بزند. وقتی کتاب از زیر چاپ بیرون آمد واکنش های متعددی به آن نشان دادند. واکنش هایی که نویسنده را بر آن داشت تا باز هم کند و کاو کند. باز هم جستجو و تا شش سال نگذاشت که این کتاب چاپ مجدد شود.

حالا از چاپ های متعدد آن کتاب سال ها گذشته. هنوز هم چاپ می شود و هنوز هم خواننده دارد. هنوز هم در کتابخانه ها به امانت داده می شود و یا دست به دست می شود. نسخه های الکترونیکی فراوان آن از سایت ها دریافت می شود و گاه و بی گاه در دست جوانان و بزرگسالان می بینیم که غرق در مطالعه کتاب هستند.

این قسمتی از ماجرا. یک قسمت دیگر موج ملی گرایی افراطی است که جامعه ما را در بر گرفته. نشان مردی در میان حلقه ای و حلقه در میان دو بال عقاب و روبان ها را می بینیم که گردن آویز جوان ها یا زینت افزای مچ دست ها شده. گاهی زیر آینه و پشت شیشه خودروها و شاید سردر منزلی یا مغازه ای. تابلوهایش را هم خدا بدهد برکت. صرف نظر از بحث «تقلید کورکورانه» کسانی برای این نوع رفتار در پی توجیهات هستند و می بینیم کتاب دو قرن سکوت را که دستاویز این گروه است. جای تأسف اینجاست که این کتاب هم چندان با دقت مطالعه نشده.

برخی می پندارند در کتاب دو قرن سکوت مرحوم عبدالحسین زرین کوب حوادث رویارویی دو قوم فارس و عرب را تحلیل کرده که با دو آئین متضاد یعنی اسلام و مجوسیت مقابل هم صف کشیده اند و نجابت پارسی در مقابل درنده خویی عربی مغلوب می شود و قومی متمدن و بی نیاز از عرب و آئین عربی مظلومانه سکوت می کنند تا این «رؤیای نیمه شب تابستان» اعراب تمام شود. آن گاه با قیام های ایرانی و تشکیل حکومت خاندان طاهری و نعره های رویگرزاده سیستانی، بانگ رستاخیز در ملک وطن طنین انداخته و باز حکومت ایرانی در این کهن بوم و بر، ملتی را از چنگال قوم عرب می رهاند.

این دیدگاه شاید در چاپ اول کتاب منعکس شده بود اما پس از انتقادات فراوان، نویسنده تلنگری خورد و با روحیه حقیقت جویی کتاب را طی شش سال مورد بازبینی قرار داد. آنگاه در چاپ دوم که در سال ۱۳۳۶ انجام شد شجاعانه در مقدمه نوشت:

«اما محرک من، اگر وسواس خاطری بود، شاید به همین اکتفا می کردم که بعضی لغت ها را جابه جا کنم و بعضی عبارت ها را پیش و پس ببرم. در تجدید نظری که در کتابی می کنند؛ بسیار کسان بیش از این کاری نمی کنند. اما من ترتیب و شیوه کتاب اول را برهم زدم و کاری دیگر پیش گرفتم… در جایی که سخن از حقیقت جویی است چه ضرورت دارد که من بیهوده از آنچه سابق به خطا پنداشته ام دفاع کنم و عبث لجاج و ناروا ورزم؟»[۱]

عبدالحسین زرین کوب

بسیاری بدون در نظر گرفتن این اعتراف شجاعانه و درخور تحسین نویسنده کتاب آن را (علیرغم خواست صاحب کتاب) دستاویزی برای رویارویی فرهنگ ایرانی در مقابل فرهنگ اسلامی قرار می دهند. در حالی که سخن وی فراتر از یک برداشت سطحی و زودگذر است.

کتاب شامل ۱۰ بخش مجزا است

ابتدا مرحوم زرین کوب یک طرح کلی از «فرمانروایان صحرا» و حال و روز ایشان به دست داده و از اینکه قومی که چندان بهره ای از تمدن نداشته و در طی یک انقلاب دینی یکپارچه و متحد دو امپراطوری عظیم عالم را به زانو در می آورد، اظهار شگفتی می کند.

بخش اول در اصل نمای کلی زندگی عرب بدوی است و رد پای دخالت های ایران و روم و حبشه از حیره تا یمن را بدست می دهد.

در بخش دیگر پیام اسلام شنیده می شود. در میان طوفان و ریگ، عرب با شنیدن ندای رستگاری یکپارچه می شود و ماجرای تسخیر ایران. نویسنده در این بخش به درستی تحلیل می کند که عامل سقوط ساسانیان فسادی بود که دامن گیر شاهان و شاهزادگان و موبدان شد: «در همان هنگام که اهریمن نفاق و شقاق، کشور ساسانیان را به ورطه مرگ و نیستی می کشانید، سروش خدایی بیایان نوردان عرب را از جاده کفر و نفاق به راه هدایت و نجابت می خواند و در زیر لوای دینی که محمد آورده بود، در راه وحدت و عظمت گام می زد.»[۲]

از این پس آئین اسلام را ایرانیان بر می گزینند؛ اما با مشاهده رفتار فاتحان و فخر فروشی عرب آتشی در دلشان افروخته شده که پنهانش می دارند.

در بخش سوم می خوانیم که این آتش خاموش در ماجرای قتل عمر و قیام مختار تا سقوط اموی ها گُر می گیرد.

بخش چهارم را نویسنده به آغاز سکوت و محو شدن زبان پهلوی و موسیقی و شعر ایرانی اختصاص داده.

بخش پنجم کتاب نغمه های امیدبخش است که به دنبال برافراشتن «پرچم های سیاه» و برق شمشیر ابومسلم خراسانی تجلی می کند. واقعه انتقال خلافت از امویان به عباسیان. و بعدها قیام های ایرانی که به خون خواهی ابومسلم صورت می گیرد. نویسنده با تحلیل اوضاع به نوعی معتقد است که قیام های ایرانی از ابومسلم تا قیام مازیار همه برای احیای عظمت ایران باستان بوده است که با شکست مواجه شده.

در بخش های بعد به تفصیل قیام ها بررسی می شود و منابع مورد کنکاش قرار می گیرد. نویسنده در ظهور پارسیان مدعیان پیامبری همچون «مقنع» با معجزه معروف «ماه نخشب» و «حمزه بن آذرک» و دیگران باز رد پای احیای عظمت ایران را می جوید و چند بخش از این کتاب را به آن اختصاص داده. در این بخش ها شاید خواننده گمان کند مرحوم زرین کوب در صدد برتری جویی قوم پارس است اما زمانی که به بخش نهم می رسیم می بینیم در «جنگ عقاید» نویسنده ضمن برآورد اوضاع با استفاده از منابع موجود این حقیقت را بیان می کند که: «باری آئین زرتشت، در پایان دوره ساسانی، بر اثر بدعت های دینی و درنتیجه فساد و انحطاط موبدان قوی، ضعیف گشته بود. نفوذ آئین عیسی و آئین بودا نیز، از دو جانب شرق و غرب، آن را در میان گرفته بود و هر روزش ضعیف تر می کرد. شاید اگر اسلام از راه جزیره العرب نمی رسید آئین زرتشت در برابر نفوذ این دو دین یکسره خود را باخته بود، اما اسلام با روح تازه، از راه در رسید و کارها از لونی دیگر گشت.»[۳]

نفوذ فرهنگی ایرانیان

نویسنده با اینکه از دوران سکوت سخن می گوید اما از اشعار فارسی و نفوذ ایرانیان در دیوان محاسباتی که تا زمان حجاج توسط پارسیان اداره می شده و حساب ها به پارسی نوشته می شده و نفوذ موسیقی ایرانی در میان عرب و در نهایت یک نوع غلبه فرهنگی ایرانیان را بر عربان به دست می دهد، تا جایی که می گوید: «ایرانیان که نفوذ فرهنگی و معنوی داشتند در برابر ترکان هرگز جای خالی نمی کردند. اما تازیان خواه ناخواه جای خود را به ترکان دادند…»[۴]

نویسنده اگرچه نام کتاب را دو قرن سکوت گذاشته اما با تجدید نظری که در کتاب خود داشته به تغییر این نام هم فکر کرده و سرانجام به این نتیجه رسیده: «با این همه در چاپ تازه ای که از آن کتاب منتشر می شود، شاید مناسب بود که نام تازه ای اختیار کنم. اما به نام تازه ای چه حاجت؟ این کتاب را وقتی نوزادی خُرد بود بدان نام می شناختند چه زیان دارد که اکنون نیز با این رشد و نمایی که یافته است به همان نام سابق بشناسند؟»[۵]

در انتخاب نام دو قرن سکوت باید گفت شاید نویسنده به کتاب تاریخ ایران اثر سرجان ملکم انگلیسی نظر داشته که به عقیده شهید مطهری اولین کسی است که مغرضانه این دو قرن را دوره سکوت می نامد.[۶] از این رو ایشان نظر وی را پذیرفته و نام دو قرن سکوت را بر اساس آن شور و حرارت و عواطف ملی گرایانه دوران جوانی اختیار کرده و جالب اینجاست که در تجدید نظر مرحوم زرین کوب در چاپ دوم، کتاب به اندازه ای دگرگون شده که شاید نام دیگری بر آن باید گذاشته می شد.

اما شهید مطهری در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» در انتهای کتاب بخشی دارد به نام دو قرن سکوت. ایشان نیز به همین دوران پرداخته و این دو قرن را باز هم با استفاده از منابعی مورد تحلیل قرار داده اند که بسیار درخور توجه است. شهید مطهری نشان می دهد خاموشی پارسیان در مقابل ندای اسلام که به زبان عربی بود بسیار معنا دار بوده چرا که خود ایرانیان در این دوران به جز قیام های متعدد در صحنه علم هم جوش و خروش داشته اند. ایشان به شاهکارهای ایرانیان در علوم مختلف و در زبان عربی اشاره کرده و با سوالی تأمل برانگیز پاسخ بسیاری از شبهات را می دهند: «مگر کسی ایرانیان را مجبور کرده بود که به زبان عربی شاهکار خلق کنند؟ اصلا مگر ممکن است کسی با زور شاهکار خلق کند؟»[۷]

کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران

در نهایت باید گفت کتاب دو قرن سکوت نه تنها نمی تواند دستاویزی برای مقابله با اندیشه های اسلامی باشد بلکه به نوعی حمایتی است از اسلام و گسترش آن در قلب و دل مردم ایران بر خلاف کسانی که سعی دارند ورود اسلام به ایران را پدیده ای چون ایلغار مغول و شاید شدیدتر از آن نشان دهند. کتاب اگر چه در چاپ اول خوشایند آنانی بود که تمام بدبختی امروز مملکت را در سیر حوادث علّی و معلولی تاریخ به شکست ایران از سپاه اسلام ارتباط می دادند، اما به راستی با تجدید نظر مصنف جایی برای غرض ورزی باقی نمی ماند.

پی نوشت

[۱] – زرین کوب، عبدالحسین، دو قرن سکوت، مقدمه، چاپ هفتم، تهران: جاویدان ۲۵۳۶

[۲] – همان، ص ۴۱

[۳] – همان، ص ۲۵۳

[۴] – همان، ص ۱۹۶

[۵] – همان، مقدمه

[۶]– ملکم، جان، تاریخ ایران ص ۱۷۲، ترجمه میرزا اسماعیل حیرت، چاپ اول، تهران: افسون ۱۳۸۰

[۷] – مطهری، مرتضی، مجموعه آثار(خدمات متقابل اسلام و ایران) ج ۱۴ ص ۵۸۰، تهران: صدرا ۱۳۸۲

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

  1. سکوت گفت:

    خیلی ممنون از این معرفی که انجام داده بودید به نظر می رسد مطالعه این کتاب آدم را در رفع خیلی شبهاتی که راجع به پذیرش اسلام توسط ایرانیان مطرح می کنندکمک کند.




    0



    0
  2. جهت علم گفت:

    علم در اکثر موارد در جهت خواست ثروتمندان و قدرتمندان رشد می کند و چنین علمی اگرچه بهره ای از حقیقت برده ولی در کل حربه ای است برای همسو کردن و فریب دیگران




    0



    0
نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
میدان نیوز
میدان نیوز
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق