شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۹:۲۸ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۵
ازدواج
انیس (قسمت دوم)
 سیری در جهان بینی و ایدئولوژی های سه گانه ازدواج   

ازدواج برای خود دنیایی دارد؛ دنیایی که در آن دو روح به یکدیگر پیوند زده می شوند؛ پیوندی که اگر خوب گرفت هر دو زنده می شوند و اگر بد شد هر دو می میرند. اکنون به مبحث خواستگاری می رسیم، حرف های مگو و نکات و حرف هایی که باید گفت...

ندای اصفهان- حجت الاسلام والمسلمین مهران آدرویش/

ازدواج برای خود دنیایی دارد؛ دنیایی که در آن دو روح به یکدیگر پیوند زده می شوند؛ پیوندی که اگر خوب گرفت هر دو زنده می شوند و اگر بد شد هر دو می میرند. در قسمت قبل گفتیم که ازدواج یک جهان بینی و سه ایدئولوژی دارد. جهان بینی را توضیح دادیم و اکنون به سراغ اولین ایدئولوژی یعنی مبحث دوران خواستگاری می رویم.

***

ایدئولوژی دوران خواستگاری

مراحل قبل از خواستگاری:

  • آشنایی با مباحث و ملاک های ازدواج
  • دعا و توسل به اهل بیت (علیهم السلام)
  • استفاده از واسطه های فهیم، دلسوز و آشنا به روحیات و خانواده های طرفین؛ لذا از زوج یابی اینترنتی پرهیز کنید چه این که ضریب امنیت به دلیل بیگانگی، جمادی و فاقد شعور بودن واسطه، فوق العاده پایین است. (البته استثناءا ممکن است نتیجه مثبت هم بدهد اما به هر حال خلاف قاعده است و نمی شود زندگی را بر استثنا بنا نمود.)

نکته: هر چه تعداد واسطه های مناسب بیشتر باشند، یافتن جزء گمشده خویش زودتر و سهل الوصول تر خواهد بود.

عشق

جایگاه استخاره در ازدواج:

آیت الله جوادی آملی: “ما در دینمان به استخاره سفارش نشده ایم” بلکه با تورقی در قرآن مبرهن است که به عقلانیت و شورا سفارش شده ایم یعنی با وجود تعقل و تحقیق و مشورت، استخاره اساسا باطل است. استخاره فقط زمانی درست است که با وجود تعقل و تحقیق و شور، موضوع همچنان در هاله ای از ابهام باقی بماند و نتوانیم تصمیم بگیریم. اما در امر ازدواج با عقل و تحقیق و شور امکان دست یابی به نتیجه وجود دارد لذا در ازدواج استخاره محلی از اعراب ندارد. و متأسفم که بگویم در جامعه ما چقدر از ازدواج های صحیح بواسطه استخاره های بی جا و بی مورد به هم خورده است و موجب شادی شیطان و نارضایتی خدا و اهل بیت (علیهم السلام) گشته است.

ملاک های مشترک انتخاب همسر (یعنی پسر و دختر هر دو باید از این ویژگی ها برخوردار باشند):

  • ایمان و تقوی:

بنا بر روایات ایمان شناخت قلبی و اقرار زبانی و عمل به اعضا و جوارح است. و به بیان دیگر ایمان برخورداری از روحیه خودسازی و اطاعت از خداوند؛ پیراستن بدی ها و آراستن خود به ارزش ها است.

ایمان زندگی مشترک را شیرین و جاودانه می کند؛ چه اینکه شخص مؤمن اگر هم همسرش را دوست نداشته باشد حداقل حقوق او را رعایت خواهد نمود و نیز بنا بر آیات، در روز محشر همه روابط قطع می شود مگر روابطی که بر مبنای ایمان به خدا شکل گرفته باشد.

البته دقت شود که منظور از ایمان و مؤمن و مؤمنه بودن، موضوعیت داشتن اعتقادات و احکام و اخلاق اسلامی و دق دقه داشتن رعایت دین است، نه عصمت و التزام عملی صد در صد.

به هر حال انتظار صد در صدی در عمل به دین از یک دختر یا پسر جوان زیاده روی است. همین که معتقد باشد و از مرجع تقلید جامع الشرائط تقلید بکند و سعی در انجام واجبات و ترک محرمات داشته باشد کافی است.

  • صبر و مدارا و گذشت:

افرادی که تحمل ندارند قابل تحمل نیستند. باید دقت شود که یکی از اهداف و فوائد مهم ازدواج که ارزش ازدواج را بنا بر روایات به اندازه نیمی از دین ارتقاء بخشیده، تقویت صبر است. صبر در رأس لیست گزاره های ایمان قرار دارد؛ چه اینکه دینداری عبارت است از انجام واجبات و ترک محرمات؛ و بالطبع کسی می تواند واجبات را انجام دهد که بر مشقت آن صبر کند. و کسی می تواند محرمات را ترک کند که بتواند بر گذشتن از شیرینی لذت گناه صبر کند. لذا انجام هر واجبی و ترک هر حرامی بازگشتش به صبر است. از طرفی ازدواج محل تلاقی عشق و اختلاف است که ترکیب این دو ویژگی ارتقاء و بالندگی صبر را در خود می پروراند؛ چه اینکه طبعا انسان از اختلاف فراری است اما عشق پای او را می بندد و اجازه فرار نمی دهد پس چاره ای جز صبر نیست.

  • خوش اخلاقی:

بنا بر روایات اَکمَلکم ایمانا اَحسَنکم خُلقا (الوسائل ج/۸ ص۵۰۶). اگر ازدواج نصف دین است، خوش اخلاقی نیمه دیگر آن است.

  • حق پذیری:

قُد و یک دندنه نبودن و برخورداری از روحیه توبه و بازگشت از خطا و عذرپذیری؛ چه اینکه انسان ممکن الخطاست.

  • حیا:

بنا بر روایات کسی که حیا ندارد دین ندارد. حیا نقطه مقابل وقاهت است و اگر حیا نباشد حریم ها حفظ نخواهد شد.

  • رازداری:

مسائل داخلی خانواده راز محسوب می شوند و برملا کردن آن ها می تواند مشکلات زیادی را به دنبال داشته باشد.

  • رشید و رشیده بودن:

یعنی شناخت هست ها و بایدهای آن؛ مثلا گوش هست، و بایدهای آن نشنیدن غیبت و… است. سابق بر این در خطبه های عقد می خواندند: دوشیزه عاقله ی بالغه ی رشیده…؛ رشیده یعنی معنای بله ای را که می گوید می فهمد و به عبارت دیگر آموزش های لازم را دیده و حقوق و وظایف خود و طرف مقابل را می داند و راهکارهای حفظ خانواده را می شناسد.

  • برخورداری از خانواده ای پاک:

پیامبر (صل الله علیه و آله): از گُلی که در مزبله روئیده پرهیز کنید. عرض کردند: گل در مزبله چیست؟ فرمود: دختری که در خانواده بد رشد و نمو نموده باشد.

  • سازگاری
  • پایداری در محبت؛ با وفا بودن
  • تواضع و فروتنی
  • خودخواه نبودن
  • برخورداری از هویت؛ تکلیفش با خودش روشن باشد.

ملاک های اختصاصی مرد خوب:

  • کاری
  • پر جربزه
  • دست و دل باز
  • مدیر و مدبر

ملاک های اختصاصی زن خوب:

  • قناعت: بهترین زن ها قانع ترین زن ها هستند.
  • عفیفه بودن
  • اطاعت پذیری از شوهر: مگر اینکه امر به خلاف شرع کند. موضوع فقهی اطاعت زن از شوهر، فقط درخصوص خروج از خانه و تمکین در امور جنسی است. اما در سایر موارد نیز اخلاقا بهتر است با همسرش هماهنگ باشد؛ چه اینکه این امر با روحیات مردان سازگاری کامل دارد و به استحکام خانواده کمک شایانی می کند. لذا حتی اگر خانم خانه از همسرش در مدیریت برتر است باز امور را طوری پیش ببرد که همسر احساس کند زمام زندگی به دست اوست.
  • متکبر، بخیل و ترسو باشد: این سه ویژگی در روایات وارد شده است؛ و منظور از تکبر این است که در برابر نامحرم ضمن حفظ ادب و آداب، خیلی متواضعانه و نرم نباشد به گونه ای که مردان مریض در او طمع کنند. بخیل باشد؛ یعنی در مخارج قدر زحمات شوهر را بداند و در پیشرفت اقتصاد خانواده کمک کند. و منظور از ترسو بودن این است که به کارهایی که عفت او را به خطر می اندازد وارد نشود؛ مثل تنها رفتن به مسافرت های دور و…
  • با محبت و بساز باشد: البته این دو صفت مشترک است اما از خانم ها بیشتر انتظار می رود.
  • قادر به باروری باشد (نازا نباشد).
  • قادر به تربیت فرزندان باشد.
  • کدبانو باشد.

ملاک های اختصاصی مرد بد­:

  • ضعیف الایمان
  • بد اخلاق
  • شراب خوار؛ پیامبر: هرکس دخترش را به شراب خوار بدهد قطع رحم نموده است. (مستدرک الوسایل ج۳ ص۱۳۹)
  • بد دهن
  • احمق؛ علی (علیه السلام): با زن احمق ازدواج نکنید که عین گرفتاری است و بچه های او هم احمق خواهند شد. و با توجه به مسائل ژنتیک این روایت شامل مردان احمق هم می شود. (وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، تصحیح ربانی شیرازی، ج۱۴، ص۵۶، انتشارات اسلامیه تهران، محرم ۱۳۸۴)
  • بخیل

ملاک های اختصاصی زن بد­:

  • موارد فوق (به جز بخل)
  • در فامیل خود بی مقدار و برای شوهرش درشت خو است.
  • نازا (البته منظور این است که برای یک زندگی مشترک نامناسب است و الا ممکن است شخصا آدم خوبی باشد کما این که مرد عنین نیز همین گونه است)؛ پیامبرصل الله علیه و آله می فرمایند: کنیز سیاهی که قادر بر زایمان باشد از زن آزاده ی ثروتمند زیبای نازا بهتر است.
  • دارای مهریه سنگین و غیر معقول
  • جلوی دیگران خود را بیاراید اما برای همسرش ژولیده باشد.

از کجا بدانیم که طرف مقابل از ملاک های فوق برخوردار هست یا نیست؟

  • عاقلانه وارد شوید نه عاشقانه.
  • هنگام تحقیق باید موارد فوق، یک به یک تحقیق و بررسی شوند (نه اینکه به طور کلی از خوب یا بد بودن طرف مقابل سؤال شود؛ که در این صورت بالطبع آن ها هم جواب کلی خواهند داد)
  • هرچه بیشتر حرف بزند به شناخت شما از او کمک می کند؛ چه اینکه بنا بر روایات شخصیت هر کسی زیر زبان او نهفته است.
  • بررسی رفتار خانواده او از طریق رفقا، معرّف، محل کار، فامیل باتقوا و همسایه ها.
  • مشورت با مشاورین خانواده
  • توجه به ظواهر او؛ که فرموده اند: الظاهر عنوان الباطن

مراسم خواستگاری:

دانستنی های مقدماتی:

  • پسر و دختر باید بدانند که دوران خواستگاری دوران عقل است نه عشق و عاشقی؛ در دوران خواستگاری باید هر دو چشم و هر دو گوش باز باشند. در حالی که ویژگی عشق بستن است نه باز کردن.

بله! بعد از عقد نوبت عشق و عاشقی است و لازم است که یک چشم و یگ گوش را ببندیم و از بسیاری امور با گذشت و ایثار به زندگی استحکام بخشید.

  • پسر و دختر باید بدانند که چیزی که زیاد است دختر خوب و پسر خوب است؛ و نباید دچار شتاب زدگی شوند.
  • پسر با آرایش و پوشش کامل و شیک به خواستگاری برود (کت و شلوار، کفش واکس زده، حمام رفته، عطر زده، آنکارد کرده و …) اما دختر بدون آرایش و ساده و با روی باز در مجلس خواستگاری حاضر شود.
  • یک کیلو شیرینی و یک شاخه گل روی جعبه شیرینی بچسبانید و زنگ خانه را به صدا درآورید.

شیرینی گران قیمت و دسته گل مفصل را بگذارید برای زمانی که از خانواده عروس پاسخ مثبتی دریافت کرده باشید.

  • وقتی وارد خانه عروس خانم شدید اغلب بعد از احوال پرسی ها و کمی صحبت در مورد مسائل روزمره و پذیرایی، والدین از دختر و پسر خود تعریف و تمجید می کنند و بعد چند سؤال عمومی از داماد و عروس بین خانواده ها رد و بدل می شود و بعد خانواده پسر، جهت گفتگوی خصوصی دختر و پسر؛ جهت آشنایی بیشتر پیش قدم می شوند.

لازم به ذکر است که بعضی از خانواده ها، دختر یا پسربچه خود را نیز همراه شما به اتاق گفتگو می فرستند، یا هر از گاهی درب را باز و بسته می کنند! بخصوص اگر گفتگوی شما طولانی شود. آشفته نشوید و به بحث خود ادامه دهید.

بعضی از خانواده ها هم متأسفانه معتقدند که با حضور خودشان باید گفتگوها انجام شود که این مشکل نیز با واسطه گری و نصیحت بزرگترها قابل حل است.

  • اکنون در وهله اول خوب یکدیگر را ورنداز کنید. به جزء جزء اندام یکدیگر خوب نگاه کنید و اصلا شرم نکنید؛ طوری نگاه کنید که وقتی از مجلس خارج شدید تصویر روشنی از طرف مقابل را به ذهن سپرده باشید و الا نمی توانید تصمیم بگیرید. به بینی (و به ویژه بینی)، چشم ها و مژه ها، رنگ چشم ها و ریز و درشت بودن چشم ها، چونه، ابروان، کوتاه و بلند بودن پیشانی، لبها،گردی و کشیدگی صورت، گونه ها (لاغر یا پشت گوشت بودن) و حتی به دندان هایش (با خندان او به لطایف الحیل شرعیه)، و قد و بالایش خوب نگاه کنید. اگر ترکیب و کلیّت زیبایی او را پسندیدید حالا به سایر مباحثی که خواهیم گفت بپردازید و الا مجلس را سریع تمام کنید و به همراه والدین از خانه دختر خارج شوید.

در این میان مادر و خواهر پسر نیز موظفند وضعیت مو (فر یا لختی مو، رنگ مو و…)، بوی بدن و دهان و عرق عروس (در هنگام بوسیدن او می شود فهمید) و پهن یا لاغر بودن مچ دستان عروس (النگو به مچ پهن می نشیند اما به مچ لاغر و ضعیف زیبا نیست)، وضعیت زبری و نرمی موهای صورت دختر (متأسفانه در حال حاضر در صورت بعضی از دختران در اثر خوردن مرغ های هورمونی و… موهای زبر زیادی می روید و لطافت و زیبایی آنان را کاهش می دهد)، شکل گوش ها و… را بررسی و به پسر گزارش دهند. در صورتی که طرفین یکدیگر را بپسندند، پسر شرعا می تواند قبل از عقد، دختر را برای لحظاتی بدون حجاب نگاه کند اما بهتر است از این خواسته و انجام آن در کشوری مثل ایران خودداری شود و به توصیف و نظر مادرش اکتفا کند.

جایگاه زیبایی در ازدواج:

  • نکته اول: زیبایی یک امر نسبی است و باید بدانیم که دست بالای دست بسیار است.
  • نکته دوم: زیبایی فوق العاده مرد و زن مشکلات خاص خودش را به دنبال دارد.
  • نکته سوم: اکثر مردها و زن ها از حیث زیبایی متوسط اند و مرد و زن بسیار زیبا در اقلیتند.
  • نکته چهارم: بهتر است پایمان را به اندازه گلیم خود دراز کنیم (کبوتر با کبوتر باز با باز)
  • نکته پنجم: لازم است مرد و زن به اصطلاح “به دل هم بنشینند” و چشم یکدیگر را بتوانند از حیث زیبایی پُر کنند. در زیبایی همین مقدار کافی است.

تبیین خطوط قرمز، محوری ترین مباحث خواستگاری:

بعد از ارائه اطلاعات شناسنامه ای (نام، نام خانوادگی، شغل، درآمد، تعداد برادر و خواهر، شغل والدین و…) و آشنایی با اولیات زندگی یکدیگر لازم است از خط قرمزهای یکدیگر آگاه شوید؛ خط قرمز یعنی اموری که بدتان می آید و به هیچ وجه حاضر نیستید با آن ها کنار بیایید؛ مثلا یک روحانی با مانتویی بودن همسرش کنار نمی آید پس چادر برای او یک خط قرمز است. اغلب موضوعیت خط قرمزها در نوع نگاه افراد بازگشت به موارد ذیل است:

  • پوشش
  • روابط اجتماعی
  • فرامین الهی
  • موسیقی
  • گشت و گذار
  • مهمانی دادن و مهمانی رفتن
  • ادامه تحصیل زن
  • شاغل بودن یا نبودن زن

به عنوان نمونه کسی که اهل مهمانی رفتن و مهمانی دادن های بسیار است با کسی که گوشه گیر است و یا هدفش در زندگی به دست آوردن درجات عالی علمی است زوج خوشبختی نخواهند بود و همیشه دچار نزاع خواهند بود.

بنابراین لازم است دختر و پسر صادقانه (همانطور که هستند) در موارد فوق، نگاه خودشان را تبیین نمایند.

نکات تکمیلی بحث­:

نکته اول: بهتر است قبل از طرح خط قرمزها و اظهار نظر در موارد فوق نقطه نظرات خودتان را با افراد مجرب، آزاداندیش و مطلع از معارف دینی چک کنید تا اگر دچار افراط و تفریط است تعدیل شود.

نکته دوم: یک سری امور هست که اگرچه بدتان می آید ولی قابل تحمل است طرح این امور ضرورتی ندارد بلکه طرح نشوند بهتر است؛ مثل ملچ ملوچ کردن هنگام غذا خوردن.

نکته سوم: غالبا خط قرمزها به تعداد انگشت های یک دست هم نمی رسند مثلا خط قرمز امام (ره) یک چیز بیشتر نبوده: گناه نکنید.

نکته چهارم: مهمترین بخش خواستگاری تبیین درست خط قرمزهاست و چنانچه خط قرمزهای دو طرف، مورد قبول قرار بگیرند احتمال موفقیت آن زندگی فوق العاده بالا است و بالعکس بالعکس.

نکته پنجم: اگر پسر و دختر از دو فرهنگ دور از هم هستند (مثلا یکی جنوبی است و یکی شمالی است) باید مسائل فرهنگی بیشتری را مورد بررسی قرار بدهند. به عنوان مثال دخترهای خوزستانی در منزل دامن می پوشند ولی در تهران اغلب شلوار می پوشند. در خوزستان برادر و خواهر یکدیگر را نمی بوسند اما در تهران می بوسند. لذا باید در مورد فرهنگ یکدیگر تحقیق کنند و ببینند مجموعه اختلافات فرهنگی قابل تحمل هست یا نه؟

آنچه که لازم است گفته شود:

  • اگر دختر یا پسر مسأله غیر طبیعی دارند باید به یکدیگر اطلاع دهند؛ مثلا اگر می خواهند با والدینشان زندگی کنند یا اگر بیماری خاصی دارند و… باید اطلاع بدهند.
  • اگر قبلا ازدواجی داشته اند در جلسه دوم یا سوم خواستگاری مطرح کنند (نه جلسه اول؛ برای اینکه طرف مقابل فرصتی برای شناخت نسبی از او پیدا کرده باشد). طرف مقابل نیز بهتر است کریمانه از آن بگذرد. یک اشاره کلی به زندگی قبلی و مرجع مشکلات آن کافی است و باید نشان داد که نگاه به سمت آینده است. ای چه بسا افرادی که با یک نفر نتوانند زندگی کنند اما با دیگری بتوانند.

آنچه که لازم نیست گفته شود:

  • هر یک از زوجین اگر قبلا رفاقتی با جنس مخالف داشته اند لازم به ذکر نیست بلکه نگویند (دروغ نگویید ولی لازم نیست هر راستی را بگویید).
  • لازم نیست از سیر تا پیاز مشکلات زندگی قبلیتان را مطرح کنید.

تعداد جلسات خواستگاری:

هر چند جلسه که نیاز به شناخت هست با یکدیگر صحبت کنید؛ اما اغلب برای شناخت و ارزیابی یکدیگر ۷ یا ۸ جلسه (حضوری و تلفنی) در محدوده زمانی یک تا دو ماه کفایت می کند.

موضوعی که باید در جلسات خواستگاری به آن توجه کرد­:

  • لازم است در این جلسات به کیفیت برخورد پسر و دختر با والدین و اطرافیانشان توجه کنید. نوع برخوردش با اطرافیان دال بر نوع برخوردش با شما در زندگی مشترک آینده تان خواهد بود؛ دختری که با محبت و لیّن با مادرش سخن می گوید با شما نیز مهربان خواهد بود و بالعکس بالعکس. نوع برخورد والدینشان با یکدیگر نیز دورنمایی از زندگی مشترک شما خواهد بود. و به قول قدیمی ها مادر رو ببین دختر رو بشناس.
  • در دوران خواستگاری بیرون رفتن دختر و پسر خیلی ضرورتی ندارد اما اگر باشد با حفظ مسائل شرعی در فضاهای عمومی (پارک، امام زاده ها، کافی شاپ و…) بهتر است.

حق “بله” و “نه”

دختر و پسر باید حق “بله” و” نه” را برای خود محفوظ بدانند و هرکدام باید به نظر مثبت یا منفی دیگری احترام بگذارد و در صورت منفی بودن جواب از دلسوزی های بی مورد و حیا کردن و فکرهای بی مورد (مثل اینکه آینده او چه می شود؟ با دل شکستگیش چه کنم؟ نکند دلشکستگی او آینده زندگیم را خراب کند و…) جدا پرهیز شود که گفته اند: “نه” اول به از “نه” آخر. اجازه بدهید که فقط عقل بر فضای خواستگاری حاکم باشد و از احساسات به طور کامل پرهیز کنید. (عاقلانه وارد شوید، نه عاشقانه).

سن ازدواج

  • سن مناسب جهت ازدواج­:

ملاک کلی سن مناسب برای ازدواج رشید بودن و برخورداری از بلوغ فکری و عاطفی است؛ یعنی معنا و لوازم بله ای را که می گویند درک کنند. و البته برای یک مرد، بلوغ اقتصادی نیز لازم است به گونه ای که حداکثر یک سال بعد از عقد بتواند با همسرش زیر یک سقف زندگی مشترکشان را آغاز کنند.

لذا ازدواج سن خاصی ندارد و در مناطق و فرهنگ ها و خانواده های گوناگون، سن مناسب برای ازدواج متفاوت است. در عین حال با توجه به شرایط گوناگون فعلی (شکل گیری هویت، درآمد، گرانی، سربازی و تحصیل و…) سن مناسب (در خانواده های متوسط الحال) برای آقایان حدودا ۲۵ سالگی است و برای خانم ها حدود ۱۸ تا ۲۳ سالگی است. در عین حال اگر بلوغ فکری و رشد لازم حاصل شده باشد هیچ اشکالی ندارد که یک جوان در کمتر از این سن هم ازدواج کند.

نکته: در یک نظرخواهی آقایان برای خانم ها سن ۱۸ تا ۲۳ و خانم ها برای آقایان ۲۳ تا ۲۶ را سن مطلوب ازدواج دانستند.

حداقل سن مناسب جهت ازدواج­:

با توجه به نکات ذیل حداقل سن هیجده سالگی است؛ یعنی همان سنی که به “سن قانونی” معروف است.

نکته۱: غالب پسران و دختران زیر ۱۸ سال هویتشان شکل نگرفته و رفتارشان سینوسی است (بالا و پایین زیاد دارد).

نکته ۲­­­: دخترها در ۱۵ سالگی به صورت مرد نگاه می کنند و در ۱۶ سالگی به سیرت مرد.

حداکثر سن مناسب جهت ازدواج­:

با توجه به نکات ذیل پاسخ به این سؤال را می توانید محاسبه کنید:

  • بارداری زنان از اهداف مهم ازدواج است
  • پایان سن مناسب بارداری ۳۵ سالگی است
  • تعداد اولاد مورد نظرتان
  • حداقل فاصل مطلوب بارداری ۲ تا ۳ سال است
  • اغلب زمان مطلوب بین عقد تا بارداری ۲ سال است.

لذا به طور معمول و به فرض مطلوبیت ۲ فرزند حداکثر سن مناسب در خانم ها ۲۸ سالگی است. و در آقایان قبل از خو گرفتن به تجرد است؛ یعنی تقریبا ۳۵ سالگی است.

اختلاف سنی مناسب جهت ازدواج:

استاندارد آن ۳ سال است؛ یعنی بهتر است پسر سه سال از دختر بزرگتر باشد. با عنایت به رشد سریع تکنولوژی، امروزه نسلها نیز سریعتر از یکدیگر فاصله می گیرند؛ لذا ۳ سال اختلاف استاندارد است و هرچه از این استاندارد فاصله بگیریم احتمال عدم درک یکدیگر و باطبع بروز مشکلات بیشتر خواهد بود. لذا خوب است بلکه اغلب لازم است که با دختری با سن حداقل ۱۸ سال و با اختلاف سنی تقریبا سه و سه سال به پایین ازدواج نمایید.

آیا اشکالی دارد سن دختر بیشتر از پسر باشد؟

بهتر است سن، قد و تحصیلات دختر (با حفظ تناسب) کمی کمتر از پسر باشد. البته کمتر بودن سن و قد و تحصیلاتِ دختر با عنایت به تکیه گاه بودن مرد و توقع و خواسته زنان در تکیه گاه بودن آقایان جزء ضروریات نیست ولی رعایت آن در صورت امکان و باز بودن دست پسر و دختر در انتخاب همسر بهتر است.

هماهنگی و تناسب در سردی و گرمی مزاج (از حیث جنسی):

افراد از حیث جنسی به سه دسته تقسیم می شوند:

  • سرد مزاج: میزان میل جنسی در هفته صفر است.
  • متوسط المزاج: میزان میل جنسی در هفته ۱ تا ۲ مرتبه است.
  • گرم مزاج: میزان میل جنسی در هفته ۳ تا ۴ مرتبه است.

نکته ۱: میل جنسی در طول یک هفته از صفر تا ۲۱ مرتبه گزارش شده است.

نکته ۲: ۱/۴ دختران ایرانی سرد مزاج هستند.

اختلاف در میل جنسی می تواند بسیار مشکل ساز باشد تا جایی که حداقل ۳۵% طلاق ها در کشور به دلیل عدم هماهنگی در این امر است. لذا لازم است آقایان در جلسه سوم یا چهارم از دوران خواستگاری بسیار مؤدبانه و با مقدمه چینی کوتاه (مثلا بیان تقسیم بندی فوق الذکر) اشاره ای به گرم یا سرد یا متوسط المزاج بودن خود بکنند تا اگر مشکلی هست با جواب منفی دختر از اختلافات بعدی جلوگیری شود.

در صورتی که دختر و پسر از دو منطقه دور از هم باشند (مثلا یکی از جنوب و یکی از شمال کشور) طرح این مسأله از لزوم بیشتری برخوردار است.

کفویت:

اگر کفویت باشد شباهت ایجاد می شود و چون هر انسانی خودش را دوست دارد شبیه خودش را هم دوست دارد. لازم است دختر و پسر از نظر وضع مالی، سنی، تحصیلات، مذهب با یکدیگر کفو باشند. البته کفویت در بعضی مواقع در عکس یکدیگر بودن است؛ مثلا کفو انسان تندخو، انسان صبور است و الا اگر هر دو تندخو باشند مدیریت زندگی بسیار مشکل خواهد بود.

حرف های نگو:

  • گفتمانتان ناامیدانه و سختگیرانه نباشد. و دورنمای مشکلات را بزرگ جلوه ندهید. مثلا مرتب از فقر و بی پولی و مشکلات خانه ی کرایه ای و… سخن نگویید. مرد باید به خانواده امید ببخشد و توکل داشته باشد و آینده را روشن نشان بدهد؛ نه اینکه مجرای گفتمان شیطان شود و آینده ای سیاه را برای عروس خانم تصویر کند. بگویید مقداری سرمایه هست و ان شاء الله به یاری خدا و به برکت وجود شما و برنامه ریزی و قناعت از این هم که هست بیشتر می شود. با او از محبت و خوشبختی سخن بگویید.
  • از اموری که به دختر مربوط نمی شود جدا پرهیز کنید و او را تحت فشار قرار ندهید؛ مثلا در مورد مقدار مهریه و نظر خودتان در مورد مقدار آن حرف نزنید؛ چه این که اولا میزان مهریه محل اختلاف است و ورود در محل اختلاف آن هم اول بسم الله صورت خوشی ندارد ثانیا تصمیم گیرنده در این مورد خانواده عروس است نه عروس.
  • اگر مسأله ای مطرح شد که جوابش را نمی دانید یا قبلا روی آن فکر نکرده اید لزومی ندارد پاسخ بدهید؛ بگویید: به نکته جالبی اشاره کردی اما در موردش فکر نکرده ام اگر اجازه بدهید جلسه بعد جواب می دهم.
  • در پاسخ به سؤالات، جواب اولیه را بدهید و خیلی فیلسوف نشوید. مثلا اگر از شما سؤال کرد احترام والدین من را نگه می داری؟ بگویید: بله. و دیگر نیازی نیست بگویید: اگر احترام من را نگه بدارند من هم احترام می کنم و الا چه و چه! و قس علی هذا.
  • بعضا در جلسات آخر یکی از طرفین یا هر دو که دیگر نمی دانند چه باید بگویند شروع به طرح حرف های بی ربط می کنند. شما باید بدانید که این لاطائلات از تنگی قافیه است و با زیرکی از کنار آن ها بگذرید. مثلا اگر دختر بگوید: ظرف ها را تو باید بشویی! شما ببینید هیچ زنی بخاطر این که شوهرش ظرف ها را نشسته تاکنون طلاق نگرفته است. لذا شما با یک جواب کلی مثل اینکه بله کمک در کارهای خانه لازم است و ثواب هم دارد، بگذرید و خیلی اینگونه حرف ها را جدی نگیرید.

مهریه:

مهریه نشانه ای از مِهر و محبت مرد نسبت به زن است؛ چه این که مرد حاضر است بخشی از آنچه را که به خاطرش زحمت کشیده را مِلک همسرش کند. تعیین میزان آن در اسلام به عهده طرفین گذاشته شده است اما زیاد بودن و نامعقول بودن صداق به گونه ای که صداقت مرد را زیر سؤال ببرد از نشانه های شومی همسر برشمرده شده است.

در مورد مهریه رعایت چند نکته لازم است:

  • در میزان مهریه، مرد “حد توان” خود را ببیند نه “حد موجود” خود را؛ حد موجود داماد شاید یک سکه هم نشود اما حد توان او خیلی بیش از یک سکه است؛ اگر چه مهریه غالبا عندالمطالبه است اما عملا و غالبا مطالبه آن از طرف زنان ایرانی در هنگام طلاق طرح می شود و کف طلاق اغلب بعد از ۵ سال اول زندگی مشترک است لذا در مقدار مهریه حداقل باید توان مالی یک زندگی مشترک در ۵ سال آینده را لحاظ کرد.
  • در میزان مهریه، عرف متدیّنین نیز باید رعایت شود؛ به هر حال آنچه داریم از جامعه است از ناخن گیری که استفاده می کنید تا نظام حاکم بر کشور همه و همه به همّت جامعه است لذا باید نظر عرف، مادامی که خلاف شرع نباشد لحاظ شود. و اگر لحاظ نشود اغلب عرف اعتراض و سرزنش خود را اعمال می کند که موجبات اذیت و آزار خواهد بود. (البته عرف بعضی از مناطق غیر معقول است که در این صورت لزومی به رعایت آن نیست). در حال حاضر (۱۳۹۴ه.ش) عرف از ۱۱۰ سکه تا ۳۱۳ سکه تمام بهار آزادی است.

اما نکاتی که باید خانواده عروس در خصوص مهریه لحاظ کنند این است که

اولا بنا بر روایات مهریه زیاد شوم است

ثانیا نام دیگر مهریه صداق است

لذا شرایط را به گونه ای نکنند که مرد پذیرای مهریه ای بشود که دروغ باشد و قدرت بر پرداخت نداشته باشد.

  • از سوی دیگر مراقب وسوسه های شیطان باشید؛ ای چه بسا شیطان از طریق روایاتی وارد می شود و آنقدر پایین بودن مهریه را تأکید می کند که به خاطر این استقامت بر مهریه کم، جوانان از اصل ازدواج باز می مانند.
  • از افراط و تفریط در مهریه پرهیز کنید؛ از مهریه کم و سهل الوصول پرهیز کنید؛ چه این که واقعیت این است که در دعوا و مرافه های زن و شوهری کم بودن مهریه می تواند مرد عصبانی را به سمت و سوی طلاق سوق بدهد. در اینجا روی سخن بیشتر با ضعف های اخلاقی است که متأسفانه در خودمان سراغ داریم نه به خوب یا بد بودن میزان مهریه. قبول کنیم که قلّت مهریه در اتخاذ تصمیم اشتباه به خصوص در هنگام عصبانیت مؤثر است.

مأیدات مطلب اخیر:

  • از مهریه زیاد هم پرهیز کنید چون قرآن می فرماید: اوفوا بالعقود. چرا انسان تعهدی بدهد که می داند از عهده اش خارج است.
  • خداوند در قرآن مجید فرموده: «و ان عزموا الطلاق فان الله سمیع علیم» (بقره ۲۲۷) و نیز «الطلاق مرّتان فامساک بمعروف او تسریح باحسان» (بقره ۲۲۹) و نیز آیه ۲ سوره طلاق می فرماید: فاذا بلغن اجلهن فامسکوهن بمعروف او فارقوهن بمعروف؛ یعنی هنگام طلاق زیبا و با احسان و کریمانه جدا شوید و بدانید که خدا می شنود و از آنچه که بین شماست آگاه است. خلاصه این که زن را راضی کنید و مردانگی خود را حفظ کنید. به نظر می رسد مهمترین چیز برای یک زن بعد از طلاق و اذیت و آزارهای قبل و بعد از آن که می تواند یک رضایت نسبی را برای او بدنبال داشته باشد این است که سقفی را بالای سر خود ببیند و در اسکانش کلّ بر خانواده اش نباشد و به چه کنم، چه کنم نیفتد. لذا یک مهریه معقول و منصفانه می تواند یک خانه حداقل ۵۰ متری و حداکثر ۷۰ متری در اطراف خانه پدریش باشد. به هر حال مردان نباید فراموش کنند که برکت مالشان از همسرانشان است و الا قبل از ازدواج تقریبا آه در بساط نداشتند و حالا انصاف و “تسریح باحسان” و “فارقوهن بمعروف” نیست که او را با دست خالی به چه کنم چه کنم بیندازیم.
  • جالب است که امام خمینی (ره) آن حکیم متأله نیز برای دخترانش یک خانه پشت قباله می زد (آیا فهم یک مرجع تقلید عارف سیاستمدار تیزبین، نمی تواند ملاک خوبی باشد؟) لذا مرد در مهریه سعی کند با حفظ صداقت سنگ تمام بگذارد و رضایت کسی را که جوانیش را به پای او ریخته و اکنون خسته و دل شکسته جدا می شود را به دست آورد که فان الله سمیع علیم.
  • جالب است که در اسلام نیز اگر مهریه تعیین نشده باشد یا غیر معقول وضع شده باشد ملاک مهر المثل است؛ یعنی عرف چه مهریه ای برای دخترانی که با او از نظر مالی و تحصیلی و…کفویت دارند در نظر گرفته؟ همان مهریه او خواهد بود.
  • خانواده عروس و داماد ضمن بیان مقدماتی که کمک می کند به تعیین میزان مهریه معقول، از قبل کف و سقف مهریه را بین اعضاء خانواده خویش تعیین کرده باشند تا از قدرت تصمیم گیری برخوردار باشند.
  • داماد و عروس در مورد مهریه، فقط با خانواده خود از قبل صحبت کرده باشند و در جلسه به هیچ وجه اظهار نظر نکنند (ولو نظر آنها نیز خواسته شود)؛ چه این که محل اختلاف است.
  • والدین عروس سعی کنند برای همه دخترانشان یک میزان مهریه تعیین کنند تا دخترانشان احساس تبعیض نکنند و موجب اختلاف نشود. مگر این که شرایط ویژه ای در میان باشد.
  • حضور افراد متخصص، مجرب، دلسوز و سخنگو هنگام تعیین میزان مهریه بسان کاتالیزور عمل می کند و بسیار ثمربخش است. لذا از حضور اینگونه افراد بهره بجویید.
  • اهل بیت (علیهم السلام) از همان اول، مهریه را پرداخت می کردند. شما نیز سعی کنید خانه ای را که در طول زندگی مشترکتان می خرید به عنوان مهریه بنام همسرتان کنید.

شیربها:

شیربها گزاره ای شرعی نیست بلکه سنتی ملی است و تقاضای آن از سوی خانواده عروس تقاضای جالبی نیست اما پذیرشش به عنوان کمک به خانواده عروس عقلا و شرعا بلااشکال است.

نکته: بعضی اوقات، خانواده و دختر یا پسر خوب هستند و از امتیازات خوبی برخوردار هستند اما اشکالاتی هم دارند که قابل تحمل است مثلا شیربها می خواهند و… در اینصورت به خاطر یک اشکال اینچنینی از امتیازاتی مثل عفت آنان و… نگذرید و بپذیرید.

نامزدی:

نامزدی به این معنا است که دختر و پسر برای آشنایی بیشتر، چندین ماه بدون عقد با هم ارتباط داشته باشند.

اشکال اول: این روش علمی نیست و اغلب دختر و پسر شخصیت واقعی خود را آشکار نمی کنند. و این در حالی است که با ۷ یا ۸ جلسه یکدیگر را دیدن و چک کردن خط قرمزها بخصوص زیر نظر کارشناسان خانواده می توانید آشنایی لازم را کسب کنید.

به هر حال ازدواج هندوانه در بسته است و باید با تحقیق و توسل و توکل به خدا به یکدیگر اعتماد کنیم.

اشکال دوم: امکان قابل توجه ایجاد دلبستگی در یکی از طرفین و پس زدن از طرف دیگر و مشکلات عاطفی بعد از جدایی.

آیا لازم است دختر و پسر قبل از ازدواج به یکدیگر علاقه مند باشند؟

همین که ظاهر یکدیگر را بپسندند و در خطوط قرمز و ملاک ها موافق باشند کفایت می کند و محبت با جاری شدن صیغه عقد و در امتداد زندگی به مرور ایجاد خواهد شد.

مبحث سوم:

ایدئولوژی دوران عقد

(ادامه دارد…)

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق