دوشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۱
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۹:۳۴ - ۱۳۹۵/۰۳/۱۰

عبرت های خلقت با رویکرد فیزیولوژیک؛

سلول، عصب، عضله؛ ابزارهایی برای هدایت

وقتی مشکلی برای انسان به وجود می‌آید چه مادی و چه روحی، ابتدا حسگرها متوجه می‌شوند که مشکل و تغییرات در حالت پایه به وجود آمده است و این مشکل فقط یک راه برای حل شدن دارد و آن اینکه مقایسه‌گر (خود انسان) سریعاً خود را با set-point یا نقطه مرجع مقایسه کند. این نقطه مرجع کیست؟

به گزارش ندای اصفهان، کتاب «عبرت های خلقت با رویکرد فیزیولوژیک» اثر «قاسم زارعی» کتابی است در حدود ۹۰۰ صفحه که با روشی جدید و سبکی تمثیلی به عبرت گیری از پدیده های فیزیولوژیک بدن انسان و موضوعات معنوی دین اسلام پرداخته است. این کتاب که به همت نشر «آسمان نگار» به چاپ رسیده است، برای استفاده عموم مردم علی الخصوص دانشجویان رشته های پزشکی و پیراپزشکی مورد بهره خواهد بود.

در ادامه، قسمتی از فصل اول این کتاب را که در اختیار پایگاه خبری تحلیلی ندای اصفهان قرار گرفته است با هم می خوانیم.
شماره تماس جهت تهیه کتاب ۰۹۱۳۲۲۴۴۸۳۶

1-1. فیزیولوژی و هدف آن: هدف فیزیولوژی

فیزیولوژی شاخه‌ای از علم است که به بررسی فرآیندهای حیاتی، ساختارهای حیوانی و نباتی و بویژه بخشی که مربوط به عملکرد طبیعی موجود زنده است می‌پردازد و هدفش شناخت پروردگاری است که انواع و اقسام پدیده‌های فیزیکی و شیمیایی را که مسؤول تکامل و ادامه حیات هستند آفریده است و اداره می‌کند که همگی دارای هدفی والا هستند و هیچ پدیده‌ای مگر برای رسیدن به هدفی والا انجام نمی‌شود.

علاوه بر این خداوند عالم، همه‌ی این‌ها را برای انسان و انسان را هم برای خودش خلق کرده است. اگر با چنین نگاه و دیدگاهی فیزیولوژی تدریس و آموخته نشود بدون شک موانعی بر سر راه این علم خواهد بود و از سرعت، پیشرفت و ارزش این علم می‌کاهد و چه بسا مسیری را می رود که جز برگه‌هایی کاغذ یا مطالبی که در کاغذها و مقاله‌ها باشد چیزی نخواهد بود و انسان را به هیچ سعادت و ارزش انسانی نخواهد رساند.

لذا یک فیزیولوژیست خداشناس وقتی به این عجایب آفرینش در جسم انسان می‌نگرد، توجه او به عظمت و قدرت و علم پروردگارش جلب می‌شود و از خود هدف این آفرینش‌ها را می پرسد. از طرفی به خود می گوید: تازه این جسم انسان است که این همه اسرار و عجایب در او نهفته است، چه رسد به روح انسان. چرا که در قرآن می‌خوانیم: و از تو ای پیامبر درباره ی روح می پرسند بگو: روح از عالم امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی نداده اند.[1]

همچنین خداوند در جای دیگر قرآن می‌فرماید: ای ملائک وقتی از روح خود در انسان دمیدم به او سجده کنید.[2] پس باید آن خالق حکیم را شناخت و از فرمان های او اطاعت کنیم که سعادت انسان در همین است.

1-2. هومئوستاز (Homeostasis): حفظ ثبات و پایداری در عالم

یعنی حفظ حالت تعادل و ثبات محیط داخلی بدن، از جمله اعمال مختلف سلولی و ترکیب شیمیایی مایعات و بافت‌های بدن که منظور از محیط داخلی بدن مایع خارج سلولی یا ECF می‌باشد. برای قرار گرفتن در حالت هومئوستازیس بدن باید انرژی مصرف کند پس با واژه‌ی تعادل متفاوت است و باید لحظه به لحظه مراقب اوضاع باشد و حالت ثبات یا steady state را فراهم کند.

تعادل

تشبیه این موضوع را می‌توان به خوب شدن و خوب ماندن انسان در مقایسه با خوب بودن فرشتگان مثال زد. انسان اگر بخواهد در جوار رحمت و قلعه‌ی مستحکم و امن الهی آرامش و آسایش داشته باشد باید انرژی مصرف کند و راه صحیح و درست را پیدا کند و برای حرکت در این راه به شدت تلاش کند و خود را از حرکت در راه انحرافی مهار کند تا به سعادت برسد، ولی فرشتگان همیشه در حالت تعادل هستند و برای خوب ماندنشان، نیاز به صرف انرژی نیست و مشکلات انسان‌ها را ندارند. هومئوستازیس دارای مکانیسم‌های زیر می‌باشد:

1- ژنتیک                   2- فیدبک منفی                 3- فیدبک مثبت

1-2-1. فیدبک منفی:

دارای اجزاء زیر می‌باشد:

1- حس‌گر (‌Detector)

2- مقایسه‌گر (Comparator)

3- سیگنال خط (Error signal)

4- مجری (Effector)

این مکانیسم مهم در بدن را می‌توان اینگونه تشبیه کرد که: وقتی مشکلی برای انسان به وجود می‌آید چه مادی و چه روحی و روانی، ابتدا حس‌گرها متوجه می‌شوند که مشکل و تغییرات در حالت پایه به وجود آمده است و این مشکل فقط یک راه برای حل شدن دارد و آن این است که مقایسه‌گر (خود انسان) سریعاً خود را با set-point یا نقطه مرجع مقایسه کند.

این نقطه مرجع که تغییرات باید نسبت به آن تشخیص داده شوند و نهایتاً نسبت به این تغییر جواب مناسب داده شود، فقط چهارده معصوم (ع) و قرآن است.

نقطه‌ی مرجع و چهارده معصوم:

مقایسه‌گر (انسان) باید فکر کند که نقطه مرجع (چهارده معصوم و قرآن) چه خصوصیّتی داشته است که در حال حاضر او از آن برخوردار نیست یا کافی نیست. چهارده معصوم نیز در آن شرایط بوده‌اند، ولی هیچگاه حالت ثبات و پایداری خود را از دست نداده‌اند.

پس فکر کنیم ببینیم چقدر با آن set-point (نقطه مرجع) فاصله داریم. این فاصله که اختلاف بین حالت پایه و حالت تغییر است را سیگنال خطا (error signal) می‌گوییم. این سیگنال خطا مجری را فعال می‌کند که طبق میزان خطا اصلاحات را انجام دهد. مثلاً اینکه مجری (خود انسان) بگوید: چهارده معصوم هم مشکلات زیادی داشتند ولی همیشه راضی و دل گرم بوده‌اند. و مؤمنان همیشه شاد و خوشحال و سرحال هستند، چون یک نعمت و ویژگی بزرگی در زندگی‌شان هست که آنها را از مشکلات دور می‌سازد و آن، وجود یگانه پروردگار مهربان و با عظمت می‌باشد که همه‌ی قدرت‌ها از آنِ اوست و همه‌ی علم‌ها در دستِ اوست در نتیجه بدون شک هیچ مشکلی برای بنده اتفاق نمی‌افتد مگر اینکه خداوند آن را می‌بیند و آگاه است و صلاح و خوبی را برای بنده‌اش می‌خواهد. اگر بفهمیم که همه‌ی امور به دست خداست و هیچ چیز از تحت اوامر او خارج نیست حتی در اعماق اقیانوسِ مشکلات هم احساس آرامش و امنیت و شادابی داریم.

1-3. تکثر و فراوانی (redundancy): فراوانی وسایل برای هدایت

یعنی هرچه در بدن پارامتری حیاتی‌تر باشد سیستم‌های محافظت و تنظیم آن هم بیشتر خواهد بود. مثل فشارخون، قندخون، ضربان قلب، اکسیژن‌رسانی به بافت (مخصوصاً بافت‌های پرخون و مهم)، حرکات گوارشی، تعداد تنفس و… که چندین مسؤول یا مرکز تنظیم دارند. تشبیه این موضوع، توجه پیدا کردن به پروردگارِ عالم می‌باشد، که چندین مسؤول برای کنترل و تنظیم آن داریم. مثل چشم و گوش و زبان و دل و عقل و… که همگی مسؤولیّت مهمِ ایجاد شناخت و نیز جلب توجه نمودن انسان به خالق و مولایش را بر عهده دارند که اگر یکی از این مرکزها مشکلی پیدا کرد دیگری جبران کند. البته، هم در بدن و هم در این تشبیه مشاهده می‌کنید که اگر یکی از این مراکز و مسؤولین به شدت آسیب ببینند، همه‌ی بدن را درگیر خود می‌کنند و احتمالاً خسارت سنگینی بر وجود او به جا خواهند گذاشت. اگر کار دل به جایی رسد که سنگ شده، و از حقایق و واقعیت‌های عالم دوری کند و یا دشمنی کند اعضای دیگر بدن هم نمی‌توانند جبران این خسارت را بر عهده بگیرند و روز به روز بر شقاوت و پستی وی افزوده می‌شود تا جایی که از حیوانات هم پست‌تر خواهد شد.

بسیار ضروری است که از قرآن، این معجزه‌ی جاوید و این کلام الهی مطالبی بیان می‌شود که دلیل و اهمیت پیروی از قرآن را روشن سازد.

امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه ی 198 نهج البلاغه بیان فرموده اند:

قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده‌ی آن گمراه نگردد، شعله‌ای است که نور آن تاریک نشود، جداکننده حق و باطلی است که درخشش برهانش خاموش نگردد، بنایی است که ستون‌های آن خراب نشود، شفادهنده‌ای است که بیماری‌های وحشت‌انگیز را بزداید، قدرتی است که یاورانش شکست ندارند و حقی است که یاری‌کنندگانش مغلوب نشوند. قرآن، معدن ایمان و اصل آن است، چشمه‌های دانش و دریاهای علوم است، سرچشمه عدالت و نهر جاری عدل است، پایه‌های اسلام و ستون‌های محکم آن است، نهرهای جاری زلال حقیقت و سرزمین‌های آن است، دریایی است که تشنگان آن، آبش را تمام نتوانند کشید و چشمه‌ای است که آبش کم شدن ندارد. محل برداشت آبی است که هر چه از آن برگیرند کاهش نیابد، منزلی است که مسافران راه، آن را فراموش نخواهند کرد و نشانه‌هایی است که روندگان از آن غفلت نمی‌کنند. کوهسار زیبایی است که از آن نمی‌گذرند. خدا قرآن را فرونشاننده‌ی عطش علمی دانشمندان، و باران بهاری برای قلب فقیهان و راه گسترده برای صالحان قرار داده است. قرآن دارویی است که با آن بیماری وجود ندارد، نوری است که با آن تاریکی یافت نشود، ریسمانی است که رشته‌های آن محکم، پناهگاهی است که قلّه آن بلند و توان و قدرتی است برای آن که قرآن را برگزیند، محل امنی است برای هر کس که وارد آن شود، راهنمایی است تا از او پیروی کند، وسیله انجام وظیفه است برای آن که قرآن را راه و رسم خود قرار دهد. برهانی است برای آن کس که با آن سخن بگوید، عامل پیروزی است برای آن کس که با آن استدلال کند. نجات‌دهنده است برای آن کس که حافظ آن باشد و به آن عمل کند و راهبر آن که آن را به کار گیرد و نشانه‌ی هدایت است برای آن کس که در او بنگرد، سپس نگه‌دارنده است برای آن کس که با آن خود را بپوشاند و دانش کسی است که آن را به خاطر بسپارد و حدیث کسی است که از آن روایت کند که با آن قضاوت کند.

و همچنین در این خصوص سخنان دیگری از امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه وجود دارد که عبارتند از:

خطبه 110: قرآن را بیاموزید که بهترین گفتار است و آن را نیک بفهمید که بهار دلهاست. از نور آن شفا و بهبودی بخواهید که شفای سینه‌های بیمار است و قرآن را نیکو تلاوت کنید که سودبخش‌ترین داستان‌هاست هر که به غیر از علم خود عمل کند چونان جاهل و سرگردانی است که از بیماری نادانی شفا نخواهد گرفت بلکه و حسرت و اندوه بر او استوارند و در پیشگاه خدا به نکوهش سزاوارتر است.

خطبه 133: این قرآن است که با آن می‌توانید راه حق را بنگرید و با آن سخن بگویید و به وسیله‌ی آن بشنوید. بعضی از قرآن از بعضی دیگر سخن می‌گوید و برخی بر برخی دیگر گواهی می دهد. آیاتش در شناساندن خدا، اختلافی نداشته و کسی را که همراهش شد از خدا جدا نمی‌سازد.

خطبه 158: بدانید که قرآن علم آینده و حدیث روزگاران گذشته است. شفادهنده دردهای شما و سامان‌دهنده امور فردی و اجتماعی شماست.

خطبه 183: قرآن فرماندهی بازدارنده و ساکتی گویا و حجت خدا بر مخلوقات است. خداوند پیمان عمل کردن به قرآن را از بندگان گرفته است و آنان را در گرو دستوراتش قرار داده است.

نورانیت قرآن را تمام و دین خود را به وسیله‌ی آن کامل فرمود پیامبرش را هنگامی که از جهان برد که از تبلیغ احکام قرآن فراغت یافته بود، پس خدا را آن گونه بزرگ بشمارید که خود بیان داشته است.

نامه‌ی 69: به ریسمان خدا چنگ زن و از آن نصیحت پذیر، حلالش را حلال و حرامش را حرام بشمار.

حقانیت و عظمت کلام وحی که در قرآن است باعث هدایت شدن انسان‌های زیادی شده است. از طرفی اعتراف دانشمندان و فیلسوفان جهان را هم به همراه داشته است. دانشمندان در علوم مختلف با تحقیق و تفحص در آیات قرآن کریم به مطالب علمی زیادی دست یافته‌اند که نشان الهی بودن آن است. چرا که برخی موضوعات علمی که دانشمندان پس از چندین سال تحقیق به آن دست پیدا کرده‌اند، سال‌ها پیش در آیات قرآن بیان شده است. پس آیا کسی هست غیر از خدای یکتا آن کسی که همه عوالم را آفریده و اداره می‌کند که چنین مطالبی را بیان کند. از طرفی نیز قرآن تحریف‌ناپذیر است و تا ابد تحریف و انحراف در قرآن کریم بوجود نخواهد آمد. چرا که گفته‌ی همان خالق حکیم و مهربان “اِنّا نحنُ نزَّلنا الذِّکرو اِنّا لَه لحافظون” یعنی همانا ما این قرآن را نازل کرده‌ایم و همانا خود ما آن را حفظ و نگه‌داری می‌کنیم.

به اندکی از موضوعات علمی قرآن کریم که با علم محدود به آن دست یافته‌ایم توجه کنید. (برای اطلاعات بیشتر می‌توانید به اینترنت و کتاب‌ها مراجعه فرمایید):

1- عجایبی درباره کوه‌ها 2- درباره‌ی دریاها 3- شب و روز در کره‌ی زمین 4- خلقت زمین 5- زنبور عسل 6- خرما 7- زنجیل 8- جسد فرعون 9- طوفان نوح 10- کشتی نوح 11- پیرایش جهان هستی 12-آب و حیات 13-خورشید و ماه 14- شق القمر 15- حرکت‌های زمین 16- جنین‌شناسی و مراحل تکوین 17- پرخوری و روزه‌داری 18- حرکت بادها و فواید آنها 19- اهمیت درختان و گیاهان و…

قرآن معیار حق و میزان صدق و اصل اساسی سعادت است. قرآن دستور العمل انسان‌سازی است و تنها راه هدایت به سمت نور و کمال می‌باشد. از طرفی چون قرآن کلام الهی است، کلام آن خداوند قدرتمند غالب و خالق عالم می‌باشد، باید حتماً مفسری باشد که آن را موشکافانه بیان کند که آن هم اهل بیت عصمت و طهارت هستند، ایشان قرآن ناطق می‌باشند.

امیرالمؤمنین علیه السلام به محمد بن حنیفه فرمودند: بر تو باد تلاوت قرآن و عمل به آن، و لزوم فرایض و شرایع و حلال و حرام و امر و نهی آن، و تجهد به آن، و تلاوت آن در شب و روزت، چه اینکه قرآن عهد خدای تعالی به خلق اوست، پس بر هر مسلمانی واجب است که هر روز در عهد او نظر کند، هر چند پنجاه آیه باشد و بدان که درجات بهشت بر عدد آیات قرآن است پس چون روز قیامت شود به قاری قرآن گویند بخوان قرآن را و بالا برو. پس در بهشت بعد از پیغمبران و صدیقان درجه کسی رفیع‌تر از درجه قاری قرآن نمی‌باشد.[3][4]

1-4. وظیفه‌ی دستگاه‌های بدن:

اگر هرکدام از دستگاه‌های بدن به زبان درآیند و از آنها پرسیده شود سعادت و کمال شما در چیست؟ پاسخ می‌دهند: “این است که در خدمت انسان باشم و برای او تا جایی که در توانم است نوکری کنم، اگر انسان سالم بود من به سعادت خود رسیده‌ام چون وظیفه‌ام را در مقابل او انجام داده‌ام”. ما انسان‌ها هم در مقابل پروردگار همین طور هستیم تا جایی که خداوند به ما استعداد و توانایی و وظیفه داده است باید نوکری کنیم و سعادت ما در همین است. پروردگار عالم در حدیث قدسی فرموده‌اند:وظیفه ما در عالم چیست؟

«بنده‌ی من! تمام اشیاء را برای تو آفریدم، و تو را برای خودم خلق نمودم، دنیا را به تو بخشیدم، به واسطه احسانی که دارم، ولی آخرت را در مقابل ایمان می‌دهم.[5]» و در حدیث قدسی دیگر خداوند تعالی به حضرت داوود وحی فرستاد که به بندگان من بگو: «من شما را نیافریدم که از شما سودی برم، بلکه آفریدم که شما از من بهره‌ای برید».

در قرآن کریم نیز که سخنان محکم و غیرقابل انکار و تردید پروردگار مهربان بر ما بندگان خاکی است، کلمه‌ی (سخَّرَ) آمده است که در این جا یکی از این آیات را بیان می‌کنیم و بقیه را با آدرس معرفی می کنیم که همگی تصدیق هدف خلقت است که آن “بنده بودن انسان” می‌باشد. «آیا شما مردم به حس مشاهده نمی‌کنید که خدا انواع موجوداتی که در آسمان‌ها و زمین است برای شما مسخّر کرده است و نعمت‌های ظاهر و باطن خود را برای شما فراوان نموده و برخی از مردم کسانی هستند که دربارة خدا بدون علم و هدایت و کتاب نورانی مجادله می‌کنند.[6]

«أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَة وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُّنِيرٍ».

و آیات دیگر عبارتند از:

الرّعد(13) 2– ابراهیم(14) 32- النّحل(16) 14- عنکبوت(29) 61- لقمان(31) 31- فاطر(35) 13- الزّمر(39) 5 – الزّخرف(43) 13- الجاثیة(45) 12و13- الانبیاء(21) 79- الحجّ (22) 36- الحاقة(69).

پس همانطور که خداوند همه چیز را در اختیار و خدمت انسان قرار داده است، انسان را هم برای خود آفریده و موظف به بندگی و اطاعت کردن است که این همان رمز سعادت و خوشبختی انسان می‌باشد.

بنده‌ی خدا بودن چیزی بر خدا اضافه نمی‌کند ولی رسیدن یا نرسیدن به این هدف والا برای خود انسان مهم و ضروری و حیاتی می‌باشد. (کدام انتخاب عاقلانه است سعادتمند شدن یا بدبخت و بیچاره شدن؟)

(ادامه دارد…)

پی نوشت

[1]. الاسرا (17): 85

[2]. الحجر (15): 29

[3]. سیمای قرآن، عباس عزیزی، ص 88

[4]. انسان در قرآن، ص 77

[5]– سخن خدا، شهید آیت الله سیدحسن شیرازی، مترجم ذکرالله احمدی، صفحه‌ی 239

[6]– لقمان(31): 20

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

  1. هادی گفت:

    نگاه جالبیه

  2. دانشجو گفت:

    مقایسه ی خوبیه ، وای برای اقناع کافی نیست

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


دوره جامع آموزش خبرنگار کوله پشتی/ ثبت نام تا 30 تیر/ کلیک کنید
دوره جامع آموزش خبرنگار کوله پشتی/ ثبت نام تا 30 تیر/ کلیک کنید
مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715