یکشنبه ۰۲ مهر ۱۳۹۶
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: فرهنگ و هنر
چاپ خبر
۱۷:۵۸ - ۱۳۹۵/۰۳/۰۴
 با نگاه به جوایز اصغر فرهادی در جشنواره فیلم کن/ سینمای ایران قابل دفاع نیست   

نادیده پیدا است که «من سالوادور نیستم» پروژه‌ای بیش از «رد کارپت/فرش قرمز» نیست و هرکس «رد کارپت» را دیده باشد روی این سخن را در خواهد یافت که چیزی به جز کلاهبرداری هنری نیست، با در کنار هم قرار دادن چند فاکتور در درون یک معادله، که مشخص است دندان‌های بینندگانش را شمرده است!

ندای اصفهان- متین جلوانی/
اختتامیه جشنواره کن انجام شد و این طور به نظر رسید که موفق‌ترین فیلم، «فروشنده» آخرین ساخته اصغر فرهادی بود که توانست دو جایزه بهترین فیلمنامه توسط خود فرهادی و بهترین بازیگر مرد را توسط شهاب حسینی از آن خود کند. بلافاصله پس از این رخداد، واکنش‌های فراوانی از جانب سینماگران و منتقدین داخلی و خارجی به سمت این انتخاب‌ها گسیل شد.

پیش از هر چیز چند پرسش مطرح می‌شود؛ آیا این موفقیت را باید برای سینمای ایران دانست؟ (تهیه کننده فیلم شرکت ممنتو فیلمز پروداکشن فرانسه است) آیا این موفقیت چیزی بیش از یک موفقیت شخصی است؟ آیا جشنواره کن که بدون شک معتبرترین جشنواره مربوط به سینمای هنری است نیز هم‌چون اسکار سیاست‌زده برخورد کرده است و به قول سایت «ورایتی» (Variety.com) در برهه‌ای که پسابرجام نامیده می‌شود دست به چنین تصمیمی زده است؟ و از همین دست پرسش‌های بسیار زیاد دیگری که پس از کسب جایزه بهترین فیلم خارجی زبان برای «جدایی نادر از سیمین» نیز مطرح شده بودند و حال دوباره باب گفتگو قرار گرفته‌اند.

فیلم فروشنده
در این مقال چند نکته حائز اهمیت است. به آمار فروش سال ۱۳۹۵ سینمای ایران که نگاهی بیاندازیم با اختلاف زیاد فیلم‌هایی را در صدر فروش می‌بینیم که بسیاری از آنها معلوم الحال هستند؛ معلوم‌الحال از این نظر که چیزی برای عرضه ندارند؛ خام و پرداخت نشده هستند، عجولانه ساخته شده‌اند و یا به دنبال اهداف هنجاری و آرمان‌گرایانه‌ای نیستند که بتوان برای آنها ارزشی در نظر گرفت؛ به طور خلاصه به دور از ارزش‌ها هستند. به طور مثال می‌توان از «من سالوادور نیستم» نام برد که بیشترین فروش را از آن خود کرده است و نادیده پیدا است که پروژه‌ای بیش از «رد کارپت/ فرش قرمز» نیست و مهم‌تر آنکه نمی‌خواهد هم باشد. لازم به توضیح است که هر کس «رد کارپت/ فرش قرمز» را دیده باشد روی این سخن را در خواهد یافت که چیزی به جز کلاهبرداری هنری نیست و با در کنار هم قرار دادن چند فاکتور در درون یک معادله که مشخص است دندان‌های بینندگانش را شمرده، بی‌ارزش‌ترین فیلم سینمای ایران را بیرون آورده است.

سینمای بدنه/ فیلم‌فارسی
بزرگترین مشکل امروز سینمای ایران را به وضوح و جرئت می‌توان معطوف به فیلمنامه‌نویسی دانست. علیرغم تمامی کلاس‌های سینمایی و رشد صعودی قابل توجه کتب علمی و آکادمیک در زمینه سینما و سینماگری، در کنار سینمای فاخر که به همت چند سازمان دولتی و با حمایت‌ها و بودجه‌های مشخص و از پیش تعیین شده یارای نفس کشیدن می‌یابند، سینمایی که از آن گاهی به نام سینمای «بدنه» نام برده می‌شود و گاهی توسط منتقدین تندرو «فیلم‌فارسی»، کلیت سینمای ایران از هیچ جنبه‌ای قابل دفاع نیست و متاسفانه نمی‌توان از این مسئله چشم‌پوشی کرد که سینمای بدنه، همان طور که شاید از نامش هم بر بیاید، کالبد و شمایل اصلی و نمای کلی سینمای ایران را تشکیل داده است. جای هیچ تعجبی هم نباید داشته باشد که منتقدین و کارشناسان، امید از سینمای ایران بریده باشند و راه چاره‌ای برای آن متصور نشوند؛ و دلواپسانِ خارج از گود هم به حق باشند وقتی عمل به سینماگری را چیزی بجز اتلاف سرمایه‌های ملی ندانند.
در منجلاب سینمای ایران که حتی کلام را نیز به صرافت می‌اندازد، و در آن صنعت سینماگرانش از هر زاویه‌ای در نظر گرفته شود (بازیگری، تهیه‌کنندگی، کارگردانی، فیلمنامه‌نویسی و غیره) نه تنها پوچ، بی‌مایه و تهی از هر گونه ارزش و مبنایی است، که هیچ مخاطب سینماشناسی را نیز به خود جلب نمی‌کند و حتی از طرف خود جامعه سینمایی کشور نیز مورد عنایت قرار نمی‌گیرد.

هنگامی که موفقیت فیلمنامه‌نویسی فرهادی و بازیگری شهاب حسینی در مجامع بین‌المللی و در معتبرترین جشنواره سینمای هنری جهان حاصل می‌شود از دو زاویه قابل بررسی است:

زاویه اول اینکه این موفقیت را از آنِ سینمای ایران بدانیم و برای جامعه سینمایی کشور سوی امید و چراغ راه متصور شویم؛ و زاویه دوم اینکه با توجه به منجلاب سینمای ایران، این موفقیت را کاملا شخصی و صرفا شاید یک اتفاق یا شانس بنامیم. در ابتدائی‌ترین حالت شاید بتوان این طور پاسخ داد که هر دو مورد درست است، چرا که فرهادی و سازندگان فیلم «فروشنده» بخشی از سینمای ایران محسوب می‌شوند، و ایشان دست‌اندرکاران سایر فیلم‌ها و آثار سینمایی ایران نیز بوده‌اند و خواهند بود؛ از طرف دیگر هنگامی که این فیلم در کنار سایر آثار سینمایی ایران قرار بگیرد و قصدی بر قیاس زده شود، چند سر و گردن بالاتر بودن «فروشنده» منجر به این می‌شود که آن را تافته‌ای جدا بافته یا چیزی مجزا یا ورای سینمای ایران بدانیم و بالطبع موفقیتش را نیز منحصر به خود سازندگانش.
می‌توان جایزه حسینی را معتبرترین جایزه تاریخ سینمای ایران برای یک بازیگر مرد دانست، و مطمئنا جایزه فرهادی را نیز باید معتبرترین جایزه تاریخ سینمای ایران در زمینه فیلمنامه‌نویسی در نظر آورد. بدون شک و تعارف از زاویه نگاه هر قشر مخاطبی به این دو جایزه نگاه شود کاملا تعجب‌برانگیز، دور از انتظار، بعید، غیرقابل قبول و حتی مشکوک است؛ چرا که وقتی از سقوط و هبوط کلیت سینمای ایران حرف می‌زنیم، و وقتی که معتبرترین جشنواره سینمایی داخل کشور یعنی جشنواره فیلم فجر چندین سال است که آثار قابل قبول اندک، معدود و انگشت‌شماری را معرفی کرده است، چطور می‌توان به راحتی این دو جایزه بسیار معتبر را پذیرفت؟
بگذارید یک مثال بزنم، مثالی بسیار معروف؛ هنگامی که یک چراغ روشن است و به زمان پایان عمر یا تمام شدنش نزدیک می‌شود، آهسته به سمت کم نور شدن سیر می‌کند و تابندگی‌اش رو به کاهش می‌رود؛ و هنگامی که به آن یا لحظه اتمام نهایی می‌رسد، جرقه‌ای زده و به یک باره نور زیادی از خود ساطع می‌کند و پس از آن به خاموشی ابدی فرو می‌رود.

حال با در نظر داشتن این مثال دوباره جریان جوایز کن را برای خود بازگو و موشکافی کنید؛ شاید فرهادی و آثارش را که در زمره سینمای مولف قرار می‌گیرد بتوان همان جرقه در نظر گرفت. جرقه‌ای که معتبرترین موفقیت‌های چشم‌گیر را برای سینمای ایران به همراه می‌آورد، دل مردم را به دست آورده و برای آنها شادی‌هایی هرچند لحظه‌ای می‌آفریند؛ و اما هنگامی که روز پایانی این جرقه رسد، شاید دیگر «سینمای ایران» بجز در یادها جای دیگری نباشد.

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

  1. و گفت:

    فیلم فروشنده استعمار پسند بود برای همین هم از طرف استعمارگرها جایزه گرفت وگرنه مردم ایران خوب می دونن که فیلم های زیادی در ایران ساخته شده که محبوب تر و برتر و بهتر از این فیلم بودند و هستند




    0



    0
نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


راهی که از سر گرفتیم!
راهی که از سر گرفتیم!
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری چشمه سار
پایگاه خبری چشمه سار
اصفهان شرق
اصفهان شرق
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق