شنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۱
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۸:۲۸ - ۱۳۹۵/۰۲/۳۰

شکنجه های قرون وسطایی، زیر چتر اتهام ارتداد

ماجرای غم انگیز ژاندارک، لکه ننگی بر دامن کلیسای کاتولیک و اروپا

تاریخ به یاد دارد زمانی را که مأموران وابسته به حکومت کلیسا در شهرها به تفتیش عقاید می پرداختند و هر انسانی را كه اعتقادى غير از اعتقاد كليسا داشت! یا در مسائل طبيعى و علمی عقیده مخالفی ابراز می کرد به اتهام ارتداد از دين در بیدادگاه کلیسایی خود، به مرگ محکوم نموده و زنده زنده در آتش مى‏ سوزاندند

ندای اصفهان- سید مرتضی فتحی (نویسنده کتاب افول در فرودگاه شیطان)

ژاندارک معروف به «دوشیزه‌ اورلئان»، فرزند دهقان ساده ای بود. او زمانی که تنها ۱۷ سال داشت در جنگ‌های طولانی میان فرانسه و انگلستان شرکت کرد و شجاعت بی نظیری از خود به نمایش گذاشت. وی بر این ادعا بود که صداهایی شنیده و قدیسان بر او ظاهر شده‌اند. ژاندارک در یکی از جنگ‌ها به دست سربازان بورگونی افتاد و به نیروهای انگلیسی فروخته شد و در دادگاه تفتیش عقاید «روآن» به اتهام ارتداد و جادوگری به مرگ محکوم شد. وی در سال ۱۴۳۱ زمانی که فقط ۱۹ سال سن داشت، در آتش سوزانده شد!!

آری! ژاندارک به جادوگری متهم شد و ۲۱ فوریه ۱۴۳۱در دادگاهی در شهر روآن حضور پیدا کرد. اتهام‌های وارده به وی عبارت بودند از: اصرار بر دریافت الهام از جانب قدیسین، پوشش مردانه و همچنین اقدام او به فرار از زندان (پریدن از برج بیست متری که البته هیچ آسیبی در این ماجرا به او نرسید.) ژان در دادگاه بارها درخواست داده بود که دست کم او را برای محاکمه پیش پاپ یا شورای شهر «بال» ببرند. ولی با این درخواست او مخالفت شد. دختر دهقان زاده‌ای که به گفته خودش حتی الف را از ب نمی توانست تشخیص دهد، به تنهایی ولی در کمال شجاعت از خودش دفاع می کرد. حافظه قوی او و دفاع های محکمش همه را به حیرت وا می داشت. یک بار از او پرسیدند که آیا فکر می کنی مورد عنایت و توجه خاص خدا قرار داری؟ ژان پاسخ داد: «اگر نیستم، خداوند مرا مورد عنایت خود قرار دهد و اگر هستم این مقام را برایم حفظ کند. اگر می دانستم که خداوند به من لطفی ندارد غمگین ترین موجود روی زمین بودم.»

ژاندارک

ژان گاهی هم از روی حس شوخ طبعی جملاتی می گفت. یک بار یکی از منشی‌ها حرف های ژان را اشتباه ثبت کرده بود . ژان به شوخی به او گفت که اگر یک بار دیگر اشتباه کند، گوش او را خواهد کشید. یک بار ژان را به اتاق شکنجه بردند و وسایلی را که آنجا بود به او نشان دادند. هنگامی که ژان لوازم شکنجه‌ اش را دید، گفت که اگر بخواهند او را شکنجه کنند چون تحملش را ندارد عقایدش را انکار کرده و به هر چه که کلیسا از او بخواهد اعتراف می کند. ولی به محض اینکه او را رها کنند، خواهد گفت که اعترافاتش از روی ترس بوده و در نتیجه اعتباری ندارد. قاضی ها وقتی این سخن ژان را شنیدند، فهمیدند که شکنجه او بی فایده‌ است و بنابراین از این کار منصرف شدند. به این ترتیب ژان هرگز شکنجه نشد. دوک و دوشس بدفورد نیز ممنوع کرده بودند که با دوشیزه بدرفتاری شود. دوک بدفورد عموی هانری ششم پادشاه انگلستان بود و چون هانری در آن زمان یک کودک خردسال بود، عمویش به نیابت از او به امور سلطنتی رسیدگی می کرد.

چندی بعد، دانشگاه پاریس (سوربون)، که برای قضاوت دعوت شده بود، ژان را مجرم شناخت و ژان برای نجات جانش، صداهایی را که مدعی شنیدن آنها بود انکار کرد و اعتراف نامه‌ای را به امضا رسانید که بر طبق آن بر مقبولیت رأی کلیسا نیز تاًکید می‌کرد. اما دو روز بعد و پس از آنکه نداها به سراغش آمدند و به او گفتند که نباید از کلیسا بترسد، ژان دارک اعتراف نامه‌اش را پس گرفت و گفت که از روی ترس اعتراف کرده بود. به علاوه کلیسا به وعده‌های خودش عمل نکرده بود پس لزومی نداشت و همین نیز دلیل دیگری بود که ژان اعترافش را پس گرفته و به قولی که به کلیسا داده بود عمل نکند. دو روز بعد از اینکه ژان اعتراف نامه اش را پس گرفت، یعنی صبح روز سه شنبه ۳۰ می۱۴۳۱(در آن زمان ژان ۱۹ ساله بود) به او گفتند که خودش را برای رفتن به اعدامگاه آماده کند. ژان از شنیدن این خبر، گریه اش گرفت و گفت: افسوس که بدن پاک و سالم من که هرگز آلوده نشد، امروز باید بسوزد و تبدیل به خاکستر بشود. وقتی اسقف پیر کوشون به دیدنش آمد، ژان به او گفت: «اسقف! من به دست شما می میرم.» اسقف به مارتین لادونو گفت که هر چه دوشیزه می خواهد به او بدهد و سپس با خوشحالی! زندان را ترک کرد. مارتین لادونو، راهب دومینیکنی از جمله کسانی بود که به بی گناهی ژان پی برده بود ولی قدرتی نداشت که بتواند از او دفاع کند. به علاوه در دادگاه ممنوع کرده بودند که کسی از ژان دفاع کند و یا به نفع او شهادت بدهد. حتی اجازه نداده بودند ژان وکیلی داشته باشد.

ژان دارک، هنگام سوزاندنش، شش بار نام عیسی را صدا ‌زد و بعد از شهادتش، خاکستر وی و قلبش را که نسوخته بود در رودخانه سن ریختند. ژاندارک با این توجیه در آتش سوزانده شد که مسیحی ها اعتقاد داشتند طبق رهنمود مسیح، خون کسی بر زمین نباید ریخته شود!! آنها وی را سوزاندند تا خونش بر زمین ریخته نشود! با تلاش و خواهش مادر و دو برادر ژان، برای او یک دادگاه تجدید نظر توسط پاپ کالیکتوس سوم برقرار شد که بر طبق آن و پس از شهادت ۱۵۰ نفر به بی گناهی دوشیزه، محکومیت وی به طور کامل نقض شد. در۱۶ می ۱۹۲۰، ژان دارک از طرف کلیسای کاتولیک، مقدّس شناخته شد. البته وی قبلا به سال ۱۹۰۹نیز به عنوان نیکوکار شناخته شده بود!!

خواب خرگوشی منتقدان آزادی!!

جریان بازجویی از متهمان با گفت‌وگوهای اقناعی و همزمان با تهدید ‌آغاز می شد. اگر متهم از دیدگاه‌های خود دست می‌شست و توبه می‌کرد، معمولا به مجازات‌های سبکی محکوم می‌شد. برای نمونه ناچار بود در انظار عمومی برای مدتی بر روی ردا یا خرقه‌ی خود، صلیب زرد یا آبی‌رنگی حمل کند که نشانه گذشته الحادی او و بازگشتش به راه راست بود.

ولی اگر شخصی توبه نمی‌کرد، زندان‌های خوفناک و فرساینده و سرانجام شکنجه‌ های سنگین در انتظار او بود. اگر شکنجه نیز کارگر نمی‌افتاد، متهم را زنده در آتش می‌سوزاندند تا به گفته‌ کلیسا گرفتار آتش جهنم نشود!!

هدف ساختگی دادگاه تفتیش عقاید، محافظت از ایمان پاک مسیحی عنوان می شد و در صورتی که متهم بر خواسته های خود تأکید می نمود به قتل می رسید. بریدن زبان و زنده در آتش سوزاندن نیز از دیگر مجازات‌های این دادگاهها! بود. «پاپ اینوزنس چهارم» إعمال شکنجه را در فرآیند اعتراف گیری از متهمان – البته به شرطی که به نقص عضو منجر نشود!!- قانونی اعلام کرد.

شکنجه‌های قرون وسطایی تحت نظارت کلیسا!! با خشونت وحشیانه ای همراه بود که حتی قلم از نوشتن آن عاجز است! شدت شکنجه به حدی بود که متهم وادار می شد تحت فشار به هر چیز اعتراف کند. زندان های قرون وسطایی از نظر میزان خشونت و شکنجه ای که اعمال می‌شد، معروف و خوفناک است. نقل است که متهمی هنگامی که تجهیزات شکنجه را دید، فریاد برآورد: «اگر شکنجه ام نکنید، حتی حاضر هستم اعتراف کنم که عیسی مسیح را شخصاً به صلیب کشیده‌ام!!»

دوران قرون وسطی یکی از ظالمانه ترین مقاطع در تاریخ بشر به شمار می‌آید؛ دورانی که با خلاقیّت در شکنجه و ابزار شکنجه شناخته می‌شود.

كليسا عامل خلق جنگ‏ هاى خونین صليبى بود که مدت دویست سال به طول انجامید و میلیون ها نفر را به کام مرگ و آوارگی کشانید. و اکنون نیز در کنار کلیسای غرب زده، مدعيان دموکراسی نوین! و صهیونیست های ماسونی یا ماسون های صهیونیست قرار دارند- که بوی تعفن وجود و خباثتشان عالم را فراگرفته است؛ همان جمعیتی كه آتش جنگ‏هاى اول و دوم جهانى را شعله ‏ور ساختند- چه همبستگی متجانسی!

برچسب‌ها: , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715