شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس:
چاپ خبر
۱۷:۵۰ - ۱۳۹۴/۰۵/۲۲
علم
اهمیت مسلمان مردن و راهکار آن (قسمت دوم)
 نظام آموزشی اسلام   

شما نیز می توانید از این نظام آموزشی پیشرفته در هرچه متفکر بار آوردن کودکانتان بهره بگیرید. اگر کودکان ما در چنین نظام آموزشی رشد کنند به دلیل تعقل و تقویت عقلانیت در آینده از بسیاری سوء استفادها در امان خواهند ماند...

ندای اصفهان- حجت الاسلام والمسلمین مهران آدرویش/

در شماره قبل (اینجا) از اهمیت مسلمان مردن و راهکار آن سخن گفتیم. حال می خواهیم از نظام آموزشی اسلام صحبت کنیم که مکمل آن بحث می باشد. ابتدا به ذکر چند حدیث توجه فرمایید:

الف) پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) فرمود: اطْلُبُوا الْعِلْمَ مِنَ الْمَهْدِ إِلَى اللَّحْد؛ ز گهواره تا گور دانش بجوئید (نهج الفصاحه ص ۲۱۸)

ب) الإمامُ الصّادقُ علیه السلام: إنَّ لِکُلِّ شَیءٍ زَکاهً ، وزَکاهُ العِلمِ أن یُعَلِّمَهُ أهلَهُ . امام صادق علیه السلام : هرچیزى زکاتى دارد و زکات دانش، آموختن آن است به اهلش (تحف العقول : ۳۶۴)

ج) پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله): حسنُ السؤال نصفَ العلم؛ سوال خوب نیمی از علم است (فتح الباری ۱/۱۷۲)

و) پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله): تَفَکُّرُ ساعَهٍ خَیرٌ مِنْ عِبادَهِ سبعینَ سَنَهً (تفسیر العیاشی، العیاشی ج ۲ص ۲۰۸ ح ۲۶)

ی) امام صادق(علیه السلام): أَحَبُّ إِخْوَانِی إِلَیَّ مَنْ أَهْدَى إِلَیَّ عُیوبِی‏ (الکافی،ج۲، ص۶۳۹)؛ بهترین دوست من، کسی است که عیب مرا به من هدیه کند.

متاسفانه در حال حاضر نظام آموزشی کشور عزیزمان ایران از دو رکن آموختن و انتقال یعنی گزینه های الف و ب تشکیل شده است درحالی که روایات بعدی کمال نظام آموزشی را پرسش، تفکر و نقد نظریات می داند.

یعنی ارکان نظام آموزشی اسلام عبارتند از:

آموختن، پرسیدن، تفکر و تدبر، نقد کردن و انتقال؛ به عنوان مثال با تورقی در روش علمی علمای اسلام و به عنوان نمونه استاد مطهری(رحمه الله) در تالیفات و سخنرانی هایشان خیلی زود متوجه می شوید که استاد ابتداء یک مطلب را آموخته سپس پیرامون آن سوالات عمیقی را مطرح نموده و بعد پیرامون آن سوالات به تفکر و تدبر پرداخته و در مرحله بعد نظریه نظریه پردازان را نقد و در پایان نظر نهایی را در قالب “قلتَ و قلتُ” او چنین گفته و من چنین می گویم منتقل نموده است. در این نظام آموزشی شاگردان نه ضبط صوتند و نه طوطی بلکه محقق اند و به علم می افزایند.

آموزش

شما نیز می توانید از این نظام آموزشی پیشرفته در هرچه متفکر بار آوردن کودکانتان بهره بگیرید. اگر کودکان ما در چنین نظام آموزشی رشد کنند به دلیل تعقل و تقویت عقلانیت در آینده از بسیاری سوء استفادها در امان خواهند ماند.

به عنوان مثال شما می توانید یک موضوع ساده را در یک محدوده زمانی مشخص (مثلا سه روز) مورد کنکاش قرار دهید به این صورت که از کودکان خود بخواهید در عرض ۱۵ دقیقه چندین سوال پیرامون موضوع (مثلا موضوع مسواک زدن دندان ها) مطرح کند. بعد از میان سوالات با کمک هم، پرسش هایی را که ارزش بیشتری دارند انتخاب کنید و هر کدام سعی کنند با استفاده از معلومات قبلی به آن سوال پاسخ دهند سپس اعضاء نظرات یکدیگر را نقد کنند و در مورد پاسخ های اختلافی تحقیق کنند و در پایان روز سوم به یک جمع بندی دست پیدا کنند. برای مدتی این روش را با انتخاب موضوعات جذاب ادامه بدهید و سعی کنید مباحث را با اخلاق و تانی و مداقه پیش ببرید لازم بذکر است حضور یک مدیر آشنا با قواعد مباحثه و مناظره جهت خارج نشدن بحث از ریل اصلی و رعایت اصول مباحثه کمک خوبی است.

مشورت، عامل مهم پیشگیری از مشکلات

امام صادق(علیه السلام): لاَ اِسْتِظْهَارَ فِی أَمْرٍ بِأَکْثَرَ مِنَ اَلْمَشُورَهِ ( اصول کافی ج ۱ ص ۷۹) در هر کار پشتیبانى فزونتر از مشورت نیست.

امام علی(علیه السلام): من استبد برایه هلک ومن شاور الرجال شارکها فی عقولها؛ کسی که در رأی خویش مستبد باشد، هلاک می شود و کسی که با مردان مشورت نماید، در عقل های آنان شریک خواهد شد(نهج البلاغه حکمت ۱۶۱)

حضرت امیر(علیه السلام): المُستَشیرُ مُتَحَصِّنٌ مِنَ السَّقَطِ مشورت کننده مصون از خطا است(تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ص۴۴۲ ، ح۱۰۰۶۸)

اگر مشورت را رویه زندگی جوانان کنید گام بلندی در پیشگیری بسیاری از مشکلات برداشته اید. چون مشورت یعنی گران دیگران را ارزان به دست آوردن. ای چه بسا نوجوان و جوانی که با یک مشورت ساده از خطرات عظیم برهد و خود و خانواده خویش را گرفتار نکند.

بهترین راه برای این که فرزندانتان اهل مشورت باشند این است که از همان ابتدای نوجوانی آنها را طرف مشورت خود قرار بدهید؛ طبعا بخاطر اطلاعات ابتدایی که دارند نظریات ناشیانه ای خواهند داد با حوصله به نظرشان گوش بدهید و حتی یادداشت کنید و سپس بخش های خوبش را تایید و تشویق و عمل کنید و بخش های نادرست را با دلیل و استدلال و بیان عواقب آن رد کنید.

جوان باید بداند عقل کل نیست و همانند دیگران از بسیاری آراء صحیح خالی الذهن است و به کمک فکری افراد عاقل و متخصص نیازمند است بنابراین غرور او را با هندوانه زیر بغلش گذاشتن (همچون بچه ام دیگه بزرگ شده، خیلی باهوش است، همه چیز را خودش می فهمد و …) بارور نکنید و با نمایش صادقانه مشورت، و ذکر خاطراتی و بیان نمونه هایی از تاثیر مثبت مشورت گرفتن از عقلای قوم، او را به ضرورت مشورت در زندگی آگاه کنید.

کمال دین به عشق است:

حقیقت تدین به تحقیق و تحقق است؛ یعنی تشخیص و فهم درست از نادرست و عمل بر حسب آن. تشخیص مربوط به عقل است اما عمل مربوط به دل است.عقل مرکز فهم و دل مرکز حب و بغض است. ابزار عقل تحقیق است و ابزار دل تطهیر است.

صرف تحقیق و فهمیدن، عمل و تحقق را به دنبال ندارد؛ و الا شیطان هم صاحب فهم و بلکه شهود می کرد اما عمل نکرد. گرچه تحقیق مقدمه تحقق است اما حد وسط بین تحقیق و تحقق، طهارت است؛ طهارت نفس از مشتهیات نفسانی و طهارت عقل از اوهام و تخیلات. لذا انسان متدین اولا می فهمد ثانیا تطهیر می کند ثالثا حب مطهر و بغض مطهر می یابد و رابعا عمل می کند. یعنی تا حب و بغض به میدان نیایند عملی صورت نمی پذیرد و حب و بغض ریشه در عشق دارند و عشق ریشه در تطهیر دارد.

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام عَنِ الْحُبِّ وَ الْبُغْضِ أَ مِنَ الْإِیمَانِ هُوَ فَقَالَ وَ هَلِ الْإِیمَانُ إِلَّا الْحُبُّ وَ الْبُغْضُ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ وَ کَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیانَ أُولئِکَ هُمُ الرَّاشِدُونَ
فضیل بن یسار گوید: از امام صادق علیه السلام از حب و بغض (محبت و دشمن) پرسیدم که آیا از [نشانه های] ایمان است فرمود: مگر ایمان چیزى غیر از حب و بغض است؟ سپس این آیه را تلاوت فرمود: «خدا ایمان را محبوب شما کرد و آن را در دل شما بیاراست و کفر و نافرمانى و عصیان را ناپسند شما کرد. که آنان هدایت یافتگان می باشند(بحارالأنوار، علامه مجلسی ج ۶۵ ص ۶۳)

بنابراین گرچه عقل متن دین است اما اتمام اکمال دین به عشق است چون این حب و بغض است که تحقیق را تحقق می بخشد. و جالب است که نام عنوانی که موجب اتمام و اکمال دین است نیز از جنس حب و بغض است یعنی ولایت.

برنامه دین برای ایجاد این حب و بغض تشریع فروع دین است. فروع دین برنامه ای است برای ارتباط تنگاتنگ بین انسان و خدا و اولیای الهی و ارتباط پایه حب و بغض است.

اجوف و صمد محکم ترین محکمات انسان شناسی و خداشناسی:

قال الصادق (علیه السلام) ان الله خلق ابن آدم اجوف (کافی ج ۶ ص ۲۸۶ به نقل از کتاب تفسیر آدم به آدم علامه جوادی آملی ص ۳۷۱)

بنا بر این روایت که ریشه در آیه یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید(فاطر ۱۵) دارد حقیقت انسان عین الفقر است و محکم ترین محکمات انسان همین فقر ذاتی است؛ یعنی نیاز، تمام حقیقت بشر است و همانطور که دیوار در ذات وجودش به آجر و سیمان نیاز دارد انسان نیز در اصل موجودیتش به خدا نیاز دارد.

به اندک التفاتی زنده دارد آفرینش را                       اگر نازی کند از هم فرو ریزند قالبها

توجه به اصل فقر ذاتی بزرگترین عامل بازدارنده از طغیان است؛ إِنَّ الاْءِنسَانَ لَیطْغَی أَن رَآهُ اسْتَغْنَی(علق ۶-۷)

اگر انسان بفهمد اجوف است و صمد و پُر فقط خداست، دیگر هیچ جایی برای کبر و غرور و ریا و … باقی نمی ماند. لذا پیامبر اکرم که خود فخر آفرینش است می فرماید: الفقر فخری؛ منظور از این فقر فقر ذاتی است نه فقر مالی.

اگر انسان فقر ذاتی عالم را شهود کند از هیچکس و هیچ چیز نمی ترسد جز از خدا. و موحد می شود به توحید افعالی و چنین کسی به راحتی می تواند بگوید: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.

وقتی انسان بفهمد متن وجودش اجوف است و لم یکن شیا مذکورا می فهمد الآن هم کما کان، هیچ است؛ هیچ ابن هیچ ابن هیچ. و اجوف تنها راه بقائش فنا در صمد است.

وقتی انسان بفهمد و شهود کند که اجوف است تمام نزاع ها برطرف خواهد شد و به قول شاعره انگلیسی “من کسی نیستم اگر تو هم کسی نیستی پس جنگ و نزاعی نیست چون کسی نیست تا جنگ و نزاعی باشد”.

تمام بدبختی های بشر از اومانیسم است

در مکتب اومانیسم انسان بجای این که خود را اجوف ببیند و راه نجات خود را در جانشینی خدا ببیند خود را صمد و مرکز حیات می پندارد و عوض جانشین، خود را جایگزین خدا می پندارد.

امام خمینی (رحمه الله) می فرمود “اگر ۱۲۴۰۰۰ پیامبر را در یک جا جمع می کردند هیچ با هم اختلاف نمی کردند”؛ چون آن که خود را اجوف می بیند میزان فعل و قول خود را قول و فعل صمد قرار می دهد پس چون من و منیتی در کار نباشد اختلاف و نزاعی هم نخواهد بود.

وقتی انسان بفهمد اجوف است اومانیسم و زیر مجموعه های آن همچون فمنیسم و … نیز خودبخود رفع می شوند.

به هر حال بازگشت مشکلات امروز بشر به بحران هویت است. بشر تا هویت حقیقی خود را نشناسد مشکلاتش حل نخواهد شد. هویت انسان، فقر الی الله است.

واقعیت این است که درون انسان اجوف و ظلمات است و دین آمده تا انسان را بسوی صمد پُر از نور رهنما باشد. رحمت خدا برای کسانی است که خود را از ظلمت اجوف برهانند و از نور صمد روشن نمایند؛ هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلَائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَکَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا(احزاب ۴۳)

لزوم ارتباط با علمای دین:

اصحاب از آینده جوانان و نوجوانان پرسیدند؛ امام صادق علیه السلام فرمود “بستگی دارد اول دست چه کسی به آنان برسد”. لذا باید حکومت و خانواده ها زمینه ای ایجاد کنند که نوجوانان و جوانان تحت تربیت علمای وارسته قرار بگیرند. مسجد و منبر و هیات و… برای همین است. فکر و امیال جوانان باید ذیل نظر عالم باشد و الا به کج راه می رود؛ اهل جهنم یکی از علل دوزخی شدن خود را گوش نکردن به سخنان علما می دانند؛ … َقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ(۸-۱۰ الملک) و به قول حافظ:

قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن                   ظلماتاست بترس از خطر گمراهی

عالم از آن جهت که با برهان سر و کار دارد فکر و امیال مردم را منطبق با فطرت و دین تنظیم می کند؛ آنچه که انسان به آن فکر می کند یک موضوع دارد و یک محمول. وقتی رابطه بین موضوع و محمول را تصدیق کرد و بین موضوع و محمول عقد بست این می شود علم لذا علم، عقد بین موضوع و محمول است مثل این که بین انسان و مرگ را عقد ببندد و بگوید هر انسانی می میرد. حالا اگر بین علم و جان خویش عقد ببندد و به آنچه فهمیده باور پیدا کند به این عقد علم و جان عقیده یا ایمان می گویند. کار عالم این است که به شما می گوید بین فلان علم و جان خود عقد ببند و بین جان خود و فلان عقیده عقد نبند چون یک عقیده حق است و عقیده دیگر باطل است. و این مهم است چون از عقد بین جان و علم، اعمالی و اقوالی متولد خواهند شد و عقیده و عمل تبدیل به خود شما خواهد شد. علاوه بر این عالم امیال و انگیزه های شما را هم کنترل خواهد نمود رساله های عملیه برای همین است که امیال و انگیزه های شما را تنظیم کند. لذا امام صادق علیه السلام فرمودند: “هر کجا می خواهید زندگی کنید اول ببینید آنجا عالم دارد یا نه”. جای که عالم ندارد دهات است و باید از آنجا هجرت کرد؛ چه اینکه ممکن است آنجا سامری داشته باشد و بجای خدا گاو بنشاند!

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق