سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۲:۳۶ - ۱۳۹۵/۰۲/۲۶
منطق
این یک مغالطه است!
 نقد و بررسی کتاب «منطق کاربردی» اثر دکتر علی اصغر خندان   

شهرت بسیار زیاد این استاد جوان در عصر حاضر مرهون دو کتاب معروفش یعنی «منطق کاربردی» و «مغالطات» است. در مقاله پیش رو به نقد و بررسی متن کتاب اول پرداخته شده است.

ندای اصفهان- حجت الاسلام احمدحسین کامیاب/

کتاب منطق کاربردی اثر دکتر «علی اصغر خندان» استاد دانشگاه امام صادق(ع) است. وی متولد ۱۳۴۸ در تهران و از اساتید جوان رشته خود یعنی فلسفه و کلام به حساب می­ آید. شهرت بسیار زیاد او در عصر حاضر مرهون دو کتاب معروفش یعنی «منطق کاربردی» و «مغالطات» است. در مقاله پیش رو به نقد و بررسی متن کتاب اول پرداخته شده است.

این کتاب با زبانی ساده و چیدمانی نو و متفاوت نسبت به دیگر کتب منطقی سعی دارد تا در نحوه آموزش منطق به مبتدیان و منطق دانان عصر خود تحولی ایجاد کند. زبان ساده و مثال های فراوان و کاربردی کتاب با تکیه بر شناخت مغالطات و استدلال ها در مکالمات و ارتباطات روزمره انسانی از ویژگی های بارز این کتاب است. کتاب در ۴ بخش اصلی (۳۲۸) تقسیم بندی شده است که هر بخش دارای قسمتهای گوناگون می باشد. نویسنده کتاب دارای پژوهش ها و تالیفات بسیاری در حوزه علمی خود است و از این حیث دارای اتقان قابل توجهی است.

 

کتاب منطق کاربردیروایی و اعتبار مطالب متن:

دکتر علی اصغر خندان در حوزه تخصصی خود به دلیل سبک نوین نگارش و تحقیقات بسیاری که ارایه کرده است شهرت خوبی به دست آورده است. تالیفات کتاب وی شامل موارد زیر است:

۱- کتاب قرآن سال اول راهنمایی – بخش نکته‌ای از آیات درس

۲- کتاب قرآن سال دوم راهنمایی – بخش نکته‌ای از آیات درس

۳- کتاب قرآن سال سوم راهنمایی – بخش نکته‌ای از آیات درس

۴- منطق کاربردی، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۷۹

۵- آسیب شناسی دینی از دیدگاه استاد شهید مرتضی مطهری، مرکز آموزش و پژوهش سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، ۱۳۸۰

۶- صد گفتار، دفتر اول از خلاصه آثار استاد مطهری تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام، – ۱۳۷۹

۷- سیری در سیره معصومین علیهم السلام- دفتر دوم از خلاصه آثار استاد مطهری، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام، ۱۳۷۹

۸- انسان بر آستان دین- دفتر سوم از خلاصه آثار استاد مطهری، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام، ۱۳۸۰

۹- مقام زن؛ دفتر چهارم از خلاصه آثار استاد مطهری، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام، ۱۳۸۰

۱۰- آشنائی با قرآن- دفتر پنجم از خلاصه آثار استاد مطهری، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام، ۱۳۸۰

۱۱- دین و دوران – دفتر ششم از خلاصه آثار استاد مطهری، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام، ۱۳۸۱

۱۲- سرشت و سرنوشت – دفتر هفتم از خلاصه آثار استاد مطهری، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام، ۱۳۸۴

۱۳- مغالطات، قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۰

کتاب مغالطات

۱۴- ادراکات فطری در آثار شهید مطهری، ابن سینا، دکارت، لاک و چامسکی، قم: کتاب طه، فروردین ۱۳۸۳

۱۵- درآمدی بر علوم انسانی اسلامی، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام، ۱۳۸۸

تشویق‌ها و جوایز علمی وی عبارتند از:

– کتاب برگزیده دانشجویی کشور سال ۱۳۸۱، مغالطات، قم، بوستان کتاب

– کتاب برگزیده دانشگاه امام صادق (ع) سال ۱۳۸۱، مغالطات، قم، بوستان کتاب

– کتاب شایسته تشویق دانشگاه امام صادق (ع) سال ۱۳۷۹، منطق کاربردی، سمت

– مقاله برگزیده در همایش جهانی حکمت مطهر، (اردیبهشت ماه ۱۳۸۳): الگوی پژوهش در موضوع اسلام و دنیای متجدد.

– کتاب برگزیده در همایش جهانی حکمت مطهر، (اردیبهشت ماه ۱۳۸۶): آسیب‌شناسی دینی نزد استاد مطهری. دریافت جایزه مطهر از ریاست جمهور، آقای دکتر محمود احمدی‌نژاد

در مجموع می توان وی را از افرادی دانست که در این عصر سخنانش در این حیطه قابل توجه و اعتماد و در نهایت، مورد نقادی می­ باشد.

علی اصغر خندان

علت نگارش کتاب

با توجه به آنکه علم منطق یک علم کاربردی است اصالتاً برای خودش ارزش علمی فراگیری قایل نمی شوند. از همان ابتدای تدوین منطق که آن را به ارسطو نسبت میدهند یعنی ۳۰۰۰ سال پیش تا به امروز منطق به این منظور آموخته میشده است که بتوان به وسیله آن یعنی با مراعات و به کارگیری قواعدی که در این علم آموزش میدهند ذهن را از خطای در تفکر حفظ کرد. فلذا این علم را آلت و ابزاری برای علوم دیگر میدانند. یعنی این علم را فرا می­گیرند و فرا می­دهند تا فراگیر این علم بتواند در علوم دیگر در طی فرآیند تفکر و استدلال از خطا مصون بماند.

اما همواره یک سؤال جدی فرا روی این علم قرار داشته است. آن اینکه:

«اگر این علم از خطای تفکر حفظ میدارد پس چرا ما منطق دانان بسیاری داریم که همچنان در فرآیند تفکر خویش مرتکب اشتباه و خطا می شوند؟» برای پاسخ به این پرسش یک روش سنتی وجود دارد که تقریبا تمامی علمای علم منطق به آن تمسک می جویند؛ بیان می دارند که صرف آموختن این علم کفایت حفاظت از خطای در تفکر را نمی کند بلکه فردی که آموخته است باید این علم و قواعد آن را نیز در تفکر خود رعایت و به کارگیری کند.

این پاسخ هر چند درست است ولی خود نشان دهنده این است که در این تاریخ طویل آموزش و تدوین منطق همچنان یک نارسایی بزرگ وجود دارد. یعنی با تمام تلاش ها هنوز هم این قواعد به نحوی تدوین یا آموزش داده می­شوند که در بسیاری از موارد فراگیر نمی­ تواند به سهولت آن قواعد را در فرآیند تفکر خویش بازیابی و به کارگیری کند. از همین رو در طی این ۳۰۰۰ سال در روش تدوین و تدریس این علم تغییراتی رخ داده است. مهم ترین آن ها هم تبدیل تبویب ۹ بابی ارسطو به ۲ بابی این سیناست. یعنی ابن سینا آن ۹ باب ارسطو را به دو باب کلی تصورات و تصدیقات تقسیم کرد. از طرف دیگر برای آنکه برای مخاطب این علم کاربردی تر شود همت بسیاری نیز در انتهای کتب منطقی خود بر آوردن تمرین ها و نشان دادن مغالطات بوده و هست.

اما رویکرد کاربردی منطق به دو گونه تقسیم می شود:

در نگاه اول که تا به امروز هم ادامه داشته است با آوردن تمارین و مثال های عینی سعی میکنند تا مخاطب را با کاربرد عینی این علم آشنا کنند و ذهن وی را در به کارگیری این قواعد ماهر و آماده سازند.

نگاه دیگر که آن را میتوان با تسامح «مهندسی فکر» نامید علاوه بر این آمادگی ذهنی به دنبال روش هایی است که کاملا اثرگذار بوده، ذهن مخاطب را طوری تربیت کند این تعالیم و قواعد بر ذهن وی نشسته جزیی از شالوده فکری وی شود. در این نگاه علاوه بر علم منطق و تمرین های مربوط به آن به روش­های روان­شناختی و اثرگذاری ذهنی هم نیاز است.

رویکرد این کتاب همان نگاه اول است با این تفاوت که در به کارگیری مثال ها و تمرین ها به قلم بسیار روان و ساده مطابق با فرهنگ بومی ایران در این عصر سبب شده است که بتوان کتاب وی را گامی بسیار نو در این عرصه از منطق دانست. وی برای کاربردی تر شدن کتابش تاکید بسیاری بر روی مغالطات کرده است. اصولا منطق کاربردی به معنای یک شاخه از علوم منطقی تاکید بیشتری بر روی انواع مغالطات و شناخت آنها دارد. امری که در این کتاب به خوبی و با روشی نو رعایت شده است.

در نهایت می توان هدف نویسنده از نگارش این کتاب را روشی نو با همان نگاه اول در کاربردی کردن بیشتر علم منطق دانست. به گونه ای که نویسنده این کتاب را به عنوان یک کتاب کاملا درسی جهت تدریس تدوین کرده که در ادامه این متن به آن پرداخته خواهد شد.

منابع علمی نویسنده

با توجه به آنکه علم منطق در حدود ۳۰۰۰ سال قدمت دارد و سخنان این علم به طرق متفاوتی بیان و ابداع شده است نمی توان بسیاری از عبارات آن را به فرد خاصی نسبت داد. از این رو نویسنده تنها به بیان خود مبانی علم منطق پرداخته و جز در مواردی اندک که مطلب بسیار خاص بوده است به ذکر منبع آن اقدام نکرده است؛ به طوری که میتوان قسمت اعظم مطالب کتاب را نگارش و معلومات خود نویسنده دانست. البته شاید علت دیگر این امر آموزشی بودن نگارش کتاب و نه پژوهشی بودن آن بوده است. یعنی با توجه به مخاطبان اصلی این کتاب که علاقه مندان علم منطق اعم از طلاب و دانشجویان و دانشمندان و حتی مبتدیان است؛ نیازی نبوده تا تمامی عبارات علمی را ارجاع دهد. اما به طور کلی میتوان به کتب منطقی اصلی یعنی اشارات و تنبیهات ابن سینا، ارگانون (ارغنون) ارسطو و کتبی مانند معرفت شناسی مصطفی ملکیان، معرفت شناسی دینی محمدتقی فعال، خلاقیت و نوآوری در انسانها و سازمان ها تیمور آقایی فیشانی، مدخل منطق صورت غلامحسین مصاحب و پایان نامه های این رشته علمی؛ به عنوان منابع علمی این کتاب اشاره کرد.

مخاطبان کتاب:

این کتاب به نحوی تدوین و تالیف شده است که برای تدریس قابل استفاده باشد. لذا زبان کتاب ساده و سلیس است. میتوان مخاطبان کتاب را علاقه مندان به دانش منطق اعم از طلاب و دانشجویان و مردم عادی دانست. به این نکته در مقدمه ناشران این گونه اشاره شده است:

«کتاب منطق کاربردی، به منظور آموزش منطق به کسانی تدوین شده است که سابقه ای دراز در این رشته ندارند. آموختن منطق را نباید منحصر به طلاب علوم دینی و دانشجویان رشته فلسفه دانست. منطق ابزاری است که به کار همه کسانی که با استدلال و بحث علمی سرو کار دارند، می­ آید. منطق را ابزاری برای راهبری اندیشه و سنجش آن و یافتن صواب و خطای فکر می­دانند. در این صورت همه کسانی که با اندیشه سر و کار دارند، به نوعی نیازمند منطق هستند. بنابراین تدوین کتابی که بتوان در عین استواری علمی، برای همگان مفهوم افتد و به کارگیری آن ممکن گردد، کاری ضروری و البته مشکل است.

روز آمد کردن نمونه ها و آوردن منطق در متن گفت و گوهای روزمره نیز از ویژگی های یک متن مناسب درسی است. مؤلف محترم این کتاب تلاش کرده است تا از عهده این مهم برآید و به نظر می ­رسد توانسته باشد تا حدود زیادی این وظیفه را به خوبی به انجام رساند.

ثمربخشی منطق در آن است که ضمن فراگیری قواعد آن، مهارت به کارگیری آن قواعد نیز در انسان افزایش یابد. کتاب حاضر، با جهت گیری کاربردی، کوشیده است تا در هر مبحث از مثالهای فراوان بهره جوید و فراگیران را در تمرینها با نمونه ­های عینی زیادی مواجه سازد تا مهارت به کارگیری منطق در آنها افزایش یابد. همچنین به دلیل آنکه بخش مهمی از منطق به کار شناخت خطاهای اندیشه و مغالطات می­ آید، حجم زیادی از کتاب حاضر به معرفی انواع مغالطات و لغزش­گاه­ های گوناگون اندیشه پرداخته است. فراگیری این بخش میتواند خاطره ای شیرین از منطق­ آموزی، در ذهن و ضمیر دانشجویان و طلاب علوم دینی بر جای گذارد.» [۱]

 محدودیت­ های نویسنده

این کتاب با نگرش جدید و نگارش روان و تازه ای که دارد گامی نخست در نوع خود به شمار میرود و با فراز و نشیب های مخصوص خودش نیز روبرو است. از طرف دیگر با توجه به مخاطبان آن و هدف آنکه همه مردم علاقه مند به منطق و آموزش به آنان است در نوع نگارش و عمق دادن و قیل و قال آوردن منطقی نویسنده محدودیت داشته و از به کار بردن اصطلاحات پیچیده و مغلق گویی متداول در کتب منطقی اجتناب کرده است. از طرف دیگر به بیان نکاتی اکتفا شده است که جنبه کاربردی دارند. به این مطالب در مقدمه استاد احد فرامرز قراملکی نیز با ادبیاتی دیگر اشاره شده است. [۲] و نیز خود نویسنده در صفحه ۲۲ کتاب به آنها اشاره کرده است.

ایده نویسنده در نگارش مطالب کتاب و پیش فرض های وی:

ایده نویسنده از نگارش این کتاب بیان ساده و کاربردی علم منطق به زبانی همه پسند و همه فهم بوده است. میتوان گفت وی می­ خواسته چیزی بنویسد که عوام بفهمند و خواص به آن ایرادی نگیرند. به این مطلب در مقدمه ناشران نیز اشاره شد. از طرف دیگر پیش فرض وی این بوده که همه مردم که طالب علم هستند به علم منطق نیاز دارند. حتی مردمی که دنبال علوم آکادمیک نیستند بلکه تنها میخواهند در زندگی خود درست فکر کنند و تصمیم بگیرند. مثلا فریب تبلیغات کاذب را نخورند. پس با این فرض کتاب خود را نگاشته است. برای فهم بهتر این مطلب دو بخش از کتاب را عیناً نقل می کنیم:

«منطق ابزاری است که به کار همه کسانی که با استدلال و بحث علمی سرو کار دارند، می ­آید. منطق را ابزاری برای راهبری اندیشه و سنجش آن و یافتن صواب و خطای فکر می­دانند. در این صورت همه کسانی که با اندیشه سر و کار دارند، به نوعی نیازمند منطق هستند. بنابراین تدوین کتابی که بتوان در عین استواری علمی، برای همگان مفهوم افتد و به کارگیری آن ممکن گردد، کاری ضروری و البته مشکل است.

روز آمد کردن نمونه ها و آوردن منطق در متن گفت و گو های روزمره نیز از ویژگی های یک متن مناسب درسی است. مؤلف محترم این کتاب تلاش کرده است تا از عهده این مهم برآید و به نظر می­رسد توانسته باشد تا حدود زیادی این وظیفه را به خوبی به انجام رساند.

ثمر بخشی منطق در آن است که ضمن فراگیری قواعد آن، مهارت به کارگیری آن قواعد نیز در انسان افزایش یابد. کتاب حاضر، با جهت گیری کاربردی، کوشیده است تا در هر مبحث از مثالهای فراوان بهره جوید و فراگیران در تمرینها با نمونه­های عینی زیادی مواجه سازد تا مهارت به کارگیری منطق در آنها افزایش یابد.» [۳]

خود نویسنده نیز این گونه می ­نویسد:

«… در تعریف منطق گفته اند: منطق، ابزاری علمی است که رعایت و به کار گیری آن، ذهن انسان را از خطای در تفکر مصون میدارد. این نکته قابل توجه است که که در مورد هر وسیله و ابزاری ما باید چگونگی استفاده از آن را بیاموزیم. حتی ابزارآلات زندگی روزمره نیز همین طور است. بنابراین، پس از آشنایی با قواعد منطقی باید سعی کرد تا در عمل نیز آن قواعد را به کار بست و با تمرین هرچه بیشتر، مهارت استفاده از منطق را آموخت. با توضیح فوق میتوان نتیجه گرفت که منطق کاربردی، رشته مستقلی در کنار منطق صوری و منطق مادی نیست؛ بلکه گرایشی است که به ویژه در چند دهه اخیر مورد توجه قرار گرفته و با بهره گیری از قواعد موجود در همه رشته های منطقی سعی دارد جنبه­ ی مهارتی و کاربردی منطق را هدف اصلی و آموزش قرار دهد. از این رو در کتابهای منطق کاربردی اولا از به کار بردن اصطلاحات پیچیده و مغلق گویی متداول در کتابهای منطقی اجتناب میگردد؛ ثانیا به بیان نکاتی اکتفا میشود که جنبه کاربردی دارند و همین نکات نیز در قالب مثال های ساده و ملموس بیان میشود تا به ترتیب جنبه ­ی مهارتی در نوآموز منطق هرچه بیشتر پرورش یابد.» [۴]

ساختار کلی متن:

کتاب به ۴ بخش کلی تقسیم می شود: ۱٫ منطق و تفکر ۲٫ تفکر در حوزه تصورات ۳٫ تفکر در حوزه تصدیقات ۴٫ مغالطات. هر بخش خود نیز به چند بخش جزیی تقسیم شده که هر کدام شامل موضوعات دسته بندی شده مخصوص به خود است. بخش اول شامل ۲ بخش جزیی، بخش دوم شامل ۴ بخش جزیی، بخش سوم شامل ۳ بخش جزیی و بخش چهارم شامل ۷ بخش جزیی می ­باشد.

در این کتاب تنها یک فهرست مطالب در ابتدای آن قرار دارد و متاسفانه فاقد کتابنامه، فهرست فنی و فهرست مراجع می باشد که میتوان به عنوان یکی از ضعف های کتاب برشمرد. به خصوص که این کتاب رسالت آموزشی دارد و وجود موارد فوق در آن به امر آموزش کمک شایان توجهی میکرد.

روش ارجاع دهی این کتاب به صورت پانوشت (پاورقی) و به روش جدید (شیکاگو) می باشد.

فشرده ای از نکات اصلی و مفاهیم کلیدی کتاب

در بخش اول کتاب نویسنده به مبحث منطق و تفکر می پردازد. وی با آغاز از تاریخچه علم منطق و دعوای معروف سوفیست ها با سقراط، افلاطون و ارسطو به تدوین علم منطق توسط ارسطو میرسد. پس از آن به سیر تحول منطق در بین حکمای اسلامی ورود کرده و با بیانی اجمالی تاریخ این علم در نزد آنان و تعریف منطق در نزد ایشان را توضیح داده است. در ادامه او به منطق در نزد اروپاییان و منطق ریاضی می پردازد و پس از آن با معرفی منطق مادی در مقابل منطق صوری تفاوت های این دو را برای ذهن مخاطب معین میکند.

در انتهای بخش «منطق چیست؟» به معرفی اجمالی منطق کاربردی که موضوع کتاب است می پردازد. بیان می دارد که منطق کاربردی نه یک شاخه از علم منطق بلکه رویکردی حاکم بر نوعی نگرش بر کل منطق است. پس از بحث منطق و انواع آن وارد حیطه تفکر شده به ماهیت و چیستی تفکر می پردازد. در قسمت­ های این بخش به بررسی تفکر واقعی و تمیز آن از تفکر بی هدف یا خیال و همچنین معرفی تفکر آفرینش گر یا همان خلاقیت می­ پردازد.

در بخشی مختصر نویسنده تفکر آیه ای را که همان جایگاه و منزلت تفکر در اسلام و آیات قرآن است؛ معرفی کرده است. در قسمت بعد او تفکر منطقی را شرح داده و بیان کرده همان تفکری است که به تصورات و تصدیقات تقسیم می­شود. تفصیل این نوع تفکر را در دو بخش دیگر کتاب آورده که در ادامه به بررسی آنها خواهیم پرداخت. در انتهای این بخش نویسنده وارد مبحث زبان و نطق شده با اشاراتی مختصر اهمیت آن را نشان داده است. از آنجا که مبحث الفاظ به علت ارتباط تنگاتنگ نطق و منطق در کتب منطقی بسیار مورد توجه است نویسنده در این بخش به نوع نگارش خود پرداخته و در این باره این چنین می نویسد:

«ما در این کتاب مستقلا به مباحث الفاظ نپرداختیم؛ اما مواردی که زبان و ابهام های آن موجب خطا و لغزش در اندیشه می­گردد، متذکر شده ایم. به طور کلی باید به خاطر داشت زبان هم چون آیینه ای است که منعکس کننده تفکر انسان است و تاثیر زبان، خواه در ارائه اندیشه خواه در وقوع برخی خطاهای تفکر، مانند نقش و تاثیر آیینه در بازنمایی تصویر مورد نظر است.» [۵]

در بخش دوم کتاب نویسنده وارد تفکر در حوزه تصورات شده و مباحث آن را در ۴ قسمت کلی بیان میکند.

در اولین قسمت به معرفی چند اصطلاح رایج همچون عالم خارج و عالم ذهن و… می پردازد که با توجه به اینکه مخاطبان این کتاب مبتدیان هم می ­باشند لازم و ضروری به نظر می رسد.

در قسمت دوم انواع تفکر در حوزه تصورات را بیان میکند. مباحث این قسمت شامل این موارد است: «تجرید و تعمیم، ترکیب، تجزیه، مقایسه دو مفهوم کلی، یافتن مثال نقض و طبقه بندی مفاهیم».

در قسمت سوم وارد مبحث تقسیم شده، آن را معرفی میکند. در این قسمت این مباحث را مشاهده میکنیم: «چیستی تقسیم، فایده و اهمیت تقسیم منطقی، قواعد تقسیم، انواع تقسیم و روش های تقسیم».

اما در قسمت چهارم و پایانی این بخش شاید به مهمترین بحث تفکر در حوزه تصورات یعنی تعریف پرداخته است. این قسمت نسبت به سه قسمت قبلی دارای عناوین بحثی بیشتری است و نویسنده بیشتر به آن پرداخته است. مباحث این قسمت این موارد می­باشد: «اهمیت تعریف، تعریف تعریف، تعریف لفظی و اهداف آن، روشهای تعریف لفظی، قواعد تعریف لفظی: الف- قواعد تعریف وضعی ب- قواعد تعریف گزارش، تعریف حقیقی، ماهیت، مقومات ماهیت (ذاتیات ماهیت)، کلیات خمس، انواع تعریف حقیقی و امور تعریف ناپذیر.»

بخش سوم کتاب اختصاص به تفکر در حوزه تصدیقات دارد. نویسنده این مطالب را در ۳ قسمت کلی تقسیم بنده کرده است که به صورت اجمال و تنها با بیان تیتر عناوین آن، به آنها خواهیم پرداخت.

اولین قسمت مربوط به جمله و قضیه است. این قسمت شامل ۷ مبحث به شرح زیر است: «جمله و قضیه، ارکان قضیه ساده، چند نکته درباره فعل ربطی، چند نکته درباره موضوع و محمول، انواع قضیه ساده، قضایای مرکب و ترجمه جملات زبان طبیعی به قضایای منطقی». در دو قسمت دیگر انواع استدلال را معرفی کرده است.

قسمت دوم اختصاص به استدلال مباشر دارد و شامل این مباحث می باشد: «استدلال مباشر، قلب (نقض محمول)، عکس مستوی، عکس نقیض، نقیض، عکس نقیض شرطی، تبدیل ترکیب شرطی و ترکیب فصلی به یکدیگر، نقیض ترکیب عطفی و ترکیب شرطی در تالی».

در قسمت سوم و نهایی مباحث استدلال غیر مباشر مطرح و بررسی شده است. این مباحث شامل موارد زیر است: «استدلال قیاسی: ۱٫منطق گزاره ها (قیاس استثنایی) ۲٫ منطق محمول­ ها (قیاس اقترانی)، انواع قیاس اقترانی، قواعد قیاس اقترانی، استقراء، راه های نقد تعمیم استقرایی، تعمیم علّی (حالتی خاص از تعمیم استقرایی)، روش های نقد تعمیم علّی، تمثیل، چند نکته در باره استدلال تمثیلی، راه های نقد استدلال تمثیلی، تشخیص و نقد استدلال در زبان طبیعی.»

اما بخش چهارم کتاب یا همان بخش نهایی اختصاص به مغالطات دارد. این بخش نسبت به دیگر بخش ها دارای مباحث بیشتری است که فراخور فضای منطق کاربردی هم هست. در مجموع این بخش شامل ۷ قسمت است که در ادامه به بررسی آنها خواهیم پرداخت.

در قسمت نخست تبیین های مغالطی بررسی شده است که شمال موراد زیر است: «تبیین های مغالطی، اشتراک لفظ، ابهام ساختاری، ترکیب مفصل، تفصیل مرکب، واژه­ های مبهم، اهمال سور، سورهای کلی نما، تعریف دوری، ذات و صفت (کنه و وجه)، علت جعلی، مغالطه بزرگ­نمایی، مغالطه کوچک­نمایی، مغالطات آماری (۱): متوسط، مغالطات آماری (۲): نمودارهای گمراه کننده، مغالطات آماری (۳): تصاویر یک بعدی، دروغ، توریه، مغالطه نقل قول ناقص، مغالطه تحریف، مغالطه تفسیر نادرست و مغالطه تاکید لفظی.»

در قسمت دوم این موارد را بررسی میکند: «ادعای بدون استدلال، بستن راه استدلال، هر بچه مدرسه ای میداند، مسموم کردن چاه، تله گذاری، مغالطه توسل به جهل، طلب برهان از مخالفان، طرد شقوق دیگر، تکرار، فضل فروشی، کمیت گرایی، بار ارزشی کلمات، توسل به احساسات، تهدید (توسل به قدرت)، تطمیع، جلب ترحم (توسل به دلسوزی)، آرزو اندیشی، عوام فریبی، توسل به مرجع کاذب و تجسم».

در قسمت سوم مغالطات مقام نقد را مورد نقد و بررسی قرار میدهد. این مباحث شامل موارد زیر می­ باشند: «پارازیت، حرف شما مبهم است، اینکه چیزی نیست!، اینکه مغالطه است!، تکذیب، انگیزه و انگیخته، توهین، مغالطه از طریق منشأ، پهلوان پنبه، کامل نامیسر، ارزیابی یک طرفه، خلط دلیل و علت، رد دلیل به جای رد مدعا، مناقشه در مثال، تخصیص، بهانه و سؤال مرکب».

در قسمت چهارم با مغالطات مقام دفاع آشنا می­ شویم. این مغالطات شامل موارد زیر می ­باشد: «نکته انحرافی، شوخی بی ربط، توسل به واژه های مبهم، توسل به معنای تحت اللفظ، تغییر تعریف، تغییر موضع، استثنای قابل چشم پوشی، خودت هم، تبعیض طلبی، رها نکردن پیش فرض و البته ما…».

در ۳ قسمت نهایی مبحث مغالطات در استدلال را مورد بررسی قرار می دهد.

در قسمت پنجم مغالطات صوری را با این عناوین می­ بینیم: «عدم تکرار حد وسط، وضع تالی، رفع مقدم، مقدمات منفی، مقدمات ناسازگار، افراد غیر موجود، ایهام انعکاس و سوء تألیف».

در قسمت ششم مغالطات ناشی از پیش فرض نادرست را با این عناوین می ­خوانیم: «سنت گرایی، عدم سابقه، تجددگرایی، سنت گریزی، برتری فقر، برتری ثروت، توسل به اکثریت، علت شمردن امر مقدم، علت شمردن امر مقارن، ترکیب، تقسیم، میانه روی و مغالطه قمار بازان».

اما در قسمت هفتم و پایانی، مغالطات ربطی در استدلال را بررسی کرده است که شامل موارد زیر است: «قیاس مضمر مردود، یا این یا آن، ذو حدین جعلی، خلط نسبت، دلیل نامربوط، مصادره به مطلوب، استدلال دوری، تعمیم شتاب زده، مغالطات آماری (۴): نمونه ناکافی، مغالطات آماری (۵): نمونه­ ی غیر تصادفی، مغالطات آماری (۶): عدم واقع نمایی نمونه ها و تمثیل».

در پایان هر یک از این قسمت ها مقداری تمرین که مطابق با عصر امروز است برای تقویت ذهن مخاطبان کتاب آمده است که در آخرین بخش کتاب پاسخ آنها تحت عنوان پاسخ نامه آورده شده است.

موارد کم اهمیت:

نویسنده در بیان انواع مغالطات در بعضی موارد بسیار ریز شده و حتی مسایل فرهنگی رایج را به عنوان یک شاخه مستقل از مغالطه آورده است. البته در مغالطه بودن آن ها شکی نیست ولی می توانست آنها را تحت یکی از عناوین مغالطه به حساب آورد. به طور مثال مغالطاتی مثل برتری فقر، برتری ثروت و… را میتوان همگی تحت عنوان «گرفتن غیر دلیل به عنوان دلیل» به حساب آورد. البته شاید بتوان به خاطر رویکرد کاربردی کتاب، این ریز کردن عناوین را مناسب دانست به گونه ای که سبب کمک به مخاطب در فهم موضوع میکند.

پی نوشت

[۱] (منطق کاربردی، خندان، علی اصغر، ۱۳۸۹، صص۷-۸)

[۲] (منطق کاربردی، خندان، علی اصغر، ۱۳۸۹، ص۱۳)

[۳] (منطق کاربردی، خندان علی اصغر، ۱۳۸۹، ص۷-۸)

[۴] (منطق کاربردی، خندان علی اصغر، ۱۳۸۹، صص ۲۱-۲۲)

[۵] (منطق کاربردی، خندان علی اصغر، ۱۳۸۹، ص۲۸)

برچسب‌ها: , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق