شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۷:۴۹ - ۱۳۹۴/۰۵/۱۸
دکتر محمود حاجی احمدی
راز بندگی؛
 حکمت عبادات و آثار آن/ سلطنت و قدرت روح   

یکی از اسرار بزرگ عبادات و ریاضات شرعیه آن است که بدن و قوای طبیعیه و جنبه ملک تابع و منقاد روح گردد و ملکوت نفس بر ملک غالب شود و روح دارای سلطنت و قدرت و نفوذ امر شود که به مجرد اراده بدن را به هر کار بخواهد وادار کند. و از هر کار بخواهد باز دارد...

ندای اصفهان- دکتر محمود حاجی احمدی (عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه اصفهان)

حمد و سپاس خدای را که همه هستی نشان عزت اوست و همه به سوی او در حرکتند «الا الی الله تصیر الامور» (شوری- آیه ۲۴) لباس عزت و کبریایی برای او سزاست. «سبحان الذی لبس العز و الوقار» (منزه است خدایی که لباس عزت و وقار پوشیده- مفاتیح الجنان دعای روز جمعه) و او از سر مجد و عظمت خود لطف بر مخلوقات نهاد و لباس عبودیت بر قامت آنها پوشاند. همه هستی نشان از بندگی او دارند. در دو سوی ارتباط عزّ و فقر آوای خوش خواهش در جهان ترنم نمود گروهی بدون اختیار، گروهی با اختیار او را می ستایند.

انسان به عنوان برترین مخلوق الهی که همه در برابر او باید به سجده درآیند، جلوه گر عبودیت آگاهانه شد. به سرای هستی قدم نهاد تا با عبودیت خویش ربوبیت کسب نماید «العبودیه جوهره کنهها الربوبیه» (عبودیت گوهری است که نهایت آن ربوبیت است- مصباح الشریعه باب دوم ص ۷).

هبوط آدم سرآغاز حرکتی از خاک به افلاک شد و انسان آشنای با خدا در تلاشی دیگر راه خود بسوی حق پیمودن آغاز کرد. لطف الهی برای رساندن این موجود به سوی خود به دو شکل تشریع و تکوین به یاریش شتافت. از سویی پیامبران الهی آمدند و طریق را نمایاندند، و از سویی دیگر عقل و فطرت درون انسان الهام بخش او شد. در این حرکت آنچه به عنوان راه و راهبر و مقصد جلوه کرد عبودیت بود. همه چیز حول محور عبودیت به حرکت در آمد.

عبادت

کتاب جاودان الهی قرآن کریم عبودیت حق را هدف خلقت معرفی می کند و شاید هدف وسطی باشد تا انسان به یقین برسد و آنجا دیگر نشانی از عبد و عبودیت نباشد و فقط معبود جلوه کند.

در تعلیمات اسلامی عبادات جایگاهی بس رفیع دارند، و به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای تربیتی بکار گرفته می شود. ابزاری که هم در شکل و هم در محتوی هم در ظاهر و هم در باطن به ایفاء این نقش می پردازد. لذا بررسی دقیق جایگاه عبادات اسلامی خصوصا سه عبادتی که به عنوان سه رکن اساسی دین در کنار دو رکن دیگر معرفی شده اند لازم می نماید.(بنا الاسلام علی خمس، الصلوه و الزکوه و الحج و الولایه- کافی جلد۲ ص ۱۷).

در این مقاله به بررسی مفهوم، جایگاه و تاثیر عبادات و ظاهر و باطن آنها اشاراتی می شود.

معنای لغوی عبادت

در زبان عربی وقتی که چیزی رام، نرم و مطیع می شود، بطوریکه هیچگونه عصیان و تعدی و تعارضی نداشته باشد، این حالت را تعبد می گویند. در قدیم راه ها به گونه ای بود که با رفتن انسان ها بر روی آنها آرام آرام ساخته می شد. سنگ ها و خارها از بین می رفتند، نرم می شدند و دیگر انسان را آزار نمی داد. وقتی راهی اینگونه می شد که رام و مطیع و نرم بود به آن طریق معبد می گفتند (مفردات راغب، ص۳۳۱).

عبادت طریق دسترسی به یقین

در آیه کریمه «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» (ما جن و انس را جز برای عبادت خلق نکردیم- ذاریات آیه ۲۴) عبادت به عنوان هدف خلقت معرفی می شود. با دقت در آیه نکات زیر به دست می آید.

۱- در اینجا خداوند با صیغه متکلم وحده سخن گفته است زیرا بحث غرض از خلقت و ایجاد که همان عبادت باشد امری است مختص به خدای سبحان و احدی در آن شرکت ندارد.

۲- آیه ظهور در این دارد که خلقت بدون غرض نبوده و غرض از آن منحصرا عبادت بوده یعنی غرض این بوده که خلق عابد خدا باشند، نه اینکه او معبود خلق باشد، چون فرموده (الا لیعبدون) تا آنکه مرا بپرستند و نفرموده تا من پرستش شوم یا تا من معبودشان باشم.

۳- خدای سبحان در کارهایی که می کند غرضی دارد، اما غرضش ذات خودش است، نه چیزی که خارج از ذاتش باشد، و کاری که می کند از آن کار سودی و غرضی در نظر دارد، ولی نه سودی که عاید خودش گردد، بلکه سودی که عاید فعلش شود.

۴- عبادت غرضی از خلقت انسان است، و کمالی است که عاید انسان می شود، هم عبادت غرض است و هم توابع آن، که رحمت و مغفرت باشد و اگر برای عبادت غرضی از قبیل معرفت در کار باشد، معرفتی که از راه عبادت و اخلاص در آن حاصل می شود، در حقیقت غرض اقصی و بالاتر است و عبادت غرض متوسط است.

۵- حقیقت عبادت این است که بنده خود را در مقام ذلت و عبودیت واداشته رو بسوی مقام رب خود آورد، همین منظور آن مفسر است که عبادت را به معرفت تفسیر کرده، می خواهد بگوید حقیقتش آن معرفتی است که از عبادت ظاهری به دست می آید.

پس غرض نهایی از خلقت همان حقیقت عبادت است یعنی این است که بنده از خود هرچیز دیگر بریده و به یاد پروردگار خود باشد، و ذکر او گوید (المیزان، ج ۱۸ ص ۶۱۵-۶۱۶).

دقت در این آیه و آیه دیگر که هدف خلقت را رحمت معرقی می کند «لا یزالون مختلفین الا من رحم ربک و لذلک خلقهم- هود/ ۱۱۸» (انسان ها همواره در اختلاف بسر می برند مگر پروردگارت رحم کند و برای اینکه انسان ها را مورد رحمت قرار دهم آنها را خلق کردم).  آیه نشان می دهد که شاید بتوان گفت عبادت هدف و مطلوب نهایی نیست بلکه مطلوب متوسط است و رحمت و مغفرت حضرت حق مقصود بالاتری است و تفسیر آیه در روایات به تکلیف (صافی، ج ۵ ص۷۵) و معرفت (المیزان، ج۸ ص ۳۹) نشان از اعلام اهداف بالاتری است. از مجموع این دو آیه و با توجه به آیه «واعبد ربک حتی یاتیک الیقین- حجر/ ۹۹» (پروردگارت را عبادت کن تا به تو یقین برسد) معلوم می شود هدف از خلقت انسان دسترسی به یقینی است که هیچ شکی در آن نباشد. و این از طریق اوامر و نواهی الهی (تکلیف) و عبودیت انسان حاصل می شود. این یقین از طریق راه یابی به ملکوت عالم ممکن است زیرا عالم طبیعت عالم شک و تردید است و تنها در اثر راه یابی به عالم ملکوت است که ثبات و یقین حاصل می شود.

خدای سبحان در آیاتی از قرآن افرادی را مذمت می کند که چرا در ملکوت آسمان و زمین و مخلوقات نظر نمی کنند و این عدم نظر را دلیل اساسی حیرت و شک آنها در نبوت انبیاء الهی و پیروی از طریق آنها می داند. «اولم ینظروا فی ملکوت السموات والارض و ما خلق الله من شیء- اعراف/ ۱۸۵» (آیا در ملکوت آسمان ها و زمین و اشیایی که خدا خلق کرده است نگاه عمیق نمی کنند)، با این لسان سایر انسان ها را به اندیشه ای اینچنین فرا می خواند و اثر آن را دسترسی به یقین به انبیاء الهی و پیام دعوت آنها می داند. عبادت طریقی است که از آن طریق انسان به ملکوت راه می یابد و بعد از راه یابی به ملکوت شک او برطرف می شود.

نکته قابل توجه در عبادات اسلامی این است که با اینکه هدف اصلی عبادت راه یابی به ملکوت و معرفت به عبودیت انسان و ربوبیت و مالکیت خداوند است ولی شارع حکیم اسلام این هدف را در قالب هایی طراحی کرده است که خود این قالب ها نیز دارای آثار تربیتی فراوان هستند که حتی اگر فردی به این مرحله هم دست نیافت از آثار تربیتی آن قالب ها بهره کافی ببرد.

آثار تربیتی عبادت

طراحی عبادات در اسلام مبتنی بر انسان شناسی ویژه ای است که از آن اصول تربیتی خاصی به دست می آید و برای تحقق آنها روش های ویژه ای پیش بینی می شود. به عنوان نمونه به چند مورد از مبانی تربیتی اشاره و نشان داده می شود چگونه عبادات دینی با توجه به چنین مبانی بر اصول و روش های برخاسته از آنها تکیه زده است.

تاثیر ظاهر بر باطن

ادبیات قرآن حکایت از این دارد که ظاهر انسان بر باطن او تاثیرگذار است و آنچه در ظاهر جلوه می کند آرام آرام امکان رسوخ به باطن پیدا می کند. لذا در عبادات دینی با تکیه بر این مبنا دستورات خاصی مطرح شده است. مثلا وقتی قرار است انسان طهارت باطن پیدا کند برای او شرط می شود که در بسیاری از اعمال باید طهارت ظاهر داشته باشد. در نماز به عنوان یک عبادت الهی طهارت بدن و لباس نمازگزار شرط می شود؛ زیرا ظاهری پلید، زمینه را برای رسوخ پلیدی به باطن فراهم می نماید و برعکس طهارت ظاهر تولد باطنی طاهر را زمینه ساز است. عبادات دینی با روش های خاصی درصدد ایجاد تحول باطنی از طریق تاثیر ظاهر می باشد. در ذیل به یک نمونه از این روش ها یعنی تلقین اشاره می شود.

تلقین

اگر عبادات دینی را به دو نوع کلی قولی و فعلی تقسیم کنیم مشاهده می شود در هر دو قسمت این موضوع لحاظ شده است. نمازگزار ملزم است که تکبیره الاحرام بگوید در اینجا با تلقین «لفظی»، امید به ایجاد تحول «باطنی» زنده می شود. یعنی همین که در لفظ، کبریایی حق را متذکر شد امید می رود این تلقین به باطن او سرایت کرده و عظمت حق وجود او را فرا گیرد. این روش در اکثر اذکار نماز- حج و ادعیه مورد استفاده قرار می گیرد. شبیه روش تلقین لفظی روش تلقین فعلی است. ایستادن به سوی قبله- رکوع- سجود (در نماز و احرام)- طواف- سعی- رمی- جمرات (در حج) همه نمونه های فعلی ظاهری برای دسترسی به اثر باطنی است. احرام نشان از آمادگی برای سفر آخرت دارد و سعی نشان حیرت و حکت بین خوف و رجاء و طواف بیان اخلاص است (برای مطالعه بیشتر ر.ک نگاهی دوباره به تعلیم و تربیت اسلامی خسرو باقری). غیر از بحث تاثیر ظاهر بر باطن خود ظاهر و قالب عبادت دینی دارای آثار تربیتی ویژه ای هستند. لذا در عبادت چیزی را که ظاهرا با عبادت ربط زیادی ندارد می گنجاند، به این خاطر که در تعلیم و تربیت موثر است. خصوصا در بعضی مسائل که به موضوعات اجتماعی پیوند می خورد، مثل مباح بودن مکان نمازگزار، با اینکه از حقوق و قراردادهای اجتماعی است و جزء امور اعتباری محسوب می شود در یک امر حقیقی مثل عبادت لحاظ می شود، زیرا اثر تربیتی ویژه ای دارد. از جمله مسائل تربیتی که در عبادات وجود دارد ایجاد وحدت اجتماعی است. مثل این که همه به یک سو نماز بخوانند، در یک زمان روزه بگیرند، در یک مکان حج انجام دهند، و امثال اینها همه جزء آثار تربیتی عبادت می باشد.

حقیقت عبودیت

عبد انسانی را می گویند که مملوک دیگری باشد. و پس از تجرید و توسعه معنی به هر مملوک واجد شعور (گو اینکه انسان نباشد) گفته می شود. همانطور که آیه روبرو مشعر به آن است: «ان کل من فی السموات و الارض الا اتی الرحمن عبدا- مریم/ ۹۴» (نیست آنچه در آسمان و زمین است مگر اینکه در حالت بندگی به سوی خدا می آید) عبادت به معنی بندگی نیز از همین ماده گرفته شده است. در هر حال حقیقت عبادت این است که بنده خود را در مقام مملوکیت پروردگار خویش درآورد. چون عبادت از لوازم مملوک بودن بنده است، طبعا در خصوص مواردی خواهد بود که مملوکیت در آن باشد و در خارج از این محدوده عبادت معنی ندارد. تنها موجودی که مملوکیت انسان برای او حد و مرز ندارد خداونداست. نه کسی با خداوند در مالکیت او نسبت به موجودات شریک است و نه موجودی از مملوکیت خداوند خارج است. بنابراین خداوند مالک مطلق و بندگان هم مملوک مطلق هستند. و از این موضوع انحصار بندگی برای خدا به دست می آید.

مراتب عبادت

حقیقت عبودیت همانگونه که در حدیث عنوان بصری آمده است بر سه پایه استوار است؛ اول آنکه بنده نسبت به اصل وجود خود و کمالات و هر آنچه خداوند در اختیار او قرار داده است احساس مالکیت نداشته باشد بلکه همه را متعلق به خدا بداند و در مسیری که او دوست دارد مصرف نماید. دوم آنکه تدبیر جان و روانش را به خداوند واگذار نماید و سوم آنکه تمام همّ و غم او و اشتغالاتش در مسیر اوامر و نواهی الهی باشد. در چنین حالی است که انفاق بر او آسان می شود و سختی های دنیا بر او گران نخواهد بود و از رذایل اخلاقی دست کشیده به فضایل اخلاقی روی می آورد. و این اولین مرتبه ای است که متقین در آن گام می نهند (مجمع البحرین، جلد ۳ ص۹۷). عبادات الهی به گونه ای طراحی شده است که انسان ها به این حقیقت دست یابند، لذا مشاهده می کنیم عبادات دارای مراتب مختلف می باشند. ادبیات دینی و معارف اسلامی حکایت از آن دارد که همه هستی دارای ظاهر و باطنی است. مثلا مرحوم صدوق (ره) در کتاب معانی الاخبار باب معانی اسماء النبی (ص) نقل می کند شخصی به محضر امام صادق (ع) مشرف شد، عرض کرد چرا به پیامبر بزرگوار اسلام ابوالقاسم می گویند؟ حضرت فرمود: برای اینکه رسول گرامی پسری به نام قاسم داشت لذا ابوالقاسم نامیده شد. عرض کرد من بیش از این می خواهم، امام فرمود: مگر نه این است که علی بن ابی طالب (ع) تقسیم کننده بهشت و جهنم هستند پس علی (ع) قاسم است. مگر نه اینکه علی (ع) شاگرد حضرت رسول اکرم (ص) بود و مگر نه آن است که معلم به منزله پدر و شاگرد به منزله فرزند است. پس پیامبر (ص) ابوالقاسم می باشد.

از  حدیث شریف فوق استفاده می شود که هر چیزی یک ظاهری دارد و یک باطن (حکمت عبادات ص ۱۳۰). آیات نورانی قرآن حکایت از این واقعیت دارد آنجا که در «خوردن مال یتیم» سخن از خوردن آتش دارد و در «غیبت کردن» پرده از مردارخواری برمی دارد. احادیث معصومین برای بسیاری از گناهان بوی بد طرح می کند و برای استغفار بوی خوش لذا فرمان می دهند «تعطروا بالاستغفار لا یفضحکم روائح الذنوب- بحار، جلد ۶ ص۲۲ و ج ۹۳ ص۱۷۸» (خود را با استغفار معطر کنید تا بوی بد گناهان شما را رسوا نکند).

حکمت عبادات

از مهمترین مسائلی که برای حرکت انسان به سوی آخرت توجه به آن ضروری می نماید این موضوع است که انسان با ذخیره ملکوت خود پا به عرصه آن جهان می گذارد و آنچه ملکوتی است همراه او می رود و آنچه ملکی است می ماند و در این رفتن و ماندن فرقی بین خوب و بد نیست تمام خوبی های انسان حتی اعتقادات صحیح نیز زمانی همراه انسان به جهان برزخ و قیامت وارد می شود که ملکوت انسان را تشکیل داده باشد.

آیات قرآن گواه بر این است که مرگ به معنای مردن روح نیست زیرا روح مرگ ندارد بلکه مرگ رهایی و جدایی روح از همرهان نالایق است.

کیست بیگانه تن خاکی تو             کز برای اوست غمناکی تو

حتی علم نیز اگر مقوم جان انسان نشد همراه جان نخواهد بود و به تدریج از انسان، جدا می شود پس همه تلاش انسان باید برای این باشد که دانش او به جانش رسوخ کند. اگر کسی نفس را تمرین داد که فرمان عقل را ببرد این فرد زندگی عالمانه دارد و تا پایان عمر عالمانه خواهد زیست و در قیامت عالم محشور می شود لذا در روایات وقتی فضل عالم را در قیامت شمارش می کنند، سخن از این است که اگر کسی عالم محشور شد نه اینکه در دنیا عالم بود حق شفاعت دارد (بحار ج ۲ ص ۵۲). در چندین مورد از آیات قرآن وقتی در خصوص پاداش سخن می گوید از فعل «جاء» استفاده می کند که نشان می دهد مقصود کسی است که در قیامت همراه حسنه آمد، نه اینکه در دنیا حسنه انجام داد؛ زیرا چه بسا که حسنه دنیا در باطن انسان نفوذ نمی کند و در نتیجه همراه او نخواهد بود بلکه به عنوان همسفری موقتی با مرگ انسان را ترک می کند. «من جاء بالحسنه فله عشر امثالها- انعام/ ۱۶۰» (کسی که همراه حسنه آمد ده برابر پاداش می گیرد). «من جاء بالحسنه فله خیر منها و هم من فزع یومئذ آمنون- نحل/ ۸۹» (کسی که همراه حسنه بیاید پاداشی نیکوتر از آن خواهد دید و ایشان از سختی روز قیامت در امان هستند). این نوع آیات خود اشاره به این مطلب دارد که باید کارهای خوب در درون انسان نفوذ کند و ملکوت انسان را بسازد و حکمت عبادات نیز همین است. مرگ از مواقفی است که در انسان تاثیر بسزایی خواهد داشت. واقعه مرگ به گونه ای است که انسان علوم و خوانده هایش را فراموش می کند. در برزخ و قیامت از اولی ترین مسائل اعتقادی یعنی خدا و رسول و امام سوال می کنند نه از مسائل پیچیده ای چون معراج و قضا و قدر و جبر و اختیار و امثال آنها ولی بسیاری اینها را فراموش کرده اند زیرا فشار مرگ فشاری نیست که برای کسی حافظه بگذارد و دانسته ها باید ملکه شده باشد تا از بین نرود.

خداوند به عنوان یک کلی در قرآنش می فرماید «ان من شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم- حجر/ ۲۱» (هیچ چیز نیست مگر اینکه خزانه آن نزد ماست و فقط به اندازه خاصی آن را نازل کرده ایم) این آیه کریمه اشاره دارد که هر چیزی در عالم دنیا هست تنزل یافته عالم معنی می باشد. احکام و قوانین الهی هم از این قاعده مستثنی نیستند و لذا آنها نیز ظاهری دارند و باطنی. عبادت که به عنوان هدف متوسط آفرینش انسان تعیین شده است حکمتی دارد، آن غیر از آداب و احکام آن است. احکام دستوراتی است که کتاب های فقهی متکفل بیان آنها می باشد از قبیل اجزاء و شرایط نماز، لباس نمازگزار و مانند آنها. ولی این عبادات آدابی هم دارند که تحت عنوان مستحبات در کتاب های فقهی و تحت عنوان آداب در کتب اخلاقی مورد بررسی قرار گرفته اند. آنچه از عبادات انسان در سفر به سوی قیامت همراه او خواهد بود هیچ کدام از این دو نیست بلکه سری از اسرار عبادت که با او عجین شده باشد همراه او خواهد بود و در هنگام عمل به احکام باید به دنبال آنها بود. اینها همان چیزهایی است که تحت عنوان اسرار در گلواژه های صادر از بیان معصوم به ما رسیده است.

مرحوم امام خمینی (ره) در این خصوص می فرماید: برای هر یک از اعمال حسنه و افعال عبادیه صورتی است باطنی ملکوتی و اثری است در قلب عابد اما صورت باطنیه آن همان است که تعمیر عوالم برزخ و بهشت جسمانی به آن است (اربعین حدیث، ص ۴۳۷، حدیث ۲۷). حکمت عبادات دسترسی به این مرحله برای آماده شدن در جهت ورود به برزخ و قیامت است. در مسیر رشد و تکامل، انسان مراحل مختلفی را طی می کند، در ابتدای راه ممکن است جنبه ملکوتی و باطنی انسان تحت تاثیر جنبه ظاهری او قرار گیرد. انسان چیزی را ببیند آنگاه به آن متمایل شود، حواس ظاهری انسان مدار توجهات باطنی او گردد ولی در ادامه می تواند به مرتبه ای دسترسی پیدا کند که جنبه های ظاهری وجود او تحت تاثیر ملکوتش قرار گیرد. در شریعت اسلام برای رساندن انسان به این مرحله عبادات طراحی شده اند. عبادات می توانند ظاهر انسان را مطیع باطن او نمایند. قلب انسان، بدنِ او را به کاری وادار کند و در این حال انسان احساس خستگی نکند بلکه مسرور شود. هیچکدام از اعضاء و جوارح انسان از فرمان روح و قلب او تخطی نکنند و فرمانبردار باشند. در این حالت تکلیف و زحمت از بین می رود و تشرف و رحمت جایگزین می شود.

مرحوم امام خمینی (ره) در این زمینه می فرماید: یکی از اسرار بزرگ عبادات و ریاضات شرعیه آن است که بدن و قوای طبیعیه و جنبه ملک تابع و منقاد روح گردد و اراده انسان در آنها کار کن شود و ملکوت نفس بر ملک غالب شود و به طور کلی روح دارای سلطنت و قدرت و نفوذ امر شود که به مجرد اراده بدن را به هر کار بخواهد وادار کند. و از هر کار بخواهد باز دارد. ملک بدن و قوای ظاهره ملیکه تابع و مقهور و مسخر ملکوت گردد و به نحوی که بی مشقت و تکلف هر کاری را بخواهد انجام دهد و یکی از فضایل و اسرار عبادات شاقه و پر زحمت آن است که این مقصد از آنها بیشتر انجام گیرد.

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق