یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۷:۲۰ - ۱۳۹۵/۰۲/۰۸
مادر شهید افیونی زاده
خودتان را خسته دنیا نکنید...
 زندگی نامه شهید مفقود الاثر احمد افیونی زاده در گفتگو با مادر شهید   

همیشه در انتخاب دوست مراقب بود و دوستان با ایمان انتخاب می کرد. با حاج آقا [علامه] میرجهانی نیز رابطه نزدیکی داشت و در تمام کارهایش با ایشان مشورت می کرد. علاقه زیادی به ایشان داشت و سعی می کرد در امورات منزل به ایشان کمک کند

ندای اصفهان- زهرا آصالح/

نام پدر: مصطفی

تاریخ تولد: ۱۳۴۵

وضعیت تاهل: مجرد

تاریخ شهادت: ۱۳۶۵

سن: ۲۰سال

عملیات: کربلای ۴

محل شهادت: منطقه ام الرسا

محل یادبود: گلستان شهدا اصفهان

تحصیلات: دیپلم رشته بهداشت

شغل: در کارگاه طلاسازی پدر کار می کرد

تعداد اعضای خانواده: پدر، مادر و ۳ فرزند پسر

محل تولد: شهر اصفهان – هشت بهشت غربی

 

احمد سال ۱۳۴۵ در محله شیخ علی خان واقع در هشت بهشت غربی به دنیا آمد. او فرزند اول من بود و بعد از آن هم خداوند دو پسر دیگر به من داد. از بچگی خیلی دوست داشتنی بود. وقتی احمد سه روزه بود، در حالی که داشتم او را شیر می دادم یک دفعه به گریه افتادم و با خودم گفتم اگر این بچه روزی سربازی برود چکار کنم؟!

به همه کمک می کرد و از خدمت به مردم لذت می برد. به همسایه ها می گفت: اگر جایی دوست داشتید بروید، من از منزلتون نگهداری می کنم و به آنها اطمینان خاطر می داد.

به منزل مادربزرگش رفتیم که مشغول خانه تکانی بود. احمد در حالی که به او کمک می کرد، می گفت: خودتان را خسته دنیا نکنید و همیشه به فکر آخرت خود باشید.

همیشه در انتخاب دوست مراقب بود و دوستان با ایمان انتخاب می کرد. از جمله دوست صمیمی که داشت، شهید «احمدرضا انصاری» بود.

با حاج آقا [علامه] میرجهانی رابطه نزدیکی داشت و در تمام کارهایش با ایشان مشورت می کرد. علاقه زیادی به ایشان داشت و سعی می کرد در امورات منزل به ایشان کمک کند. حاج آقا میرجهانی ۱۰ سال خادم امام رضا علیه السلام بود.

تولد حضرت رسول بود و احمد آقا به دیدن ایشان رفت ولی در منزل نبودند. عصر همان روز خود حاج آقا به دیدن پسرم آمدند و عیدی هم دادند.

قبل از رفتن به جبهه هم پیش آقای میرجهانی رفت و از ایشان استخاره گرفت.

درمسجد ستاری رفت و آمد داشت. در کلاس های قرآن شرکت می کرد. در بسیج آن مسجد فعالیت داشت و از همان جا به جبهه اعزام شد. احمد آقا در سن نوزده سالگی به جبهه رفت.

شهید احمد افیونی زاده

در مراسم دوستانش که شهید می شدند حتما شرکت می کرد و به خانواده هایشان تسلیت می گفت. پس از شهادت ایشان هم خانواده شهدا در مراسمش حضور داشتند.

هر روز صبح دعای عهد را می خواند. به امام خمینی (قدس سره الشریف) خیلی علاقه داشت و در تمام نامه هایش به ایشان دعا می کرد.

از جمله مرخصی هایش در ماه مبارک رمضان بود و می گفت سه شب اجازه گرفته ام که بیایم و در دعای ابوحمزه شرکت کنم و برگردم.

در یکی از حملاتی که داشتند، در باتلاق فرو رفته بود و با لباس های پر از گل برگشت. با اتوبوس مسجد سید پیاده شده بود و بعد یک ژیان به خاطر گلی بودن لباس هایش با کرایه ۵۰ تومان او را به منزل رسانده بود!

در ماشین که می نشستیم، به تسبیحی که در دستش بود نگاه می کرد و می گفت: ما در جبهه که هستیم به راحتی به همه جا نگاه می کنیم ولی اینجا متاسفانه نگاه ما به چیزهایی که نباید، می افتد!

شهید احمد افیونی زاده

شهید احمد افیونی زاده

شهید احمد افیونی زاده

از خدا می خواست که راه کربلا باز شود، همیشه می گفت: نگران من نباشید، ما برای دفاع از وطن رفته ایم! به امام خیلی دعا کنید.

همیشه به من می گفت: “مادرم از من راضی باش

و در آخر مادر بزرگوار شهید عنوان کرد:

و من تمام انرژی های موجود در زندگی ام را از او می گیرم و در مشکلات و گرفتاری هایم از او کمک می گیرم.

 

یکی از نامه های شهید

بسمه تعالی

با نام الله یگانه پاسدار حرمت خون شهیدان و با درود و سلام بی کران بر منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله العظم روحی له الفداء و با درود و سلام بر رهبر انقلاب و تمامی مراجع و علما و دانشمندان جهان اسلام و با سلام بر ارواح پاک و مطهر همه شهدا صدر اسلام تا کنون.

حضور محترم و ارجمند و گرامی شما پدر و مادر عزیز و مهربانم سلام و درود فراوان عرض می نمایم. امیدوارم همواره در پناه عنایات و توجهات و الطاف مراهم خاصه حضرت بقیه الله العظم روحی و ارواح العالمین له فداء قرار داشته باشید. از خداوند کریم برای شما عزیزانم طلب طول عمر و صحت و سلامت و عزت و سعادتمندی شما عزیزانم را خواستارم و نیز از خداوند می خواهم که عاقبت همه ما را ختم به خیر گرداند و ما را در پیش روی امام حسین(ع) و دیگر شهدا سربلند و سرافراز وارد گرداند.

پدر و مادر عزیز و مهربانم اگر از احوالات این فرزند حقیرتان خواسته باشید باید بگویم که بحمدالله سلامتی برقرار می باشد و ملالی ندارم جز دوری شما.

عزیزانم پدر و مادر عزیز و مهربانم می خواهم مژده به شما عزیزانم بدهم و آن اینکه قرار است تعدادی از نیروهای گردان امام رضا را به دیدار امام و مشهد ببرند و خوشبختانه اسم من را هم داده اند و قرار است من هم بروم. قرار است تاریخ ۲۱/۷/۶۵ به این سفر مقدس برویم. امیدوارم این خبر شما را خوشحال کرده باشد و خداوند منان را شکر می کنم که این توفیق را نصیب من ساخت.

به همه فامیل و دوستان و آشنایان سلام و درود فراوان عرض می کنم و از خداوند طول عمر با صحت و سلامت و عزت کامل شما عزیزان را خواستارم.

پدر و مادر عزیزم امیدوارم نگران حال من نباشید و این نامه را هم اکنون که روز یکشنبه ۲۰/۷/۶۵ است می نویسم و قرار است فردا به سفر مقدس مشهد و بعد شاید به دیدار امام برویم. این نامه را از پایگاهمان که در اهواز است می نویسم. به امید پیروزی رزمندگان

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

به امید دیدار

دوست حقیر شما احمد افیونی زاده  ۲۰/۷/۶۵

 وصیت نامه شهید احمد افیونی زاده

«یا ایها الانسان انّک کادح الی ربک کرحا فملاقیه»

ای انسان کوشش ها و تلاش های تو برای این است که به خدا برسی و بالاخره او را خواهی ملاقات کرد.

با نام الله یگانه پاسدار حرمت خون شهیدان و با درود و سلام بر منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله العظم روحی و ارواح العالمین له الفداء عج الله تعالی فرجه الشریف و با درود و سلام بر نایب بر حقش پیر جماران حضرت آیت الله امام خمینی دامت ظله و تمامی علماء عالیقدر شیعه.

حضور محترم و ارجمند و گرامی شما پدر و مادر عزیزم سلام و درودی بی پایان عرض می نمایم و از خداوند تبارک و تعالی عاجزانه می خواهم که شما و ما را از شیعیان واقعی حضرت علی(ع) و در زمره صلحاء و مومنین قرار دهد ان شاالله.

پدر و مادر عزیزم اگر چه در این مدت چند سال زحمات و ناملایمات بی شماری را از برای من متحمل شدید و من موجبات ناراحتی و نارضایتی شما را فراهم می کردم، ولی شما با بزرگواری و مهر و صفای عظیمتان از من بگذرید و مرا عفو نمایید. من همواره شرمنده آن همه زحماتی که برایم کشیده اید هستم و از خداوند تبارک و تعالی اجری عظیم برایتان خواهانم و از خداوند نیز می خواهم که شما را در روز قیامت شادان و روسپید وارد گرداند.

والدین گرامیم هم اکنون که این وصیت نامه را برای شما عزیزان می نویسم چند ساعتی بیشتر به عملیات سرنوشت ساز نمانده و از خداوند می خواهم که به من و دیگر همرزمانم توفیق دهد تا بتوانیم حق جهاد و جنگیدن با متجاوزان را ادا کنیم ان شاالله.

و احتمال اینکه از پیشتان هجرت کنم و به دیار شهیدان بپیوندم زیاد است. اگر چه در ظاهر در بینتان نیستم ولی این را بدانید که در باطن روحم همواره به یادتان خواهد بود و فراموشتان نخواهم کرد. در فراق من صبر و بردباری را پیشه خود سازید زیرا که خداوند تبارک و تعالی همواره صابرین را دوست دارد و با آنان خواهد بود؛ چونکه یکی از خصلتهای مومن این است که در وقت سختی بردبار و شکیبا و پایدار باشد و همواره در قنوت نمازتان این دعا را بخوانید که عبارت است از (ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین) و من از خداوند بی اندازه سپاسگزارم که به من توفیق داد که در راه او جهاد کنم و در راه او شهید شوم و ادامه دهنده راه شهدا باشم و این راه را با میل و رغبت و از دل و جان قبول کردم و خداوند منت گذاشت و نام ما را در جندالله نوشت.

بدانید هدف ما کشتن متجاوزین تا رفع فتنه در عالم است. همانطور که در قرآن می فرماید «و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه» و در این راه چه بکشیم و چه کشته شویم پیروز خواهیم بود.

در پایان از دو برادر عزیزم می خواهم سنگر علم و عمل را هرگز تنها نگذارند و درس بخوانند تا ان شاالله سرافراز گردند و با مطالعه احکام و معارف اسلامی بتوانند راه حقیقت را از راه باطل تشخیص دهند، تا از مومنین و ابرار قرار گیرند ان شاالله.

به همه اقوام و خویشان ضمن عرض سلام طلب عفو و بخشش می نمایم و اگر خطایی سرزده به بزرگواری خودتان حلال کنید. به حاج آقا میرجهانی ضمن عرض سلام به این شخص شریف می خواهم که دعا بفرمایند که خداوند من و دیگر همرزمانم را از شهدای واقعی و با شهدای کربلا محشور بگرداند.

از همگی شما عزیزان التماس دعا دارم و ان شاالله عملیات رزمندگان اسلام سرنوشت ساز باشد و خداوند راه کربلا را با دستان پرتوان رزمندگان اسلام بگشاید.

از خداوند می خواهم همه علمای اسلام خصوصا رهبر انقلاب را تا انقلاب مهدی و حتی کنار او نگه دارد.

پدر و مادر عزیزم آن مقدار از اموال شخصی مرا در هر راهی که خواستید مصرف کنید و همگی در اختیار شما عزیزان.

حدود ۲۰ روزه برایم بگیرید و ۵۰۰ تومان هم صدقه برایم بدهید.

با تشکر بی نهایت از شما عزیزان و به امید دیدار در روز قیامت با شادمانی و سربلندی و افتخار

حقیر همگی شما عزیزان: احمد افیونی زاده

شهید احمد افیونی زاده

برچسب‌ها: , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

  1. مشتاق می‌گه:

    خوش به حالش که سعادتمند از این دنیا رفت. دنیا که به درد زندگی کردن نمیخوره عالم بعد از دنیا است که جای زندگی کردنه

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق