یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۱:۲۱ - ۱۳۹۵/۰۲/۰۳
ارزانی
حجت الاسلام ارزانی در جمع معتکفین مسجدالغفور:
 امیرالمومنین نزدیکترین راه رسیدن به خدا/ مراد کتاب مبین در قرآن امام علی است   

دکتر ارزانی در جمع معتکفین مسجد الغفور گفت: به عقیده بنده و آنچه که خودم به آن رسیده ام اینکه هر جا نام خدا و عبادت الهی به میان می آیند نام امیرالمومنین نیز هست بدین معناست که خداوند می خواهد به ما بفهماند که نزدیکترین راه به خدا از طریق امیرالمومنین می باشد.

به گزارش خبرنگار ندای اصفهان، حجت الاسلام دکتر ارزانی در جمع معتکفین مسجد الغفور گفت: به عقیده بنده و آنچه که خودم به آن رسیده ام اینکه هر جا نام خدا و عبادت الهی به میان می آیند نام امیرالمومنین نیز هست بدین معناست که خداوند می خواهد به ما بفهماند که نزدیکترین راه به خدا از طریق امیرالمومنین می باشد.

وی در ادامه برای اثبات این مدعا افزود: ببینید امیرالمومنین ولادتش در خانه خدا بوده و این در حالی است که مادر آن حضرت نه از درب بلکه از دیوار شکافته شده وارد خانه خدا شده و حال آنکه خداوند به حضرت مریم هنگام به دنیا آمدن حضرت عیسی می فرماید: از مسجد خارج شو، از طرفی شهادت امیرالمومنین نیز در مسجد بوده و حتی ایامی که ما می خواهیم معتکف مسجد شویم و به عبادت خدا بپردازیم شروعش مصادف با ۱۳ رجب و ولادت آن حضرت می باشد و در واقع این امر نشانگر این است که هر کجا ذکر خداست نام امیالمومنین نیز هست.

 

حجت الاسلام ارزانی در ادامه در مقام امیرالمومنین گفت: روزی رسول خدا در جمع اصحاب فرمودند: چه کسی می داند کتاب مبین چیست؟ یکی از اصحاب گفت: توارات پیامبر فرمودند: خیر تورات نیست(البته تورات در زمان خود امام بود ولی امام مبین نبوده) بعد اصحاب یکی یکی انجیل و تورات و زبور داوود را نام بردند و پیامبر همه را نفی کرد و فرمود: کتاب مبین قرآن هم نیست، در همین حین امیرالمومنین وارد مسجد شدند و پیامبر به آن حضرت اشاره کردند و فرمودند: هو کتاب مبین و عنده علم الکتاب، او کتاب مبین است و علم کتاب مبین نزد اوست (آیه ۴۳ سوره رعد در همین شان نازل گردید) بنابراین شما هر کجای قرآن را که امام مبین یا کتاب مبین جستجو کنید مراد آن امیرالمومنین می باشد.

 

وی در ادامه اذعان داشت: وقتی در قرآن داستان عاصف بن برخیا را می خوانیم، عاصفی که توانست به گفته قرآن به اندازه لغزیدن مردمک چشم(یرتد) تخت بلقیس را حاضر کند، خدا در توصیفش می گوید و عنده علم من الکتاب یعنی نزد عاصف علمی از کتاب بود نه تمام علم کتاب، این قضیه مانند این است که به کسی بگوییم با حافظ آشنایی داری بگوید آری و تعدادی از غزلیات حافظ را از بر باشد ولی وقتی راجع به کل اشعار حافظ بپرسی چیزی نداند، عاصف نیز تمام علم کتاب را نداشت حال آنکه تمام علم کتاب نزدم امیرالمومنین است، امام صادق(علیه السلام) در این باره می فرمایند: نسبت علم من الکتابی که عاصف داشت به علم الکتاب امیرالمومنین به نسبت میزان آب روی یک سوزن تر و اقیانوس می باشد.

 

دکتر ارزانی در ادامه بیان داشت: روزی رسول خدا با اصحاب در مسجد بودند که یکی از اصحاب گفت: فلانی به سفر چین رفته و با آنکه پول اندکی داشته و با کشتی نیز سفر کرده تجارت خوبی کرده و سود بسیاری به جیب زده، رسول خدا فرمودند: می خواهید تجارتی پر ارزش تر از این به شما یاد دهم که هم شما را از عذاب الیم دور بدارد و هم بهشت را نصیب شما کند؟(آیات ۱۰ و ۱۱ سوره صف در این باره نازل شده) همه با تعجب گفتند: آری ای رسول خدا، پیامبر فرمودند: اولین فردی که وارد مسجد می شود امروز تجارت پر سودی کرده که هم او را از عذاب الیم دور کرده و هم بهشت را نصیبش نموده، چندی گذشت فردی وارد مسجد شد که جامه های مندرسی داشت، اصحاب به پیامبر گفتند آیا همین شخص است؟ رسول خدا فرمودند: آری خود اوست، همه گرد او جمع شدند و متعجبانه از وی پرسیدند مگر امروز چه کرده ای که پیامبر در وصف تو اینگونه فرموده؟ وی پاسخ داد هنگامی که از خانه خارج شدم می خواستم سراغ کاری بروم اما حدس زدم که دیگر به آن کار نمی رسم با خود گفتم حالا که از کار مورد نظرم باز مانده ام خوب است سراغ تجارتی پر سود بروم رفتم به سراغ امیرالمومنین و به چهره نورانی آن حضرت نگاه کردم زیرا پیامبر فرمودند: النظر الی وجه علی عبادت (و امیرالمومنین نیز فرموده اند: انا تجارت التی وعده القرآن … آن تجارتی که قرآن می فرماید همه اش سود است و شما را از عذاب الیم دور می دارد منم)

 

حجت الاسلام ارزانی اظهار داشت، در بحارالانوار نقل شده یکی از خلفا نزد امیرالمومنین آمد و گفت: چرا هر کس از شما سوال می پرسد شما اینقدر سریع پاسخ می دهید، البته اینکه همه چیز را میدانید طبیعی است اما تعجب میکنم چطور اینقدر با سرعت پاسخ می دهید (مثل این می ماند که ما ضرب دو عدد سه رقمی را می دانیم و توان محاسبه اش را داریم اما تا بیاییم و حساب کنیم زمانی طول می کشد اما امیرالمومنی به سرعت پاسخ می دهند) حضرت فرمودند: دستت چند انگشت دارد؟ سریع پاسخ داد ۵ حضرت فرمودند: تمام علوم نزد ما اینگونه است، در روایتی دیگر داریم که شخصی از حضرت سوال کرد کوچکترین مضرب مشترک (ک.م.م) بین ۱ تا ۱۰ چه عددی است حضرت فرمودند: اعداد سال(سال عربی ۳۶۰ روز دارد) را در اعداد هفته ضرب کن.

 

در مقام علمی آن حضرت آمده که دوفیلسوف که یکی از یونان و دیگری از هند بودند ساعاتی را از حضرت سوال می پرسیدند وقتی از مسجد خارج می شدند یکی از اصحاب حضرت از آن دو پرسید علی را چگونه یافتید آیا قادر است سوالاتتان را پاسخ دهد؟ فیلسوفها در پاسخ گفتند: ما ایشان را از بقراط و ارسطو در فلسفه قوی تر دیدیم.

 

پیامبر در وصف امیرالمومنین فرمودند انا مدینه العلم و علی بابها و در جایی دیگر فرمودند: انا مدینه الحکمه و علی بابها در واقع اگر کسی می خواهد مسیر علم و حکمت را بپیماید باب آن و نقطه شروعش امیرالمومنین است همانطور که خود حضرت فرمودند: انا نقطه تحت باء بسم الله در واقع خط کوفی که نقطه ندارد منظور حضرت این است که شروع قرآن و مسیر ورود به آن ایشان هستند(در این روایت منظور از نقطه یعنی هنگامی که مرکب را به کاغذ می گذاری که بسم الله بنویسی آن نقطه ای که ابتدا روی کاغذ نقش می بندد و مرحله شروع کتابت است )

 

دکتر ارزانی در پایان در بیان تضاد نفس و روح اشاره کرد: روزی مجنون می خواست به دیدار لیلی برود، به این منظور سوار بر شتری شد که تازه وضع حمل کرده بود و به طبع می خواست کنار فرزندش بماند، مادامی که مجنون افسار شتر را می گرفت شتر جلو می رفت و هرگاه مجنون یاد لیلی می افتاد و از حرکت شتر غافل می شد شتر مسیر را به سوی فرزندش بازمی گشت و وقتی مجنون بخود می آمد می دید مسافتی را بازگشته، چندین بار این ماجرا رخ داد تا عاقبت مجنون گفت تو به درد من نمی خوری تو پی فرزندت می روی و من پی لیلی، فی الواقع داستان ما هم این چنین است روح ما می خواهد بسوی خدا و معنویت برود ولی نفس ما به دنبال مادیات و هواهای نفسانی است و ایندو هماره با هم در تناقضند همچنان که مولوی می فرماید:

نفست اژدرهاست او کی مرده است                         از غم و بی آلتی افسرده است

در زمین مردمان خانه مکن                                      کار خود کن کار بیگانه مکن

کیست بیگانه تن خاکی تو                                     کز برای اوست غمناکی تو

تا تو تن را چرب و شیرین می‌دهی                           جوهر خود را نبینی فربهی

گر میان مشک تن را جا شود                                    روز مردن گند او پیدا شود

فلذا فلسفه اعتکاف این است که از مادیات و متعلقات آن جدا شویم و به سوی خدا سوق پیدا کنیم و رو خود را پیدا کنیم.

برچسب‌ها: , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق