یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۰۷:۰۴ - ۱۳۹۴/۰۵/۲۷
جریان شناسی سیاسی
جریان شناسی سیاسی احزاب و گروه ها (قسمت سوم)
 جبهه ملی ایران؛ واقعه ۲۸ مرداد و شکست در آزمون عملی   

کریم سنجابی در پاریس با درک موقعیت ممتاز امام خمینی (ره) در رهبری انقلاب و به منظور تثبیت نقش خویش در جریان مبارزات انقلابی و سهم خواهی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تغییر موضع داد. وی پس از ملاقات با رهبر انقلاب، با صدور اعلامیه ای بر غیر مشروع بودن رژیم شاه و تشکیل نظام حکومتی بر موازین اسلام، به ظاهر به صف انقلاب پیوست...

ندای اصفهان- مجید نادم/

جریان سیاسی یک حرکت سیاسی پویا و زنده است که با برخورداری از ایدئولوژی مشخص و گرایش های فکری درونی به مدد رهبران خود بر اقشار مختلف جامعه تاثیر می گذارد و جبهه، جناح،‌ حزب، سازمان یا نهاد و گروه ویژه خود را بنیان می نهد. هدف نهایی جریان های سیاسی، کسب قدرت و استقرار نظام سیاسی مورد نظر است که آن را از طریق راهبردها و راهکارهای مختلف پی می گیرند. شناخت صحیح مسائل سیاسی هر جامعه و تحلیل درست از وقایع بدون شناخت ماهیت جریان های فکری- سیاسی ناممکن است به ویژه این که می دانیم جریان ها از حیث وابستگی یکسان نیستند.

در قسمت های قبل به معرفی و جریان شناسی هیأت های موتلفه اسلامی (حزب موتلفه) (اینجا) و نهضت آزادی ایران (اینجا) پرداختیم. اکنون به معرفی جبهه ملی ایران و فراز و فرود آن می پردازیم.

***

نخستین و مهمترین گروهی که در ایران با عنوان ملی گرایی تشکیل شد، جبهه ملی بود. پس از سقوط رضاشاه در سال ۱۳۲۰، مردم پس از مدت ها فضای آزادی را احساس کردند و نمایندگان واقعی خود را همانند آیت الله کاشانی و دکتر مصدق به مجلس فرستادند. اما پس از قدرت گرفتن محمدرضا پهلوی، این رژیم با همکاری انگلیس مانع از ورود و انتخاب این دو نفر برای مجلس پانزدهم شد. ولی آن ها در سال ۱۳۲۹ دوباره برای مجلس شانزدهم که ملی شدن نفت در راس برنامه های آن قرار داشت، نامزد شدند. اما رژیم شاه توسط وزیر دربار، عبدالحسین هژیر، با اعمال نفوذ مانع انتخاب آن ها در مرحله دوم شد. به همین دلیل، حدود هجده نفر از افراد ملی گرا در دربار تحصن کردند. پس از آنکه این گروه از تحصن خود نتیجه نگرفتند، در منزل دکتر مصدق اجتماع کرده، حزبی با عنوان «جبهه ملی» را تشکیل دادند.

دکتر مصدق آیت الله کاشانی

جبهه ملی از نظر تشکیلاتی، یک نهاد سیاسی خاص و منحصر به فرد بود و شباهتی به تشکیلات گروه­ های سیاسی در آن زمان نداشت؛ اما در طول مبارزه رفته­ رفته سازمان­ ها و گروه­ های سیاسی که به سوی اهداف ملی گرایش داشتند، یا بدان پیوستند و یا در مسیر مبارزات خود با رزم­ آرا، همراه این جبهه شدند. نیروی شگرف و غیرمنظم هواداران این جبهه؛ بازاریان، دانشگاهیان، فرهنگیان، کارگران و دهقانان بودند که همواره نهضت را یاری می­ کردند.

احزاب و گروه های تشکیل دهنده ی جبهه ملی عبارت بودند از: «حزب ایران» به رهبری الهیار صالح، «سازمان نظارت بر آزادی انتخابات» به رهبری دکتر مظفر بقایی و خلیل ملکی، «حزب ملت ایران» به رهبری داریوش فروهر، «نهضت خداپرستان سوسیالیست» به ریاست دکتر محمد نخشب، «جمعیت فدائیان اسلام» به رهبری نواب صفوی و «مجمع مسلمانان مجاهد» به رهبری آیت الله کاشانی و شمس قنات آبادی.

مواد ۷ گانه اساس­نامه جبهه ملی

با بر سر زبان افتادن نام جبهه ملی، عده کثیری داوطلب عضویت شدند؛ از این رو آیین­ نامه­ ای در هفت ماده تدوین شد که بدین­ قرار بود:

ـ ماده اول: جبهه ملی از هیئت مؤسس و دستجات مختلف ملی طرفدار تأمین عدالت اجتماعی و حفظ قانون اساسی تشکیل می­ شود.

ـ ماده دوم: مؤسسان اولیه، هیئت مدیرۀ جبهه ملی را تشکیل می­ دهند و دستجات مختلف، هریک نماینده­ ای تعیین می­ کنند که از اجتماع آنها هیئت مدیره شورای جبهه ملی تشکیل می­ شود و در زمان مقتضی، نمایندگان مختلف شهرستان­ ها نیز در شورا شرکت می­ کنند به شرط اینکه اعتبار­نامه آنها را هیئت مدیره تصویب کرده باشد.

ـ ماده سوم: هدف جبهه، ایجاد حکومت ملی از طریق تأمین آزادی انتخابات و آزادی افکار است.

ـ ماده چهارم: در شورای جبهه ملی از مسائل مربوط به اصلاحات اجتماعی و اقتصادی، بحث و مشورت خواهد شد.

ـ ماده پنجم: دستجات و احزایی که بخواهند به جبهه ملی ملحق شوند، باید تقاضای خود را به صورت کتبی به جبهه ملی ارسال کنند و شرط قبول عضویت و تحقیق و صدور اعتبارنامه را آیین­ نامه ای جداگانه تعیین خواهد کرد.

ـ ماده ششم: هیچ فردی نمی­ تواند به طور مستقیم، عضو جبهه ملی بشود و عضویت افراد، مشروط به این است که عضو یک جمعیت وابسته به جبهه ملی باشند.

ـ ماده هفتم: طرز اجرای این اساس­نامه را آیین­ نامه جداگانه­ ای تعیین می­ کند که به تصویب هیئت مدیره خواهد رسید. [۱]

پس از تشکیل جبهه ملی و با توجه به اینکه انگلیس، شاه و دربار نمی خواستند نفت ایران ملی شود و هژیر به عنوان وزیر دربار عامل این کار انتخاب شده بود، فدائیان اسلام توسط سیدحسین امامی هژیر را ترور کردند. پس از این اقدام و به علت ترس و وحشت رژیم از نیروهای ملی و مذهبی، شاه مجبور به ابطال انتخابات تهران شد. در انتخابات مجدد، آیت الله کاشانی، دکتر مصدق، بقایی، مکی، نریمان، شایگان و آزاد از تهران انتخاب شدند. ولی مخالفان نهضت ملی نفت با انتخاب سپهبد رزم آرا- رئیس ستاد مشترک ارتش- به نخست وزیری، دوباره مانع از ملی شدن صنعت نفت شدند، درنتیجه نهضت در بن بست قرار گرفت. ولی یک بار دیگر، فدائیان اسلام وارد عمل شده با اشاره آیت الله کاشانی و جبهه ملی، رزم آرا توسط خلیل طهماسبی از سر راه برداشته شد. به دنبال این حادثه، هم نفت ملی شد و هم دکتر مصدق پس از مدتی در هفتم اردیبهشت ۱۳۳۰ه.ش به نخست وزیری منصوب شد.

پس از روی کار آمدن دکتر مصدق، جبهه ملی در راس قدرت قرار گرفت و حتی با کمک آیت الله کاشانی، وزارت دفاع نیز در اختیار دکتر مصدق قرار گرفت. اما عواملی چون خودمحوری دکتر مصدق، کنار گذاشتن نیروهای مذهبی، اختلاف بین ملی گرایان، بی توجهی به نظرات آیت الله کاشانی، میدان دادن بیش از حد به حزب توده، ضعف بینش سیاسی و تعطیلی مجلس سبب شد که زمینه لازم برای برکناری دکتر مصدق فراهم شود. در نتیجه به دنبال کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ه.ش. دکتر مصدق و جبهه ملی از قدرت کنار گذاشته شدند و بدین شکل این گروه در اولین آزمون عملی خود شکست خورده و از هم فروپاشید.

در سال ۱۳۳۹ه.ش. با روی کار آمدن «جان اف کندی» از حذب دموکرات در آمریکا، این کشور قصد داشت برای دفاع در مقابل کمونیسم و مقابله با خطر ناشی از ادامه سرکوب و خفقان در کشورهایی مثل ایران، برنامه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را با دادن نوعی آزادی های نسبی محدود به اجرا در آورد. در ایران هم رژیم شاه مجبور شد به تبعیت از ارباب خود تغییرات ظاهری را به اجرا دربیاورد. در چنین شرایطی بود که عده ای از نیروهای ملی و ملی- مذهبی به دعوت دکتر غلامحسین صدیقی در منزل وی اجتماع کرده، «جبهه ملی دوم» را تشکیل دادند!

جبهه ملی دوم از این تاریخ تا سال ۱۳۴۲ به طور نسبی فعال بود، اما در اوایل سال ۱۳۴۳ به دلیل اختلاف نظرهای زیاد، ضعف رهبری، ساختار نامتجانس نیروهای تشکیل دهنده آن و نداشتن ساختار تشکیلاتی و برنامه مدون با استعفای دکتر صدیقی از رهبری آن، منحل شد.

جبهه ملی سوم در هفتم مرداد ۱۳۴۴ با تلاش های دکتر مصدق از تبعیدگاه خود و با شرکت نهضت آزادی، جامعه سوسیالیست ها، حزب ملت ایران و حزب مردم ایران، تشکیل شد و موجودیت خود را به طور رسمی اعلام کرد. اما سه هفته بعد، خلیل ملکی و برخی دیگر از رهبری جامعه سوسیالیست ها و نیز مهندس بازرگان و جمعی از یارانش ار جمله داریوش فروهر و کاظم سامی دستگیر و زندانی شدند. بدین سان، این تشکل نیز از هم پاشید.[۲]

جبهه ملی چهارم حاصل اعلام فضای باز سیاسی در سال ۱۳۵۶ پس از روی کار آمدن جیمی کارتر از حزب دموکرات در آمریکا بود. در آبان ماه همان سال گروه هایی مانند جبهه سوسیالیست های ملی، حزب ایران و حزب ملت ایران با صدور بیانیه ای اعلام موجودیت کردند. کاظم حسیبی به عنوان رئیس شورای مرکزی، کریم سنجابی، شاپور بختیار، داریوش فروهر، رضا شایان و مشیری به عنوان اعضای کمیته مرکزی جبهه ملی چهارم انتخاب شدند.

در جریان انقلاب اسلامی و همزمان با تشدید مبارزات ضد استبدادی و استکباری مردم ایران، جبهه ملی چهارم، ابتدا ضمن انتقاد از عملکرد دولت، هنوز امیدوار بود که شاه بتواند در محدوده قانون اساسی، پاسدار نظام سلطنتی باشد. ملی گراها در این مقطع با پذیرش تلویحی انتقادپذیر شدن شاه، اصلاحات گام به گام و کنترل شده از بالا به وسیله رژیم شاه را مورد پذیرش قرار دادند و برای انحراف مبارزات مردم که خواهان تغییر کامل نظام سلطنتی به جمهوری بودند، با طرح نظام مشروطه سلطنتی، تلاش می کردند که دولت را به دست گیرند. اما امام خمینی(ره) همزمان با اقامت بازرگان و سنجابی در پاریس، با نشانه گرفتن مبانی مشروعیت رژیم پهلوی و غیر قانونی و غیر عقلی دانستن آن، در مصاحبه ای اعلام کرد که رژیم شاه باید سرنگون شود.

کریم سنجابی در پاریس با درک موقعیت ممتاز امام خمینی (ره) در رهبری انقلاب و به منظور تثبیت نقش خویش در جریان مبارزات انقلابی و سهم خواهی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین، دربرابر مواضع قاطع امام تغییر موضع داد. وی پس از ملاقات با رهبر انقلاب، با صدور اعلامیه سه ماده ای مبنی بر غیر مشروع و غیر قانونی بودن رژیم شاه و تشکیل نظام حکومتی بر موازین اسلام و دموکراسی، به ظاهر به صف انقلاب پیوست.[۳]

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بیشتر اعضای این گروه در دولت موقت عضویت داشتند. اما پس از استعفای مهندس بازرگان، این گروه نیز از صحنه ی سیاسی خارج شد و تنها به صورت نیمه رسمی به فعالیت خود ادامه داد. سرانجام این گروه در سال ۱۳۶۰ علیه لایحه قصاص اعلامیه ای صادر کرد که متعاقب آن امام خمینی(ره) نیز این گروه را غیر قانونی و مرتد اعلام نمود. ایشان فرمودند:

«الآن هم من نصیحت می‌کنم که آقا شماها دست بردارید از این سنگ اندازی جلوی چرخ اسلام، دست بردارید از این تضعیف مجلس و تضعیف روحانیت و تضعیف ملت و تضعیف روحیه ملت و تضعیف روحیه ارتش. دست بردارید از این امور، و بیایید در میدان با برادران دیگرتان بنشینید؛ شما رئیس جمهور قانونی باشید؛ روی قوانین عمل کنید. شما وکلایی هستید در مجلس، محترمید، متدینید؛ جدا کنید حساب [خودتان‌] را از مرتدها. اینها مرتدند. «جبهه ملی» از امروز محکوم به ارتداد است. بله، «جبهه ملی» هم ممکن است بگویند که ما این اعلامیه را نداده‌ایم. اگر آمدند در رادیو امروز بعدازظهر آمدند در رادیو اعلام کردند به اینکه این اطلاعیه‌ای که حکم ضروری مسلمین، جمیع‌ مسلمین، را «غیر انسانی» خوانده، این اطلاعیه از ما نبوده؛ اگر اینها اعلام کنند که از ما نبوده، از آنها هم ما می‌پذیریم». [۴]

و بدین شکل عمر سیاسی جبهه ملی پایان یافت. هم اکنون نیز هر از گاهی گروه های سکولار مختلف در مقاطع سیاسی خاص مانند انتخابات ها با صدور بیانیه هایی تحت عنوان «جبهه ملی ایران» سعی دارند از نام و تاریخچه این گروه به نفع اغراض سیاسی خود استفاده کنند که درنهایت این گروه ها در خارج و داخل کشور نیز با یکدیگر همسو نیستند و گاه به متهم کردن یکدیگر می پردازند.

پی نوشت

[۱] . سفری، محمد­­­علی؛ قلم و سیاست، (از استعفای رضاشاه تا سقوط مصدق)، تهران، نامک، ۱۳۷۱ش، چاپ دوم، ص۲۹۰ و جبهه ملی به روایت اسناد ساواک، مرکز بررسی اسناد ساواک، ۱۳۷۹، ج ۱، ص ۳۱۰٫

[۲]. تحولات سیاسی- اجتماعی ایران، مجتبی مقصودی

[۳] . از سید ضیاء تا بختیار، مسعود بهنود

[۴] . صحیفه امام، جلد ۱۴ ، صفحه ۴۴۸

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق