دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: فرهنگ و هنر
چاپ خبر
۱۹:۱۱ - ۱۳۹۴/۰۵/۱۴
13940327000086_PhotoL
گزارشی از عملیات کربلای چهار
 یونس گمگشته باز آید   

عملیات آبی-خاکی کربلای چهار در ساعت ۲۲:۳۰ سوم دی ماه ۱۳۶۵ با رمز محمد رسول الله آغاز شد و دو روز به طول انجامید.ساعاتی قبل از آغاز عملیات نیروهای غواص به سمت خط دشمن حرکت کردند. در این عملیات ۵ گروهان که شامل ۵۰۰ غواص بودند از گردان یونس لشگر امام حسین (ع) و گردان یاسین حضور داشتند.

 ندای اصفهان – هر چند راهبردها و تاکتیک های پیشنهادی از سوی مسوولین نظامی در اکثر عملیات های هشت سال دفاع مقدس، نیروها را به سمت نتایج از قبل پیش بینی شده هدایت کرد، ولی گزارش رادارهای آمریکایی از عملیات کربلای چهار-به جبران قضیه مک فارلین- به عراق منجر به لو رفتن و شکست این عملیات شد.

نیروهای سپاه راه حل پیروزی در جنگ را تصرف بغداد می دانستند که پیش از آن می بایست راه های مواصلاتی بصره و بغداد – کرکوک قطع یا تحدید می شد تا از صدور نفت به خارج جلوگیری شود.به همین منظور هدف عملیات های سال ۶۵ بر محاصره و تصرف شهر بصره معطوف شد.برای رسیدن به این هدف ۵۰۰ گردان اعزامی لازم بود تا عملیات از سه محور صورت گیرد که به علت کمبود امکانات نظامی از میان سه محور هور، فاو، شلمچه و ابولخصیب، محور سوم (شلمچه و ابوالخصیب) به علت اهمیت سیاسی و نظامی برای انجام عملیات انتخاب شد.از ویژگی های نظامی این محور می توان به امکان استفاده از نهرها و کانال های کشاورزی با عمق مناسب به عنوان پدافند، اشاره کرد.همچنین وجود آبگیرها و زمین های باتلاقی در اظراف منطقه قدرت پاتک را از دشمن می گرفت.

171414714118224512919216181494528641451

فرماندهی این عملیات بر عهده قرارگاه خاتم سپاه بود که از طریق چهار قرارگاه عملیاتی نجف، قدس ، کربلا، نوح و همچنین دو تیپ توپخانه صورت می گرفت. چهار منطقه شلمچه، ابوالخصیب، مقابل ام الرصاص و جزیره مینو برای انجام عملیات انتخاب شده و هر کدام تحت هدایت یکی از چهار قرارگاه مذکور واقع شدند تا نیروها طی شش مرحله از شمال تنومه و از جنوب به پشت کانال بصره برسند.

عملیات آبی-خاکی کربلای چهار در ساعت ۲۲:۳۰ سوم دی ماه ۱۳۶۵ با رمز محمد رسول الله آغاز شد و دو روز به طول انجامید.ساعاتی قبل از آغاز عملیات نیروهای غواص به سمت خط دشمن حرکت کردند. در این عملیات ۵ گروهان که شامل ۵۰۰ غواص بودند از گردان یونس لشگر امام حسین (ع) و گردان یاسین حضور داشتند. به علت هشیاری دشمن فضا مرتب با منور روشن می شد و شلیک تیربار و خمپاره به نیرو ها امان نمی داد و یگان ها قبل از گرفتن دستور از فرماندهی به محض رسیدن به ساحل با دشمن درگیر می شدند.کنترل عملیات به کلی از دست فرماندهی خارج شده بود و نیروها فقط به جزایر سهیل، قطعه، ام الرصاص، ام البابی و بلجانیه نفوذ کرده و در بعضی مناطق نیز به صورت موضعی رخنه نمودند.

635694640975891272

یکی از مناطق حساس عملیات، جزیره ام الرصاص و نوک بوارین بود که علیرغم تلاش بسیار برای تصرف آن، به خاطر هوشیاری دشمن امکان ادامه درگیری از میان رفت. دشمن با شلیک پرحجم تیربار روی آب، از عبور نیروها از تنگه ام الرصاص – بوارین جلوگیری کرد. به علت حساسیت دشمن نسبت به ام الرصاص ، در پدافند آن از ۹ رده مانع طبیعی و مصنوعی استفاده شده بود، به طوری که هرگاه از هر خط عقب رانده می شد، در خط بعدی که نسبت به خط قبلی اشراف و تسلط داشت، مقاومت می کرد.

در نهایت با توجه به هوشیاری دشمن، امکان ادامه عملیات میسر نبود و به منظور حفظ قوا و طراحی مجدد عملیات آتی، از ادامه نبرد اجتناب شد.

رزمنده غواص، سید جواد کافی، ماه های منتهی به عملیات کربلای ۴ و شب عملیات را این گونه روایت می کند:

یادم می آید که سال ۶۵ من از جمله رزمندگانی بودم که به عنوان غواص باید در عملیات کربلای ۴ شرکت می کردم. ما از مهرماه تا دی ماه به مدت سه ماه آموزش های لازم را گذراندیم.آن زمان زمستان بود. نخستین مسئله ای که باید به آن توجه کنیم این است که لباس غواصی اگر خیس نباشد به تن غواص نمی رود. هنگامی که ما این لباس ها را به تن می کردیم بسیار دشوار بود چرا که خوزستان زمستان بسیار سردی دارد. یک شب من هنگامی که لباس غواصی ام را دست زدم از سرما انگشتم به لباس چسبید.

ما رزمندگان غواص برای اینکه دشمن به تحرکات ما شک نکند شب ها ساعت دو و نیم برای تمرین می رفتیم. آن زمان اوج سرما بود. رودخانه کارون ۱۵۰ متر عرض داشت و سرعت آب نیز به ۶۰ کیلومتر در ساعت می رسید. موانعی زیر رودخانه قرار داده بودند و سرعت آب باعث می شد که گردآب های بزرگی ایجاد شود. یادم می آید در این تمرین ها دو برادر یکی ۱۴ و دیگری ۱۷ ساله همراه ما بودند. فامیلی آن ها محمدزاده بود. روزی به ما گفتند که باید به تمرین برویم. با قایق رفتیم. در حال برگشتن به آب بودیم که ناگهان ستون به هم ریخت و دو تن از غواصان در حین آموزش زیر آب رفتند و به شهادت رسیدند. یکی از این شهدا برادر کوچک بود. هنگامی که به مقر بازگشتیم برادر بزرگتر آمد و سراغ برادرش را گرفت و پرسید: داداشم کو؟ یکی از بچه ها گفت: شهید شد. آن زمان تنها عکس العمل برادر بزرگ این بود که گفت: خوش بحالش با اینکه از من کوچکتر بود در شهادت از من جلو زد.

اما خداوند مزد این برادر بزرگتر را هم سال ۶۶ در منطقه ماووت داد و به شهادت رسید. موضوع دیگری که باید بگویم این بود که هنگامی که به آب می زدیم از مچ پا تا گردن احساس می کردیم دیگر چیزی وجود ندارد و انگار که بدن هایمان قطع شده است. صدای تق تق دندان بچه ها به خاطر شدت سرما به گوش می رسید. گاهی باید هفت کیلومتر مخالف جریان آب شنا می کردیم. ما سه ماه این سختی ها را تحمل کردیم تا شب عملیات کربلای ۴٫

در شب عملیات ما در پاساژ خرمشهر مستقر بودیم و آخرین نماز مغرب و عشاء را می خواندیم. در قنوت دست و دل بچه ها تاب نیاورد. یادم می آید آن زمان اسماعیل قائمی یکی از همرزمان مان برای خداحافظی آمد. پس از آن یکی از بچه ها داد زد که فانوس ها را پایین بکشید تا هر کس که می خواهد برود. یکی دیگر از بچه ها گفت: مگر ما اهل کوفه هستیم که بخواهیم برویم، ما بودیم و دیدیم این آمادگی بچه ها را.

در شب عملیات ۱۲۰ نفر در دو ستون به دل آب زدیم. در این بین فقط سه نفر سرشان از آب بیرون بود. یکی محمد رضایی از رزمندگان اطلاعات، دیگری من و سومین نفر هم محمدرضا رجب از بچه های سبزوار بود. قرار بود تا از جزایر ماهی بگذریم و هفت کیلومتر داخل خاک عراق بشویم. خوشبختانه مد آب به قدری شدید بود که تا نوک جزیره ماهی فین (کفش غواصی) نزدیم. تا آنجا هیچ خبری از دشمن نبود اما به محض اینکه به جزیره رسیدیم هواپیمای عراقی آمد و فیلر (نوعی منور که همچون پروژکتور به مدت طولانی محیط را روشن می کند) زد و در آن لحظه آب نقش آیینه را ایفا کرد.

ضدهوایی های چهارلول عراقی (سلاح مخصوص انهدام هواپیما) به کار افتادند. دشمن در راستای سطح آب رودخانه به وسیله همین جنگ افزار تیر تراش می زد. عراقی ها تیرهای رسام به سمت غواصان شلیک می کردند؛ یعنی غواص از لحظه ای که گلوله از دهانه تفنگ شلیک می شود تا پایان آن که به کسی اصابت می کرد را می دید. در آن شرایط به دلیل حجم بسیار زیاد آتش دشمن آب حالتی مانند قُل قُل سماور گرفت. باید بگویم دشمن با هر جنگ افزاری که می توانست از موقعیت های جزایر ام الرصاص، ماهی و بواریَن ما را هدف گرفته بود.

من که این صحنه ترسناک را دیدم، ترسیدم. از خدا خواستم که خدایا اگر می شود شهید نشوم. خدا خواسته من را اجابت کرد و در آن شرایط از آن دسته ۱۲۰ نفره غواصان، ۱۱ نفر توانستیم خودمان را کنار بکشیم. دو نفرمان در همان موقع شهید شدند. یک نفر در میان راه به شهادت رسید. هشت نفر ماندیم و هشت شبانه روز در آن منطقه در دل عراقی ها حضور داشتیم و بعد از آن در دو گروه به عقب بازگشتم. شهید رضایی همان شب اسیر شد. برگشت مان چهار روز طول کشید.

 منبع روایت سید جواد کافی:ایسنا

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق