یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۱۷:۴۶ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۹
83_83_83_83_Untitled-1
در آستانه روز ملی فناوری هسته ای؛
 اصفهان انقلابی باقی می ماند/ بازخوانی کتاب «تاریخ سیاسی انقلاب اسلامی در اصفهان»   

مطالعه و تدوين فعاليت های مردمي در اقصي نقاط كشور يكي از اقدامات مهم در ايجاد پشتوانه‌‌اي تاريخي و نشان دادن ريشه‌دار بودن انقلاب اسلامي است. اصفهان نيز از شروع انقلاب تا پيروزي آن، از كانون‌هاي انقلاب بوده و به نوبه‌ي خود بر تحولات مركز و ساير نقاط كشور تاثيرگذار بوده است

به گزارش خبرنگار ندای اصفهان، ۲۰ فروردین ماه سال ۱۳۸۵ خبر دستیابی ایران به فن آوری غنی سازی اورانیوم و راه اندازی یک زنجیره کامل غنی سازی در نطنز اعلام شد. در پی این خبر با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، به پاس قدردانی از تلاش های افتخار آمیز دانشمندان جوان ایران اسلامی، بیستم فروردین ماه، مقارن با تکمیل چرخه سوخت هسته ای در تقویم رسمی ایرانیان روز ملی فن آوری هسته ای نام گرفت.

تاریخ فراز و فرودهای بسیاری دارد و اگر زمانی در همین شهر اصفهان شاهد حلقه های انسانی در حمایت از تاسیسات هسته ای کشورمان بودیم، اما امروز دیگر از آن شور و نشاط در دفاع از حق مسلم خودمان خبری نیست، اما زمان مناسبی است که با خواندن این متن به یاد آوریم و به خاطر بسپاریم که اصفهان شهری انقلابی بوده است و انقلابی باقی خواهد ماند.

***
انقلاب اسلامی ایران که در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به رهبری حضرت امام خمینی (ره) به پیروزی رسید، پیشینه‌ای دیرینه از تاریخ و فرهنگ این سرزمین دارد. خداگرایی، عدالت‌طلبی و اسلام‌دوستی آحاد ملت ایران موجب شد که مقابله با رژیم پهلوی، روندی فراگیر شده و همه‌ی شهرها و روستاهای کشور به تدریج با نهضت پیوند بخورند، و در راه پیروزی انقلاب گام بردارند. بی‌تردید بررسی، مطالعه و تدوین این فعالیت مردمی در اقصی نقاط کشور یکی از اقدامات مهم در ایجاد پشتوانه‌‌ای تاریخی و نشان دادن ریشه‌دار بودن انقلاب اسلامی است. اصفهان نیز از شروع انقلاب تا پیروزی آن، از کانون‌های انقلاب بوده و ضمن تاثیرپذیری از شهرهایی چون قم و تهران، به نوبه‌ی خود بر تحولات مرکز و سایر نقاط کشور تاثیرگذار بوده است.

متن زیر خلاصه ای از کتاب «تاریخ سیاسی انقلاب اسلامی در اصفهان» (۳۴۴ صفحه- انتشارات شهرداری اصفهان) نوشته مرحوم «مهدی مهرعلیزاده» است که توسط ندای اصفهان منتشر می شود. بر اساس این کتاب، از نیمه تابستان ۱۳۵۷ اصفهان میدان‌دار انقلاب شد و نخستین حکومت نظامی در روز ۲۰ مرداد سال ۵۷ در اصفهان اعلام شد. با آغاز ماه مبارک رمضان مصادف با ۱۵ مرداد ۱۳۵۷ اوضاع عمومی کاملا به نفع انقلاب اسلامی و مواضع مردم مسلمان کشور تغییر جهت پیدا کرد و معنویت ماه مبارک رمضان موجب شد تا روز به روز گروه بیشتری از مردم اصفهان جذب اهداف و برنامه‌های انقلاب شوند.

انقلاب اصفهان

تظاهرات به خیابان‌های اطراف چهارباغ کشیده می‌شود

در شب پنجم ماه مبارک رمضان مصادف با ۱۸ مرداد ۱۳۵۷ مردم تحصن کننده تصمیم گرفتند که از منزل آیت‌الله خادمی خارج شده و تظاهرات را به خیابان‌های اطراف بویژه چهارباغ پایین، دروازه دولت تا میدان شهدا، خیابانهای فروغی، مسجد سید و کوچه‌های اصلی پیرامون منزل بکشانند.

درگیری شدید تا سحرگاه ادامه یافت. عده‌ای از مردم شهید و مجروح شدند که این تعداد تا آن زمان در اصفهان بی‌سابقه بود. حمله مامورین موجب شد مجددا گروهی از مردم، شهدا و مجروحان را به منزل آیت‌الله خادمی برسانند و آنجا را سنگر خود قرار دهند. درگیری‌ها از طریق کوچه‌های پرپیچ و خم و پشت‌بام‌ها ادامه پیدا کرد. گروهی از شهدا و مجروحان را به بیمارستان عسگریه برده بودند. مردمی که برای اهدای خون و کمک به مجروحان به بیمارستان رفته بودند، توسط شهربانی و ساواک دستگیر شدند. این اقدام بیش از هر اقدام دیگری مردم اصفهان را تحریک کرد.

خاطرات یکی از شاهدان واقعه در ۱۸ مرداد ۱۳۵۷

یکی از شاهدانی واقعه در این زمینه می‌نویسد: ساعت حدود هفت و سی دقیقه شب جمعه ۵ رمضان بود که از کوچه آیت‌الله خادمی به طرف منزل یکی از دوستان عبور می‌کردم که داخل کوچه طبق معمول روزها و شب‌های تحصن مملو از جمعیت بود. ساعت نزدیکی‌های ۱۰ شب صدای رگبار مسلسل به طور مرتب شنیده می‌شد. گویا جنگی روی داده است که تا مدتی از شب ادامه داشته و کوچه‌ها و خیابانهای اطراف بوی تند باروت به مشام می‌رسید و هنوز وجود گاز اشک‌آور دیدگان هر انسان و موجودی را می‌سوزاند. نزدیک سحر بود، از منزل دوستم به اتفاق یک نفر از اقوام و بچه خردسالش خارج شدیم و از خیابان فروغی به طرف میدان شهدا با موتورسیکلت در حرکت بودیم. کوچه‌های بهارستان و آسیاب با تیرآهن و لاستیک‌های مشتعل به وسیله جوانان بسته بود تا ماموران رژیم وارد کوچه نشوند و منزل آیت‌الله خادمی و مردم متحصن در محاصره قرار نگیرند. به میدان شهدا که رسیدیم خیابان چهارباغ پایین را ماموران رژیم سفاک شاه خائن با خودروها و لوله‌های مسلسل بسته بودند.

این شاهد واقعه در این زمینه ادامه می‌دهد: ماشین‌های آتش‌نشانی در حال شستن خیابان از خون گرم تازه ریخته جوانان و مردم متحصن بودند، مردم و جوانانی که تازه از روزه درآمده بودند و در ماه خدا مانند مولای متقیان حضرت علی(ع) بشهادت رسیدند و مزدوران شاه معدوم شبانه سند جنایشتان را پاک می‌کردند تا کسی نبیند و از این همه جنایت متاثر نشود. ولی رژیم از فردا خبر نداشت که این کشتار وحشیانه منجر به تشدید خشم جوانان و مردم بپاخواسته اصفهان خواهد شد و فردای آن روز مردم عرصه را بر نیروهای مزدور شاه معدوم تنگ نموده تا اینکه برای کنترل اوضاع و نجات از سقوط ژنرال ستاره بدوش زبونی را به پشت صفحه تلویزیون فرستاد تا اعلام حکومت نظامی کند که این خود آغاز تشدید مبارزات مردم سراسر کشور شد و کم کم حکومت نظامی در یازده شهر دیگر برقرار شد که آن هم نتوانست جلوی سقوط رژیم منحوس پهلوی را بگیرد.

حادثه خونین پنجم رمضان

یکی از حوادث خونین تاریخ انقلاب در اصفهان که در روز ۱۹ مردادماه ۱۳۵۷ مصادف با روز پنجم رمضان رخ داد، کشتار بی‌سابقه مردم در خیابان مسجدسید بالاتر از مسجد و کوچه‌های بین این خیابان و خیابان فروغی و خیابان‌های متصل به اطراف منزل آیت‌الله خادمی اتفاق افتاد. مامورین به مردمی که پس از استماع سخنرانی حجهالاسلام رضا محبوبی که در منزل آیت‌الله خادمی بیرون آمده بودند، حمله کردند. جنگ و گریز آغاز شد و حادثه مشهور پنجم رمضان رخ داد.

امام خمینی(ره) به مناسبت حوادث خشونت‌بار روزهای قبل اصفهان اطلاعیه‌ای خطاب به مردم اصفهان صادر نمودند. این امر به شدت در روحیه و رفتار مردم اصفهان موثر واقع شد و کار را به آن حد رساند که رژیم پهلوی ناچار شد برای نخستین بار در کشور، در اصفهان اعلام حکومت نظامی کند.

اوضاع اصفهان آنچنان نابسامان و خارج از کنترل شده بود که در هیچ یک از مقاطع دیگر تحولات اصفهان سابقه نداشت. مسئولین بلندپایه رژیم پهلوی در اصفهان در میان تدابیر امنیتی شدید موفق شدند، جشن سالگرد مشروطه سلطنتی را که برگزاری آن برای رژیم جنبه‌ حیاتی داشت در عمارت چهل ستون اصفهان برگزار کنند و با تشکیل حلقه‌های امنیتی-انتظامی از ورود مردم به محل جشن جلوگیری کردند.

اعلام اولین حکومت نظامی در کشور در اصفهان

در روز ۲۰ مرداد ارتشبد ازهاری رئیس ستاد ارتش نظر شاه را به فرماندار نظامی اصفهان، رضا ناجی چنین اعلام نمود: به فرمان مطاع شاهانه برای حفظ جان اهالی اصفهان حکومت نظامی با متخلفین با شدت عمل برخورد نماید. تمام محکومین در هر موقعیتی هستند باید دستگیر و تحت تعقیب قرار گیرند. علاوه بر آن دستور داده شده ۲۰ دستگاه نفربر زرهی به اصفهان اعزام تا توپها از چهارراه‌ها در خیابان‌ها جمع‌آوری شوند و در آخر اعلام شده بود باید دادگاه نظامی سریعا تشکیل شود.

به این ترتیب شهر اصفهان به رهبری سرلشکر ناجی در اختیار نظامیان قرار گرفت. وی در بدو امر هر آنچه جنگ‌افزار داشت، از خودروهای بزرگ تا تانک و نفربر و انواع توپهای دوربرد به سطح شهر کشانید. معلوم نبود با این توپها که بردی بین ۱۰ تا ۳۰ کیلومتر داشتند، چه اهدافی را در شهر اصفهان دنبال می‌کردند! ناجی دارای شخصیت عجیبی بود، او نیز به میزان شدت مردم اصفهان، سمج، لجوج و سختگیر بود. اما حکومت نظامی به سبب ایام مبارک ماه رمضان بیشتر از قبل با خواسته‌های برحق مردم مسلمان اصفهان در تضاد بود.

انعکاس اخبار اعلام حکومت نظامی در جراید خارجی و نگرانی های آنها نیز درخور توجه است. خبرگزاری یونایتدپرس در نخستین گزارش خود از اصفهان مردم این شهر را افراطی و از انقلاب آنها به عنوان اغتشاش یاد کرد و نوشت: در اصفهان هنوز آثار کشتار روز جمعه دیده می‌شود. اصفهان عزادار است و این عزا را در سکوت برگزار می‌کند. شب در اصفهان به اندازه کافی موحش است. بلندگوهای خودروهای نظامی که اخطارهای رسمی را با صدای بلند زوزه می‌کشند، صدای سوت و گاهی اوقات صدای شلیک تیر، سکوت شب را درهم می‌شکند.

پس از اعلام حکومت نظامی در روز ۲۱ مرداد ۱۳۵۷ از ابتدای روز درگیری‌ها و تظاهرات مردمی با شدت ادامه داشت. جای جای شهر از میدان احمدآباد گرفته تا رهنان و نجف‌آباد صحنه درگیری شدید مردم و مجریان حکومت نظامی بودند. اما با اجرای حکومت نظامی موج دستگیری‌های انقلابیون در اصفهان افزایش یافت و بازار محاکمات نظامی مردم، هر روز گرمتر از روز قبل شد.

 کارگران با برگزاری جشن سالگرد کودتای ۲۸ مرداد در اصفهان مخالفت می‌کنند

در سال ۱۳۵۷ در میان امواج بزرگ رژیم‌ستیزی مردم اصفهان، برگزاری جشن سالگرد کودتای ۲۸ مرداد در اصفهان امکان نداشت و ساواک چاره را در آن دید که جشن مذکور در استان اصفهان و در شهرستان لنجان برگزار شود و با استفاده از کارگران کارخانه ذوب‌آهن و انتقال افراد گزینش‌شده از سایر نقاط اصفهان به زرین‌شهر آن را باشکوه جلوه دهد. اما کارگران نیز اقدام به مقابله و مخالفت کردند.

در روزهای پایانی مردادماه اوضاع کارخانه‌های اصفهان خصوصا کارخانه نساجی شهناز نامساعد و با کاهش شدید تولید مواجه شدند. درگیری های شبانه و دستگیری پی‌درپی فعالین نهضت توسط عوامل نظامی به امری عادی تبدیل شده بود.

در روز ۱۲ شهریور۱۳۵۷ انبار مشروب‌فروشی ساقیان در خیابان چهارباغ کوچه سیدعلی‌خان توسط مردم به آتش کشیده شد. برخی موسسات متعلق به رژیم نیز در همان روز طعمه حریق شد.

جامعه روحانیت اصفهان پس از ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ و پس از آنکه خبر حادثه وحشتناک کشتار وسیع و بی‌سابقه مردم تهران در اصفهان پخش شد، خواستار تعطیلی بازار از مردم انقلابی شد و همین امر موجب شد که ناجی فرماندار نظامی طی اعلامیه‌ای بازاریان و مغازه‌داران خیابان‌های اصفهان را مردمی پیمان شکن معرفی کند.

سخت‌گیری‌های حکومت نظامی در اصفهان شکسته شد

تلاش مردم اصفهان برای برگزاری مراسم چهلم شهدای پنجم رمضان اصفهان در روز ۲۸ شهریورماه یکی از مهمهترین اقدامات انقلابیون اصفهان در راستای تداوم انقلاب و چالشی جدید میان رژیم و مردم بود. واکنش مناسب مردم اصفهان نسبت به برگزاری چهلم شهدای پنجم رمضان موجب تداوم انقلاب و شکسته شدن ابهت و سختگیری‌های حکومت نظامی در اصفهان شد.

بازگشایی مدارس و جوشش شور و شعور جوانان و نوجوانان دانش‌آموز اصفهانی که هریک نماینده‌ای از خانواده‌های مسلمان ایرانی بودند، موجب شد تا با تکیه بر سرمایه جوانی و باورهای عمیق دینی میداندار عرصه مبارزات مردمی اصفهان شوند.

با آغاز مهرماه در اثر مجاهدت‌های مردم مسلمان اصفهان فضای مناسبی نیز برای فعالیت برخی احزاب کمونیستی همچون سازمان چریک‌های فدایی خلق در حد تکثر و توزیع اطلاعیه فراهم گردید و پیرمردهای محتاط جبهه ملی نیز در اصفهان همنوا با دکتر محمد سیاسی آرام آرام به فکر بیان اظهارات انقلابی افتادند.

کارکنان کارخانه ذوب‌آهن اصفهان دست از کارهای خود کشیدند و اعتصاب غذا کردند و دست به اعتراض زدند. در ۱۳ مهرماه کارکنان اداره پست، کارکنان نیروگاه اصفهان، کارگران دخانیات اصفهان، کارکنان اداره امور اقتصادی و دارایی اصفهان دست به اعتصاب زدند. دانشگاه‌ها و مدارس اصفهان نیز در روز پانزدهم مهرماه تعطیل بودند. تظاهرات از روز دوم مهرماه در برخی دبیرستان‌های پسرانه اصفهان آغاز شد. مقاومت‌های دانش‌آموزی ابتدا در برابر برگزاری مراسم صبحگاه که در ستایش شاه و خانواده سلطنتی بود، صورت گرفت. در روزهای بعد اعتراض‌های دانش‌آموزی در صدر اخبار قرار گرفت و اصفهان را به شهری پردردسر برای رژیم پهلوی تبدیل کرد.

نیمه دوم مهرماه سرآغاز شکل‌گیری اعتصاب‌های پی‌درپی موسسات و ادارات دولتی بود

این اعتراض‌ها تا جایی ادامه پیدا می‌کند که فرماندار نظامی اصفهان طی نامه‌ای رسمی خطاب به رئیس آموزش و پرورش می‌نویسد: برابر اطلاعات رسیده دبیرستان های ادب، حکیم‌سنایی و دبستان مهر و دانش، اخیرا جولانگاه خائنین به مملکت و ملت قرار گرفته… قبل از آنکه این فرمانداری مبادرت به شدت عمل در اجرای قوانین موضوعه بنماید از هرگونه اخلال‌گری در محیط مقدس آموزش و پرورش جلوگیری بنمایید. (فرماندار نظامی اصفهان و حومه سرلشکر ناجی)

دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی نیز با اینکه فعالیت مستمر نداشتند و از ابتدای سال تحصیلی در اعتصاب به سر می‌‌بردند، از هر فرصتی استفاده کرده و جریان مخالفت با رژیم را گسترش می‌دادند. دانشگاهیان جلوی اداره‌ی آموزش دانشگاه اصفهان پارچه نوشته‌ای نصب کرده بودند با این مضمون: به خاطر جنایات رژیم از رفتن به کلاس درس خودداری می‌کنیم.

نیمه‌ دوم مهرماه سرآغاز شکل‌گیری اعتصاب های پی‌درپی موسسات و ادرات دولتی بود که فهرست اداره‌های معترض شهر اصفهان در نیمه دوم مهرماه عبارت است از: ذوب‌آهن، تاکسی‌رانی، گمرک، پست، دارایی، دادگستری، تعاون روستایی، شرکت گاز، شهرداری، ایران ناسیونال، دخانیات، آتش‌نشانی، اورژانس، بیمارستان‌ها، بانک‌ها، بیمه، پالایشگاه، کارخانه‌ها، راننده‌ها، ادراه صنایع، صنایع و معادن، شیر و خورشید، صنعت نفت، محیط زیست، اتوبوسرانی و کارخانه‌های نساجی.

در آخرین روزهای مهرماه مردم اصفهان از آیت‌الله دستغیب شیرازی که از زندان رژیم آزاد و عازم شیراز بود، استقبال شایانی کردند. آیت‌الله صدوقی یزدی نیز که پس از دیدار با امام خمینی(ره) در پاریس به سمت یزد حرکت می‌کرد، مورد استقبال و دیدار اغلب روحانیان اصفهان قرار گرفت.

به آتش کشیدن اتوبوس نظامی حامل مستشاران آمریکایی توسط گروه صف

یکی از حادثه‌های مهم در مهرماه سال ۱۳۵۷ در اصفهان که در سطح کشور و خارج از آن سر و صدای فراوانی ایجاد کرد، اقدام گروه توحیدی صف در منجر نمودن اتوبوس نظامی حامل مستشاران آمریکایی مقیم اصفهان بود. گزارش ساواک از حادثه چنین است: در ساعت ۱۷:۱۵ روز جاری (۱۹ مهرماه ۱۳۵۷) یک دستگاه اتوبوس نظامی حامل تعدادی از آمریکایی های شاغل در شرکت بل هلی‌کوپتر که در مسیر اصفهان به شاهین‌شهر در حرکت بوده، دو نفر موتوسوار به اتوبوس نزدیک و دو بمب دست‌ساز به داخل اتوبوس می‌اندازند. ژاندارمری فرماندار نظامی در جریان امر قرارگرفته و در تعقیب و شناسایی و دستگیری مهاجمین می‌باشند. (ثابتی)

پس از این واقعه و کشته و زخمی شدن چند آمریکایی،‌ اتباع آمریکایی اصفهان به هراس افتادند و احساس ناامنی کردند.

در آبان‌ماه تلاش روحانیان اصفهان شاخص‌تر و موثرتر از قبل بود. آیت‌الله حسین خادمی به عنوان محور انقلاب در اصفهان بخشی از توجه خود را معطوف رسانه‌ها و ارتباط دادن نهضت با اوضاع خارج از اصفهان کرد. وی در روز پنجم آبان‌ماه سال ۱۳۵۷ طی نامه‌ای خطاب به مراجع تقلید قم از فضای باز سیاسی و در کنار آن کشتار مردم بی‌دفاع اصفهان در سوم و چهارم آبان‌ماه و ادامه یافتن محاصره منزل خود انتقاد کرد.

مدارس اصفهان تبدیل به مکانی برای سردادن شعار علیه رژیم شاه می‌شود

مردم اصفهان پیش از روز ۴ آبان‌ماه سال ۱۳۵۷ که مصادف با سالروز تولد شاه بود و هرساله به این مناسبت جشن هایی برگزار می‌شد، اعلام عزای عمومی کردند و مردم لباس سیاه پوشیدند.

انتشار قطعنامه ۹ ماده‌ای اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان در روز ۲۳ آبان‌ماه ۱۳۵۷ پس از تشکیل دولت نظامی ارتشبد ازهاری، همچون آب سردی بر پیکره پرحاشیه و بزرگنمایی شده دولت نظامی ریخته شد و ناکار آمدی آن را به خوبی نشان داد.

حیاط مدرسه‌ها به محل سردادن شعارهای انقلابی علیه رژیم پهلوی و استعمار آمریکا در ایران و پاره کردن و شکستن پی‌درپی عکس‌های شاه و اعضای خانواده سلطنتی تبدیل شده بود و موجب شد تا رژیم طی بخشنامه‌ای اقدام به جمع‌آوری عکس‌های شاه از کلاس‌ها و مدارس کند.

تعاونی‌های اسلامی در محله‌ها وظیفه کمک‌رسانی به مردم را بر عهده می‌گیرند

با فرارسیدن آذرماه و همزمان شدن آن با ماه محرم، ماه پیروزی خون بر شمشیر، راهپیمایی‌های سراسری مبنی بر اعتراض به نظام حاکم و درخواست استقرار جمهوری اسلامی و اجرای قوانین اسلامی در کشور و در اصفهان بود که این خود در طول تاریخ اصفهان سابقه نداشته است. در این میان نقش مقتدرانه و زیرکانه آیت‌الله سید حسین خادمی تعیین کننده بود.

بازاریان کم درآمد و عموم مردم به دلیل تعطیلی‌های طولانی بازار اصفهان در سختی به سر می‌بردند. از طرفی اعتصاب بازار نماد ملی مبارزات مردم مسلمان اصفهان شده بود و شکستن آن در حکم عقب‌نشینی مردم از خواسته‌ها و مواضع انقلابیشان بود. برای حل این مشکل در محلات گوناگون اصفهان اقدامات مهمی صورت گرفت. تاسیس تعاونی‌های اسلامی در محلات با حضور گسترده مردم محله از جمله این اقدامات بود. این تعاونی ها در آغاز فعالیت خود تنها نقش  کمک‌رسانی به مردم را بر عهده داشتند اما در ماه‌های بعد اغلب کارهای اجرایی و امنیتی محله خود را مدیریت و اجرا می‌کردند.

از کارهای دیگر مردم انقلابی اصفهان تشکیل شورایی جهت برگزاری و هدایت عزادرای‌ها و تظاهرات عمومی مردم در دهه اول محرم بود. این شورا متشکل از روحانیون، دانشگاهیان، جامعه معلمان، دانش‌آموزان، بازاریان، اصناف، کارمندن، کارگران، کشاورزان و هیات‌های مذهبی بود. در این برنامه‌ریزی مراسم اصلی عزاداری به صورت سیار همه مناطق اصفهان را در برگرفته و از مشارکت و حضور مردم بهره بردن به صورت کامل را پیش‌بینی کرده بود.

هزاران نفر از مردم در مراسم روز هفتم شهدای اصفهان حضور پیدا کردند

مراسم هفتم محرم که مصادف با روز جمعه ۱۷ آذرماه ۱۳۵۷ بود در مسجد سید اصفهان برگزار شد. منزل آیت‌الله خادمی در همین محله قرار داشت و ایشان در این مراسم که یکی از مناسبت‌های آن بزرگداشت هفتم شهدای اول محرم بود، حضور پیدا کرد. مردم برای برگزاری مراسم هفتم شهدا از مسجد سید به سمت مسجد مصلی که در جوار قبرستان تخت فولاد قرار دارد به حرکت درآمد. جمعیت هنوز حرکت نکرده بود که نظامیان مستقر در باغ تختی از تقاطع خیابان چهارباغ، مسجدسید و عبدالرزاق به سمت مسجدسید حرکت کرده و راه را بر آنها بستند و پس از آن آرایش جنگی گرفتند.

مردم مسیر خود را تغییر داده و در مسیر خیابان مسجدسید به سمت غرب و چهارراه وفایی حرکت کردند. جمعیت با پیشگامی روحانیون طراز اول شهر بویژه آیت‌الله خادمی در حال راهپیمایی اعتراض‌آمیز بودند که نرسیده به چهارراه وفایی، مامورین راه را بر ایشان بستند. ساواک تعداد جمعیت را ۱۰۰۰۰ نفر تخمین زد. بازتاب تعداد این جمعیت در گزارش‌های ساواک تا آن زمان بی‌سابقه بود و حکایت از حضور گسترده مردم در تظاهرات داشت.

پس از آنکه جمعیت به نزدیک چهارراه وفایی رسید نظامیان راه را بر ایشان بستند. به دستور آیت‌الله خادمی جمعیت بدون واکنش روی زمین نشستند. معاون فرمانداری نظامی اصفهان در حضور آیت‌الله خادمی خواست مردم را متفرق کند. اما ایشان بر ادامه راهپیمایی اصرار کرد. با طولانی شدن نشستن جمعیت فشرده روی آسفالت ناگهان جوانی جلوی ارتشیان سینه خود را گشوده و فریاد زد بزنید، و درگیری‌ها آغاز شد.

بسته ماندن راه جمعیت در چهارراه وفایی جمعیت را عصبی کرده بود و اعتمادی به سخنان آمرانه‌ای که از بلندگوهای عوامل فرمانداری نظامی پخش می‌شد و پی‌درپی از مردم می‌خواست تا متفرق شوند، نداشت. آرام آرام جمعیت به نظامیان نزدیک شدند. هرلحظه امکان درگیری بیشتر می‌شد. ناگاه همه چیز به هم ریخت و درگیری‌ها و تیراندازی‌ها پی‌درپی مردم آغاز شد. درگیری شدید بود و شهدا و زخمی‌ها فراوان بودند. آمار تلفات هرگز مشخص نشد. اما نام برخی شهدای روز هفتم محرم اصفهان به شرح زیر است: سید ابراهیم موسوی، صغری محمدی حسینی، سید اصغر میرلوحی، عباس نوری،‌ حسین موسوی.

پس از این زمان کنترل اوضاع شهر از دست نیروهای حکومت نظامی خارج شد. جمعیت تظاهر کننده و شهید داده به شدت با نیروی نظامی درگیر شدند و با عقب نشینی عوامل رژیم بخش مرکزی شهر به دست مردم افتاد و تمامی مراکز مرتبط با رژیم و آمریکایی‌ها مورد حمله قرار گرفت.

در روز عاشورا اصفهان همچون شهرهای جنگ‌زده می‌شود

روز عاشورا در اصفهان حال و هوای دیگری داشت. تظاهرات مردمی در سراسر ایران بویژه اصفهان که در حکم رفراندوم عمومی علیه مشروعیت رژیم قلمداد می‌شد، بسیار گسترده‌تر از حد پیش‌بینی بود. تظاهرات گسترده مردم اصفهان از اول صبح عاشورا شروع شد. یکی از مراکز اصلی راهپیمایی عمومی مسجد مصلی بود.

شمار تظاهرکنندگان ظهر عاشورای اصفهان را بین ۱ میلیون تا ۷۰۰ هزار نفر نوشته‌اند. این افراد یک صدا خواهان برکناری حکومت پادشاهی، استقرار جمهوری اسلامی، قطع دست بیگانگان از امور کشور و تلاش در جهت نیل به خود کفایی بودند.

همزمان با این راهپیمایی بی‌نظیر ناگهان گروه‌هایی از مردم، کلانتری یک اصفهان را مورد حمله قرار دادند. گروه‌هایی دیگر ساختمان مرکزی ساواک اصفهان را به آتش کشیدند و برخی مجسمه‌های رضاشاه در میدان مجسمه و پیکره محمدرضاشاه را در سبزه میدان سرنگون کردند. بعد از ظهر روز عاشورا که مصادف با روز ۲۰ آذرماه بود، مامورین حکومت نظامی اصفهان به سرکردگی رضا ناجی درصدد نمایش قدرت خود در برابر راهپیمایی میلیونی مردم اصفهان برآمدند.

در بعد از ظهر عاشورا قوای نظامی با شرکت مستقیم ناجی به مردم حمله‌ور شدند که در نتیجه ۴۸ تن شهید شدند و ۱۳۰ زخمی به جای ماندند. در برخی از گزارش‌ها از به کارگیری هلکوپترهای نفربر ارتش علیه مردم حاضر در خیابان‌های اصفهان و شلیک از آسمان به سوی مردم خبر داده‌اند.

تشییع پیکر شهید حاج حبیب‌الله موحدیان به صورت آشکارا صورت گرفت

از ابتدای دی‌ماه تظاهرات هر روزه اجتماع مردم در مسجد حکیم و برگزاری جلسات در مسجد مصلی، مدرسه صدر بازار و حسینیه اعظم حسین‌آباد با قدرت ادامه داشت.

حاج حبیب‌الله موحدیان‌عطار از جمله شهدای راهپیمایی ۹ دی‌ماه ۱۳۵۷ بود که تشییع پیکر این شهید در اصفهان برای نخستین بار به صورت آشکارا و با حضور مردم صورت گرفت. پس از آن زمان تشییع شهدا تشییع شهدا آشکارا و با حضور گسترده مردمی انجام می‌شد.

از جمله مسائل مهمی که از ابتدای دی‌ماه ۱۳۵۷ در فضای انقلابی اصفهان جلوه‌گری کرد، مساله فرار سربازان و پیوستن تدریجی پرسنل ارتش به صفوف مردم بود. آیت‌الله خادمی از طریف انجمن مددکاری امام زمان(عج) و برخی بازاریان اصفهان با تامین وجوه مورد نیاز سربازان و اسکان و تغذیه رایگان ایشان به فرار آنها از پادگانها کمک می‌کرد.

نظامی‌ها پادگان‌ها را بدون هیچ‌گونه غارت و دردسری تحویل انقلابیون دادند

از جمله حوادث مهم بهمن‌ماه راهپیمایی بزرگ آنها در حمایت از شکل‌گیری دولت مهندس مهدی بازرگان و تشکیل کمیته استقبال برای ورود امام خمینی(ره) بود. بسیاری از مردم اصفهان به صورت خودجوش عازم تهران شده بودند. کمیته استقبال نیز که زیر نظر علمای اصفهان شکل گرفته بود مردم را در قالب کاروان‌هایی با کمک شرکت‌های اتوبوسرانی اصفهان دسته دسته به تهران اعزام می‌کرد. این گروه‌ها با وقوع تاخیر در زمان ورود امام به کشور در تهران مانده و به نوبه خود عامل فشاری بر دولت یاغی بختیار بود.

آخرین رخدادهای انقلاب در روزهای متصل به ۲۲ بهمن‌ماه راهپیمایی بزرگ مردم اصفهان با حضور گسترده مردم اصفهان با حضور آیت‌الله خادمی در روز ۱۹ بهمن‌ماه محسوب می‌شود. این راهپیمایی گسترده از میدان نقش‌جهان تا مسجد مصلی برگزار شد و در پایان آن آیت‌الله خادمی برای مردم سخنرانی کرد. در پی آن شهر کاملا به دست مردم افتاد.

در روز ۲۲ بهمن‌ماه ۱۳۵۷ بیشتر پادگان‌ها بدون هیچ زحمتی در اصفهان تسلیم شدند و نیروهای انقلابی داختل هوانیروز و مرکز توپخانه بودند و چون نیروهای نظامی خود تسلیم شده بودند، پادگان‌ها را بدون هیچ‌گونه غارت و دردسری تحویل انقلابیون دادند.

گزارش خبرنگار لوموند فرانسه از انقلاب در اصفهان

خبرنگار لوموند فرانسه از اوضاع اصفهان که از نزدیک شاهد وقایع بوده است در گزارشی چنین نوسته است: حکمران واقعی شهر آیت‌الله خادمی است. یک حکیم نود ساله که بدون کوچکترین مخالفت یا درگیری حاکمیتش را اجرا می‌کند. آیت‌الله خادمی فرماندهی خود را از محل اقامتش در انتهای یک کوچه  بن‌بست در شرق اصفهان صادر می‌کند. این خانه ارزان قیمت، اکنون به ستاد مرکزی انقلاب تبدیل شده است. آیت‌الله روی زمین در گوشه اتاق نشسته و بر یک متکا تکیه داده است. لباس او یک عبای بلند قهوه‌ای رنگ است و به تمام دیدارکنندگانش از پشت عینک لبخند می‌زند. اما کمتر کلامی از دهانش به گوش می‌رسد. او با دستیارانش به طریقی خیلی آهسته در گوشی حرف می‌زند. دو تلفن در جلوی پای او قرار دارد. یکی از آنها قرمز رنگ و مستقیما به مرکز فرماندهی که در تمام سطح شهر پراکنده‌اند متصل است. مشاورین آیت‌الله می‌گویند شما نمی‌توانید کوچکترین تردیدی درباره سلامتی، هوشیاری و قدرت او به خود راه دهید. انقلابیون هم این نکته را تاکید می‌کنند.

برچسب‌ها: , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

  1. ناشناس می‌گه:

    خیلی خوبه
    تشکر

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق