یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۲۰:۰۶ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۶
JamNewsImage17281248
 شعری از زبان دختران شهدای مدافع حرم/ عید شد بابا نیامد   

منصور نظری در آستانه عید نوروز آخرین سروده خود را به قلبهای شکسته و دیده های اشکبار دختران شهدای مدافع حرم تقدیم کرده است

به گزارش ندای اصفهان، منصور نظری در آستانه عید نوروز آخرین سروده خود را به قلبهای شکسته و دیده های اشکبار دختران شهدای مدافع حرم تقدیم کرده است:

دختر بابا منم، طناز عشق  –  رفته بابایم سفر شهر دمشق
یادم آید آن سحرگاهی که رفت  –  برنگشته او از آن راهی که رفت

وقت رفتن هست یادم در وداع   –  گفت بابا می‌روم بهر دفاع
گفتم از که؟ از کجا؟ ای خوب عشق  –   گفت از ناموس شیعه در دمشق

گفت بابا، زینب آنجا بی‌کَس است  –  حضرت زهرا بر او دلواپس است
خون ز غیرت در رگ بابا به جوش  –  گفت باید او علم گیرد به دوش

گفت باید تا شود عباس او  –  از حرم با جان بدارد پاس او
گفت بابا می‌رود در خاتمه   –   تا بگیرد انتقام فاطمه

هست یادم بوسه‌های آخرش  –  لحظۀِ قران گرفتن بر سرش
در بغل بگرفت و نازم کرد او  – غرقه در سوزوگدازم کرد او

رفت بابا مست عطر یاس‌ها  – تا شود هم‌سنگر عباس‌ها
رفت بابایم سحرگاهی دمشق  –  تا که عباسی کند در شهر عشق

رفته بود او یاری سید علی  –  گفته بود او زود می‌آید ولی
عید شد بابا نیامد، راز چیست –  گفته مادر کرده او پرواز چیست

گفته مادر رفته بابا آسمان  –  پیش آقا مهدی صاحب زمان
در تحیُر مانده‌ام پرواز را  –  می‌کنم با خود مرور این راز را

آه، بابایم که بال و پر نداشت   – پیکرش هم تازه دیدم سر نداشت
بی‌سر و بی‌بال و پر آیا توان –  پرکشیدن از زمین تا آسمان

یادم آید بعد از آن روزی که من  –   لاله‌ای دیدم فریبا در کفن
در کفن پوشیده‌ای آرام عشق – بر دل او داغ بانوی دمشق

مادرم گفت او که بابای من است –    این‌که تکه‌تکه و پاره تن است
پیکرش همچون شقایق گشته بود –   مادرم می‌گفت عاشق گشته بود

عاشقِ من او نبود آیا ولی؟ –  یا نبودم شاید عشق اولی؟
یادم آمد، بین ما از آن‌همه –    بهرِ بابا عشق اول فاطمه

عاشقانه یادم آید بَر که زیست – هر شب او از یاد عشقش می‌گریست
یاد زهرا یاد زینب اشک و آه  – کربلا و خیمه‌های بی‌پناه

یاد شام و آن خرابات بلا  –   گوشۀِ ویرانه بر پا کربلا
بسته ناموسِ علی در بند و غُل –مُعجزِ سرنیزه‌های کرده گُل

بعد از آن از عمه پرسیدم سؤال  –  تا گذشته بر سر بابا چه حال
گفت عمه رفته بابایم بهشت   – بوده بابا را شهادت سرنوشت

با خودم در کنج تنهایی خویش  –  یاد بابا می‌کنم با قلب ریش
آه، یعنی او مرا تنها نهاد   – دخترش را رفت و بابا جا نهاد

او که هر شب شانه می‌زد موی من  –  بوسه می‌زد عاشقانه روی من
رفت یعنی تا همیشه تا ابد   –  تا مرا با درد و غم تنها نهد

ای برایت فاطمه عشق نخست –  دختر دردانه‌ات دل‌تنگ توست
کُشتۀِ از عشق زینب در دمشق – بر مزارت خفته‌ام در خواب عشق

آه ازآن شب‌ها که در آغوش تو –   خنده‌ام می‌برد عقل و هوش تو
آه آن شب‌های رؤیایی چه شد –  آن‌همه عشق و فریبایی چه شد

مشتریِ نازهای من چه شد   –  محرم با رازهای من چه شد
عید شد بابا بیا بس کُن فراق  –  دختر دردانه را کو تاب داغ

دل مسوزانم بیا بابای من –  گم‌شده ای یوسف زیبای من
تُنگ قلبم بی تو باباجان شکست – بی تو سال نو عزا و ماتم است

سبزه‌های سال نو پژمرده، زرد – سفره‌های عیدمان لبریز درد
ای شده عباس زینب در دمشق   –  کاش می‌شد بازگردی مرد عشق

کاش می‌شد لحظۀی تحویل سال  –  در بغل‌گیرم تو را من در خیال
شه نشین خانۀِ چشم تو باز-  بوسه‌بارانت کنم بابا به ناز

هرکجا هستی مرا خوش با تو یاد –  سال نو بابا مبارک بر تو باد
به امید ظهور حضرت یار …

منبع: جام

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق