یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۱۲:۰۹ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۴
عبدالله شهبازی
جنگ کریمه و نفوذ زرسالاران یهود؛
 نخستین گام های غربزدگی و سقوط امپراطوری روسیه   

شكست در جنگ كريمه به سرآغاز دوران جديدي در تاريخ روسـيه بدل شد كه بايد آن را دوران غربگرايي ناميد. آلكساندر دوم كوشيد تـا از روشـنفكران ليبرال براي تجديد سازمان نظام سياسي كشور خود بهره برد. «وطن معنوی» این گروه اروپای غربی بود و به انديشه هاي غرب و مركز اروپا احساس تعلق ميكردند

به گزارش ندای اصفهان، پیش از این با کمپانی هند شرقی و همچنین خاندان یهودی روچیلد و نقش آنها در زرسالاری و استعمار ظالمانه توده ها آشنا شدیم (اینجا) و (اینجا). همچنین دیدیم که پروژه «نفوذ دشمن» و حساسیت روی این کلیدواژه تنها مربوط به کشور عزیزمان ایران نیست بلکه استراتژی تاریخی غرب برای به زمین زدن تمدن های رقیب است که نمی توان با ساده اندیشی از کنار آن عبور کرد بلکه حداقل به عنوان آموزه های تاریخ باید از آن عبرت گرفت. در قسمت قبل شیوه نفوذ و زمینه سازی برای سقوط امپراطوری بزرگ عثمانی را خواندیم و اکنون به شرایط آغازین غربزدگی در امپراطوری روسیه پس از شکست «در جنگ کریمه» و وابستگی اقتصادی این کشور می پردازیم.

متن زیر برگرفته از جلد پنجم کتاب «زرسالاران یهودی و استعمار بریتانیا» (صص ۳۵۰- ۳۵۴) نوشته عبدالله شهبازی است که با استفاده از منابع غربی ازجمله دایره المعارف بریتانیکا، دایره المعارف امریکانا و دایره المعارف یهود نگارش یافته است.

***

رقابت دو کلیسای کاتولیک و ارتدکس بر سر نظارت بر مناسک مذهبی بیت لحـم، کـه در سیاست خارجی فرانسه و روسیه بازتاب یافت و جنگ کریمه را سبب شد، بهانـه ای بیش نبود. مورخین گروههای مالی و تجاری بریتانیا و فرانـسه را بـه عنـوان آن نیـروی قدرتمندی می شناسند که از طریق تأثیر خود بر دولتهای بزرگ اروپـایی آتـش جنـگ کریمه را برافروختند.

جنگ کریمه را باید به عنوان یکی از بـزرگتـرین سـرمایه گـذاری هـای زرسـالاران یهودی سده نوزدهم، به رهبری خاندان روچیلد، شناخت. تنهـا بـا شـناخت نقـش ایـن کانون است که میتوان به تصویری جامع از علل و پیامدهای جنگ کریمه دست یافت. این کانونی است که از بدو پیوند با الیگارشی بریتانیـا در عـصر الیزابـت تـا بـه امـروز جنگ افروزی و سوداگری مرگ را به یکی از عرصه های انحصاری تکاپوی خویش بدل ساخته است.

جنگ کریمه سبب شد که دولت بریتانیا زیر بار وام های بـزرگ بـرود و بـدهی ملّی افزایش یابد و برای روسیه ضربه سهمگین روانی بود که طـی دهـه هـای پـسین نخبگـان فکـری و سیاسی روسیه را تحت تأثیر قرار داد و مصائبی بیشتر برای این کشور بـه ارمغـان آورد.
این تأثیر تا بدان حد عمیق است که میتوان انقـلاب بلـشویکی ۱۹۱۷ و اسـتقرار نظـام شوروی در روسیه را نیز از پیامدهای روانی و فرهنگی شکست در جنگ کریمه خواند.

جنگ کریمه روسیه

پیامد فرهنگی جنگ کریمه برای روسیه احـساس شـدید عقـب مانـدگی بـود کـه بـر نخبگان فکری و سیاسی این کشور مستولی شد. شکست روسـیه در جنـگ کریمـه بـه دلیل اتکای بریتانیا بر منابع بیکـران ثـروت مـستعمرات پهنـاورش و پیونـد و شـراکت تاریخی اش بـا زرسـالاری جهـان وطـن یهـودی و تجربـه غنـی و برتـری آن در فنـون دسیسه گری و توطئه چینی تحقق یافت. تبلور ایـن عناصـر در بریتانیـا پیامـد یـک دوره تاریخی طولانی بود. این نیرویی اسـت کـه حتـی نـاپلئون قدرتمنـد و انـرژی تـوده ای آزادشده در انقلاب کبیر فرانسه را نیز به زانو درآورد.

بریتانیا در جنگ کریمه پیروز شد نه به این دلیل که سواستوپول را تصرف کرد بلکه به این دلیل که توانـست بـا مهـارت، دامی به نام «جنگ کریمه» را فراروی روسیه بگستراند. و نیز روسیه در این جنـگ مقهـور شد زیرا در کوران آن در مارس ۱۸۵۵ نیکلای اول درگذشت و جانشین او الکساندر دوم در برابر خواست متفقین تمکین کرد و رسما شکست را پذیرفت به رغم تمامی آنچه که درباره علل شکست روسیه عنوان شده و میشود، باید گفت که مرگ نابهنگام نیکلای اول و از میـان رفـتن عـزم و اراده او، و آن جریـان فرهنگـی و سیاسـی کـه او نماینده اش بود، برای تبدیل روسیه به قدرت فائقه قـاره اروپـا، عامـل مهمـی بـود کـه شکست روسیه را در جنگ کریمه سبب شد. با صعود آلکساندر دوم این عزم به کلـی از میان رفت و دولتمردان جدید سقوط سواستوپول را به عنوان شکـست خـود پذیرفتنـد.

جنگ کریمه روسیه

اگر نیکلای زنده می ماند شاید سرنوشت جنگ کریمه به گونه دیگر رقم می خورد. از آن زمان تا به امروز مرسوم اسـت کـه شکـست روسـیه در جنـگ کریمـه را بـه عقب ماندگی صنعت و تکنولوژی و ساختار اقتصادی و نظام سیاسی این کـشور نـسبت دهند. اینگونه تحلیلها در زمان خود در روسیه موجی نیرومند از غربگرایی و تـلاش برای نوسازی و “اصلاحات” به سبک اروپای غربی آفرید. روسیه ای که تا پیش از جنگ کریمه، به ویژه به دلیل جایگاه برجسته اش در قاره اروپـا، احـساس پیـشرفتگی و اقتدار میکرد، از کوران جنگ کریمه با احساس مـدهش عقـب مانـدگی خـارج شـد و
روشنفکرانی چون الکساندر هرزن به منتقدان سرشناس و متنفذ نظام اجتماعی و سیاسی روسیه بدل شدند. نخبگان فکری و سیاسی به طور مدام پیـشرفت هـای اروپـای غربی و بریتانیا را به رخ میکشیدند.

منتقدانی ماننـد هـرزن و هـم مـشاوران لیبـرال آلکساندر دوم مانند میلیوتین چنین تصور میکردند که از طریـق اصـلاحاتی چـون الغای نظام سرواژ و توسعه شبکه راه آهن و برکشیدن اینتلیجنتـسیا (روشنفکران) در دیوان سالاری، روسیه به قدرتی همسنگ بریتانیـا بـدل خواهـد شـد. گروهـی دیگـر از روشنفکران و در راس ایشان نیکلای چرنیشفسکی نومید از <اصلاحات لیبرالی> هرزن، به انقلاب اجتماعی و براندازی نظم موجود امید بستند و راه مبارزه با تزاریسم را در پیش گرفتند. این سرآغاز موجی از انقلابی گری است که نارودیسم خوانده میشـود و از درون این بستر است که، در تعامل با اندیشه سوسیالیستی اروپـای غربـی، جنـبش مارکسیستی روسیه زاده شد.

به این ترتیب، شکست در جنگ کریمه به سرآغاز دوران جدیدی در تاریخ روسـیه بدل شد که باید آن را دوران غرب گرایی نامید. آلکساندر دوم کوشید تـا از روشـنفکران لیبرال برای تجدید سازمان نظام سیاسی کشور خود بهره برد. به نوشته دکتر تامسون، این گروه، که بطور عمده مرکب از دانشجویان و فارغ التحـصیلان دانـشگاه هـا و فرهیختگـان بودند، خود را به شکلی قاطع از اکثریت دیوان سالاری روسیه و از توده مردمی که در فقر و جهل غوطه می خوردند ممتاز می دانستند. <وطن معنوی> آنها اروپای غربی بود و به اندیشه های غرب و مرکز اروپا احساس تعلق میکردند. <آنان نامزدان عجیبی برای اتحاد با تزاریسم بودند> ولی الکساندر دوم چاره دیگر نداشت اشرافیت زمین دار نسبت به اصلاحات بی تفاوت بود و کلیسای ارتدکس چنـان محافظـه کـار بـود کـه از او تـوقعی نمی رفت، دیوان سالاران حاکم نیز تنها به قدرت می اندیشیدند.

این موج اصلاح طلبی هر چند هیچ گاه جوهره آرزوهای هـرزن و چرنیشفـسکی دال بـر ایجاد روسیه ای پیشرفته، همسنگ اروپای غربی، را تحقق نبخشید ولی به بـستر فرهنگـی مساعدی برای چپاول آریستوکراسی مالی غـرب بـدل شـد. سیاسـت هـای مدرنیزاسـیون آلکساندر دوم و مشاوران و کارگزاران لیبرال او در اواخر دهه ۱۸۶۰ روسیه را به شدت نیازمند سرمایه خارجی کرد و آنان دست تکدی به سوی بـزرگتـرین صـراف آن عـصر بنیاد روچیلد، دراز کردند. طی یک دوره پنج سـاله ( ۱۸۷۰-۱۸۷۵) روچیلـدها مبلـغ ۶۹ میلیون پوند وام در اختیار دولت روسیه قرار دادند. (روچیلدها در همین دوران ۱۶ میلیون پوند نیز به دولت اتریش وام دادند.) دکتر ریچارد دیویس، دوست لـرد ویکتـور روچیلـد می نویسد: روچیلدها از زمانی که سیاست های روسیه در تعارض با سیاست هـای بریتانیـا قرار گرفت پرداخت وام به روسیه را قطع کردند این همان روسیه ای است که در دهه ی ۱۸۴۰ به تعبیر انگلس <روچیلد (منبع تامین مالی) پادشاهان رو به زوال اروپا> بود.

 بخش مهمی از وام فوق و سرمایه دولت روسیه صرف توسـعه شـبکه راه آهـن ایـن کشور شد. در سال ۱۸۷۰ در روسیه بیش از ۱۰۶۰۰ کیلومتر راه آهن احـداث شـد. ایـن شبکه کافی بود تا اقتصاد پولی را به جامعه روسیه وارد کند. جامعه بـسته و خودکفـای دهقانی روسیه فروپاشید و سیل سرمایه خارجی از غرب روانـه روسـیه شـد. در غـرب روسیه، به دلیل فروپاشی سازمان سنتی اقتصاد روستایی (میـر)، رشـد جمعیـت شـتاب فراوان گرفت حال آنکه در شرق، قفقاز و سیبری، مناطقی پهناور همچنان فاقـد سـکنه کافی بود. لذا، در نخستین دهه پس از الغای نظام سرواژ (۱۸۶۱) سالیانه گروه معتنابهی از سکنه غرب روسیه به شرق مهاجرت میکردند. در آغاز این اقدام غیرقانونی بود ولی از سال ۱۸۶۶ دولت روسیه مهاجرت به ققفاز و سیبری را قانونی کرد. تـا ۱۸۷۴ قریـب به ۲۵۰ هزار نفر به سیبری مهاجرت کردند.

بخش عمده شبکه راه آهن روسیه را پیمانکاران یهودی احداث نمودند که مهمتـرین ایشان ساموئل پولیاکوف بود. این تکاپو سبب اشتغال گروه کثیری از یهودیان شد که به عنوان کـارگزار، دسـتیار و سیورسـاتچی پیمانکـاران عمـده راه آهـن عمـل مـی کردنـد.

پولیاکوف و سایر سرمایه داران یهودی روسیه یهودیان غرب اروپا را به سـرمایه گـذاری در راه آهن روسیه جلب کردند و زرسالارانی چون لئوپولد کروننبرگ،ج. ساک، گرسون بلیشرودر و برادران شولزباخ به سرمایه گذاری در راه آهن روسـیه دسـت زدنـد. این همان کانونی است که در سال ۱۸۹۰ امتیاز احداث بانک در ایران را به دست آورد و بر بنیاد آن بانک استقراضی ایران و روسیه را تأسیس نمود.

برچسب‌ها: , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق