جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۱:۳۹ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۲
کار
نقش من در بیکاری (قسمت سوم)
 اقتصاد غیرمقاومتی/ برخی مصوبات قانون موجب بیکاری شده است   

از موارد باز دارنده از کار می توان به استفاده نابجا از منابع خدادادی کشورمان ایران اشاره نمود. بجای اینکه نفت بر سر سفره مردم بیاید سالهاست که مردم ایران بر سر سفره آن نشسته اند؛ با بهره گیری از درآمد این منابع، دلیلی برای کارکردن واقعی وجود ندارند

ندای اصفهان- اکبر اخوان مقدم (مدیر خیریه نذر اشتغال)

در قسمت های قبل (اینجا) و (اینجا) به چهار عامل بیکاری اشاره شد. عامل دیگر بیکاری که در این قسمت به آن اشاره می شود، مصوبات و قوانین است که به سه دسته تقسیم می نمائیم؛ دسته اول بازدارنده از کار و دسته دوم و سوم عامل بیکاری می باشند. این سه دسته عبارتند از:

۱ – استفاده از منابع ۲- حذف بعضی مشاغل ۳- حذف بعضی از افراد

۱- استفاده از منابع

از موارد باز دارنده از کار می توان به استفاده نابجا از منابع خدادادی کشور عزیزمان ایران اشاره نمود. مثال بارز، استفاده از نفت می باشد؛ بجای اینکه بر سر سفره مردم بیاید سالهاست که مردم ایران بر سر سفره آن نشسته اند؛ با بهره گیری از درآمد این منابع، دلیلی برای کارکردن واقعی وجود ندارند. با ارزان بودن قیمت سوخت و انرژی، محصولی خاص تولید می نمائیم که این محصول مسلماً ارزان تر از قیمت جهانی آن تولید میشود و مردم آن را خریداری می نمایند و یا آن محصول صادر می شود؛ در این راستا تولید کننده پول ارزانی انرژی را از مصرف کننده داخلی و خارجی دریافت می نماید.

در بسیاری از موارد اگر تولید کننده بخواهد انرژی را با قیمت برابر با تولیدکننده دیگر کشورها تهیه نماید، بهای تمام شده محصول بسیار بیشتر از بهای تمام شده فعلی شده و قادر نخواهد بود که تولید را انجام دهد و چون این پشتیبانی همواره وجود داشته است تولید کننده داخلی خود را ملزم به تولید محصول با کیفیت بالاتر و هزینه کمتر ندانسته و به طور طبیعی، سیستم بر این پایه بنا شده است. از نتایج این امر می توان به راندمان کار در کشور اشاره نمود. همانگونه که آمارها نشان می دهد، کارمفید انجام شده در ایران به ازاء هر۸ ساعت، تنها ۲۵ دقیقه تا ۲ ساعت می باشد و این آمار در ژاپن بیش از هفت ساعت است. همچنین راندمان ۸ ساعت کار در اکثر کشورهای پیشرفته بیش از ۵ ساعت بوده و «اداره این کشورها براساس اتکا بر توان مردم تعریف شده است »[۱].

«غنی ترین ممالک آنهایی نیستند که در آنها طبیعت غنی تر است، بلکه ممالکی هستند که کارگران با کفایت تر و شایسته تری دارند. (هنری جرج).»[۲]

خیریه نذر اشتغال

باید بدانیم این پتانسیل کار مفید بالاتر از نفت و گاز و دیگر منابع طبیعی است و از سوی دیگر به واسطه صادرات مواد اولیه و دریافت ارزی که اختیار آن در دست دولتمردان است همواره ارزش ریال بیشتر از قیمت واقعی آن تعیین شده و از آنجا که این نرخ گذاری ارز باعث پائین آمدن قیمت محصولات خارجی می شود به صرفه است که واردات بیشتر صورت پذیرد و این دقیقاً در تضاد با کار کردن کارگر ایرانی می باشد؛ زیرا واردات ارزان باعث ارزانی کالا در کشور شده، مصرف کننده پول کمتری بابت خرید کالا می پردازد و توان خرید افراد، بالاتر از توان کار واقعی آنها می شود و عادت به کم کارکردن و بیشتر دریافت نمودن ادامه پیدا می کند و این راه، پایانی جز بیکاری کارگران به ارمغان نمی آورد.

تا این حمایت وجود دارد، این نوع تولیدات ادامه دارد. در صورتی که حمایت غیر متداول نیز قطع شده و بستر مقابله با عوارض آن فراهم نشده باشد، همه زیان خواهند دید. به نظر می رسد به جای این همه تبلیغاتی که به ایرانیان توصیه میشود، محصولات ایرانی خریداری کنند و هر روز اثر آن کمتر از قبل هم می شود، به سمتی حرکت کنیم که تولیدات کشور، با اصلاح قوانین و صرف پول های به دست آمده از صادرات مواد اولیه، در کارهای زیر بنایی مصرف شود تا کمتر شاهد از بین رفتن فرهنگ کار و تلاش در کشور باشیم.

بر اساس برآوردها، ایران روزانه حدود ۲٫۲ میلیون بشکه نفت صادر می نماید[۳] و از ۸۰ میلیون نفر جمعیت کشور حدود ۲۲ میلیون نفر مشغول بکار می باشند؛[۴] با مقایسه ارقام تعداد بشکه نفت و جمعیت شاغل، مشخص می شود که به ازای ده عنوان شغل، روزانه یک بشکه نفت بطور رایگان عاید نیروی کار می شود و در نهایت این دستمزد رایگان با دستمزد واقعی، در کشور خرج می­شود. با توجه به نوسان قیمت نفت ­از۳۰ دلار تا ۱۴۰دلار[۵] اگر قیمت هر بشکه نفت را ۱۰۰ دلار در نظر بگیریم، با تقسیم ۱۰۰ دلار بین ۱۰ نفر یادشده (نیروی کار فعال کشور) به هر نفر مبلغ ۱۰ دلار اختصاص می یابد. حال بررسی نمائیم بواسطه این ۱۰ دلار در کشور های دیگر چه مقدار کار مفید انجام می شود.

متوسط دستمزد برای کارهای معمولی در آمریکا برای هر ساعت ۱۶ دلار [۶] می باشد و در کشورهای اروپایی هم با کمی اختلاف بر همین منوال می باشد. حال اگر با همان حداقل دستمزد هم وارد محاسبه شویم در می یابیم که درآمد فروش نفت برای هر نیروی کار کشور معادل یک ساعت کار مفید در کشور های دیگر می باشد. به عبارت دیگر، کارگران کشور های پیشرفته بایستی یک ساعت بیشتر از کارگران ایرانی کارمفید انجام دهند تا جبران نداشتن منابع خدادادی را کرده باشند؛ در جایی که ایشان حدود ۴ الی ۷ ساعت کار مفید در روز انجام می دهند، اگر یک ساعت نیز کسر شود، ۳ الی ۶ ساعت کار مفید باقی می ماند و این درحالی است که «ما فقط ۲۵ دقیقه تا ۲ ساعت کار مفید انجام می دهیم.»[۷] با این محاسبه که تمام آمارهای محاسباتی بصورت حداکثر درنظر گرفته شده است و هزینه های استخراج و سرمایه گذاری آن هم در نظر گرفته نشده است، هر روز به طور متوسط حدود ۳ ساعت کمتر کار مفید انجام می دهیم. حال به نظر شما ارزش نفت چقدر می باشد؟ آیا نفت می تواند جبران کم کاری ما را نماید؟ چه باید انجام داده و چه مسیری را باید انتخاب کرده و یا مجبور به انتخاب هستیم؟

دخالت نفت به ضرر اقتصاد کشور است؛ زیرا همان گونه که ذکر شد منفعت آن بسیار ناچیز است؛ یعنی حدود یک ساعت کار مفید و ضرر آن بواسطه اینکه جزء عوامل بیکاری است بسیار بیشتر و مهمتر است. سخنان دبیر تشخیص مصلحت نظام شاهدی بر این مدعاست که می گوید: «این درست است که تحریم ها زیان هایی برای ما داشته است، اما می تواند به یک فرصت تاریخی تبدیل شود ولی متأسفانه در دولت های قبلی و فعلی، شاهد برنامه ای برای تبدیل تحریم به فرصت نبوده ایم.»[۸]

پس باید استفاده از منابع خدادادی که اکنون باعث بیکاری شده است را به گونه ای دیگر استفاده نمود تا باعث رشد و شکوفایی شود و شکرگزار دشمنان خارجی کشور باشیم که قیمت نفت را به حداقل رسانده اند (عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد) تا مجال فعالیت و تولید در کشور فراهم گردد و دیگر ابزاری در دست مسئولین نباشد تا با آن تولید، اشتغال، کارگر و کارفرما را تحت فشار قرار دهند.

اشتغال

۲- حذف بعضی مشاغل

عامل دیگر بیکاری، برخی مصوبات قانون است که باعث از بین رفتن بعضی مشاغل و به تبع آن بیکاری نیروی کار شده است.

یکی از این مصوبات به شرح ذیل می باشند:

تبصره ۲ ماده ۴۱ قانون کار: «حداقل مزد بدون آنکه مشخصات جسمی و روحی کارگران و ویژگی های کار محول شده را مورد توجه قرار دهد، باید به اندازه ای باشد تا زندگی یک خانواده، که تعداد متوسط آن توسط مراجع رسمی اعلام می شود را تأمین نماید»[۹].

به موجب این قانون کارفرما حق پرداخت حقوق ماهیانه کمتر از مصوبه هرساله را، به کارگران شاغل ندارد. در نتیجه کارفرما فقط برای تولید محصولاتی می تواند اقدام نماید که دستمزد کارگران این واحدها بالاتر و یا مساوی حداقل مصوب شورای عالی کار باشد و باید از تولید محصولات و خدماتی که پرداخت حداقل حقوق مصوب کارگران آن واحد تکاپوی هزینه های آنرا نمی نماید خودداری نماید. به عنوان مثال می توان به اکثر محصولات صنایع دستی اشاره نمود که اگر قرارباشد کارفرما حداقل دستمزد مصوب را به کارگران بپردازد، محصول با افزایش قیمت روبرو خواهد شد و نه تنها خریدار داخلی ندارد بلکه قابل صادرات هم نمی باشد. در عین حال در بسیاری از موارد به صرفه است که این صنایع دستی همانگونه که بسیار هم اتفاق می افتد بصورت رسمی و یا قاچاق، وارد کشور شود؛ زیرا قیمت تمام شده آن بواسطه دستمزد، که شاخص مهمی در قیمت تمام شده به ویژه در اینگونه محصولات می باشد، بالاتر از محصول مشابه خارجی بوده و در نهایت مصرف کنندگان داخلی و خارجی ترجیح می دهند از محصولات ایرانی استفاده ننماید که نتیجه آن بیکاری شاغلین در اینگونه مشاغل و فعالیت های وابسته می شود. از این رو در کشوری که بیکاری یکی از دغدغه های اصلی مسئولین و مردم می باشد حتی حذف یک شغل می تواند حائز اهمیت باشد و باید در رفع این مشکل کوشش نمود.

همانگونه که اشاره شد، ملاک دستمزد در ایران فقط نیاز کارگران تشخیص داده شده است ولی در کشورهای دیگر بجز هزینه زندگی و تورم به مسائل دیگر مثل سطح عمومی درآمدها و عوامل اقتصادی در بهره وری و ظرفیت صنعت برای پرداخت حداقل دستمزد توجه شده است، که یکسو نگاه کردن به مسئله باعث از بین رفتن اصل موضوع و از بین رفتن کار شده است و ضرر اصلی برای کارگران را موجب شده است.

۳- حذف بعضی افراد

حذف کار بعضی از افراد سومین معضلی است که متاثر از قوانین موجود می باشد؛ با این توضیح که حداقل دستمزد تعریف شده به افراد توانمند و تحصیل کرده ای تعلق میگیرد که حاضرند با همان مقدار حقوق مشغول به کار شوند؛ ولی افرادی که این توانایی را ندارند بیکار می مانند. این افراد به واسطه داشتن مشکلات شخصی نمی توانند مانند دیگر کارگران و یا کارمندان بصورت تمام وقت برسر کار حاضر شوند و برای استخدام شدن مزیت کمتری نسبت به دیگران دارند. این شرایط در مورد افرادی که معلولیت دارند و یا روشندلان نیز صدق می کند که برای استخدام شدن مزیت کمتری نسبت به دیگر کارگران دارند؛ پس این افراد از لیست کارکنان کشور حذف می گردند. البته دولت برای حمایت بعضی از این گروهها اقداماتی را لحاظ نموده است ولی جبران خسارت کارفرما را نمی نماید.

به عنوان مثال «به مدت ۱٫۵ سال هزینه بیمه اشخاص معلول توسط دولت پرداخت می شود» ولی این مبلغ یک هشتم دریافتی یک کارگر است و نظر کارفرما را تأمین نمی کند. در کشورهای پیشرفته تا هفتاد درصد حقوق معلول توسط دولت پرداخت و سی در صد باقیمانده توسط کارفرما پرداخت می شود ولی در ایران نه دولت توان پرداخت دارد و نه کارفرما؛ از سویی قانون نیز اجازه نمی دهد شخص معلول و یا سرپرست خانوار با دریافت دستمزد کمتر از مقدار مصوب تقبل هزینه نماید و نتیجه آن بیکاری این گروه می باشد.

حال این سوال مطرح می شود: من در چه مقاطعی از عمر خود برای خودم و دیگران درجهت جلوگیری از بیکاری کاری نکرده ام و با اطمینان از اینکه باید بهتر عمل میکردم به جبران گذشته برخیزم؟ آیا در زمانی که خود بیکار بوده و توانایی پیدا کردن کاری بدون مزد را داشتم بخصوص در زمان تحصیلات دوره اول و دوم دبیرستان اقدام نموده ام؟ در دانشگاه چطور؟ آیا فرزندم را تشویق کرده ام که در خانه کار انجام دهد و یا او را در زمان های بیکاری و تابستان به کار دعوت و او را با مشوق های مختلف علاقه مند به کارکردن نموده ام؟ آیا زمانی که استاد و معلم بودم و سر کلاس برای بچه های مهد کودک تا دانشگاه صحبت می کردم، اشاره ای به کارداشته و بیان نموده ام که علم بدون کار مثل درخت بدون بار می باشد؟ و آیا آموزش داده ام که اگر در این زمانها کار نکنید در زمان کاردهی بیکار خواهید ماند؟ زمانی که درحال تدوین کتب درسی و غیردرسی برای کلیه مقاطع تحصیلی از پیش دبستانی تا دانشگاهی بوده ام، چه در قالب شرکت های خصوصی و چه در قالب آموزش و پرورش، چه مسیری را طی کرده و چه آموزه­ هایی را تدوین نموده ام تا دانش آموزان ما علاقه مند به کار شده و نتیجه آن کارکردن باشد؟ وظیفه من به عنوان رئیس دانشگاه چه بوده؟ وظیفه من به عنوان مسئول تربیتی، نویسنده، فیلمساز و یا مبلغ مذهبی چه بوده و می باشد؟

حتی اگر مسئولیت های فوق بر عهده من نبوده است آیا می توانسته ام افراد را به کاری بهتر در جهت اشتغال تشویق نمایم؟ اگر در این مراحل کوتاهی کرده ام شروع به جبران نمایم و با کاری گروهی و عزمی راسخ و یاری گرفتن از خداوند متعال اقدام نمایم، هیچکس را مسئول ندانم و فقط به فکر کم کاری های خود در مقاطع مختلف زندگی باشم که اگر چنین نباشد بسیار راحت از خود سلب مسئولیت نموده و گناه را برگردن دیگران انداخته ام و خلاصه اینکه از امروز با قدمهایی بلندتر و استوارتر اقدام به حل این مسائل نمائیم.

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم»[۱۰] یعنی اینکه برای هر تحولی، باید از خودتان شروع کنید. بعضی وقت ها نسبت به همه چیز انتقاد می کنیم و هزار دلیل و بهانه می آوریم و در نتیجه خودمان را تبرئه می کنیم. سهراب سپهری می گوید: « چشم ها را باید شست، جوردیگر باید دید» [۱۱] و کنفسیوس نیز می گوید: «به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستید، برخیزید و شمعی روشن کنید»[۱۲] یعنی به جای اینکه به حکومت انتقاد کنی، حرکتی ایجاد کن و به جای اینکه از دیگران انتقاد کنی، عنصری مطلوب از خود در جامعه نشان بده، یک حرکت خوب از خود عرضه کن، یک فعالیت خوب نشان بده؛ این حرکت شما تحول ایجاد می کند و منشأ حرکت بزرگی می شود.

بدون تردید اگر بتوانیم تنش های جامعه را به روش های مختلف کاهش دهیم، راه پیشرفت و توسعه به قدری هموار خواهد شد که خود ما هم نخواهیم توانست با سرعت و شتاب آن حرکت کنیم.

پی نوشت

www.nazreeshteghal.Com

[۱] www.bultannews.com

[۲] www.drelahighomshei.com

[۳] خبرگزاری تسنیم ۰۸/۱۲/۱۳۹۳

[۴] وسایل جلد ۱۲

[۵] خبرگزاری خبر ۱۵/۱۰/۱۳۹۳

[۶] www.jobs.aol.com

[۷] گزارش مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی (۱۳۹۱)

[۸] خبرگزاری مهر ۲۷/۰۳/۱۳۹۴

[۹] کتاب قانون کار

[۱۰] ترجمه و تفسیر سوره رعد- آیه ۱۱

[۱۱] صدای پای آب

[۱۲] کشکول www.iranamerica.com

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق