شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۲۰:۲۵ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۴
طلال سلمان
ترجمه اختصاصی ندای اصفهان/
 آل سعود و فتنه ای عربی که پیروز نخواهد شد   

مملکت «عبدالعزیز آل سعود» ظرفیت ورود به جنگی بی نتیجه در بیشتر کشورهای عربی را ندارد و نه لیاقت آن را دارد که کشورهای توانمند را با کشاندن در این جنگ به فرورفتن در معرکه زیانباری بر علیه ملتشان بکشاند که آنچه را [از مصائب جنگ] تقدیم مملکتشان می کنند، بیش از طلایی است که به دست می آورند

ندای اصفهان- مترجم: مهدی ورپشتی/

درباره نویسنده: «طلال سلمان» بزرگترین روزنامه نگار لبنانی و مؤسس روزنامه «السفیر» لبنان است. وی قبل از این خبرنگار روزنامه «الشرق» بوده و مدتی ویراستار روزنامه «النضال». همچنین سردبیری مجله «الحوادث» و مدیر مسئولی مجله «الاحد» را در کارنامه خود دارد.

او در سال های ۱۹۷۶ و باز از سال ۲۰۰۰ عضو «شورای سندیکای مطبوعات لبنان» بوده و به خاطر مصاحبه هایش با اکثر سران کشورهای عربی مشهور گردیده. سلمان همچنین به کسب چند جایزه بین المللی نائل آمده و دارای درجه دکترای افتخاری در رشته «رسانه و روزنامه نگاری» از دانشگاه بیروت در سال ۲۰۱۱ است. در حال حاضر او به عنوان مدیر مسئول و یراستار روزنامه «السفیر» فعالیت می کند.

مقاله زیر ترجمه تحلیل و برآورد وی از اوضاع کنونی عربستان سعودی و روابطش با لبنان است که در روزنامه السفیر در تاریخ ۲۹ فوریه ۲۰۱۶ در صفحه اول منتشر شده است:

لینک مقاله به زبان اصلی: اینجا

عربستان سعودی

الفتنه لا تنتج انتصارات!

اعراب آن گونه که سرزمین های غربی را نمی شناسند با سرزمین های شرقی خود هم آشنا نیستند. آنها – اکثریت مردم- دولت عربی سعودی را خواهند دید که درگیر در جنگی است که خود آغازگر آن بوده و در نظام سیاسی نظرشان بر این است که با موقعیت استثنایی شان غالب شوند؛ به اعتبار زمینی که خداوند به عنوان مهبط رسالت پیامبر اسلام (ص) و محل صدور این دین بر حق انتخاب کرده است به گونه ای که از شرق و غرب جهان برای ادای فریضه حج و عمره آمده و بیت الله الحرام را در مکه مکرمه طواف کرده و از گناهان استغفار می کنند و میزان ایمانشان را به این دین راستین ابراز می دارند.

اعراب تا آنجا نسبت به سرزمین وحی و جایگاهش بی تفاوت بودند تا اینکه خانواده ای آمدند و آن را با شمشیر تسخیر کرده و با شمشیر و طلای سیاه حکومت کردند. چنان عقیده و ایمان آن خاندان نسبت به جایگاهشان فزونی یافت که مملکت را هم به اسم خانواده شان نمودند و از جنگهایی که بیگانگان دور از آنها نبودند (در ابتدا انگلستان و سپس امریکا)، عبور کردند.

«ملک عبدالعزیز» مؤسس این حکومت شخصیتی شجاع و قدرتمند داشت و سیاستمداری ماهر با تجربه ای طولانی بود. او موفق به استوار کردن حکومت خود شد و آنچه را بدست آورده بود متمرکز کرد تا مرحله ای که قیام را در مملکتش علنی سازد. بعد از اخراج «شریف حسین» از حجاز تلاش کرد تا سلطه اش را بر قسمت بزرگی از شبه جزیره تحکیم کند. وی بعد از حمله به یمن و عدم توفیق در نیل به هدفش، همواره به فرزندانش سفارش می کرد آن کشور را رها ساخته و از حمله به آن خودداری کنند و تأمین مرزهای کشورش را به اشغال یمن خوشبخت با تاریخی ریشه دار و وارث تمدنی اصیل که غرق در فقر شدید بود، ترجیح داد.

از این رو پادشاه اول سعی داشت حکومت خود را با کمک افراد خبره و با کفایت، از جمله نخبگان عرب که در نواحی مختلف بودند پی ریزی کند (سوریه، عراق، لبنان و مصر). این در تاریخ و گذشته است، اما در زمان ما وقتی این دولت موفق به کسب مشروعیت می شود که موفق به اتخاذ یک سیاست عاقلانه شود. به خصوص در زمان سومین پادشاه «فیصل بن عبدالعزیز» که مواضعش بر اساس تدبیر و مصلحت اندیشی بود و همراه آن به برخی کشورهای عربی کمک می کرد (یا آنها را رهبری می کرد) و اعراب هیچ گاه موضع شجاعانه او را در جنگ بر علیه اسرائیل در سال ۱۹۷۳ فراموش نمی کنند؛ زمانی که در حمایت از سوریه و مصر که در حال جنگ با دشمن اسرائیلی بودند، صادرات نفت را متوقف کرد.

بعد از فیصل، «فهد بن عبدالعزیز» در «مرجعیت عربی» پیشی گرفت[۱] و بدین ترتیب با یک طرح بی نظیر در اتفاق حکام و سران عرب نقش ویژه ای ایفا کرد، و تلاش نمود تا ملت فلسطین بتواند به پائین ترین میزان حقوق خود برای ایجاد یک دولت در قسمتی از سرزمین هایش دست یابد. همچنین سعی زیادی داشت تا از جنگ داخلی در لبنان پیشگیری کند و برای آن با رئیس جمهور سوریه حافظ اسد همکاری می کرد… او با تشکیل مجلس نمایندگان (افرادی که باقی مانده بودند) و برگزاری نشستی در طائف خط نهایی را بر روی جنگ کشید، در ابتدا تحت نظارت سوریه دولت را به لبنان بازگرداند تا اینکه ملک عبدالله این کار را به ثمر رساند و به دفعات برای صلح داخلی در لبنان بیش از بشار اسد رئیس جمهور وقت سوریه واسطه شد. او بشار اسد را در هواپیمایش تا بیروت برای پایان دادن به اوضاع بحرانی ای که بدون مداخله او هر آن امکان انفجار داشت، همراهی کرد.

چه بسا برای لبنانی ها (و برای عموم اعراب) پذیرش دولت سعودی آن هم با لباس نظامی مشکل است. جنگ در یمن، دشمنی با عراق، ضدیت با سوریه در حد حمایت از گروه های مخالف که برخی به «القاعده» متصل هستند و برخی دیگر در خدمت «داعش» می باشند، به روند نابودی کشورهایی که ریشه آنها به فرماندهی امویان که بنیان فتوحات عربی بوده اند، سرعت می بخشد.

اما آنچه را لبنانی ها علاوه بر پذیرش این اقدامات نمی توانند درک کنند، اعمال بیهوده سعودی است در قبال تسخیر کشور کوچکشان که خود موجی از نگرانی های شدید را برانگیخته، و چهره دیگری به وطن داده که با طبیعت و خواسته های اهل لبنان مأنوس نیست. به ویژه برای صدها هزار تن از فرزندان لبنان که به خاطر پیشرفت و تکمیل آبادانی آن کوشیده و می کوشند.

از همه خطرناک تر و زیان آورتر که مستقیم یا با واسطه موجب لغزش مملکت می شود، تکاپوهایی است برای تضعیف عزیزترین پدیده عرب در این قرن، و آن مقاومت مجاهد اسلامی است؛ مقاومتی که پیروزی قطعی را در آزادسازی سرزمین لبنان از اشغال نکبت بار اسرائیل و اخراج ارتش آن در شانزده سال پیش نشان داد. به دنبال آن در تابستان سال ۲۰۰۶ مقاومت اسلامی یک پیروزی بارز دیگر در مقابل اسرائیل وقتی که می خواست لبنان را سرکوب کند به دست آورد.

سعودی جدید دیگر «محترم» نیست. جهت گیری های سیاسی آن با معایبی که در خود دارد شرایط بدی ایجاد خواهد کرد. در این شرایط اقداماتی صورت می گیرد که آن اقدامات و عوامل آن و کسانی که در آن سهیم می شوند همه صرف اهانت به بارزترین چهره جهادی و رهبر نبردهای آزادی و پیروزی بر دشمن قوم عرب و همه امت، فرمانده مقاومت، سید حسن نصرالله می شود.

سعودی «محترم» نیست چرا که میدان را برای کسانی که در آتش فتنه سنی و شیعه در کشورهای عربی می دمند هموار می کند؛ نه فقط جایی که مسلمانان دو مذهب گرد هم می آیند.

اگر فرض را بر این بگیریم که حکم دادگاه ریاض، عقلایی و ارجح احکام در پیوستن به این بازی کثیف و گسترش فتنه به وسعت سرزمین های عربی از صنعای یمن تا بیروت لبنان باشد… باز هم آتشی است که همه عرب را می سوزاند و تاریخ گذشته و حال و آینده اش را تباه می سازد و به جز دشمن صهیونیست برای کسی منفعت ندارد. قدرت بیگانه ای که از خیرات سعودی بهره مند می شود… و بیشتر این خیرات هم در شبه جزیره و منطقه خلیج فارس مستقر شده.

ملت لبنان ظرفیت آن را ندارد چیز زیادی مثل این عقوبت بزرگ به بهانه ای بیهوده که مبتنی بر یک نظرسنجی بی معنا در جامعه ای بی موضوع است، تقدیم دولت سعودی کند.

و مملکت «عبدالعزیز آل سعود» هم ظرفیت ورود به جنگی بی نتیجه در بیشتر کشورهای عربی را ندارد و نه لیاقت آن را دارد که کشورهای توانمند را با کشاندن در این جنگ به فرورفتن در معرکه زیانباری بر علیه ملتشان بکشاند که با صرف عرق جبین و سال ها دوری از خانواده تلاش در بنای مملکت داشته اند، و آنچه را [از مصائب جنگ] تقدیم مملکتشان می کنند، بیش از طلایی است که به دست می آورند.

پی نوشت

[۱] – جانشین فیصل خالد بن عبدالعزیز بود و فهد بعد از وی به حکومت رسید. شاید چون بحث مرجعیت عربی بوده نظر نویسنده بعد از فیصل به فهد جلب شده است. صرف نظر از دیگاه مثبت نویسنده لازم است متذکر شویم که فهد در جنگ ایران و عراق علنا با هدایا و کمک های مادی و معنوی خود از صدام، در آتش این جنگ می دمید. (مترجم)

برچسب‌ها: , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

  1. ناشناس می‌گه:

    پادشاهان قبلی سعودی هم خون ریز و فاسد بودند. نویسنده طرفدار سابق ال سعود نبوده؟

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق