یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: اجتماعی
چاپ خبر
۱۴:۲۴ - ۱۳۹۴/۱۲/۱۰
بیکاری
موفقیت نصیب افراد خواب آلود نمی گردد!
 نقش من در بیکاری +پنج عامل بیکاری در ایران   

اگر دانشجو در زمان تحصیل درآمد داشته باشد، هر چند ناچیز، می تواند احساس کند روی پای خودش ایستاده است و قدر پول را بهتر می داند؛ پول بادآورده نمی باشد که به هر راهی خرج شود و از گذران وقت اضافی خود در مکان های بیجا پرهیز می نماید

ندای اصفهان- اکبر اخوان مقدم (مدیر خیریه نذر اشتغال امام حسین علیه السلام)

عوامل مختلفی باعث بیکاری در جامعه ما هستند که برخی از این عوامل، خارجی و برخی دیگر، داخلی می باشند. ما در این مبحث تنها به بعضی از مهمترین عوامل موثر داخلی می پردازیم.

فرهنگ و ریشه هایی که باعث بیکاری درجامعه می باشد، بعضاً از گذشته در اندیشه و عمل مردم کشور حاکم شده است که ما با توجه به بیکاری موجود، در شاخه های زیر به بررسی آنها می پردازیم:

۱- کارنکردن   ۲- عدم آموزش مهارت    ۳- فرهنگ جامعه  ۴- معرفی الگوها     ۵- قوانین

۱- کارنکردن

اگر شخصی درگذشته به سمت کارکردن هدایت نشده باشد و یا به­ علتی ­جذب محیط­ های واقعی کارنشده باشد، به طور طبیعی علاقه ای به کار کردن ندارد؛ انجام کارها برای او بسیار دشوار بوده، اعتماد به نفس انجام کار را نیز پیدا نکرده است و ترجیح   می دهد تا حد امکان بیکار بگردد و یا اینکه خود را به امور دیگر مانند تحصیل و آموزش های فنی که منجر به تولید نمی شود و یا ورزش مشغول نماید.

در حال حاضر دانشجویان چندین سال سرمایه کشور و همچنین وقت خود را برای آموزش حرفه خاصی می گذرانند و هنگام بازدهی که می شود متوجه می شوند آن را دوست ندارند؛ در این صورت مسئله به دو شکل اتفاق می افتد، اول اینکه به کار دیگری خارج از آموزش های دیده شده روی می آورند که این یعنی از بین بردن سرمایه ملی، شامل وقت، پول و امکانات دانشگاه و یا اینکه با بی میلی درهمان رشته مشغول بکار می شوند که به این موارد، بیکاری پنهان گفته می شود؛ زیرا شخص کار می کند ولی علاقه ای به انجام آن ندارد و این بدان معناست که موقعیت های ممکن پیش رو تلف می شود؛ در صورتی که اگر شخص با علاقه ذاتی همان کار را انجام دهد و تحصیلات مرتبط را هم کسب کرده باشد، کاری با کیفیت و کمیت بالاتر نتیجه می گردد و در نهایت، دسترسی به منابع بالاتر برای شخص و جامعه اتفاق می افتد.

(حضرت علی (ع) می فرمایند: «آفت دانش، به کار نبستن آن و آفت کار، دلبستگی نداشتن به آن است»[۱])

حال برای حل این معضل چه باید کرد و از چه زمانی باید آموزش انجام کار را شروع نمود و یا بهتر است سوال نمائیم در چه مقطعی نباید کارکردن را آموزش دهیم؟ کاملاً واضح است که باید همواره در همه مقاطع زندگی کارکردن به عنوان یک ارزش معرفی شود؛ مطلبی را از یکی از علمای بزرگ می خواندم که می فرمودند «هرگاه خلافی مرتکب می شدم، مادرم نمی گذاشت در خانه کار کنم»[۲] درحالیکه ما رفتارمان به سویی حرکت کرده است که اگر بخواهیم کسی را تنبیه نمائیم اورا به کار وا می داریم.

(ادیسون می گوید: «من در زندگیم حتی یک روز کار نکرده ام، آنچه انجام داده ام، تفریح بوده است.»[۳])

«مسئولین امر باور دارند میلیونها شغل در کشور وجود دارد که کسی تمایلی به آنها ندارد»[۴]

پس با توجه به آنچه که باید باشیم و آنچه که هستیم باید در تمام مقاطع سنی، خود و افراد وابسته به خودمان را تشویق به کار، خصوصاً کارهای عام المنفعه نمائیم تا کار کردن به عنوان یک ارزش معرفی شود و فقط کار برای دریافت مزد مادی تلقی نشود؛ این مهم با تلاش و با اهمیت دانستن نفس کار بدست می آید.
۲ عدم آموزش مهارت

یکی دیگر از عوامل بیکاری، مسئله عدم آموزش مهارت می باشد که زمینه آموزش مهارت باید درمقاطع مختلف تحصیلی برای فرزندان فراهم گردد؛ این آموزش ها بهتر است از کلاس هفتم شروع شود. با آموزش مهارت های مختلف در سال های اولیه دبیرستان تا سال های اول دانشگاه، جوانان با بسیاری از مهارت ها آشنا شوند و اگر کاری را دوست نداشته باشند به راحتی و بدون صرف وقت و هزینه های زیاد آنرا رها و به سراغ مهارت دیگری بروند و در زمان دانشجویی سراغ آموزش مهارت هایی که علاقه دارند خواهند رفت.

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در این باره می گوید: «۵۰ درصد جوانان کشور فاقد هر گونه مهارت برای انجام کار هستند. یقیناً می توان این درصد را به دانش آموختگان نیز تعمیم داد و گفت که دست کم ۵۰ درصد فارغ التحصیلان دانشگاه ها هیچ مهارتی ندارند »[۵]

نذر اشتغال

برای روشن شدن مطلب به نمونه ای واقعی اشاره می نمایم که برای خودم بسیار قابل تأمل می باشد.

خیریه نذر اشتغال سال ۱۳۹۳ یک کارگاه تولید لوازم آشپزخانه در زندان اسدآباد اصفهان راه اندازی کرد که زندانیان ابتدا آموزش دیده و به دنبال آن، کار تولید محصولات را انجام می دادند.

یکی از زندانیان که کار خم کردن لوله های صنعتی را آموزش دیده بود و مشغول به کار بود اظهار داشت «من قبلاً کبوترباز بودم و تاکنون کار صنعتی انجام نداده ام و حالا که در خود توانایی و جسارت کار را می بینم به خودم می بالم» و سوال کرده بود «آیا در خارج از محیط زندان هم امکانات کار برایم فراهم می باشد؟»

این یعنی عدم اعتماد به نفس، که ایشان هیچ اطلاعی از توانایی خود درمورد کارصنعتی نداشت و علت اصلی آن عدم انجام کار و در نتیجه عدم کسب مهارت درگذشته می باشد.

کارشناس مدیریت اجرایی در نیوجرسی آمریکا معتقد است: «دانشجویانی که سال پایانی تحصیلات خود را سپری می کنند، باید در تعطیلات تابستان، دوره کارآموزی شغل مورد نظر خود را پشت سر بگذارند، تا زمانی که وارد بازار کار می شوند، سریع تر کار یاد بگیرند و بتوانند پیشرفت کنند؛ اما در مورد فردی که دیرتر این مراحل را طی کند، این مسئله می تواند منجر به از دست دادن شغلش شود». [۶]

اصولاً اگر علاقمندی به کار کردن و مهارت، با یکدیگر جمع شوند حتماً کاری موفق و با کیفیت ارائه خواهد شد. پس باید همه عوامل تلاش نمایند تا دانشجویان با مهارت و علاقه به کار، فارغ التحصیل شوند.

(یک مثل آلمانی می گوید: «موفقیت نصیب افراد خواب آلود نمی گردد. »[۷])

خیریه نذر اشتغال
۳- فرهنگ جامعه
دیگر عامل بیکاری مسئله فرهنگ جامعه می باشد. باید بررسی نمائیم کدام فرهنگ جامعه در راستای اشتغال نمی باشد؛ که در تغییر و اصلاح این فرهنگ ها سعی و تلاش جدی نمائیم. مثال بارز آن توجه بیش از حد تعادل به تحصیل و رها کردن کار می باشد و نشانه شایع آن جمله ای است که بسیاری از والدین به فرزندان خود می گویند: «فرزندم تو درس بخوان تا برای خودت کسی بشوی و تا تو درس میخوانی پشت سرتو هستم و لازم نیست کاری انجام دهی.»
درحالی که تحصیلات اگر همراه با توانایی انجام کار نباشد، در زمان بهره برداری، جوان نمی تواند قدرت انجام کار و جسارت کارکردن را داشته باشد. بایستی جوانان بخصوص دانشجویان درهر رشته ای که تحصیل می کنند حداقل یک سوم وقت خود را در محیط واقعی همان کار بگذرانند؛ همانگونه که در مورد رشته های پزشکی اتفاق می افتد؛ انجام این روش حداقل سه نتیجه عالی در برخواهد داشت:
اول: سوالات زیادی در موقع کار برای دانشجو و دانش آموز به وجود می آید که به راحتی پاسخ آن را می تواند از استادان راهنما و کارگران با تجربه و متخصص دریافت نماید؛ درحالی که اگر مشغول بکار نباشد این سوالات بطور طبیعی مطرح نمی شود که بخواهد جواب آنرا بیابد و اگر مسئله از طرف استاد در دانشگاه هم مطرح شود چون جنبه درسی و نمره دارد جذابیت لازم را برای دانشجو ندارد و فهم و بسط در مورد آن مسئله وجود ندارد و پیشرفتی مورد توجه حاصل نخواهد شد.

قابل ذکر است روزی با یکی از مدیران موفق صحبت می کردم؛ ایشان عنوان نمود: «در زمان دانشجویی از استادم خواستم اجازه بدهد جهت آموزش بیشتر به یکی از کارگاه های ریخته گری بروم؛ ایشان هم اجازه دادند، با علاقه ای که نشان دادم و اضافه زمانی که خارج زمان کار دانشگاه برای آموزش اختصاص دادم و همچنین با اعتمادی که کارفرما بواسطه دوستی با من داشت و بدین واسطه مانع ورود من به کار نشد (علت عدم اعتماد و مشکلات آن در فصل سوم بیان خواهد شد) و حتی قطعه ای که دانشگاه در کارگاه لازم داشت را به طور رایگان در کارگاه ریخته گری ساختم و تحویل دانشگاه دادم و به عنوان دانشجوی نمونه معرفی شدم»؛ این نتیجه یک فرهنگ صحیح آموزش می باشد که کمتر به آن توجه می شود.
دوم: اینکه دانشجویی که در زمان تحصیل کارنکرده و پیش از آن هم در زمان دانش آموزی بیکار بوده است، پس از فارغ التحصیل شدن، بیکار می ماند و باید مدتها به دنبال کار بگردد؛ زیرا علم کارکردن و مهارت انجام کار را ندارد؛ ایشان تحصیل کردگان کار نابلد می باشند؛ مشکل اصلی کارخانجات ما اینجاست؛ این واحدها نیاز به متخصصین کار بلد دارند و اکنون جامعه ما با خیل دانش آموختگان کار نابلد روبروست که به قول معروف: ایشان دست به آچار نمی باشند و کارفرما هم در شرایط بحران و رقابت فعلی نمی تواند در مورد ایشان خطر نموده و این گروه را استخدام نماید.
لازم به ذکر می باشد که آموزش حرفه و کار فقط منظور کارهای یدی نمی باشد بلکه کارهای فکری و مدیریتی و تحقیقاتی هم بدین منوال می باشد.
سوم: اگر دانشجو در زمان تحصیل درآمد داشته باشد، هر چند ناچیز، می تواند احساس کند روی پای خودش ایستاده است و همچنین قدر پول را بهتر می داند؛ پول بادآورده نمی باشد که به هر راهی خرج شود و از گذران وقت اضافی خود در مکان های بیجا پرهیز می نماید؛ در نهایت به راه های باطل کشیده نمی شود؛ به راه هایی مانند اعتیاد و ارتباط هایی که از نظر شرعی نامطلوب است؛ دود این اشتباهات و تخلیه نکردن انرژی جوانان در کار، اول به چشم خود دانشجویان و بعد به چشم والدین و پس از آن ضرر اصلی بر پیکر جامعه وارد می شود؛ برای این مورد لازم نیست مثالی زده شود و کافی است آمار وقت های اضافی و آمار اعتیاد دانشجویان را بررسی کنیم تا به صدق مطلب برسیم.
یک مثال فرهنگی صحیح در دانشگاه های آمریکا را بیان می کنیم که آنجا اتفاقی متفاوت می افتد؛ ما باید تلاش کنیم این فرهنگ را برای جامعه خود بومی سازی نمائیم؛ سال گذشته با دوستی که از آمریکا آمده بود صحبت می کردم، ایشان دانشجوی یکی از دانشگاه های آمریکا می باشد و عنوان کرد: «برای دانشجویان کارکردن یک مسئله مهم و عامل مباهات است؛ درمورد کار از یکدیگر سوال می نمایند “کاری داری و یا خیر؟” درحالیکه در ایران سوال می شود چه کاری داری؟» و این نوع سوال کردن باعث می شود که افراد هرکاری را قبول ننمایند؛ شاید سالها بیکار بمانند تا کار در سطح دلخواه را پیدا نمایند؛ بیکاری را به کار در سطح پایین ترجیح می دهند.

دیگر اینکه اگر کسی کاری را انتخاب کرد، هرچند از نظر رتبه پائین باشد، می تواند درحین کارکردن کاری درسطح بالاتر پیدا کند؛ در ادامه وی عنوان می کرد که اگر دانشجویی کار نداشته باشد شرمنده می شود که بگوید بیکارم و شروع به شمردن دلایل بیکار بودن فعلی خود می نماید؛ به طور مثال می گوید: فلان فرم را پر کرده ام و منتظر جواب می باشم و یا باید هفته آینده بر سر کار حاضر شوم. خلاصه مطلب، دانشجو از گفتن کلمه بیکارم شرمنده می شود زیرا فرهنگ آن جامعه می داند، که دانشجویی شغل نمی باشد. سوال اینجاست آیا در دانشگاه های ما هم همین طور است؟ چند درصد دانشجویان ما درحال تحصیل کار می کنند و یا وظیفه ملی خود می دانند که باید کار کنند. کلاه خود را قاضی کنیم ببینیم این فرهنگ صحیح می باشد که دانشجو با این حداقل درس خواندن ها، کار نکند و بیکار بگردد و دانشجویی را شغل بداند و فراتر از آن، پس از فارغ التحصیلی هم بسیار اتفاق می افتد که وقتی سوال می شود چه کاره ای؟ می گوید: بیکارم و ازگفتن این کلمه شرم هم نمی کند؛ این فرهنگ کارنکردن و شرم از گفتن آن، نداشتن بالاترین آفت یک جامعه می باشد بخصوص زمانی که این تفکر نهادینه هم شده باشد.
رسول خدا (ص) از محلی عبور می کردند؛ کسی را دیدند و با او احوال پرسی کردند و با او به اصطلاح گرم گرفتند، در بازگشت دوباره آن شخص را دیدند و از وی پرسیدند: کاری داری؟ او پاسخ داد: خیر. فرمودند: از چشم من افتادی «قَالَ سَقَطَ مِنْ عَیْنِی».
دانشجو و فارغ التحصیل حتی دانش آموز باید کارکند، حتی اگر کاری با مزد نبود بطور رایگان کار نماید تا کار را یاد گرفته و جامعه بهایی بیشتر برای او قائل شود. چگونه است که اگر کسی در سنین پائین سواد یاد نگیرد، هرچند سال هم که بگذرد درصورت نیاز به سواد باید سرکلاس درس بنشیند تا سواد یاد بگیرد؛ همین طور است برای دانش آموزان، دانشجویان و فارغ التحصیلان که اگر کار با علاقه و مهارت را نیاموخته باشند باید به طور رایگان کار کنند تا این که کار و مهارت آنها قابل دیدن باشد؛ پس از آن جامعه و صنعت کشور به کار آن ها بها می دهد و حقوقی بر اساس رقابت و دستمزد کار واقعی دریافت خواهند نمود.
اگر فارغ التحصیلان در گذشته کار نکرده باشند تصورات غلط بر ذهن آنها حاکم میشود و تصور می نمایند این مدرک ها برایشان اعتبار می باشد؛ در حالی که مدرک بدون توانایی انجام کار مانند کتابهای داخل کتابخانه دانشگاه می باشد.
نمونه های فرهنگ اشتباه که در جامعه می باشد:
در کشور ما، بیکاری مانند رفتارهای نابهنجاری چون اعتیاد، مصرف سیگار و… زشت و ناپسند شمرده نمی شود و بیکار احساس ناخوشایندی از محیط زندگی خود دریافت نمی کند.
در کشور ما، تعطیلات تابستان کمتر بعنوان فرصت حرفه آموزی یا مهارت آموزی برای دانش آموزان تلقی می شود.
در کشور ما، افراد زیادی هستند که کار را مساوی یا معادل فقط پول درآوردن می دانند.
در کشور ما، ناخواسته کارفرما را رقیب کارگر معرفی می نمایند در حالی که رقیب هر دو ایشان رقبای تجاری داخلی و خارجی با محصولات مختلف در بازار کشور هستند.
در کشور ما، سن ورود به بازار کار پس از دوران جوانی است و مهترین مشکل بی مهارتی جوانان، تاخیر ایجاد شده در سن کارآموزی آنان است.
در کشور ما، یک هفتم آموزش های آکادمیک، آموزش های فنی و مهارتی است در حالی که در کشورهای توسعه یافته، بیش از نیمی از زمان دانش آموزان در مقطع متوسطه، به یادگیری مهارت های فنی معطوف است؛ «در کشور سوئیس تا ۸۰ درصد جامعه دانش آموزان در مقطع متوسطه، در رشته های فنی درحال تحصیل هستند.»
در کشور ما، دانشجویی، سربازی و خانه داری شغل است.
به نظر می رسد برای رسیدن به فرهنگ اسلامی و از چشم رسول (ص) خدا نیفتادن باید سخت کار کنیم و اول از خودمان شروع کنیم؛ زیرا بسیاری از این رفتارها درکشور نهادینه شده است وفرهنگ و پایه و اساس کارها می باشد؛ اگر فرهنگ درست شود بقیه کارها آسانتر انجام می شود.

(ادامه دارد…)

پی نوشت

www.nazreeshteghal.Com

[۱] کیفیت ولایت مولا و گوشه ای از سخنان گرامیش

[۲] دیدگاه آیت الله حائری شیرازی در زمینه تربیت فرزند http://nooredideh. com

[۳] سخنان توماس ادیسون http://rahpoo. com

[۴] روزنامه ابرار ۰۲/۱۲/۱۳۹۳

[۵]خبرگزاری تسنیم ۱۶/۰۹/۱۳۹۳

[۶] دنیای اقتصاد ۳۱/۰۶/۱۳۹۳

[۷] http://pouyaei.vcp.ir

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

  1. دانشجو می‌گه:

    از همکلاسی های دانشگاه من ، کسانی که در کنار تحصیل به سراغ کار رفتند یا ترک تحصیل کردند یا چند ترم اضافه تر در دانشگاه ماندند تا فارغ التحصیل شوند

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق