سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۲۱:۱۱ - ۱۳۹۴/۱۲/۰۵
خبرگان رهبری
دیدگاه های کاندیداهای مجلس خبرگان رهبری- قسمت اول
 عبدالامیر خطاط: فقه تئوری کامل زندگی انسان از گهواره تا گور است/ محمدعلی فقیهی: شورای رهبری برخلاف سیره عقلایی است   

سوالات بر ۵ محور تعریف فقه حکومتی و فقه سیاسی، جایگاه ولایت مطلقه فقیه، حیطه وظایف مجلس خبرگان رهبری، مسأله شورای رهبری و مواضع نسبت به فتنه ۸۸ است

به گزارش خبرنگار ندای اصفهان، درحالی که بیشتر توجه ها به انتخابات مجلس شورای اسلامی معطوف شده است اما اهمیت مجلس خبرگان نیز نه تنها کمتر نیست بلکه بالاتر است. لذا شایسته است که مردم با دیدگاه های کاندیداهای مجلس خبرگان رهبری نیز آشنا شده و در قبال رأیی که برای این مجلس به صندوق می اندازند شناخت و دقت لازم لازم را داشته باشند. متن زیر سخنان حجج الاسلام عبدالامیر خطاط و سیدمحمدعلی فقیهی در جلسه پرسش و پاسخ جامعه مبلغین انقلاب اسلامی است که توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای اصفهان از روی نوار پیاده سازی شده است. گفتنی است در این جلسه ۷ نفر از کاندیداهای مجلس خبرگان استان اصفهان شرکت داشته اند که متن سخنان آنها در چند قسمت ارائه خواهد شد.

سوالات بر ۵ محور تعریف فقه حکومتی و فقه سیاسی، جایگاه ولایت مطلقه فقیه، حیطه وظایف مجلس خبرگان رهبری، مسأله شورای رهبری و فتنه ۸۸ است.

آیت الله عبدالامیر خطاط:

مجلس خبرگان به‌عنوان مجلسی است که کار اجرایی خاصی بر عهده آن نیست ولی ضرورتش در حکم جعبه کمک‌های اولیه است. در یک محیطی ممکن است زمانی مورد نیاز قرار بگیرد و یک کار حیاتی انجام دهد، لذا قوام و شکل‌گیری مجلس خبرگان درواقع به خاطر مسئله ولایت‌فقیه است.

ولایت‌فقیه از مطالب بسیار بدیهی و بسیار روشن است، عجز و کم‌کاری‌ها در تبیین این مفهوم، زمینه را برای فرصت‌طلب‌ها فراهم کرده است.

کلمه ولایت به معنای اختیار حکومتی است، در تمام دنیا تمام حکام دارای اختیارات حکومتی هستند و حکومت بدون اختیارات حکومتی ممکن نیست، این اختیارات حکومتی را برای افرادی با شرایطی قائل هستند که ما علاوه بر آن‌ها فقاهت را هم شرط می‌دانیم.

فقاهت نه به‌عنوان تنها شرط حکومت بلکه به این معنا که شرایط دیگری که عقلای عالم در طول تاریخ برای حاکم قائل بوده‌اند و منابع دینی نیز صحه بر آن‌ها می‌گذارد، علاوه بر آن‌ها فقاهت هم شرط است.

ما با بررسی هدف حکومت از دیدگاه اسلام به این نتیجه می‌رسیم که هدف حکومت همان هدف آفرینش است، در طول هدف آفرینش باید هدف حکومت را جستجو کرد.

اقامه عدل مقدمه تربیت نفوس است، زندگی جمعی و اجتماعی بدون اقامه عدل ممکن نیست، حکومت در دیدگاه ما به هدف تربیت نفوس برمی‌گردد که همان هدف انبیا و هدف آفرینش است.

عبدالامیر خطاط

فقه تعریف جامعی دارد، فقه نه به معنای آنچه در ابتدا به اذهان می‌رسد از آنجایی‌که موردنیاز توده مردم است (یعنی آنچه رساله عملیه است)، رساله عملیه تمام فقه نیست، برخی‌ها در عالم سیاست می‌گویند حاکم چه نیاز دارد این مسائل را بداند؟! ما اگر دامنه فقه را توجه و تبیین کنیم به‌صورت خودبه‌خود این سؤال پاسخ داده می‌شود.

تمام ابعاد زندگی انسان در جهات شخصی، اجتماعی، عبادی، مادی و تمام حیث‌هایی که با زندگی انسان مرتبط دارد زیرمجموعه فقه است. فقه متصدی بیان تمام بایدها و نبایدهای زندگی انسان از بدو تولد تا آخرین لحظه‌ای که انسان از نعمت حیات بهره می‌گیرد، است. تعبیری که حضرت امام (ره) راجع به فقه داشته‌اند، به نظر می‌رسد تعبیری گویا و کاملی است، ایشان فرموده‌اند: فقه تئوری کامل زندگی انسان از گهواره تا گور است؛ اگر فقه با این نگاه دیده شود، خودبه‌خود مسئله‌ای که جایگاه فقیه کجاست حل می‌شود.

در نظام توحیدی بایدها و نبایدها از جانب خداوند و شارع مقدس برای بشر دیده‌ شده است، این‌ها را در یک حکومتی که بین مسلمان‌ها ست نمی‌توان نادیده گرفت و این جایگاه فقه است.

طبق یک نگاه توحیدی به‌هیچ‌وجه نمی‌توان این را باور کرد که فقه فقط به رساله عملیه خلاصه شود، کتب فقهی هم گویای وسعت دامنه فقه است.

ولایت‌فقیه یعنی اختیارات تام، ولایت مطلقه هم به همین معناست، اختیارات تام حکومتی برای کسی که علاوه بر تمام شرایطی که عقلا می‌گویند، قدرت فهم بایدها و نبایدهای شرعی را دارد.

جای تعجب است که کسی بگوید نیاز به حکومت نداریم و الا اگر قائل به تشکیل حکومت باشیم، اگر کسی بگوید ولایت‌فقیه را نمی‌پذیرم معنایش این است که ولایت غیر فقیه را می‌پذیرد.

باید توجه کرد حکومت بدون ولایت ممکن نیست و اگر ولایت را برای فقیه نپذیریم یا حکومت نمی‌خواهیم یا اگر می‌خواهیم این اختیارات را برای کسی که فقیه نباشد قائل هستیم یعنی غیر فقیه بر فقیه نسبت به دخل و تصرف در مسائل حکومتی اولا باشد.

مسئله شورای رهبری در قانون اساسی که در سال ۱۳۵۸ نوشته شد آمده بود و مرحوم آقای منتظری بر آن اصرار داشت ولی بعداً خودشان گفت که این مسئله برخلاف سیره عقلایی است، لذا در قانون اساسی تغییر پیدا کرد، بعدها در برخی از بیوتات مسئله شورای رهبری مطرح شد، لذا بیان علمی که بتوان در این خصوص بتوان از آن دفاع کرد وجود ندارد. در هیچ کجای عالم شورای رهبری نداریم.

در خصوص وظیفه مجلس خبرگان می‌توان گفت: گاهی یک فقیه جامع‌الشرایط مقبول جامعه وجود دارد، لذا وظیفه خبرگان این است که آن را مورداشاره قرار بدهد، ولی ممکن است در یک واحد زمانی افراد جامع‌الشرایط وجود داشته باشند ولی مقبولیت اجتماعی خیلی وجود نداشته باشد، لذا شورای خبرگان در این موقع وظیفه دارد از میان آن‌ها یک نفر را انتخاب کند. حضرت امام علاوه بر دارا بودن تمام شرایط مقبولیت اجتماعی هم داشتند.

خداوند قرآن در سوره قلم بیان فرموده است که اخلاق خوب شرطش این نیست که حرف‌شنو مکذبین باشند، کفار و مشرکین به دنبال این بودند تا یک معامله‌ای با پیامبر انجام دهند تا ایشان نسبت به بت‌ها تنزلی داشته باشند و آن‌ها نیز نسبت به پذیرش اسلام تنزلی داشته باشند در اینجا پیامبر نهی قرآنی شد.

در خصوص فتنه ۸۸ زمانی که دست دشمن مشخص و رو شد همه باید توقف می‌کردند و در ضمن اعلام می‌کردند که ما دیگر نیستیم، لذا افرادی به‌صورت جدی ایستاده بودند و دنبال ادعای خود بودند حتی با اینکه دشمن آمده بود تا استفاده ببرد، این چیزی بود که ماهیت و چهره برخی از افراد را مشخص کرد، لذا با مشارکت مردم و الطاف خداوند دست رد به این شخصیت‌ها زده شد، فتنه ۸۸ چیز قابل دفاعی نبود.

آیت الله سید محمدعلی فقیهی:

در مسئله شورای رهبری زمانی که بخواهیم از آیات و روایات استفاده بکنیم با دو سؤال روبرو می‌شویم، آیا از این منابع اینکه حاکمیت توسط شورا انجام شود به دست می‌آید یا نه و سؤال دوم اینکه شورا و مشورت مطرح‌شده به معنای استفاده کردن از فکر دیگران است؟

آنچه ما دنبال کردیم و از آیات و روایات به دست آوردیم معنای دوم حاصل شد یعنی اینکه شورا و مشورتی که آورده شده منظور استفاده از فکر دیگران کردن است، اما اینکه مسئولیت بر عهده شورا باشد ما جایی حاکمیت شورایی را پیدا نکردیم.

در قرآن کریم دو جا بحث شورا مطرح‌ شده است؛ یکی در آیه ۱۵۹ سوره مبارکه آل‌عمران، که داستانش از این‌ قرار است که بعد از اینکه پیامبر در مورد جنگ اُحد با مسلمان‌ها مشورت کردند، مسلمانان گفتند برویم و در این منطقه بجنگیم، بعد به‌واسطه خیانت برخی‌ها به‌ظاهر شکست خوردند، بعضی‌ها گفتند پیامبر بیخود به حرف کسی گوش ندهد و از کسی نپرسد، خداوند رحمان آیه را نازل کرد و فرمودند مردم را در مشورت بیاور، هیچ کجای این آیه نیامده مسئولیت بر عهده مردم است یا مسئولیت بر عهده گروهی از مردم به نام شورا است، ذیل همان آیه فتوکل علی الله … خداوند می‌فرماید مسئولیت بر عهده پیامبر است، شما نظرات آن‌ها را بخواه، ولی تصمیم‌گیری با شماست، لذا باید همه جای قرآن را خواند نه‌فقط یک کلمه از آن را بگیریم.

آیه دوم در خصوص مشورت، آیه ۳۸ سوره مبارکه شوری است، که خداوند در اوصاف برخی از مؤمنان می‌فرمایند، اینکه مردم در کارها مشورت می‌کنند و خودرأی نیستند، دوم اینکه کارشان استفاده از فکر دیگران است، البته امروز رهبری هم در کارهای مختلف از مشاورهایشان در زمینه‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، خارجه و … استفاده می‌کنند، اما اینکه مسئولیت بر عهده شورا است از این آیه به دست نمی‌آید و سومین معنا اینکه از تفسیر علی ابن ابراهیم که برگرفته از روایات اهل‌بیت است این‌گونه بیان‌شده است که مردم باید کارهایشان را بروند از امام بپرسند و با مشورت امام کارهایشان را انجام دهند و این برخلاف حرف عده‌ای است که می‌گویند باید مسئولیت شورایی باشد.

نهایتاً از دو آیه چیزی که به دست می‌آید این است که افراد در مسائل شخصی و اجتماعی از فکر دیگران استفاده بکنند اما اینکه مردم مسئولیت را بر عهده شورا بگذارند نه از این آیه و نه از آیات دیگر به دست نمی‌آید.

سید محمدعلی فقیهی

در خصوص روایات، در وسایل الشیعه ابواب العشره باب ۲۱ تا ۲۴ چیزی که گفته می‌شود این است که در اموری که می‌خواهید انجام دهید برای اینکه خطا نکنید البته درجاهایی که دین اجازه داده است از فکر دیگران استفاده ببرید، درجاهایی که شریعت صریحاً مسئله را مشخص کرده دیگر نیازی به مشورت کردن نیست مثلاً برای اقامه نماز از دیگران بپرسیم نماز بخوانیم یا نه و دیگران مثلاً بگویند خسته می‌شوی نیازی نیست در این موارد مشورت کردن نیاز نیست، لذا در روایات هم‌جایی که بگوید مسئولیت اجرایی بر عهده شورا باشد وجود ندارد.

با رجوع به سیره عقلایی متوجه می‌شویم در هیچ کجای دنیا مسئولیت‌های اساسی اجرایی و مملکتی شورایی وجود ندارد، زمانی مسئله وضع قانون است، اینکه قانون شور و مشورت بشود بحثش جداست، یک موقع بحث نظارت است شورای نظارتی را می‌توان در نظر گرفت، ولی یک موقع بحث مسئولیت است که در کل دنیا بر عهده پادشاه یا رییس‌جمهور و یا نخست‌وزیر است.

مهم‌ترین شأن اجرایی رهبر است، در حقیقت رییس‌جمهور یک زیرمجموعه از شئونات رهبر است، اگر ولی‌فقیه به رییس‌جمهور نگوید شما از طرف من منصوب هستید آن رییس‌جمهور هیچ اعتبار و ارزشی ندارد، به‌اضافه اینکه برخی امور به دست رهبری است که در قانون اساسی مشخص‌ شده است.

از جهت تجربه هم هرکجا مسئولیت بر عهده شورا بوده کار غلط بوده است،‌ لذا در بازنگری قانون اساسی شورای رهبری تبدیل به رهبر واحد و شورای عالی قضایی به رییس قوه قضاییه تبدیل می‌شود و این کار برای جلوگیری از آفات در قانون اساسی دیده‌شده است.

پس اگر کسی اعلام کند شورای رهبری، حرف آن خلاف قرآن، سنت، سیره عقلایی، تجربه و قانون اساسی است.

ولایت‌فقیه یک منصب تعیین الهی است، کار خبرگان کشف است تا اوصافی که در روایات و قانون اساسی آمده را در شخص کشف کنند،‌ اصل مسئله کشف است منتها ممکن است در مواردی دو نفر در تمام شرایط یکسان باشند آنجا می‌توانند تعیین کنند.

 

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق