چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۱۱:۰۳ - ۱۳۹۴/۱۲/۰۲
کتاب کارگزاران شایسته در اسلام
حکومت و اسماء حسنای الهی/
 نگاهی به کارگزاران شایسته در اسلام +دانلود کتاب   

در اين كتاب تحقيقى ‏در مورد ضرورت حكومت، شرح وظايف قوای ‏مجريه از رهبر و رئيس ‏جمهور به مراتب تا كارمند شهردارى از نظر مبانی اسلام به عمل آمده است

به گزارش خبرنگار ندای اصفهان، کتاب «کارگزاران شایسته در اسلام» به قلم حجت الاسلام سیدمرتضی حسینی اصفهانی در ۳۵۰ صفحه به همت انتشارات فرهنگ قرآن منتشر شده و اکنون به طور اختصاصی در اختیار پایگاه خبری تحلیلی ندای اصفهان قرار گرفته است. در ادامه قسمت هایی از این کتاب را می خوانیم امید است که برای ارتقای علم و عمل ما مفید باشد.

 

دریافت فایل word کامل کتاب: دانلود

کتاب کارگزاران شایسته در اسلام

مولف در مقدمه کتاب می نویسد:
چند صباحی حکومت‏ هاى ستمگر، فَسَقه و غاصبان به زور و حیله و تزویر بر سر کار مى ‏آیند و در تمام شؤن مردم، در ظاهر و باطنشان دخالت و چه بسا تجاوز و تعدّى مى‏کنند، با این‏که خداوند حکیم در حیطه نظام تکوین و تشریع ذره‏اى ظلم را تجویز نفرموده است: «وَلاَ یَظْلِمُ رَبُّکَ أَحَدًَا» «و پروردگارت به هیچ‏کس ظلم نمى‏کند»، اکنون اگر این پرسش مطرح شود که آیا وجود این حکومت‏هاى ستمگر با اسماى حسناى الهى هماهنگ مى‏ شود؟

و در پاسخ باید گفت: وجود همه این حکومت‏هاى ظلم ستیز و متعدى به اذن خدا، به عنوان عذاب دنیوى و کیفر اعمال و مکتسباب بشریت در عالم تکلیف است، زیرا اگر همه مردم زیر سلطه حکومت‏ها، بنده پاک و خالص خدا بودند، از سوى همین مردم اجازه ظلم و تعدى به اذن الهى به حاکمى از حکام جور داده نمى‏شد تا چنین حکومت‏هاى مستبد و ستمگر استقرار یابند.

آرى چند صباحى مُلک‏ها و حکومت‏ها جهت امتحان به دست مردم افتاده تا همگان مورد آزمایش قرار گیرند وگرنه هیچ‏کس حق حاکمیت بر مردم ندارد به جز خداوند متعال و یا کسى‏ که از ناحیه او و یا رسولش برمردم ‏حاکمیت الهى پیداکند که‏ آن‏ هم ‏منحصر به رسولان وانبیاء و «ائمه» معصومین علیهم ‏السلام و یا نایب برحقشان «ولى فقیه» (حضرت «امام» رضوان اللّه‏ علیه در زمان خودش ـ و اکنون «مقام معظم رهبرى حضرت آیت اللّه‏ العظمى خامنه ‏اى حفظه اللّه‏) مى ‏باشد، و اگر حکومت‏ها در روزگار و گذشت زمان به ‏دست ستمگران و چپاولگران افتاده ‏است هریک وقت معینى خواهد داشت، تا زمانى‏ که حضرت «قائم» علیه ‏السلام از سلاله طیّبه و طاهره بنى‏ هاشم و از فرزندان «رسول ‏اکرم، نیّر اعظم حضرت محمّد بن عبداللّه‏» صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏آله ‏وسلم مظهر قهاریت و اسم اعظم خداوند متعال قدم به عرصه ظهور بگذارد و به اذن خدا مجموعه اولیاى خدا و دوستان وى که لباس ایثار به تن کردند و مظلومانه شهید و یا مسموم شده ‏اند و نیز ستمگران عالَم و رؤاى مشرکان محض را به جهان ارجاع دهد و در این میان بینى ستمگران رابه خاک مذلّت بمالد و مفهوم «إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ»؛ «حکمى به جز حکم اللهى نیست»، را اجرا کند، و در سایه اجراى حکم الهى حق از دست رفته مظلومان وستمدیدگان تاریخ را در زیر سایه عدل الهى برگرداند.

 

در ادامه قسمت هایی از فصل چهارم این کتاب را با عنوان «حکومت ملازم مدیریت» می خوانیم:

بدیهى است که حکومت مجموعه ‏اى از افراد نظیر: «رهبر»، «رئیس جمهور» و «وزرا» و به ترتیب رؤسا و مرئوسان به هم پیوسته تا آخرین فرد مربوطه را، نسبت به مردم حاکمیت و سلطه مى‏ بخشد، و چون هدف اصلى از حکومت اجراى عدالت اجتماعى، گسترش اخلاق، ترک تعدّى‏ ها و ظلم‏ها و ایجاد جامعه‏ اى سالم، به هم پیوسته، نوع دوست و متعادل مى ‏باشد، تحصیل چنین هدفى بدون مدیریت کامل و جامع ممکن نخواهد بود، بدین خاطر مجموعه کارگزاران طبق اُصول کارشناسى بایستى از مدیریت مناسب برخوردار باشند، علاوه بر این «رئیس ‏جمهور» بایستى مدیریت ویژه و مافوق آنها را دارا باشد، تا بتوانند قوانین مربوط را به‏ طور صحیح و بدون اصطکاک به اجرا در آورند و به بیان دیگر: اگر خواسته باشیم براى مدیریت در اسلام جایگاه روشن‏تر و مصداق واضحتر بیابیم به جز نظام حکومتى جایگاهى براى آن نخواهیم یافت.

مدیریت و برنامه ریزی حکومتى

بدون‏ برنامه‏ ریزى‏ صحیح، دولت و حکومت تحقّق نمى‏ یابد.

«امیر مؤمنان» علیه ‏السلام فرمود: «تحقّق و تداوم دولت‏ها منوط به چاره اندیشى و برنامه‏ ریزى در اُمور مى‏ باشد».[۱]

«رسول‏ خدا» صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏آله ‏وسلم خطاب به «ابن مسعود» مى‏ فرماید: «هرگاه کارى را انجام مى‏ دهى همراه با علم و عقل انجام بده، و مبادا! کارى را بدون تدبیر و آگاهى انجام دهى زیرا که خداوند بزرگ مى‏فرماید:
«همانند زنى نباشید که بافته‏ اش را بعد از آن‏که محکم گردانیده بود، از روى جهالت باز کرد».
[۲]

برنامه ‏ریزى و عدم پشیمانى

بدیهى است که ‏طرح وبرنامه ‏ریزى وسیله‏ مناسبى براى مهار کردن امکانات انسانى و مادى، منضبط نمودن ابزار کار و تنظیم و ترتیب آنها وجهت بخشیدن درکارها، تسریع در افعال، رسیدن به‏ مقصود و مطلوب و به ثمر رساندن امکانات مقدور خواهد بود، و هیچ‏گونه خلافی به وجود نخواهد آمد تا این‏که پشیمانى و ندامت در آن حاصل گردد، چنان‏که «امیر مؤمنان» علیه‏ السلام فرمودند: «عمیق اندیشیدن در اُمور، قبل از شروع آنها، تو را از پشیمانى ایمن مى‏ سازد».[۳]

آرى اندیشه عمیق باعث مى‏ شود که انسان درباره جوانب کار به ویژه نتیجه بخشیدن آن در آینده تدبر کند، و صحیح و با آرامش کامل پیش رود. همان‏گونه که عدم تدبیر در اُمور، مشکلات را از بین نمى‏ برد، بلکه آنها را زیاد مى‏کند، چنان‏که «امیر مؤمنان» علیه ‏السلام فرمودند:
«کسى ‏که راه‏یابى حل مشکلات را رها کرد شدائد در مقابل او ایستایى مى‏کنند».[۴]

برنامه ‏ریزى ویژه و نتیجه برتر

طرح برنامه باید از ویژگى خاصى برخوردار باشد. تا به هدر رفتن نیروها و امکانات، یا اتلاف وقت‏ها، یا عدم سود و بهره رسانى به مردم منجر نشود، زیرا همه مسؤلان در سراسر دنیا اگر چه اهداف مادى و شخصى نیز داشته باشند، از وجود برنامه برخوردارند. «امیرمؤمنان» علیه‏ السلام مى‏ فرماید: «ظرافت و دقت در طرح برنامه، بهتر از ایجاد امکانات است».[۵]

در پیشرفت کارها و ثمر بخشیدن به آنها آماده کردن ابزار و وسایل کار صرفاً سبب پیشرفت نخواهد بود، بلکه دقّت و تدبیر نمودن در برنامه ‏ریزى مؤثر خواهد بود، زیرا تدبیر و اندیشیدن در اُمور، چه بسا خود سبب شود که وسائلى را نیاز نداشته باشند، و یا خود با تدبیر وسایلى را از روى ابتکار به وجود آورند که نیازى به تهیه وسایل دیگر نداشته باشند، و بدین صورت کارها بر مبناى خلاقیت و ابتکار عمل پیش مى‏ رود.

حل مشکلات به دست انسان

از آنجا که انسان خلیفه الهى است، بایستى داراى چنین اعتقادى باشد و باور کند که مى‏ تواند بر حل تمام مشکلات، فائق آید. البته تسلّط او بر حل مشکلات از سه طریق قابل تصور است:

۱ ـ تفکر: یعنى؛ اندیشیدن مستمر در اُمور که خود سبب ارائه راه حل‏ها و نحوه نفوذ و تأثیر در مشکلات خواهد بود، چنان‏که «امیرمؤمنان» علیه ‏السلام مى‏ فرماید: «راه‏یابى وچاره ‏جویى فایده فکر مى‏ باشد».[۶]

۲ ـ راه‏یابى از اسلام: اسلام‏ عزیز براى حل‏ و فصل تمام مشکلات انسانى، راه و روش‏هایى ارائه مى‏ دهد، و به قدرى از این جهت غنى است که از حل و فصل هیچ مشکلى دریغ ننموده است، چنان‏که «امیرمؤمنان» علیه ‏السلام فرمود: «براى رسیدن به هر چیز راه و تدبیرى است».[۷]

البته خداوند راه حل تمام مشکلات را باز اعلام داشته، به جز آنچه که طبق قضا و قدر الهى از علم خداوند گذشته است، که در آن موارد جاى تغییر و تحول نیست، چنان‏که «امیرمؤمنان» علیه‏ السلام مى‏ فرمایند:
«در هرچیزى راه وچاره‏اى (براى حل آن) هست به‏ جز حکم و قضاى الهى».[۸]

۳ ـ استفاده از روش گذشتگان: بدیهى است که ارائه راه‏ها براى حل مشکلات، بدون توجّه به راه و روش گذشتگان نخواهد بود، بلکه با عمل‏کرد آنان ملازم و همراه است. بنابراین شخص مدیر بایستى از عمل‏کرد آنان استفاده کند، و چنان‏که از روش آنها استفاده نکند نه تنها مشکل را حل نمى‏کند، بلکه خود در مسیر، توقف مى‏کند.
«امیر مؤمنان» علیه‏ السلام در این باره فرمودند: «کسى که تجربه ‏اش کم باشد فریب خواهد خورد و کسى که تجربه ‏اش زیاد باشد، لغزش هایش کم مى‏شود».[۹]

«امیر مؤمنان» علیه ‏السلام درباره علمى که به کار گرفته شده و به عنوان تجربه، آثارى را نبخشیده، مى‏ فرماید: «بى ‏ارزش‏ ترین علم، دانشى است که بر سر زبان است و برترین دانش، علمى است که در اعضا و جوارح آشکار است».[۱۰]

اخلاق مدیریتى

هنگامى‏ که «امیر مؤمنان» علیه ‏السلام در سال سى و شش هجرى «عبداللّه‏ بن عباس» را به‏ عنوان فرماندار بصره منصوب نمود به وى در خصوص اخلاق مدیریتى چنین نامه‏ اى را نوشتند: «با مردم به هنگام دیدار و در مجالس رسمى و در مقام داورى، گشاده رو باش و از خشم بپرهیز، کهسبک مغزى به تحریک شیطان است. و بدان! آنچه تو را به خدا نزدیک مى‏ سازد از آتش جهنم دور. و آنچه تو را از خدا دور مى‏کند به آتش جهنم نزدیک م ى‏نماید.»[۱۱]

هر مدیرى که مجموعه‏ اى را زیر نظر دارد باید از این توصیف برخوردار باشد.

«امیر مؤمنان» علیه ‏السلام در نامه‏ اى به «حارث همدانى» (که یکى از یاران مخلص حضرت بود) مى‏ نویسند: «… آبروى خود را آماج تیر گفتار دیگران قرار نده، و هر چه شنیدى بازگو مکن که نشانه دروغگویىاست، و هر خبرى را دروغ مپندار، که نشانه نادانى است. خشم را فرو نشان و به هنگام قدرت ببخش و به هنگام خشم فروتن باش، و در حکومت مدارا کن تا آینده خوبى داشته باشى، نعمت‏ هایى که خدا به تو بخشیده نیکو دار و نعمت‏هایى که در اختیار دارى تباه مکن، و چنان باش که خدا آثار نعمت‏هاى خود را در تو آشکارا بنگرد».[۱۲]

تعیین وظیفه براى همه خدمتگزاران

براى این‏که در تمام شاخه‏ ها از مجموع خدمتگزاران و حقوق بگیران، کسى در کارها سستى و تعلل نورزد و در قبال حقوقى که أخذ مى‏ کند، انجام وظیفه کرده باشد باید به این بیان نورانى مولى نظر بیفکند، «امیر مؤمنان» علیه ‏السلام خطاب به فرزند خویش «امام حسن» علیه ‏السلام
مى‏فرماید: «کار هرکدام از خدمت‏گزارانت را معین کن که او را در برابر آن کار مسؤل بدانى، و تقسیم درست کار، سبب مى‏شود کارها
را به یکدیگر وانگذارند، و در خدمت سستى نکنند».
[۱۳]

انتخاب رئیس مستقل براى هر کار

هرکار تشکیلاتى که به‏ وسیله نیروهاى فراوان‏ انجام مى‏گیرد بدون برگزیدن رئیس و نیز انتخاب کردن رؤسا براى هر قسمتى از کارها و بخش‏هاى‏ آن امکان‏پذیر نخواهد بود، بدین خاطر تعیین رئیس براى هر قسمت به‏ طور مجزا ضرورى است، لذا «امیر مؤمنان» علیه ‏السلام به «مالک اشتر» هشدار مى‏ دهد، تعیین رئیس ‏براى هرکارى به ‏طور مستقل لازم مى‏باشد. مى ‏فرماید: «براى هر یک از کارهایت سرپرستى برگزین که بزرگى کار بر او چیرگى نیابد، و فراوانى کار او را درمانده نسازد».[۱۴]

آرى انتخاب رؤسا و یا وزراء در رأس اُمور امرى ضرورى است و بدون تشکل نیروهاى منظم وظایف به پیش نخواهد رفت.

مسئولیت و خدمتگزارى

مسئولیت‏ها، مقام‏ها و منصب‏ها؛ درحقیقت تجمع قوا و نیروى مردم است که در یک پست و عنوان درآمده و در اختیار مسؤلان قرار گرفته است. اگر فرد مسئول جایگاه خود را بشناسد، باید در خدمت ‏رسانى به مردم و پاسخ مثبت به خواسته ‏هاى آنان دریغ نورزد.

کتاب «اُصول کافى» با سند صحیح از «معلى بن خنیس» نقل مى‏کند که گفت: «روزى محضر «امام صادق» علیه ‏السلام عرضه داشتم. فدایت گردم!
آل فلان را (بنى عباس) به یاد آوردم، که چه بهره ‏هایى از نعمت‏هاى دنیایى مى‏ برند، سپس عرض کردم: اى کاش! این (حکومت) به دست شما مى ‏بود و ما با شما در رفاه و خوشى زندگى مى‏کردیم.»

حضرت فرمود: «هرگز اى معلى!، اگر این‏گونه (حکومت به دست ما) بود چیزى جز سیاست (تدبیر و برنامه ‏ریزى) در شب و تلاش مداوم در روز، و پوشیدن لباس زبر و خشن و خوردن غذاى خشک نبود، وآنان این(حکومت) را از ما دریغ ورزیدند. آیا تو هیچ ستمى را که خداوند تبدیل به نعمت کرده ‏باشد جز این مورد مشاهده ‏کرده ‏اى؟»[۱۵]

بى جهت نبوده که «امیر مؤمنان» علیه‏ السلام مى‏ فرماید: «از (دلائل) بقاى دولت، بیدارى (آگاهى وهشیارى) در حفظ و حراست اُمور است.»[۱۶]

نیز در این باره مى‏ فرماید: «از دلائل موفقیت دولت، کم غفلتى است.»[۱۷]

«امیر مؤمنان» علیه ‏السلام مى‏فرماید: «زکات بزرگى وجاه، به کار بستن (و گشودن کار زیر دستان) آن است.»[۱۸]

نیز حضرت مى ‏فرمایند: «زکات زمامدار (رئیس جمهور) فریادرسى بیچاره است».[۱۹]

از «امام باقر» علیه‏ السلام نقل شده، فرمودند: «از آبروى خود به مردم قرض بده براى روز نیاز و کمبود خودت».[۲۰]

از «امام صادق» علیه‏ السلام نقل شده، فرمودند: «از جاه و مقام و مال مردم سؤال مى‏شود (خداوند مى‏ فرماید:) «براى تو جاه قرار دادم، پس آیا به وسیله آن مظلومى را یارى کرده ‏اى؟ یا دست ظالمى را از ظلم قطع نموده ‏اى؟ یا به فریاد دردمندى رسیده ‏اى؟».[۲۱]

نیز از «رسول خدا» صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله ‏وسلم نقل شده، فرمودند: «خداوند متعال در خصوص جاه و مال از بنده سؤال مى‏کند، مى‏ فرماید: اى بنده من!من جاه و مال و مقام به تو دادم. آیا به وسیله آن، مظلومى را کمک کرده، یا به فریاد دل دردمند و ستمدیده‏ اى رسیده ‏اى؟» [۲۲]

«امیر مؤمنان» علیه‏ السلام در توجّه فرد مسؤل نسبت به زیردستان مى‏ فرماید: «با اهانت از مردم ‏روى نگردان و خود را نرم‏خو ساز و براى خداوند بزرگ که تو را رفعت بخشیده فروتنى کن».[۲۳]

چه خوب است خدمت قبل از درخواست صورت پذیرد وگرنه بعد از درخواست گویا آبروى خود را فروخته و در مقابل آن درخواست کرده است، از «امام صادق» علیه‏ السلام نقل شده، فرمود: «برادرت را (قبل از درخواست) خدمت کن، پس اگر او درخواست خدمت نمود، این خدمت و احترام محسوب نمى‏ گردد».[۲۴]

در حدیثى «رسول‏ خدا» صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله‏ وسلم فرمودند: «خدمت مؤمن براى برادر مؤمن، رتبه ‏اى است که فضیلت آن درک نمى‏شود مگر این‏که مثل آن براى او انجام شود».[۲۵]

روایت شده، خداوند متعال به «داود» علیه ‏السلام وحى نمود: «چه شده تو را مى‏بینم که گوشه ‏گیر شده‏ اى و انزوا طلبیده ‏اى؟»

او در پاسخ عرضه داشت: «خوى و طبیعت تو مرا این چنین به تنهایى دعوت کرده است!»

خداوند با این‏که همه اُمور را مى‏داند ولى از او سؤال کرد، فرمود: «از این تنهایى چه اراده کرده ‏اى؟»

او عرضه داشت: «دوستى تو را قصد نموده‏ ام!»

خداوند فرمود: «محبت به من آیا از علاقه به بندگانم تجاوز مى‏کند؟ (یعنى علاقه به من تنها در محبت ورزیدن به مردم خلاصه مى‏یشود.) هنگامى ‏که ‏دیدى، کسى ‏مرا ‏برگزید و قصدکرد، تو خدمتکار او باش!»[۲۶]

ویژگى وزرا و کارگزاران

بى‏ تردید بیشترین مشکلاتى که متوجه نظام‏ هاى حکومتى در سطح‏ جهان مى ‏شود، به ‏انتخاب نادرست وزرا وفرماندهان و کارگزاران آنها منتهى مى‏گردد. چه این سوء انتخاب ممکن است به خاطر نتوانستن یا نخواستن باشد، یا فساد مسئولان و بى‏ کفایتى آنان، که موجب به هم ریختگى اُمور و از هم گسیختگى حکومت و کینه مردم به‏ نظام مى‏شود و احیاناً به‏ شورش و انقلاب درونى‏ آنان منتهى مى‏ گردد.

در این مورد عقل و شرع، همواره در انتخاب رهبران و کارگزاران و وزرا، شرایطى را لازم‏ مى‏ شمارند که‏ رعایت ودقت‏ کافى در اجراى آنها، براى آحاد مردم‏واجب است. همچنین سهل‏ انگارى وتسامح و تساهل درآن، موجب خیانت به‏ خدا و اسلام و امت‏ اسلامى‏ مى‏ باشد.

عمده این ویژگى‏ ها را مى‏ توان بدین‏گونه برشمرد: عقل کافی، ایمان، تخصص، تجربه، قدرت بر تصمیم‏گیرى و عمل، مورد اطمینان و امانت‏دار بودن، دور بودن از خصلت‏هاى ناپسند (حرص و طمع و خشونت)، سوء اخلاق و… .

«ماوردى» به هنگام بیان این ویژگى‏ ها، ابتدا وزارت را بر دوگونه تقسیم کرده، آنگاه براى هر دو دسته ویژگى‏ هائى را برشمرده که یادآور مى‏ شویم[۲۷]:

[وزارت بر دو گونه است: وزارت تفویض و وزارت تنفیذ، امّا وزارت تفویض، آن است که رهبر، شخص را براى اداره اُمور بگمارد و تصمیم ‏گیرى را به خود وى واگذار کند و اجتهاد و نظر وى را مورد امضا و اجرا قراردهد. در این‏گونه وزارت، همه شرایطى که براى رهبر گفته شد به‏ جز شرط نسب (قرشى بودن) معتبر است زیرا تمام نظرات چنین وزیرى مورد امضا واجرا قرارگرفته و اجتهادش نافذ است. و باید صفات مجتهدین‏ را دارا باشد … و وزارت تنفیذ هشت ‏ویژگى دارد:

۱ ـ امانت‏دارى: تا در اُمورى که به امانت به وى سپرده شده خیانت نورزد، و در کارى که از وى خیرخواهى شده، ناخالصى به خرج ندهد.

۲ ـ راستگویى: تا به خبر وى اطمینان حاصل شود و آنچه مردم را از آن باز مى‏ دارد، مورد توجّه جامعه قرار گیرد.

۳ ـ کمى طمع: تا رشوه نگرفته و بدان متمایل نشود و خدعه نکرده و آن را کوچک نشمارد.

۴ ـ نداشتن کینه و دشمنى با مردم: چراکه دشمنى، انسان را از انصاف‏ باز مى ‏دارد، و از ایجاد رابطه ‏صمیمى با مردم جلوگیرى‏ مى‏کند.

۵ ـ واجد حافظه شایسته: زیرا باید نظرات رهبر را براى مردم و درخواست‏ هاى مردم را براى ایشان بازگو کند، او گواه رهبر بر مردم و ناظر مردم بر وى خواهد بود.

۶ ـ هوش و زیرکى: تا اُمور بر وى‏ مشتبه‏ نگردد و کارهاى ناشایست براى وى زینت داده نشود، و در غیر این صورت تصمیم صحیح گرفته نمى‏ شود، و دور اندیشى به صلاح نمى ‏گراید.

۷ ـ بى‏ توجّه به هوا و هوس: که هوا پرستى انسان را از مسیر حقّ به ‏باطل مى‏راند، و دغل کاررا محقّ مى‏ انگارد، هواى‏ نفس‏ با خردمندان خدعه مى‏کند، و آنان را از راه درست منحرف مى ‏سازد، به همین جهت «پیامبر اکرم» صلى‏ الله ‏علیه ‏و‏آله‏ وسلم فرمود: «دوستى هر چیز، انسان را نسبت به آن کور و کر مى‏کند.»[۲۸]

۸ ـ تجربه ‏اى با سابقه: اگر وزیر (وزیر تنفیذ) در تصمیم‏ گیرى نیز شرکت داشته باشد، ویژگى هشتمى نیز براى وى لازم مى‏ باشد، و آن سابقه و تجربه‏ اى است که به نظر صحیح و تدبیر درست منتهى شود، چرا که «عاقبت اندیشى در تجربه است»].[۲۹]

شرائط لازم براى وزرا و کارگزاران

براى والیان (در هر درجه ‏اى که باشند) شرایطى لازم است که از دیدگاه آیات و روایات آنها را ذکر مى ‏کنیم:

۱ ـ اسلام و ایمان: خداوند متعال مى‏فرماید: «هرگز خداوند براى کافران بر مؤمنان، راهى(سلطه وحاکمیتى) قرار نداده‏ است».[۳۰]

۲ ـ عدم اسرافکارى و افساد: خداوند متعال مى‏فرماید: «فرمان اسراف کاران را اطاعت مکنید، آنان که در زمین فساد برانگیخته و اصلاح نمى‏ کنند».[۳۱]

۳ ـ عدم جرم و تعدى: قرآن کریم مى ‏فرماید: «آیا مسلمانان را همانند گناهکاران قرار مى‏دهیم؟ شما را چه مى‏رسد؟ چگونه قضاوت مى‏کنید؟».[۳۲]

۴ ـ عدم فسق: خداوند متعال مى‏فرماید: «آیا آن کس که مؤمن است، همانند کسى است که فاسق است؟! هرگز این دو با یکدیگر برابر نیستند».[۳۳]

۵ ـ اندیشه تخصص: خداوند متعال مى‏فرماید: «آیا آنان که مى‏ دانند با آنها که نمى‏ دانند برابرند؟ بى‏ تردید، فقط خردمندان (این حقیقت را) در مى‏ یابند».[۳۴]

در اینجا ممکن است مراد از علم، اعم از علم دین باشد، یعنى به هرکس در هر زمینه که آگاه و متخصص است باید مراجعه کرد، چرا که در حقیقت به ارتکاز فطرى افراد تکیه شده و بیان شده که نفى این ضرورت فطرى از بى‏ خردى است.

۶ ـ عدم سبک مغزى: از اُمورى که اسلام آن را حائز اهمیت و قابل توجّه دانسته، ندادن مسؤلیت اُمور مالى و اقتصادى به سفیهان و سبک مغزان مى‏باشد. خداوند متعال مى‏فرماید: «اموالتان که خداوند، قِوام و پایدارى شما را در آن قرار داده در اختیار افراد سبک مغز قرار ندهید».[۳۵]

۷ ـ نگهدارى اُمور اقتصادى وعالم بودن به آن: اسلام در شاخه اُمور اقتصادى اهتمام بسیار ورزیده ودر بُعد حکومتى مردم را نسبت به‏ آن، بسیار توجّه داده است. خداوند متعال از کلام «یوسف» علیه ‏السلام مى ‏فرماید: «مرا به خزینه ‏هاى زمین (وزارت اقتصادى) بگمار که من
نگهدارنده و دانا هستم».
[۳۶]

در آن زمان حضرت «یوسف» علیه‏ السلام پادشاه و فرمانروا نبود، بلکه سمت وزارت دارایى، یا به تعبیر بهتر، خزانه ‏دارى را داشت. در این آیه استناد و استدلال حضرت بر صلاحیت خود براى این مسؤلیت به دو اصل اساسى «امانت‏دارى» و «کاردانى» مرتبط است، کاردانى هم در نگهدارى و هم در بهره ‏ورى.

پی نوشت

[۱] . قال علیه ‏السلام: «أمارات الدول أنشاء الحیل» میزان الحکمه ۲ / ۵۵۱٫

[۲] . «یاابن مسعود! إذا علمت عملاً فاعمل بعلم‏وعقل وأیاک أن تعمل عملاً بغیر تدبیر وعلم، فإنه ـ جل جلاله ـ یقول: «ولا تکونوا کالتی نقضت غزلها من بعد قوه أنکاثا»» نحل / ۹۲، بحارالانوار ۷۴ / ۱۱۰٫

[۳] . قال علیه‏السلام: «التدبیر قبل العمل یؤمنک من الندم» بحارالانوار ۶۸ / ۳۳۸٫

[۴] . «من قعدعن حیلته أقامته الشدائد» میزان الحکمه ۲ / ۵۵۱٫

[۵] . «التلطف فی الحیله اجدى من الوسیله» میزان الحکمه ۲ / ۵۵۱٫

[۶] . «الحیله فایده الفکر» میزان الحکمه ۲ / ۵۵۱٫

[۷] . «لکل شیء حیله» غررالحکم / ۵۷۸٫

[۸] . «کل شیء فیه حیله إلاّ القضاء» غررالحکم / ۵۴۶٫

[۹] . «من قلت تجربته خدع، من کثرت تجربته قلت غرته» میزان الحکمه ۲ /۲۵٫

[۱۰] . «اوضع العلم ما وقف على اللّسان وأرفعه‏ما ظهر فی الجوارح والأرکان» نهج البلاغه / حکمت ۹۲٫

[۱۱] . «سع‏النّاس بوجهک ومجلسک وحکمک، وإیّاک والغضب فإنّه طیره من الشّیطان. واعلم أنّ ما قرّبک من اللّه‏ یباعدک من النّار، وما باعدک من اللّه‏ یقرّبک من النّار» نهج البلاغه / نامه ۷۶٫

[۱۲] . «ولا تجعل عرضک غرضاً لنبال القول، ولا تحدّث النّاس بکلّ ما سمعت به، فکفى بذلک کذباً. ولا تردّ على النّاس کلّ ما حدّثوک به، فکفى بذلک جهلاً. واکظم الغیظ، وتجاوز عند المقدره، واحلم عند الغضب، واصفح مع الدّوله، تکن لک العاقبه. واستصلح کلّ نعمه أنعمها اللّه‏ علیک، ولا تضیّعنّ نعمه من نعم اللّه‏ عندک، ولیر علیک أثر ما أنعم اللّه‏ به علیک» نهج البلاغه / نامه ۶۹٫

[۱۳] . «واجعل لکلّ إنسان من خدمک عملاً تأخذه به، فإنّه أحرى ألاّ یتواکلوا فی خدمتک» نهج البلاغه / نامه ۳۱٫

[۱۴] . «واجعل لرأس کلّ أمرٍ من أُمورک رأسا منهم، لا یقهره کبیرها، ولا یتشتّت علیه کثیرها» نهج البلاغه / نامه ۵۳٫

[۱۵] . «عن «معلى بن خنیس» قال: قلت لابی عبداللّه‏ یوماً: جعلت فداک ذکرت آل فلان وما هم فیه من النعیم، فقلت: لو کان هذا الیکم لعشنا معکم، فقال: هیهات یا معلى! أمّا واللّه‏ لو کان ذاک ما کان إلاّ سیاسه اللیل وسیاحه النهار ولبس الخشن وأکل الجشب، فزوى ذلک عنّا، فهل رایت ظلامه قط صیّرها اللّه‏ ـ تعالى ـ نعمه إلاّ هذه». کافى ۱ / ۴۱۰، کتاب الحجه باب سیره الامام حدیث ۲

[۱۶] . «من امارات الدوله، الیقظه لحراسه الاُمور» تصنیف غرر الحکم / ۳۴۱٫

[۱۷] . «من دلائل الدوله قله الغفله» تصنیف غررالحکم / ۳۴۱٫

[۱۸] . «زکوه الجاه بذله» غررالحکم / ۴۲۵٫

[۱۹] . «زکوه السّلطان إغاثه الملهوف» غررالحکم / ۴۲۵٫

[۲۰] . «اقرضهم من عرضک لیوم فاقتک وفقرک» مستدرک الوسائل ۱۲ / ۴۲۸٫

[۲۱] . «جعلت لک جاهاً فهل نصرت به مظلوماً أو قمعت به ظالماً أو أغثت به مکروبا؟» مستدرک الوسائل ۱۲ / ۴۲۹٫

[۲۲] . «جعلت لک جاهاً فهل اعنت به مظلوما أو اغثت به ملهوفا؟» مستدرک الوسائل ۱۲ / ۴۲۹٫

[۲۳] . «لاتصعّرنّ خدّک ولاین جانبک وتواضعللّه‏ سبحانه‏الّذی رفعک» غررالحکم/ ۸۲۱٫

[۲۴] . «اخدم اخاک فان استخدمک فلا ولاکرامه» مستدرک الوسائل ۱۲ / ۴۲۸٫

[۲۵] . «خدمه المؤمن لاخیه المؤمن درجه لا یدرک فضلها ادا بمثلها» مستدرک الوسائل ۱۲ / ۴۲۹٫

[۲۶] . «فإذا رایت لى مریداً فکن له خادماً» مستدرک الوسال ۱۲ / ۴۲۸٫

[۲۷] . «این‏که ماوردى وزرا را به دو دسته تقسیم کرده بدین سبب بوده که در آن زمان‏ها برخى از پادشاهان و خلفاء براى این‏که به عیش و نوش خود بپردازند به طور کلى اداره کارها را به شخص دیگرى واگذار مى‏کرده‏اند، نظیر جعفر برمکى در زمان هارون الرشید که در واقع سلطان واقعى او بود و خلیفه به خوش‏گذرانیش مشغول بود، و شاید این‏گونه تقسیم بندى براى توجیه وضعیت موجود آن زمان بوده و معلوم نیست ما در اسلام به این گستردگى وزارت تنفیذ داشته باشیم».

[۲۸] . قال صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏آله‏ وسلم: «حبک لشیء یعمى ویصم» بحارالانوار ۷۴ / ۱۶۶٫

[۲۹] . احکام سلطانیه ماوردى / ۲۲، ۲۶ و ۲۷٫

[۳۰] . «لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَـفِرِینَ عَلَى ا لْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً» نساء / ۱۴۱٫

[۳۱] . «وَلاَ تُطِیعُواْ أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ * الَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِى الْأَرْضِ وَلاَ یُصْلِحُونَ» شعراء / ۱۵۱ و ۱۵۲٫

[۳۲] . «أَفَنَجْعَلُ ا لْمُسْلِمِینَ کَالْمُجْرِمِینَ * مَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ» قلم / ۳۵ و ۳۶٫

[۳۳] . «أَفَمَن کَانَ مُؤْمِنًا کَمَن کَانَ فَاسِقًا لاَّ یَسْتَوُونَ» سجده / ۱۸٫

[۳۴] . «قُلْ هَلْ یَسْتَوِى الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لاَ یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُوْلُواْ ا لْأَلْبَـبِ» زمر / ۹٫

[۳۵] . «وَلاَتُؤْتُواْ السُّفَهَآءَ أَمْوَا لَکُمُ الَّتِى جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیَـمًا» نساء / ۵٫

[۳۶] . «اجْعَلْنِى عَلَى خَزآئِنِ الْأَرْضِ إِنِّى حَفِیظٌ عَلِیمٌ» یوسف / ۵۵٫

برچسب‌ها: , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق