سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: فرهنگ و هنر
چاپ خبر
۰۶:۳۹ - ۱۳۹۴/۱۱/۲۷
محمد جلوانی
بچه ها را ساده فرض نکنیم!
 به بهانه اجرای نمایش کودکانه اتل و متل و توتوله در هنرسرای خورشید   

خلأها و گاف­ های نمایش بسیار زیاد است اما مهمتر از همه ساده­ انگاری در برخورد با کودکان و گیج و گول فرض کردن آنها است که آزاردهنده است. آیا هنگامی که مخاطب ما کودکان هستند ما مجازیم هر روایت گسسته و ناپیوسته­ ای را به ضرب و زور شادی ­آور بودن به خوردشان بدهیم؟

ندای اصفهان- محمد جلوانی/

نادان خان درس نخوانده­ است و به همین خاطر نمی ­خواهد کسی در شهر باسواد شود. ظاهرا برای چندمین بار به مدرسه زنگ می­زند و از مدیر مدرسه می­خواهد که مدرسه را تعطیل کند. مدیر زیر بار نمی­رود و نادان خان تهدید می­کند. این ابتدای نمایش کودکانه اتل و متل و توتوله است. از همین ابتدا ضعف ساختار نمایش آن به خوبی هویدا است و به راحتی می­توان آخر آن را هم حدس زد؛ شکست نادان خان و ادامه کار مدرسه. هدف از آن هم حتما متقاعد کردن بچه ها در مورد اینکه درس خواندن خوب است و به درد ما می­خورد!

نادان خان باید کاری کاری کند تا مدرسه تعطیل شود. الکی مثلا فقط همین یک مدرسه در شهر است! فکر او این است که از جاهل خان (چه اسم­ های با مسمایی!) استفاده کند. جاهل خان نمایش­ های خیمه شب بازی برپا می­کند. قرار می­شود جلو مدرسه نمایش بدهد تا بچه ها را از درس و مدرسه باز دارد. چه نقشه زیرکانه ­ای! شاگرد جاهل خان (بچه مرشد) که نقش او را یک خانم گوش­دراز بازی می­کند (!) با او مخالف است. عروسک­ های خیمه ­شب­ بازی با کمک بچه مرشد نخ­ های خود را با قیچی می­ چینند و به مدرسه می­گریزند. سر کلاس می­روند. نقشه نادان خان لو می­رود و نادان خان و جاهل خان به دست مدیر و ناظم و بابای مدرسه فراری شده، بیرون رانده می­شوند. فقط با گفتن اینکه آنها را بیرون کرده­ اند. همین! بعد هم شادی و درس خواندن بچه ها و پایان ماجرا.

کودکانه

نمایش پر است از بازی نور و رنگ و صدا. برای کودکان جذاب است، ترانه ­های کودکانه شادی­ آور بسیاری در طول نمایش پِلی­ بک می­شود و بازیگران روی آنها آواز می­ خوانند، نقش بازی می­کنند و حرکات موزون انجام می­دهند. بله برای کودکان جذاب است، دلنشین است و محمل خوبی است که مفاهیم اخلاقی، راست و درست زندگی و بایدها و نبایدها، عشق به خوبی و نفرت از بدی را در دل آن گنجاند و از آن برای تربیت نوگلان بهره بُرد. اما آیا نیازی نیست برای چنین نمایشی حداقل ­های یک داستان چفت و بست دار را تدارک ببینیم و ذهن بسیط و پذیرای کودکان را آشفته­ بازار یک داستان آبکی و بی­ در و پیکر با نقش­ های باسمه­ ای و تیپ­ های مضحکِ تقلیدی نکنیم؟

شادی­های کودکانه و نتیجه­ های اخلاقی

خلأها و گاف­ های نمایش بسیار زیاد است که در ادامه به تعدادی دیگر از آنها اشاره می­شود اما مهمتر از همه ساده­ انگاری در برخورد با کودکان و گیج و گول فرض کردن آنها است که آزاردهنده است. آیا هنگامی که مخاطب ما کودکان هستند ما مجازیم هر روایت گسسته و ناپیوسته­ ای را به ضرب و زور شادی ­آور بودن به خوردشان بدهیم؟

نادان خان بعد از اینکه جاهل خان را به کار می­گیرد به طور کلی از صحنه روزگار حذف می­شود. (بازیگر نادان خان در ادامه نمایش به بازی در نقش بابای مدرسه می ­پردازد.) نمایش که از ابتدا با اجرای وقایع داستان شروع شده ­است، ناگهان در میانه کم می­ آورد و نیاز به راوی (برای شرح آنچه اتفاق افتاده و آنچه باید بشود) پیدا می­کند و یکی از بچه­ های مدرسه! این مهم را برعهده می­گیرد. جاهل خان بدون کوچک­ترین مبارزه­ ای همراه با اسم نادان خان از صحنه بیرون رانده می­شود. معلم فارسی که در تمام طول نمایش حضور دارد تقریبا هیچ چیزی به بچه­ ها یاد نمی­دهد فقط شعری با بچه ها می­خواند که در آن فقط دو بار می ­پرسد: «روز کِیّه؟» ، «شب کیّه؟» و بعد از آن معلم دیگری وارد صحنه می­شود که یکی از عروسک­ ها است! حالا چرا؟ خدا عالم است. ناظم هیچ نظمی نمی­دهد و مدیر فقط از راوی می­خواهد که اسم او را با ابهت و آب و تاب به کار ببرد. مدرسه مختلط است و سه شاگرد (یک پسر و دو دختر!) دارد و … . انگار همیشه در این­گونه نمایش ها نقش ­های تیپیک باید وجود داشته باشد و در این نمایش علاوه بر اینکه تقریبا همه نقش­ ها اینگونه­ اند پسر بچه دانش ­آموز که یک پسر فوق ­العاده چاق وشیرین ­زبان است بیشتر از همه توی ذوق می­زند. هر چند می­خواهد با حرکات و حرف­های خود تو دل برو هم باشد.

این­همه گفتیم تا باز هم تأکید کنیم که بچه ­ها را ساده فرض نکنیم. بچه ­ها می­ فهمند، شاید حتی بهتر از من و شما. اگر بخواهیم با گول زدن­شان خوبی­ها را به آنها آموزش دهیم، مطمئنا راه خطا پیموده ایم. مقصود این نیست که نباید برای آن­ها قصه بگوییم بلکه باید برای آن­ها قصه درست بگوییم.

و درد دل آخر، این نمایش نور و رنگ و شادی با یک سرود انقلابی به پایان می­­رسد: «بوی گل و سوسن و یاسمن آید … .» آیا لازم است هر چیزی را به صرف این­که در دهه فجر اجرا می­ شود (و احیانا جهت استفاده از بودجه در نظر گرفته شده برای این مناسبت) با صد من سریش به ریش انقلاب بچسبانیم؟

نمایش «اتل و متل و توتوله» به کارگردانی «مجید کیمیایی ­پور» از تاریخ ۲۴ تا ۲۸ بهمن ماه در هنرسرای خورشید روی صحنه رفته است.

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

  1. م می‌گه:

    اگه بودجه ان روی حساب و کتاب داده شده می توان چشم پوشی کرد چون بالاخره چند سالی طول می کشد تا تجربه کسب کنند و عیوب خود را برطرف کنند

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق