چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: فرهنگ و هنر
چاپ خبر
۱۰:۳۳ - ۱۳۹۴/۱۱/۱۳
حجاب
نویسنده ای که رانت نداشت!
 دیگر شور و شوق نوشتن ندارم/ گفتگو با معصومه حلیمی نویسنده جوان رمان بازگشت   

بنده که آنقدر سمج بودم در کارهایم، الآن دیگر می توانم بگویم که ناامید شدم و دیگر آن شور و شوق را ندارم که نوشتن را ادامه بدهم. حتی آن خواندن و کنجکاوی های قبلی را ندارم. من نه تنها حمایت نشدم که بعضی از جاها به جای حمایت سرزنش هم شدم...

ندای اصفهان- سرویس گفتگو: درحالی که در چند روز گذشته اصفهان شاهد مصرف هزینه هایی از بیت المال جهت رونمایی از جلد یک کتاب متعلق به ۱۵ سال پیش بود (اینجا) و (اینجا) اما در همین زمان کتابی با همان محتوا در گمنامی کامل به سر می برد (اینجا).

«بازگشت» نام اولین اثر نویسنده‌ی جوان اصفهانی «معصومه حلیمی» است که در سال ۱۳۹۴ به دوستداران کتاب عرضه شده است. رمانی که داستانگونه قصد آموزش مفاهیم کلی اسلامی-شیعی (علی الخصوص مسأله حجاب و سوالات رایج دختران) را دارد و نویسنده سعی کرده است با تلفیق مفاهیم و شخصیت ها، به تبیین موضوعات مهم مربوط به سبک زندگی نوجوانان و جوانان بپردازد. داستان در یک دبیرستان دخترانه می گذرد و مباحثی میان چند نفر از دانش آموزان شکل می گیرد.

در ادامه گفتگوی ندای اصفهان با نویسنده جوان این کتاب که با هزینه شخصی خود و دوستانش آن را منتشر کرده است را می خوانیم.

***

ندای اصفهان: باسلام، لطفا برای اینکه خوانندگان ما بیشتر با شما آشنا شوند کمی از خودتان بگویید.

معصومه حلیمی: من از بچگی خیلی کنجکاو بودم. خیلی دوست داشتم در مورد همه چیز بدانم. خیلی می پرسیدم. سعی می کردم هرکتابی که به دست می آورم بخوانم و بیشتر هم کتب مذهبی در اختیارم بود. از پدرم هم خیلی سؤال می پرسیدم، البته پدرم خیلی کم حرف هستند و من هم آنقدر سوال می پرسیدم که ایشان کلافه می شد. حتی وقتی در خیابان راه می رفتم اگر کاغذ یا مجله پاره می دیدم، برمی داشتم و می خواندم!

خیلی تمایل داشتم تا در مورد همه چیز بدانم. تا اینکه اولین بار در سال اول راهنمایی دبیر هنر از ما خواستند که داستان بنویسیم و یک کتاب قصه درست کنیم. گفت: هر کدام که خوب بود من با خودم می برم و به شما برنمی گردانم. همه بچه ها کلاس این کار را انجام دادند و من هم یک داستان واقعی نوشتم و داستان من هم از همان داستان هایی بود که هیچگاه برنگشت. از سال پنجم بود که مطالعه را شروع کردم و هرگاه پدرم کتب مذهبی برای مناسبت های خاص با خود به منزل می آوردند، من هم آنقدر علاقه داشتم که حتما و تحت هر شرایطی باید تمام آنها را می خواندم. اول دبیرستان یکی از دبیرها خواستند که برای روز معلم هر کس که می تواند شعر بگوید. و اولین شعر من هم همان جا گفته شد و در مورد معلم بود و جایزه ای هم به من دادند.

ندای اصفهان: چیزی از آن شعر خاطرتان هست؟

ای آنکه با شمع وجودت بر تاریکیم چیره گشتی

صبورانه همچون شمع، قد برافراشتی

تابیدی بر اشک های بی قراریم، با آفتاب مهربانیت

ندای اصفهان: در چه رشته ای تحصیل کردید؟

– رشته تجربی و هدفم هم مشخص بود. می خواستم ماما یا معلم بشوم و خیلی هم روی درس خواندنم مصر بودم و تحت هر شرایطی باید درسم را می خواندم. با خودم می گفتم که من دانش آموزم و باید شرایطش را قبول کنم و همیشه سعی می کردم که اگر هر مشکلی هم پیش آمد، خانه و مدرسه با هم قاطی نشود. خیلی سعی کردم و خوشبختانه شاگرد ممتاز هم بودم و برای کنکور هم خیلی تلاش کردم تا بتوانم رتبه خوبی بیاورم ولی خب شرایط سختی داشتم نسبتا. رتبه بدی هم نیاوردم ولی متاسفانه نتوانستم دانشگاه بروم. خیلی دوست داشتم ولی خب نشد.

ندای اصفهان: چرا این اسم را برای رمان خودتان انتخاب کردید؟

– اگر داستان را بخوانید نقطه اوج داستان به نظر من از «بازگشت» شروع می شود. یعنی از همان جایی که المیرای داستان من تازه خودش را می شناسد و بر می گردد و می فهمد که هدفش از زندگی چه چیزی هست و چه کارهایی را باید انجام دهد. این مهمترین بخش داستانم بود که من هم همین نام را برای داستان انتخاب کردم.

کتاب بازگشت

ندای اصفهان: فکر می کنید بازرترین ویژگی های کتاب شما چه چیزهایی باشد؟

– خودم نمی توانم بگویم. این را خواننده وقتی کتاب را خواند باید بگوید. ولی خب من چون مخاطبم نوجوان هست سعی کردم بیشتر موضوعات کتاب در واقعیت هم برایم اتفاق افتاده باشد. البته بعضی ایراد می گیرند که کسی (شخصیت اول داستان) نمی تواند اینقدر خوب باشد. ولی این شخصیت فاطمه کمی به خودم شبیه بوده، کمی از کارهایش، مشکلاتش، فکرهایش و توقعاتش شبیه خودم بوده و در واقع من دوست داشتم که شبیه او باشم. در واقع من خواسته خودم از خودم را در قالب داستان بیان کردم.

ندای اصفهان: از وقتی که داستان را شروع کردید تا وقتی که به چاپ برسد، مشکل ترین بخش کجا بود؟

– سخت ترین بخش؟! بعضی از قسمت های کتاب را خیلی فکر کردم و بعضی از جاهای کتاب را هم حذف کردم. ولی خب خیلی تفاوتی نداشت.

ندای اصفهان: وضعیت نگارش هایی از جنس کتاب خودتان را چطور می بینید؟

– وضعیت کتاب چندان خوب نیست چون خواننده نیست. خود من هم خیلی اذیت می شوم وقتی می بینم که کسی مطالعه نمی کند و علاقه نشان نمی دهد. ولی خب به نظر من داستان جاذبه اش خیلی بیشتر است و باید بیشتر روی این موضوع کار بشود. وقتی مطلبی را به صورت غیر مستقیم بیان کنیم خیلی بهتر از این است که به طور مستقیم گفته شود.

کتاب زیاد هست ولی خب تقاضا کم است و اکثرا کسی کتاب نمی خواند. برای فروش کتاب هم خیلی سعی کردم که حداقل هزینه چاپ کتاب تامین بشود ولی خب اکثرا علاقه ای نشان نمی دهند. من وقتی می خواستم که نوشتن این داستان را شروع کنم داستان دیگری را می نوشتم و دو دل بودم که کدام را اول تمام کنم. با استخاره به قرآن به این نتیجه رسیدم که این کتاب را بنویسم. منی که آنقدر سمج بودم در کارهایم، الآن دیگر می توانم بگویم که ناامید شدم و دیگر آن شور و شوق را ندارم که نوشتن را ادامه بدهم. حتی آن خواندن و کنجکاوی های قبلی را ندارم. من نه تنها حمایت نشدم که بعضی از جاها به جای حمایت سرزنش هم شدم.

ندای اصفهان: فکر می کنید علت عقب ماندگی ما در تامین خوراک فرهنگی مناسب برای جوانان و نوجوانان چیست؟

– علت اینکه کسی به سمت نگارش این کتاب ها نمی رود این است که تقاضا کم است و کتابشان به فروش نمی رسد. و علت اینکه مردم کتاب نمی خوانند هم این است که به جای کتاب خیلی چیزهای دیگری آمده است و مردم وقتشان را با خیلی چیزهای دیگر پر می کنند.

برای حل این مشکل هم باید برنامه ریزی کنیم. باید آگاهی بدهیم. از همان اول کودکی. حتی از همان وقتی که بچه ها مهدکودک می روند باید شروع کنیم به ترویج کتاب و کتابخوانی.

ندای اصفهان: نوشتن به صورت تیمی و گروهی را می پسندید؟

– من خیلی علاقه داشتم. به دنبال مجله یا روزنامه بودم تا بتوانم با آنها کار کنم و خیلی جاها هم به من وعده دادند ولی بعد گفتند که امکان همکاری ندارند. حتی همین چندروز پیش هم یک نفر قول همکاری داد که هنوز خبری از ایشان نیست. من خیلی دوست دارم که بتوانم از نظرات دیگران استفاده کنم چون الآن خیلی کم تجربه هستم. ولی تا به حال پیشنهادی عملی ازطرف جایی نداشته ام. اگر جایی باشد، من هم بیشتر تشویق و ترغیب می شوم برای نوشتن.

ندای اصفهان: از بین کتاب هایی که تا به حال خوانده اید کتابی هست که بخواهید به خوانندگان ما توصیه کنید؟

– کتاب های شهید مطهری و بیشتر کتاب های مذهبی را می خواندم و داستان هزار و یک شب هم همینطور. همین کتابهایی که اسمشان را هم در کتاب خودم هم آوردم و البته ای کاش این کار را نمی کردم، می گویند ناخواسته تبلیغ شده است برای این کتابها.

ندای اصفهان: صحبت پایانی اگر دارید بفرمایید.

– به نظر من پدر و مادرها باید استعداد فرزندانشان را کشف کنند، ولی والدین به خاطر بعضی از افکار و اعتقاداتشان و یا به خاطر اینکه اطلاعاتشان کم است این کار را انجام نمی دهند. معلم ها اگر سعی کنند و بشناسند هم خیلی خوب است. درست است که جامعه این را نمی پذیرد ولی حتی اگر به طور شخصی هم یک نفر را حمایت کنیم دلگرم می شود برخلاف اینکه همه بجای حمایت آن شخص را سرزنش کنند که خب کار برایش خیلی سخت می شود.

نکته بعد اینکه امروز ما همه اش به دنبال مدرک هستیم. خود من خیلی جاها رفتم و حتی خیلی از کارهای هنری را یاد گرفته ام ولی نتوانسته ام کاری با آنها پیدا کنم. ما به دنبال تجربه نیستیم، دنبال آدم کار بلد نیستیم فقط به فکر مدرک هستیم. در حالی که ممکن است کسی مدرک داتشه باشد ولی هنوز تجربه نداشته باشد و «کار بلد» نیست ولی بعضی هستند که توانایی انجام آن کار را دارند. خود من از این موضوع خیلی ضربه خورده ام، بعضی جاها برای کار مراجعه کردم ولی گفتند که از نظر اطلاعاتی خوب هستید ولی چون مدرک ندارید نمی توانیم به شما کار بدهیم.

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

  1. کتاب خوان می‌گه:

    علت اصلی عدم استقبال از کتاب ، قیمت بالای کتاب و پول نداشتن مردمه

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق