جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۶:۳۹ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۹
قسم خوردن
با نگاه به ماده ۶۴۹ قانون مجازات اسلامی...
 سوگند خوردن؛ فلسفه، آثار و احکام آن   

از جمله امور شایع در جوامع انسانی مساله قسم خوردن، قسم شنیدن و قسم دادن یکدیگر است که متاسفانه جایگاه آن به درستی شناخته نشده است و بعضا مورد سوء استفاده قرار می گیرد. غافل از اینکه قسم خوردن از فلسفه، احکام شرعی و جزائی، آثار تکوینی و اجتماعی متنابهی برخوردار است

ندای اصفهان- عبدالغفار امیدوار/

نویسنده در این مقاله سعی نموده مخاطب را با مساله سوگند، فلسفه و آثار و احکام آن بیشتر آشنا کند.

فلسفه و کارکردهای سوگند:

الف) ایجاد اطمینان در مخاطب، اعتمادسازی و زدودن شک و تردید.

ب) ایجاد التزام به منظور انجام کارهای خیر و عبادت؛ تا عزم را جزم کرده و عملی نیک را به جا آورند و کمال و رستگاری را به دست آورند.

ج) دفاع و حمایت از مطلوب و معروف بودن امری.

د) تبیین اهمیت و ارزش چیزی (از جمله تأکید بر مفادی است که پس از سوگندها بیان می‌شود که عمدتا فلسفه سوگندهای قرآن کریم همین امر است)

ه) جهت اثبات امری مهم و سرنوشت ساز؛ مثلا خداوند در آیه ۵۳ سوره یونس می فرماید: «کافران از تو می‌پرسند که آیا این (وعده عذاب) حق است؟ بگو: آری قسم به خدای من که البته حق است و شما از آن هیچ مفرّی ندارید.»

الله

فلسفه حرمت سوگند دروغ:
الف) سوگند دروغ پیمودن راه ابلیس است (آیات ۲۰ تا ۲۲ سوره اعراف؛ جالب است که در این آیات شیطان دشمنی خود با پدر و مادر بشریت را از طریق قسم اعمال نموده است؛ در این آیات روشن می‌شود که چگونه ابلیس این دشمن سوگند خورده انسان و انسانیت، برای گمراهی آدم و اخراج و هبوط وی از بهشت تلاش می‌کند و در نهایت با بهره‌گیری از سوگند باطل و دروغ، شرایط هبوط و اخراج وی را فراهم می‌آورد.

ب) سوگند دروغ و مخالفت با مفاد آن، امور مقدس، عقیده و ایمان مردم را تضعیف می‌کند و هم اعتماد درجامعه را از میان می‌برد و راه را برای سقوط فردی و اجتماعی فرام می‌آورد و جامعه را با بحران بی‌اعتمادی عمومی و فروپاشی درونی مواجه می‌سازد.

«و زنهار سوگندهاى خود را دستاویز تقلب میان خود قرار مدهید تا گامى بعد از استواریش بلغزد و شما به [سزاى] آنکه [مردم را] از راه خدا باز داشته ‏اید دچار شکنجه شوید و براى شما عذابى بزرگ باشد» (نحل، آیه ۹۴)

و نیز قسم دروغ بازداشتن از راه خداست؛ «اتَّخَذُوا أَیْمانَهُمْ جُنَّهً فَصَدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ ساءَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ» سوگندهای خود را سپر ساخته اند پس از راه خدا اعراض کرده و مردم را از آن بازداشته اند به راستی بس زشت است آنچه می کنند (منافقون ۲ و ۳).

ج) بهم ریختن وضعیت روحی و روانی افراد جامعه

اقسام سوگند:

فقهای اسلامی و حقوقدانان سه نوع سوگند قائل اند که ارتباط تنگاتنگی با حوزه کارکردی سوگند دارد:

۱- سوگندی که با هدف تأکید بر خبر از وقوع چیزی در گذشته، حال یا آینده است.

۲- سوگندی که به هنگام درخواست کاری از شخص به جهت ترغیب و تحریک وی بر اجرای آن آورده می‌شود؛ مثل اینکه بگوید: تو را به خدا، کارم را انجام بده. این نوع سوگند را سوگند منا نیز می‌گویند.

۳- سوگندی که برای تثبیت التزام قلبی و تعهدات باطنی انشا می‌شود؛ مثل اینکه شخص بگوید: به خدا سوگند که فردا را روزه می‌‌گیرم. این سوگند را سوگند عقد نیز می‌گویند. از نظر شرعی تنها همین نوع اخیر از سوگند است که منعقد می‌شود و موضوع برای احکامی چون وجوب وفا به سوگند و درصورت شکستن آن، وجوب کفاره، می‌باشد. در حقیقت سوگند فقهی که دارای احکامی بسیار سخت و تشدیدی است، همین نوع اخیر است که وجوب وفا و کفاره در صورت مخالفت، بر آن بار می‌شود. (تحریر الوسیله، امام خمینی، ج ۲، ص ۹۸)

بیم دادن خدا از سوگند:
خداوند در قرآن کریم از کمیت و کیفیت سوگند بیم داده است؛ بی‌مبالاتی در سوگند به این معناست که سوگند خوردن لقلقه زبان شخص شود و راه و بی‌راه سوگند بخورد و همه سخنان خویش را با سوگند بیامیزد. خداوند در آیه ۲۲۴ سوره بقره عادت به قسم و بی‌مبالاتی در آن را امری مذموم و ناپسند می‌شمارد و از اینکه خداوند را در معرض سوگندهای خود قرار دهند، نکوهش می‌کند. متاسفانه برخی از انسان‌ها برای هر کاری چه بزرگ و کوچک یا با اهمیت و بی‌اهمیت، عادت کرده‌اند که سوگند بخورند و حتی از نام خدا و امامان (علیهم السلام) و دیگر امور مقدس و محترم استفاده کنند. این کارها از نظر قرآن و خداوند پسندیده نیست. همچنین برخی عادت کرده‌اند که حتی برای ترک کارهای خیر (بقره، آیه ۲۲۴)، یا معاملات مادی (نحل، آیه ۹۲) و امور مباح و حلال (تحریم، آیات ۱ و ۲ و بقره، آیه ۲۲۶) و تحریم کارهای حلال و غذاهای پاک و پاکیزه برخود (مائده، آیه ۸۷) و حتی دغلکاری در میان مردم (نحل، آیات ۹۱ و ۹۲) سوگند بخورند.

این گونه سوگندها نه تنها حرام و باطل است، بلکه هیچ اثری جز وجوب کفاره و ترک مفاد و محتوای سوگند ندارد و در برخی موارد گناه و حرام است و می‌بایست ترک شود.

الف) کیفی؛ برای هر کاری به نام خدا سوگند نخورید؛

وَ لاتَجْعَلُوااللَّهَ عُرْضَهً لِاَیْمانِکُمْ اَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَیْنَ النّاس ِ وَاللَّهُ سَمیعٌ علیمٌ. (بقره، آیه ۲۲۴) و خدا را در معرض سوگندهای خود قرار ندهید(به خاطر بهانه هایی سوگند نخورید) که نیکی و تقوا و اصلاح میان مردم انجام ندهید و خدا را در معرض سوگندهای (مکرر) خود قرار ندهید که نیکی و تقوا و اصلاح کنید،(تا آنجا که این نام را به ابتذال کشانید) و خداوند شنوا و داناست؛

قسم‌های لغو و بیهوده نخورید؛ لا یُؤاخِذُکُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فی‏ أَیْمانِکُمْ وَ لکِنْ یُؤاخِذُکُمْ بِما کَسَبَتْ قُلُوبُکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلیمٌ (بقره، آیه ۲۲۵)

ب) کمی؛ زیاد قسم نخورید؛

«وَ لا تُطِعْ کُلَّ حَلاَّفٍ مَهینٍ» و از هر فرومایه عیبجو که بیهوده سوگند می خورد پیروی نکن(قلم، آیه ۱۰)
از این آیه به صراحت به عنوان یک وظیفه و حکم شرعی، این معنا به دست می‌آید که پیروی و تحت تاثیرقرار گرفتن از انسان‌های بی‌مبالاتی که عادت به سوگند خوردن دارند، جایز نیست. به این معنا که جامعه نباید متاثر از این دسته افراد شود و به سوگندهای آنان ارزش و اهمیتی قایل شود؛ زیرا تاثیرپذیری از سوگندها و مفاد آن به معنای فراهم‌آوری بی‌اعتمادی در جامعه است و جامعه ایمانی نباید اجازه بدهد تا به دست افرادی بی‌مبالات، سوگند خوردن فرهنگ شود و جامعه را به سوی بی‌اعتمادی بکشاند.
اینکه خداوند نسبت به سوگندخوردن به ویژه به خدا سخت‌گیری می‌کند و مجازات و کفاراتی را برای سوگندشکنی قرار می‌دهد از آن روست که جامعه را از سرمایه مهم اجتماعی‌اش یعنی اعتماد عمومی محافظت کند و اجازه ندهد برخی  افراد بی‌مبالات، با فرهنگ‌سازی باطل و غلط خویش این سرمایه مهم اجتماعی را از میان بردارند.
از نظر خداوند، حفظ جامعه و همگرایی و اعتماد عمومی از اصول اساسی است که به هر شکلی شده باید از آن محافظت شود. از این رو با هر فرهنگی که این اصول را مخدوش سازد و آسیبی بر آن وارد نماید، به شدت مخالفت و مبارزه می‌کند.
باشد با محافظت بر سرمایه اجتماعی جامعه یعنی اعتماد عمومی و تقدیس مقدسات و اعتقادات مردمی، اجازه ندهیم که سوگندهای دروغ و باطل یا بی‌مبالاتی و عادت به سوگند خوردن ما را تا مرزهای سقوط پیش برد و یا جامعه و مقدسات آن را با خطر مواجه سازد.

احکام قسم:

قسم خوردن بر دو نوع است:

۱- قسم براى انجام یا ترک کارى در آینده: مانند اینکه شخصی قسم می‌خورد که روزه بگیرد، یا دود استعمال نکند. در این فرض چنانچه عمداً مخالفت کند، باید کفاره دهد؛ یعنى یک بنده آزاد کند، یا ده فقیر را سیر کند، یا آنان را بپوشاند، و اگر اینها را نتواند باید سه روز پشت سر هم، روزه بگیرد
۲- قسم براى اثبات یا نفى چیزى: کسى که براى اثبات یا نفى چیزى قسم مى‌خورد، اگر حرف او راست باشد، قسم خوردن او مکروه است و اگر دروغ باشد حرام و از گناهان بزرگ بوده ولی کفاره دنیوی ندارد اما دارای عذاب اخروی بسیار سختی است، چنانکه خداوند متعال می‌فرماید: «کسانى که پیمان الهى و سوگندهاى خود (به نام مقدس او) را به بهاى ناچیزى می‌‌فروشند، آنها بهره‌اى در آخرت نخواهند داشت و خداوند با آنها سخن نمی‌‌گوید و به آنان در قیامت نگاه نمی‌‌کند و آنها را (از گناه) پاک نمی‌‌سازد و عذاب دردناکى براى آنها است.
البته کراهت قسم به اسم خدا از آیه «وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَهً لِأَیْمانِکُمْ استفاده می‌شود و موردش مطلق قسم خوردن به نام خدا، حتی در جا‌هایی که خود شرع مقدس اجازه داده‌اند نیست، بلکه معنایش این است که براى هر کار جزئى و کلى یا نیک و بدى به خدا قسم نخورید. به عبارت روشن‌تر، این‌که نام خدا را بازیچه امور دنیوی خود قرار ندهید و برای هر چیز بی‌ارزش و روزمره خود، نام خدا را بی‌جهت تکرار نکنید و سوگند به خدا را وسیله مبتذل و عادى در هر حق و باطل قرار ندهید

* سوگندی اعتبار دارد که یکى از اسمای خداوند متعال باشد؛ مثل خدا یا اللّه، همچنین اگر به برخى از اوصاف خداى سبحان قسم بخورد که معمولاً از آن صفت خداى سبحان اراده مى‌شود، یا قرینه‌اى به کار ببرد که مراد او را بفهماند، قسم صحیح است. بنابراین قسم به مقدسات دیگر مثل قرآن و پیامبر و ائمۀ اطهار(علیهم السلام) احکام قسم را ندارد؛ یعنی اگر با این اسم‌های مقدس قسم بخورد چیزی بر عهده او نمی‌افتد و واجب نیست به قسمش وفا کند. همچنین اگر قسم خود را شکست بر او کفاره قسم واجب نمی‌شود.
البته، اگر به این مقدسات در مکالمات روزمره قسم بخورد و قسمش دروغ باشد، همانند قسم دروغ به اسم پروردگار، دارای حرمت و عذاب اخروی خواهد بود. برای نجات از عذاب اخروی و بخشیده شدن گناه قسم دروغ، چه به اسم خداوند باشد چه به مقدسات دیگر، باید توبه و استغفار نمود

* هرگاه پدر از قسم خوردن فرزند جلوگیری کند یا شوهر از قسم خوردن زن مانع شود قسم آنان صحیح نیست، حتی اگر فرزند بدون اجازه پدر و زن و بدون اجازه شوهر قسم یاد کند قسم آنان صحیح نمی باشد.
* کسانی که برای اثبات مطلبی قسم می خورند اگر حرف آنها راست باشد قسم خوردن مکروه است و اگر دروغ باشد حرام و از گناهان کبیره است ولی اگر مجبور شود که برای نجات خود یا مسلمانان دیگری(و برخی گفته اند کافری که اموالش محترم باشد) از شرّ ظالمی قسم دروغ بخورد اشکال ندارد بلکه گاهی واجب می شود و این نوع قسم خوردن که برای اثبات مطلبی است غیر از قسمی است که برای انجام کار یا ترک کاری بود.

*سوال: قسم خوردن به قرآن چه حکمی دارد؟ مثلاً اگر کسی در اوج عصبانیت باشد و برای انجام کاری دست به قرآن بزند و بگوید من فلان کار را انجام می دهم؛ تکلیف چیست؟ آیا باید کفاره بدهد؟

پاسخ: قسم خوردن فقط به لفظ جلاله (مثل خدا) صحیح است و بقیه اعتباری ندارد. قسم خوردن درحال عصبانیت صحیح نیست وکفاره ندارد.

(منبع: رساله ۱۳ مرجع)

شرایط فقهی تحقق نوع سوم سوگند:

هرگاه کسی با شرایط زیر قسم یاد کند باید به قسم خود عمل نماید و الا کفاره دارد:

الف) قصد و نیت، شرط انعقاد قسم است؛ بنابراین اگر با قصد نباشد مثلا از روی شدت عصبانیت یا در حال مستی و در حال غیر اختیار سوگند خورده باشد سوگند منعقد نمی شود.

ب) سوگند شرعی فقط با الفاظ والله، بالله، تالله محقق می شود؛ مثل وَتَاللَّهِ لَأَکِیدَنَّ أَصْنَامَکُم بَعْدَ أَن تُوَلُّوا مُدْبِرِینَ(انبیاء ۵۷)

ج) کسی که قسم یاد می کند باید بالغ و عاقل باشد و اگر درباره ی مال خود قسم می خورد باید سفیه نباشد همچنین حاکم شرع او را از تصرف در اموالش منع نکرده باشد و از روی قصد و اختیار قسم بخورد، بنابراین قسم خوردن بچه و دیوانه و کسی که مجبورش کرده اند درست نیست، همچنین اگر در حال عصبانی بودن بدون اراده و قصد قسم بخورد.

د) کاری را که برای انجام آن قسم می خورد باید حرام و مکروه نباشد و کاری را که قسم بر ترک آن می خورد واجب و مستحب نباشد و اگر برای انجام کار مباحی قسم می خورد باید ترک آن در نظر مردم بهتر از انجامش باشد، همچنین اگر قسم برای ترک کار مباحی می خورد باید انجام آن در نظر مردم بهتر از ترکش نباشد.

ه) قسم را باید به زبان بیاورد بنابراین اگر در قلبش بگذرد کافی نیست و در کتابت و نوشتن احتیاط، عمل به آن است، ولی آدم لال اگر با اشاره قسم بخورد صحیح است.

و) عمل کردن به قسم برای او ممکن باشد و اگر موقعی که قسم می خورد ممکن باشد ولی بعداً عاجز شود یا مشقّت شدید داشته باشد از همان وقت که چنین شده قسم او به هم می خورد.

حکم قانونی قسم دروغ:

ماده ۶۴۹ قانون مجازات اسلامی- هرکس در دعوای حقوقی یا جزائی که قسم متوجه او شده باشد سوگند دروغ یاد نماید به شش ماه تا دوسال حبس محکوم خواهد شد.

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق