شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۳:۴۵ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۷
یادداشت حوزه علمیه
خروش تحول در حوزه های علمیه (۶)
 الگوهای آموزشی در حوزه علمیه اصفهان   

امروزه به دلیل فضای گسترده اجتماعی و نقل مکان ها و وجوب حضور در عرصه های مختلف، اشخاص باید یک رتبه علمی داشته باشند تا فرد بتواند حقوق اجتماعی داشته باشد. یک فضای قانونی باید وجود داشته باشد تا مانع سوء استفاده ها شود و از طرف دیگر حقوق کسب شده توسط فرد را حمایت کند

به گزارش ندای اصفهان، «خروش تحول در حوزه های علمیه» عنوان سلسله مطالبی است که هر مسئول و طلبه صاحب درد دوستدار انقلاب را مورد خطاب قرار می دهد چراکه اگر حوزه های علمیه متحول نشوند منزوی خواهند شد و اگر حوزه های علمیه در جایگاه رفیع خود قرار گیرند مملکت اصلاح خواهد شد. (اینجا)، (اینجا)، (اینجا)، (اینجا)، (اینجا)، (اینجا)، (اینجا) و…

متن زیر گزارش شفاهی آقای «شایان پیرغریب نواز» از طلاب محقق حوزه علمیه اصفهان است که در جمع شورای طلاب حوزه علمیه ارائه شده است که توسط ندای اصفهان پیاده سازی شده و در آن به مقایسه برخی سیستم های آموزشی می پردازد. بدیهی است این مطلب صرفا در حد یک مقدمه است و ان شاالله ادامه دار خواهد بود.

***

بسم الله الرحمن الرحیم. ابتدا مقدمه ای بگویم تا حضور ذهن ایجاد شود.

فضای آموزشی قدیم کشور ایران، حوزه های علمیه و مکتب ها بوده است که سیستم متمرکزی برای آموزش نداشتند. غالبا زعامتی وجود داشته است که این زعامت فضای تدریس را کنترل و رابطه استاد و دانشجو را برقرار می کردند و ضابطه خاصی برای این جریان نداشتند. ماحصل این جریان اینکه برای نشان دادن قدرت یا ضعف یک طلبه کارنامه آموزشی و مدرک دادن وجود نداشته و شاید نیازی هم به آن نبوده است. زندگینامه علما را که بخوانید، می گویند فلان شخصیت مثلا در مدرسه فلان بوده و با فلان استاد درس خوانده است و چیز مشخصی وجود نداشته برای مدرک علمی ایشان. در صورتی که الآن اینطور نیست و مشخص کردن مرتبه علمی با مرکز مدیریت حوزه های علمیه است و توسط نمرات مشخص می شود اما در قدیم اساتید و مدرسه بیانگر شأن علمی یک شخصیت بوده است. برای مثال در مدارس سنتی اصفهان (که هنوز زیرمجموعه مرکز مدیریت نشده اند) کتاب را درجه علمی می دانند یعنی اگر شما نتوانید کتاب را به آن کیفیتی که هست در مطالعه و آموختنش موفق شوید از نظر استاد باز باید به همان کتاب برگردید و آن را مورد مطالعه قرار دهید و هیچ مشخصه خاصی ندارد.

امروزه به دلیل فضای گسترده اجتماعی و نقل مکان ها و وجوب حضور در عرصه های مختلف، اشخاص باید یک رتبه علمی داشته باشند تا فرد بتواند حقوق اجتماعی داشته باشد. یک فضای قانونی باید وجود داشته باشد تا مانع سوء استفاده ها شود و از طرف دیگر حقوق کسب شده توسط فرد را حمایت کند. الآن مشکلی که هست این است که روحانیون هرچند سواد علمی بالایی داشته باشند در فضای آکادمیک نمی توانند حضور کافی داشته باشند و خودنمایی کنند چون در دانشگاه تمرکز بر مدرک گرایی است.

حوزه علمیه اصفهان

مدارس اصفهان دو دسته اصلی تقسیم می شوند:

یکی مدارس سنتی که در بالا توضیح دادیم و معروف است به مجموعه مدارس ذوالفقار و یکی هم مدارس سیستمی که نقاط قوت خودش را دارد اما این هم البته در حکم ضرب المثل شترمرغ است که نه معلوم است سنتی است یا سیستمی؟ تفاوت میان خود مدارس سیستمی یک سری بنا بر ورودی هایشان است که مثلا سیکل ها را می گیرند یا دیپلم یا دانشگاهی ها را و یک سری دیگر هم بنا بر نوع آموزش آنها است که در ادامه قرار است به طور اجمال به مقایسه بپردازیم.

***

ابتدا از مدرسه علمیه اباصالح به مدیریت حاج آقا کشکولی شروع می کنیم که ایشان یک ذهن فوق العاده سیستمی و نظام مندی دارند.

مثلا تا چند سال پیش یکی از دغدغه های ایشان این بود که جایگاه مدرک سازی را برای طلاب داشته باشیم. ایشان از دانشکده علوم حدیث و موسسه امام خمینی آقای مصباح که برای علوم انسانی اسلامی است ایده می گرفتند. مدرسه ایشان یک سیستم جدایی دارد به نام «طرح ویژه». طرح ویژه ملخص شده اش همان طرح ارتقایی است که معدل باید بالای ۱۷ باشد که نزدیک ۳۵ واحد درسی در هر ترم آموزشی اخذ می کنند و در پایان امتحان برگزار می شود که هر ترم حدود سه ماه و پانزده روز طول می کشد.

این را داخل پرانتز بگویم که وقتی حجت الاسلام حسین میرزایی مسئول آموزش مدرسه دارالحکمه بودند و حاج آقا کشکولی مدیر بودند، این طرح را شروع کردند. متاسفانه دارالحکمه امروز قوت سابق را ندارد. بعدا آقای میرزایی مدرسه میرزاحسین را تأسیس کردند که مخصوص طلاب لیسانس بود و در جای خود باید از آن صحبت شود. میرزایی دیدگاهش این بود که طلاب باید بتوانند در کنار دروس سطح یک، اندکی توانایی های اجرایی خود را هم تقویت کنند تا پس از چندسال بتوانند وارد اجتماع شوند، اما آقای کشکولی نظرش این بود که طلبه باید فعلا مبانی آموزشی خود را تکمیل کند.

درنهایت طرح ویژه جمعی بودند که غالبا تحصیلات دانشگاهی داشتند و از قبل برخی درس های حوزه را مثل علوم عقلی خوانده بودند و فضای ذهنی قوی تری داشتند. پیشنهاد این بود که فضا از نظر سنی جدا شود. یکی از خوبی های مدارس سنتی هم این است که جداسازی سنی را دارند. البته آقای میرزایی پیشنهاد می دادند که از لحاظ سنی و مدارج علمی جداسازی شوند. دوما نیازمند این هستیم که کلاس هایی صرفا برای رفع اشکال ایجاد شود. برخی طلاب می گویند ما این مطالب را می فهمیم، دیگر چرا استاد بیاید بگوید؟! توجه شود دوره های آموزشی الآن تدریس کتاب و مبتنی بر متن است لذا می بینیم که بخش های زیادی از آن باقی می ماند. چیزی که ما حساب کردیم مثلا درس سیوطی اگر پنج خط در کلاس های عادی تدریس می شد ما باید پانزده خط برای امتحان می خواندیم. البته این مشکل هم بود که از سطحِ فهم کم می کرد، جایی که سخت بود زود می گذشتند و جایی که آسان بود ما داشتیم عادی می خواندیم و ضررهای زیادی داشت.

در طرح ویژه از زمان های مرده نیز استفاده می کنند مثلا ایام عید و تابستان کلاس دارند و ماه رمضان به اردوی علمی در مشهد می روند. البته این در ضابطه آموزشی روی کاغذ بود و ما دیدیم که ۱۵ روز عید تعطیل بود و چند روز اول و آخر ترم تعطیل بود و همین ها باعث می شد به فضای آموزشی ضرر بزند. این سیستم سه ماه و پانزده روز باعث می شود که بتوانند شش پایه را در چهار سال بخوانند. امتحاناتشان مجزا از مرکز مدیریت بود و خودشان امتحان می گرفتند. امتحانات هم مورد تایید مرکز مدیریت قرار می گرفت و توسط اساتید تصحیح می شد.

یکی از مشکلاتی که قابل ذکر است این است که با وجود گروه ویژه، گروه عادی ضعیف می شود. ضمن اینکه فضای آموزشی امثال موسسه امام خمینی و دانشگاه علوم و حدیث و مرکز فقه و اصول علامه مجلسی پس از گذراندن دوره سطح است.

مدرسه امام خمینی تهران به زعامت آقای صدیقی، طرح خیلی بهتری را انجام می دهند که شبیه پیشنهاد بچه های خود ماست. درس های خودخوانی را به عهده بچه ها می گذارند و درس هایی که سنگین تر است در کلاس با استاد می گذرانند که با شرط نمره ۱۷ به بالا به علاوه آزمون شفاهی است و شش سال را در چهار سال می خوانند. مشکل دیگری که هست اینکه گروه ویژه مدرسه اباصالح، درس خودخوان و ارتقایی نداشت یعنی تمام کلاس ها را باید شرکت کنند.

آزمون شفاهی از دشواری بیشتری برخوردار است و مشخص کننده سطح کیفیت اشخاص است. در اینجا کمتر فضای حفظی رخ می دهد، اگر شخص مطلب را نفهمیده باشد در انتقال موضوع مشکل پیدا می کند.

مدرسه حفظ (نجفی) با نظر آیت الله طباطبایی نژاد در کنار مدرسه ویژه ایجاد شد که متوجه شدند اگر برنامه ریزی بهتری باشد می توان این دروس را در زمان فشرده تری خواند و در عوض طلاب این مدرسه به حفظ قرآن بپردازند. لذا احساس نیاز به فضای جداگانه ای برای حفظ قرآن و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه ایجاد شد که احتیاج به مدرسه ای جدا و برنامه شخصی داشت (امروز این مدرسه به مدرسه شهید طباطبایی نژاد زینبیه منتقل شده است). این طلاب الآن ادبیات عرب را به جای سه سال، در حدود چهار سال می خوانند و یکی دو سال را اختصاص به حفظ می دهند. حدودا ۱۸ تا ۲۲ واحد می توانند درس بگیرند؛ البته باز بستگی به مدیر مدرسه دارد. حدود ۴ ساعت در روز حفظ دارند و در یک سال و نیم باید ۳۰ جزء را حفظ کنند یعنی هر ترم ۱۰جزء. در این طرح به نظر رسید بچه ها از نظر حفظی مشکل نداشتند اما متاسفانه به دلیل آموزشی که نتوانستند اساتید مناسبی برای ادبیات انتخاب کنند و طرح های مناسبی برای حفظشان انتخاب کنند، کمی درس هایشان دچار ضعف و نقصان شد. یک سری طرح هایی آمده است به نام تندخوانی و حافظه تصویری و نقطه به نقطه که بچه های مدرسه حفظ، خودشان می گفتند اگر ما از این طرح ها استفاده می کردیم زمان کمتری می گرفت یعنی حدود شش ماه و نهایتا یک سال.

من با حاج آقای نیازی صحبت کردم که یک شخصیت خاصی در بحث فلسفه و عقاید هستند و در اصفهان معروف اند. ایشان در مدرسه رکن الملک طرحی را راه انداخته اند به نام پژوهش محور که کمی شبیه فضای دکتراست. به انتخاب خود طلبه سه درسش انتخاب می شود که پژوهش محور باشد مثل اصول و حج و صلاه. مثلا اصل مشهوری در فقه هست به نام «عُرف»، خب این موضوع را انتخاب می کند. مدرسه موظف است در قبال دروسی که طلاب انتخاب می کنند، استادیاری برای کمک به بچه ها در بعد از ظهر قرار بدهد. در حقیقت بعد از ظهر طلاب را با پژوهش محوری پر کرده است. من تا به حال این را ندیده ام فکر می کنم کار مفیدی باشد. یکی از خوبی هایش این است که انتخاب درس و موضوع توسط خود طلاب است. صرفا اکتفا نمی شود به این که استاد تحقیقی را ارائه دهد و بعد حتی آن را بررسی نکند و طلبه را کمک نکند. در این جریان ضمانت کمک کردن طلبه با مدرسه است.

ویژگی های خاص دیگری در مدارس نیست فقط یک سری کارهای خلاقانه است که انجام می شود. مثلا در مدرسه حضرت ولی عصر(عج) با مدیریت قبلی حاج آقا عمادی و اکنون مدیریت حاج آقا رفیعایی گعهده های علمی وجود دارد یا گروه های مجزایی هست که به مدیر ضمانت تحصیلی و حضور و غیاب می دهند. خودشان استاد مجزایی انتخاب می کنند، برنامه آموزشی را تحویل مدیر می دهند و اساتید را معرفی می کنند.

درباره حوزه علمیه خواهران نیز باید جداگانه صحبت کرد که ویژگی های خاص خود را دارد. در تهران نیز مدرسه مشکات مدعی صاحب سبک بودن بر اساس منویات مقام معظم رهبری است که آن را نیز باید مورد مطالعه قرار داد.

حجت الاسلام عبدالحمید واسطی هم حرفهای خودش را برای حوزه علمیه دارد. عده ای می گویند تمام این کتاب ها و دروسی که در حوزه هست باید خوانده شود اما مبنای تمرینی اش را باید خودتان ایجاد کنید. اما بعضی می گویند لازم نیست و ما می توانیم ادعای حضرت آقا را تبدیل به واقعیت کنیم و نهایتا بعد شش سال یک طلبه که از سطح متوسطی هم برخوردار است را وارد درس خارج کنیم. هیچ کتاب خاصی هم ندارند. ادبیاتشان را از روی قرآن تدریس می کنند. این ها با مرکز مدیریت هم صحبت کرده اند قرار شده که برایشان تامین استاد کنند تا شروع به تدوین کتاب کنند.

برچسب‌ها: , , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق