سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس:
چاپ خبر
۱۴:۱۰ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۳
مادر شهید علیرضا ربانی
گفتگو با مادر شهید علیرضا ربانی
 شهید کم سن و سالی که عاشق امام رضا (علیه السلام) بود   

شهید ربانی در عملیات والفجر۲ در گردان یازهرا شرکت کرد. آنها را توسط هلیکوپتر پشت سر دشمن پیاده کردند و با ایجاد حماسه های فراموش نشدنی در مصاف با دشمن در صحنه پیکار حق و باطل علیرضا به لقاء ربوبی دست یافت. جسد پاک و مطهرش پس از ۱۰ سال به خانواده تحویل داده شد...

ندای اصفهان- زهرا آصالح: از شهدا خیلی گفته اند، از شهدا خیلی شنیده ایم، اما هنوز گفتنی ها و شنیدنی ها فراوان است. نام آنها را بر اسامی کوچه ها و محله های شهر خودمان بسیار می توان دید. اما به راستی آنها چه کسانی بودند؟ بسیاری از آنها در آسمان مشهورتر از این سیاره خاکی هستند، چراکه نه فرمانده بوده اند و نه اسم و رسمی داشته که رسانه ها را به خود جلب کنند؛ اما نه، این بی نشانی هم خواسته خود آنهاست که اگر بودند می گفتند «ما فقط یک هدف داشتیم و آن وظیفه شناسی و انجام تکلیف الهی بود». اما به یقین یک حرف دیگر هم می توان زد: از امروز با نام هر شهیدی که روبرو شویم، حتی اگر او را نشناسیم، یک چیز برا به وضوح می توان گفت: «او یک قهرمان است»!

متن زیر حاصل گفتگوی کوتاه و دیدار صمیمانه با خانواده شهید علیرضا ربانی (ساکن محله احمدآباد اصفهان) است که در ادامه می خوانیم.

***

شهید «علیرضا ربانی» فرزند ابوالقاسم در سال ۱۳۴۶ در خوراسگان اصفهان در خانواده ای مذهبی و خادم الحسین چشم به جهان گشود. در سن ۶ سالگی وارد دبستان نبوت می شود و پس از طی تحصیلات ابتدایی و موفقیت در آن، وارد مدرسه راهنمایی شهید طباطبایی در خیابان جی شد و تا کلاس سوم راهنمایی ادامه داد.

در زمان اوج گیری انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره) پدر شهید ربانی به خاطر فعالیت در صحنه و چاپ اعلامیه های حضرت امام (ره) در چاپخانه شخصی خود مورد آزار و شکنجه رژیم سفاک پهلوی قرار گرفت و حتی تا مرز اعدام نیز پیش رفت ولی به لطف خداوند اعدام، مبدل به زندان و جریمه نقدی گردید و علیرضا با پدر خود مبارزات خود را ادامه داد و در تمام تظاهرات علیه رژیم شاه شرکت می کرد.

ترفند رفتن به جبهه

علیرضا به خاطر کمبود سن از شناسنامه برادر بزرگتر خود استفاده کرد و وقتی بسیج متوجه این امر شد، او را بازگرداند.

او با گریه و زاری توانست با دیدن دوره تعلیمات نظامی به جبهه های جنوب اعزام گردد و در حمله رمضان شرکت نماید.

شهید علیرضا ربانی

مبارزه با گروهک های کردستان

پس از بازگشت از جنوب به جهت تکمیل دوره به پادگان بازگشت و پس از آن به کردستان اعزام گردید و به مدت شش ماه در سرمای طاقت فرسای آن دیار با گروهکها و منافقین و ایادی شرق و غرب به مبارزه پرداخت. از جمله، در جاده کردستان به دسته آنها زدند و دوستان او موفق به فرار شدند ولی علیرضا به خاطر موقعیتی که داشت موفق به فرار نشد و خود را چندین ساعت در آب رودخانه ای با سرمای شدید مخفی نمود.

پس از بازگشت از کردستان در امتحانات کلاس سوم راهنمایی شرکت کرد و با نمرات چشمگیری قبول شد و پس از آن به اتفاق خانواده به زیارت حضرت امام رضا علیه السلام مشرف گشت.

پس از بازگشت از مشهد و شرکت در دعاها و توسل های به ائمه (ع) در روز بیست و سوم رمضان جهت اعزام به جبهه ها عاشقانه ثبت نام کرد و برای سومین بار عازم جبهه گردید.

شهادت علیرضا

شهید ربانی در عملیات والفجر ۲ در گردان یازهرا (لشگر امام حسین علیه السلام) شرکت کرد. آنها را توسط هلیکوپتر پشت سر دشمن پیاده کردند و آنها سرسختانه و شدید مشغول مبارزه با دشمن بغثی شدند و با ایجاد حماسه های فراموش نشدنی در مصاف با دشمن در صحنه پیکار حق و باطل در حالی که تعداد زیادی از نیروهای بعثی و فرماندهان آنها را با رشادت خاص به هلاکت رساندند، علیرضا به لقاء ربوبی دست یافت. جسد پاک و مطهر این شهید عزیز و بقیه عزیزان در منطقه عملیاتی در زیر رگبار دشمن و آتش سنگین آنها به جای ماند و پس از ۱۰ سال به خانواده تحویل داده شد!

photo_2016-01-23_10-33-08

photo_2016-01-23_10-33-49

خواب مادر شهید

قبل از اینکه خبر شهادت علیرضا را بیاورند، مادر بزگوار شهید ربانی در خواب دیدند که حضرت زهرا (س) در جمعی هستند و به مادران شهدا گل می دهند. حضرت فاطمه (س) به مادر این شهید ارجمند هم گل داده بودند و اینگونه ایشان متوجه شدند که پسر گرانقدرشان به شهادت رسیده اند!

photo_2016-01-23_10-32-43

مداحی علیرضا

شهید علیرضا ربانی در مصیبت خوانی و نوحه خوانی از صدای آهنگران تقلید می کرد.

خواب یک غریبه

شهید ربانی علاقه زیادی به امام رضا علیه السلام داشت. قبل از آوردن جسد شهید، همسایه در خواب دیده بود که مجلس ترحیمی در حرم امام رضا (ع) برگزار شده و حرم را سیاه پوش کرده اند، علتش را می پرسد و جواب می شنود که جوانی به نام “علیرضا ربانی” شهید شده است و امام رضا (ع) برای او مجلس سوگواری بر پای داشته است و وقتی پیش تر می رود شهید مظلوم دکتر بهشتی را می بیند که مشغول پذیرایی از مردم است. زمانی که همسایه از جلو حجله شهید رد می شود و نام شهید را می خواند، وارد مجلس شده و خواب را برای خانواده شهید بزرگوار تعریف می کند.

اینچنین است مقام عظمای شهدا در راه حق و حقیقت که خالصانه جان خود را در طبق اخلاص نهاده و به معبود خود تقدیم می کنند.

وصیت نامه شهید:

«ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون»

به کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده نگویید، بلکه آنان زنده اند و نزد خدای خود روزی می گیرند.

با یاد الله آرام بخش قلبها و با سلام خدمت آقا امام زمان (عج) و نایب بر حقش خمینی کبیر، پیر جماران اسوه مقاومت و لرزه افکن بر پیکر پوشالی سردمداران کفر جهانی و با سلام بر کلیه رهروان راهشان وصیت نامه خود را آغاز می کنم.

آیا کسی به خود اجازه می دهد که باز ببیند دشمنانش قصد نابودی دینش، قرآنش، شرف و کشورش را داشته باشد و سکوت اختیار کند، من می روم تا با پرواز خود بسوی جبهه اسلام سنگر خالی همرزمم را پر کنم، من می روم تا اسلحه ای که از همرزمم به زمین افتاده را برداشته و به جنگ صدامیان کافر روم، من می روم تا راه کربلا را برای دیگر عزیزانم باز کنم، جانم فدای ابا عبدا… (ع) و جان همه فدای او.

خوب، پدر و مادر عزیزم، سلام، امیدوارم که مرا حلال کنید و امیدوارم که در عزای من گریه نکنید، چونکه فرزندتان با چشم باز این راه را پیمود و اگر هم گریه می کنید بر مظلومیت اباعبدا…(ع) گریه کنید.

خوب مادر عزیزم می دانم که در برابر این زحمات زیادی که برای من کشیدید و من نتوانستم جبران کنم باید مرا ببخشید و حلال کنید.

پدر جان شما هم همینطور، ولی امیدوارم خدا این قربانی ناقابل را از شما قبول کند.

پدر و مادر عزیز، این امانتی بود که خدا به شما داد و آخر هم باید پس می گرفت. پس چه بهتر که در این راه مقدس خداوند بزرگ این امانت را پس گرفت و شما همیشه ذکر زبانتان این است، که چرا مردم کوفه علی (ع) را یاری نکردند ولی این را بدانید که هم اکنون علی زمانمان روح ا… است و من به هل من یاصر روح ا… لبیک گفته و به سوی جبهه ها شتافتم و آخر هم در این راه مقدس شهید شدم.

خواهران و برادران عزیزم، سلام امیدوارم هر خوبی و بدی از من دیده اید، مرا حلال کنید.

برادران عزیزم امیدوارم که اگر من شهید شدم، ادامه دهندگان راه من باشید و نگذارید که اسلحه من به زمین بماند.

خواهران عزیزم، وقار شما در حجاب است، شما می توانید با حجاب خود ادامه دهنده راه من باشید و این عکس العمل شما مشت محکمی است بر دهان دشمنان داخلی و خارجی.

دوستان عزیزم امیدوارم هر خوبی و بدی از من دیده اید مرا حلال کنید و امیدوارم که همیشه مطیع ولایت فقیه باشید و همانا از این خط خارج نشوید. خوب از طرف من از تمام فامیل و دوستان و آشنایان حلالیت بطلبید.

اللهم الرزقنا توفیق الشهاده

والسلام علیکم و رحمه ا… برکاته

دعا به امام از یادتان نرود

۱/۵/۱۳۶۲

 خدایا خدایا تا انقلاب مهدی (عج) خمینی را نگهدار

photo_2016-01-23_10-32-12

photo_2016-01-23_10-33-00  photo_2016-01-23_10-33-16

photo_2016-01-23_10-33-25

 

photo_2016-01-23_10-33-41

photo_2016-01-23_10-33-33

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

  1. ناشناس می‌گه:

    اصلاح طلب ها چطور میخوان روز قیامت جواب شهدا را بدهند؟

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق