پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۸:۴۹ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۳
عرفان کاذب
عرفان های کاذب؛
 معرفی و شناخت ۱۲ فرقه انحرافی فعال در ایران +دانلود   

وقتی گرایش های متعالی انسان هدایت نشود و با توهم تلقین گردد خرافات پدید می آید. در این افراد خرافه جایگزین یک حقیقت گمشده در زندگی گشته است که همان معنویت می باشد که توسط خالق هستی در خلقت اشرف مخلوقات «انسان» به عنوان خلیفه الله به ودیعه نهاده است...

ندای اصفهان- زهرا آصالح (فعال فرهنگی)/

متن زیر با استفاده از منابع مختلف سعی کرده است به معرفی عرفان های کاذب و نوظهور فعال در ایران بپردازد.

شما می توانید جهت استفاده بهتر، فایل پاورپوینت این مقاله را از اینجا دانلود کنید.

عرفان به شناختی که به وسیله ی شهود (دیدن) قلبی خداوند برای شخص عارف حاصل می شود گفته می شود. این شهود نیز به وسیله ی رعایت تقوای الهی و رسیدگی به نفس و اصلاح آن حاصل می شود.

پیچیدگی‌های زندگی در جوامع امروزی و شهرهای بزرگ همراه با شلوغی‌ها، جنون سرعت و مسابقه‌های مجازی افراد بشری به سوی مصرف‌گرایی بیش از حد و مسایلی از این دست و نیز دور شدن مردم شهرها از زندگی طبیعی و به دنبال آن ایجاد فشارهای روحی و روانی، دور شدن از معنویت، افزایش مادی گرایی، فرصت‌طلبی و فراموشی ارزش‌ها و کرامات اخلاقی، باعث ایجاد نوعی خلاء و تشنگی مردم نسبت به مسایل معنوی و متافیزیکی شده است.

از این رو ایجاد هرگونه روزنه‌ای تحت عنوان کلاس معنوی، آرامش روحی و روانی تفکر و خوشناسی، به شدت موجب جذب افراد به ویژه صدمه‌دیدگان از وضعیت روزافزون مشکلات زندگی شهری و تمدن به اصطلاح پیشرفته صنعتی گردیده است.

عرفان های کاذب

امیرالمؤمنین علی علیه السلام:

هرگز نمی توانید راه رشد را بیابید، مگر آنکه راه انحراف را هم نشان دهید. ( خطبه ۱۴۷ نهج البلاغه)

در دنیای پرهیاهو و آشفته که در آن ارزش های اسلامی به شدت رنگ باخته و قدرت و ثروت هدف نهایی جلوه داده می شود، افرادی جهت کسب شهرت و آوازه و ثروت نامشروع و بعضا در پاسخ به عقده حقارت درونی با اهداف فردی یا گروهی با شگردهای مختلف درصدد جذب مرید با روش های سازمانی و تعیین سرگروه و حلقه های ارتباطی می باشند و در این راه از هیچ ادعایی گزاف و دروغ پردازی بزرگ مثل داشتن کرامت، داشتن اسرار و رموز هستی، کشف اسرار، تسلط بر علوم غریبه، دانستن خواص حروف و اعداد و جداول ابایی نداشته و با خواب سازی و با استفاده از سخنوری و سوءاستفاده از قدرت بیان برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کنند.

از تفسیر به رای قرآن و منابع مذهبی تا بدعت در مناسک دینی، از صدور فتواهای بی اساس تا ادعای شفاعت گناهان و شفای امراض صعب العلاج، از نفوذ در NGOها با وعده کمک های مادی و دستگیری معنوی و انتقال حس شخصیت کاذب به مریدان مانند دادن ماموریت خاص به هر مرید و ارضای نفسانیات و اداره آنچه که مقصودشان است در بسیاری مواقع به تشکیل شبکه های فساد اخلاقی، باندهای توزیع مواد مخدر و ایجاد گروه های ضد اجتماعی و تسویه حساب های شخصی و گروهی اقدام نموده اند.

گاهی نیز با سازماندهی اعضاء در شبکه های سیاسی، امنیتی برای ایجاد اغتشاش و انجام عملیات خرابکارانه در کشور با هدایت و حمایت دشمنان نظام فعالیت می کنند. مبنای شرعیت را با تشخیص خودشان می گذارند و از رجوع به مراجع تقلید جهت کسب تکالیف دینی دوری می کنند.

ذکر این نکته ضروری می باشد که ریشه خرافات در نادانی و کم خردی بشر در شناخت خود و حقایق عالم است و در کلام معصوم داریم: «من عرف نفسه فقد عرف ربه». وقتی گرایش های متعالی انسان هدایت نشود و با توهم تلقین گردد خرافات پدید می آید. در این افراد خرافه جایگزین یک حقیقت گمشده در زندگی گشته است که همان معنویت می باشد که توسط خالق هستی در خلقت اشرف مخلوقات «انسان» به عنوان خلیفه الله به ودیعه نهاده است.

دعوت جوانان تحت عناوین کلاسهای رزمی، جلسات عرفانی، مذهبی، فرهنگی و… به دلیل جذب این عناوین است. در حالی که در این جلسات به مرور زمان شرکت کنندگان را به لاقیدی دعوت می کنند که در این بین به تفکر آموزه های پرزرق و برق معروف به عرفان های نوپدید مدرن بپردازند.

برخی ازفرقه های عرفانی کاذب فعال در ایران

۱ سای بابا
بنیانگذار این مکتب، «باگوان شری ساتیای بابا» یا «سو آمی ساتیا سای بابا» بود. وی در سن چهارده سالگی مدعی شد از سوی خداوند برای هدایت همه آدمیان برگزیده شده است سپس ادعای خدایی کرده است. از آنجا که نماز مهمترین عامل ذکر الهی است و نماز و ذکر قرین یکدیگرند، اما نزد سای بابا نماز و شریعت وحیانی و الهی جایگاهی ندارد. او تصوری روشن از خدا ندارد: گاهی قائل به حلول است، گاهی قائل به پانتئیسم یا همه خدایی و گاه خدا را از سنخ انرژی می داند، اما خدایی که قرآن و اسلام به شریعت معرفی کرده است هیچکدام از اینها نیست. او ۱۱سال زودتر از پیش‌بینی خود، طعم مرگ را چشید تا یک خدای دروغین دیگر رسوا شود.

۲– رام الله
رهبر این آیین در ایران شخصی به نام «پیمان الهی» است. وی ادعا داشت از غیب خبر دارد و بر تمام علوم باطنی تسلط دارد و در عین ناباوری مریدان در خرداد سال ۸۶ در حین دستگیری به جای ناپدید شدن، از دیوار حیاط همسایه فرار کرد. این دستگیری فرصتی شد تا چهره ی پوشالی اش آشکار شود. وی چندین بار به دلیل ترویج عقاید خرافی و انحرافی و فریب مردم ـ به ویژه جوانان ـ به همراه گروهی از اطرافیانش بازداشت شده است.

۳ اوشو
اوشو در سال ۱۹۳۱ میلادی در روستای کوچک «کوچ وادا» کشور هند به دنیا آمد و در سال ۱۹۹۰ در سن ۵۹ سالگی از دنیا رفت. اوشو در ایالت اوریگان آمریکا، شهری به نام راجینش پورام را به عنوان مرکز آیین خود قرار داد، اما به دلیل فسادهای اخلاقی و جنسی بی حد و حصر اوشو و مریدانش ، در سال ۱۹۸۶ از آمریکا اخراج شد. اوشو دو جلد کتاب به نام تعلیمات تانترا (عرفان سکس) دارد و تنها راه تکامل و تعالی را گذر از سکس آزاد میداند. اصل دیگر از اصول او اصل طغیان است که اوج آن را در شیطان گرایی می توان دید! اوشو با نگاهی تحقیرآمیز به مفهوم خانواده می گوید: آنچه انسان را اسیر کرده است خانواده است.

اوشو

۴ اکنکار
پائول توئیچیل، رهبر و بنیانگذار این طریقه بود که بسیاری از تعالیمش تنها متکی بر تلقینات توهم آمیز و رویایی از حضور استاد زنده اک در پشت همه درها و صداهاست. از تبعات عضویت در این فرقه، پشیمانی زودرسی است که اعضا را با پوچی روبرو کرده و در اثر فشارهای ناشی از این موضوع، برخی از آنها دست به خودکشی زده و پیروان این مکتب مدعی اند که از طریق رویا بینی، خود را تا مقام « همکار خداوند » ارتقا می دهند و معتقدند پیامبران و کلیه مذاهب و ادیان، دروغی بیش نیستند!

۵ عرفان سرخ پوستی
بنیانگذار این نوع عرفان ، «کارلوس کاستاندا » است. کاستاندا این نوع عرفان را آیین ساحری یا جادوگری می نامد. استفاده از گیاهان روانگردان به هدف تحصیل معرفت و خودداری از آمیزش جنسی و عقل ستیزی از شاخصه های این نوع معنویت کاذب می باشد.

۶ پائلو کوئیلیو
پائلو کوئیلیو در سال ۱۹۴۷ میلادی در کشور برزیل به دنیا آمد. در سنین نوجوانی و جوانی احساسات ضد مذهبی شدیدی داشت. از هفده سالگی به بعد سه بار در بیمارستان روانی بستری شد. مدت های مدیدی از دارو های اعصاب و روان استفاده می کرد و سپس به استفاده از مواد مخدر روی آورد. پیشینه اخلاقی و اجتماعی بسیار منفی و تاریکی داشت. او می گوید که در طول زندگی خود ۲۰ نوع ماده مخدر را تجربه کرده است و به الکل و سیگار و ارتباط با زنان اعتیاد داشته است و چنین اظهار می دارد که زنان نقش مهمی در زندگی او داشته اند. کوئیلیو چندین بار تصمیم به خودکشی گرفت… کتابهای او بازتاب تفکراتش بوده و تا به حال به ۵۶ زبان دنیا ترجمه شده اند.

۷ دالایی لاما
“تنزین گیاتسو” که براساس باورهای سنتی تبتیان تجسم دوباره دالایی لامای سیزدهم (که در سال ۱۹۳۲ از دنیا رفته بود) پنداشته شده ادعای معنویت خواهی و صلح طلبی داشته طوری که وی با اعدام صدام که فردی جانی و متجاوز بوده مخالفت کرده و تاکنون بارها شیفتگی و نزدیکی خود به رژیم صهیونستی را اظهار نموده است.

۸ عرفان حلقه

یکی از عرفان‌های به ظاهر بومی، عرفان «حلقه» است که به کرات به آیات قرانی هم تمسک می‌کنند اما اگر مبانی این فرقه استخراج شود هیچ کدام از اعتقادات این فرقه تناسبی با آموزه‌های اسلامی ندارد. به عبارت دیگر نه انسان‌شناسی و نه خدا‌شناسی است. بنیان گذار حلقه محمدعلی طاهری است و کتاب های اصلی این گروه هم به قلم وی است؛ در کنار طاهری در هنگام شکل گیری آقای اسماعیل منصوری لاریجانی هم نقش داشت. چرا که کتاب های طاهری با مقدمه آقای منصوری به چاپ رسید. ایشان پس از دستگیری محمدعلی طاهری از وی اظهار برائت کرد. برخی مریدان این فرقه با خلط مباحثی مانند اینکه وای بر نمازگزاران جامعه ای که در آن گرسنه و درمانده ای باشد، به توجیه عدم پایبندی خود به نماز می پردازند.

عرفان حلقه

جالب اینجاست که یکی از شگردهای محمدعلی طاهری در جلساتش خارج کردن جن از بدن اشخاصی و یا احضار روح از طریق برخی زنان بوده است که فیلم آن نیز در وبلاگها و سایت های خبری منتشر شد اما این کار بعد از مدتی تعطیل می شود. علت آن هم افزایش اعتراضات به این موضوع بوده است که اولا چرا همیشه این امر بر روی افراد مشخصی امتحان می شود و ثانیا چرا همیشه این افراد مشخص زنان هستند!
۹ معنویت های روانشناختی و فرا روانشناختی
این عنوان به
به گروههایی گفته می شود که در تلاش اند تا مشکلات روانی (مثل اضطراب، افسردگی و سایر گرفتاری‌های روان‌شناختی) پیروان خود را با نام های قانون جذب، راز، موفقیت و… برطرف کنند. اینان در سطح گسترده‌ای در خدمت نشر خرافات و ترویج توهماتی هستند که مردم را سرگرم نموده و از اندیشه‌های درست و خردورزی و کوشش و پشتکار دور کنند.

۱۰- یوگا
پاتانجلی موسس یوگاست. او معتقد است: عارف تر کسی است که به سطوح بالاتر از انرژی دست پیدا کرده باشد! ولی بر اساس آیات و ادعیه اسلامی، عارف کسی است که به خدا نزدیک تر است. در یوگا تکنیک‌هایی مطرح می‌شود و گفته می‌شود انسان از طریق آنها به آرامش عصبی یا ذهنی می‌رسد که نسبی بوده و در نهایت انسان باید برای یافتن آرامشی که با اعتماد به قدرت و علم بی‌پایان الهی حاصل شود تلاش کند. یوگا با عرفان اسلامی متفاوت است. در یوگا نیز مانند سایر مکاتب هندی سخنی از خدا نیست. خدایی که مبدا و منتهای هستی است: «هو الاول و الاخر». در یوگا سخنی از معاد هم مطرح نیست!

۱۱- شیطان پرستی

یکی از خطرناک ترین و منفورترین فرقی است که در کشور ما با نمادها و اشکال گوناگون ترویج می شود. برخی از باورهای انحرافی آنها به قرار زیر است:

تقابل و محاربه با خدا – رواج فرهنگ ضدیت با ادیان الهی – اشاعه فحشا و بی بند و باری و اعتیاد – شیوع فرهنگ کلامی مبتذل و ترویج فحاشی در گفتار – تحریف تاریخ انبیاء – سیاه نمایی و ترویج پوچ نمایی (نیهیلیسم) – ترویج فرهنگ خودکشی جهت رسیدن به کمال و…

شیطان پرستی

در سالهای اخیر گروه ها و فرقه های کاذب دیگری نیز شناسایی و سران آنها بازداشت شده اند که از جمله می توان به فالون دافا که معتقد به ترویج کمونیسم جنسی به بهانه (تحت عنوان) تمرینات و حرکات ورزشی شبیه کونگ فو و ووشو جذب نیرو می کردند.

یا گروه مدادرنگی که بنا را بر سفسطه در مبانی اعتقادی و تبلیغ پلورالیسم دینی و ترویج فرهنگ تسامح و تساهل بین مسلمانان گذاشته و کار روی نوجوانان با هدف ایجاد مانع در ارتباط این افراد با نخبگان و عالمان دینی را جزو برنامه های اصلی خود قرار داده بودند . و فرقه ح.پ که در منازلی تحت عنوان معبد آشرام با زاویه انحراف اخلاقی جلو رفتند اطاعت بی چون و چرا، سرسپردگی به رهبر فرقه، ضبط اعترافات پیروان برای تنبه و شکایت نکردن از یافته های حضور در این فرقه است که متاسفانه اکثر اعضای مورد سوءاستفاده قرار گرفته، خانم ها بوده اند .

۱۲- معرفی TSM فرقه ای خطرناک و انحرافی در کشور

فرقه TSM تحت عنوان Technical Self Meditation یکی از این نوع محافل و جلسات است که با جذب هزاران نفر از وضعیت روحی، روانی و نیز مسایل شخصی افراد سوءاستفاده و اهدافی را دنبال می‌نماید که در ادامه به بیان جزئیاتی در این باره پرداخته می‌شود.

(توجه: اطلاعات مربوط به فعالیت های این فرقه در ایران ممکن است کمی قدیمی باشد. لطفا درصورت توان اطلاعات عینی خود را با ما مکاتبه کنید info@nedaesfahan.ir)

رهبر معنوی این فرقه در ایران خانم “نوشین . غ ” می‌باشد؛ وی بالای ۵۰ سال سن دارد و آرشیتکت است و به لحاظ روحی وضعیت نابسامانی دارد.

نوشین قبلاً عضو فرقه آمریکایی اکنکار بوده و در حقیقت یک اکیست می‌باشد و آموزش‌های این فرقه را توسط فردی به نام “اهرپور” (فوت شده) گذرانده است. کلاس‌هایی را هم نزد ” ف.ه ” در مؤسسه “ب ” گذرانده و چند جلسه‌ای هم به کلاس‌های ایلیا رام‌ا… رفته است. او آموزش‌های TSM را در آمریکا و نزد استاد این فرقه طی کرده است.

فرقه tsm

تاریخچه مکتب TSM

برابر سوابق موجود، مکتب TSM توسط فردی به نام جمشیدرضا حاجی اشرفی، ایرانی‌الاصل مقیم آمریکا از حدوداً سال ۱۳۷۰ پایه‌گذاری و تشکیل شده است.

TSM که در حقیقت دنباله (t.m (technical meditation می‌باشد با ایجاد تغییراتی به ویژه اضافه کردن کلمه self (خود) به قبل از کلمه مدیتیشن، مفهومی جدید با پرداختن و تأکید بیشتر به ” خود ” فرد و به سوی “ما ” شدن افراد شکل گرفته است.

جمشید اشرفی با استفاده از عنوان “استاد اعظم” این فرقه اقدام به آموزش افراد مختلف از ملیت‌های گوناگون و به ویژه ایرانی کرده و با القاء تفکرات و آموزه‌های انحرافی خود، افرادی را به عنوان “استاد ” انتخاب و در دیگر کشورها مخصوصاً ایران، مأمور به ایجاد کلاس، ترویج عقاید و توسعه شبکه مریدان کرده است.

فرقه tsm

بنیانگذار TSM

همانگونه که اشاره شد، جمشیدرضا حاجی‌اشرفی که تا سال ۱۳۶۸ در ایران اقامت داشته به علت ناسازگاری با انقلاب و یا مأموریت خاص ایران را ترک و سپس ساکن و مقیم کشور آمریکا شده است. اما ارتباط خود را با برخی افراد و نماینده‌های خود در ایران حفظ و از همان ابتدای خروج از کشور کلاس‌های TSM را در ایران راه‌اندازی کرده است.

وی با نوشتن مقالاتی در نشریه jewish world (دنیای یهود، چاپ آمریکا) ابتدا خود را به عنوان فردی صاحب نظر مطرح و به دنبال آن با طرح ایده جدید TSM خود را در رأس این مکتب قرار می‌دهد.

همچنین با ضبط فیلم و نوار از بیانات انحرافی خود و با ساختن ظاهری معنوی‌گرا و راهب‌گونه، شخصیتی دوست‌داشتنی، مهربان و روحانی از خود در ذهن مخاطبان و به اصطلاح رهروان ایجاد کرده تا حدی که هنگام دیدن تصویر و یا شنیدن صدای وی، اشک شوق ریخته و عاشقانه خواستار دیدار و زیارت وی شده‌اند!

بنابر اظهارات یکی از رهروان که با شوق زیاد جهت دیدار اشرفی به آمریکا رفته و در منزل وی ساکن شده، با دیدن وضعیت ظاهری و اخلاقی او از جمله شرب‌خمر، ارتباط با زنی یهودی و عدم رعایت مسایل اخلاقی، ماهیت استاد اعظم در نظر وی شکسته و با ناراحتی فراوان به ایران باز می‌گردد که همین موضوع باعث خروج تعدادی از شاگردان قدیمی از (حلقه اول) TSM ایران می‌شود.

فرقه tsm

تعاریف و مبانی

این فرقه با بهره‌گیری از روش‌های مدیتیشن (مراقبه از خود) و تفکر و تمرین باعث ایجاد تمرکز افراد در افکار خود شده و با بیان اصولی از بودیسم (آئین بودا و برخی مکاتب دیگر مانند هندو و زرتشت) برای خود فلسفه‌هایی از انسان و جهان ساخته است. ـ TSM اعتقاد دارد خدا در درون افراد است، خدا همان عشق است و با زندگی در عشق و سیر در درون خود، می‌توان به نور، سپیدی، عشق و خدا رسید! شعارهایشان نیز در این رابطه این گونه است:

ـ love is god عشق خدا است!

ـ live in love زندگی کن در عشق!

ـ I love my self من عاشق خودم هستم!

و همچنین شعارهایی مانند:

ـ تنها فقط یک ایمان است، ایمان به عشق

ـ تنها فقط یک زبان است، زبان قلب

ـ تنها فقط یک قانون است، قانون کارما

ـ تنها فقط یک خدا است، او درون تو است

بیانگر اعتقادات این فرقه است.

ـ بنا به بیانات استاد اشرفی، این فرقه معتقد به تناسخ ارواح، کارما و دوره دارما می‌باشد.

ـ زندگی و مرگ را توإم با رنج دانسته و سعی می‌کند بر اساس اعتقاد به کارما و قانون عمل و عکس‌العمل، افراد را ترغیب به رفتن به سوی زیبایی‌ها برای بهتر شدن حوزه بعدی زندگی (تناسخ روح در کالبد بعدی) نماید.

ـ TSM عبادت را تونلی به سوی نور دانسته که مدیتیش عمق این تونل بوده و نماز تنها دروازه آن می‌باشد.

ـ اعتقاد به پیوند معنوی دارند و ازدواج افراد را تنها در قالب اعضاء Tsm قبول داشته و برای کسانی که قبلاً هم ازدواج کرده‌اند، مراسم پیوند معنوی برگزار می‌نمایند که در واقع این پیوند، پیوندی است بین چاکراهای زوج معنوی.

ـ فرزندان افراد Tsm را غسل تعمید، می‌دهد.

ـ اعتقاد به چاکراهای هفتگانه داشته و در طول آموزش‌های خود مدعی باز شدن چاکراها و رسیدن افراد به رتبه‌های مربوطه می‌باشند.

ـ از عود و پودر مقدس و برخی سمبل‌های هندو و بودایی استفاده می‌نمایند.

ـ استفاده از علائمی مانند گل نیلوفر (سمبل بودیسم، سای‌بابا، معبد بهائیان در هند) از دیگر شاخصه‌های TSM می‌باشد. که در واقع تک شمع در مکتب سای‌بابا تبدیل به دو شمع در مکتب TSM شده و منظور آن هم درون و هم بیرون افراد این مکتب می‌باشد.

ـ لباس سفید و لفظ سفید و لفظ سفیدپوشان برای رهروان نیز نشانه دیگری از TSM است که از مکاتب دیگر گرفته شده است به طوری که تمامی افراد در محل خاصی از مؤسسه لباس‌های سفید خود را عوض کرده و سپیدپوش می‌شوند.

ـ استفاده از شمعدان شباهت‌هایی را در TSM به شمعدان‌های مسیحیان و نیز یهودیان ایجاد کرده است.

ـ استفاده از علائم و نشانه‌های دیگر ادیان مانند صلیب (مسیحیت)، هلتال ماه و ستاره (اسلام)، ستاره داود (یهودیت) و… بیانگر تفکر فرامذهبی و همچون ادعاهای دیگر مدعیان عرفان‌های دروغین و نیز بهائیت “دین کل ” بوده که خود را بسیار بالاتر از ادیان دانسته و آنها را بسیار کوچک می‌دانند.

ـ استفاده از آرم درخت Tsm بر روی لباس‌ها به صورت نشان.

فرقه tsm

تشکیلات و سازماندهی

فرقه TSM در حقیقت یک تشکیلات سازماندهی شده‌ای است که همواره در حال کادرسازی و گسترش شاخه‌های خود می‌باشد. نشانه اصلی آن سمبل “درخت ” است که همواره از آن استفاده کرد، ریشه را استاد اعظم یعنی جمشید اشرفی، تنه درخت را نوشین . غ ، سرشاخه‌های اصلی را مشایخ (همسر نوشین) و کلیه افراد را شاخه‌های متعدد “درخت TSM ” بیان کرده‌اند. لیکن برابر آخرین موارد به دست آمده تشکیلات TSM به شرح ذیل می‌باشد:

الف) مرکزیت، شامل خود استاد اشرفی و سرور حسینی (رستگار)، مستقر در آمریکا.

ب) شاخه NY (نیویورک)، به سرپررستی ایزاک (اسحاق یهودی)

ج) شاخه کانادا: در حال راه‌اندازی توسط نوشین . غ (وی اقامت دائم کانادا را به تازگی دریافت کرده)

د) شاخه تهران: به سرپرستی نوشین . غ (استاد راهبر)

ـ با توجه به عزیمت برخی از شاگردان قدیمی به دیگر کشورها از جمله کشورهای اروپایی، استاد اشرفی یادشدگان را ترغیب به راه‌اندازی کلاس و در حقیقت ایجاد شاخه‌های دیگر نموده است.

ـ برخی از شاگردان ایرانی که به آمریکا رفته‌اند، جذب شاخه ny شده‌اند.

ـ گفته می‌شود اشرفی قصد دارد به کشور پاناما عزیمت نماید. (قابل توجه اینکه یکی از مراکز شش‌گانه مهم بهائیت ” مشرق‌الاذکار پاناما ” می‌باشد.

ـ (نوشین.غ) تلاش‌هایی در جهت گسترش شاخه‌ها در شهرهای کرمان و… داشته است.

ـ شاخه تهران طی چند سال گذشته موفق به جذب صدها نفر شده و استاد اشرفی گفته است اگر تعداد شاگردان این کلاس به پنج هزار نفر برسد، من به ایران خواهم آمد!

ـ همچنین افراد با حضور در مکتب TSM پس از گذراندن کلاس‌های پایه‌ای و پیشرفته و شرکت در مراسم، اردوها و جلسات گوناگون به ترتیب به رتبه‌های ذیل رسیده و شال‌های رنگین دریافت می‌کنند:

رهرو – رهسپار- یاور- هشیار (آگاه)

انحرافات فکری و عقیدتی

تناسخ ارواح

مکتب خودخوانده TSM، معتقد به تناسخ روح و انتقال آن از کالبدی به کالبد دیگر بوده و این مطلب را در طول دوره‌های درسی به ویژه ادونس (پیشرفته) ۲ بیان می‌نماید. بر این اساس موضوع “کارما” را توضیح داده و معتقد است چنانچه فردی در یک کالبد عمل خوبی داشته در دوره بعدی زندگی در کالبدی بالاتر و بهتر قرار گرفته و بالعکس چنانچه اعمال خلافی داشته باشد در دوره بعدی به کالبدی پایین‌تر و پست‌تر تعلق خواهد گرفت.

در این خصوص نمونه‌هایی مانند اینکه برخورد شاگردان در حوزه‌های قبلی در چه کالبدهایی مواردی مشاهده گردیده که مردی را در دوره قبلی، زن، آدم پست و یا بودایی معرفی کرده‌اند. ـ با این وصف کلیه اعتقادات اسلامی، مبنی بر عالم برزخ، سؤال و جواب الهی، مجازات و پاداشی در قیامت، شفاعت و… را منتفی می‌نمایند.

فرقه tsm

عبادت

TSM اصل عبادت را مدیتیشن می‌داند. عبادت را تونلی به سوی نور دانسته و عمق را مدیتیشن می‌داند. در سؤال یکی از رهروانی که نماز را کنار گذاشته و تنها مدیتیشن می‌نماید، استاد اشرفی می‌گوید: نماز دروازه و یا راهروی یک تونل، ولی مدیتیشن عمق و ژرفای این تونل است. لذا رهروان ایشان با رسیدن به عمق و ژرفای عبادت دیگر به نماز و دروازه آن نیازی احساس نمی‌نمایند.

ـ مدیتیشن در لغت به معنای تفکر و عبادت می‌باشد، در عرفان‌های هندی و غربی آن را راه عبادت دانسته و رهروان را ملزم به آن می‌دانند، لذا در TSM که معنای آن ” فن خوداندیشی و مراقبه ” می‌باشد در این معنا ” فن خودعبادی ” و در حقیقت مکتب ” خودخدایی ” به شمار رفته و مانند بسیاری از مکاتب هند و…، راه رسیدن به خدا را تنها از طریق تفکر درونی و رسیدن به خدایی که در وجود انسان است می‌دانند. شعار ایشان در این خصوص گذشت از ” من ” و رسیدن به ” ما ” می‌باشد.

ـ در این تشابهات، عرفان اسلامی و اصل ” وحدت و کثرت ” وجود دارد لکن به گونه‌ای انحرافی، شریعت و نبوت و امامت را کنار گذاشته و بدون هر گونه پایه و اساس و یا برهانی راه اتصال را تنها از درون هر فرد با خدا دانسته و در نتیجه هر گونه برداشت، نظریه و یا حکم را بر اساس برداشت فرد خواهد دانست. این همان چیزی است که افرادی مانند بهاءالله ابتدا خود را باب سپس امام زمان بعد پیامبر و مدعی آوردن احکام و کتاب جدید و سپس خدا خواندند!!

ازدواج با پیوند معنوی

موضوع پیوند معنوی همواره مورد توجه مکاتب و فرقه‌های عرفانی بوده، برخی آن را مجاز و برخی غیرمجاز و یا محدود کرده‌اند. نکته حائز اهمیت این است که TSM ازدواج را تنها در قالب افراد TSM دانسته و برای همه افراد حتی کسانی که قبلاً ازدواج کرده‌اند مجدداً مراسم پیوند معنوی برگزار می‌کنند.

نکته مهم این است که پیوندی که بر اساس حکم الهی نبوده و بوسیله استاد TSM ایجاد شده، فقط قابل فسخ نیز از سوی استاد خواهد بود و پر واضح است که چه فسادهایی در این موضوع مستتر می‌باشد.

انحرافات اخلاقی

خودشیفتگی

یکی از خصوصیات رهروان TSM خودشیفتگی است. از آنجا که TSMسعی دارد با شناساندن ارزش‌های نایافته درونی افراد، آنان را از بحران‌های روحی خارج کرده و بر اوضاع زندگی مسلط گرداند، با زیاده‌روی در این امر، موجب شده افراد بیش از حد شیفته خود گشته و در این راه تنها خود را ببینند. برخلاف اینکه برای رسیدن به ” ما ” می‌بایست از “من ” بگذرند ولی در عمل، عکس این قضیه اتفاق افتاده است. به ویژه این مسئله برای نزدیکان و اطرافیان رهروان Tsm بسیار بغرنج و مشکل‌ساز شده است.

گسست پیوندهای خانوادگی

تعالیم افراطی و غلط TSM باعث دوری برخی از افراد از نزدیکان و دوستانشان شده است. تعدادی از شاگردان این مکتب ضمن اعلام شکایت در این خصوص بیان داشته‌اند، تعالیم TSM بین همسران اختلاف ایجاد کرده و حتی همسرانی که هر دو رهرو TSM بودند، از یکدیگر جدا شده و یا در آستانه طلاق می‌باشند. علت این مسئله از یک سو، بحث افراد در پرداختن به خود و ایجاد یک نوع خودشیفتگی و از سوی دیگر روابط غلط بین زنان و مردان در کلاس‌ها و جلسات TSM بوده است. هنگامی که در یکی از کلاس‌های پیشرفته TSM افراد باید مقابل یکدیگر نشسته و در صورت و چشمان نامحرم نگریسته و مرتباً بیان کنند، تو را دوست دارم، عاشق تو هستم و این مسئله بارها تکرار شده و همسران شاهد یکدیگر و خود نیز مجری چنین رفتاری بوده‌اند. مسایلی دیگر همچون اعتراف به گناهان، نقاشی بدن برهنه خود، نقش زن فاحشه و یا مرد هرزه را بازی کردن، مراسم تشییع جنازه و حمل بدن زن از سوی افراد، از دیگر عوامل سست شدن پیوند خانواده‌ها در TSM می‌باشد.

روابط نامحرمان

فرقه TSM با بیان اینکه هر فردی باید بتواند عاشق دیگران باشد و این موضوع را به وضوح و با صدای بلند بیان نماید، افراط را از حد گذرانده و این عشق را به نامحرمان نیز سرایت داده است. همانگونه که اشاره شد در بسیاری از کلاس‌ها و جلسات TSM زن و مرد باید دیگر رهروان را در آغوش کشیده و به ایشان بگویند دوستشان دارند، عاشقشان هستند و…. استاد شاخه تهران نیز خود را مادر همه رهروان خوانده و همه مردان را به آغوش کشیده و ابراز علاقه نموده است. در هنگام خواندن سرود زن و مرد نامحرم دست یکدیگر را گرفته و آواز خوانده تا به شور و شوق، رسند. در مراسم تمرین مردن، زیر بدن رهرو را دیگر نامحرمان گرفته و او را به دوش خود حمل نموده و بدن وی را لمس می‌نمایند.

در اردوها حجاب را رعایت نکرده، ارتباط صمیمی داشته و به کنار دریا نیز می‌رفته‌اند و در هر صورت در Tsm چیزی به عنوان حجاب و محرم و نامحرمی وجود ندارد.

انحرافات سیاسی

انزوای سیاسی در افراد

TSM قبل از هر چیز با کشاندن افراد عضو به درون‌گرایی و انزوا و خودپردازی افراطی، نوعی انزواگرایی به ویژه در مسایل سیاسی و پیرامونی افراد ایجاد نموده است. لکن با تخریب مبانی اعتقادی آنان و سپس ایجاد مبانی انحرافی خود، نوعی بینش جدید و دلخواه سیاسی در آنان به وجود آورده است بطور مثال با دور شدن از اعتقادات عمیق اسلامی و احکام الهی، مسایلی چون جهاد و مبارزه با بی‌عدالتی و استکبار، شرکت در مراسم سیاسی‌ـ عبادی در سطح اجتماع از یک طرف و از طرف دیگر ایجاد بناهایی چون گرفتاری افراد در کالبد بعدی به لحاظ اعمال هر دوره و نبودن بهشت و جهنم و عقاب و ثواب، لزوم درون‌پردازی، رسیدن به عشق، دوری از درگیری و بالاخره لزوم تحقق درد و رنج زندگی (شبیه نظرات بودا) و دیگر مسایل باعث دوری افراد از سیستم حاکمیا و عدم شرکت در مسایل سیاسی می‌گردد.

یارگیری و ایجاد شعبات

فرقه TSM با گسترش فعالیت‌های خود، سعی بر یارگیری به ویژه در میان افراد دلخواه داشته است. توجه به افراد متمکن مالی، متخصص در مسایل فنی به ویژه روان‌شناسی و با بهاء دادن به افرادی خاص، سعی در ایجاد شعبات متعدد در شهرها و کشورهای مختلف داشته که نشان از نوعی فعالیت سیستمی و تشکیلاتی TSM است و با رشد خزنده، خواهان تشکیل شجره‌ای تنومند در بدنه تشکیلاتی خود می‌باشند.

ارتباط با افراد یهودی

ارتباط استاد اشرفی با افراد یهودی نیز یکی از موارد بسیار قابل توجه درباره TSM می‌باشد.

عرفان کاذب

آثار تخریبی عرفان های نوظهور و کاذب:

۱- نشان دادن عقاید و روش های خود در طی کردن راه و سلوک عرفانی خود به عنوان عقاید و اصول و شریعت الهی.

۲- ریشه کنی روح ایمان و اعتقاد به ائمه معصومین علیه السلام در افراد و جایگزینی عقاید خرافه و اندیشه های باطل به جای آنها.

۳- شبهه افکنی در آیات و روایات و مطالبی که جزء واضحات و مطالب روشنی هستند. از دین مبین اسلام مانند خواندن نماز که آن را بی معنی تلقی می کنند و با رواج این اندیشه که آنها در بندگی و عرفان به درجه ای بس والا رسیده اند که نیازی به نماز خواندن نیست ، زمینه را برای فحشا و جرم جنایات اجتماعی هموار می کنند و با این کار لطمه به پیکره جامعه و اجتماع وارد می کنند که هدفی جز سلب آرامش و تخریب افکار عمومی ندارند.

۴- سوء استفاده کردن از دوران عصر غیبت امام عصر علیه السلام و ادعای ارتباط با امام زمان علیه السلام و گمراه کردن مردم ، که این سرانجامی جز مختل کردن روح انتظار که مایه سر زندگی و حیات و پویایی است ندارد زیرا در جامعه ای که عقاید و افکار خرافی رواج پیدا کند سرنوشتی جز خمودگی و بی تحرکی نخواهد داشت.

۵- ضدیت با دین (بدعت گذاری در دین)

ضدیت با دین، گاه جنبه انفرادی دارد و گاهی به صورت گروهی و با طرح های منسجم و از پیش تعیین شده، در جامعه پی گیری می شود. در عرفان ها و فرقه هایی که عملکرد و اندیشه های آنان در نوآوری در دین است و نام عرفان را بر آنها می گذارند هدفی جز مخدوش کردن چهره واقعی دین ندارند ، در واقع این افراد، گمگشتگان قسم خورده اسلام هستند که با ترفندهای ثابت و با هدف قرار دادن مختصات و اصول دین ، به ترویج این مسائل می پردازند و تنها در اندیشه براندازی نظام اسلام هستند.

۶- شهوت طلبی و اغفال زنان و دختران جوان و تهدید بنیان های خانواده به عنوان اصلی ترین رکن جامعه

ترویج حس عدم ازدواج و بی بند و باری جنسی ، از میان بردن تام احساس مسئولیت در سه عرصه فردی، خانوادگی و اجتماعی، از بین بردن حریم محرم و نامحرم ، ناکارآمد جلوه دادن فرهنگ بومی و دینی و …

۷- دنیا پرستی، سودجویی و کسب درآمد از ساده ترین افراد (فریب دادن افراد ناآگاه)، که ضربه سنگینی است بر خانواده وارد می آورند و چه بسا خانواده ای مشکلاتی اعم از داشتن بیمار و … دارد و حاضر به دست زدن به هر کاری برای رفع مشکل خود باشد.
این تشکل ها و گروه ها با کارهائی که می کنند و اذکار و اورادی که تجویز می کنند (که این تنها قدم اول است) سبب افسردگی ها و بیماری ها و … می شوند و زندگی عادی افراد را مختل و در مواردی فلج می کنند و با توجه به این که اکثر طعمه های آنها جوانها هستند، در واقع نیروی عظیم و کشور ساز و آینده ساز ملت را با دست خود به سوی تباهی می کشاند.

۸- توزیع مواد مخدر و قرص های روان گردان:

آثار قرص های روان گردان که امروزه در جامعه رواج یافته و مواد مخدر که دارای سابقه ای طولانی است، انکار ناپذیر است. به تازگی، عوامل توزیع این مواد، با ادعای دعا نویسی، طعمه های خود را می یابند و حشیش و هروئین و … را به عنوان جادوی مهر و محبت به خورد انسان های غافل می دهند.
هشدار رهبر انقلاب در مورد رواج عرفانهای کاذب

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: باید در مدارس و دانشگاه ها دائما، روحیه امید به آینده و حرکت و نشاط دمیده و از هرگونه القاء یأس و ناامیدی پرهیز شود.حضرت آیت الله خامنه ای معلمان و اساتید را به مراقبت از جوانان در مقابل رخنه ی عرفان های کاذب توصیه کردند و افزودند: معیار اسلام برای علوّ معنوی و روحی، تقوا و پاکدامنی، با تلاش برای دوری از گناهان و اهتمام به نماز و انس با قرآن است.

منابع:

– سایت راسخون

– کتاب آفتاب و سایه ها، محمدتقی فعالی، انتشارات نجم الهدی

کتاب آفتاب و سایه ها

برچسب‌ها: , , , , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

  1. سعید می‌گه:

    ازاطلاعاتی که در اختیارم گذاشته اید مچکرم

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق