جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس:
چاپ خبر
۱۹:۵۲ - ۱۳۹۴/۱۰/۲۰
2
گفتگو با جهان عزیزی جانباز دفاع مقدس
 آنچه در سریال کیمیا سانسور شده است/ چرا نقش ارتش در جنگ کمرنگ نشان داده می شود؟   

بعضی ها خوب یادشان است که آنروزها که خرمشهر خونین شهر شده بود تلفن همراه نبود، صندوق های پستی بر در خانه نبود، زنگ در خانه ها با حالا خیلی فرق می کرد هم شکلش هم صدایش، میوه را در پاکت کاغذی به مشتری می دادند و چیزهایی از این دست اما...

ندای اصفهان- مریم کاظم زاده:

اگر املای نانوشته غلط نداشته باشد پس فیلم روی آنتن رفته می تواند ایراد و اشکال داشته باشد و این یعنی ممکن است من بیننده متوجه نواقص یا ایراداتی در فیلم بشوم و شمای سازنده و پخش کننده پذیرای انتقادات و شنونده پیشنهادات باشید. هیچ فیلمی از این قاعده مستثنی نیست چراکه نه ما انسانهای کاملی هستیم و نه امکانات و معلومات و تجهیزات صد درصد ایده آل است. سخنم راجع به سریال «کیمیا» است. سریالی که امروز مخاطبان زیادی جذب کرده است و از سال ها قبل می گوید؛ نه خیلی دور بلکه برای عده ای که خود شاهد یا سازنده صحنه بودند از دیروز و برای عده ای که هنوز نیامده بودند از سی چهل سال قبل. یعنی دامنه مخاطبینی به وسعت سه نسل.

قصه ای از تاریخی که هنوز آفرینندگانش زنده و حاضرند اما در کنارشان کسانی به تماشای سریال نشسته اند که قصه را که نه بلکه واقعیت را با چشم خود دیده اند، پس طبیعی است با تماشای هر سکانس، تاریخ را با سریال مقایسه و به دنبال پاسخ دهها سوال و شبهه برآیند و البته افسوس که بسیاری این سوالات را در ذهن و سینه خود دفن می کنند و هرگز سراغشان نمی روند.

***

سرکار خانم «جهان عزیزی» ۱۳۳۱/۱/۱ در اصفهان متولد شد. دوران بچگی را در محله پشت مطبخ با بازیهای محلی گذراند و تقدیر و سرنوشت او را برای زندگی به همراه همسر ارتشی اش به خوزستان برد. عبدالرضا آمدن هر بهار را بهانه جهان می دانست برای عرض تبریک تولد همسرش «جهان» اما شهادتش در روزهای پایانی زمستان ۶۳ این شادمانی ها را با جسد غرق به خونش در اولین روز بهار یعنی ۱/۱/۶۴ به زیر خاک برد و سالهاست که «غم» از هجرت همسر جهان و بابای پنج عزیز قد و نیم قدش تازه می شود.

جهان عزیزی

خانم عزیزی اما محکم و استوار «راست قامت» ایستاده است از «روحیه مطالبه گری و انگیزه برای خواستن و فکر کردن و پیشنهاد دادن» خود خوشحال است. او خوب می داند که «انسان موجودی است مسئول» آنهم «نه فقط مسئولیت در برابر خود و در برابر خانواده خود و نزدیکان خود بلکه مسئولیت در قبال سرنوشت کشور و سرنوشت جامعه»، از اینروست که جهان با همه رنجی که از بیماری های جسمی می کشد اما تلفنی، کتبی یا حضوری تلاش می کند تا حرفش را به مسئولین مربوطه برساند. دغدغه اش این است که وقتی پول مملکت هزینه می شود تا فیلمی درمورد تاریخ و فرهنگ کشور ساخته شود آن هم بخش مهمی از این تاریخ و فرهنگ یعنی دفاع و جهاد هشت ساله، باید واقعیت ها نمایش داده شود نه تصورات کسانی که «حتی از دور نیز دستی بر آتش نداشتند».

جهان عزیزی

بعضی ها خوب یادشان هست که آنروزها که خرمشهر خونین شهر شده بود تلفن همراه نبود، صندوق های پستی بر در خانه نبود، زنگ در خانه ها با حالا خیلی فرق می کرد هم شکلش هم صدایش، میوه را در پاکت کاغذی به مشتری می دادند و چیزهایی از این دست اما بعضی های دیگر با دیدن سریال «کیمیا» چیزهای دیگری برایشان تداعی می کند. اینکه تهاجم دشمن به خاک کشور همه را درگیر کرده بود برای کسی آرام و قرار باقی نگذاشته بود. هرکسی هر کاری از دستش برمی آمد انجام می داد. اما در سریال کیمیا نمایش جور دیگری بود!

خانم عزیزی که سال ۶۵ موج انفجارِ بمباران ۵۸ نقطه اهواز او و فرزندانش را به اصفهان برگرداند از دلاوری های نیروهای ارتش می گوید که چگونه جلوی دشمن ایستادند و اگر نبود آن ایستادگی و مقاومت خیلی زودتر و سریعتر دشمن شهرها را اشغال می کرد و نیز از دفاع مردانه فرزندان ارتش از آب و خاک و ناموس کشور می گوید و نقش شان در آزادسازی خرمشهر و شهرهای دیگر دوش به دوش نیروهای سپاه و بسیج.

روزهایی که زنان خبر از شوهران و پدران و پسران خود نداشتند و خودش که ۲۵ روز از عبدالرضا بی خبر بود اما این بی خبری ها سد راهشان نبود. همگی همدل و همقدم در مسجد گرد هم می آمدند و اجازه نمی دادند کاری بر زمین بماند؛ از دوخت و دوز گرفته تا پختن غذای گرم و شستن لباس های بیمارستان و …

آری روزهای بسیار بسیج و ارتش و سپاه در کنار هم با نیروهای بعثی عراق جنگیدند تا سوم خرداد که «خدا خرمشهر را آزاد کرد» اما امروز از آن همه ایثار و همت، رنگ و بویی در فیلم هایمان نیست اصلا بیننده حس نمی کند که این صحنه مربوط به آن وقایعی است که پدربزرگ یا مادربزرگ برایش تعریف کرده است یا در کتابها خوانده است.

وی می گوید، ما منکر نیت پاک دست اندرکاران و نیز قصد ایشان برای قدردانی از آن حماسه سازان نیستیم اما این را به یقین می گوییم که قدردانی به نحو صحیح انجام نمی گیرد؛ مصداق بارزش همین سریال کیمیا که نسل سومی نمی تواند در آن واقعیت دفاع مقدس را بیابد با آن همه هزینه ای که برای ساخت این فیلم و سریال شده است.

خانم عزیزی جانباز دفاع مقدس می گوید مسئولین خودشان را یک لحظه بگذارند به جای خانواده ای که بی سرپرست شده است، ما که در خانه نشسته ایم، پای بیرون رفتن نداریم و تفریحی نداریم پس دل خوش کرده ایم به تلویزیون، آیا صدایمان و حرفمان را می شنوند؟ زنده نگهداشتن و به تصویر کشیدن نام و یاد و روش و منش و ایثار و تلاش شهدای دفاع مقدس از جمله شهدای ارتش در هر رده و سمتی که بودند از وظایف خطیری است که بی توجهی به آن موجب تفرقه در کشور خواهد شد و یقینا نتیجه تفرقه، نفوذ دشمن است.

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

  1. ناشناس می‌گه:

    متاسفانه اکثر گروه ها میخوان جنگ را به اسم خودشون تموم کنن

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق