پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: خواندنيها
چاپ خبر
۰۸:۵۷ - ۱۳۹۴/۰۴/۲۸
شهید خرازی
 حاج حسین خرازی به روایت حاج عباس معینی کربکندی /تصاویر   

همه خصوصیاتی که یک فرمانده لشکر باید داشته باشند در حاج حسین جمع بود چه از لحاظ نظامی، اعتقادی و ایمانی و سایر مسائل می توان گفت حاج حسین یک انسان کامل بود...

به گزارش ندای اصفهان به نقل از خبرما، حاج عباس معینی (از اهالی محله کربکند برخوار)؛ راننده نفربر شهید خرازی در عملیات آزادسازی خرمشهر بوده است. این یادگار ۸ سال جنگ تحمیلی در گفتگویی با هدف بیان گوشه ای از خصایص اخلاقی والای شهید خرازی به بیان برخی از خاطرات خود با این شهید بزرگوار گفت:
از چه زمانی با حاج حسین خرازی آشنا شدید و شیوه آشنایی شما به چه شکلی بود؟

بنده اواخر سال شصت قبل از عملیات فتح المبین وارد لشکر امام حسین (علیه السلام) و در واحد ادوات مشغول انجام وظیفه شدم و در طی دوره ای رانندگی نفر بر را آموزش دیدم. زمانی که عملیات فتح المبین به پایان رسید مرخصی کوتاهی رفتم و زمانی که برگشتم مطلع شدم عملیات جدیدی در حال شکل گیری است. به فرمانده ادوات گفته بودند نفر بر را با وسایل مخابراتی تجهیز و برای فرمانده لشکر آماده کنید. ما دو سه روز قبل از عملیات (دقیقا ۱۰ اردیبهشت ۶۱  مرحله ی اول عملیات بیت المقدس) نفر بر را تجهیز به بیسیم و سایر امکانات کردیم، بنا بر این شد که شب عملیات نفر بر را از یکی از پلهایی که روی کارون زده شده بود عبور دهیم، این پل را برادران ارتش یک ساعت قبل از عملیات روی کارون زدند؛ آن طرف پل که رسیدیم منتظر حاج حسین شدیم که حاجی با ماشین های لشکر تشریف اوردند ساعت ۱۲ شب بود که وارد نفر بر شدند که بعد از سلام و علیک خودمان را معرفی کردیم و این اولین آشنایی ما بود.

این آشنایی چه مدت به طول انجامید؟

بنده تا زمان شهادت حاج حسین در لشکر بودم و کم و بیش ایشان را می دیدم ولی اوج مصاحبت ما مربوط به سه مرحله عملیات بیت المقدس می شود که دائم با هم بودیم.

در این مدتی که با حاج حسین معاشرت داشتید فکر می کنید که چه شاخصه های شخصیتی داشتنتد؟

همه خصوصیاتی که یک فرمانده لشکر باید داشته باشند در حاج حسین جمع بود؛ چه از لحاظ نظامی، اعتقادی و ایمانی و سایر مسائل می توان گفت حاج حسین یک انسان کامل بود. ایشان متولد ۱۳۳۶ بود که دوران خدمتش قبل از انقلاب سپری شده بود و با آشنایی که با مسائل نظامی داشت بعد از انقلاب با عده ای چند از بچه های سپاه به کردستان رفتند و قائله ی کردستان را به یاری خدا و خون شهدا خواباندند.

توضیحاتی پیرامون عملیات بیت المقدس: عملیات بیت المقدس عملیات پیچیده ای بود که در چندین مرحله انجام شد: مرحله اول آن منجر به آزاد سازی جاده ی اهواز – خرمشهر شد که حدود ۲۲ کیلومتر پیشروی داشتیم و یک هفته بعد مرحله دوم بود که از جاده اهواز – خرمشهر تا دژ مرزی پیشروی کردیم در مرحله دوم دشمن آگاه شده بود ولی شب عملیات امداد غیبی و عنایت امام زمان (عج) شامل حال بچه ها شد و باران در کل منتظقه باریدن گرفت، در این شرایط عراقی ها فکر نمی کردند که ما عملیات کنیم. در آن عملیات لشکر امام حسین (علیه السلام) از روبروی شهرک دار خوئین که ۶۰ کیلیومتری خرمشهر است عملیات را شروع کرد و سایر لشکرها از جمله کربلا، نجف و محمد رسول الله هم در آن شرکت داشتند، بعد از مرحله دوم عملیات در رسانه ها اعلام شد که خرمشهر در آستانه آزادی است و همه مردم منتظر آزادی شهر بودند ولی هنوز موفق نشده بودیم شهر را پس بگیریم و کم کم داشت طولانی می شد دشمن هم تا دندان مسلح شده بود طوری که به ازای هر نفر ضد هوایی گذاشته بودند حتی ریل های راه آهن را بریده بودند و در منظقه شلمچه داخل زمین فرو کرده بودند تا ما نتوانیم چتر باز پیاده کنیم و کل منطقه را هم از انواع موانع پر کرده بودند و فکرش را نمیکردند که با وجود این موانع مین و دژهای مستحکم و انبوه سیم خار دار ایران بتواند عملیات زمینی انجام دهد. پیشنهاد عملیات زمینی را حاج حسین خرازی در قرار گاه داده بود تقریبا دوم خرداد بود که نیروهای اسلام با آمادگی کامل و با روحیه بالا وارد عملیات شدند هر لشکر به نوه خود نقش به سزایی داشت خصوصا لشکر امام حسین ع و نجف که در منتظقه خرمشهر و شلمچه عمل کردند و درگیری سنگین بود ولی به یاری خدا بچه ها از دو طرف خود را به اروند رساندند، خرمشهر را محاصره کردند و حدود ۲۰ هزار نفر نیرو از ملیت های مختلف داخل شهر محاصره شدند. ما بعد از محاصره نفر بر حاج حسین را در سه راهی خرمشهر شلمچه مستقر کردیم بچه ها یک فرمانده عراقی را اسیر کرده و داخل نفربر آوردند انسان غول پیکری بود قد و هیکل او حدودا ۲ برابر حاج حسین بود همین که داخل نفر بر نشسته بودیم حاج حسین وارد نفر بر شد مترجمی که آنجا بود (شهید خانعلی که اصالتا عراقی بود) به فرمانده عراقی گفت ایشان فرمانده لشکر است. در حالی که حاج حسین ۶۰ کیلو هم وزن نداشت – همین که این را شنید چنان از جا بلند شد که سر او محکم به سقف نفربر برخورد کرد. حاج حسین به او گفت بنشین و رو به مترجم کرد و گفت که به او بگوید همینطور که می دانید در محاصره هستید؛ سه راه بیشتر ندارید یا اینکه باید بجنگید که ما خدا می داند برای پذیرایی شما چقدر نیرو آماده کرده ایم (درحالی که کل نیروهای پشتیبانی ما ۱۰۰۰ نفر هم نبودند) یا اینکه به آب بزنید و وارد اروند شوید. راه سوم این است که تسلیم شوید بعد به آن عراقی گفت برو از رفتن او ۲۰ دقیقه نگذشته بود که دیدیم همه عراقی ها لباس هایشان را در آورده و زیر پوش های سفید را بالا سر برده و فریاد میزدند دخیل یا خمینی و همگی تسلیم شدند که ما در آن لحظه مجد و عظمت اسلام و نیروهای حزب الله را به عینه مشاهده کردیم تعداد اسرا به قدری زیاد بود (حدود ۱۹ هزار نفر) که ماشین نبود این اسرا را انتقال دهد، هرچه تریلر و کامیون در کل خوزستان بود برای بردن اینها اوردند برای هر کامیون یک بسیجی بعضا کم سن و سال با یک اسلحه کلاش روی تاج کامیون می گذاشتند تا مراقب اسرا باشند شاید آن اسلحه درست حسابی هم نداشت و وقتی کامیون روی یک دست انداز می رفت بسیجی از بالای تاج به کف کامیون می افتاد و خود عراقی ها او را دوباره بالا می گذاشتند.

در کدام عملیات بود که با حاج حسین مجروح شدید؟

اوایل سال ۶۲ عملیات والفجر ۱ در منتطقه شرهانی بود که در آن عملیات بچه های جهاد تو ۱۰۶ را روی یک pnp  بسته بودند که این در نوع خود یک خلاقیت بود. راننده pnp هم ما بودیم آماده حرکت بودیم که برادر رضایی که اکنون از جانبازان سرافراز است آمد و به بنده گفت نفر بر راننده ندارد و شما باید برای انتقال فرمانده لشکر بیایی ما هم قبول کردیم نفر بر را سوار شدیم و به نزدیک سنگر فرماندهی بردیم عملیات شروع شد ما داخل یک کانال بودیم که در همان لحظه حاج حسین هم با دو نفر بیسیم چی از قزارگاه امد هرچه گفتیم حاجی شما الان باید داخل قرارگاه باشید حاجی گفت من آنجا نمیتوانم فرماندهی کنم من باید با بچه ها باشم حتی داخل سنگر فرماندهی هم نشد و راه افتاد به گردان پیاده و وارد میدان مین شد ساعتی بعد یک گلوله داخل کانال خورد که از آن یک ترکش به گردن بنده اصابت کرد و باعث شد داخل کانال بیفتم مسئول بهداری لشکر شخصی بود به نام برادر کشفی که با هم خیلی صمیمی بودیم بعد از درگیری متوجه عدم حضور من شد از بچه ها پرسید معینی کجاست و این درحالی بود که من صدای او را می شندیم ولی توان صحبت کردن نداشتم نفسم هم به سختی بالا می آمد بالاخره با یک چراغ قوه مرا کف کانال پیدا کرد و به عقب منتقل کرد مرا داخل یک مینی بوس که صندلی های انرا برداشته بودند بردند و مشغول پانسمان زخم های من بودند که ناگهان حاج حسین را در حالی که از ناحیه پا و کمر مجروح شده بود وارد مینی بوس امداد کردند امدادگران بنا بر وظیفه ای که داشتند باید اولویت درمان را برای فرمانده لشکر قائل می شدند به همنی دلیل به طرف حاج حسین رفتند حاج حسین با عصبانیت به آنها گفت این طرف نیایید من مشکلی ندارم؛ بروید و این بنده خدا را که دارد از دست میرود نجات دهیم بعد شخصا آمد بالای سر و وقتی فهمید من هستم احوال پرسی کرد ولی من نمیتوانستم صحبت کنم بعد به کادر امداد گفت دیگر این کار تکرار نشود، هر مجروحی که حال وخیم تری دارد اولویت دارد. ماشین راه افتاد و دیگر حاج حسین را ندیدم و فقط با اشاره حال او را میپرسیدم چون خیلی نگران ایشان بودم وقتی بنده را به اصفهان منتقل کردند حاج حسین دو نفر را به نمایندگی از خودشان برای عیادت من فرستاده بودند: یکی برادر ابوشهاب فرمانده لشکر و دیگری شهید قوچانی بود. با دکتر صحبت کردند که شخصا حاج حسین دستور داده که اگر برای مداوای این مریض نیاز به انتقال به خارج از کشور هست حتما این کار انجام شود.

تصاویر حاج حسین خرازی در محله کربکند برخوار:

10

بعد از عملیات والفجر ۸، مراسم شهدا کربکند سال ۱۳۶۴

20

شهیدان نعمت الله و قدمعلی معینی، شهرک دارخوئین ۱۳۶۴

30

اولین نفر از سمت راست حاج حسن فتاحی مسئول مهندسی لشکر امام حسین (علیه السلام) در زمان جنگ جانباز و برادر دو شهید، دومین نفر از سمت راست شهید حاج حسین خرازی، نفر سوم از سمت راست شهید ولی الله معینی و اخرین نفر حاج عباس معینی کربکندی

40

بعد از عملیات ولفجر ۸، مراسم شهید قدمعلی معینی، سال ۱۳۶۴

50

بعد از عملیات والفجر ۸، مراسم شهید قدمعلی معینی، سال ۱۳۶۴، سردار سرلشکر حاج حسین خرازی و شهید سید اکبر معینی

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق