یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۹:۰۳ - ۱۳۹۴/۱۰/۰۴
علیرضا شریفی
متن پژوهی/
 نگاهی به کتاب «آموزش عقاید» آیت الله محمدتقی مصباح یزدی   

نویسنده، کتاب را به چند بخش به تفکیک موضوع تقسیم نکرده است ولی آن را به صورت درس به درس نگارش کرده؛ البته با وجود این مطلب، بخش های متفاوت به راحتی تشخیص داده می شود، ولی بهتر بود نویسنده در ظاهر هم مطالب را تقسیم بندی می کرد...

ندای اصفهان- علیرضا شریفی (حوزه علمیه اصفهان، مدرسه حضرت ولی عصر)

در این نوشتار سعی شده است کتاب «آموزش عقاید» آیت الله محمدتقی مصباح یزدی متن پژوهی شود. (انتشارات شرکت چاپ و نشر بین الملل سازمان تبلیغات اسلامى).

در ابتدای مقاله به معرفی کتاب و نویسنده اشاره شده و بعد از آن به شرایط نگارش کتاب همچون محدودیت ها، عرصه پوشش، ایده نویسنده، روش ارجاع دهی و نوع استدلال های بکار رفته پرداخته شده است.

در ادامه نیز الگوی نگارشی کتاب و سازماندهی آن و فشرده ای از کلیه مطالب کتاب بیان شده است، این دو بخش شاید جالبترین بخش های مقاله باشد، چون در بحث الگوی نگارشی کتاب نکات امتیازبخش آن مطرح می شود که علاقه به مطالعه کتاب را برای مخاطب افزایش می دهد.

همچنین در پایان فشرده ای از مطالب کتاب را آورده ایم که باعث می شود اگر مخاطبی علاقه به بحث های کتاب داشته باشد، آن را مطالعه کند.

کتاب آموزش عقائد مصباح یزدی

معرفی نویسنده:

تولد و دوران‌ کودکی‌

آیت‌ الله محمدتقی‌ مصباح‌ یزدی‌، در یازدهم‌ بهمن‌ ماه‌ سال‌ یک هزار و سیصد و سیزده‌، برابر با هفدهم‌ ربیع‌الاول‌ هزار و سیصد و پنجاه‌ و سه‌ قمری‌، در خانواده‌ای‌ مذهبی‌ در شهر یزد چشم‌ به جهان گشود.

زندگی‌ مادی‌ خانواده‌ استاد مصباح‌، در سطح‌ پائینی‌ بود ولی‌ عشق‌ به‌ خاندان‌ پیامبر(ص‌) در دل‌ و جان‌ این‌ خانواده‌ موج‌ می‌زد و در دورانی‌ که‌ خفقان‌ رضاخانی‌ بر همه‌ جا سایه‌ گسترده‌ بود و بر پایی‌ هر گونه‌ مراسم‌ عزاداری‌ جرم‌ به‌ شمار می‌آمد، در شب های‌ محرّم‌، در زیرزمین‌ منزل‌ ایشان‌، مجلس‌ سوگواری‌ برای‌ سالار شهیدان‌ بر پا می‌شد و نیز شب های‌ جمعه‌، در منزل‌ پدربزرگ‌ ایشان‌ حاج‌ علی‌ اکبر گیوه‌چی‌ یزدی‌ دعای‌ کمیل‌ خوانده‌ می‌شد و هر صبح‌ جمعه‌ نیز دعای‌ ندبه‌ برگزار می‌گشت‌، به‌ گونه‌ای‌ که‌ پدر استاد، دعای‌ ندبه‌ را از حفظ‌ قرائت‌ می‌کرد.

دوران‌ تحصیل‌

استاد مصباح‌ یزدی‌ که‌ در دامان‌ چنین‌ خانواده‌ای‌ پرورده‌ شده‌ بود، با ورود به‌ دبستان‌، همه‌ ساله‌، شاگرد ممتاز مدرسه‌ شناخته‌ می‌شد و این‌ مسأله‌ باعث‌ شده‌ بود که‌ مورد محبت‌ فراوان‌ معلمان‌ واقع‌ شود. در روزگاری‌ که‌ استاد، دوره‌ دبستان‌ را می‌گذرانید، جامعه‌، اقبالی‌ به‌ علوم‌ دینی‌ نشان‌ نمی‌داد. تبلیغات‌ رضاخانی‌، می‌کوشید تا نسل‌ جوان‌ را نسبت‌ به‌ روحانیّت‌ بدبین‌ کند. پر واضح‌ است‌ در چنین‌ فضایی‌، چنانچه‌ شاگرد ممتازی‌ چون‌ محمد تقی‌ مصباح‌ یزدی‌ بخواهد به‌ تحصیلات‌ حوزوی‌ روی‌ آورد، شگفتی‌ هم‌شاگردی ها و استادان‌ و معلمان‌ را بر خواهد انگیخت‌! از سوی‌ دیگر، جذبه‌ معنوی‌ «مرحوم‌ حاج‌ شیخ‌ احمد آخوندی‌» که‌ از خویشاوندان‌ مادری‌ استاد و مقیم‌ نجف‌ بود و گهگاه‌ برای‌ سرکشی‌ موقوفه‌ای‌ که‌ متولی‌ آن‌ بود، به‌ یزد می‌آمد و میهمان‌ خانواده‌ استاد می‌شد، شیفتگی‌ وی‌ به‌ تحصیل‌ علوم‌ دینی‌ را دو چندان‌ می‌ساخت‌.

رؤیای‌ ورود به‌ حوزه‌، در سال‌ تحصیلی‌ ۲۶ ـ ۱۳۲۵ که‌ دوره‌ ابتدایی‌ ایشان‌ پایان‌ یافته‌ بود، متحقّق‌ شد؛ آن‌ هم‌ در تابستان‌! فصلی‌ که‌ نوجوانان‌ را به‌ تفریح‌ و سرگرمی های‌ جذّاب‌ فرا می‌خواند! امّا شیفتگی‌ استاد، او را به‌ یکی‌ از حجره‌های‌ مدرسه‌ شفیعیه‌ یزد کشاند. همّت‌ و جدیت‌ او باعث‌ شد که‌ مقدمات‌ و سطوح‌ متوسطه‌ را در مدت‌ چهار سال‌ فرا گیرد. در همین‌ سالها بود که‌ «حاج‌ شیخ‌ احمد آخوندی‌» دیگر بار به‌ یزد آمد و با مشاهده‌ تلاش‌ شایان‌ طلبه‌ جوان‌، او را برای‌ هجرت‌ به‌ نجف‌ اشرف‌ و ادامه‌ تحصیل‌ در آن‌ حوزه‌ سترگ‌، تشویق‌ کرد. همچنین‌ خانواده‌ او را به‌ منظور حمایت‌ از او به‌ مهاجرت‌ به‌ نجف‌، ترغیب‌ نمود.

این‌ گونه‌ بود که‌ اعضای‌ خانواده‌، همگی‌ در اواخر سال‌ ۱۳۳۰ رهسپار نجف‌ شدند. شش‌ ماه‌ گذشت‌ و وضع‌ مالی‌ خانواده‌ نابسامان‌ شد و تلاش های‌ پدر برای‌ کسب‌ درآمد کارگر نیفتاد و آنان‌ مجبور به‌ بازگشت‌ به‌ ایران‌ شدند. والدین‌ استاد به‌ دلیل‌ دلبستگی‌ فراوان‌ به‌ وی‌، حاضر نشدند که‌ او به‌ تنهایی‌ در نجف‌ بماند و به‌ ناچار، ایشان‌ نیز رهسپار ایران‌ شد. پس‌ از پا نهادن‌ به‌ ایران‌ به‌ تهران‌ آمد و تابستان‌ آن‌ سال‌ را همراه‌ با خانواده‌ در تهران‌ ماند.

بیست‌ روز مانده‌ به‌ آغاز درس ها، در حالی‌ که‌ توانسته‌ بود رضایت‌ خانواده‌ را جلب‌ کند، راهی‌ قم‌ شد و پس‌ از مدتی‌، با سختی‌ فراوان‌، توانست‌ در مدرسه‌ فیضیه‌، حجره‌ بگیرد و در دروس‌ «مکاسب‌»، «کفایه‌» و «منظومه‌» شرکت‌ کند. در این‌ دوره‌ چنان‌ مطالعه‌ و مباحثه‌ وقت‌ او را پر کرده‌ بود که‌ به‌ گفته‌ خود، در شبانه‌ روز، پنج‌ یا شش‌ ساعت‌ برای‌ خواب‌ باقی‌ مانده‌ بود.

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

هنوز کفایه‌ و مکاسب‌ را به‌ پایان‌ نبرده‌ بود که‌ گهگاه‌ برای‌ کسب‌ آمادگی‌، در درس‌ «امام‌ خمینی‌» (ره‌) حاضر می‌شد و شخصیت‌ امام‌ (ره‌) تأثیر شگرفی‌ در زندگی‌ ایشان‌ گذاشت‌. در کنار درس‌ امام‌ (ره‌) در درس‌ فقه‌ «آیت‌الله العظمی‌ بروجردی‌» نیز شرکت‌ می‌جست‌ و در همین‌ سالها، با شخصیت‌ «علامه‌ طباطبایی‌»(ره‌) انس‌ فراوانی‌ پیدا کرده‌ بود و در مجالس‌ درس‌ عمومی‌ و خصوصی‌ ایشان‌ حضور می‌یافت‌. از دیگر کسانی‌ که‌ ایشان‌ سالهای‌ متمادی‌ را به‌ تحصیل‌ نزد او گذراند، «آیه‌ الله العظمی‌ بهجت‌» بود. وی‌ در طول‌ این‌ سالها، بنا به‌ گفته‌ هم‌ دوره‌ای ها، با دقت‌ فراوان‌ و با جهد و تلاش‌ شایان‌ به‌ تحصیل‌ علوم‌ می‌پرداخت‌ و همزمان‌ به‌ تهذیب‌ نفس‌ و ایجاد سجایای‌ اخلاقی‌ اهتمام‌ ویژه‌ نشان‌ می‌داد.

اساتید

ایشان‌ پیشرفت های‌ خود را مرهون‌ عنایات‌ و زحمات‌ استادان‌ خود می‌داند و نقش‌ مرحوم‌ «حاج‌ شیخ‌ محمد علی‌ نحوی‌» در حوزه‌ یزد را که‌ وقت‌ بسیاری‌ برای‌ تدریس‌ خصوصی‌ به‌ ایشان‌ و سپس‌ مباحثه‌ با شاگرد خود صرف‌ می‌کرد، در پیشرفت‌ خود بسزا می‌داند.

استاد، ادبیات‌ عرب‌ و بخش‌ چشم‌گیری‌ از سطوح‌ را نزد مرحوم‌ نحوی‌ آموخت‌ و «شرح‌ نظام‌» را نزد «شیخ‌ عبدالحسین‌ عجمین‌» فرا گرفت‌. مقداری‌ از «شرح‌ لمعه‌» و «رسائل‌» را از مرحوم‌ حاج‌ سید علیرضا مدرّسی‌ فرا گرفت‌. همچنین‌ استاد، بخشی‌ از «قوانین‌ الاصول‌» را نزد «حاج‌ میرزا محمد انواری‌» آموخت‌.

پس‌ از حضور در قم‌ نیز، به‌ درس‌ «مکاسب‌» مرحوم‌ حاج‌ آقا مرتضی‌ حائری‌ رفت‌ همچنین‌ جلد دوم‌ کفایه‌ را نیز نزد ایشان‌ خواند جلد اول‌ «کفایه‌ الاصول‌» را نزد «شیخ‌ عبدالجواد جبل‌ عاملی‌» آموخت‌. برای‌ فراگیری‌ درس‌ خارج‌ اصول‌، به‌ درس‌ امام‌ خمینی‌(ره‌) می‌رفت‌ و در درس‌ خارج‌ فقه‌ آیت‌ الله بروجردی‌ حاضر می‌شد. ایشان‌ ویژگی‌ علمی‌ بارز امام‌ (ره‌) را دقت‌ نظر و آزادی‌ اندیشه‌ می‌دانست‌ که‌ در درسهای‌ استادان‌ دیگر، کمتر یافت‌ می‌شد.

آشنایی‌ با «علامه‌ سید محمد حسین‌ طباطبایی‌» بارقه‌ای‌ آسمانی‌ بود که‌ جان‌ استاد را شعله‌ور ساخت‌.

در درس‌ تفسیر و فلسفه‌ ایشان‌ با جدیّت‌ تمام‌ شرکت‌ می‌جست‌ و پرسش های‌ خود را در پایان‌ درس‌، در راهی‌ که‌ به‌ منزل‌ علامه‌ ختم‌ می‌شد، می‌پرسید تا اینکه‌ سرانجام‌ پرسش های‌ موشکافانه‌ او، توجّه‌ صاحب‌ تفسیر «المیزان‌» را به‌ خود جلب‌ کرد و او را انیس‌ خلوت‌ و جلوت‌ علامه‌ ساخت‌.

دیگر استاد ایشان‌، حضرت‌ «آیه‌ الله بهجت‌» بود که‌ در آن‌ زمان‌ عالمی‌ ناشناخته‌ بود و کمتر کسی‌ را به‌ حضور می‌پذیرفت‌. درخواست‌ استاد و جمعی‌ دیگر از طلاب‌ از آیه‌ الله بهجت‌، باعث‌ شد ایشان‌ درس‌ فقه‌ را آغاز کنند و این‌ فرصتی‌ بود تا استاد و دیگر طلاب‌، از ویژگی های‌ اخلاقی‌ ایشان‌ نیز بهره‌ برند. و این‌ بهره‌ بردن‌ برای‌ استاد ۱۵ سال‌ به‌ طول‌ انجامید۲.

تألیفات‌ و آثار

استاد مصباح‌ یزدی‌، تا کنون‌ تألیفات فراوانی‌ در زمینه‌های‌ گوناگون‌ اسلامی‌، نگاشته‌ اند که‌ بخشی‌ از آنها مربوط‌ به‌ پیش‌ از انقلاب‌ و برخی‌ مربوط‌ به‌ بعد از انقلاب‌ است. نظر به‌ گستردگی‌ و فراوانی‌ کتابهای‌ ایشان‌ ‌ چندین کتاب‌ مهمّ ایشان را‌ ذکر می کنیم‌:

کیهان‌شناسی‌، انسان‌شناسی‌، خداشناسی، راه‌ و راهنماشناسی‌، قرآن‌شناسی‌، جامعه‌ و تاریخ‌ از دیدگاه‌ قرآن‌، حقوق‌ و سیاست‌ در قرآن‌، اخلاق در قرآن، آموزش‌ فلسفه‌، شرح‌ نهایه‌ الحکمه‌، شرح‌ جلد اول‌ اسفار الاربعه‌، دروس‌ فلسفه‌ اخلاق‌، خودشناسی‌ برای‌ خودسازی‌، شرح جلد هشتم اسفار الاربعه، بر درگاه‌ دوست‌، نقدی‌ فشرده‌ بر اصول‌ مارکسیسم‌، قرآن‌ در آیینه‌ نهج‌ البلاغه‌، نگاهی‌ گذرا به‌ نظریه‌ ولایت‌ فقیه‌، آموزش عقاید و ده‌ها‌ کتاب‌ دیگر.

هم‌ اکنون‌ کتب و آثار استاد در مراکز مختلف‌ علمی و فرهنگی‌ تدریس‌ می‌شود و بخشی‌ از آثار ایشان‌ نیز در حال‌ تدوین‌ و چاپ‌ می باشد. ویژگی‌ های بارز آثار ایشان‌، عمق‌، سادگی‌ و روانی‌، جذابیت‌ و به‌ روز بودن‌ آن‌ است‌ که‌ تحسین‌ بسیاری‌ از استادان و عموم مردم‌ را در پی‌ داشته‌ است.

شرایط خاص نگارش کتاب اصول عقاید

با توجه به اینکه عقاید بنیادی، اساس هر نظام ارزشی منسجم را تشکیل می دهد و همین باعث تغییر در رفتار انسان ها می شود، بنابراین باید مبانی نظام رفتاری اسلام در دل ها تحکیم یابد.

از این رو حکمای اسلامی از همان آغاز به بیان عقاید اسلامی پرداختند، البته علمای علم کلام با توجه به مسئولیتی که در این زمینه دارند، دست به تدوین کتاب های متفاوتی زده اند که غالباً به دو گونه است: یا برای سطح عموم مردم است که بیان ساده ای دارند و یا در سطح تخصصی می باشد که بیشتر متوجه اهل این علم می باشد.

با وجود اینکه این نوع کتاب ها لازم است اما کتاب های با سطح متوسطه شاید لزوم بیشتری داشته باشد که جای خالی آن به شدت احساس می شود.

نویسنده باتوجه به این مطلب اقدام به تهیه این کتاب کرده اند، البته خود ایشان نیز در مقدمه کتاب به این نکته اشاره کرده و ویژگی های کتاب را نیز بیان کرده اند که با هدف ایشان تطابق دارد. از جمله آنها خودداری کردن از استدلال های عمیق و پیچیده، پرهیز از توضیحات فراوان و زائد، بهره گرفتن از استدلال های متقن برای اثبات مطالب و طرح سؤال در پایان هر درس و… می باشد.

منابع علمی نویسنده

نویسنده در پایان کتاب، فهرستی را از منابع مورد استفاده خود، بیان نکرده است، ولی منابع را به صورت پاورقی در صفحات متفاوت بیان کرده اند که عبارتند از:

قرآن کریم، نهج البلاغه، بحار الانوار، اصول کافی، وسائل الشیعه، من لا یحضره الفقیه، الغدیر، الاحکام السطانیه، السواد الاعظم، غایه المرام، اثبات الهداه، ینابیع الموده، الهدی الی دین المصطفی، اظهار الحق، ایدئولوژی تطبیقی، حس مذهبی، انسان موجود ناشناخته، دین و روان، آموزش فلسفه، راز آفرینش انسان، نشانه های او، اثبات وجود خدا، جهان بینی مادی، نقدی فشرده بر اصول مار کسیسم و راه سعادت.

نوع کتاب

این کتاب از کتب کلامی است که در آن برای اثبات مطالب هم از دلائل عقلی متقن و هم از دلائل قرآنی و روایی استفاده شده است.

اهمیت کتاب

همان طور که قبلاً هم اشاره شد چون عقاید هر انسانی اساس نظام رفتاری اوست پس علمی نیز که از آن بحث می کند باید ارزشمندترین علم ها باشد؛ لذا این کتاب از چند جهت اهمیت دارد:

۱- موضوع آن، که بیان شد مهمترین بحث در زندگی هر شخصی است.

۲- ارائه مطالب، به طوری که نویسنده با تسلط علمی که بر مطالب داشته اند، در هر بحث از روش خاصی بهره گرفته است، مثل مثال هایی که برای تشبیه معقول به محسوس زده اند، روایاتی که برای تأکید بعضی مباحث بیان شده است، آیاتی که با دقت نظر برای بحث های متفاوت ذکر شده است، ارجاع دانشجو به کتب دیگر که باعث شوق دانشجو می شود و همچنین پاسخ به شبهاتی که در بحث مطرح است.

۳-کامل بودن کتاب از جهت فراگیری مباحث

موضوع کتاب

نویسنده در این کتاب از اصول دین اسلام بنابر عقیده شیعه بحث می کند که این اصول عبارتند از:

توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد

موضوعات فرعی

با توجه به اینکه اصول و مبانی عقیدتی هر انسانی اساس کلیه عقاید اوست، اصول دین اسلام نیز با مسائل فراوانی ارتباط مستقیم دارد. از این رو نویسنده به بعضی مسائلی که برای حل مطالب کمک می کند، یا اینکه این مسائل لازمه بحث است، پرداخته است؛ که در اینجا به بعضی از این موارد اشاره می کنیم؛ مثل مباحث علل انحراف، اصول جهان بینی مادی، اراده انسان، قضا وقدر الهی، عصمت، معجزه، تحریف، حکومت حضرت مهدی علیه السلام، روح، دنیا و آخرت، ایمان، شفاعت و…

علمی یا عوام پسند بودن کتاب

محتوای مطالب کتاب مباحث علمی است و حتی در بعضی مباحث دقیقترین بحث های علمی بیان شده است، اما باید به این نکته اشاره کرد که نویسنده با توجه به مهارتی که داشته اند این مباحث علمی را به صورتی تدوین کرده که عموم مردم به راحتی می توانند از مباحث بهره گیری کنند.

عرصه پوشش کتاب

کتاب با توجه به موضوع آن، که اصول عقیدتی دین اسلام است یک پژوهش کلی و عمومی است، که از طرفی همه مباحث کلی پیرامون موضوع مد نظر گرفته شده است، و از طرفی به مباحث مرتبط دیگر نیز پرداخته است.

محدودیت های نویسنده

همان طور که خود نویسنده در مقدمه کتاب بیان داشته اند، در نگارش کتاب چند محدودیت مطرح بوده است:

۱- خودداری از استدلال های عمیق و پیچیده

۲- پرهیز از توضیح برای بعضی مباحث

۳- پاسخ به همه شبهاتی که مطرح است.

۴- بیان همه آیات و روایات مرتبط با بحث

ایده نویسنده

ایده استاد در نگارش کتاب این بوده که، مخاطبان عقاید و اصول دین خود را به طور دقیق ولی راحت بیاموزند، همچنین شوق به مطالعه بیشتر در این زمینه در مخاطبان به وجود آید و از طرفی هم، در مقابل شبهاتی که دشمنان وارد می کنند آمادگی مقدماتی داشته باشند تا مبانی و اصول دینی و رفتاری آنها زیر سؤال نرود.

سازماندهی مطالب:

الف- الگوی نگارشی کتاب

نویسنده در پردازش مطالب کتاب و شکل گیری آن، چندین الگو را در هم آمیخته، که این کار باعث شده است که الگوی ابداعی ایجاد شود. این الگوها عبارتند از:

۱- ارائه مطالب به صورت درس، درس

۲- طرح سؤال در پایان هر درس

۳- مطرح کردن شبهات مهم و پاسخ به آن

۴- رجوع توضیح بعضی مطالب به درس های بعدی که مربوط به آن درس است.

شاید هر یک از این موارد در کتاب های دیگر به صورت جداگانه مشاهده شود، اما زمانی که یک نویسنده همه این الگوها را با مهارتی خاص کنار یکدیگر قرار می دهد، گویی انسان یک الگوی جدید را مشاهده می کند که لذت و علاقه بیشتر به مطالعه پیدا می کند.

حال باید بیان شود که هر یک از این الگوها چه ویژگی هایی دارد که وقتی در کنار هم قرار می گیرد چنین لذت و علاقه ای را در مخاطب به وجود می آورد.

ارائه مطالب به صورت درس به درس باعث می شود که اولا نظمی در مطالعه مخاطب به وجود آید و از طرفی دیگر در مطالعه دچار خستگی نشود. همچنین باعث می شود که بداند چه مطالبی برای موضوع مد نظر نیاز است.

اما طرح سؤال در پایان هر درس:

این نیز باعث می شود که مخاطب در پایان هر درس خود را بیازماید که چه بهره ای از مطالعه درس برده است. فایده دوم این است که برای مرور مطالب می تواند از این سؤالات استفاده کنند. همچنین موجب می شود که بفهمد چه نکاتی در این درس برای نویسنده اهمیت بیشتری داشته است.

الگوی سوم طرح شبهات و پاسخ به آن است که از دو جنبه به مخاطب نیرو می دهد. از یک طرف برای خود مخاطب مفید است که حاشیه های بحث را بداند و در بعضی موارد در صورت علاقه به آن بپردازد. از طرف دیگر بتواند در مقابل کسانی که به مباحث عقیدتی او شبهه و شک وارد می کنند، آمادگی نسبی داشته باشد.

اما الگوی آخر، یکی از ویژگی های برازنده و اصلی کتاب است که کمتر در کتب دیگر مشاهده می شود، زیرا نویسنده هر کتابی که بخواهد مطالب را در جای اصلی خود توضیح دهد لازم است ابتدا جایگاه هر بحث را به صورت دقیق بداند و همچنین اگر مباحث مرتبط بود و قبل از ارائه توضیح مطلبی به آن احتیاج پیدا کرد، آن را چگونه بیان کند؛ که این مهارت در نویسنده کتاب به وضوح دیده می شود.

حال که ویژگی های تک تک الگوها بررسی شد، تصور کنید که اگر کتابی همه این ویژگی ها را داشته باشد چه لذت و علاقه ای در مخاطب برای مطالعه پیدا می شود.ولی شاید از مشاهدات ما چنین نکته ای برداشت شود که چنین علاقه ای در مطالعه این کتاب برای اکثریت وجود ندارد.

به نظر من دو دلیل برای این امر وجود دارد:

۱- آگاهی یا توجه نداشتن مخاطبین به این ویژگی ها

۲- تدریس نامناسبی که در حوزه های علمیه برای چنین کتابی وجود دارد.

ب- تقسیم بندی کتاب

نویسنده، کتاب را به چند بخش به تفکیک موضوع تقسیم نکرده است ولی آن را به صورت درس به درس نگارش کرده است. البته با وجود این مطلب، بخش های متفاوت به راحتی تشخیص داده می شود، ولی بهتر بود نویسنده در ظاهر هم مطالب را تقسیم بندی می کرد.

نکته دیگر که در سازماندهی کتاب به چشم می خورد این است که نویسنده فقط به فهرست مطالب اکتفا کرده است، و جای خالی فهرست های فنی دیگر احساس می شود.

با وجود این نباید از این نکته غافل شد که پاورقی های نویسنده در طول مباحث جای خالی آن را پر می کند ولی شاید چنین فهرست هایی در آخر کتاب مزیت های خاص خود را داشته باشد.

نکته آخر در نگارش کتاب اینکه نویسنده برای ارجاع دهی از روش پاورقی به صورت نیمه سنتی بهره گرفته است.

استدلال های نویسنده

نویسنده هم از استدلال های عقلی و هم نقلی استفاده کرده است. در مباحثی مثل توحید، پی جویی دین، شناخت خداوند، اثبات واجب الوجود و… از استدلال های عقلی استفاده کرده است. اما در مباحثی همچون معاد، عصمت پیامبران، ویژگی های پیامبران و حل شبهات آن، علل مخالفت با انبیاء و… در کنار استدلال های عقلی از استدلال های نقلی بهره بیشتری برده است.

در یک نتیجه گیری کلی می توان گفت در همه مباحث، هر جا استدلال عقلی متقنی وجود داشته است به بیان آن پرداخته است اما برای تاکید مطالب و همچنین در بعضی موارد برای اثبات مطالب از استدلال های نقلی بهره کافی گرفته شده است.

فشرده ای از کلیه مباحث کتاب

کتاب شامل شصت درس می باشد که مجموع آنها پیرامون پنج اصل دین اسلام بنابر مذهب تشیع یعنی توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد بحث می کند. در بین این دروس نوزده درس به بحث توحید، یک درس به بحث عدل، پانزده درس به بحث نبوت، پنج درس به بحث امامت و بیست درس به بحث معاد پرداخته است.

دروسی که پیرامون بحث توحید است به سه دسته تقسیم می شود: مقدماتی، اصلی و ملحقات به بحث توحید.

دروسی که مباحث مقدماتی توحید را مطرح می کند به مطالبی همچون تعریف دین، اصول و فروع دین، انواع جهان بینی، اهمیت پی جویی دین، کمال جویی انسان، انواع شناخت و راه های شناخت خداوند پرداخته است.

اما دروسی که به بحث اصلی پرداخته است شامل برهان بر یگانگی خداوند و معانی توحید می باشد. همچنین دروسی که مباحث ملحق به توحید را بیان می کند شامل صفات خدا، فعلیه یا ذاتیه بودن صفات، علل انحراف، جبر و اختیار و قضا وقدر می باشد.

دروسی که پیرامون بحث نبوت است شامل مباحثی همچون نیاز بشر به نبی، ضرورت بعثت، فوائد بعثت، انواع عصمت، اثبات عصمت، معجزه، کثرت و تعداد پیامبران، پیامبر اسلام، اعجاز قرآن و خاتمیت می باشد.

دروس مربوط به امامت شامل مطالبی مثل مفهوم امامت، نیاز به امام، نصب، عصمت و علم امام و حکومت حضرت مهدی عج می باشد.

در بحث معاد بحث هایی مثل اهمیت اعتقاد به معاد، مسئله روح، اثبات معاد، آیات قرآنی پیرامون معاد، رابطه دنیا و آخرت، عالم برزخ، ایمان و کفر و شفاعت مطرح می شود.

فهرست منابع

– مصباح، محمد تقی، آموزش عقاید، تهران، بین الملل، ۱۳۷۷٫

www.talabeh110.parsiblog.com

برچسب‌ها: , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق