جمعه ۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۶
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: اجتماعی
چاپ خبر
۱۶:۴۱ - ۱۳۹۴/۰۲/۲۹
اوضاع دانشگاهی به سرپرستی هوشنگ طالبی
 رقص دسته جمعی در دانشگاه تا به سخره گرفتن ارزش های دینی! + فیلم   

«جشن روز خوابگاه ها» در حالی در محوطه خوابگاه های این دانشگاه برگزار شد که با حاشیه های تاسف باری همراه بود: از دیسکو کردن دانشگاه و رقص دسته جمعی دانشجویان تا به سخره گرفتن برخی مفاهیم دینی و ارزش های انقلابی!

«جشن روز خوابگاه ها» در حالی با تدبیر و مدیریت مسئولان فرهنگی دانشگاه اصفهان در محوطه خوابگاه های این دانشگاه برگزار شد که با حاشیه های تاسف باری همرا بود.

این مراسم با حضور مازیار بازیار، خواننده پاپ و اجرای گروه موسیقی سنتی و همچنین گروه تقلید صدا در محوطه روبروی خوابگاه شهید رجایی دانشگاه اصفهان برگزار شد.

حمید مرادی، مجری برنامه، با قرائت آیه قرآن  «…قالوا سلام علیکم» شروع کرد که با پاسخ سلام دانشجویان روبرو شد؛ اما مجری برنامه با بیان عبارت «اصلا عربی را بی خیال می شویم»، آیه قرآن که کلام وحی از جانب حضرت حق می باشد را به استهزا گرفت.

مجری برنامه که سعی داشت به هر طریق ممکن جلسه را به اصطلاح خودش گرم کند، با خواندن تکه هایی از آهنگ های مورد علاقه خودش، رقص و آواز و به قول خودش گرما را به جلسه آورد و باعث شد تعدادی قلیل از دانشجویان را از جای خود بلند شوند و به رقص و آواز دسته جمعی بپردازند.

بی احترامی حمید مرادی و توهین وی به ارزش های جمهوری اسلامی تازه شروع شده بود و مجری برنامه با بیان جوک های ضد قومیتی و اختلاف آفرین، سعی در شاد کردن برنامه داشت که با تذکر یکی از دانشجویان روبرو شد.

مرادی در انتهای تقلید صدای خواننده های معروف، در کمال بی ادبی یکی از شعار های اصیل انقلاب اسلامی را به سخره گرفته و به طور طعنه آمیزی «مرگ بر آمریکا» گفت و بی ادبی را به حد خود رسانده و در سخنانی سخیف اظهار داشت: هرکه دارد هوس کربلا … !!!

این مجری بار ها سعی داشت در بینابین اجرای خود از نام امیرالمومنین علی(ع) و لفظ شهدا استفاده کند و خود را فردی مذهبی و معتقد جلوه دهد. در هنگام تعریف لطیفه، یک دفعه از شهر مقاوت و پایداری، شهر اهواز نام برد و این شهر شهید پرور را  با آهنگ و ترانه یادآور شد.

این مراسم  با تقلید صدای خواننده های ایرانی ادامه یافت و بیشتر این قسمت برنامه اختصاص به  تقلید صدای خواننده های لس آنجلسی داشت؛ افرادی که بارها توهین های صریحی علیه نظام جمهوری اسلامی و مقدسات مذهبی ایراد کرده اند.

این برنامه تقلید صدا با تقلید صدای کلاه قرمزی، پسر عمه زاد،شهریاری و … ادامه پیدا کرد.

وی به  تقلید صدای خوانندگان پرداخت و این قدر این امر ادامه پیدا کرد تا عده معدودی که حدود ۴۰ نفر بودند، شان دانشجویی را زیر پا گذاشته و به اعمال سخیف و زشت دور از اتظار دست زدند و به رقص و پایکوبی پرداختند.

این برنامه باز هم توهین به ارزش های قرآنی را شاهد بود و با بیان این که جنوبی ها و بندری ها هنگام رقص و آواز با ذکر توبه توبه، از درگاه خداوند در هنگام این عمل توبه می کنند. بیان این حرف در حالی است که یا این فرد مبانی ارزشی و فریضه توبه در پیشگاه خداوند را قبول دارد و به تمسخر بیان می کند و یا این که مبانی قرآنی را قبول ندارد و جای تعجب دارد که مسئولین فرهنگی وی را به این دانشگاه دعوت کرده اند.

مجری برنامه هنگامی که  یکی از دانشجویان حاضر را با لفظ توهین آمیز «دهاتی» خطاب کرد و واکنش دانشجو روبرو شد، گفت: من این قدر ظرفیتم بالاست که من می پذیرم ولی با کمال تعجب ادامه داد: حیف اون صندلی تو دانشگاه که تو روی آن نشستی!

نوبت به برنامه ای تحت عنوان نمایش میرزا قشم شم!! رسید. در این نمایش با خواندن یک آهنگ سوزناک شروع شد و یکی از بازیگران این نمایش سایه ها توصیه به شادی و خواندن آهنگ های پر شور کرده و گفت: ببین بچه ها خیلی رقصیدند و شادی کردند، چرا غمگین می خونی؟ شاد باش!!

در ادامه این برنامه نمایش سایه، یک سایه شبیه به یک خانم بود که حین اجرای نمایش به تقلید صدای خواننده زن پرداخت. دیگر قسمت این برنامه بازی سایه ها، داستان بازی دو کبوتر نر و ماده بود که صحبت های خلاف شان اسلامی گفته شد.

تنها شخصیت سیاسی که مورد تمسخر قرار گرفت، رییس دولت نهم و دهم بود که می توان به نشانه هایی از هماهنگی های این گروه با جریان حاکم در دانشگاه پی برد.

در اقدامی باور نکردنی، نود در صد این جلسه که حدود سه ساعت طول کشید به تقلید صدای تمامی خوانندگان در سبک های مختلف موسیقی می شد.

در هنگام پذیرایی، تقلید صدای خواننده های موسیقی های سنتی انجام شد که این قسمت نیز خالی از حاشیه نبود و باز هم آثاری از چهره های ضد اسلام و انقلاب در این بخش نیز به چشم می خورد.

بی برنامگی و نبود مدیریت طی برگزاری این مراسم تا جایی ادامه پیدا کرد که مجری برنامه شب تولد خودش و یکی دیگر از دانشجویان را نیز در همین مکان برگزار کرد و شعر «تولدت مبارک…» را خواند.

در روز خوابگاه ها مسئولین که همه ی سال را به دنبال امورات خود بوده اند در اقدامی بسیار نمادین و تنها در دوشنبه ظهر، ساعتی را در مجموعه خوابگاه های دانشگاه اصفهان سپری کردند.

این درحالی است که بسیاری از دانشجویان خوابگاهی ماه ها است خواهان چیزی کم ارزش یعنی یک سماور در هر مجموعه خوابگاه می باشند و مسئولان تا بحال اقدامی در این زمینه نداشته اند.

برای مشاهده فیلم مراسم اینجا کلیک کنید.

رقص دسته جمعی

برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , , , , ,

مطالب مرتبط

  1. هنرما گفت:

    به گزارش هنرنا، برگزاری «جشن روز خوابگاه ها» در دانشگاه اصفهان ،با حاشیه هایی همراه بود. اما و اگرهای اولیه، برای اجرای این برنامه به همراه حواشی اتفاق افتاده توسط مهمان این برنامه «بازیار» از خوانندگان موسیقی پاپ، باعث شد بسیاری از رسانه ها به اشتباه، این اتفاق را از سوی مرادی، مجری برنامه بدانند.
    اما حمید مرادی، مجری این برنامه ، جوابیه ای را برای انتشار در اختیار پایگاه خبری هنرنا قرارداده است که در ادامه خواهد آمد:

    بِسمِ اللهِ الرَحمنِ الرَحیم
    اُفَوِضُ اَمری اِلی الله اِنَّ اللهَ بَصیرٌ بِالعباد
    نام خدا مفتّح دربهای بسته است بر مُهر دلها، کلیدی خجسته است

    با نام خدای متعال سخنم را آغاز میکنم و سُکّان هدایت قلم نوشتارم را به دست او می سپارم. باشد که خوش بنگارم.
    اینجانب حمید مرادی متولد بیست و نه اردیبهشت ماه؛ زاده ی نصف جهان؛ از دیار هنرمندانم.
    قریب به یازده سال است که در عرصه اجرای های صحنه ای به عنوان مجری، گزارشگری رادیو و گویندگی خدمتگزار مردم شریف ایران بوده ام و به شغلم که حتی به چند ثانیه، نشاندن گل لبخند به صورت هم میهنانم بوده است، به خود می بالم و افتخار میکنم.

    مقدمـه:
    اگر بخواهم اندک خطوطی اندر باب فضائل خنده و گشاده رویی و همچنین خنداندن مؤمنین، مستند به آیات و روایات بزرگان دین اشارتی کوتاه و گذرا داشته باشم؛ به کرّات شاهد گفتار و تقریر معصومین (علیهم السلام) هستیم که توصیه به خوش رویی و همچنین تأکید مؤکّد به «اِدخال سُرور و ایجاد شادی در قلب مؤمن» و در پی آن مکرّر، اشخاص عبوس و ترش رو همیشه مورد مزمّت ایشان واقع شده اند. رحمتٌ للعالمین پیام آور صلح و رحمت فرمودند: « نزد من کافر خوشرو از مؤمن ترشرو جایگاه بالاتری دارد.» امام صادق (ع) فرمودند: « شیعیان واقعی ما از گِل اضافه ی خلقت ما خلق شده اند؛ آنها کسانی هستند که در شادی ما اهل بیت شاد، و در عزای ما عزادارند.» معصوم مجدّداً میفرمایند: «المُؤمِنُ بُشرُه فی وَجهِه وَ حُزنُه فی قَلبِه، مؤمن کسی است که شادی اش در چهره مشخص، غم و اندوهش در قلب و دلش نهان است.» همچنین در قرآن کریم؛ آیه ۴۳ سوره ی النجم : « وَ اَنَّـهُ هُوَ اَضحَکَ وَ اَبکی » و همان لفظ در فراز ۴۲ از دعای جوشن کبیـر، از نامهای خداوند آمده که: «… یا مَن اَضحَکَ وَ اَبکی … ، ای کسی که هم بندگانت را میخندانی و هم میگریانی.» و قِص علیهذا بسیار. الغرض؛ هیچ جایی در دین و مسلک ما، نکوهشی پیرامون خنداندن و شاد کردن دلهای مؤمنین نیامده است.

    اکنون که در حال نوشتن این متن نسبتاً طویل هستم؛ با زبان روزه و دل خون؛ اما با توکّل به خدا و در ایّام شبهای پرفضیلت قدر، با امید روشنگری اذهان قلم میزنم. شاید بعدها، بیانیه یا دفاعیه هم نام بگیرد؛ امّا قبلا از نظرات ارزشمند دوستان و هوادارانِ خوش فکرم که به موقع و بجا، با نوشتن جوابیه ها و بعضاً شرح ماوَقَع داستان، زمینه ی شفاف سازی برای قشر عام خواننده و دلگرمی برای شخص اینجانب را فراهم نمودند؛ صمیمانه تشکر میکنم. اکنون به طور جامع و کامل شروع به نقد و شفّاف سازی این خبر زرد که فقط در این سایت با این همه آب و تاب نگاشته شد می پردازم؛ بدواً اعلام میدارم محتوای این خبر که با تیتری فوق العاده داغ منعکس شد- در ادامه با شرح مبسوط اشاره خواهم کرد- «پربحـث ترین خبـر» در زمان خود شناخته شد و هنوز هم در قسمت اخبار دانشگاه، پربحث ترین خبر، با بیشترین تعداد نظرات باقی مانده است که اینجانب فقط ۱۵% از متنِ خبریِِ نوشته شده در سایت صاحب نیوز که توسط خبرنگار محترم منعکس شده را قبول دارم و مابقی مورد تأیید حقیر نمی باشد و شدیداً محلِّ ابهام و سئوال برای حقیر و گاهاً اعتراض برخی شرکت کنندگان در آن جشن دانشگاهی – واقع در محوّطه داخلی خوابگاه شهید رجایی دانشگاه اصفهان مورّخ ۲۸/ اردیبهشت /۱۳۹۴ – می باشد. متن کامل نقد تفسیری اینجانب بر این خبر به همراه گوشه هایی از خبر مذکور، بدین شرح است:

    ۱- تیتر داغ و جنجالی خبر اینطور آمده که: حواشی تأسف بار در دانشگاه تحت مدیریت سرپرست غیر قانونی! هنجار شکنی تأسف بار مسئولین دانشگاه اصفهان/ از رقص دسته جمعی در دیسگو دانشگاه تا به سُخره گرفتن مفاهیم دینی!
    – از تیتر داغ و هدفدار این خبر، کاملاً مشخص است که گویا دانشگاه تحت مدیریت غیرقانونی در حال اداره شدن است و ویژه برنامه ی خوابگاه ها، وسیله شده برای به هدف رسیدن این موضوع که با سیبل و هدف قرار دادن مجری- حمید مرادی- پی به سرپرستی غیر قانونی دانشگاه ببریم! همگان مستحضرند که:«هـدف، وسیـله را توجیـه نمیکنـد.»
    – اما درباره ی هنجار شکنی مسئولین دانشگاه باید عرض شود که از ابتدا تا انتهای برنامه، مسئولین محترم حراست و فرهنگی دانشگاه حضور فیزیکی کامل داشتند و برنامه را از خُرد و کلان، نظارت میکردند؛ «پس چرا کاسه ی داغ تر از آش باشیـم» یا به قول قُدما: «شـاه میبخشـد ولی وزیـر نمی بخشـد!»
    – مسئله رقص دسته جمعی؛ مسأله ای اَظهَر مِنَ الشَّمس است و به هیچ وجهِ ممکن، قابل انکار نمی باشد. صاحب نیوز در اواسط متن خبر نوشته است:« حدود چهل نفر اقدام به حرکات نامتعارف نمودند» امّا باز هم کذب است. چون حـدوداً ۴۰۰ نفـر شایـد هم بیشتـر بودنـد که اقدام به حرکات موزون دسته جمعی کردنـد. این نکتـه هم مکتـوم نمانَـد کـه لفـظ «دیسگـو» والله قَسَـم، از بیـن دو لب من نطـق نشد! این خواننده پاپ برنامه؛ جناب آقای مازیار بازیار بودند که در خلل خواندن یکی از ترانه هایشان، اشاره کردند: «امشـب میخوام اینجـا رو یه دیسگـو کوچولـو کنم! موافقیـن؟!» اما در کمال تعجّب، خبرنگار محترمِ این خبر نوشتند:« این حمید مرادی بود که به هر قیمتی خواستار گرم کردن جلسه بود!»
    – امّا نکتـه ای که از دید تیـزبین خبرنگار محتـرم بازماند و از قلـمش افتـاد: این اتفّاق بسیار برجسته بود، امّا در کمال تعجّب، کوچکترین اشاره ای هم بدان نشد. آنهم حضور و هنرنمایی نسبتاً طولانی یکی از روشندلان دانشجو، ساکن یکی از خوابگاه های دانشگاه بود که حدوداً ۱۵ دقیقه ای از حفظ، شروع به خواندن آهنگهای فوق العاده شاد با ریتم های تند جنوبی و بندری کرد که دقیقاً با آغاز اشعار توسّط شخص مذکور، استارت و شروع رقصیدن دانشجویان هم دقیقاً از همان لحظه کلیـد خورد.
    – امّا درباره ی مسأله سُـخره گرفتن مفاهیم دینی؛ که جالب ترین قسمت این تیتر می باشد؛ باید اشاره ای گذرا کنم که اشخاصی که حقیر را از نزدیک می شناسند کاملاً به اخلاق و عقاید بنده مُشرف هستند و اما حتی کسانی که فقط برای یکبار هم برنامه ی بنده را از نزدیک دیده اند؛ این موضوع را متوجّه شده اند که سبک و سیاق اجرای برنامه های بنده به طوری است که در حین ارائه مطالب طنـزم، یادی از شهـدا میکنم. در اوج خنده های مردم، تذکّـر حجاب میدهم. در پایان اکثـر برنامه هایم با زبان طنـز، شروع به یادآوری جنـگ نرم و حضور دشمـن در خانه ها با نام ماهـواره و مضـرّات آن و همچنیـن آثار مخـرّبی که در آینده ای نه چندان دور، دامن گیرمان میشـود، میکنـم. این نهایت کم لطفی و بی انصافی در حق من است که بخواهند مرا فردی معرفی کنند که مفاهیم دینی را به سخره میگیرم! من از این تریبون مجازی، کتباً و رسماً اعلام میکنم:« بنـده با افتخار یک ایرانـیِ اصفهانـیِ مسلمـانِ شیعـه یِ معتقـدِ بسیجـی و ولایی هستم.» ترس و ابایی هم از اظهار آن ندارم؛ بلکه از افتخارات خود میدانم که در یک خانواده ی مذهبی و تمام فرهنگی اصیل به دنیا آمده ام و تا کنون نه خودم، نه اعضای دور و نزدیک خانواده ام، عضو هیچ یک از گروهک ها و جریانات سیاسی نبوده ایم. این نکته قابل ذکر است که، شاید برای جریان های اصلاح طلبان و اصولگرایان به عنوان مجری، برنامه هم اجرا کرده باشم؛ امّا هیچ عضویتی در هیچکدام نداشته و ندارم و نخواهم داشت. من همیشه خدا را شاهد و ناظر اجرای برنامه هایم میدانم و به قول امام خمینی(ره): «عالـم محضر خداست، در محضـر خدا معصیـت نکنید.» و همیشه کاری که بر عهده ام گذاشته می شود را تا آنجا که بتوانم با کمترین امکانات به بهترین نحو ممکن انجام میدهم. قبلا برای زدن این مثال که شاید ناخوشایند برخی اهل فن هم باشد، کاملاً پوزش میطلبم. اما بد نیست یادآور شوم، شخـص غسّـال کارش را همیشـه یکسان و بدون کوچکتریـن تفاوتی به نحـو احسن انجام میدهد و برایـش هیچ تفاوتـی ندارد شخص متوفّی، متمکّن است یا مسکین، رئیس است یا مرئوس و یا حتی بهشتـی است یا جهنّمـی!

    ۲- در طول این خبر عریض و طویل دو صفحه ای، دقیقا۱۰ً مرتبه از لفظ «مجری و حمید مرادی» استفاده شده است. این در حالی است که حتی یک بار از اسامی دیگر هنرمندان- به جز یک مرتبه – مازیار بازیار- استفاده نشده و این مطلب بیانگر مغرضانه نوشتن و هدف قرار دادن شخص اینجانب می باشد که با کوچکترین جستجویی در فضای مجازی اینترنت با نام من، این خبر بالا بیاید آمار سایت بالا برود و در آخر عزیزی که این خبر را نوشته به هدف والای خود برسد و نام حقیر را بد جلوه بدهد.

    ۳- در پاراگراف سوم خبر درج شده:« حمید مرادی، مجـری برنامه، با قرائت آیه قرآن (قالوا سَلامٌ عَلَیکُم) شروع کرد که با پاسخ سلام دانشجویان روبرو شد؛ اما مجـری برنامه با بیان عبارت «اصلا ًعربی را بی خیال می شویم»، آیه قرآن که کلام وحـی از جانب حضرت حـق می باشد را به استهـزا گرفت!
    درست است؛ من با آیه ی ۵۴ سوره مبارکه انعام – وَ اِذا جائَکَ الَذینَ یُؤمِنونَ بِآیاتِنا فَقُل سَلامٌ عَلَیکُم- کلامم را شروع و وقتی صدای جواب سلام دانشجویان عزیز درخور جمعیت نبود، به زبان طنز اشاره کردم: «چون بیش از حد به زبان عربی مسلّط هستین! من ترجمه ی آیه رو براتون میگم» و گفتم:« داخل یه جمعی شدی دیدی همه ایمان به خدا دارند، بگو سلام …» که پاسخها رساتر شد و مرتبه سوم، با خوانش شعر سلام، قصه ی سلام را تمام کردم. امّا حال نمیدانم کجای کلامـم، کلام وحـی را به قـول نگارنـده محترم به استهـزاء گرفته ام؟!

    ۴- نوشتند:« مـرادی سعی داشـت به هر طـریق ممکن جلسـه را به اصطـلاح خودش گـرم کند! »
    این عبارت « به هـر طریقـی» یعنی چه؟! از قول بنـده هم صحبـت کردند و هم به جـای من فکر کردنـد و هم تصمیـم گیری! جدّاً عجبـا… من اصلاً کجای طول اجرای برنامه لفظ «گرم کردن» را بکار بردم؟ نوشتند:« مرادی رقص و آواز و گرما را به جلسه آورد و او بود که باعث شد دانشجویان از جا بلند شوند و به رقص و آواز دسته جمعی بپردازنـد!» واقعـاً خنده دار نیسـت اینقدر هدفمنـد و هدفـدار قلم بـدست گرفتـن و بـَد نوشتـن؟! من که بیش از ۱۰ سال است در این عرصه ی اجرای برنامه ها به عنوان مجری فعالیّت میکنم؛ جوّگیری و از خود بی خود شدن برای من، بعد از اندکی تجربه چند ساله، امری غیر معقول است. من هیچ وقت پا به بخت خودم نمیزنم و پل های پشت سرم را خراب نمیکنم که کارهای بعدی را از دست بدهم و سَبَـق قبلی ام را مخدوش نمی نمایم. درباره ی رقصیدن دانشجویان فقط بایستی همین را بگویم و رد شوم؛ اگر خواننده در حال خواندن ترانه های شادِ مجاز باشد و عدّه ای هم شروع به رقصیدن کنند؛ جرم و تقصیر من ِمجری که پائین صحنه استیج در حال نوشیدن چایی و یا خوردن پذیرایی بستنی هستم واقعاً چیست؟! به قول معروف:« گُنـه کرد در بـَلخ آهنـگری، به شوشتـر زدند سرِ مسگـری! ».

    ۵- در ادامه آمده:« بی احتـرامی حمید مرادی و توهیـن وی به ارزش های جمهوری اسلامی تازه شـروع شده بود و مجـری برنامه با بیان جـوک های ضد قومیتـی و اختـلاف آفرین، سعی در شاد کردن برنامـه داشـت که با تذکّـر یکی از دانشجویـان روبرو شـد».
    نگارنده محترم باید ثابت کند که من کی؟ و کجا؟ بی احترامی و توهین به ارزشهای جمهوری اسلامی کردم؟!! سخنان مرا سخیف خواندند و نوشتند مجری، شعارهای اصیل انقلاب را به سُخره گرفته و با لحن طعنه آمیزی آنها را بیان میکند! وقتی این قسمت خبـر را خواندم واقعـاً بغض گلویـم را گرفـت… دقیقاً مصداق بارز «آش نخـورده و دهـان سوختـه» شدم. گفتند با بیان لطیفه های قومیّتی، اقدام به تفرقه افکنی و ایجاد اختلاف بین قومیّت ها کرد! به خدای اَحَـد و واحـد، به همـان قبـله ای که شمـا به سمـت آن نمـاز میخوانیـد قسم؛ در برنامه ی خوابگاه ها مـن حتّـی یک لطیفـه ی قومیّتـی و اختلاف آفریـن هم نگفتـم! اگر سند و مدرکی مبنی بر گفتن لطیفه قومیّتی در آن برنامه علیه من از کسی ارائه داد، حاضرم میلیونها تومان جریمه نقدی بپردازم. کافیست پیامهای مردم که در ادامه خبرآمده را بخوانیم تا کمی به اصل موضوع پی ببریم. هر بی تجربه ای هم میداند که در جمعی که از همه ی قومیّتها تشرّف حضور دارند، گفتن لطیفه قومیّتی دقیقاً اشتباه محض و ورود به میدان مین تعصّب های خاص استانی و شهرستانی است. البته من کوچکتر از آنم که خودم را با تجربه بدانم؛ امّا بدو ورود به برنامه با یک نگاه سطحی متوجّه حضور برادران هم میهنم از سراسر استانهای مختلف کشور شدم و سریعاً سبک برنامه را در قالب خاصّی، طراحی ذهنی کردم و هرمرتبه با آن طرح پیشین روی استیج رفتم و صحبت کردم. این مطلب صحیح است که من نام اکثر استانها را با نهایت احترام آوردم، امّا هرکدام را با پسوندهای «غیور»، «شجاع»، «دلیر»، «باحجاب»، «غیرتمند»، «بصیر»، «خوش قلب»، «با صداقت» و با صفات پسندیده و شایسته نامیدم. حتی خاطرم هست ردیف اوّل، عزیزان «کُرد» کشورم نشسته بودند که اینقدر از تعریف و تمجید کردها به وجد آمده بودند که حین اجرا، مرا به پایین صحنه دعوت کردند و هرکدام به نشانه ی ابراز محبت؛ به کف دستم، با دستان بامحبتشان صمیمانه کوبیدند و مرا در آغوش کشیدند. نه تنها کردها، بلکه عزیزان «لـُـر»، «ترک»، «بلوچ»، «فارس»، «بختیاری»، «قشقایی» و «آذری» که حتی بعضاً با زبان و گویش خودشان با آنها سلام و احوال پرسی صمیمی انجام دادم. امّا نوشتند: «دانشجویی به مجری تذکر داد که لطیفه قومیّتی نگو!» کُلاً این مطلـب را تکذیـب میکنـم. صحبتی بین من و یکی از دانشجویان مغرض و جوّ ساز رد و بدل شد؛ امّا نه تذکّری از جانب کسی بود نه حرفی؛ که مفصّلاً در بند ۹ توضیح مبسوط خواهم داد.

    ۶- در ادامه خبر آمده:« این مجری بار ها سعی داشت در بینابین اجرای خود از نام امیـرالمومنین علـی(ع) و لفظ شهدا استفاده کند و خود را فردی مذهبی و معتقـد جلوه دهد. در هنگام تعریف لطیفه، یک دفعه از شهـر مقاومت و پایداری، شهر اهـواز نام برد… و در کمـال بی ادبـی یکی از شعار های اصیل انقلاب اسلامی را به سخـره گرفته و به طـور طعنـه آمیزی (مـرگ بر آمریکـا) گفـت.»
    من از نوشتن خسته نشدم؛ امیدوارم شما هم از خواندن خسته نشده باشید. اگر خسته جانی بگو یا علی(ع)…
    – باز هم اشاره کردند لطیفـه! دیگر صحبتی در این باب ندارم. آیا مشکلـی با نام «امیرالمؤمنیـن علی (ع)» و «شهـدا» دارید که حسّـاس شده اید؟! نکنـد خدایـی ناکرده نام علی بن ابی طالب(ع) و نام شهدا برایـتان گران تمام شده است که شخص من آن را بیان کرده ام؟! هرچه داریم از لطف خدا و عنایت ائمّه اطهار(علیهم السلام) و برکت خون شهدا داریم. باید خوشحال باشیم که در اوج خنداندن مخاطب، مجری یادی از شهدا کرده و رشادتهایشان را یادآوری کرده است. همچنین جایی از برنامه گفتم:« شهدا رفتنـد تا غیرت علـوی به تن برادران و عفّـت و عصمت فاطـمی در خون خواهـرانمان و تـاج بندگـی به سرشـان باشد.» نمی دانم چه حسّاسیتی روی این نامها دارید؟!

    – تقریباً این مطلب با کمی تغییر در نوشتار صحیح است. من سعی کردم در اوج شادی یادی از شهدا هم داشته باشیم و تلنگری زده باشم و غافل از شهدا نشویم چرا «که زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست». این هنر من بی هنر است که شعار «مرگ بر آمریکا» را طنین انداز کردم؛ آیا بد است دشمن و شیطـان بزرگ را به سخره گرفتم؟ چطـور است که کشیـدن کاریکاتور و ساختـن عروسک نماد شیطـان بـزرگ مشکـلی ندارد ولـی همیـن دشمـن را با زبـان و گفتـار، خار و زبـون شمردن و تمسخـرش بد اسـت!؟
    – درست است سعی کردم، امّا سعی در چی؟ سعی کردم مسأله مهمّ اتّحاد را یاد آور شوم و از ذکر نام امیرامؤمنین علی (ع) به بهترین نحو و در بهترین زمان، استفاده معنوی کنم؛ امّا نه اینکه خودم را فردی مذهبی و معتقد جلوه بدهم؛ نیازی هم ندارم خود را فردی مذهبی جلوه بدهم؛ چون فردی مذهبی هستم و «از کـوزه همـان بُـرون طـَراود که در اوسـت…» به اَمکَنه ی مقدّس زیارتی و عتبات عالیاتی که پیاده مشرّف شدم قَسَم؛ در تمامی برنامه هایم خواه جشنهای شادی اهل البیت(علیهم السلام)، خواه عزای ایشان ، عبارت «ذِکـر عَـلیٌ عِبـادَه» را یادآوری کردم و بلااستثناء از مخاطبانم خواسته ام تا خواهران دست خواهران دینی و برادران دست برادران دینی خود را بگیرند و جملات و اشعار حماسی در مدح مرتضی علی(ع) را خوانده ام و مردم هم پرشورتر جواب داده اند و لذّت برده اند. حتی در همین سایت- صاحب نیوز- اگر جستجویی با موضوع «وقتـی همه زهـرایی شدند» انجام دهید؛ قطعه ای از فیلم اجرای من در دانشگاه اصفهان با سرکار خانم الهام چرخنده- هنرمند متحوّل شده سینما- و حجت الاسلام بصیرت موجود است و چندین بار تعریف و تمجید از شخص من و سبک اجرای حقیر شده است و سند بر اینکه فقط در برنامه خوابگاهها متوسل به نام مولا علی(ع) نشدم و جزئی از لاینفکّ برنامه هایم بوده است. حتّی قبل از آن اشاره ای به اتحّاد بین شیعه و سُنّی کردم که در انتهای برنامه ۴ یا ۵ نفر از برادران اهل تسنّن نزد من آمدند و با من مصافحه صمیمانه انجام دادند و خوشحال و خرسند اظهار داشتند: «این اوّلیـن بار بود که در جشنهـای دانشگاه، نامـی هم از اهـل تسنّـن به نیکـی برده شد.»

    ۷- در خبرآمده: « این برنامه تقلید صـدا با تقلید صدای کلاه قرمزی، پسر عمه زاد، شهریاری و … ادامه پیدا کرد. وی به تقلیـد صدای خوانندگان پرداخـت و این قـدر این امر ادامه پیـدا کرد تا عـدّه معدودی که حدود ۴۰ نفر بودنـد، شأن دانشجویـی را زیر پا گذاشته و به اعمـال سخیف و زشـت دور از انتظار دست زدند و به رقـص و پایکوبـی پرداختند.»
    قبلاً مفصّل درباره رقص دسته جمعی دانشجویان در قسمت شماره ۱ همین بیانیه؛ در صفحه دوم شماره۱ بند سوم توضیح دادم. امّا نکته جالب و قابل توجّه این است که من «مجـری و طنـزپرداز» هستم و شخص فاعل امر تقلیدصدا، فردی کاملاً آماتور و غیر حرفه ای – حمیدرضا شریف منش- بوده که ایشان زحمت باصطلاح شبیه سازی و تقلید صداهای شخصیت ها و خواننده ها را میکشیده است، حال نکته جالب تر اینکه حتّی یک مرتبه هم نام فرد مذکور برده نشده است و اگر شخصی در جلسه حضور نداشته و خبر را بخواند اینطور برداشت میکند که متصدّی برنامه تقلید صدا هم بنده بوده ام.

    ۸- نوشتند: « مجری برنامه هنگامی که یکی از دانشجویـان حاضر را با لفـظ توهین آمیز «دهـاتی» خطاب کرد و با واکنش دانشجـو روبرو شد، گفت: من این قدر ظرفیتـم بالاست که من می پذیرم ولـی با کمال تعجب ادامـه داد: حیف اون صندلـی تو دانشگـاه که تو روی آن نشستـی! »
    بله، در این قسمت شاهد مهندسی معکوس خبر هستیم آن هم به سبک کاملاً حرفه ای! چرا که گویا یکی از دانشجویان جالس در جشن خوابگاه ها، اصلاً حال روحی مساعدی نداشت و گویا … بگذیم. – (خداوند مرا هدایت کند) – از ابتدای برنامه با دست و بدن خود افعال ناشایستی با خود و اطرافیانش انجام میداد که بنده شرم از بیان حرکات آن دانشجوی مذکور دارم؛ بعنوان تذکّر با نهایت ادب، از وی سئوال کردم:«من بچّه ی دهاتـم، شما عزیز دل اصالتـاً کجایی هستی؟» که جوابی ندادند و مجدّداً شروع به انجام افعال ناپسند قبلی خود نمودند و الفاظی نه درخور دانشجو را فریاد زدند. مـن حرفـی را که زده ام انـکار نمیکنـم. با جدیّت تمام گفتم: « واقعاً حیف اون صندلی که شما داخل دانشگاه اِشغالش کردی!» که حتّی عدّه ای از دانشجویان فهیم که ناراحتی مرا مشاهده کردند با قاطعیّت کلام با وی بر خورد کردند و وقتی متوجّه اشتباهاتش شد؛ توسّط عده ای از دوستانش از جمع مخاطبین متواری شد که مسئول حراست با نامبرده صحبت کردند و حتی انتهای برنامه شخص خاطی نزد من آمد و از بابت حرکات و الفاظش عذرخواهی کرد و از من خواست که از حراست دانشگاه بخواهم وی را مورد تفقّد و عفو قرار دهند و حتی اگر نپذیرفتند؛ از من خواست که بگویم:« اشتباه دیدم و شنیدم، حتی من برایت نقداً جبران میکنم!!!» حتی اگر از حاضرین در جشن سئوالی پرسیده شود، دقیقا همین موضوع را بیان خواهند کرد. قریب به دهها نفر بعد از اتمام برنامه نزد من آمدند و پس از مصافحه و خسته نباشید از طرف شخص مزبور عذرخواهی کردند و حلالیّت طلبیدند که بیانگر کامل این مطلب می باشد. این هم از این پاراگراف که هنرمندانه انعکاس معکوس داده شد.

    ۹- در ادامه آمده:« نوبت به برنامـه ای تحت عنوان نمایش میرزا قَشَم شَـم!!! رسید. در این نمایش با خواندن یک آهنگ سوزناک شروع شد و یکی از بازیگران این نمایش سایه ها توصیه به شادی و خواندن آهنگ های پر شور کرده و گفت: «ببین بچه هـا خیلی رقصیدند و شـادی کردند، چرا غمگین می خونی؟ شاد باش!!!
    این بیانیّه در دفاع از حقوق تضییع شده ی اینجانب- حمید مرادی- می باشد، امّا از آنجا که گاهاً حقوق دیگر دوستانم تضییع شده است بر خود لازم میدانم اشاره کنم هنرمند سایه با دست- مهدی بدیع زادگان- صرفاً یک برنامه شاد و جذّاب هنری اجرا کردند که بیش از ۲۰۰ برنامه در سطح کشور باتّفاق ایشان انجام وظیفه کرده ایم و نمونه کارهای ایشان و بنده قبل از اخذ هر مجوّز به اداره فرهنگ و ارشاد و مراجع مربوطه ارسال و پس از تأیید، مجوّز داده می شده است و به هیچ وجه کلامی خلاف شأن اسلامی در این برنامه شده نشد؛ البته این نکته را هم یادآور شوم که برنامه سایه با دست برنامه ای کاملاً طنز، شاد و موزیکال بود امّا در چهارچوب.

    ۱۰- نوشتند: «تنها شخصیّـت سیاسی که مورد تمسخـر قرار گرفت، رییس دولت نهـم و دهـم بود که می تـوان به نشانه هایی از هماهنگـی های این گروه با جریـان حاکم در دانشگـاه پی برد.»
    هیچگونه تمسخری در کار نبوده است و بنده تمامی رئیس جمهورهای کشورم را که برای ایران اسلامی زحمت کشیده و میکشند را دوست دارم؛ چون این انتخاب، رأی و نظر میلیونها نفر است. زحمات و فعّالیت های رئیس وقت دولت نهم و دهم برکسی پوشیده و مستور نیست، مجدّداً عرض کنم؛ من حرفهـایی را که زده ام انکار نمکینم. من فقط از قول یکی از طنزپردازان مطرح کشور- حمیدرضا ماهی صفت- خاطره ای را بازگو کردم، فقط همین. دور از هر عقل سلیم است؛ منکه حرفـه و شُـغلم ثابت است و شخصیتهای سیاسی که در جایگاه های مختلف، متغیّـر هستند؛ بخواهم به شخصی دل خوش کنم و از دیگری بدی بگویم یا وی را به سخره بگیرم، (که خدا مسخره کنندگان را دوست ندارد). من هر شخصی به رسمیّت و اکثریّت آراء مردم، رئیس جهمور کشورم شناخته شود چون (میزان رأی ملّت است) و من هم قطره ای از این دریا؛ خواه ناخواه باید به رأی هم وطنانم احترام بگذارم. اینکه من چند صباحی با فلان حزب و گروه و دسته باشم، یا خوبی محض بگویم یا بدی محض، بالاخره روزی تاریخ انقضای مسئولیّت مثلا فلان مسئول یا رئیس جمهور تمام میشود و باصطلاح طـرف می مانـد و حوضـش!

    ۱۱- در پاراگراف بعدی آمده: « در اقدامـی باور نکردنی، نـود در صد این جلسـه که حدود سه ساعت طول کشید به تقلید صـدای تمامی خوانندگـان در سبک های مختـلف موسیقی طی شـد.»
    امّا در این قسمت خبر، عدم تخصص لازم نگارنده خبر، در عرصه ی موسیقی را هم میتوانیم به نظاره بنشینیم. چرا که نوازندگان سازهـا و خواننـده ی سنّتـی که کار تقلیـد صدا انجـام نمی دهنـد! از ابتدای خبر تا انتهای آن حدوداً ۱۱مرتبه کلمه «تقلیـد صـدا» آورده شده است. گویی خبرنگار محترم؛ به این کلمه علاقه یا آلرژی وافر داشته اند. باز هم این نکته را یادآور شوم که نه تنها در حقِّ اینجانب و هنرمند سایه با دست تظلّم شده است؛ بلکه در حقّ گروه موسیقی سنّتی نیز اجحاف شده است. چرا که تصنیـفهای انتخابی آنان بسیار معقول و مجاز بود و اکثراً این قطعات به کرّات از رسانه مورد پخش قرار گرفته بود و خبری از چهره های ضـدِّ اسلام و ضـدِّ انقلاب نبود!

    ۱۲- در انتهای خبر رنگین مذکور آمده: « بی برنامگـی و نبود مدیریت طی برگـزاری این مراسم تا جایی ادامه پیدا کرد که مجـری برنامه شب تولد خودش و یکی دیگـر از دانشجویان را نیز در همین مکان برگزار کرد و شعر(تولدت مبارک) را خوانـد!»
    در این برنامه اینقدر صمیمیّت بین بنده حقیر و دانشجویان اتفاق افتاد که مرا به خوابگاه هایشان دعوت کردند و با کمترین امکانات، بهترین پذیرایی را انجام دادند و چقدر ذرّه پروری کردند و لحظات خوب و خوشی را برایم ساختند که خستگی و اتفاقات بدی که در خلل برنامه افتاد را فراموش کردم. حین برنامه چندین نفر از دانشجویان نزد من آمده و به من گفتند:« امشب تولّد یکی از بچّه هاست که از نظر اخلاقـی و درسی واقعاً شایستـه و عالیه، ولی بخاطـر اینکه از خانه و کاشانـه و خـانواده اش دور افتاده، از نظر روحـی خیلی ضعیف شده؛ امشـبم تولدشه؛ بخاطـر ما و خوشحالی دل اونم که شده تولّـدش را از طرف ما، بش تبـریک بگو…» من هم با آغوش باز پذیرفتم و جالب اینکه همان شب، شب تولّد بنده حقیر هم بود. من، هم تولد ایشان را از طرف دوستانشان تبریک گفتم و هم از بچه ها خواستم برایش شعر (تولدت مبارک) را همخوانی کنند. شاید حدوداً ســه دقیقه از برنامه به این نحو گذشت. نمی دانم بی برنامگـی و نبود مدیـریت چه دَخـلی به این حـرکت نوع دوستـانه دارد؟!

    ۱۳- و امّا در پاراگراف پایانی آمده است که: « در روز خوابگاه ها مسئولین که همه ی سال را به دنبال امورات خود بوده اند در اقدامی بسیار نمادیـن و تنها در دوشنبه ظهر، ساعتی را در مجموعه خوابگاه های دانشگاه اصفهان سپری کردند. این درحـالی است که بسیاری از دانشجویان خوابگاهی ماه ها است خواهان چیزی کم ارزش یعنی یک سمـاور در هر مجموعه خوابگاه می باشند و مسئـولان تا بحال اقدامی در این زمینه نداشته اند.»

     چکیده ی کلّی این خبر واقعاً خاص، در سر تیتـر و آخرین خط آن آمده است:
    – حواشی تأسّف بار در دانشگاه تحت مدیریت سرپرست غیر قانونی در دانشگاه اصفهان!
    – عـدم وجـود حتّی یک سمـاور در هـر مجموعـه خوابگـاهی در دانشگـاه اصفهـان!

    بس است دیگر… اطاله ی کلام شد.
    فقط و فقط قصدم اندکی شفاف سازی بود؛ که بحمدالله و حوصله ی شما عزیزانم، معمول شد.
    ابتداً کلامم را با نام خدا و قرآن شروع کردم، اکنون هم با نام خدا و قرآن به پایان می برم.

    بِسمِ اللهِ الرَحمنِ الرَحیم
    الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِکَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ ( سـوره زمر- آیه ۱۸)
    «همان هایی که سخن بشنوند، گوش فرا مى‏دهند و بهترین آن را پیروى میکنند؛ آنانی هستند که خدا آنها را (به لطف خاص خود) هدایت فرموده و آنان به حقیقت خردمندان عالمند.»
    “Those who listen to the Word, and follow the best (meaning) in it: those are the ones whom Allah has guided, and those are the ones endued with understanding.”

    با تجــدید احتــرام
    خادم مردم ایران
    حمید مرادی
    ۱۷/تیـر/۹۴ – ۲۱/رمضـان/۱۴۳۶




    0



    1
نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


ایرانی بخرید
ایرانی بخرید
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
میدان نیوز
میدان نیوز
پایگاه خبری چشمه سار
پایگاه خبری چشمه سار
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق