پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۰:۰۳ - ۱۳۹۴/۱۰/۰۴
عدل
حکمت بلایا و مصائب/
 اگر عدل الهی بر جهان حاکم است، مصیبت و سختی چرا؟!   

آنچه قطعا قابل انکار است آفرینش «شر مطلق» است امّا اگر چیزى از جهاتى خیر و از یک جهت شر است، چه بسا بی اطلاعی ما در کاری باعث شود آن را شر بدانیم و حال آنکه بعد از اطلاع از قضیه و اطلاع بر خیریت فراوان آن در مورد آن تغییر موضع خواهیم داد...

ندای اصفهان- زهرا آصالح/

یکی از مسائلی که انسانها در زندگی با آن درگیرند و نمی شود وجود آن را منکر شد، «مصائب و مشکلات» است، که افراد جامعه رفتارهای متفاوتی در برابر آنها دارند. متاسفانه کم اطلاعی برخی از ما انسانها از حکمت و چرایی حضور آنها در زندگی مان و همچنین ندانستن نحوه مواجهه و عملکرد در برابر این گونه حوادث، منجر به این شده که گروهى از ناآگاهان، از قدیم تا امروز آنرا دستمایه قرار داده و بر عدالت خدا خرده بگیرند، و مسائلى را مطرح نموده اند که به اعتقاد آنها با عدالت خدا سازگار نیست، و حتّى گاه آنها را نه تنها دلیل بر نفى عدالت که دلیلى بر انکار وجود خدا پنداشته اند!

متن پیش رو مطلبی نسبتا جامع است که از منابع مختلف گردآوری شده است. همچنین برای استفاده بهتر، این مقاله را به صورت پاورپوینت از اینجا دانلود کنید.

***

بررسی عدل الهی و انزال مصیبت ها و مشکلات با توجه به آیات قران و روایات معصومین علیه السلام:

جهان همواره دستخوش تغییر و دگرگونی است و در واقع مجموعه ای است از خوشی ها و ناخوشی ها، آسایش و سختی ها، درشتی ها و نرمی ها، پستی ها و بلندی ها و… البته شاید این تنوع و فراز و نشیب در زندگی برخی افراد، کم و یا بیشتر از دیگران باشد؛ ولی نمی توان کسی را یافت که زندگی او همیشه به یک صورت و یک نواخت باشد.

عدل الهی

سختی ها و بلاها ابعاد مختلفی دارد و برای هر کس بسته به شرایط زندگی و اجتماعی یا وضعیت روحی، به گونه ای بروز می کند: بیمار شدن خود یا فرزند و یا یکی از نزدیکان، از دست دادن کسی که با او مأنوس است، مرگ خویشان و نزدیکان، گرفتاری های مالی، بلاهای طبیعی مثل سیل و زلزله، مشکلات شخصی همچون ناسازگاری با همسر، غم و اندوه و پریشانی، غربت، تنهایی، ورشکستگی، ترس، اسارت، فقر و خلاصه هر آنچه بتوان نام بلا و سختی یا مصیبت و ناگواری بر آن نهاد، همگی از دو زاویه قابل مشاهده است.

مصائب دو گونه اند:

۱- مصائبى که با طبیعت زندگى انسان سرشته شده، و اراده بشر کمترین تأثیرى در آن ندارد: مانند مرگ و میر و قسمتى از حوادث دردناک طبیعى، چنانکه خداوند هم از آنها تعبیر به مصیبت کرده است «…أَصابَتْکُمْ مُصیبَهُ الْمَوْت…» (مائده/۱۰۶) و در مورد حتمیت آن می فرماید: «أَیْنَما تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فی بُرُوجٍ مُشَیَّدَه»(نساء/۷۸) پس یک سنت الهی است و در طبیعت زندگی انسانها سرشته شده است.

۲- مصائبى که انسان به نحوى در آنها نقش دارد: مانند آشوب ها، جنگها و مصائب حاصل از برخوردهای ماشینی و… خداوند در قرآن در مورد قضیه جنگ احد می فرماید: «أَوَ لَمَّا أَصابَتْکُمْ مُصیبَهٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَیْها قُلْتُمْ أَنَّى هذا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِکُم …» (آل عمران/۱۶۵) که می گوید توسط خود شما بر سر شما فرود آمده است.

اگر کسی به مشکلات و مصیبت ها فقط از زاویه جهان مادی نگاه کند، شاید بتواند برای هر کدام دلیلی مادّی بیابد؛ مثل اینکه: خشکسالی را معلول نیامدن باران، مریضی به علّت عدم رعایت بهداشت و ورشکستگی را نشانه ای بر عدم آگاهی از تجارت دانست.

حکمت بلایا و مصائب:

بدون شک عمل حکیم از روی حکمت است حال چه ما به حکمت آن برسیم یا نه، و از طرف دیگر برخی از مصائب را خداوند در مسیر زندگی ما ایجاد می کند! و در قرآن و سخن معصومین علیهم السلام به برخی از علل و حکمت های آنها اشاره شده، در این قسمت برخی از این موارد را ذکر می کنیم:

۱٫ آزمایش

– یکی از حکمت های بلا این است که خداوند با سختی ها و بلاها بندگانش را آزمایش می کند و در این آزمایش تنها کسانی که صبر پیشه می کنند پیروز و رستگار هستند. پروردگار متعال می فرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ»؛[بقره/۱۵۵] «قطعاً همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و کاهش در مالها و جانها و میوه ها، آزمایش می کنیم و بشارت ده به استقامت کنندگان!»

– آزمایش الهی برای جداساختن و شناخته شدن راستگویان از مدعیان دروغگو و برای خالص و ناب گرداندن مؤمنین صورت می پذیرد. «وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ»[عنکبوت/۳]؛ «و به تحقیق کسانی که قبل از آنها بودند را نیز امتحان کردیم، پس خداوند هم کسانی که صادق هستند و هم دروغگویان را مشخص و معلوم می کند.»

– آزمایش های الهی همگانی است و مختص گروه خاص نیست. همه انبیا و اولیای الهی در معرض آزمایش های الهی قرارگرفته اند. قرآن مجید با اشاره به امتحان عمومی انسانها می فرماید «اَحَسِبَ النَّاسُ أنْ یُتْرَکُوا أنْ یَقُولُوا آمَنَّا و هُم لا یُفتَنُونَ»؛[عنکبوت/۲] «آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم» به حال خود رها می شوند و آزمایش نخواهند شد؟»

– امتحانات الهی به طرق مختلف صورت می پذیرد، چنانچه حضرت آدم(ع) با دستور نزدیک نشدن به درخت ممنوعه، و حضرت ابراهیم(ع) با امر به ذبح فرزند، و برخی با خیر و شر،[انبیاء/۳۵] مورد آزمایش قرار می گیرند.

– صبر و استقامت، استمداد از نیروی ایمان و الطاف الهی، و توجه به این حقیقت که همه حوادث در پیشگاه خداوند رخ می دهد و او از همه چیز آگاه است، رمز پیروزی در امتحانات الهی است.

انواع آزمایش

قرآن کریم برخی از آزمایش های الهی را که در مورد اقوام گذشته به عمل آمده اینگونه معرفی می نماید:

الف- امتحان عقیدتی

در یکی از جنگها که دشمن به مدینه حمله کرده بود، مسلمان ها تحت فشار شدید قرار گرفتند؛ به نحوی که به خداوند متعال بدگمان شدند. در قرآن، خداوند این امر را ابتلایی برای مؤمنین محسوب می کند و پس از آن می فرماید که شما آنچنان از حیث اعتقادات در معرض خطر قرار گرفتید که اگر دشمنان بر شما چیره می شدند و پیشنهاد بازگشت به سوی شرک به شما می دادند می پذیرفتید.

خداوند حکیم می فرماید: «إِذْ جَاءُوکُمْ مِنْ فَوْقِکُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا هُنَالِکَ ابْتُلِی الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِیدًا … وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَیهِمْ مِنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَهَ لَآتَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلَّا یسِیرً»؛[۶] «[به خاطر بیاورید] زمانی را که آنها از طرف بالا و پایین [شهر] بر شما وارد شدند [و مدینه را محاصره کردند] و زمانی را که چشم ها از شدّت وحشت خیره شده و جانها به لب رسیده بود، و گمان های گوناگون بدی به خدا می بردید. آنجا بود که مؤمنان آزمایش شدند و تکان سختی خوردند … [آنها چنان بودند که] اگر دشمنان از اطراف مدینه بر آنان وارد می شدند و پیشنهاد بازگشت به سوی شرک به آنان می کردند می پذیرفتند و جز مدت کمی [برای انتخاب این راه] درنگ نمی کردند.»

پس از آنکه حضرت موسی(ع) برای مناجات با پروردگار، به کوه طور رفت، راز و نیاز او از سی شب، به چهل شب افزایش یافت، به این وسیله قوم او مورد آزمایش قرار گرفتند؛ ولی نتوانستند از این امتحان سربلند بیرون آیند؛ چراکه شرک، در بدترین صورتش دامان بنی اسرائیل را گرفت. قرآن کریم با بیان این مطلب می فرماید:

«قالَ فَانَّا قَد فَتَنِّا قَومَکَ مِن بَعدِکَ وَ أضَلّهُمُ السّامِرِیُّ»؛[۷] «گفت ما قوم تو را بعد از تو، آزمودیم و سامری آنها را گمراه ساخت»!.

مهم تر آنکه قبل از این آزمایش، هارون جانشین حضرت موسی(ع) آن مردم را از چنین امتحانی مطلع ساخته بود؛ ولی آنها توجه نکرده و به پیروی از سامری به گوساله پرستی روی آوردند.

ب- امتحان مالی

قرآن کریم در آیات متعدد به این آزمایش الهی اشاره می کند:

«فَاَمَّا الِانسانُ اِذا ما ابتَلاهُ رَبُهُ فَاکرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبّی اکْرَمَنِ وَ امَّا اِذا مَا ابتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیهِ رِزْقَهُ فَیقُولُ رَبّی أهانَن»؛[۸] «اما انسان هنگامی که پروردگارش او را برای آزمایش، اکرام می کند و نعمت می بخشد [مغرور می شود و] می گوید: «پروردگارم مرا گرامی داشته است! و امّا هنگامی که برای امتحان، روزیش را بر او تنگ می گیرد [مایوس می شود و] می گوید: «پروردگارم مرا خوار کرده است!»

امام صادق(ع) می فرماید: «مَا بَلَی اللَّهُ العباد بِشَی ءٍ اَشَدَّ عَلَیهِمْ مِنْ اِخْراجِ الدَراهِمَ؛[۹] خدواند بندگان رابه چیزی مبتلا نکرده که سخت تر از انفاق درهم باشد.»

ج- امتحان جانی

تاریخ گویای آزمایش بسیاری از انسانها در جنگ ها بوده است. امتحانات الهی در جنگها انسان های مومن را از صف منافقان و ریاکاران جدا نموده است. مروری بر جنگ ها از صدر اسلام تاکنون، نشانگر آن است که برخی، تا زمانی ایمان دارند که کوچک ترین خطری آنان را تهدید نکند و برخی منافع مالی را بر یاری امام حسین(ع) ترجیح می دهند و برخی غنایم جنگی را بر دستور رسول خدا(ص) مقدم می دانند. خلاصه آنکه ترس از جبهه و جنگ، محاصره اقتصادی، کشته شدن عزیزان، و… موارد آزمایش افراد در جنگ ها بوده است. خداوند متعال در سوره محمد(ص) با بیان اینکه؛ اگر ما بخواهیم می توانیم دشمنان را مجازات نماییم، جنگ را سبب آزمایش افراد معرفی کرده می فرماید:

«وَ لَو یشاءُ اللّهُ لانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلکنْ لِیَبْلُوَا بَعْضَکمْ بِبَعْضٍ »؛[۱۰] «و اگر خدا می خواست خودش آنها را مجازات می کرد؛ اما می خواهد بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید».

ج- امتحان خانوادگی

قرآن مجید همسر و فرزندان را امتحان الهی دانسته، می فرماید:«إِنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلَادُکُمْ فِتْنَهٌ»؛[۱۱] «اموال و فرزندان شما فقط وسیله آزمایش هستند»

بسیاری از کسانی که به ظاهر، پای بند به امور دینی و مسائل اخلاقی هستند، به هنگامی که پای فرزندشان به میان بیاید گویی پرده ای بر افکارشان می افتد و تمام قوانین الهی و مسائل انسانی و عدالت، به دست فراموشی سپرده می شود. عشق به فرزند سبب می شود که حرام را حلال، و حلال را حرام بشمارند و برای تامین آینده خیالی او تن به هر کاری داده و هر حقی را زیر پا بگذارند؛ باید خود را در این میدان بزرگ امتحان، به خدا بسپاریم و به هوش باشیم که بسیار کسان، در این میدان لغزیده و سقوط کرده و نفرین ابدی را برای خود فراهم ساخته اند.

۲. شکوفایی و تکامل

شکوفا شدن استعدادهای نهفته انسانی یکی دیگر از علل و حکمت های مصایب است؛ استعدادهایی که در آرامش و آسایش شناخته نمی شوند. چنانکه امام علی(ع) می فرماید:«وَ فِی تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ عُلِمَ جَوَاهِرُ الرِّجَال؛[ کافی، شیخ کلینی، ج ۸، ص۲۳٫] در دگرگونی احوال گوهر مردان معلوم شود»

امام جعفر صادق(ع) در کلامی گهربار می فرماید:

إِنَّ الْعَبْدَ لَیَکُونُ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ الدَّرَجَهُ لَا یَبْلُغُهَا بِعَمَلِهِ فَیَبْتَلِیهِ اللَّهُ فِی جَسَدِهِ أَوْ یُصَابُ بِمَالِهِ أَوْ یُصَابُ فِی وُلْدِهِ فَإِنْ هُوَ صَبَرَ بَلَّغَهُ اللَّهُ إِیَّاهَا؛[ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۶۸، ص۹۴٫] [ممکن است] برای بنده ای در نزد خدا درجه و رتبه ای باشد که از طریق عملش به آن درجه نمی رسد، پس خداوند او را به بلا و مصیبتی در بدن و یا مال و یا مصیبت فرزند مبتلا می سازد تا اگر صبر و تحمل نماید خداوند او را به آن درجه برساند»

در برخی روایات، به درجاتی از بهشت اشاره شده که راه رسیدن انسان مؤمن به آن فقط با سختی و تحمل بلا میسر می شود. چنانکه رسول گرامی اسلام(ص) می فرماید: «إنَّ فِی الْجَنَّهِ مَنَازِلَ لَا یَنَالُهَا الْعِبَادُ بِأَعْمَالِهِمْ لَیْسَ لَهَا عَلَاقَهٌ مِنْ فَوْقِهَا وَ لَا عِمَادٌ مِنْ تَحْتِهَا؛[ بحار الانوار ،ج۷۸، ص۱۹۳٫] در بهشت منزلگاههایی است که نه به چیزی آویزان است و نه تکیه گاهی در زیر دارد [بلکه معلق است] و بندگان با اعمال خود نمی توانند به آنها دست یابند»

شهید مطهری در کتاب عدل الهی می فرماید: «در شکم گرفتاری ها و مصیبت ها، نیک بختی ها و سعادت ها نهفته است، همچنان که گاهی هم در درون سعادت ها، بدبختی ها تکوین می یابند و این، فرمول این جهان است: «یولِجُ اللَّیلَ فِی النَّهَارِ وَیولِجُ النَّهَارَ فِی اللَّیلِ»؛ [حدید/ ۶] «خدا شب را در [شکم] روز فرو می برد و روز را در [شکم] شب»

ضرب المثل معروفی است که می گوید: پایان شب سیه سپید است. این ضرب المثل تلازم قطعی بین تحمل رنج و نیل به سعادت را بیان می کند، گویی سپیدی ها از سیاهی ها زاییده می شوند. قرآن کریم برای بیان تلازم سختی ها و آسایش ها می فرماید:

«فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یسْرًا إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یسْرً»؛[ شرح / ۵ – ۶] «پس حتما با سختی، آسانی است، حتما با سختی آسانی است.»

فرمایش قرآن این نیست که بعد از سختی، آسانی است؛ بلکه این است که با سختی، آسانی است؛ یعنی آسانی در شکم سختی و همراه آن است»

۳. حفظ و تقویت ایمان

یکی دیگر از محاسن بلا و مصیبت، حفظ و تقویت ایمان است. چنانچه رسول خدا(ص) فرمود:

«جبرئیل گفت که خداوند متعال می فرماید: «إِنَّ مِنْ عِبَادِیَ الْمُؤْمِنِینَ لَمَنْ لَا یَصْلُحُ إِیمَانُهُ إِلَّا بِالْفَقْرِ وَ لَوْ أَغْنَیْتُهُ لَأَفْسَدَهُ ذَلِکَ وَ إِنَّ مِنْ عِبَادِیَ الْمُؤْمِنِینَ لَمَنْ لَا یَصْلُحُ إِیمَانُهُ إِلَّا بِالْغِنَی وَ لَوْ أَفْقَرْتُهُ لَأَفْسَدَهُ ذَلِکَ وَ إِنَّ مِنْ عِبَادِیَ الْمُؤْمِنِینَ لَمَنْ لَا یَصْلُحُ إِیمَانُهُ إِلَّا بِالسُّقْمِ وَ لَوْ صَحَّحْتُ جِسْمَهُ لَأَفْسَدَهُ ذَلِکَ وَ إِنَّ مِنْ عِبَادِیَ الْمُؤْمِنِینَ لَمَنْ لَا یَصْلُحُ إِیمَانُهُ إِلَّا بِالصِّحَّهِ وَ لَوْ أَسْقَمْتُهُ لَأَفْسَدَهُ ذَلِکَ إِنِّی أُدَبِّرُ عِبَادِی بِعِلْمِی بِقُلُوبِهِمْ فَإِنِّی عَلِیمٌ خَبِیرٌ؛[ توحید، شیخ صدوق، قم، انتشارات جامعه مدرسین، ۱۳۹۸ه‍. ق، ص۴۰۰]

در بین بندگان مؤمنم، کسی هست که به جز فقر و تهیدستی چیزی ایمانش را اصلاح نمی کند که اگر ثروتمندش نمایم، همین ثروت موجب فساد و تباهی ایمانش می شود. و در بین بندگان مؤمنم، کسی هست که جز با ثروت، ایمانش اصلاح نمی شود و اگر تهیدستش نمایم، فقر و تهیدستی باعث فساد و تباهی ایمانش می گردد. و در میان بندگان مؤمنم، کسی هست که جز با مریضی، ایمانش اصلاح نمی گردد و اگر جسمش را سالم کنم همین سلامتی، ایمانش را از بین می برد و در بین بندگان مؤمنم، کسی هست که جز با سلامتی و صحت، ایمانش اصلاح نمی شود که اگر مریضش کنم، همین مریضی، ایمانش را تباه می کند. من بواسطه علمی که به درون و قلوب بندگانم دارم [امور] آنها را تدبیر می کنم. بدرستی که من دانا و آگاهم.»

۴. پیشگیری و درمان

با بررسی آیات و روایات ائمه معصومین به خوبی مشاهده می شود که بسیاری از بلاها جنبه پیشگیری و درمان دارند؛ چنانچه گاه، بلایی بنده را به پیش رانده و یا او را از انجام کاری که به مصلحت نیست، باز می دارد و یا خطا و انحرافی را جبران می کند و گاه بلا، در حکم هشداری است که انسان را از خطر باز می دارد.

الف: هشدار:

در جهت غفلت زدایی و برگشت به سوی خدا: قرآن مجید درباره اثر هشدار دهندگی برخی بلاها چنین می فرماید: «وَلَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَی دُونَ الْعَذَابِ الْأَکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ»؛[سجده/ ۲۱٫] «به آنان از عذاب نزدیک (عذاب این دنیا) پیش از عذاب بزرگ (آخرت) می چشانیم، شاید باز گردند!»

امام علی(ع) در خطبه ۱۴۳ نهج البلاغه می فرماید:

«إِنَّ اللَّهَ یَبْتَلِی عِبَادَهُ عِنْدَ الْأَعْمَالِ السَّیِّئَهِ بِنَقْصِ الثَّمَرَاتِ وَ حَبْسِ الْبَرَکَاتِ وَ إِغْلَاقِ خَزَائِنِ الْخَیْرَاتِ لِیَتُوبَ تَائِبٌ وَ یُقْلِعَ مُقْلِعٌ وَ یَتَذَکَّرَ مُتَذَکِّرٌ وَ یَزْدَجِرَ مُزْدَجرٌ؛ خداوند بندگان خود را هنگام ارتکاب گناه، با کمبود میوه ها، و جلوگیری از نزول برکات، و بستن در گنجهای خیرات، مبتلا می سازد؛ برای آنکه، توبه کننده ای باز گردد و [دل] کننده ای [از گناه]، [دل] بکَند، و پند گیرنده ای، پند گیرد، و باز دارنده ای [بندگان خدا را از نافرمانی] باز دارد»

ذکر این نکته ضروری است که بلاها تنها برای هشدار دادن به خود بلا دیده نیست، بلکه دیگران نیز باید با دیدن و شنیدن بلا و مصیبتی که برای دیگران فرود آمده، هشیار شوند و بدانند این برنامه ها مختص به افراد خاص نیست، و ممکن است هر زمان،گریبان افرادی را گرفته و آنان را مورد امتحان و آزمایش قرار دهد.

ب: جبران

جبران خطاها و گناهان انسان مؤمن، علتی دیگر بر بلاهایی است که بر او وارد می شود. رسول مکرم اسلام(ص) با بیان این نکته که؛ برخی گناهان جز به وسیله بلا و سختی جبران نمی شود، می فرماید:

«إِذَا کَثُرَتْ ذُنُوبُ الْمُؤْمِنِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ مِنَ الْعَمَلِ مَا یُکَفِّرُهَا ابْتَلَاهُ اللَّهُ بِالْحُزْنِ لِیُکَفِّرَهَا بِهِ عَنْهُ؛[ بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، ج۷، ص۱۵۷] هر گاه گناهان مومن زیاد گردند، و عمل [نیکی] نداشته باشد که کفاره آنها باشد، خداوند او را گرفتار پریشانی و اندوه می کند تا کفاره گناهان او باشد»

حضرت علی(ع) نیز می فرماید: «مَا مِنَ الشِّیعَهِ عَبْدٌ یُقَارِفُ أَمْراً نَهَیْنَاهُ عَنْهُ فَیَمُوتُ حَتَّی یُبْتَلَی بِبَلِیَّهٍ تُمَحَّصُ بِهَا ذُنُوبُهُ إِمَّا فِی مَالٍ أَوْ فِی وَلَدٍ وَ إِمَّا فِی نَفْسِهِ حَتَّی یَلْقَی اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَا لَهُ ذَنْبٌ وَ إِنَّهُ لَیَبْقَی عَلَیْهِ الشَّیْ ءُ مِنْ ذُنُوبِهِ فَیُشَدَّدُ بِهِ عَلَیْهِ عِنْدَ مَوْتِهِ؛[ مستدرک الوسائل، ج۲، ص۵۳] اگر بنده ای از شیعیان، گناهی که ما او را از آن نهی کرده ایم مرتکب شود، قبل از اینکه از دنیا برود به یک گرفتاری مبتلا می شود که گناهانش بوسیله آن گرفتاری پاک گردد. [این گرفتاریها] یا در مال و یا در فرزند و یا در خودش [ظاهر] می گردد. تا هنگامی که خداوند را ملاقات کند، برایش گناهی نباشد و اگر گناهی از وی باقی مانده باشد هنگام مرگ، بر وی سخت گرفته می شود [تا گناهانش آمرزیده گردد].»

یکی از اصحاب به نام قبیصه بن برهه می گوید: «من نزد پیامبر خدا(ص) نشسته بودم که زنی خدمت حضرت آمد و گفت: یا رسول اللَّه به درگاه خدا برای من دعا فرمایید؛ زیرا فرزندانم می میرند. حضرت فرمود: تاکنون چند فرزندت مرده اند؟ آن زن گفت: تا به حال سه فرزندم مرده اند. حضرت فرمود: از آتش جهنم بازداشته و ممنوع گردیدی و فرزندانت برای تو پناهگاه استوار و محکمی هستند و تو را از آتش جهنم حفظ می کنند.» [مستدرک الوسایل، ج ۴، ص]

امام علی(ع) بیماری کودکان را کفاره گناهان پدر و مادر آنها معرفی کرده، می فرماید: «فِی الْمَرَضِ یُصِیبُ الصَّبِیَّ فَقَالَ کَفَّارَهٌ لِوَالِدَیْه؛ بیماری که به کودک می رسد، کفاره و پاک کننده [گناه] والدین اوست»

ج: تادیب

دستورهایی از اولیای دین، به ما رسیده که انجام آنها واجب نیست؛ اما ترک کردنش، مانع کمال و رسیدن به درجات عالی است. چنین مواقعی – مانند معلم که از دانش آموز خوب و درسخوان، بیش تر توقع دارد و در صورت کوتاهی اندک، او را مورد تادیب قرار می دهد- خداوند رحیم و مهربان بندگان مؤمن و صالح را به خاطر کم ترین اشتباه، تادیب می کند تا پیمودن راه کمال در آنها کُند نشود. چنانکه امام صادق(ع) فرمود:

«و چه بسا! برخی از شیعیان ما، در آغاز کار، «بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم» را فراموش می کنند و وا می گذارند! در نتیجه؛ خدا به گرفتاری و بلا، دچارشان می کند، برای اینکه آگاه و بیدارشان سازد! تا شکر و ثنای او را بجای آورند. و در آن گرفتاری و بلا، لکّه ننگ و تقصیر و کوتاهی آنان را [به هنگام ترک بسم اللَّه] بزداید!».

در برخی روایات، به درجاتی از بهشت اشاره شده که راه رسیدن انسان مؤمن به آن فقط با سختی و تحمل بلا میسر می شود.

عبداللَّه بن یحیی گفت: یا امیرالمؤمنین! آیا به راستی؛ ما به گناهانمان مجازات نمی شویم، جز در دنیا؟! فرمود آری! [همین طوراست] آیا نشنیدی که رسول خدا(ص) فرمود:«دنیا زندان مؤمن است و بهشت کافر؟

۵. مشکلات و فراز و نشیب ها به زندگى روح مى دهد:

مواهب زندگی در سایه مشکلات نمود پیدا می کند مثلاً اگر در تمام عمر بیمارى وجود نداشت لذت سلامتى هرگز احساس نمى شد، به دنبال یک شب تب داغ و سوزان و سردرد شدید و جانکاه است که صبحگاهان به هنگام قطع تب و درد چنان طعم سلامتى در ذائقه انسان شیرین مى گردد که هر زمان به یاد آن شب بحرانى و رنج مى افتد متوجّه مى شود چه گوهر پرارزشى به نام سلامتى در اختیار دارد.

شما هیچ معمار با ذوقى را پیدا نمى کنید که دیوارهاى یک سالن بزرگ را مانند دیوار یک زندان صاف و یکنواخت کند، بلکه با فراز و نشیب و پیچ و خم ها به اصطلاح به آن حالت مى دهد.

۶٫ شناخت دوست واقعی از غیر آن:

مصیبت در افراد گاهی باعث می شود دوست و دشمن حقیقی او برای او شناسایی شوند چنانکه خداوند به رسول الله می فرماید: «اِنْ تُصِبْکَ حَسَنَهٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْکَ مُصیبَهٌ یَقُولُوا قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ وَ یَتَوَلَّوْا وَ هُمْ فَرِحُونَ»؛ (هرگاه نیکى به تو رسد، آنها را ناراحت مى کند؛ و اگر مصیبتى به تو رسد، مى گویند: «ما تصمیم خود را از پیش گرفته ایم.» و بازمى گردند در حالى که خوشحالند!)[ توبه/۵۰ ]

دوست واقعی در فراز و نشیب زندگی همراه دوست خود می باشد و چه بسا در غمها و مصیبتهای او بیشتر به او سر بزند و خالصانه در پی رفع گرفتاریهای او باشد بر خلاف دوست زبانی که هر جا به نفع اوست اظهار دوستی می کند ولی در مشکلات و نیازها خبری از او نیست!

وظیفه ما در برابر مصائب و مشکلات

۱. عدم تسلیم در برابر مصائب:

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در این مورد می فرمایند: «ممکن است کسانى از این حقیقت قرآنى که «مصائب به اراده الهی است»، سوء استفاده کنند و هرگونه مصیبتى دامنشان را مى گیرد، با آغوش باز از آن استقبال نمایند و بگویند: باید در برابر هر حادثه ناگوارى تسلیم شد، و از این اصل آموزنده و حرکت آفرین قرآنى، نتیجه معکوس یعنى نتیجه تخدیرى بگیرند، که این بسیار خطرناک است.

هیچ گاه قرآن نمى گوید: در برابر مصائب تسلیم باش، و در رفع مشکلات کوشش مکن، و تن به ظلم ها و ستم ها و بیمارى ها بده، بلکه مى گوید: اگر با تمام تلاش و کوششى که انجام دادى باز هم گرفتارى ها بر تو چیره شد، بدان گناهى کرده اى که نتیجه و کفاره اش دامانت را گرفته، به اعمال گذشته ات بیندیش، و از گناهانت استغفار کن، و خویشتن را بساز و ضعف ها را اصلاح نما. [تفسیر نمونه، ج ۲۰، ص ۴۷۱]

در دستورات اسلامی یک مسلمان لازم است تا حد امکان در مقابل ظلم ظالمان بایستد و ما همچنانکه نباید ظلم بکنیم، نباید تن به ظلم دیگران هم بدهیم. ایستادگی حضرت زهرا سلام الله علیها در مقابل غصب ظالمانه فدک از طرف مدعیان خلافت و همچنین عدم پذیرش معاویه توسط امام علی علیه السلام و بیعت نکردن امام حسین علیه السلام و تسلیم نشدن ایشان در مقابل زور گویی های یزیدیان همه وهمه نشان از اهمیت و وجود چنین مهمی در دین می باشد.

۲٫ فراهم کردن شرایط و امکاناتی متناسب با مصائب و مشکلات:

آیت الله سبحانی می فرمایند: «همه دستورهای بهداشتی و تأمینی و امنیتی (اسلام) در راستای مواجه مناسب انسان در برابر حوادث است. و وظیفه ما در برابر حوادث، احتیاط کامل و فراهم کردن همه شرایط و امکانات متناسب با آن‌ها است. در روایتی آمده است: «حضرت علی ـ علیه السّلام ـ در پای دیواری نشسته بود متوجه شد که دیوار شکسته است و ممکن است فرو ریزد؛ فوراً برخاستند و از آن جا دور شدند. مردی اعتراض کرد: از قضای الهی می‌گریزی؟ حضرت پاسخ دادند از قضای الهی به سوی قدر الهی فرار می‌کنم.([ بحار‌الانوار، علامه مجلسی، ج ۵، ص ۹۷]

انسان می‌تواند باهوش خدا‌دادی از زیانها و مصائب این عالم بکاهد، بلکه از آنها به سود خود بهره گیرد. ساختن خانه‌های ضّد ‎زلزله در مراکز زلزله خیز، و احداث سدّهای استوار در محل‌های سیل‌خیز، بخشی از زیانهای ناشی از این دو حادثه طبیعی را جلوگیری می‌کند و چه بسا انسان از آن به سود خود بهره می‌گیرد.»( [حل مسایل جدید در علم کلام، ص ۱۲۲، چ۱]

۳. صبر و استقامت در برابر مصائب:

بدون شک بی دلی کردن و از کوره در رفتن و خودباختگی در مقابل مصائب و مشکلات چیزی جز حسرت را به دنبال نخواهد داشت، فردی که در مصائب اعتماد به نفس دارد و بجای جرع و فزع کردن، دلیل آن را پی جویی می کند یقینا روز به روز از تکرار آنها کاسته و بربصیرت خود در مقابل آنها افزوده و بجای تزلزل در دین، بر قوت آن افزوده است.

خداوند در قرآن صبر در مصائب را به عدم سستی و ضعف در برابر آنها تفسیر کرده و می فرماید:

«وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثیرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکانُوا وَ اللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرینَ»؛ (چه بسیار پیامبرانى که مردان الهى فراوانى به همراه آنان جنگ کردند! آنها هیچ گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان مى رسید، سست و ناتوان نشدند (و تن به تسلیم ندادند)؛ و خداوند استقامت کنندگان را دوست دارد.)[ آل عمران/۱۴۶] چنانکه مشاهده شد در این آیه خداوند پس از آنکه می فرماید سستی نکنید و ضعیف نشوید می فرماید خداوند صابران را دوست دارد یعنی کسی که چنین باشد(سست نشود و ضعف نشان ندهد) صابر است.

از قول لقمان در قرآن آمده است که می فرماید: «یا بُنَیَّ … اصْبِرْ عَلى ما أَصابَکَ إِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ»؛ (پسرم! … در برابر مصایبى که به تو مى رسد شکیبا باش که این از کارهاى مهمّ است!)[ لقمان/۱۷ ]

خداوند به پیامبر ما می فرماید که رسولان قبلی بر مصائب صبر کردند:«وَ لَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ فَصَبَرُوا عَلى ما کُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا»؛ (پیش از تو نیز پیامبرانى تکذیب شدند؛ و در برابر تکذیبها، صبر و استقامت کردند؛ و (در این راه،) آزار دیدند، تا هنگامى که یارى ما به آنها رسید.)[ انعام/۳۳-۳۴ ]یعنی تو هم صبر کن.

۴٫ توجه به خداوند که شاهد و ناظر اعمال انسان است و توکل بر او:

نقش توجه به حضور خداوند در مصائب بر هیچ کس پوشیده نیست که اگر از روی یقین و اعتقاد باشد همانند یک نیروی پرتوان ماورائی بر وجود فرد نازل می شود و تمام خستگی ها را از وجود او می زداید و یک فرد خسته و ناامید را به یک فرد آرمان خواه و قوی در مقابل مشکلات تبدیل می کند، چنانکه امام حسین علیه السلام در آخرین لحظات فرمود «هَوَّنَ عَلَیَّ مَا نَزَلَ بِی أَنَّهُ بِعَیْنِ اللَّهِ»؛ (اینکه در مقابل تو قرار دارم تحمل مصائبی که بر من وارد می شود را بر من آسان می کند.)[ بحار الأنوار، ج ۴۵، ص ۴۶]

خداوند در قرآن می فرماید: «ما أَصابَ مِنْ مُصیبَهٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ یَهْدِ قَلْبَهُ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ ءٍ عَلیمٌ»؛ (هیچ مصیبتى رخ نمى دهد مگر به اذن خدا! و هر کس به خدا ایمان آورد، خداوند قلبش را هدایت مى کند؛ و خدا به هر چیز داناست!)[ تغابن/۱۱ ]یعنی ما متوجه و شاهد بر اعمال شما هستیم.

در یکى از خطبه هاى «نهج البلاغه» آمده است: «لَوْ أَنَّ النَّاسَ حِیْنَ تَنْزِلُ بِهِمُ النِّقَمُ، وَ تَزُولُ عَنْهُمُ النِّعَمُ، فَزِعُوا إِلى رَبِّهِمْ بِصِدْقٍ مِنْ نِیَّاتِهِمْ، وَ وَلَهٍ مِنْ قُلُوبِهِمْ، لَرَدَّ عَلَیْهِمْ کُلَّ شارِدٍ، وَ أَصْلَحَ لَهُمْ کُلَّ فاسِد»[ نهج البلاغه ، خطبه ۱۷۸ ] هرگاه مردم در موقع نزول بلاها و سلب نعمت ها با صدق نیت به پیشگاه خدا تضرع کنند، و با دل هاى پراشتیاق و آکنده از مهر خدا، از او درخواست جبران نمایند، مسلماً آنچه از دستشان رفته، به آنها باز مى گرداند و هر گونه مفسده اى را براى آنها اصلاح مى کند.

۵٫ دفع یا رفع مصائب و مشکلات با استفاده از صدقه و دعا و…:

در سرنوشت انسان افزون بر عوامل مادی، مانند: بی‌احتیاطی‌ها، مراعات نکردن بهداشت، ساخت و سازهای نامناسب، زلزله‌ها، سیل‌ها و…، عوامل معنوی نیز، مانند: صدقه، دعا، گناه، عذاب خداوند و… مؤثر اند مثلا در روایتی پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ می‌فرمایند: «انفاق در راه خدا و صله رحم خانه‌ها را آباد، و عمر‌ها را طولانی می‌کند.[ بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۱۳۰٫]یا در روایت دیگری ایشان می فرمایند: «ای مسلمانان از زنا بپرهیزید که شش پیامد سوء دارد: سه چیز در دنیا و سه چیز در آخرت،‌ اما آن سه که در دنیا است: نورانیت را از انسان می‌برد، فقر و تنگدستی به بار می‌آورد و از عمر انسان می‌کاهد[تفسیر« نور الثقلین»، جلد ۴، صفحات ۳۵۴ و ۳۵۵٫]

امام باقر علیه السلام در روایتی می فرمایند: « الْبِرُّ وَ الصَّدَقَهُ السِّرِّ یَنْفِیانِ الْفَقْرَ وَ یَزِیدانِ فِی الْعُمُرِ وَ یَدْفَعانِ سَبْعِیْنَ مِیتَهَ السَّوْءِ»؛ (نیکوکارى و انفاق پنهانى ، فقر را بر طرف ساخته، عمر را افزون مى کند، و از هفتاد گونه مرگ و میر بد جلوگیرى به عمل مى آورد)[ سفینه البحار»، جلد ۲، صفحه ۲۳ ]لذا نباید عوامل دخیل در سرنوشت انسان را، منحصر به عوامل مادی و ظاهری دانست، اما این که فلان حادثه تحت تأثیر کدام علت بوده است کاری است بسیار مشکل و جز اولیای الهی ـ که واقف بر اسرار باشند ـ کسی قادر به تشخیص قطعی آن نیست، لذا ما نیز بهتر است از قضاوت کردن بدون دلیل، در این گونه حوادث بپرهیزیم.

۶٫ در مصائب جمعی، مواظب تاثیرپذیری منفی از دیگران باشیم:

تا به حال وظایف ما در مواجهه با مصائب ذکر شد؛ اما نکته ای که بسیار حائز اهمیت است، این است که در مصائب جمعی دو مشکل ممکن است پیدا شود: یکی مربوط به خود مصیبت که چگونه با آن برخورد کنیم و دوم اینکه اگر گروهی در مقابل این مصیبت صبوری به خرج ندادند و از کوره در رفته و از حالت اعتدال خارج شدند، شاید در ما تاثیر بگذارند و شایعه پراکنی ها و قیل و قالهای آنها بر تصمیم ما تاثیر بگذارد خداوند به این گونه افراد در قرآن اشاره کرده و گویا در سدد هشدار دادن به مسلمانان از وجود چنین افرادی و احتمال تاثیر آنها بوده است که می فرماید: «وَإِنَّ مِنْکُمْ لَمَنْ لَیُبَطِّئَنَّ فَإِنْ أَصابَتْکُمْ مُصیبَهٌ قالَ قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیَّ إِذْ لَمْ أَکُنْ مَعَهُمْ شَهیداً ؛ (در میان شما، افرادى هستند، که (هم خودشان سست مى باشند، و هم) دیگران را به سستى مى کشانند؛ اگر مصیبتى به شما برسد، مى گویند: «خدا به ما نعمت داد که با مجاهدان نبودیم، تا شاهد (آن مصیبت) باشیم!)[ نساء /۷۲ ]

نتیجه:

خلاصه و نتیجه اینکه؛ حوادث و مصائب اقسامی دارند و به علل مختلفی به زندگی انسانها ورود پیدا می کنند و گاه چند علت در یک حادثه و مصیبت با همدیگر حضور دارند آنچه برای ما به عنوان یک مصیبت دیده، مهم است این است که در وهله اول با خونسردی بر نفس خود مسلط شده، سپس با کمک گرفتن از قوه تفکر، تدبیر امور را به عقل خود محول کنیم و متوجه خدا شده و از استفاده شیطان در انحراف خود جلوگیری کنیم، و اول خود را در آن مقصر بدانیم و خوشبینی به خدا را هرگز فراموش نکنیم زیرا او به مصالح ما بیش از خود ما آگاه است و عواقب امور را می داند و بر ما از خود ما مقدم است لذا هرگز با انگشت گذاشتن روى یک قسمت کوچک، درباره آن قضاوت قطعى نکنیم بلکه منطقی و عاقلانه تصمیم بگیریم.

درثانی آنچه قطعا قابل انکار است آفرینش «شر مطلق» است امّا اگر چیزى از جهاتى خیر و از یک جهت شر است و خیر آن غلبه دارد بلامانع است چه بسا بی اطلاعی ما در کاری باعث شود آن را شر بدانیم و حال آنکه بعد از اطلاع از قضیه و اطلاع بر خیریت فراوان آن در مورد آن تغییر موضع خواهیم داد. از این نمونه ها در زندگی ما فراوان اتفاق افتاده به آنها مراجعه کنیم و همین احتمال را در مورد آینده هم بدهیم.

لازم به ذکر است که هرچند نمی توان در مورد یک مصیبت نظر قطعی داد ولی معمولا مصائب و مشکلات طبق احادیث وارده برای ظالمان تأدیب و برای مؤمنین آزمایش و برای پیامبران و معصومین ـ علیه السّلام ـ درجه و برای اولیاء کرامت و مقام است. لذا هیچ گاه نباید مصائب انبیا و ائمه علیهم السلام را به مجرد یک آیه یا روایت که آنها را ناشی از اعمال انسانها می داند، دلیل بر خطای آنها دانست، بلکه باید تمام روایات و آیات را با همدیگر دید سپس حکم کرد. در این مورد روایتی از امام صادق علیه السلام وارد شده که در تفسیر آیه «وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ» فرمودند:

«مى دانید على علیه السلام و اهل بیتش بعد از او گرفتار مصائبى شدند، آیا به خاطر اعمالشان بود؟ در حالى که آنها اهل بیت طهارتند، و معصوم از گناه، سپس افزود: «إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ کانَ یَتُوبُ إِلَى اللَّهِ وَ یَسْتَغْفِرُ فِی کُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَهٍ مِأَهَ مَرَّهٍ مِنْ غَیْرِ ذَنْبٍ إِنَّ اللَّهَ یَخُصُّ أَوْلِیائَهُ بِالْمَصائِبِ لِیَأْجُرَهُمْ عَلَیْها مِنْ غَیْرِ ذَنْبٍ»؛

(رسول خدا صلى الله علیه و آله پیوسته توبه مى کرد، و در هر شبانه روز صد بار استغفار مى نمود، بى آن که گناهى مرتکب شده باشد، خداوند، براى اولیاء و دوستانش مصائبى قرار مى دهد، تا به خاطر صبر در برابر آن از او پاداش گیرند بى آن که گناهى مرتکب شده باشند.) [اصول کافی جلد ۴، صفحه ۵۸۱]

پایان

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

  1. بلا می‌گه:

    کسی که دچار بلا و مصیبت شده به فکر خیر و شر بودن ان نیست به فکر خلاصی از ان است به هر طریقی

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق