شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۵:۲۶ - ۱۳۹۴/۰۹/۲۶
IMG11180023
خروش تحول در حوزه های علمیه (۴)
 وحدت حوزه و دانشگاه گرفتار سراب   

شاید عده ای به مفهوم حداقلی وحدت حوزه و دانشگاه دلخوشند؛ یعنی از یک سو همین که تدریس دروس معارف دانشگاه بر عهده اساتید تربیت یافته حوزه علمیه است؛ و از دیگر سو دانشجویان و اساتید از منابر وعظ و اخلاق روحانیون استفاده می کنند، نشان و مصداق وحدت حوزه و دانشگاه است. براستی این مفهوم، واقعا در تراز دو نهاد بزرگ حوزه و دانشگاه می باشد؟

ندای اصفهان – سرویس دین و اندیشه: «وحدت حوزه و دانشگاه» عنوانی است که هرساله در بزرگداشت شهید مفتح پر رنگ می شود و برای آن، نشست ها و جلساتی با دعوت از اندیشمندان هر دو نهاد ترتیب داده می شود؛ ولی خیلی زود از رونق می افتد و تا سال بعد به ورطه ی خاموش فراموشی سپرده می شود. گویی این عناوین پر طمطراق تنها، کلیشه شده اند برای پرکردن اوقات و هیچ گاه قرار نیست برای آن ها بررسی و اقدام جدی صورت بگیرد.

 

مفهوم شناسی وحدت حوزه و دانشگاه

شاید عده ای به مفهوم حداقلی وحدت حوزه و دانشگاه دلخوش کرده اند؛ یعنی از یک سو همین که تدریس دروس معارف دانشگاه بر عهده اساتید تربیت یافته حوزه علمیه است؛ یا نماز جماعت دانشگاه برقرار است؛ یا نهادی همچون نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه، فعالیت های فرهنگی دارد و از دیگر سو دانشجویان و اساتید از منابر وعظ و اخلاق روحانیون استفاده می کنند، نشان و مصداق وحدت حوزه و دانشگاه است. براستی این مفهوم، واقعا در تراز دو نهاد بزرگ حوزه و دانشگاه می باشد و معنای وحدت را آنگونه که باید، محقق ساخته است؟

اگر با عینک نزدیک بین، مسائل را تحلیل و بررسی کنیم و صرفا ارادت متقابل حوزه و دانشگاه را ملاک قرار دهیم، به حق مفهوم وحدت در حد مناسب و متوقع از آن محقق گردیده است؛ اما اگر هدف ها را در نظر بگیریم و حوزه و دانشگاه را دو بازوی اثرگذار انقلاب اسلامی برای تحقق اندیشه توحیدی در جامعه –برای ایجاد فضایی امن و راحت که ضامن دنیا و آخرت آدمی باشد- بدانیم، حوزه و دانشگاه نه تنها هیچ وحدتی ندارند بلکه به غایت بیگانه از یکدیگرند. چراکه جامعه در خط علم حرکت می کند؛ حال اگر این ریل گذاری توسط علومی که در اندیشه های صرفا مادی و سکولار ریشه دوانده اند، شالوده ریزی شده باشد خواه ناخواه حرکت جامعه بسوی مقصد علوم شرک آلود حرکت می کند و طبیعتا با خطبه و وعظ نمی توان این قطار شتابان بسوی بیگانگی از دین را متوقف ساخت.

 

علم و دین، تار و پود هویت جامعه

تار و پود بافتِ اصلی جامعه را علم و اعتقاد تشکیل می دهد؛ علم تار است و اعتقاد پود. امروز اعتقاد الحادی، رشته ی محکمی شده که علوم غربی را طی دو قرن گذشته به جان خود تنیده است و از آن هیولایی ساخته که خود را در تراز یک تمدن بزرگ می داند و روح و وجود آدمیان را به تسخیر خود در می آورد؛ روان شناسی، جامعه شناسی، آموزش و پرورش، اقتصاد، حتی صنعت فیلم سازی، شعر و ادبیات و …، همه و همه نقش های مختلف و مرتبط این تمدن هستند که زمام امور یک جامعه را به دست می گیرند و بی توجه به آهنگ فطرت جان آدمی هم آهنگ با امیال و هوس نفسانی وی می تازند؛ طبیعتا در چنین جامعه ای کلیسا هرچقدر هم عظمت داشته باشد باز منزوی و در حاشیه است و هیچ گاه امکان نفوذ به متن جامعه و تاثیرگذاری مستقیم را نخواهد داشت؛ چراکه از اساس، آن را در حاشیه ی قالی تمدن غرب بافته اند.

حال اگر تفکرات الهی بخواهد در برابر این تمدن قد علم کند، باید قالیچه ای زرین از خود نشان دهد تا پلیدی و زشتی تمدن غرب را بنمایاند و همه را شیفته خود سازد. اینجاست که نقش حوزه علمیه جلوه می کند و نشان می دهد که حوزه علمیه در مسائل روز باید ورود داشته باشد و معیار توحید و جهت حرکت هر علم را بصورت دقیق و شفاف عرضه کند.

به دیگر سخن، حوزه علمیه در مسأله وحدت حوزه و دانشگاه موظف است پیش قدم باشد؛ چراکه علم بر اساس آن تولید و جهت دهی می شود و بدون آن لاجرم قطار پرسرعت علم نمی تواند معطل بماند و مجبور است همان محور علوم غربی را به عنوان ریل خود قرار دهد. اما متاسفانه قریب ۴ دهه است که حوزه علمیه هنوز نتوانسته در این مسائل ورود درخوری داشته باشد و صرفا به فقه فردی اکتفا کرده و هنوز عظمت جایگاه خود در حکومت را آنگونه که باید و شاید درک نکرده است.

مقام معظم رهبری:

«]از قرن نوزدهم[ … حوزه‌ها از واقعیت زندگی و حوادث دنیای خارج و تحولات عظیمی که به وقوع میپیوست، بیخبر ماندند و به یک سلسله مسایل فقهی و غالباً فرعی محدود شدند. مسایل اصلی فقه – مثل جهاد و تشکیل حکومت و اقتصاد جوامع اسلامی و خلاصه فقه حکومتی – منزوی و متروک و «نسیاً منسیّا» شد و به مسایل فرعی و فرع الفرع و غالبا دور از حوادث و مسایل مهم زندگی، توجه بیشتری گردید. این، ضربه‌یی بود که به حوزه‌های علمیه وارد آمد و دست سیاستها هم از این استفاده کرد و با تبلیغات و روشهای شیطنت‌آمیز، هر چه توانستند حوزه‌ها را از تحولات زندگی دورتر کردند.».[۱]

بازتولید علوم انسانی که حرکت فرهنگ جامعه مبتنی بر آن خواهد بود و بدون آن نمی توان علیه هجمه های بی امان فرهنگ غرب ایستادگی کرد، با وجود اینکه بسیار از سوی مقام معظم رهبری مورد تاکید قرار گرفته است اما تا امروز نتوانسته متولد شود و بانی شالوده ریزی تحقق تمدن اسلامی شود. همین امر باعث شده در برابر تولیدات مضر علوم و فرهنگ غربی نقشی منفعل داشته و پس از مسمومیت پی چاره جویی و درمان بیفتیم؛ و حال آنکه به مقتضای عقل، پیشگیری بهتر و کم هزینه تر از درمان است.

 

دست حکومت اسلامی بسوی حوزه علمیه

حکومت اسلامی از حوزه علمیه انتظار دارد روح پرتلاطم جامعه را از چنگال بانکداری مبتنی بر ربا نجات دهد؛ همچنین سایر بخش های این نظام اسلامی. محتوای صدا و سیما و مراکزی که رسانه های کوچک و بزرگ مردمی را در دست دارند تنها بوسیله حوزه علمیه قابل تغذیه هستند؛ وگرنه همین می شود که ترجمان افکار جویده و نیمه جویده غربی را در اذهان مردم این سرزمین تزریق می کنند؛ آن هم نه از روی غرض؛ بلکه بخاطر دستان تهی و نیاز مخاطب به محتوا:

مقام معظم رهبری:

«اگر به مسؤولان رادیو مى‏گوییم: چرا شما براى مسایل اسلامى منتشر شونده در رادیو، این‏قدر ضعیفید؟ خواهند گفت: بنویسید تا ما بخوانیم. حوزه‏ى علمیه در این زمینه‏ها موظف است. مثلاً شما مى‏بینید که در رادیو در باب زندگى ائمه و یا این قطعه‏هاى دینى‏یى که مى‏خوانند و صحبت مى‏کنند و بحثهاى دینى‏یى که در آن رسانه مى‏شود و از لحاظ حجم هم زیاد است – لیکن کم‏اثر مى‏باشد – واقعاً شاید بشود گفت که این مطالب، یک نفر را مسلمان و هوشمند و داراى بینش در باب مسایل اسلامى نمى‏کند. مطلبى که ارایه مى‏شود، یا خیلى ضعیف است و یا نحوه‏ى ارایه‏اش خیلى ضعیف مى‏باشد؛ به خاطر این که بدون هنر و زبان خوب و قدرت القا بیان مى‏شود. … یک‏چیزى مى‏سازند و با یک زبان بى‏ربطِ چرندى، در رسانه‏هاى ما پخش مى‏کنند و هرچه آدم فکر مى‏کند، مى‏بیند هیچ چیز در آن پیدا نمى‏شود و هیچ معنایى ندارد. به مسؤولان رادیو اعتراض مى‏کردم که چرا این‏طورى است؟ در دلم به خودم جواب دادم که اینها چه کار کنند و به چه کسى مراجعه کنند و از چه کسى بخواهند؟ تا من بگویم: چرا این‏گونه است؟ مى‏گوید بنویسید تا من بخوانم. من چه جوابى باید به او بدهم؟ وضع تبلیغ ما این است و حوزه‏ى علمیه در این زمینه‏ها موظف مى‏باشد.».[۲]

 

حوزه علمیه مغز متفکر انقلاب و نظام اسلامی

به هر روی، جایگاه حوزه علمیه در نظام اسلامی جایگاه خطیر و غیر قابل انکاری است تا آنجا که حکومت اسلامی بدون حضور واقعی حوزه علمیه در صحنه اجتماع بی معنا خواهد بود. بنابراین حوزه علمیه به مثابه مغز متفکر انقلاب اسلامی باید هرچه زودتر خود را با عصر حاضر و توان عظیم اجرایی حکومت اسلامی هماهنگ سازد و با رقم زدن تحولات اساسی و درونی –که از خواسته های مجدانه ی مقام معظم رهبری در دو دهه گذشته بوده ولی متاسفانه هنوز معطل مانده است- مدار حرکت پرجهش علوم انسانی را در دست گرفته و جامعه ای مبتنی بر اعتقادات الهی را رقم زند و تا اینگونه نشود، جامعه چون مرده ای متحرک خواهد بود یا انسان بزرگسالی با عقل کودکانه؛ چراکه مغز متناسب با آن رشد نیافته است. بر همین اساس اگر حوزه علمیه از خود بیش از این کم کاری نشان دهد، همانگونه که مقام معظم رهبری فرمود به انزوا خواهد رفت؛ انزوایی سیاه و ناگوار؛ همانگونه که کلیسا بر حاشیه جای گرفت؛ البته بین کلیسا و حوزه علمیه تفاوت از زمین تا آسمان است؛ اما کم کاری می تواند عظمت این همه تفاوت را نقش بر آب کند و حوزه علمیه را عاجز از هرگونه ورود در مسائل جامعه نشان دهد.

صحبت و درد در این باره بسیار است؛ به امید روزی که زمزمه های خروش تحول از سینه ی طلاب و روحانیت، زمینه های تحولات مد نظر رهبری را فراهم آورد و ثمره ی قدرت و عظمت فقاهت را بطور ملموس در کام مردمان این سرزمین سرازیر کند و بنیان گذار بنای تمدن اسلامی جهت تحقق ظهور حضرت حجت (عج) باشد.

یاد شهیدانی همچون مفتح و مطهری (ره) -اسطوره هایی که به حق جایگاه والای دانشگاه و دانشجو را درک کردند تا ابد بر قلب تپنده ی این نظام اسلامی حک شده است- گرامی باد.

[۱] بیانات در دیدار با جمعی از دانشجویان و طلاب ۱۳۶۸/۰۹/۲۹

[۲] بیانات در دیدار با مجمع نمایندگان طلّاب و فضلاى حوزه‏ى علمیه‏ى قم ۷/۹/۱۳۶۸

برچسب‌ها: , , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

  1. اصفهان شرق می‌گه:

    سلام
    یادداشت شما را به طور کامل مطالعه کردم.

    بهتر بود، مقوله علم و تدین را با واژه هایی به دور از استعاره و ایهام در نوشته مطرح می کردید.
    مسلما علم حوزه بسیار بیشتر از دانشگاه است ولی در این نوشته به مراتب، علم دانشگاه را مطرح و تدین حوزه را بیان کرده است.

    در این رابطه عذر بنده را بپذیرید، مسلما مطلب ارزشمند شما بنده را به دادن نظر متمایل کرد.

    • هیئت تحریریه ندای اصفهان می‌گه:

      سلام علیکم
      در مورد مطالبی که فرمودید باید گفت:
      -استعاره و ایهام اگر موجب ابهام و گره در متن و فکر مخاطب نباشد، نه تنها بد نیست بلکه تاثیرپذیری و رغبت مخاطب را برای همراهی تا پایان متن، هموار می سازد.
      -نگارنده در علوم حوزوی تشکیکی وارد نساخته؛ بلکه همانگونه که رهبری هم گله داشته اند مشکل در این است که حوزه علمیه به فرعیات و مسائل فردی فقهی می پردازد و هنوز در ساحت فقه حکومتی ورود بایسته و شایسته ای نداشته است؛ حال آنکه حوزه ظرفیت های بسیاری دارد؛ و با گذشت ۴ دهه از انقلاب اسلامی جوشش این علوم در فضای دانشگاهی را شاهد نیستیم.
      -در ضمن تدین از علم جدا نیست؛ اعتقادی که باید محور تحول علوم انسانی قرار بگیرد و آن را از باتلاق سکولاریسم به علم دینی مبدل سازد از هر علمی بالاتر است و طبیعتا جنس گزاره های آن در تلاقی با علوم انسانی سهل و ساده نخواهد بود؛ البته توضیح این قطعه در این مجمل نمی گنجد و چگونگی بسط اعتقاد در تغییر چهره ی علوم انسانی شرح بسیار دارد. لذا علوم حوزوی نقش ریشه و اساس را دارند که بدون آن هرگونه تغییر و رشدی در زمینه اسلامی شدن علوم یا پدید آمدن تمدن اسلامی محال خواهد بود.
      موفق و پیروز باشید
      والسلام

  2. اصفهان شرق می‌گه:

    موفق و سربلند باشید.
    تشکر از پاسختان

  3. وحدت می‌گه:

    حوزه و دانشگاه در اکثر زمینه ها دچار بازی یا سرگرمی علمی شده و خروجی ای که مشکلات مردم را حل کند ندارند ، وحدت حوزه و دانشگاه باید به حل مشکلات مردم منتهی شود نه خرج اضافه بر خرج های بیت المال

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق