سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: سیاسی
چاپ خبر
۰۰:۰۰ - ۱۳۹۴/۰۴/۲۵
422836945
گفت‌و‌گوی توماس فریدمن با باراک اوباما؛
 اوباما: تحریم‌های یکجانبه آمریکا باقی می‌ماند/ اگر توافق نمی‌کردیم رژیم تحریم‌ها از هم می‌پاشید   

ما در اين قرارداد چيزي از دست نمي دهيم. ما هيچ مقدار از ظرفيت نظامي خود از دست نمي دهيم، ما ظرفيت خود را براي اعمال تحريمهاي يکجانبه از دست نمي دهيم.

به گزارش ندای اصفهان به نقل از رجا، باراک اوباما در گفتگو با با توماس فریدمن خبرنگار مشهور نیویورک تایمز برخی از ابعاد توافق جامع هسته ای با ایران را تشریح کرد که در ادامه متن کامل این گفت‌و‌گو می‌آید:

توماس فریدمن خبرنگار نیویورک تایمز از اوباما پرسید شش قدرت جهان در یک طرف میز مذاکره بودند و ایران به تنهایی در طرف دیگر بود. چرا ما نتوانستیم از این اهرم طوری استفاده کنیم که نه فقط توان ایران را برای تبدیل شدن به کشوری در آستانه قدرت اتمی در ده سال آینده از بین ببریم بلکه زیرساختهای غنی سازی ایران را به طور کامل برچینیم و از بین ببریم. به نظر می رسد این بزرگترین انتقادی است که از این مذاکرات می شود؟

اوباما گفت به نظر من این انتقاد به نوعی ناشی از برداشت غلط است. بیایید دقیقا ببینیم چه چیزی به دست آورده ایم. ما همه راهها را برای ایران به سمت ساخت سلاح اتمی بسته ایم. علت اینکه ما توانستیم  جامعه بین المللی را بر سر موثرترین تحریمها که تاکنون وضع کرده ایم، متحد کنیم، رژیم تحریمهایی که اقتصاد ایران را فلج کرد و در نهایت ایران را به میز مذاکره آورد، علت این بود که جهان با ما هم نظر بود که اگر ایران سلاح اتمی داشته باشد، خطری بزرگ برای  منطقه برای متحدان ما و جهان خواهد بود. ما درباره این فکر که ایران نمی تواند از هیچ انرژی هسته ای بهره مند باشد، اتفاق نظر نداشتیم. ایران به عنوان امضا کننده پیمان ان پی تی می گفت ما حق داریم برنامه هسته ای صلح آمیز داشته باشیم.

به همین علت کاری که ما می توانستیم انجام دهیم این بود که به آنها بگوییم با توجه به رفتارهای شما در گذشته ، با توجه به شک شدید ما درباره شما و شواهد و مدارکی که نشان می دهد شما تلاش کرده بودید برنامه هسته ای خود را تسلیحاتی کنید، با توجه به فعالیتهای شما که مخل ثبات منطقه است و حمایت شما از تروریسم، برای ما کافی نیست وقتی می گویید فقط دارید برنامه هسته ای صلح آمیزی را توسعه می دهد، به شما اعتماد کنیم بلکه شما باید این مسئله را به ما ثابت کنید. از این رو کل این سیستمی که ما ایجاد کرده ایم بر اساس اعتماد نیست بلکه مبتنی بر مکانیسمی قابل راستی آزمایی است تا هر راهی که آنها می توانند به سمت سلاح اتمی داشته باشند بسته شود. یکی از این مسیرها مسیر  اورانیوم غنی سازی شده است ، آنها باید نود وهشت درصد از اورانیوم غنی شده ای را که دارند از بین ببرند. آنها باید اکثریت زنجیره سانتریفوژهای خود را برچینند. و برای ده سال ، آنها تحت شدیدترین محدودیتها قرار دارند و بعد از آن نیز آنها هنوز باید پروتکل الحاقی را رعایت کنند ، پروتکلی که به ما اطمینان می دهد شدیدترین رژیم بازرسیهایی را که تا کنون ایجاد شده است داشته باشیم. آنها تاسیسات آب سنگینی داشتند که می توانست پولوتونیوم تولید کند که در حد تسلیحاتی بود. آنها مجبورند طراحی این راکتور را به طور کامل تغییر دهند. آنها در فوردو تاسیسات هسته ای دارند که زیر زمین است به همین علت دستیابی به آن دشوار است. آنها باید مجموعه آبشارهای سانتریفوژ را در آن تاسیسات که می توانست به طور موثری مواد هسته ای تولید کند، برچینند.

از این رو در کل کاری که ما توانسته ایم انجام دهیم این است که مطمئن شویم ایران به سلاح اتمی دست نخواهد یافت و این همیشه هدف ما از ایجاد رژیم بین المللی و قوی تحریمها بوده است. این حرف که جهان این تحریمها را امضا کرد تا رژیم ایران را تغییر دهد یا اینکه همه مشکلات مربوط به رفتارهای ایران را حل کند یا اینکه به آنها بگوید هرگز نمی توانند انرژی هسته ای صلح آمیز داشته باشند، این مسئله هرگز مد نظر نبوده است.

توماس فریدمن خبرنگار نیویورک تایمز از اوباما پرسید من فکر می کنم شما از ابتدا این باور را داشته اید که ایران از نظر تاریخی تمدنی بزرگ است و سرمایه انسانی عظیمی دارد و اگر ما بتوانیم مسیر ایران را از مسیر عامل بی ثباتی در منطقه تغییر دهیم، امکانات بسیار زیادی فراهم می شود. شما این مسئله را درباره کوبا نیز امتحان کرده اید. ما به مدت پنجاه سال سیاستی را درباره کوبا دنبال کردیم که هیچ نتیجه ای نداشت. به نظر شما این توافقنامه چگونه می تواند امکانات و فرصتهای جدید فراهم آورد؟

اوباما گفت به نظر من ایران و کوبا دو مورد متفاوت هستند. کوبا کشوری بسیار کوچک است که در نود مایلی مرز ما قرار دارد. ما به علل مختلف تاریخی ، رویکرد جنگ سرد را درباره کوبا حفظ کردیم. آنها تهدیدی جدی برای ما یا متحدان ما در منطقه نیستند. نگرانی اصلی ما این بوده است که به مرور زمان مردم کوبا آزاد شوند و تغییر در سیاست ما با همین هدف بوده است. درباره ایران ، ایران تمدنی بزرگ است اما در عین حال حکومت دین سالار خودکامه دارد که ضد آمریکا و ضد اسرائیل و ضد یهود است و از تروریسم حمایت می کند و اختلافات عمیق زیادی میان ما وجود دارد.

از این رو ما برای شروع هدفی بسیار متعادل و کوچکتر را مد نظر گرفته ایم و آن این است که مطمئن شویم ایران سلاح اتمی نداشته باشد زیرا اگر ایران سلاح اتمی داشته باشد برخی از فعالیتهایی را که ایران در سراسر منطقه انجام می دهد ، به شکلی تقویت می کند که دیگر برای ما و متحدان ما مقابله با آنها و رفع آنها را بسیار دشوارتر می کند. من معتقدم در داخل ایران تنشهایی وجود دارد. اگر به آنچه در چند ماه گذشته در داخل ایران اتفاق افتاده است نگاه کنید، جالب به نظر می آید. مخالفان این توافقنامه تندروهایی هستند که بیشترین نقش را در حمایت از تروریسم در ایران دارند. آنها کسانی که بیشترین نقش را در بی ثبات کردن همسایگان ایران دارند، آنها بیش از همه ضد آمریکا و ضد اسرائیل هستند. این مسئله باید مطلبی را به ما یاد بدهد. این تندروها دوست دارند شرایط موجود ادامه پیدا کند و ایران همچنان منزوی بماند زیرا این وضع آنها را در قدرت نگه می دارد و آنها تنها بازیگران میدان خواهند بود یعنی آنها نه فقط از نظر نظامی حرف اول و آخر را می زنند بلکه از نظر  اقتصادی نیز بیشترین قدرت را در داخل ایران دارند به طوری که می توانند تحریمها را دور بزنند و ثروت خود را بیشتر کنند.

در شرایطی که افراد مختلف در داخل ایران در عرصه تجارت و فعالیتهای اقتصادی حضور داشته باشند، این وضع ممکن است دیدگاه آنها را درباره هزینه و فایده این فعالیتهای مخل ثبات تغییر دهد. البته ما روی این مسئله حساب نکرده ایم. این مسئله ای است که می خواهم روی آن تاکید کنم زیرا حتی در چند هفته گذشته و امروز که ما توافقنامه را اعلام کردیم، آنچه برای من جالب بود این است که منتقدان بیشتر از مسئله هسته ای فاصله می گیرند و مرتب می گویند حتی با وجود توافق هسته ای، آنها همچنان از تروریسم  حمایت می کنند و اگر تحریمها برداشته شود پول بیشتری به دست می آورند که در این فعالیتهای بد استفاده خواهند کرد. البته این امکان هم وجود دارد. بنابراین ما باید به طور نظام مند با این مسئله مقابله کنیم و با متحدانمان یعنی کشورهای (عرب) خلیج(فارس) و اسرائیل همکاری کنیم و کارهایی را که آنها خارج از برنامه هسته ای انجام می دهند متوقف کنیم اما نگاه اصلی در اینجا این است که اگر آنها به سلاح اتمی دست پیدا کنند شرایط متفاوت خواهد شد و در این خصوص ما به هدف خود رسیده ایم.

توماس فریدمن گفت نتانیاهو این توافقنامه را اشتباهی تاریخی خوانده است. حرف اسرائیلیها این است که اوباما اصلا بدی و شر را نمی فهمد. این افراد( ایرانیها) شر و بد هستند. مسئله دیگر اینکه اسرائیل از طریق حزب الله به نوعی هر روز با ایران سر و کار دارد. به نظر شما آنها دنبال چه هستند و چه چیزی کم دارند؟

اوباما گفت من همان حرفی را به نتانیاهو زدم که علنا گفته ام. حرف من این است که ما اقدامات خود را با برخی ایده آل ها اندازه گیری نمی کنیم. البته خیلی خوب است اگر ایران یکدفعه به کشوری لیبرال دموکراسی تبدیل شود و روابط خوبی با اسرائیل و آمریکا برقرار کند و هیچ علاقه ای به برنامه هسته ای یا از این قبیل نداشته باشد. البته که من دوست دارم این اتفاق بیفتد اما مسئله این است که این گزینه ای عملی نیست. به همین علت به نتانیاهو گفتم این بهترین گزینه ماست که مطمئن شویم نه فقط برای ده سال اول بلکه برای سالهای بعد از آن ما رژیمی از بازرسیهای قابل راستی آزمایی داشته باشیم که اطمینان دهد آنها به سلاح اتمی دست پیدا نمی کنند. این از نظر امنیت ملی ما و اسرائیل و دیگر متحدان ما در منطقه ارزش زیادی دارد. این کار همچنین جلوی احتمال شروع رقابت تسلیحات اتمی را در منطقه می گیرد.

واقعیت دیگر این است که با رسیدن به این توافق هسته ای، آنها قبول نکرده اند که به یک باره برخی از فعالیتهای خود را در منطقه که برای ما خطرناک است متوقف کنند. بنابراین ما همچنان مجبوریم علیه این موارد اقدام کنیم. اما این تصور که اگر این توافق حاصل نمی شد، وضع بهتر می شد، با این فرض که ما این تحریمها را حفظ کنیم و آنها را به حدی شدید کنیم که آنها در نهایت تسلیم شوند، هیچ نمونه و مدرکی وجود ندارد که این مسئله را ثابت کند و هیچ کدام از کارشناسانی که من با آنها صحبت کرده ام چنین فکری ندارند ، در واقع شواهد عکس این را نشان می دهد یعنی اگر این توافق حاصل نمی شد، به احتمال زیاد ایران سلاح اتمی به دست می آورد که البته تهدیدی بزرگتر برای اسرائیل است. یا اگر این توافق نبود، تنها گزینه دیگر این بود که از نیروی نظامی استفاده کنیم که اغلب منتقدان نمی خواهند این گزینه را قبول کنند زیرا می دانند مردم آمریکا و مردم اسرائیل نگرانیهای جدی درباره حمله نظامی دارند.

بنابراین حرف من به نتانیاهو این بود: اول اینکه این توافقنامه هدف اولیه ما را محقق می کند، هدفی که همه درباره آن توافق داریم و آن این است که ایران نباید سلاح اتمی به دست آورد. البته نتانیاهو و بسیاری از منتقدان ترجیح می دهند ایرانیها هیچ ظرفیت هسته ای نداشته باشد. اما این خواسته ایجاب می کند که دانش هسته ای داخل ایران نابود و محو شود، باید توجه داشته باشیم فناوری هسته ای امروز آنقدر پیچیده نیست.

معیاری که برای موفقیت این راه ارائه می شود این است که آنها دیگر هیچ ظرفیتی را ندارند که احتمالا بخواهند سلاح اتمی تولید کنند. به نظر من این معیار درستی نیست. مسئله این است که آیا ما رژیمی از بازرسیها و پادمان و اجماع بین المللی داریم که دیگر برای ایران ارزش نداشته باشد دنبال سلاح اتمی برود. ما به این هدف رسیده ایم. البته کار دیگری که باید انجام دهیم این است که همچنان به همکاری با دوستان اسرائیلی، سعودی و اماراتی و کشورهای عرب خلیج(فارس) و جامعه بین المللی ادامه دهیم تا مطمئن شویم ایران برای دیگر کارهایی که از نظر ما مخل ثبات و خطرناک است، مواخذه شود. ما هنوز در جعبه ابزار خود وسایلی برای برخورد با این مسئله داریم. فقط به این علت که ما تحریمهای مرتبط با هسته ای را برمی داریم ، نه  فقط ما توافقی به دست آورده ایم که در چارچوب آن ایران هنوز از وارد کردن فناوری موشکهای بالستیک به مدت هشت سال منع شده اند ، و تحریمهای تسلیحاتی نیز به مدت پنج سال باقی می ماند، بلکه تحریمهای یکجانبه ما یعنی تحریمهای آمریکا در رابطه با فعالیتهای دیگر و نگرانیهای دیگر همچنان به قوت خود باقی می ماند، همچنین شروطی در سازمان ملل متحد وجود دارد که هنوز ایران را از فرستادن تسلیحات به حزب الله و حوثیهای یمن ممنوع می کند. مسئله اصلی در اینجا اجرای این توافقنامه و ظرفیت آن است. به همین علت است که من با کشورهای خلیج(فارس) و دیگران گفتگو و همکاری دارم تا معلوم کنیم چگونه می توانیم سیستمها و شرایط بهتری را برقرار کنیم که بتوانیم این ارتباطات را قطع کنیم. بنابراین ما این ابزارها را کنار نگذاشته ایم.

نکته آخر در این خصوص که به نظر من مهمترین نکته است این است که همه طوری رفتار می کنند که انگار ما امتیازی به آنها داده ایم و از حقمان گذشته ایم.آمریکا از هیچ ظرفیت خود نگذشته است. در آخرین مقاله ای که در این خصوص نوشته بودید ، به نقل از فردی گفته بودید که در زمان شوروی سابق و مذاکرات آمریکا با آن کشور، شوروی کشوری قویتر بود با وجود این از برخی جهات کنترل تسلیحات متوازنتر بود. اگر به این مسئله فکر کنید، به نظر من این قرارداد کاملا به نفع ما توازن دارد. ما در این قرارداد چیزی از دست نمی دهیم. ما هیچ مقدار از ظرفیت نظامی خود از دست نمی دهیم، ما ظرفیت خود را برای اعمال تحریمهای یکجانبه از دست نمی دهیم. ما با این توافق عملا یک دهه اجماع بین المللی را پیش خرید کرده ایم تا اگر احساس کنیم ایران هر کدام از این توافقات را نقض می کند ، به ما بپیوندند  اما ده یا پانزده سال دیگر ، کسی که در جای من رئیس جمهور آمریکا خواهد بود ، چه جمهوریخواه و چه دموکرات، نه فقط همین ظرفیت را برای اقدام نظامی لازم یا اعمال تحریمهای جدید دارد، بلکه نگاه دقیقتری درباره برنامه هسته ای ایران خواهد داشت و در جایگاه بهترین قرار خواهد داشت و اگر قرار باشد با نقض این توافقنامه برخورد کند ، مشروعیت و مجوز بین المللی خواهد داشت.

فریدمن از اوباما پرسید: آیا شما می توانید به طور مشخص به ما بگویید که با توجه به این توافق، چگونه در شرایط کنونی کمک های نظامی به متحدان ما در حاشیه خلیج فارس یا اسرائیل را بهبود خواهید بخشید، یا این که چه راهبردی برای آسوده خاطر کردن آنان در رابطه با برقراری توازن (مجدد) در منطقه ارائه خواهید کرد، زیرا ما (آمریکا) هرچند بازدارندهِ ایران در رابطه با تسلیحات هسته ای هستیم، مهار این کشور را از لحاظ سلاح های متعارف رها خواهیم کرد، زیرا (پس از امضای توافق جامع) منابع جدیدی در اختیار ایران قرار خواهد گرفت.

من تصور نمی کنم که الان زمان مناسبی باشد که من (در این مصاحبه) جزییات مشخص درباره توافقات امنیتی یا سایر کارهایی که ممکن است در حال آنجام آن باشیم را مطرح کنم. آنچه من می توانم به شما بگویم این است که این روند، آغاز شده است. البته در رابطه با اسرائیلی ها به نظر من، منصفانه است که بگوییم در دولت من، ما برای بهبود ظرفیت های اسرائیل، بیشتر از هر دولت قبلی آمریکا کار کرده ایم و من همچنین گفته ام: آماده ام که در رابطه با فراهم ساختن تضمین امنیتیِ بیشتر از سوی آمریکا برای آنان، از هر دولتِ پیشین آمریکا نیز فراتر بروم.

آن چیزی که من می خواهم روی آن تأکید کنم این است که نگرانی های مردم در این رابطه معقول و پذیرفتنی است. حزب الله (لبنان) ده ها هزار موشک دارد که به سوی اسرائیل هدف گرفته شده است. آنان نیروهای حزب الله در حال کارکشته تر و پیشرفته تر شدن هستند. تلاش ها برای ممانعت از رسیدن سلاح به حزب الله به میزانِ لازم، موفقیت آمیز نبوده است.

کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز نگرانی های منطقی دارند، مبنی بر این که ایران تلاش دارد وقایع بی ثبات کننده را در داخل کشورهای شان برانگیزد و تحریک کند. از اینرو، کشورهای حاشیه خلیج فارس صرفاً کج خیال و بدگمان نیستند، زیرا ایران در این شرایط، به صورتی غیرسازنده و خطرناک عمل می کند.

آنچیزی که من به سادگی گفته ام این است که ما باید به دقت به مسئلهِ اصلی توجه کنیم مبنی بر این که ایران با سلاح هسته ای، صدمات بیشتری خواهد زد و ما نیز در موقعیتی به مراتب بدتر برای ممانعت از آن قرار خواهیم گرفت. و آنچه من تلاش کرده ام برای مردم، از جمله بنیامین نتانیاهو، رییس کابینه اسرائیل، تشریح کنم، این است که در نبودِ یک توافق، تواناییِ ما برای برپا نگه داشتن این تحریم ها محتمل نبود. توجه داشته باشید که فقط ایران نبود که برای تحریم ها هزینه می پرداخت، بلکه چین، ژاپن، کره جنوبی، هند و تقریباً هر کشور وارد کننده نفت در سراسر جهان که پیش از تحریم نفتی ایران ترتیباتی برای واردات نفت از ایران داشت، خود را در موقعیتی یافته بودند که نگه داشتن این تحریم ها برای آنان میلیاردها دلار هزینه دربر داشت.

به نحوی می توان گفت که آمریکا کمترین هزینه را برای تحریم ها می پرداخت، زیرا ما از همان ابتدا با ایران معامله نمی کردیم. کشورهای متحد آمریکا از خودگذشتگیِ قابل توجهی کرده بودند و علتِ آن این بود که دولت من، دیپلمات های ما و به کرات، خودِ من شخصاً قادر بودیم آنان را متقاعد سازیم که تنها راهِ حل و فصل این مشکلِ هسته ای، نیشدار کردنِ این تحریم ها بود. اگر آنان ما را می دیدند که از آنچه کارشناسان فنی باور داشتند که ساز و کاری قانونی و مؤثر برای تضمین عدم دستیابی ایران به سلاح هسته ای است، فاصله می گیریم؛ اگر آنان می دیدند که تلاش های دیپلماتیک ما صادقانه نیست، یا ما تلاش داریم، نه فقط برنامه هسته ای، بلکه هر اختلاف سیاستگذاری که ممکن است با ایران داشته باشیم، را در این مذاکرات بگنجانیم، آنگاه واقعاً آن تحریم ها به سرعت از هم فرومی پاشید. از اینرو، شاید ایران در آن صورت ۱۵۰ میلیارد دلار نمی گرفت، اما بخش عمده ای از آن را می گرفت، زیرا ما قادر نمی بودیم که حمایت های متحدان خود را از تحریم ها نگه داریم. به نظر من، این چیزی نیست که مردم درباره آن صحبت می کنند، بلکه آنان درباره پولِ بادآورده ای صحبت می کنند که ایران در حال به دست آوردن آن است. سپس اوباما تأکید کرد: این پولِ ایران است که از فروش نفت به دست آورده است، و تنها دلیلی که تابحال نتوانسته است آن را به دست آورد به خاطر اعتبار من و دولتم بوده است که گفته ایم ما باید آن جریان را متوقف کنیم (سپرده های ایران را مسدود کنیم) تا زمانی که این برنامه هسته ای متوقف شود. این کاری است که ما کرده ایم.

در ادامه این مصاحبه از اوباما این سئوال پرسیده شد: شما در این مصاحبه به مردم ایران که در این مذاکرات در حقیقت اکثریت ساکتی بودند که زیاد درباره آنان صحبت نشد، چه می گویید و امیدهای شما برای آنان چیست؟

اوباما گفت  آنچه من به آنان می گویم این است که این فراهم کننده یک فرصت تاریخی است. اقتصاد آنان به علت تحریم ها، در حال فروپاشی از درون بود. آنان اکنون این توانایی را دارند که گام هایی سرنوشت ساز بردارند تا به سوی روابطی سازنده تر با جامعه جهانی حرکت کنند.

  آنچه من به آنان می گویم همان چیزی است که امروز صبح گفتم که آنان نیاز دارند از این فرصت بهره ببرند و رهبرانشان نیز احتیاج دارند این فرصت را از دست ندهند.  حقیقت مطلب این است که ایران یک قدرت منطقه ای خواهد بود و بهتر است چنین باشد.  ایران  یک کشور بزرگ و پیشرفته در منطقه است؛ آنان نباید با رفتارشان، دشمنی و مخالفت همسایگان خود را به خود جلب کنند. این برای آنان ضروری نیست که به اسرائیل توهین یا آن را تهدید کنند یا در فعالیت های انکار هولوکاست یا ضد یهودی شرکت  داشته باشند.

این همان چیزی است که من به مردم ایران می گویم. فقط زمان مشخص خواهد کرد که آیا مردم ایران نفوذ کافی دارند که نحوهِ تفکر رهبران خود را درباره این موضوعات به صورت اصولی تغییر دهند (یا خیر).

اما این معیاری نیست که ما با آن این توافق را محک می زنیم. ما این توافق را به این صورت نمی سنجیم که آیا این توافق رژیم داخل ایران را تغییر می دهد، آیا در حال حل و فصل هر مشکلی که به ایران مرتبط می شود، هستیم، آیا ما تمام فعالیت های شرورانه آنان را در سراسر جهان از بین می بریم؟ بلکه ما این توافق را بر این اساس محک می زنیم که ایران نتواند به سلاح هسته ای دست پیدا کند و این همان اساس اولیه ی این گفتگوها حتی با نتانیاهو، رییس کابینه اسرائیل بود. این همواره مسئله مورد بحث بود و آن چیزی که من قادر خواهم بود بگویم – و به نظر من ما قادر خواهیم بود آن را به اثبات برسانیم – این است که این با فاصله زیاد (از سایر گزینه ها) قطعی ترین راهی است که مانع دستیابی ایران به سلاح هسته ای خواهد شد و ما قادر خواهیم بود با کمکِ کامل جامعه جهانی و بدون اینکه  لازم باشد در جنگ دیگری در خاورمیانه (غرب آسیا) درگیر شویم، به این هدف برسیم.

خبرنگاردر ادامه پرسید از اینرو به نظر می رسد که به عقیده شما برای نتانیاهو بهتر است که به جای این که رهبریت مخالفان با این توافق را در کنگره آمریکا به دست گیرد با شما بنشیند و با کمک یکدیگر، به راهبردی مشترک برای پیشبرد اهداف تان در آینده بیاندیشید.

اوباما پاسخ داد  این دقیقاً همان پیشنهادی است که من داده ام و من این را مشخصاً به او گفته ام که با توجه به مخالفت وی – که البته برای منصف بودن درباره وی، باید بگویم که به نظر من مخالفت های گسترده با این توافق در داخل اسرائیل وجود داشته است – ممکن است او بر این عقیده باشد که می تواند بر مباحثات کنگره بیش از این تأثیر بگذارد و شاید بهتر باشد که این کار انجام شود، اما من مطمئن هستم که ما می توانیم این توافق را پا برجا نگه داریم و آن را به اجرا گذاریم بدون این که کنگره مانع آن شود. اما بعد از آن که این انجام شد و اگر او بر این عقیده است که این کاری مناسب است، آنگاه من (با نتانیاهو) خواهم نشست – چنان که در طول ریاست جمهوری به طور مستمر این کار را کرده ایم – و سپس سؤال های بسیار عملی خواهیم پرسید که چگونه ما می توانیم مانع دستیابی حزب الله به سلاح های پیشرفته تر شویم؛ چگونه ما موفقیت گنبد آهنین را افزایش خواهیم داد که آمریکا با اسرائیل در طراحی و تولید آن همکاری کرد و  جان اسرائیلی ها را نجات داد.

این به همان نحو است که من گفتگوهایی با کشورهای حاشیه خلیج فارس دارم که ما چگونه سیاست های مؤثرتر ممانعت می توانیم داشته باشیم. ما چگونه می توانیم زیرساخت های حکومتی و نظامی مؤثرتری در مناطق سنی بسازیم که اصولاً به خلاء تبدیل شده اند که داعش آن را پر کرده است، یا در برخی از موارد، فعالیت های ایرانیان می تواند از آن (خلاء) بهره برداری کند.

خبرنگار پرسید آیا زمان آغاز روند صلح میان ایران و عربستان سعودی که دو غولِ جهان های شیعه و سنی هستند، فرا نرسیده است؟ آیا ما برنامه ای دیپلماتیک داریم که مثلاً جان کری به تهران و ریاض برود و به آنان بگوید باید این دشمنی ها را متوقف کنید، زیرا شما در حال کشتن این منطقه و کشتن یکدیگر هستید.

اوباما با شوخ طبعی گفت: اولاً به نظر من جان کری به کمی خواب و استراحت نیاز دارد (خنده خبرنگار). اوباما افزود: چنانکه شما می دانید جان کری روی یک پا، قهرمانانه عمل کرده است. من همچنین می خواهم از وندی شرمن، مذاکره کننده ارشدمان قدردانی کنم که کاری باور نکردنی و فوق العاده ای  انجام داد. او بیشتر از آن که ابتدا در نظر داشت در دولت باقی ماند تا کار مربوط به این را به پایان برساند. ارنست مونیز، وزیر انرژی ما اصولاً به داخل این تیم مذاکره کننده کشیده شد. با توجه به این که وی فیزیکدان هسته ایِ «ام آی تی» است، برای عملکرد صحیح ما در رابطه با جنبه های فنی این توافق بسیار به درد بخور بود. از اینرو، آنان خیلی خوب عمل کردند.

اوباما افزود: من مدت های مدید بر این باور بوده ام که ما باید مشوق دست کم کاهش دشمنی های کنونی میان جناح های سنی و شیعه در منطقه باشیم. به نظر من، وقتی ما با متحدان حاشیه خلیج فارس مان – زمانی که در کمپ دیوید بودیم – صحبت می کردیم، آنان به روشنی می گفتند که ما خود را ملت های عربی – و نه شیعه و سنی – می دانیم. به عقیده من، آنان از صمیم قلب این را می گفتند و تأکید می کردند که شهروندان شیعهِ ما، شهروندان کامل هستند و منصفانه با آنان رفتار می شود. اما آنچه به نظر من غیرقابل انکار است این است که نیروهای فرقه گرا که رها شده اند، بر شرارت و ویرانگریِ آنچه در حال رخ دادن در سوریه، یمن و یقیناً در عراق است، افزوده اند. و بهترین شانس ما برای دست کم کاهش گسترهِ آن درگیری ها این است که سعودی ها و سایر کشورهای سنی یا عربی در گفتگویی دست کم عمل گرایانه با ایران باشند که طی آن بگویند درگیری هایی که ما هم اکنون در حال دامن زدن به آن هستیم، قادر است همه ما را طعمهِ آتش خود کند. هیچکس منفعتی در این ندارد که داعش سرزمین های گسترده ای را میان دمشق و بغداد تحت کنترل خود داشته باشد. این برای ایران خوب نیست، زیرا برای آنان بسیار دشوار می سازد که منطقه ای خنثی را حفظ کنند که  از زمان جنگ ایران و عراق (جنگ تحمیلی) محرکی برای آنان (ایران) بوده است. این برای سعودی ها نیز خوب نیست، زیرا آنان را به طرق مختلف، آسیب پذیر می سازد.

حقیقتِ مطلب این است که مهم تر از همه  این مسئله برای مردم خوب نیست. وقتی شما گزارش های خبری را تماشا می کنید، پیش از بهار عربی و قطعاً پس از آنکه بهار عربی بیشتر شبیه به زمستان عربی شود، شما برای کودکان این منطقه اشک می ریزید – نه فقط آن کودکانی که در سوریه از خانه و کاشانه خود رانده شده اند و نه فقط آنانی که از اوضاع (بد) انسانیِ کنونی در یمن صدمه می بینند – بلکه هر جوان عادی ایرانی، سعودی یا کویتی که از خود می پرسد چرا ما همان دورنما و چشم اندازی را که یک کودک در فنلاند، سنگاپور، چین، اندونزی و آمریکا دارد، نداریم. چرا ما فرصت های مشابه و احساس امید آنان را نداریم. و به نظر من، این همان چیزی است که رهبران باید حقیقتاً بر آن تمرکز کنند. من این را بدون ساده لوحی می گویم، زیرا آنچه من باید همواره در این نوع گفتگوها مراقب آن باشم این است که منتقدان همواره می گویند: «شما این افراد را نمی شناسید و درک نمی کنید.»

 خبرنگار پرسید  آنان می گویند، اوباما شر (و افراد شرور) را به درستی درک نمی کند.

اوباما پاسخ داد  من اختلاف نظرهای زیادی با رونالد ریگان (رییس جمهور اسبق آمریکا) دارم، اما آنچه که من درباره آن کاملاً او را می ستایم اذعان وی به این بود که اگر شما بتوانید توافقات را راستی آزمایی کنید، شما حتی می توانید با امپراطوری شر (شوروی سابق به قول ریگان) مذاکره کنید. این در حالی است که آن امپراطوریِ شر، مصمم به نابودیِ ما بود و خطری برای موجودیت به حساب می آمد که به مراتب بیشتر از خطری بود که هر زمان (در آینده) ایران بتواند برای ما داشته باشد.

اوباما افزود: من اختلاف نظرهای زیادی نیز با ریچارد نیکسون (یکی دیگر از رؤسای جمهور اسبق آمریکا) دارم، اما وی درک کرده بود که این چشم انداز و احتمال وجود دارد که چین ممکن است راه دیگری را پیش گیرد. شما باید این مسائل را محک بزنید و امتحان کنید و تا زمانی که ما ظرفیت های امنیتی خود را حفظ کنیم  و تا زمانی که ما از تواناییِ خود برای دادن پاسخ نیرومندِ نظامی – در صورت نیاز برای حفاظت از خود و متحدانمان – دست نکشیم، این ریسکی است که ما باید اتخاذ کنیم. این موضعی عملگرایانه و معقول است و ساده لوحانه نیست، بلکه اذعان به این است که اگر ما بتوانیم این اختلافات را  بدون دست یازیدن به نیروی قهرآمیز، حل کنیم، برای ما و مردم منطقه به مراتب بهتر خواهد بود.

توماس فریدمن از اوباما پرسید به نظر می رسد زمانی که ما مورد مشکوکی پیدا کردیم ، آنها بیست وچهار روز فرصت دارند؟

اوباما گفت چند مسئله است که باید توضیح دهم. اول اینکه اینها مکانیسم خاصی از بازرسی و راستی آزمایی است که به طور مفصل توضیح داده شده و فرمول بندی شده است که ما مثل آن را قبلا ندیده ایم.

خبرنگار گفت البته برای سایتهای اثبات شده.

اوباما گفت نه فقط درباره سایتهای اثبات شده بلکه کل زنجیره تدارکات را شامل می شود، معادن اورانیوم آنها، تاسیسات تولید سانتریفوژ، جایی که آنها قطعات خود را می سازند، تمام این زنجیره تا سایتهای اثبات شده ادامه پیدا می کند. معنای آن این است که اگر آنها بخواهند مکانیسم مخفیانه ای ایجاد کند، بسیار دشوار می شود. زیرا ما حساب می کنیم آنها چه مقدار اورانیوم استخراج می کنند. اگر مقادیر جور در نیاید، آنها به مشکل مواجه می شوند. اگر آنها قطعات یدکی سانتریفوژ بسازند و ما نبینیم این قطعات کجا می روند، آنها به مشکل می خورند. بنابراین منحرف کردن منابع سمت برنامه ای مخفی تحت این رژیم بازرسیها بسیار دشوار می شود. علاوه بر این سایتهای ثابت که ما به آنها توجه داریم، آژانس بین المللی انرژی اتمی این ظرفیت را دارد که اگر با سایتی مشکوک برخورد کرد، از جمله با سایت نظامی مشکوکی مثل پارچین روبرو شود، می تواند به ایرانیها بگوید که باید از آنجا بازرسی کند. شاید ایرانیها بخواهند مذاکره کنند که این کار چگونه انجام شود اما اگر آنها بخواهند دست آخر مخالفت کنند و به آن سایت دسترسی منطقی فراهم نکنند، در آن صورت به طور بالقوه توافق را نقض کرده اند و تحریمها می تواند دوباره و فورا برقرار شود. این کار شامل جمع آوری نمونه خاک نیز می شود. به همین شکل ما مکانیسمهایی داریم …

خبرنگار پرسید این نگرانی وجود دارد که آنها ممکن است در این فاصله آن سایت را تغییر دهند.

اوباما گفت به همین علت است که ما ارنست مونیز را در کنار خود داشتیم و او بسیار کمک کرده است. او به ما اطمینان داد اگر ما مکانیسمهای خوبی داشته باشیم و بتوانیم از خاک نمونه برداری کنیم ، این مشکل حل می شود، شاید فیزیکی که من در دبیرستان خوانده ام به اندازه دانش فیزیک ارنست مونیز نباشد اما خاطرم هست که به این راحتی نمی توان مواد رادیواکتیو را مخفی  کرد. همین قضیه درباره این احتمال که ایران ممکن است موادی را وارد کند که می تواند در برنامه هسته ای استفاده شود اما کاربردی دوگانه دارد، صدق می کند. ما مکانیسمهای بی سابقه ای را فراهم کرده ایم که بتوانیم هر کدام از این واردات را بررسی کنیم و از آنها بخواهیم به ما نشان دهند از این مواد و وسایل چگونه استفاده می شود تا مطمئن شویم برای کار دیگری استفاده نمی شود. اگر بشنوید  منتقدی بگوید این رژیم بازرسیها صد در صد بی نقص نیست و ایران می تواند آن را فریب دهد، من خواهم گفت به لحاظ تئوری هیچ چیزی صد در صد بی نقص نیست. اما اگر استاندارد و معیار این باشد که چه مکانیسمی بهترین و موثرترین و شدیدترین مکانیسم است به طوری که برای ایران بسیار بسیار دشوار باشد که آن را فریب دهد، در آن صورت این همان مکانیسم مطلوب است. به علاوه این مکانیسم بسیار سختگیرانه تر از همه چیزهایی است که برای مثال درباره کره شمالی انجام شد. آژانس و جامعه بین المللی درسهای زیادی از بازرسیهای قبلی و تجربیات قبلی خود کسب کرده است و این درسها را توانسته ایم در این توافقنامه بگنجانیم.

خبرنگار نیویورک تایمز گفت من کار خود را به عنوان روزنامه نگار در سال هزار و نهصد و هفتاد و نه شروع کردم. بنابراین من هیچ تجربه ای جز دشمنی میان ایران و آمریکا ندارم. از انقلاب سال هزار و نهصد و هفتاد و نه تا کنون ، شما به عنوان تنها رئیس جمهور آمریکا هستید که نزدیکترین ارتباط را با رهبری ایران داشته است و وزیر خارجه شما با آنها مذاکره کرده است. شما چه چیزی یاد گرفته اید که نمی دانستید و کنگره باید بداند و رؤسای جمهور آینده باید بدانند؟

اوباما گفت من فکر می کنم چیزی که جان کری در تعاملاتش با ظریف وزیر خارجه ایران یاد گرفته است و البته این مسئله به رئیس جمهور روحانی هم باز می گردد، این است که وقتی شما میخ توافقی را می کوبید ، به نظر می رسد آنها از آن توافق واو به واو پیروی می کنند البته شاید این فکر هم در ذهن آنها باشد که دنبال نقص و مفری در توافق هم باشند به همین علت شما باید میخ توافق را خوب بکوبید و محکم کاری کنید. اما این تصور که هر چه شما روی کاغذ با آنها توافق کنید، آنها آن را نادیده می گیرند و سعی می کنند آنچه را به دست آورده اند، به جیب بزنند و بالا بکشند، این چیزی نیست که ما در دو سال گذشته که توافق موقتی برقرار بود ، از آنها دیدیم. به نظر من محدودیتها و موانعی وجود دارد که آنها هنگامی که قرارداد و سندی دارند، احساس می کنند باید طبق آن محدودیتها عمل کنند. این چیزی است که ما یاد گرفته ایم. ما همچنین یادگرفته ایم در داخل ایران آرا ونیروهای مختلفی وجود دارد.

شاید آنهایی که در داخل ایران میانه رو خوانده می شوند، ممکن است با ارزشهای ما سازگار نباشند ، بنابراین نمی توان انتظار داشت آنها به یک باره درباره مسائل جهانی مثل حقوق بشر مثل ما فکر کنند . در هر حال جهت گیریهای بهتر یا بدتری وجود دارد که ایران می تواند در رابطه با منافع ما و متحدان ما اتخاذ کند. و ما باید ببینیم چگونه می توانیم جهت گیریها و رویکردهای بهتر را تشویق کنیم. مسئله آخر، البته شاید این چیزی نباشد که من یاد گرفته باشم اما تایید و ثابت شده است و آن اینکه حتی در برخورد با دشمنان و حریفتان ، باید این ظرفیت را داشته باشید که گاهی خود را جای آنها هم بگذارید. اگر به تاریخ ایران نگاه کنید، واقعیت این است که ما در سرنگونی رژیمی منتخب و دموکراتیک در ایران نقش داشته ایم. ما در گذشته از صدام حسین در جنگ میان ایران و عراق حمایت می کردیم در حالیکه می دانستیم صدام از تسلیحات شیمیایی در آن جنگ استفاده می کند. در نتیجه آنها ذهنیت و تعریف خود را از دغدغه های امنیتی دارند که شاید ما با آن موافق نباشیم. البته این مسئله به هیچ وجه نمی تواند حمایت از تروریسم و فعالیتهای مخل ثبات را که ایران در آن مشارکت دارد، توجیه کند اما به نظر من وقتی ما بتوانیم کشور و فرهنگ آنها را در چارچوبهای مشخصی ببینیم ، به طور خاص در چارچوبهای تاریخی نگاه کنیم به جای اینکه بخواهیم در چارچوبی عمومی تر و گسترده تر نگاه کنیم، در آن صورت دست کم امکان حرکتهایی فراهم می شود، همانطور که رونالد ریگان و دیگران با شوروی درباره توافقنامه تسلیحاتی گفتگو کردند. شما باید قبول کنید که درست است این نظامی بد و نامطلوب است اما در همین نظام افرادی هم با دیدگاهها و خاطرات خاص تاریخی هستند که ما باید آنها را درک کنیم و احتمالا تلاش کنیم با آنها ارتباطاتی برقرار کنیم . همین مسئله درباره نیکسون و کیسنجر که به چین رفتند صدق می کند که در نهایت منافع استراتژیک بسیار مهمی برای آمریکا داشت.

خبرنگار گفت چهارصد نفر از حزب جمهوریخواه برای ریاست جمهوری آمریکا ثبت نام کرده اند. آیا هیچ شانسی وجود دارد که این حزب از این مسئله استقبال کند به ویژه که میان آنها رقابت وجود دارد.

اوباما گفت من تردید دارم که تعداد زیادی از مقامات کنونی جمهوریخواه از این توافقنامه حمایت کنند. خطوط حزبی وجود دارد که آنها باید در تبلیغات انتخاباتی روی آن تکیه کنند و این مسئله درباره اعضای جمهوریخواه کنگره نیز وجود دارد. البته همه آنها این طور نیستند وباید ببینیم برخی مثل راند پل چه نظری دارد. اما به نظر من اگر رئیس جمهور بعدی جمهوریخواه باشد و البته من هر کاری بتوانم انجام می دهم این اتفاق نیفتد، اما اگر این اتفاق بیفتد، رئیس جمهور جمهوریخواه آینده در مقایسه با زمانی که من رئیس جمهور شدم، در موقعیت قویتری برای محدود کردن برنامه هسته ای ایران قرار خواهد داشت. او در موقعیتی خواهد بود که احتمالا خواهد دید نود و هشت درصد از ذخیره مواد هسته ای ایران از آن کشور به خارج منتقل شده است و احتمالا مطلع خواهد شد که اکثریت سانتریفوژهای ایران برچیده شده است، او احتمالا مطلع خواهد شد که دیگر هیچ راکتور آب سنگینی در ایران وجود ندارد، او مطلع خواهد شد که جامعه بین المللی این قرارداد را امضا کرده اند، او از همه آنچه که ما از رژیم بازرسیها یادگرفته ایم مطلع خواهد شد و او همچنان در موقعیتی خواهد بود که کل زرادخانه نیروهای مسلح و سرویسهای دیپلماتیک و اطلاعاتی ما را در اختیار دارد تا در صورتی که ایران فریبکاری کند، با آن برخورد کند.

بنابراین او در موقعیتی قویتر قرار خواهد داشت. البته آنها فعلا به این مسئله اقرار نمی کنند. البته همه این یک فرضیه است زیرا من امیدوارم که رئیس جمهور بعدی دموکرات باشد اما به نظر من اساس این توافقنامه، دیدگاههای فراحزبی ومشترک میان هر دو حزب است و تلاشهای هر دو حزب آن را شکل داده است. ما نمی توانستیم بدون حمایت دو حزبی کنگره تحریمهای مورد نظر را علیه ایران وضع کنیم بنابراین لازم است به نقش بزرگ آنها در این قضیه اذعان کنیم. وقتی ما این توافق را اجرا کنیم، ثابت خواهد شد که این توافقنامه نه فقط برای ما بلکه برای جهان خوب است.

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق