شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۰:۳۹ - ۱۳۹۴/۰۹/۲۳
محسن شاکری نژاد
ترجمه اختصاصی؛
 ارتباطات مردمی پس از جهانی شدن   

مطالعه ارتباطات مردمی در بسیاری از رشته ها و بسیاری از جاها انجام شده است. این حوزه غالبا به واسطه نگراني بر سر فرهنگ طبقه بالا در برابر فرهنگ پايين و صحت و اعتبار در برابر تجاری شدن مورد توجه قرار گرفته است. این مقاله به منظور رد كردن اين سيستم باینری منتشر شده است...

ندای اصفهان- مترجم: دکتر محسن شاکری نژاد/

popular communication after globalization

توسط جاشوا گان و بری رامت [۱]

دریافت متن مقاله به زبان اصلی: دانلود

 

مطالعه ارتباطات عامیانه در رشته ها و جاهای بسیاری انجام شده است. این حوزه غالبا به واسطه وجود نگرانی درباره فرهنگ طبقه بالا در برابر فرهنگ طبقه پایین و صحت و اعتبار در برابر تجاری شدن فرهنگ مورد توجه قرار گرفته است. این مقاله به منظور جلوگیری از سلطه بخش دوم این نظام دو گانه، ارتباطات عامیانه را به عنوان موضوعی که به طور گسترده ای توسط رسانه های جمعی مورد توجه قرار گرفته است و متونی که مردم به طور وسیعی در معرض آن قرار گرفته اند، معرفی می کند. معمولاً پژوهشگران ارتباطات عامیانه، از یک سازوکار سیاسی چپ گرا حمایت می کنند. آنها بر نشانه هایی تمرکز می کنند که فرآیندهای تجربه اجتماعی را نشان می دهد، هر چند برخی از مطالعات بیشتر بر روی اشکال گفتمان، تمرکز می کنند. بر اساس این مقاله، مطالعات صورت گرفته درباره ارتباطات عامیانه ممکن است از نظر اینکه بر بیان، متن، و یا مخاطبان تمرکز کنند، متمایز شوند. این مسأله حاصل تأکید بر یک موضع توده گرایی (پوپولیسم) انتقادی، مشارکت عامیانه بیشتر از سوی محققان، و درک بیشتر تمایلات و گرایش ها است.

صنعت فرهنگ مقدمه

فهرست طولانی مطالب این موضوع خاص را می توان به یک گروه ارتباطی متنوع که گرد هم آمده اند، تشبیه کرد. برخی مانند بستگان سالخورده محترم، حق مسلمی برای شرکت در این گعده دارند. برخی دیگر مانند عموزادگان نسبتاً دور به نظر می رسند. که ما آنها را کاملا نمی شناسیم، و فقط شباهت خانوادگی را در چهره جوان آنها می بینیم. ارتباطات عامیانه به احتمال زیاد در این دسته دوم است: کودکان در کدام دسته اند، و چه کسی آنها را دعوت کرده است؟ چه نوع غذاهایی در این جشن سرو می شود؟ از آنجایی که ما اعضای یک جامعه منظم هستیم، در نهایت برای تعریف این اصطلاح به “ارتباطات عامیانه” متوسل خواهیم شد. با این حال به ما اجازه دهید با به رسمیت شناختن برخی از نگرانی های علمی که شرایط را برای مطالعه، تعریف، و در نتیجه تعیین کردن «عامیانه» تقویت می کنند، آغاز کنیم.

یک بررسی اجمالی درباره موضوعات عامیانه در مطالعات ارتباطی، درباره عامه در مورد نظریه، روش و به ویژه مخاطب، یک نارسایی کلی را نشان می دهد. ما این نگرانی را در دو مفهوم دوگانه مداوم قرار می دهیم. در وهله اول، توده، توسط نظام دوگانه فرهنگ بالا- فرهنگ پایین، مورد توجه قرار گرفته است.

نگرانی در مورد مطالعه توده از بررسی جامعه شناختی فرهنگ توده یا صنعت فرهنگ به عنوان یک ابزار کنترل اجتماعی (آدورنو، ۲۰۰۲، هورکهایمر و آدورنو، ۲۰۰۲، مک دونالد، ۱۹۵۷؛ ویلیامز، ۲۰۰۱b)، تا نگرانی های علوم اجتماعی درباره ترویج خشونت و دیگر اثرات رسانه ها به ویژه در میان جوانان،( گونتر، ۱۹۹۴؛ لاوری و دفلور۱۹۹۵)، تا علاقه فزاینده نسبت به فهم ادبی و سیاسی از فیلم، تلویزیون، موسیقی و اینترنت (برامت، ۱۹۹۱؛ فرنتز و فارل، ۱۹۷۵؛ مک لئود، ۱۹۹۹، راشینگ، ۱۹۸۹؛ استورمر – گالی، ۲۰۰۰)، به ترس از نوعی بی توجهی به مخاطبان توده وار یک شکل منتسب شده است. نگرانی دیگر ترس از این نکته است که برنامه هایی مخاطبان را به خود مشغول کرده اند اموری ابتدایی هستند و ارزش مطالعه ندارد. اگرچه محققان اثرات رسانه ها، مدتهاست این دیدگاه را که سازمان های رسانه ای یک قدرت جادویی تبلیغاتی بر روی مخاطبان اعمال می کنند بی اعتبار کرده اند، (کاولتی،۱۹۸۵ ، لاوری و دفلور، ۱۹۹۵؛ برایانت و زیلمن، ۱۹۹۴)، و اگرچه عده کمی از محققان آشکارا دیدگاهی را که عموم مخاطبان را «مصرف کنندگان منفعل» می داند، قبول دارند (مک دونالد، ۱۹۵۷، ص ۶۰)، ولی به نظر ما مطالعه ارتباطات عامیانه به دلیل نوعی بدگمانی پنهان که مخاطبان عامه را به بی مزه گی و بی ارزشی متونی که مصرف می کنند، می انگارد، همچنان به تحریک برخی از محققان ادامه می دهد. اگر چه این نگرانی ها مدتهای طولانی توسط محققان ارتباطات در انگلستان مورد بحث قرار گرفته بود (به عنوان مثال، هوگارت، ۱۹۹۸، ویلیامز، ۱۹۸۳، a2001، b 2001)، و اگر چه رشته های نزدیک در علوم انسانی به بحثهایی فراتر از فرهنگ توده نیز سرایت پیدا کرده اند (نگاه کنید به استریناتی،۱۹۹۵، صفحات ۱-۲۱)، در بخش هایی از رشته ما این نگرانی ها در تضادهای دوگانه (فرهنگ بالا- فرهنگ) پایین ادامه دارد (به خصوص در روش هایی که نخبه گرایی هلنی (یونانی) ماتیو آرنولد را شکل می دهد، مقایسه کنید آرنولد، ۱۹۹۴، صفحات ۱ – ۱۳۴، مدهارست،۱۹۸۹ ؛ تاونر،۲۰۰۰ ، و ولف، ۱۹۹۹). آشنایی با تداوم این نظام ارزش گزاری دوگانه برای منتقدان ارتباطی مهم است تا آنجا که مطالعه موضوعات عامیانه می تواند به نوعی وابستگی علمی به مفهوم توده و به تبع آن، سازوکار چپ مطالعات فرهنگی را نمایان سازد. از این رو عامه مفهومی دو گانه دارد، که به همان اندازه که نوعی از موضوعات مورد مطالعه را نشان می دهد، نشان دهنده تبعیت نظری، روش شناختی، و در نهایت سیاسی در این زمینه است.

معمولاً به نگرانی های موجود در زمینه مطالعه توده، از طریق توسل به یک توجیه استعاره جزء به کل رایج (سینک دوچیک)[۲] رسیدگی می شود: موضوعات عامیانه به عنوان یک شاخص بزرگتر فرآیندهای اجتماعی، شکل ها، و یا ساختارها مطرح شده است (تی فرنتز، ارتباطات فردی، ۲ ژانویه، ۲۰۰۴). بنابراین پدیده های مهم می توانند از طریق علائم بدیهی عامیانه شان مورد مطالعه قرار گیرند. به عنوان مثال، مقاله ژائو و گانتز (۲۰۰۳) در مورد ویژگی های سخنوری بازیگران مرد و زن در پر بیننده ترین سریالهای تلویزیونی، با مطالعه “روشی که در آن مردم، به خصوص زنان، در رسانه ها بازنمایی می شوند و مورد بحث واقع می شوند و شیوه های کنترلی که معمولا چنین باورهایی را در کل جامعه حفظ می کنند ” آغاز شد (ص۳۴۷). به همین ترتیب، قرائت روانکاوانه رابرت ای. تریل(۲۰۰۰) از فیلم «بتمن برای همیشه» با این پیشنهاد که «منتقد می تواند بوسیله بررسی منابع ابتکاری، فرهنگ معاصر را از متون سینمایی بخواند آغاز شد- چنین متونی به مخاطبان خود، الگوها و اشکالی را که بر اساس آنها، معنی ممکن است از تجربه ساخته شود، ارائه می دهند»، نهایتاً چنین متونی معانی در دسترسی را تهیه می کنند که تجربه ممکن است از طریق آنها معنی بدهد (صص ۴۹۴-۴۹۵؛ همچنین ببینید دین، ۲۰۰۰؛ تریل، ۱۹۹۳). به عبارت دیگر، محققان معمولاً ارزش و اهمیت مطالعه یک موضوع عامیانه منتشر شده را از نظر قابلیت انعکاسی و بازتابی اش تعیین می کنند. در نتیجه، تا وقتی یک موضوع عامیانه در یک ساختار بزرگتر سیاسی یا ایدئولوژیک، مورد بررسی قرار نگرفته است، غالباً به عنوان یک تجلیل غیرانتقادی احساسی از فرهنگ رسانه و مصرف کننده رد شده است. اتهامی که بخش پژوهشی انجمن فرهنگ عامه بولینگ گرین را از زمان تشکیلش در اواخر۱۹۶۰ ، گرفتار کرده است (کلنر، ۱۹۹۵ ، صص ۳۳-۳۴؛ همچنین چادسن،۱۹۸۷را ببینید).

یک نظام ارزشی دوگانه دیگر، تضاد مشاهده شده بین صحت و اعتبار و تجاری سازی یا جهانی شدن است. پژوهشگران عامه اغلب با این سنت انتقادی قدیمی مواجه می شوند: ظاهراً تفاوتی اساسی بین فرهنگ تولید و عرضه انبوه و فرهنگ یا خرده فرهنگ اصیل وجود دارد. چنین نظام دوگانه ای درحال زوال به یک فرهنگ بازاری شده جهانی است. مختصری از فرهنگ عامیانه در گوشه و کنار باقی می ماند: در بخش های انگلیسی نشین جزایر دریا، در کشور آمیش. درحال حاضر۵۰ درصد بقیه فرهنگ عامیانه در والمارت خاموش است. با ورود پست مدرنیسم، که در اینجا به عنوان جهانی شدن فرهنگ، سرمایه داری فراملی و به طور کلی انفجار بازنمایی و واقعیت، شناخته شده است، (بودریار، ۲۰۰۰، برامت،۲۰۰۳، ۱۹۸۸، ۱۹۸۱ هاردت و نگری، ۲۰۰۰) حداقل به لحاظ مفهومی، ما بیشتر از این نمی توانیم چنین تمایز دو گانه ای را میان فرهنگ معتبر و بازاری شده حفظ کنیم. عامه تبدیل به یک چندگانگی رسانه ای همه جایی و هر روزه شده است.

از آنجا که عامه جهانی شده است، این سوال باقی می ماند که آیا اصطلاح ارتباطات عامیانه بر چیزی منسجم دلالت می کند؟ مطمئناً حسی وجود دارد که در آن عامه، همچنان به عنوان مجموعه ای از آثار عمومی موجود شامل: فیلم ها، برنامه های تلویزیونی، لباس ها، شیوه های حمل و نقل و غیره معنی می شود (هبدیگ، ۱۹۸۸، ص۴۷). با این حال به عنوان دستگاه تولید انبوه و نظام نمایندگی همچنان به گسترش و تسریع ادامه می دهد، تعداد آثاری که یک فرد می تواند به طور باورنکردنی در پرتو عامه جمع آوری نماید، همچنان رو به تزاید است. با توجه به این واقعیت که بخش عمده ای از پژوهش ارتباطات مرتبط با آن چیزی است که می تواند به عنوان عامه در این مسیر در نظر گرفته شود، ما در آنچه دنبال می شود نه یک بررسی جامع، بلکه یک واکنش یا بحث و بررسی را ارائه می دهیم که بیانگر پاسخ ها، ترس ها، و امیدهایمان به یک صنعت علمی دور از سر و صدای این بازار رنگارنگ است. ما تلاش خود را به سه بخش تقسیم می کنیم: در نظرگرفتن ارتباطات عامیانه به عنوان موضوعی برای مطالعه، در نظر گرفتن ارتباطات عامیانه در حوزه نظریه و روش، و ترکیبی از این دو برای جایی که مطالعه در مورد ارتباطات عامیانه مورد توجه جدی است.

تعریف موضوع عامیانه (عمومی)

در ساختار سازمانی انجمن بین المللی ارتباطات، ارتباطات عامیانه به بخشی گفته می شود که با محدوده مطالعاتی وسیعی مرتبط است. این بخش در دیگر مجلات، رشته ها، و سازمانها، ممکن است تحت عنوان فرهنگ عامه، نقد رسانه ای، مطالعات انتقادی، مطالعات فرهنگی، و یا چیزی مشابه آن نامیده شود. جامعه محققان خود را هر چه بخوانند، پژوهش هایی را که در این حوزه انجام می شود، به دلیل مجموعه ای از مشکلات و مسائل، تفوق برخی روش ها و وابستگی برخی محققان به دیدگاه های خاص سیاسی، به سختی می تواندر یک مجموعه و در کنار هم قرار داد. ما در راستای تلاش برای بازنگری در مورد چنین ساختار متفاوت علمی، چندان مایل نیستیم که آن را به صورت شسته و رفته تعریف کنیم. در عوض، پیشنهاد می کنیم آن را مرکز بنامیم:

در بین محققان مطالعات ارتباطی حوزه مطالعاتی ارتباطات عامیانه مربوط به موضوعاتی است که به طور گسترده توسط رسانه ها منتشر می شوند. این موضوعات با توجه به تبیین معنا، ساختار و تاثیرشان مورد مطالعه قرار گرفته اند. در ۵ سال گذشته، بیشترین تجزیه و تحلیل ها در مورد موضوعات عامیانه مربوط به برنامه های تلویزیونی و تبلیغات (به عنوان مثال، گرب،۲۰۰۲ ؛مک آلیستر،۲۰۰۲ ، پری-گیلز و پری-گیلز، ۲۰۰۲، سگرین و نبی، ۲۰۰۲)، فیلم (به عنوان مثال، اوون، ۲۰۰۲؛ راشینگ و فرنتز،۲۰۰۰؛ شوگارت، ۲۰۰۳)، صفحات وب و اینترنت (به عنوان مثال، جردن، ۲۰۰۳ ، کوبی، لاوین و باروس، ۲۰۰۱؛ استرومر- گالی، ۲۰۰۰)، و با افزایش تمرکز بر روی مسائل مربوط به جهانی شدن، آمریکایی شدن و رسانه های بین المللی (به عنوان مثال، آوراهام و فیرست، ۲۰۰۳، ناتاراجان و ژیائومینگ، ۲۰۰۳) بوده اند.

روش های ترجیح داده شده برای این کار از مجله ای به مجله دیگر متفاوت است، همچنین تفاوت اندکی بین روش های کمی و کیفی در این راستا وجود دارد. تأثیر مطالعه شده در هر دو روش، کاملاً متفاوت است، بیشتر کارهای کیفی به تمرکز بر فرهنگ و ساختار گرایش دارند، در حالی که روشهای کمی بیشتر دارای رویکرد کارکردگرایانه به نظر می رسند (به عنوان مثال، لیوینگستون، ۲۰۰۳). ساختار مسئله مورد پژوهش معمولاً به لحاظ تاثیر، بر روی طیف گسترده ای از یک فرهنگ کامل نظر گرفته شده است، لذا اصطلاح فرهنگ اغلب اوقات با اصطلاح ارتباطات مرتبط است و در این مقاله، این دو اصطلاح قابل جابجایی هستند (با این حال تاکید می کنیم، چنین تلفیقی گرایشی خاص به حوزه مطالعات ارتباطاتی است). یک محقق ممکن است مدعی مطالعه فرهنگ عامه، و یا به طور خاص ادبیات فرهنگ عامه شود و در همان زمینه ای که ما در اینجا مطرح می کنیم زحمت بکشد. با این حال، از آنجا که رسانه های جمعی بخشی اساسی از مطالعه ارتباطات عامیانه هستند، منظور ما پرداختن به سوالی است که گاهی اوقات این گونه مطرح شده است که آیا تفاوت مفهومی بین فرهنگ عامه، فرهنگ توده، فرهنگ بومی، و دیگر فرقه های فرهنگ وجود دارد؟ (کلنر، ۱۹۹۵، صص ۳۳-۳۵٫ لیپسیتز،۱۹۹۰، صص ۱۲-۲۰). در حقیقت، بله، تمایز وجود دارد، اما ما معتقدیم که تحقیق حاضر در مجموع به اموری اشاره می کند که در آنها به خاطر اثرات توده ای شدن رسانه ها و اتصال آنها به نظام سرمایه داری و فنآوری های جدید، فرهنگ ها به طور فزاینده ای همگن شده اند. همانطور که محققان ارتباطی متعددی استدلال کرده و یا به طور یا ضمنی بیان کرده اند که فرهنگ های بومی یا محلی به طور فزاینده ای در حال ادغام در فرهنگ عامیانه، رسانه ای شده و در نتیجه تبدیل شدن به فرهنگ واحد جهانی هستند (کرایدی،۲۰۰۲، پارامسواران،۲۰۰۲، شوام و هجد، a2002،b 2002). این در واقع، یکی از اثرات اصلی ارتباطات عامیانه به عنوان یک نیروی جهانی و جهانی کننده است که به عنوان یک حوزه بین رشته ای در مطالعات ارتباطات منعکس شده است. به عبارت دیگر، جهانی شدن یا ترویج عامه به عنوان موضوعی انتقادی، نتیجه تلفیق و تبادل کلی فرهنگ ها است (برای گرایش های رشته های مرتبط با مطالعات فرهنگی و بیانی، ببینید گائونکار، ۱۹۹۷؛ گروسبرگ، ۱۹۹۳ ؛ چیاپا، ۲۰۰۱).

هر چند قطعا عباراتی مانند «فرهنگ عامه» یا «ارتباطات عامیانه» تمایز بین آثار تولید شده توسط مردم و فرهنگ رسانه ای شده را از بین می برد (کلنر، ۱۹۹۵، ص ۳۳)، ولی ما فکر می کنیم این مورد ناشی از کمبود تخصص است که بیانگر عصری است که ما در آن زندگی می کنیم. از نظر عملی، ما چهار ویژگی رسمی و کلیدی ارتباطات عامیانه را شناسایی کردیم: ۱- ارتباطات عامیانه متشکل از موضوعاتی است که به شکل انبوه توزیع شده، رسانه ای شده، و به این ترتیب کالایی شده اند، ۲- ارتباطات عامیانه به طور گسترده ای در برنامه های روزانه پخش شده، به کار گرفته شده، و مورد چالش واقع شده است، ۳- ارتباطات عامیانه از طریق تسهیل معانی کار می کند که بلوک هایی ساخته شده از پدیده های فرهنگی از قبیل هویت و حافظه جمعی است و ۴- ارتباطات عامیانه، بیشترین تأثیر خود را در سطح ساختاری ایدئولوژی حاکم، از جمله مفاهیم نژاد، جنسیت، طبقه ، هویت جنسی، و غیره دارد. البته واژه «عامه» به افراد یا جمعیت اشاره دارد. بنابراین ارتباطات عامیانه علاقه مند به آن دسته موضوعات (یا متونی) است که مردم به طور وسیع در معرض آنها هستند. در جهان معاصر غرب، این در معرض قرار گرفتن، برای بسیاری از ما به طور بارزی ثابت بوده، و واجد برخی ویژگی های مهم است.

اول، متونی که شامل بحث ارتباطات عامیانه می شوند به طور گسترده ای توزیع شده اند، تا آنجا که این متون به عنوان مجموعه ای از نشانه هایی شناخته می شوند که به گروهی از معانی و یا کارکردها منجر می شوند، و حتی باوجود اینکه آن معانی ممکن است گوناگون، متناقض، و مورد مناقشه باشند به عنوان یک مجموعه واحد شناخته می شوند (برامت، ۱۹۹۴، صص ۳-۳۲).

یک فیلم مجموعه ای از نشانه ها است، همان طور که یک بازی فوتبال، و یا جدیدترین روزنامه ها هستند. این امکان وجود دارد که برخی از متون نظیر متونی که فقط در سطح محلی منتشر شده اند، اکنون حداقل در سطح منطقه ای منتشر شوند، و این احتمال به طور فزاینده وجود دارد که به صورت سراسری نیز منتشر شوند، پیس روند انتشار در حال گسترش است. یک مجله که در ایالت مین خوانده شده احتمالا در فلوریدا نیز خوانده می شود، و یک نمونه گرمکن عمومی در دبیرستان های کالیفرنیا ممکن است به خوبی در مینه سوتا نیز دیده می شود (نگاه کنید به هارتلی، ۲۰۰۰). چنین انتشاری، با ارائه سنتی این متون اتفاق نمی افتد، اگر آنها به صورت کلی منتشر شده اند به واسطه ضرورت است، و وسایل چنین انتشاری معمولاً الکترونیکی هستند. مجله «آمریکای امروز» که حتی تا درب هتل شما نیز قابل مشاهده است ممکن است کالایی غیر قابل تقلیل به نظر رسد، اما واقعیت این است که بیشتر به شکل الکترونی خوانده شده است.

بنابراین، رسانه ای شدن توده ای، برای گردش وسیع متون فرهنگ پیچیده، پیشرفته و گران عامه، لازم است. عده ای باید برای گردش آنها پول پرداخت کنند و عده ای سود آن را خواهند برد. اگر چه متون ارتباطات عامیانه توسط عموم مردم در زندگی و اعمال روزمره به کار می روند، ولی این متون از طریق تکنولوژیهای پیشرفته برای خدمت به منافع شرکت های بزرگ، به طور گسترده ای در سطح جهانی توزیع شده اند. در این معنا ارتباطات عامیانه رویداد بزرگ چندان خاصی نیست، شبیه سیرکی است که از طریق عبور آقای لینکلن و یا در اوج مناظره های ریاست جمهوری به شهر می آید، اما بازنمایی رسانه ای چنین وقایعی و انتشارشان در میان مردم، بیشتر برای کسب سود است. امروزه تقریباً در مورد همه کالاها متون ارتباطات عامیانه اشیائی هستند که برای فروش ایجاد شده اند. استثناهای این ادعا در دوره های زمانی مختلف، اغلب به واسطه بقایای فرهنگ های محلی- بومی بوجود می آیند، اما چنین متون فرهنگی، هر چه بیشتر منتشر شوند، به همان اندازه از سوی نظام سرمایه داری جدید و از طریق قرار گرفتن در لیست فروش پایان هفته شرکت «Best Buy » (بهترین خرید) گرفتار خواهند شد.

آنچه که این متون روزمره در حین انتشار و مبادله، انجام می دهند میانجیگری و تسهیل شکل دهی به معانی است (برامت، ۱۹۹۴،صص ۶۹-۷۰ و کریلینگ، ۱۹۷۸، صص ۲۴۰-۲۴۱). با وجود درخواست های نسبتاً جدید برای آزاد گذاشتن فهم معانی متون (در مورد هرکدام مطالب بیشتری در زیر وجود دارد؛ ببینید فورناس،۱۹۹۹؛ گراسبرگ، ۱۹۹۹)، معنا در بسیاری از مطالعات ارتباطات عامیانه عاملی کلیدی است و همان چیزی است که این مطالعات شرح می دهند. معنا برای مسائل فرهنگی حیاتی و بزرگتر که موضوع مطالعه ارتباطات عامیانه هستند، به عنوان مفهومی کلیدی شناخته شده است. مطالعاتی که نشان می دهند چگونه متون، حافظه جمعی، هویت شخصی یا گروهی، تاریخ و مطالعات اساسی مانند آن را ایجاد کرده یا به چالش می کشند، اغلب معانی متناقض آن متون و راه هایی که متون می توانند محل جدال بر سر معنا باشد را تسهیل می نمایند (بارتز، ۱۹۹۴، ۱۹۷۲؛ برامت، ۱۹۹۴ ، صص ۶۸-۷۰؛ فورناس، ۱۹۹۹؛ هال، ۱۹۸۰، ۱۹۹۲a، ۱۹۹۲b). معنی به عنوان یک عامل تأثیرگذار و همچنین به دلیل اهمیت فراوانش در تحقق تأثیر مورد نظر، مورد مطالعه قرار گرفته است.

نشانه شناسی به ما آموخته است که معنا متغیر است و به ندرت آن چیزی است که کاملاً در اثر تجارب ارتباطی فرد پدید آمده باشد. آنچه که عجیب و غریب یا راست، آسیایی یا اسپانیایی، ثروتمند یا یقه آبی (کارگر) بودن معنی می دهد، چیزی است که به واسطه فرهنگ از طریق انتشار فراوان متون در طی یک دوره زمانی طولانی ایجاد شده است. بنابراین مطالعات ارتباطات عامیانه تمایل دارد تا به این سطوح گسترده موقعیتی متقابل، به عنوان جایگاه اثرات ارتباطات نگاه کند.

بی اعتمادی نسبت به توانایی شناسایی اثرات متنوع پیام های واحد، یا ردیابی تأثیر اقدامات یکسان، محققان حوزه ارتباطات عامیانه را به تعمق بیشتر در بررسی تأثیرات متون روزمره بر ساختارهای اجتماعی حاکم، متمایل کرده است. پس به طور خلاصه، موارد مورد مطالعه توسط محققان ارتباطات عامیانه متونی هستند که به طور گسترده ای به کمک رسانه های جمعی به صورت کالا منتشر شده اند. آنها منتشر می شوند، مصرف می شود، و در مسائل روزمره مورد بهره برداری قرار می گیرند. اثر اصلی چنین متونی ایجاد معانی است، و آن معانی در سطوح ساختاری بسیار اثرگذار فرض می شوند. با این حال، فراتر از این، ما اعتراف می کنیم که موضوع عامیانه به دلیل سرعت زیاد و شبکه های انتشار متعدد همواره در حال گسترش دادن فرهنگ واحد جهانی است که به صورت روز افزونی برای توصیف دقیق دشوار است. اگرچه قطعا شبکه های پخشی که مقاومت می کنند و مخالف همسان سازی هستند، وجود دارند (و ما می پذیریم که این امر برای تداوم ترویج آنها بسیار مهم است) لیکن در عصر پست مدرنیته، قالب موضوع عامیانه همچنان به پیشی گرفتن از محتوا ادامه می دهد. به عبارت دیگر، این سرعت فزاینده در انتشار موضوعات عامیانه، تهدیدی است که هر موضوع دارای معنی را در آینده عامیانه نماید. بنابراین هرچند ما ثابت کرده ایم که هر کسی می تواند ویژگی های عمومی ارتباطات عامیانه را با بررسی پژوهش های محققان ارتباطی توصیف نماید، ولی درک این مفاهیم بویژه با توجه به وجود مجموعه پیچیده ای از موضوعات یا متون خاص، به طور فزاینده ای در حال تبدیل شدن به موضوعی مشکل ساز است. ما پیشنهاد می دهیم که راه بهتری برای درک ارتباطات عامیانه در حوزه نظریه ها و روش های به کار گرفته شده در مطالعه آن وجود دارد، که نشان می دهد بیشترین معنای پذیرفته شده و البته اغلب ناگفته مفهوم عامیانه بیانگر نوعی وفاداری سیاسی درون یک نظام است.

سیاست نظری عامیانه

والتر بنیامین ( ۲۰۰۲ ) در مقاله اش با عنوان «اثر هنری در عصر قابلیت بازتولید» که برای اولین بار در سال ۱۹۳۶ منتشر شد استدلال می کند که پیدایش تکنیک بازتولید سریع، در حال نابود کردن چیزی است که وی آن را هاله هنر می نامد. هاله که به عنوان فاصله فیزیکی و نمادین یک اثر هنری از مخاطب، همچنین به عنوان تقاطع اسطوره، سنت و ارزش آیینی ایجاد شده برای هر مصنوع، شناخته شده است، مذهب و شایستگی را با هم پیوند داد. پیدایش هنرهای با قابلیت تکرار(به عنوان مثال عکاسی و فیلم) که توسط بنیامین استدلال شده است، پایه های دینی هنر را با سیاست جایگزین کرد:

برای اولین بار در تاریخ جهان، قابلیت تکثیر تکنولوژیک، کار هنری را از سرسپردگی انگلی اش به آیین رها ساخت. به صورتی روز افزون آثار کپی از کارهایی که برای بازتولید طراحی شده اند، تکثیر می شوند. به عنوان مثال یک نفر می تواند از یک عکس به هر تعدادی تکثیر نماید پس درخواست برای چاپ با کیفیت، منطقی به نظر نمی رسد. اما به محض اینکه استفاده از معیار اعتبار برای تولید آثار هنری متوقف شود، تمام کارکرد اجتماعی هنر دگرگون می شود. هنر به جای تولید شدن در یک نظام آیینی، روی یک فعالیت دیگر پایه ریزی شده است: سیاست (سال ۲۰۰۲، ص ۱۰۶ با تاکید بر اصل)

مشاهدات بنیامین نه تنها مطالبی را که ما درباره موضوع فرهنگ عامه گفته ایم تصدیق می کند، بلکه همچنین درباره یک تغییر دیدگاه مبنی بر احترام به عامه و قائل شدن نوعی مشروعیت جدید برای مطالعه طبقه «پایین» و موضوعات غیرمقدس برای مردم را نیز مورد تأیید قرار می دهد (ویلیامز، ۲۰۰۱a، ۱۹۸۵). از آنجایی که این رشته قبلا به عنوان ارتباطات کلامی شناخته می شد به نمونه متون مقدس و گفتار مدل احترام می گذارد، تغییر تابلوی عنوان دپارتمان، به مطالعات ارتباطی نشان دهنده تغییر توجه به یک متن دگرگون شده است، تا آنجا که تقریباً هر موضوع فرهنگی می تواند این روزها به عنوان یک متن ارتباطی خوانده شود (فارل، ۱۹۹۳؛ مک گی، ۱۹۹۰؛ موویت، ۱۹۹۲).

مطالعه فرهنگ عامه در مطالعات ارتباطی ایالات متحده نشان دهنده نوعی تصمیم سیاسی برای درک چیزی غیر از گفتمان نخبگان فرهنگی است. در این برداشت بنیامینی، مطالعات ارتباطی، دین خود را از دست داده است. هرچند به نظر می رسد دانشمندان علوم اجتماعی ما، استدلال پیچیده کمتری برای مطالعه ارتباطات عامه داشته باشند، ولی منتقدان ارتباطات بویژه در حوزه کلامی تا سال ۱۹۷۰ شروع به استفاده از متون عامه پسند نکردند و توجیه این کار اغلب به توجیهاتی شباهت داشت که خیلی قبل تر از سوی محققان مکتب فرانکفورت و مرکز مطالعات فرهنگی معاصر بیرمنگام ارائه شده بود: نظیر مطالعه طبقه کارگر، عامه، پیش پا افتاده، و روزمره زیرا آنها محدوده زمینه مرکزی سیاسی و فضایی را که در آن ایدئولوژی عموم را استیضاح و میانجی گری می کند تعیین می کنند (به عنوان مثال، مقایسه کنید توجیه آدورنو، ۱۹۹۴، و فرنتز و فارل، ۱۹۷۵). چند سال پیش یکی از ما موضوع سخنرانی شدیدالحن رئیس یک دانشکده ارتباطات در غرب آمریکا بود. او با لحنی خشن به سوابق محققانی که برای مطالعات کلامی درخواست داده بودند توهین کرد زیرا به گفته او بسیاری از آنها تحقیق را به سوی فرهنگ عامه هدایت می کردند. او استدلال کرد که مطالعات بیانی سیاست را به نفع ریزه های بی اهمیت طبقه پایین رها کرده بود و اینکه این امر ناقوس مرگ نقد ارتباطات را به صدا در آورده است. ما تقسیم بندی دو گانه او درباره سیاست و عامه را رد می کنیم.

حداقل برای برخی محققان، انتخاب مطالعه ارتباطات عامه پسند مستلزم تعهد به این ایده است که قدرت، نفوذ و ترغیب در دست شخصیت های سیاسی و نخبگان فرهنگی نیست، ایده ای که بیشتر شبیه مارکسیسم است تا هلنیسم. در واقع تقریباً همه روش های استفاده شده و دیدگاه های اتخاذ شده برای مطالعه ارتباطات عامه پسند، به ویژه آنهایی که تحت عنوان مطالعات انتقادی / فرهنگی به ما رسیده اند به مارکس بدهکارند (بارت، ۱۹۷۲؛ فیسک، ۱۹۸۹؛ گراسبرگ، نلسون، و تریچلر، ۱۹۹۱؛ هال، ۱۹۸۰؛ هبدیگ، ۱۹۷۹؛ مورلی، ۱۹۸۰). بعلاوه، گذشته از گرایش سیاسی که یک محقق موقع مطالعه عامه نشان می دهد، شیوه ای عملکرد، نشان دهنده نوعی وحدت خواهد بود. از آنجا که روش علمی غالباً از رساله های یک کشیش کلیسا که برای هر کدام اقرار می کند، اتخاذ شده است، همیشه مجموعه ای از روش ها را شامل می شود.

روش در مطالعه ارتباطات عامیانه، راه علمی زندگی و یک راه تفکر کلی درباره ارتباطات و زندگی است و به همین دلیل روش و نظریه اغلب به عنوان یک سیاست، غیر قابل تشخیصند. در میان کسانی که به ارتباطات عامیانه علاقمند هستند، تعدادی دیدگاه نظری پدید آمده اند که نشان دهنده موضوعات مستمر متمایل به تفکر چپ است. (ما به تناقض دانشگاهیان چپگرای غرق در ساختارشکنی جهانی شدن و تجاری شدن که تلاش های آنها را امکان پذیر می کند توجه داریم- این اژدها با خوردن دم خود رشد می کند‌) موضوعات فرهنگ عامه به عنوان یک شاخص گرایشات، به طور فزاینده ای با استفاده از مجلات مطالعات ملی ارتباطات (به دلیل انتشار جهانی شان) در حال بررسی هستند (به عنوان مثال، دلوکا و پیپلس ، ۲۰۰۲؛ شام و هگ ، ۲۰۰۲a؛ زکریا، ۲۰۰۳). عامیانه ترین رویکردها از روی نظریه پسا استعماری و به کمک آن طراحی شده اند (به عنوان مثال، کرایدلی، ۲۰۰۲؛ پارامسواران، ۲۰۰۲؛ شام و هگ، ۲۰۰۲)، نظریه فمینیستی و هنجارستیزی (دگرباشان) (به عنوان مثال، بروکی و وسترفلهوس ، ۲۰۰۲، کوپر، ۲۰۰۲، هرمان، ۲۰۰۳، شوگارت، ۲۰۰۳)، بوم شناسی رسانه ها (با علاقه مجدد به نظریات مک لوهان و بودریار به عنوان مثال، برامت، ۲۰۰۳؛ روفو، ۲۰۰۳)، و نظریه حوزه عمومی (به ویژه در شرایط ضد عامیانه به عنوان مثال، آسن، ۲۰۰۰؛ گرین، ۲۰۰۲؛ اونز و پالمر، ۲۰۰۳؛اسکوایرز، ۲۰۰۲، وارنر، ۲۰۰۲). در میان طیف گسترده ای از روش های مختلف که برای پیشبرد این رویکرد استفاده می شوند، بسیاری از آنها به طور کلی، در تمرکز بر نشانه ها، عکس ها و زیبایی شناسی، مشترکند. همچنین بسیاری از آنها در علاقه برای استخراج معنی مشترکند و این کار را با تنظیم کردن یک متن عینی به بیان و اصطلاح دیگر انجام می دهند.

اگر چه بسیاری از دانشمندان ارتباطات به رویدادهای روان شناسانه یا شناختی علاقه مند هستند ولی محققان ارتباطات عامیانه تمایلی به فرض کردن این مسأله که علائم- کلمات، تصاویر و غیره، فرایندهای ناخودآگاهی را منعکس می کنند که در همه جا ارائه می شوند، ندارند (در رأس این موارد، پژوهش های اخیر بر روی فراموشی فرهنگی، حافظه جمعی و اصطلاح فراموش نشدنی در جامعه، استثنائات قابل توجهی هستند. ببینید فاس و دومنیسی، ۲۰۰۱، هاسکینس، ۲۰۰۳؛ استورمر، ۲۰۰۲؛ ویویان، ۲۰۰۲؛ زلیزر، ۱۹۹۵). نشانه ها فقط ابزارهایی که با آنها ارتباط برقرار شود و مناضعات ادبی با آنها صورت گیرد نیستند، بلکه نشانه ها همچنین به عنوان زمینه ای که در آن برخی اقدامات نمادین رخ می دهد محسوب شده اند. زمین اغلب آن چیزی است که در عملیات نظامی مورد مناقشه است، لیکن نشانه ها و مدیرت نشانه ها خودشان به عنوان هدف و غایت ارتباطات در نظر گرفته شده اند. به این دلایل روش های مطالعه ارتباطات عامیانه بر روی سطح متون، و زندگی و بر نشانه ها، تصاویر، زبان، زیبایی شناسی، نگاه و احساس تمرکز می کنند. به نظر می رسد یک فرضیه اعم از اینکه صریح و روشن ساخته شده است یا خیر، در نظر گرفته شده باشد، و آن این که: تفکر، چینش اجتماعی(در واقع زندگی نمادینی که از این سطوح حاصل می شود)، سطوح دلالتی که آنچه ما فکر می کنیم و چگونگی احساس ما، همه محاسبه شده هستند.

الزام و تعهد به ظاهر و چرخش به سمت تصویر و زبان در بسیاری از مطالعات ارتباطات عامیانه گرایش بی اهمیتی نیست، اما انتخابی است برای تجزیه و تحلیل آنچه به عنوان موتور اصلی ایجاد تغییرات اجتماعی و روانی گرفته شده است. در توصیف موضوعات مطالعات ارتباطات عامیانه ما بر محوریت معنا تأکید می کنیم زیرا ما معتقدیم که برای بررسی علمی، جستجوی معنی به صورت روش شناختی محوریت دارد. در میان بسیاری از روش های مختلف روش شناختی، معنی معمولاً به واسطه تنظیم یک گفتمان در شرایط گفتمان دیگر توضیح داده شده است. محققان ارتباطات عامیانه به دلیل تمرکز بر سطح، بر این باورند که روشنگرترین روش برای این نیست که نشان دهد یک تصویر یا کلمه ارائه شده واقعاً چیست بلکه بیشتر برای این است که با توضیح اینکه آن (تصویر یا کلمه) چگونه ممکن است در شرایط گفتمانی دیگر ترجمه شده باشد، نشان دهد آن (تصویر یا کلمه) چه و چطور معنی می دهد. آن «گفتمان دیگر» اغلب از طریق متن مقدس و محقق بنیانگذار یکی از رویکردهای روش شناختی ارائه شده است.

اگر یکی در حال انجام یک تجریه و تحلیل از نوع برکی (ادموند برک) است، یکی اصطلاحات یک متن (بگویید، یک فیلم) را به اصطلاحات یافت شده در بعضی بخش های پژوهش کنت برک ترجمه می کند (یادآوری فیلمی به نام پنتاد یا ضرب المثل یا پایان شناسی و غیره). بنابر آنچه گفته شد دیگر اگر کسی از شما بپرسد که توضیح دهید یک سگ چیست؟ شما دو راه برای پاسخ دادن دارید. یکی گرفتن اشیاء خزدار و تکان دادن آن در مقابل پرسشگرتان. راه دیگر این است که بگوئید سگ به عبارت دیگر چیست: “اوه، خب، ببینید این پستانداری چهار پا از نسل گرگ است، و غیره، و غیره.” محققان ارتباطات عامیانه تمایل دارند از روش دوم پیروی کنند. هرچند ما معتقدیم که اکثر کسانی که خود را محقق ارتباطات عامیانه بر می شمارند به برجسته کردن مفهوم معنا ادامه می دهند، لیکن نوع جدیدی از نظریه به وجود آمده است که به جای جستجو برای معنا، به تحلیل ظاهر متون، حوادث و شیوه های عمومی حساس است (گانکر و پاوینلی، سال ۲۰۰۳، ص. ۳۸۶). رویکردهای جدیدتر مطالعه پدیده های عامیانه، در جستجوی یک معنای مخفی یا تا به حال دیده نشده (هرمنوتیک)، به جای ژرف یابی کردن متون فرهنگ عامه یا تبیین آنها به متون دیگر، تمایل دارند که بر حرکت و جریان قدرت، موضوعات و یا حتی منطق درون شبکه های جهانی، درون تصورات اجتماعی و در میان جمعیت ها، عموم و ضد عمومی تمرکز کنند (آسن، ۲۰۰۰، گرین، ۱۹۹۸). با توجه به جهانی شدن توده ها و در نتیجه تمرکز بر ظاهر متن که در بالا توضیح داده شد، جای تعجب نیست که «انتشار» و «گردش»، استعاره های اصلی این نوع نظریه هستند؛ که از تعدادی اصول فراساختاری بسط یافته اند: رویکردهای فوکویی و دلوزی به فرهنگ، مطالعات حوزه عمومی و مطالعات فرهنگی (گرین، ۱۹۹۹، ۲۰۰۴؛ گراسبرگ، ۱۹۹۲، صص ۳۷-۸۷، جانسون، ۱۹۹۶، ص ۸۰-۸۵، وارنر، ۲۰۰۲، صص ۹۰-۹۶). در میان فشارهای جدیدتر، روش های انتقادی مشخصاً وابسته به نقشه و شجره نامه هستند (تحت عنوان مخالف نشانه شناسی و غیره ) و بنابراین تجزیه و تحلیل ارائه شده در زمینه کاری ما، علی رغم یک تمرکز توصیفی شدید بر جزئیات تاریخی، در آنجا نسبتاً انتزاعی باقی می ماند.

ما گمان می کنیم که روندهای نظری جدید به عنوان الزامات نظری و پیچیدگی توسعه یافته اند (بیشتر در صفحات مجله نظریه ارتباطات و مطالعات انتقادی در ارتباطات رسانه ای، و مشخصاً مجله جدید NCA، ارتباطات و مطالعات انتقادی/ فرهنگی) نتیجه مطالعات بیشتر در این زمینه شبیه انواع نقدهای وابسته به نقشه موجود در بیشتر مجلات بین رشته ای مانند فرهنگ عمومی خواهد بود. به عنوان مثال مقاله جدیدی در مجله رافائل (۲۰۰۳) نشان داد در جریان سرنگونی رئیس جمهور فیلیپین (جوزف استرادا) چگونه قابلیت ارسال پیام کوتاه توسط تلفن همراه، انگاره ذهنی طبقه متوسط جامعه را ​​نسبت به داشتن قدرتی ماورایی فعال ساخت. هرچند ممکن است یک نفر ارسال پیام متنی را کاری عامیانه بداند، لیکن تمرکز رافائل بیشتر بر روشی است که در آن فناوری های ارتباطی تصورات، فعال سازی توده و ممانعتش از تغییر اجتماعی را متحول می کنند. رافائل بدون توجه به هرمنوتیک، بر شبکه های رسمی و گردش گفتمان تمرکز می کند. با این حال از آنجا که فرض روش شناختی اصلی هر روند نظری این است که همه چیز در سطح است، پس این آسان است که ببینی چرا مطالعه ارتباطات عامیانه در کلمه یا تصویر صفحات چاپی بیشتر نمایان می شود (متأسفانه به نظر نمی رسد که ما تخصص و دانش خود را بیش از این درگیر دنیای مجازی که مردم واقعی در آن زندگی می کنند کرده باشیم). این دقیقاً شبیه صفحات چاپی، یا برای بسیاری مردم، شبیه صفحه الکترونیکی نمایشی است، که مهمترین نظام های اجتماعی در آن در حال جدال هستند. بنابراین روش ها و دیدگاه های مطالعه ای که ظهور پیدا کرده اند، روش های تعامل محقق و مخاطب در کنش اجتماعی و سیاسی هستند، و در حال حاضر به نظر می رسد که فرض اصلی مطالعات فرهنگی، یعنی این که نظریه و روش فی نفسه، شکل های کنش سیاسی و اجتماعی هستند، به خوبی توسط بسیاری از اندیشمندان مطالعات ارتباطی اتخاذ شده است.

در نهایت محققان ارتباطات عامیانه در تبیین آنچه در متونی که به طور گسترده در جامعه منتشر شده اند، اتفاق می افتد، به ناچار موضعی را به عنوان جایی که در آن موتور اصلی اثرات ادبی و تأثیر ارتباطی نهفته است، بر می گزینند. به نظر ما علی رغم روندهای جدیدتر مبتنی بر الگو و شجره نامه، این مسأله هنوز برای اندیشه سه گانه، فراگیر و بزرگ ادبیات- متن- مخاطب، به عنوان ساختاری برای توضیح جایی که بر آن تأکید می شود، مفید است. ما گمان می کنیم محققان ارتباطات عامیانه به گفتن یا اشاره کردن یا فرض کردن این مسأله که کاری که ارتباط انجام می دهد به دلیل یکی از این سه اصطلاح است، تمایل خواهند داشت. ما در این بخش استدلال کردیم که محققان بر تصاویر و نشانه هایی تأکید می کنند که متن را می آرایند و در نتیجه دلالت ضمنی بحث ما این ادعاست که اکثر محققان ارتباطات عامیانه متن گرا و یا دست کم سطح گرا باقی می مانند.

نتیجه گیری از مباحث: به سوی مردم گرایی انتقادی

ما در این مقاله در پاسخ به این سوال که آیا ارتباطات عامیانه و یا فرهنگ عامه به عنوان یک مقوله پس از جهانی شدن، معنی دار باقی می مانند؟ به دو روش پاسخ مثبت داده ایم. اولاً، بررسی پژوهش های صورت گرفته درباره ارتباطات عامیانه در حوزه ما نشان می دهد یکی از اساسی ترین موارد که گسترش یافته است، این است که این مقوله به گونه ای شکننده به معنی کردن یک شیء با تعدادی ویژگی های شکلی ادامه می دهد. در شرایط پست مدرنیته ادامه دادن به حفظ مقوله با اشاره به نوع خاصی از شیء به طور فزاینده ای دشوار است. از این رو ما پیشنهاد کردیم که راه بهتر فهم ارتباطات عامیانه که نگران فهم مشترک است، تأکید بر نظریه ها و روش ها با توجه به نگاه سیاسی است. ما نتیجه گرفتیم که ارتباطات عامیانه اساساً به یک سوگیری سیاسی چپگرا از مقوله علم اشاره دارد که عمداً از مطالعه فرهنگ نخبگان به نفع موضوعات زندگی روزمره اجتناب می کند.

همانگونه که قول دادیم این نمای کلی از دانش ارتباطات عامیانه با ارائه یک توصیه به پایان خواهد رسید. اگر یک بعد از روش هایی که چنین محققانی بکار می برند این است که بین محقق و خواننده با مسائل اجتماعی و سیاسی تعامل برقرار نمایند، ما معتقدیم که مطالعه ارتباطات عامیانه به طور کلی به عنوان مسیری که دانش می رود و جایی که باید برود، به نوعی خودآزمایی و خود ارزیابی مداوم دعوت می کند ( به ویژه از نظر مسائل اجتماعی و سیاسی). ما در بخش نتیجه گیری استدلال می کنیم که دانش ارتباطات عامیانه باید، اولاً نوعی توده گرایی انتقادی (پوپولیسم)، تلاش جهت رد تجلیل مداوم یا ارزش قائل شدن برای نخبگان یا برشمردن موضوعات فرهنگی در زمره موضوعات مقدس، و نیز تلاش برای سوق دادن مخاطبان از حالت روشنفکر به مخاطب عامه را رواج دهد، ثانیاً باید در جهت شفاف سازی هر چه بیشتر در مورد علاقه شدید محققان به تحقیق در مورد سرمایه داری جدید است، حرکت کند. و نهایتاً اینکه باید در جهت تعامل با متون مختلف و پراکنده حرکت کند.

ارتباطات عامیانه به عنوان نوعی محتوا باید به مطالعه مسائل روزمره که ما در آن زندگی می کنیم، حرکت می کنیم و هستی مان را داریم ادامه دهد. جلوه های متون که در تلویزیون، رادیوی ماشین، روی بدن مردم، و غیره رصد می کنیم، امروزه محل های تأثیر عمده هستند. مردم دیگر بر سر دیدگاه های سیاسی مجادله نمی کنند چرا که در حال مجادله بر سر ایده هایی هستند که در فیلم و تلویزیون ارائه می شوند. مردم در گذشته دور ظرفی از غذا جمع می شدند تا زندگی خود را مدیریت کنند؛ امروزه آنها دور صفحه نمایش و اسپیکر جمع می شوند. خلاصه منظور ما این نیست که اهمیت گفتمان نخبگان رد شود. به عنوان مثال هنر سخنرانی رئیس جمهور برای شفاف سازی گفتمان دولت– ملت و دیگر نهادهای فرهنگی نخبگان به تأثیرگذاری بر واقعیت اجتماعی، عامیانه یا غیره ادامه می دهد. با این حال منظور ما از تأکید این است که انتشار گفتمان نخبگان به طور فزاینده ای محدود است و اینکه تعهد به مطالعه ارتباطات عامیانه محققان را ملزم به تأکید بیشتر بر متونی می کند که به طور گسترده در زندگی روزمره منتشر می شوند. البته، محققان بر روی اینکه این متون چگونه دارای تأثیرات، یکسان یک طرفه و یکپارچه هستند با هم اختلاف نظر خواهند داشت و همچنان برخی سنت های پژوهشی ادامه خواهند یافت تا جدال بر سر معنا متعادل باشد.

ما علاوه بر متعهد دانستن خود به تجزیه و تحلیل معمول و روزمره، همچنین یک توده گرایی انتقادی در زمینه صحبت و مکالمه با غیر دانشگاهیان را تشویق خواهیم کرد. این تشویق نباید در کنار نگرانی آکادمیک معمول برای مخاطبان مقالات مجلات، کوچک و ناچیز خوانده شود. دانشگاهیان مقالات را منتشر می کنند و مقالات برتر در بین سایر دانشگاهیان منتشر می شوند سپس آنها ایده های مقالات را به دانشجویان که مخاطبانی قابل توجه اند منتقل می کنند. شکایتهای موجود که تنها ۲۰ نفر مقاله یا کتاب شما را خواهند خواند این واقعیت را نادیده می گیرد که آن ۲۰ نفر ممکن است هر کدام ۱۰۰ دانش آموز یا بیشتر را در سال آموزش دهند، دانش آموزانی که احتمالاً در حال رفتن به سمتی هستند که رهبران یک جامعه باشند. با این حال ما بر این باوریم که علاوه بر ارسال پیام های ما به محققان همکار، ادعاهای ارائه شده توسط محققان ارتباطات عامیانه ایجاد یک انگیزه خاص می کنند که به سمت افراد طبقه متوسط بروند و مستقیماَ به مسائل طبقه فرودست بپردازند. اگر ما اخباری درباره پیامهایی که در زندگی روزمره مردم منتشر می شوند داریم، بنابراین باید قادر باشیم که آن اخبار را مستقیماً و در مکان هایی که مردم با این پیام ها روبرو می شوند به آنها بیان کنیم. بنابراین ما در ابتدا و در درجه نخست محققان ارتباطات عامیانه را فرا می خوانیم تا ردای مقدس روشنفکری عمومی را تحت تعقیب قرار دهند تا آنچه را که ما به طور مستقیم قبل از عموم مردم می دانیم برای توجه آنها ارائه دهند.

به عنوان مثال، محققان ارتباطات عامیانه ممکن است، وارد عادات منظم ارسال نامه به سردبیر یا شرکت در گروه های خبری آنلاین یا چت روم ها شوند تا آنچه را که ما می دانیم به اشتراک بگذارند. حداقل ما امیدواریم محققان ارتباطات عامیانه با دفتر سخنگویان موسسات خود یا مرکز روابط دانشگاه و رسانه ها تماس بگیرند و به عنوان کارشناس داوطلب شوند: صحبت کردن با رسانه های خبری در مورد وقایع کنونی، گامی ناچیز در جهت پرداختن به مخاطبان گسترده تر است. در میان گذاشتن آنچه ما می دانیم با غیر دانشگاهیان، حداقل در برخی مواقع مستلزم تعهدی دلبخواهانه به زبان قابل فهم است. یکی از ما استفاده از زبان مبهم و اصطلاحات محرمانه را در دانش تقبیح می کند، در حالی که دیگری چنین اصطلاحات خاصی را به عنوان بخشی ضروری و اجتناب ناپذیر از سازمان های نظری درک می کند (کان، ۲۰۰۴). با این حال، هر دوی ما گمان می کنیم، که چنین کاربردی اغلب برای تداوم بخشیدن به روحانیت، نخبه گرایی و رمز و راز میان دانشگاهیان طراحی شده است. بیشتر آن دانشگاهیانی که در این لال بازی عمدی شرکت می کنند- به ویژه در همایش ها- به شما خواهند گفت آنها همه به نفع موازنه قدرت در این کشور است، گاهی اوقات از ابهام زدایی و رمزگشایی سیاستها و از شکستن مبانی امتیازدهی، شیوه ای ایجاد می شود که بر اساس آن این طبقه بی شرمانه صحبت می کنند (به تازگی یکی از ما شاهد ارائه مقاله ای بود که پر بود از اصطلاحات بسیار مبهم که تنها برای یک نفر از مخاطبان قابل درک بود.)

اگرچه دلایل خوب و فضای کافی برای بحث عامه وجود دارد، لیکن حال حاضر و از این پس در بحثهای نظری ارتباطات عامیانه، واژگان تخصصی شده کمتر اهمیت دارد. تا آنجا که ما، محققان را به بیشتر خطاب قرار دادن عامدانه مخاطبان توده و عامی، نوشتن و صحبت کردن بیشتر به شکل معمول سفارش می کنیم. ما همچنین به همکاران محقق ارتباطات عامیانه اصرار می کنیم که حرکت به سوی درک درستی از مسائل اروتیک را ادامه دهند. البته منظور ما از اروتیک نه یک تمایل جنسی محدود بلکه هر نوع تمایل است اعم از اینکه در حوزه اصطلاحات روانشناسی (فرویدی، لاکانی، مارکوزه ای) درک شده باشد یا آنچنان که امروزه بیشتر مد است، میلی باشد که با مدل ریزوماتیک ارائه شده توسط دلوز و گاتاری (۱۹۹۶a، ۱۹۹۶b) فهم شده باشد.

اگر این مطلب درست باشد که ارتباطات عامیانه همان گونه که در بالا ادعا کردیم به عنوان مجموعه ای از کالاهای اصلی برای سرمایه داری جدید منتشر شده است، پس میل، همچون قلبی است که آن پیام ها را در سراسر شریان های زندگی روزمره به پیش می برد. سرمایه، تنشی از میل مداوم درون عموم ایجاد می کند به گونه ای که باعث مصرف بیش از حد لازم برای حفظ شناوری سیستم سرمایه داری جدید شود. تجزیه و تحلیل و نقد و بررسی کتاب های مهمی نظیر کتاب هنری کریپس: شهوات فرهنگ (۱۹۹۹) برای تحت تأثیر قراردادن تحقیقات ارتباطی در حوزه ارتباطات عامیانه حداقل زمانی که با رشته های نزدیک دیگر مقایسه شده است، کند بوده است شاید به این دلیل که حوزه مطالعاتی ما همچنان مقالات زیادی را به خود اختصاص می دهد.

محققان باید هماهنگ با آن دسته از پژوهشگرانی که در حال کار بر روی نظریه همجنس گرایی و فمینیسم هستند و نیز آنهایی که بر روی تجزیه و تحلیل بدن کار می کنند همچنان به تمرکز در مورد نحوه مشارکت متون ارتباطات عامیانه در فرایند ایجاد و ارضاء میل ادامه دهند. در نهایت ما در پی فشار مدام تبارشناسی، به دوری از روش های قدیمی نظریه متون مودب و مرتب اصرار داریم. منظور ما از متون مودب این ایده است که متون به صورت جداگانه و در تمامیت خود مورد توجه قرار می گیرند، آنها بی سر و صدا می خوابند در حالی که ما آنها را با سوزن های علمی خود سیخ می زنیم. متون در ارتباطات عامیانه مانند یک وز وز پر سر و صدای قطعات منتشر می شوند. امروزه پارادایم ارتباطات عامیانه گردش کانال است و این ممکن است در هر نقطه ای به عنوان استعاره ای برای درک چگونگی انتشار و مصرف چنین متونی استفاده شود. مطالعات ارتباطات عامیانه نیازمند حساسیت نسبت به متون چندگانه، متون تکه تکه شده و متون دوباره به هم متصل شده فرانکشتاین از تجربه های روزمره است. گستردگی موضوعات ارتباطات عامیانه همچنین نیازمند رویکردهای جدیدتر روشی است. در پایان ساختارهای روش شناختی و مفهومی که ما با آنها به ارتباطات عامیانه نزدیک می شویم نیاز دارند که فراگیر باشند آنچنان که برای جمع و جور کردن کثرت و تعددی که در تجربه ارتباطی امروز نهفته است طراحی شده باشد.

پی نوشت

۱] جاشوا کان در بخش مطالعات ارتباطات، دانشگاه ایالتی لویزیانا تدریس می کند. باتون روژ، و بری برامت در بخش مطالعات ارتباطات، دانشگاه آستین تگزاس تدریس می کنند. نویسندگان از توماس فرنتز، لورا سلز، جان اسلوپ، و رابرت تریل به خاطر بحث در مورد دیدگاه های شان در ارتباطات عامیانه، رنه ادواردز به خاطر اجازه دادن به آنها برای استفاده از مجموعه مجله هایش، و گالری دیوید چشیر و جنیفر استرومر به خاطر انتقادات و پیشنهادات ارزشمندشان تشکر می کنند.

مکاتبات مربوط به این مقاله باید به آدرس جاشوا کان ارسال شوند: گروه مطالعات ارتباطات، دانشگاه ایالتی لوییزیانا، کوتز هال ۱۳۶ باتون روژ، LA 70803؛.

ایمیل: jgunn@lsu.edu
انجمن بین المللی ارتباطات

۲] مجاز مرسل (خلاصه گویی) یکی از آرایه‌های ادبی کهن است و به «ارادهٔ جزء به کل یا کل به جزء» اشاره دارد. یعنی اگر اشاره‌ای به جزء می‌کنیم منظورمان کل است و برعکس.

برچسب‌ها: , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

  1. بهنام می‌گه:

    اگه به زبان خودمونی یه خلاصه می نوشتین خیلی خوب بود
    مطلب طولانی خواننده را خسته میکنه

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق