شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۱:۲۷ - ۱۳۹۴/۰۹/۱۹
پیامبر اسلام
پیام آور مهربانی ها؛
 داستان هایی از رحمت پیامبر اسلام (صل الله علیه و آله)   

دعوت به سوی خدا با داشتن خصلت نیک و با نداشتن آن ازجهت تاثیر و نفوذ در نفوس یکسان نیست، پس لاجرم تو بدی را با بهترین راهش دفع کن، باطل را با حق بران و جهل را با حلم و بردباری دور کن و بدی آنها را با عفو وگذشت تحمل کن...

ندای اصفهان- حجت الاسلام عبدالغفار امیدوار/

خداوند متعال در حدیث قدسی فرمود «من گنجی پنهان بودم دوست داشتم شناخته شوم پس عالم را خلق کردم» لذا عرفا منشاء آفرینش را حب دانسته اند. بنابراین بی راهه نرفته ایم اگر بگوئیم هدف از آفرینش اشرف مخلوقات نیز حبّ است؛ چه اینکه خداوند فرموده است: «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» و هدف از عبادت تقرب به خداست و معنای این تقرب آینه دار شدن انسان در اسماء و صفات الهی یا همان فناء فی الله است که اوج محبت و عشق بین خدا و انسان است.

لذا مومن واقعی و واصلان حقیقی به هدف از آفرینش، مرآت الهی اند؛ المومن مرآت المومن. در این روایت مصداق اتم مومنِ اول پیامبر اکرم و مصداق اتم مومن دومِ خداوند متعال است؛ یعنی پیامبر اکرم آینه دار تمام اسماء و صفات الهی است فلذا چنین انسانی رحمه للعالمین است.

بر این اساس انسان مومن باید بداند وظیفه اصلی او در این دنیا این است که با انجام دستورات الهی آنقدر درون خود را پاک کند که همچون آینه تجلی بخش اسماء و صفات الهی گردد.

لذا خداوند متعال چهارده معصوم علیهم السلام را که به این مرآتیت دست یافتند ولیّ الله یعنی واصل و فانی و بقیه الله نامید و آنها را الگوی بشریت خواند؛ و لکم فی رسول الله اسوه حسنه تا مومنین با الگوگیری از آن انسان های کامل بهتر و سریع تر بتوانند راه کمال را طی کنند؛ لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَى المُؤمِنینَ إِذ بَعَثَ فیهِم رَسولًا مِن أَنفُسِهِم یَتلو عَلَیهِم آیاتِهِ وَیُزَکّیهِم وَیُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ وَالحِکمَهَ وَإِن کانوا مِن قَبلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ﴿آل عمران ۱۶۴)

پیامبر رحمت

چرا پیامبر رحمه للعالمین است؟

پیامبر اکرم صل الله علیه و آله برای کل عالم رحمت است به دلیل دو خدمت بزرگی که به بشریت نمود:

الف) دریافت و ارائه معصومانه قانون کامل زندگی دنیوی و اخروی از خالق عالم

ب) معرفی ۱۲ الگو و مجری معصوم و برگزیده خداوند تا پایان حیات بشر

دو خدمت بی نظیری که پیامبر اکرم به آن دو بسیار سفارش نمود و اگر بشریت به وصیت پیامبر اکرم مبنی بر پیروی از قانون معصومانه (قرآن کریم) ذیل پرچم حاکمیت مجری معصوم (اهل بیت) گردن می نهاد بشریت از حیاتی مملو از عقلانیت، معنویت و عدالت به سعادت نهایی خود دست می یافت و نظام عالم از رحمت واسعه حق متعال برخوردار می شد اما افسوس که امت پیامبر از روی کینه راه جهل و ضلالت را پیمود و قرآن را مهجور و مجریان معصوم را خاک و خون کشیدند.

ذکر رحمت پیامبر در قرآن کریم:

الف) «لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَئُوفٌ رَحیمٌ» به یقین رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنج های شما بر او سخت است و بر هدایت شما اصرار دارد و بر مؤمنان رئوف و مهربان است. (توبه – ۱۲۸)

ب) «انک لعلی خلق عظیم»؛ تو اخلاق عظیم و برجسته ای داری‌ (قلم ۴)

ج) «فَبِمَا رَحْمَهٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ» پس به [برکت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پیرامون تو پراکنده مى‏شدند پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کار[ها] با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکل کن زیرا خداوند توکل‏کنندگان را دوست مى‏دارد (آل عمران ۱۵۹)

و) «و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین» (انبیاء ۱۰۷)

پیامبر رحمت

ذکر رحمت پیامبر در روایات:

* امام على علیه السلام در بیان احوال و اخلاق پیامبر خدا می‌فرماید: …هیچ گاه دو کار براى او (پیامبر صلى الله علیه و آله) پیش نیامد، مگر این که دشوارترینِ آن دو را برگزید.

* امام حسن علیه السلام: رسول اکرم صلى الله علیه و آله (در نظرها) با شکوه و بزرگوار بودند… سخنانى کوتاه، جامع و بى چون و چرا مى گفتند بدون کم و زیاد، نرمخو و مهربان بودند، در حق کسى ظلم نمى کردند، کسى را خوار نمى شمردند، نعمت را اگر چه کم بود، بزرگ مى دانستند و چیزى از آن را نکوهش نمى کردند، از مزه غذا نه بد مى گفتند و نه تعریف مى کردند، دنیا و آنچه به آن مرتبط است ایشان را خشمگین نمى ساخت و هرگاه حقى ضایع مى شد، احدى را ملاحظه نمى کردند و چیزى باعث رفع خشمشان نمى شد، تا آنکه حق را حاکم سازند.

پیامبر صلی الله علیه و آله، پیوسته غمگین بود وهماره در اندیشه، آسودگى نداشت و بدون نیاز، سخن نمى گفت، سکوتش طولانى بود، از آغاز تا پایان سخن، دهانش را کاملاً باز نمى کرد و سخنانى فراگیر مى فرمود، کلامش، فصل بود که در آن نه فزونى دیده مى شد و نه کاستى، نرمخو بود و از خشکى و جسارت برکنار، نعمت را هر چند ناچیز، بزرگ مى داشت و چیزى از آن را نمى نکوهید، تغییر ذائقه دهندگان را نه مى نکوهید و نه مى ستود، دنیا و آنچه در آن است، او را به چشم نمى آورد.

چون چیزى مانع حق مى گشت، هیچ چیز یاراى خشم او را نداشت تا آنکه حق را یارى کند، او براى خود خشمگین نمى شد و براى خود چیرگى نمى خواست، هرگاه اشاره مى کرد، با تمام کَفَش اشاره مى کرد و هرگاه شگفت زده مى شد، دست خود را مى گرداند و هرگاه سخن مى گفت، دست خود را به یکدیگر مى پیوست و شست دست چپش را به گودى کف دست راستش مى زد و هرگاه خشمگین مى شد، رویش را بر مى گرداند و چهره اش را بر مى تافت و هرگاه شاد مى شد دیدگان خود را فرو می بست، بیشتر خنده او لبخند بود و هرگاه لبخند مى زد دندانهایش چونان دانه هاى تگرگ خودنمایى مى کرد. (عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۲۸۳ و المعجم الکبیر ، الأحادیث الطوال ،ص ۲۴۶ )

* سعید بن هشام مى‏ گوید: به عایشه گفتم: اى ام‌المؤمنین، لطفا درباره اخلاق پیامبر برایم صحبت بدار، گفت: مگر قرآن نخوانده ‏اى؟ گفتم: چرا. گفت: اخلاق پیامبر همانست، یعنى تمام اخلاق پسندیده قرآنى را عمل می‌فرمود، این حدیث را مسلم در صحیح خود آورده است.

* عایشه، در پاسخ این سؤال که: اخلاق پیامبر صلى الله علیه و آله در محیط خانه چگونه بود؟ فرمود: خوش‏خوترینِ مردمان بود. نه دشنام مى‏ داد و نه بدزبانى مى‏ کرد و نه در کوچه و بازار، هیاهو به راه مى‏ انداخت و نه بدى را به بدى جبران مى‏ کرد؛ بلکه مى ‏بخشید و گذشت مى‏ کرد.(ترجمه طبقات کبرى، ج ‏۱، ص ۳۵۳)

* امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند رسول خویش را به اخلاق نیک و پسندیده مخصوص گردانید، شما هم خود را بیازمایید، اگر آن اخلاق نیک در شما بود خداى را سپاس گفته و از او بخواهید تا آن را در شما بیفزاید. سپس امام علیه السلام آن‌ها را بدین ترتیب ده خصلت شمرد: یقین، قناعت، صبر، شکر، بردبارى، خوش‏خلقى، سخاوت، غیرت، شجاعت و جوانمردى (آداب، سنن و روش رفتارى پیامبر گرامى اسلام، ص ۲۳)

نمونه هایی از رحمت رحمه للعالمین:

همانگونه که رسول خدا صل الله علیه و آله فرموده است مقصود از بعثت ایشان مکارم اخلاق بوده است؛ (انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق) و مکارم اخلاق عمدتا این است که انسان جواب بدی را با خوبی بدهد و به فرموده قرآن کریم: «ولاتستوی الحسنه ولا السیئه ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک و بینه عداوه کانه ولی حمیم» (و نیکی با بدی یکسان نیست، پس تو بدی های مردم را بابهترین عکس العمل دفع کن تا آن کسی که بین تو و او دشمنی هست، چنان شود که گویی دوستی مهربان است)؛

الف) آن روز، پیامبر چون روزهای قبل از آن کوچه می گذشت. پرسید: دوستی داشتیم که هرگاه از کنار خانه اش عبور می کردیم، بر سر ما خاکستر می ریخت، چند روزی است از او خبری نداریم، کجاست؟ گفتند: بیمار شده است. با چند نفر از یاران به عیادت وی رفت. بیمار با شرمندگی به مادرش گفت: صورتم را بپوشان. وقتی رسول خدا (صل الله علیه و آله) وارد شد، گفت: ای پیامبر، اول مرا مسلمان کن، تا دیدگانم به دیدارت روشن شود. مرد یهودی با این رفتار پیامبر، به سرعت متحول شد و اسلام را پذیرفت.

ب) پیامبر گرامی اسلام، حتی از ضعیف‌ ترین آدم ها یاد می کرد: زن سیاهپوستی در مدینه بود که کارهای مسجد را انجام می داد. چند روزی خبری از او نشد. حضرت سراغ او را گرفت‌، گفتند: او مرده است. پیامبر (صل الله علیه و آله) فرمود: شما با ندادن این خبر، مرا آزردید. سپس فرمود: اکنون قبر او را به من نشان دهید. حضرت به کنار قبر آن زن رفت، بر او درود فرستاد و فرمود: این قبور گرفتار ظلمت هستند و با درود و صلوات ما بر آنها، نورانی می ‌شوند.

ج) انس بن مالک می گوید: با پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) از راهی می گذشتیم، درحالی که عبایی با حاشیه زبر و درشت بر دوش آن حضرت بود. دراین میان، یک فرد عرب از راه رسید و عبای پیامبر را به شدت کشید، به گونه ای که حاشیه عبا روی گردن پیامبر اثر گذاشت.

آن عرب با لحنی دور از ادب گفت: محمد، دستور بده از ثروتی که از جانب خدا در اختیار توست، به من بدهند. پیامبر رحمت، این رفتار بی ادبانه را نادیده گرفت، نگاهی سرشار از مهر و محبت به او افکند و فرمود: اکنون قصاصت بکنم؟ اعرابی گفت: نه. پیامبر فرمود: چرا؟! اعرابی گفت: چون تو بدی را با بدی جواب نمی دهی. پس پیامبر تبسمی کرد و فرمود: آنچه می خواهد، به وی بدهید.

د) در مدینه هر کس برای پیامبر هدیه ای می آورد. مادر انس بن مالک آمد و گفت: من چیزی برای پیشکش ندارم اما فرزندی دارم که او را به عنوان خادم شما پیشکش می کنم. انس ده سال خادم پیامبر بود، بعد از رحلت رسول اکرم از انس سوال کردند پیامبر را چگونه یافتی؟ گفت مختصر بگویم یا مفصل؟ گفتند: مختصر. انس گفت: رفتار پیامبر در این ده سال بگونه ای بود که نفهمیدم من خادم او بودم یا او خادم من!!!

ه) فاطمه (سلام الله علیها) هنگام رحلت رسول خدا از ایشان پرسید: در روز قیامت شما را کجا بیابم؟ فرمود: پل هفتم جهنم!!! (یعنی اگر بشود بدترین افراد را هم نجات خواهم داد) (کشف الغمه ج ۱/۴۷۹-بحار الانوار ۲۲/۵۳۵/ح۳۷)

و) در یکی از جنگ ها در حالی که لشکر پیامبر مشغول استقرار خیمه ها و… بودند در اثر باران شدید بین پیامبر که مشغول استراحت در زیر درختی بودند و بین لشکر فاصله افتاد و یک نفر از لشکر دشمن که متوجه این موقعیت شده بود شمشیرش را برداشت و به طرف پیامبر آمد، شمشیر کشید و گفت: یا محمد! چه کسی تو را از دست من نجات می دهد؟ فرمود: خدا. هنگامی که پایش لغزید و با شمشیر به زمین افتاد، پیامبر (ص) آن را برداشت و روی سینه اش نشست. فرمود: چه کسی تو را از دست من نجات می دهد؟ بی درنگ گفت: «جُودَکَ و کَرَمُکَ یا مُحمّد؛ جود و بخشش تو». پیامبر در حالی که اشک محبت در چشمانش حلقه زده بود، فرمود: حرکت کن و به اردوگاه خود برو.

ز) دندان پیامبر(صل الله علیه و آله) را شکستند اما او به جای آن که نفرین کرده و نفرتی در دلش پدید آید دستان خود را به سمت آسمان بلند کرده و می‌فرمود: «اهد قومی انّهم لا یعلمون»؛ خدایا اینها نمی‌دانند و تو اینها را هدایت کن. یعنی جواب بدی را با خوبی می‌داد.

ک) پیامبر اکرم حتی وحشی قاتل عمویش حمزه را که او مثله کرده بود بخشید.

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق