پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۰:۱۹ - ۱۳۹۴/۰۴/۲۱
طلبه طراز انقلاب
(خیلی مهم)
 طلبه تراز انقلاب/ نمایی از حوزه علمیه مطلوب   

حداقل رسالت حوزه علمیه شاید این است که چون با دین مرتبط است، مدل ۲۷ نظام مرتبط با دین را ارائه دهد/ هدف اجتماعی ظهور، تمدن‌سازی است و طبیعتا هدف نظام جمهوری اسلامی نیز باید همین باشد. اگر جمهوری اسلامی، نظامی است مرتبط با عقاید شیعه و مهدویت، نظام جمهوری اسلامی هم هدفش همین است...

ندای اصفهان- سیدعلی موسوی (محقق و طلبه حوزه علمیه اصفهان)/

هدف نهایی در نظام جمهوری اسلامی چیست؟ رسالت حوزه های علمیه امروز کدام است؟ خروجی های آن باید چگونه باشند؟ نظام فعلی حوزه چقدر با نظام مطلوب فاصله دارد؟ جایگاه بصیرت سیاسی و فعالیت های اجتماعی در حوزه امروز کجاست؟ و…

اینها سؤالاتی است که سیدعلی موسوی شاید پس از دو سال مطالعه و مراجعه به منابع و اساتید درصدد پاسخگویی بدان ها است. متن زیر که توسط پایگاه خبری تحلیلی ندای اصفهان پیاده سازی شده است در یک مقدمه و ۷ بخش تنظیم یافته، که به دنبال ارائه چهره مطلوب یک طلبه طراز انقلاب اسلامی و ارائه راهکار برای رسیدن به مدل تمدن اسلامی است.

 ***

بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام و عذرخواهی بابت اینکه امروز وقت شما را می‌گیرم. وقت این جلسه محدود است، لذا بنده سریع وارد اصل مطلب می‌شوم و از مقدمات اولیه صرف نظر می‌کنم. در بحث طلبه تراز انقلاب و در حالت کلان‌تر بحث نیروی تراز انقلاب اسلامی ایران، بخصوص از سال ۸۸، با رفقا زیاد تحقیق می‌کردیم و حضرت آقا هم مدام از بصیرت سخن می‌گفتند. ما گفتیم این کلمه قلمبه «بصیرت» یعنی چه که مدام حضرت آقا از آن حرف می‌زنند؟ مقداری برای ما مبهم است. این شروع کار ما شد و تحقیقات را شروع کردیم و بصیرت را کمی باز کردیم و بعد گفتیم «کنار بصیرت چه چیزی باید باشد؟» و کار مدام گسترده‌تر شد تا به یک تحلیل رسید و من کمی از نتایجش را به شما ارائه می‌دهم. فکر می‌کنم بحث خیلی مهمی باشد، اینکه الآن مراکز فرهنگی و غیر فرهنگی و تشکل‌های دانشجویی و حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها، همه به دنبال نیروسازی و انسان‌سازی هستند؛ اما معلوم نیست شاخص‌هایش چیست و تا وقتی شاخص‌هایش معلوم نباشد ملموس نیست که ما باید چه کنیم؟ چه هدف بزرگی را ریز کنیم که نتیجه‌اش بشود فلان نکات و فلان دوره‌ها و فلان کلاس‌ها و… لذا به نظرم بحث خیلی ناب است و متأسفانه روی آن خیلی کم کار شده است. مباحث کلانی را گفته‌اند اما اغلب این مباحث به صورت کلی باقی مانده و ریز نشده است.

سیدعلی موسوی

در این مباحث بنده فقط قصد ندارم صرفا شاخصه های طلبه تراز انقلاب اسلامی را بگویم و بحث تمام شود، بلکه قصد دارم به صورت مبنایی در ابتدا نگاه کلانی را که ما را به این بحث می کشاند خدمتتان عرض کنم و سپس بحث طلبه تراز انقلاب را مطرح کنم. نادیده گرفتن این مبانی اولیه و ورود بی مقدمه به بحث شاخص های طلبه تراز، موجب فهم ناقص ما از بحث می شود و لذا تمام مباحث کنار یکدیگر لازم می باشد. ضمن اینکه در این مباحث علاوه بر بحث شاخص های طلبه تراز انقلاب، بنا به لزوم بحث، مباحث مهمی در مورد حوزه علمیه تراز انقلاب اسلامی و شاخص های آن نیز مطرح خواهیم کرد که آنها نیز از اهمیت ویژه ای برخودار می باشند.

مباحثی که بنده قصد بیان آن را دارم سه جلسه به طول می انجامد. سر فصل مطالبی را که می خواهم خدمتتان ارائه کنم به شرح زیر است:

  • – بیان منابع مورد استفاده در این بحث
  • – سخنان کلیدی رهبری در بحث تحول حوزه و برخی مشکلات موجود
  • – معرفی هدف نهایی در نظام جمهوری اسلامی
  • – معرفی مراحل و گام های کلان برای رسیدن به هدف نهایی نظام اسلامی
  • – تعیین جایگاه حوزه های علمیه در نظام اسلامی
  • – معرفی انواع خروجی های فعلی موجود در حوزه
  • – نمایی از حوزه علمیه مطلوب
  • – خروجی مفید حوزه علمیه (شاخص های طلبه تراز انقلاب اسلامی)
  • – بیان راهکار پیشنهادی برای نزدیک شدن به وضعیت مطلوب

 ۱- منابع مورد استفاده

بنده مقدمه‌ای را شروع می‌کنم که مقدمه‌ای لازم و چه بسا لازم‌تر از متن است و بعد وارد بحث می‌شوم. ابتدا منابعی را که در بحث و تحقیقاتم استفاده کرده‌ام بیان می‌کنم تا بحث کمی شفاف شود، بعد وارد بحث می‌شوم.

– یکی کتاب «حوزه و روحانیت در کلام مقام معظم رهبری» بود که فکر می‌کنم اصل منبع همین بود و بیشترین رجوع را به این کتاب داشته‌ام . به منابع دیگری هم رجوع داشته، اما به این کتاب خیلی توجه کردم.

«حوزه از دیدگاه علما و بزرگان»، چاپ مرکز مدیریت حوزه علمیه که کتاب جالبی است.

«راه و رسم طلبگی» از محمد عالم زاده نوری. البته ایشان آثار زیادی دارند که به آنها هم رجوع شده ولی فکر می کنم مهمترین کتاب ایشان در زمینه طلبگی همین کتاب راه و رسم طلبگی باشد.

– کتاب «مباحثی درباره حوزه» از آیت ا… محمد تقی مصباح یزدی

-کتاب «حوزه و روحانیت» از دیدگاه شهید مرتضی مطهری

– نقد حوزه و روحانیت از نظر استاد رحیم پور ازغدی. البته مطالب ایشان اغلب به صورت فایل صوتی است و کتاب آن را من هنوز ندیده ام. ایشان مجموعه سخنرانی هایی با موضوع نقد حوزه دارند که بنده نظراتشان را از آن طریق جمع آوری کرده ام.

«حوزه و روحانیت» از دیدگاه آیت الله جوادی آملی

– «روش تحقیق در حوزه علمیه» از حجت الاسلام واسطی از محققین بحث تمدن سازی که در مشهد مشغول فعالیت اند. ایشان فعالیت های خوب و دقیقی تا امروز در بحث های مختلف از جمله تحول در حوزه داشته اند که می تواند در بحث تحول حوزه کمک کار زیادی باشد.

– «روش تحصیل در حوزه علمیه» از حجت الاسلام عبدالحمید واسطی

– «راهبرد تحول در حوزه» از حجت الاسلام عبدالحمید واسطی

-یکی هم مصاحبه و گفت‌وگو با آقای جندقیان اگر ایشان را بشناسید، بحث تحول در حوزه اصفهان را پیگیری می‌کردند. مدتی ایشان مدرسه میرزاحسین می‌آمدند و بحث معرفی حوزه را می‌کردند. ما قبل و بعد از کلاس با ایشان می‌نشستیم و بحث می‌کردیم.

– منبع دیگر، بحث سبک تشکیلاتی مؤسسه سما، متعلق به آقای تلوری، که از آن هم قدری استفاده شد.این موسسه در تهران فعالیت می کند و بیشتر با هدف تربیت نیروی کارآمد در حال فعالیت است.

البته بزرگان و عزیزان دیگری از حوزه علمیه و خارج آن هم هستند که به صورت پراکنده به منابع آنها رجوع کرده ایم ولیکن رجوع اصلی ما به این منابع بوده است. شاید در ادامه بحث اسم کسانی را که به صورت پراکنده از آنها استفاده کرده ایم را هم ذکر کنم.

در جاهایی هم که حلقه مفقوده وجود داشته پیگیری کردیم و این حلقه‌های مفقوده را پیدا کردیم و کنار هم چیدیم. مقداری از آن را هم خودمان اضافه کرده‌ایم. این از منابع بحث.

 ۲- سخنان کلیدی رهبری در بحث حوزه علمیه

عرض کردم کتاب «حوزه و روحانیت»، اصلی‌ترین منبع بوده که بررسی شد و خلاصه‌ای از آن نوشتیم و این خلاصه را باز هم خلاصه کردیم؛ مثلا چیزی را که آقا ۱۰ بار گفته‌اند، ۵۰ بار گفته‌اند، ما یک بار در خلاصه خلاصه آورده‌ایم. می‌خواهم این خلاصه خلاصه را برایتان بخوانم. کتاب حوزه و روحانیت دو جلد است و بعضی چاپ‌ها هم یک جلدی است. ما از کتاب یک جلدی استفاده کرده‌ایم و آدرس می‌دهیم. من اینها را می‌خوانم فکر می‌کنم افق را باز می‌کند که بحث را بعد ادامه بدهیم.

صفحه ۴۴۸: امروز روحانی به سرمایه‌هایی نیاز دارد که دیروز نیاز نداشت؛ یکی از این سرمایه‌ها آگاهی از وضع جهان است… این یک نیاز است؛ دیروز این نیاز نبود ولی امروز هست. لذا حوزه‌های علمیه و مجموعه‌های روحانی به معارف زیادی احتیاج دارند (پاسخ به کسانی که می‌گویند همان سیستم قدیمی کافی است برای حوزه).

دیدار روحانیون در محل مصلای ارومیه ۲۷/۶/۱۳۷۵

توضیح: حضرت آقا یکسری سخنرانی دارند، در جواب کسانی که می‌گویند اصلا همان سیستم قدیمی برای حوزه کافی است و دلایل مختلفی هم می‌آورند. بعضی را اینجا بیان کرده‌ام و بعضی در خلاصه خلاصه نگنجیده. دلایل جدلی هم می‌آورند. یعنی می‌گویند حرف‌های شما با پیش‌فرض‌های خودتان هم غلط درمی‌آید. برخی از مخالفان تحول در حوزه از دلایلی که می‌آورند این است که می‌گویند، از این سیستم فعلی حوزه افرادی نظیر امام خمینی‌ها بیرون آمده و لذا هیچ تغییری نباید در سیستم فعلی حوزه ایجاد نمود. حضرت آقا می‌گویند اگر بخواهیم استدلال این افراد را بپذیریم خوب اگر این‌طوری است ما برویم سیستم حوزه‌ای که قبل از سیستم فعلی بوده است را انتخاب کنیم زیرا در آن ابن سیناها و امثالهم از آن بیرون آمده‌اند. چرا شما سیستم حوزه را نسبت به زمان ابن سینا عوض کردید؟ استدلال شما این است که بگویید یک سری آدم خوب بیرون آمده‌اند، پس ما به این سیستم دست نزنیم و بهترش نکنیم. درواقع منظور رهبری این است که بله ما قبول داریم که سیستم حوزه آدم‌های خوبی دارد، ما می‌گوییم باید بیشتر آدم‌های خوب تولید کند و این تعداد خواص از سیستم حوزه خیلی کم است. تعداد خواص ما از حوزه باید خیلی بالاتر از این باشد. بازده و راندمان از ۱۰ درصد باید بشود ۸۰ درصد، ۹۰ درصد.

صفحه ۴۶۸: لزوم توجه به علوم جدید مرتبط با تبلیغ: علوم ارتباطات که امروز در دانشگاه‌های دنیا هست درواقع شیوه ارتباط‌گیری تبلیغی است… بخشی از مباحث این علوم که مورد نیاز حوزه است را حوزه ارائه دهد.

متن کامل بیانات مقام معظم رهبری در ابتدای درس خارج فقه ۲۸/۶/۱۳۷۸

توضیح: بحث علم ارتباطات و رسانه است که الآن در دانشگاه‌ها ارائه می‌دهند. آقا می‌گویند بخشی از آن مورد نیاز حوزه است. چرا حوزه اینها را ارائه نمی‌دهد؟ البته من خیلی خلاصه کردم. برای مثال، برای این دو خط، حضرت آقا توضیح پس از آن می‌دهند و من تنها اصل آن را آورده‌ام. بعضی از مباحث را آقا چند بار تکرار کرده‌اند و من به اجبار یک بار آورده‌ام.

صفحه ۴۳: عالم دین باید فکر سیاسی روشن و زنده متناسب با لحظه حال داشته باشد…

بیانات در آغاز درس خارج فقه ۳۱/۶/۱۳۷۰

صفحه ۴۴: اهمیت آگاهی سیاسی در حوزه: آگاهی سیاسی به مثابه چشمی است که اگر نداشته باشیم، دو عنصر فقاهت و اخلاق دیگر در حرکت به ما کمک نخواهند کرد.

سخنرانی در مراسم بیعت هزاران تن از طلاب قم و ۲۰ کشور جهان ۲۲/۳/۱۳۶۸

صفحه ۴۴: از اوضاع سیاسی و عالم مطلع باشید وگرنه به درد پاسخگویی به نیازهای مردم نمی‌خورید. صریحا به شما می‌گویم.

بیانات رهبری در مراسم عمامه‌گذاری گروهی از طلاب ۲۶/۱۰/۱۳۶۸

صفحه ۴۵: امروز اگر شما عالِم هم باشید؛ بسیار باتقوا هم باشید، اما زمانتان را نشناسید، آن‌وقت آسیب‌پذیر و لغرش‌پذیر و کم‌فایده خواهید بود… «العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس»؛ ما کسانی را دیدیم که عالم هم بودند، بی‌دین هم نبودند؛ اما در دورانی که می‌توانستند برای اسلام و مسلمین مفید واقع بشوند، مفید واقع نشدند، بعضا حتی خدشه‌ها و ضررهایی هم وارد کردند.

سخنرانی در مراسم عمامه‌گذاری و اهدای جوایز به طلاب نمونه حوزه علمیه قم ۴/۱۱/۱۳۶۹

صفحه ۵۰: شما باید رهبران آینده انقلاب و کشور را در آینده بسازید و بپرورانید و فراهم کنید. شخصیت‌هایی که بتوانند رئیس‌جمهور و وزیر و نماینده و نظریه‌پرداز سیاسی باشند… تلاش حوزه، کمتر از آن چیزی است که لازم است.

سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب قم ۷/۹/۱۳۶۸

توضیح: چند بار این را آقا تکرار کردند. به‌خصوص بحث حوزه و تربیت رهبر. این سیر ۱۰ ساله حوزه (پایه یک تا ۱۰، با کلاس‌های خارج که دیگر پراکنده می‌شود) حالا این سیر ده ساله حوزه، باید به شکلی باشد که رهبر معظم انقلابی از دل آن دربیاید. حالا باید ببینیم آموزش‌های فعلی می‌تواند اینها را دربیاورد یا نه؟

صفحه ۵۸: هرچه روحانی آگاه‌تر باشد، بیشتر مورد هجوم دشمن است… هرکس توطئه‌ی توطئه‌گران برنامه‌ریز و سیاست‌گذاران عمده ضدیت با اسلام و مسلمین را بهتر بفهمد و دقیق‌تر به آن توجه کند، بیشتر مورد بغض است! …امام بزرگوار ما هم از این قبیل بود که علی‌رغم اینکه شخصیت درخشان او، خضوع بینندگان را جلب می‌کرد، بیشترین طعن و دق از طرف دشمن به او شد، چه قبل از حکومت، چه بعد از حکومت به زبان‌های مختلف، حتی بعد از رحلت!

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با طلاب حوزه علمیه مشهد ۲۲/۴/۱۳۷۶

توضیح: آقا می‌گویند فکر نکنید اگر به شما فحش می‌دهند لزوما شما انسان بدی هستید. گاهی چون فردی اثرگذار هستید به شما فحش می‌دهند. از این ناراحت نشوید.

صفحه ۶۵: حوزه‌های با وضع کنونی، نمی‌توانند انتظارات را پاسخ دهند؛ مگر در آن برنامه‌ریزی شود و طرح نوینی افکنده و دنبال شود.

سخنرانی در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب قم ۷/۹/۱۳۶۸

صفحه ۶۵: پاسخ ذره ذره و دانه دانه به مسائل زندگی چیست؟ شما و همه ما در جواب خواهیم ماند! …چه‌کسی می‌خواهد این کار را بکند؟ این حرف من نیست؛ حرفی است که سال‌ها در حوزه مطرح بوده است. مسئله این است که آیا روال جاری موجود در حوزه‌های علمیه، برای پاسخ دادن به این نیازها کافی است؟ جواب این است که نه؛ کافی نیست!

سخنرانی در دیدار با اساتید، فضلا، مسئولان و طلاب بنیاد فرهنگی باقرالعلوم علیه السلام ۱/۱۱/۱۳۶۸

توضیح: این‌ها را من خیلی خلاصه کرده‌ام. آقا بعضی جاها خیلی تند و تیز می‌گویند، خدا را پیش می‌کشند و اینکه من دیگر حجتم پیش خدا تمام شده است و این چیزها.

صفحه ۶۶: حوزه باید به جایی برسد که همیشه ۲۰-۱۰ شخصیت آماده برای رهبری داشته باشد.

بیانات در جمع علما، فضلا و مدرسان حوزه علمیه قم ۳۰/۱۱/۱۳۷۰

توضیح: این صحبت عددش هم مهم است. الآن ما عزا گرفته‌ایم که خدا نکند زبانم لال برای رهبری اتفاقی بیفتد و مدام این سؤال را از همدیگر می‌کنیم که اگر خدایی ناکرده اتفاقی برای رهبری بیفتد چه کسی شایستگی جانشینی ایشان را دارد؟ درحالی‌که ما باید دائم حدود ۲۰ شخصیت دارای صلاحیت رهبری نظام را داشته باشیم.

صفحه ۶۷: خوفم از این است که خداوند از ما بپرسد از این نعمت چطور استفاده کرده‌اید؟ آیا کشور احتیاج نداشت؟… واقعا تن انسان می‌لرزد که جواب خدا را چگونه بدهد؟ شما به این نیاز و سرمایه عظیم نگاه کنید.

بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی حوزه علمیه قم ۱۶/۳/۱۳۸۰

صفحه ۶۹: فضلای جوان آشنا به مسائل زمان، مسئولان اصلاح حوزه: برادران عزیز! شما بدانید که من برای اصلاح امور جامعه علمی خودمان… چشم امیدم به طبقه شماست!… فضلایی که درس خوانده‌اند؛ زحمت کشیده‌اند؛ با مسائل علمی حوزه، با مسائل کشور و مسائل زمان، آشنا هستند و نیروی جوانی هم در آنها هست.

بیانات در دیدار با اعضای دفتر همکاری حوزه و دانشگاه ۱۲/۸/۱۳۷۶

توضیح: آقا تعریفی از فضلای جوان حوزه ارائه می‌دهند و می‌گویند من امیدوارم شماها بیایید و کاری بکنید. منظورشان هم از فضلای جوان این‌طور که خودشان می‌گویند، طلبه‌های جوان پایه‌های ۱۰ به بالاست که کارهای اصلی را اینها باید بکنند؛ ولی نمی‌دانم حالا شاید ما هم ذره‌ای از فضلای جوان باشیم.

صفحه ۷۲: اگر حوزه بخواهد از تحول بگریزد منزوی خواهد شد؛ اگر نمیرد، اگر زنده بماند. البته مایه دین، مانع مردن می‌شود؛ اما منزوی خواهد شد؛ روز به‌روز منزوی‌تر خواهد شد.

بیانات در دیدار جمعی از اساتید و فضلای حوزه عملیه قم ۸/۹/۱۳۸۶

توضیح: این صحبت خیلی سنگینی است که رهبری می‌فرمایند. از نظر رهبری این سرنوشت حتمی است و چنانچه حوزه حاضر به تحول در خود نشود یا منزوی خواهد شد و یا اینکه به کلی نابود خواهد شد. البته به خاطر ماهیت دینی حوزه، به طور کامل نمی‌میرد ولی منزوی خواهد شد.

صفحه ۱۰۸: ما در طول تاریخ تشیع به خاطر عدم آگاهی علما از حقایق و جریانات دنیا خیلی ضربه خوردیم. بخصوص در ۲۰۰ سال اخیر.

بیانات در آغاز درس خارج فقه ۳۱/۶/۱۳۷۰

توضیح: رهبری توضیحاتی می‌دهند در مورد ۲۰۰ سال اخیر و ضربه‌هایی که خوردیم. آقا یک سری تشبیهاتی نسبت به حوزه و جوان امروز دارند. این دوتا تشبیهی که در ادامه می‌آورم تشبیهات جالبی است.

صفحه ۱۲۰: امروز حوزه در زمان خودش خیلی عقب است. حساب یک ذره و دو ذره نیست. مثل اینکه دو نفر سوار بر اسب… یکی اسبش از دیگری تندروتر باشد و آن که اسبش کندروتر است بعدا به اتومبیل دست پیدا کند، طبیعی است آن که اسبش تندروتر است به گرد او هم نمی‌رسد. الآن وضعیت اینگونه است. امواج فقه و فلسفه و کلام و حقوق دنیا را گرفته است… با زمان خیلی فاصله داریم حتی در اخلاق هم اینگونه است.

بیانات در جمع فضلا و نخبگان حوزه علمیه قم ۱۴/۹/۱۳۷۴

توضیح: تشبیه این است که ما الآن داریم اسب‌سواری می‌کنیم، آنها اتومبیل ساخته‌اند و دارند می‌روند. حضرت آقا می‌گویند آنها موج‌های فلسفی و فقهی و حقوقی و کلامی را که در دنیا می‌اندازند خیلی سنگین است. ما اصلا در سطح آنها، در دنیا موج نمی‌اندازیم و این انتقاد بزرگی است.

صفحه ۱۲۵: چرا ]اندیشه اصلاح حوزه[ تفکر و اندیشه‌ای که بیش از نیم قرن در حوزه‌های علمیه سابقه دارد، جامه تحقق نپوشیده است؟ …علت هرچه باشد حجت بر ما تمام است که آنچه را در طول سال‌های متمادی انجام نشده را انجام دهیم.

بیانات در آغاز درس خارج فقه ۳۱/۶/۱۳۷۰

صفحه ۱۴۵: قبول کاستی‌ها: آنچه را به نظر می‌رسد علاج این موارد ]کاستی‌های حوزه[ است، فهرست‌وار مطرح می‌کنم: اولاً قبول درد است؛ کسانی نیایند بگویند «این حرف‌ها چیست؟!» و مطرح کنند که: «شیخ انصاری و میرزای نائینی و آخوند و امام و دیگر بزرگان در همین حوزه‌ها پرورش پیدا کرده‌اند و شما حرف تازه‌ای می‌زنید.»

بیانات درجمع فضلا و نخبگان حوزه علمیه قم ۱۴/۹/۱۳۷۴

توضیح: رهبری در جایی دیگر می‌گویند اگر اینجوری است ما هم بیاییم ابن سیناها را مثال بزنیم و می‌گوییم آن‌ها هم در حوزه بوده‌اند. حوزه یک تغییراتی داشته. اینجوری نبوده از ۱۰۰۰سال پیش تا حالا بدون تغییر باشد و کتب عوض نشده باشد. پس ما هم بگوییم همان کتاب‌های آن روزهایی که ابن سینا آنها را می‌خوانده را بیاوریم. چرا شما تغییرش داده‌اید و کتاب‌های حالا را آورده‌اید؟

صفحه ۱۶۹: اگر درد را قبول نکردیم، درمان درست نخواهد شد. این کار به دست شما، به خصوص فضلای جوان است. بگویید؛ تکرار کنید؛ بنویسید؛ استدلال نمایید؛ با کسانی که این موارد را قبول ندارند، مباحثه کنید؛ مجادله به حق کنید و ثابت نمایید که این بیمار، واقعاً بیمار است و این موجود زنده، درد دارد! اگر درد را نفهمیدند، این بیمار، درمان نخواهد شد!

بیانات درجمع فضلا و نخبگان حوزه علمیه قم ۱۴/۹/۱۳۷۴

صفحه ۱۶۹: این مسئله، ربطی هم به ماهیت درس‌ها و علوم ما ندارد… ما داریم ابزار را عوض می‌کنیم… اگر نکنیم عقب خواهیم ماند! از جمله پیشرفت‌ها، پیشرفت روش‌های آموزشی و فراگیری تعلیم و تعلم و تقسیم‌بندی علوم است… اگر از این طرق استفاده نکنیم مثل این است که از صنعت چاپ استفاده نکنیم.

بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی مدیریت حوزه علمیه قم ۱۵/۶/۱۳۷۵

توضیح: حضرت آقا می‌فرمایند که نمی‌گویم فقه را بردارید، ادبیات را بردارید و حذفش کنید، ماهیت دروس را کاری ندارم. کیفیت ارائه دروس را کار دارم. این تشبیه دومی است که آقا دارند. مثل اینکه یک عده می‌خواهند دست‌نویسی بکنند و یک عده می‌خواهند از صنعت چاپ استفاده کنند. فرق سرعت و اثر و کیفیت و حتی ظاهر را ببینید و مقایسه کنید. یک تشبیه دیگر هم دارند، الآن یادم نیست، اما برای خودم این دوتا خیلی جالب بود.

صفحه ۱۸۹: هماهنگی با مراجع تقلید و استفاده از نظرات ایشان در اصلاح حوزه: باید مقداری با مراجع صحبت کرد و تفهیم کرد… من می‌دانم که اگر با ایشان صحبت و جزئیات گفته بشود همراهی خواهند کرد. منتها شما آقایان با آنها کمتر تماس دارید. از طرفی کسانی هستند که شئونات اقتضا می‌کند دائم پهلوی آقایان مراجع باشند. بروند؛ بنشینند؛ حرف بزنند و حرف بشنوند. طبعا انسان تحت تأثیر قرار می‌گیرد. نگذارید دیگران در ذهن ایشان رسوخ کنند. با ایشان تماس بگیرید؛ کسی را بفرستید… مراجع را اصلا نباید کنار گذاشت.

بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی مدیریت حوزه علمیه قم ۹/۷/۱۳۷۷

توضیح: اینجا می‌گویند بروید پیش مراجع تقلید، هم نظراتشان را بشنوید هم اطلاع بدهید که الآن چه اتفاقاتی دارد می‌افتد و یک عده می‌روند و اخبار بعضا خلاف به مراجع می‌دهند و طبیعتا انسان وقتی یک طرفه اطلاعات بگیرد اثر می‌پذیرد. نگذارید اخبار یک طرفه به مراجع منتقل بشود.

صفحه ۲۷۹: شرط اول کسی که می‌خواهد در این راه ]ایجاد تمدن اسلامی[ حرکت کند، این است که بداند با چه کمین‌ها و موانعی روبرو خواهد شد؛ خودش را آماده کند. العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس

بیانات در مدرسه فیضیه قم ۱۴/۷/۱۳۷۹

توضیح: یک بحث مفصلی دارند آقا که اصلا رسالت طلبگی مهم‌ترینش تمدن‌سازی است. در حوزه هم چند سخنرانی دارند. در ادامه بحث من قسمتی از آن را آورده‌ام که ارائه خواهم کرد. اما خوب در حرف‌های آقا این کلمه “تمدن‌سازی” هم در جمع دانشجوها، هم در جمع طلاب یک کلیدواژه است. این موضوع را رسالت حوزه می‌دانند؛ هرچند که بحث تمدن‌سازی را رهبری در جمع دانشگاهیان هم زیاد و بلکه بیشتر از حوزویان مطرح کرده‌اند. باید از خود بپرسیم که چرا رهبری این مباحث را در جمع دانشگاهی‌ها بیشتر مطرح کرده درحالی‌که وظیفه اصلی آن برعهده حوزه است؟ همه این اهداف و کارهایی که باید در حوزه انجام بشود به جهت همین تحقق تمدن اسلامی است.

صفحه ۳۰۰: این حوزه نسبت به نظام جمهوری اسلامی تکالیفی دارد که با تکالیف آن قبل از انقلاب به‌شدت متفاوت است. کار ما متحول شده است. کانّه از لحاظ کثرت، تفاوتی که بین وظایف امروز و وظایف دیروز است، طبیعت دیگری را بوجود آورده است.

بیانات در جمع علما و فضلا و مدرسان حوزه علمیه قم ۳۰/۱۱/۱۳۷۰

توضیح: اصلا می‌گویند یک دنیا فرق دارد. رسالت‌هایمان خیلی زیاد شده است. چون ما الآن فقط یک حوزه نیستیم، الآن باید یک الگو شویم. باید یک کشور را اداره کنیم. دنیا دارد به ما نگاه می‌کند. خیلی رسالت‌هایمان بیشتر شده است.

***

این خلاصه‌ی خلاصه‌ای بود که نوشته بودیم. خود خلاصه فکر می‌کنم ۲۰ صفحه بود، این خلاصه‌ی خلاصه شده ۲صفحه، شاید یک صدم کل کتاب و بلکه کمتر باشد و دیگر خیلی خلاصه است. بعضی از نکات را عرض کردم آقا چند بار تکرار کرده‌اند. نمی‌دانم، سعی کردیم چیزهایی را که لبّ مطالب است را بیاوریم. این هم از این.

۳- معرفی هدف نهایی در نظام جمهوری اسلامی

حالا من یک سؤال بپرسم بعد برویم جلوتر. هدف اجتماعی امام زمان (عج) چیست؟ هدف اجتماعی، و نه هدف فردی؟ در هدف فردی، شاید اهداف خاص و کارهای خاص داشته باشند، اما هدف نهایی اجتماعی خود امام زمان چیست؟ یعنی امام زمان در سطح کلان اجتماعی قرار است چه کاری را بکنند که بقیه نمی‌توانند انجام دهند؟

– یکی از حاضرین: عدالت

موسوی: «عدالت»؟ این را روی تخته می‌نویسم. اما آیا فقط همین است؟ مثلا در یک روایت هست که «امنیت» را هم می‌گویند. عدالت را به معنای اخصّ آن می‌گویم. اگر منظورتان از عدالت آن معنای کلان و کلی است باید بتوانید آن را به صورت دقیق‌تر تعریف کنید.

– حاضرین: قسط و عدل.

– موسوی: این کلی است. ما حالا شاید عدالت را به معنای عدالت اقتصادی، عدالت سیاسی و غیره تعریف کنیم. اکثرا وقتی می‌گوییم عدالت، عدالت اقتصادی به ذهنمان می‌آید. مثلا مجازات مجرمان و هرکس را سرجای خود نشاندن. اما من می‌خواهم دقیق‌تر بیان کنید. این معنای شما مبهم است؛ یعنی امام زمان دقیقا از نظر اجتماعی چه می‌خواهد بکند؟ در مورد اهداف فردی اظهار نظر نمی‌کنم، اما از نظر اجتماعی چه می‌کنند که ما نمی‌توانیم بکنیم؟ اگر «عدالت» به معنای اعمّ منظورتان است، این عدالت یعنی چه؟ اگر عدالت به معنای اخصّ است که الآن در کشورهای اروپایی شاید به مقداری وجود داشته باشد، از این داستان‌ها که احتمالا خیلی شنیده‌اید. از همین چیزهایی که می‌گویند فلان کشور اروپایی چه چیزی‌اش چه طور است. آیا این‌ها هدف نهایی است؟ یا اینکه امنیت و عدالت یک هدف میانی است؟

– حاضرین: همان آزادسازی ظرفیت تک تک افراد جامعه به آن حدّ مطلوبی که باید برسند. جامعه خوبی می‌شود. خودش تبدیل می‌شود به جامعه‌ای که افراد را رسانده‌اند به جایی.

– موسوی: این خوب است اما هدف اجتماعی یک مقدار کلان‌تر از اینهاست. حالا شاید بگوییم ظرفیت فردفرد جامعه را آزاد می‌کند، اما این خودش یک سیستم می‌خواهد، همین که بیایی تک تک را بسازی. امام زمان نمی‌آیند خودشان به تنهایی به تک تک افراد بگویند آقا بیا و این کار را بکن…

– حاضران: یعنی می‌خواهد سیستم‌سازی بکند؟

– موسوی: احسنت دقیقا همین را می‌خواهم بگویم. کمی بالاتر از سیستم‌سازی. امام زمان می‌خواهد یک کار اجتماعی بکند، فقط کار فردی که نمی‌خواهد. کار کلانی می‌خواهد در دنیا بکند. اصلا خود پیامبر، از نظر اجتماعی، چه می‌خواست بکند؟ امام زمان هم ذیل او. البته پیامبر اسلام هم فرصت زیادی پیدا نکردند. در نظام‌های دنیا که ۲۰ سال چیزی نیست. من چیزی بالاتر از این ندیدم. خیلی روی این مسأله تحقیق کردم. در پرسش از خیلی‌ها در مورد هدف کلان اجتماعی امام زمان، آنها جواب می‌دهند که نمی‌دانیم؛ یا جوابی می‌دهند که باز هم اهداف فردی می‌شود. در میان تحقیقاتی که کردم جامع‌ترین و عقلانی‌ترین جوابی که شنیدم همان بحث تمدن‌سازی اسلامی است. خیلی از بزرگان و علمای ما این بحث را مطرح کرده‌اند. مقام معظم رهبری هم همین بحث را مطرح می‌کنند. خود رهبری که اصلا می‌آیند اهداف انقلاب اسلامی را می‌گویند. بعدا توضیح می‌دهم که رهبری می‌گویند هدف ما هم همین است. ما هم آمده‌ایم برای همین. آمده‌ایم برای تمدن‌سازی اسلامی. بنده در ادامه بحث می‌خواهم این کلمه را که کلمۀ مهمی است باز کنم. به نظر می‌رسد که “تمدن‌سازی” از اهمّ اهداف پیامبران بوده است.

اما این دقیقا یعنی چه؟

یک تعریف علمی که حاج آقا واسطی می‌کنند و می‌خواهند کمی محسوسش کنند، می‌گویند:

تمدن‌سازی یعنی: “ایجاد سیستم خدا افزا”

منظور از سیستم خدا افزا در یک اجتماع چه سیستم‌هایی است؟ سیستم سیاسی هست، سیستم اقتصادی هست، سیستم تربیتی هست، سیستم فرهنگی هست، سیستم کشاورزی هست، سیستم خانواده هست، سیستم بهداشتی و غیره. همه اینها هست. همه اینها باید خدا افزا بشود تا ارتباط با اینها برقرار کنیم. اینها تو را هُل بدهد به سمت توحید. تو را هُل بدهد به سمت خدایی شدن. من باز هم بحث را می‌خواهم کمی بازتر کنم. چندتا مثال بزنم تا شفاف بشود.

برای مثال انقلاب اسلامی که اتفاق افتاد در حوزه سیاسی، امام خمینی (ره) کاری کردند، آمدند و نظام سیاسی را که هیچ‌ربطی به خدا نداشت وصل کردند به خدا. قبلا در نظام اروپایی می‌گفتند ما رأی می‌دهیم یک کسی را انتخاب می‌کنیم. امام نظام سیاسی را به خدا وصل کردند و گفتند “ولایت فقیه”. درست است؟ مدلی معرفی کردند که به شکلی نظام سیاسی ما وصل بشود به خدا؛ یعنی یک حس حضور خدا. در عمل کاری ندارم، از نظر تئوری دارم بحث می‌کنم. کمی حس حضور خدا را به عالم سیاست منتقل کردند. کمی سیاست را به خدا ربط دادند. نمی‌شود این دوتا (یعنی خداوند و سیاست) را از هم جدا کنی. امروز حرفی که حضرت آقا می‌گویند این است که بیایید خدا افزاترش کنیم. بیاییم دقیق‌ترش کنیم. فقط همین که در رأس نظام اسلامی ولایت فقیه باشد کافی نیست. باید آن را تا پایین هم آورد. بحث‌هایی که در محافل علمی علوم سیاسی اسلامی دارد اتفاق می‌افتد، دقیقا همین است. بحث‌های تمدن‌سازی از جنبه سیاسی.

برای توضیح بیشتر بحث تمدن‌سازی مثال دیگری می‌زنم. مثلا بحث معماری را در نظر بگیرید. من نمی‌دانم معماری‌هایی که الآن داریم در برخی از جاها مثل داخل حرم‌ها و مساجد می‌بینیم اسمش معماری صفوی است یا معماری اسلامی؟ من کاری ندارم. اما خود سبک معماری هم بحث علمی است و هم بحث تجربی. سبک معماری یک بنا روی حس آدم، روی روح آدم اثر دارد. فراماسونری هم که بعضی می‌گویند ترجمه‌اش می‌شود “بنایی آزاد” و اگر این حرف‌ها درست باشد می‌گویند نوع معماری، اثر منفی و مثبت بر روح انسان می‌گذارد. می‌گویند فراماسونری نوعی از معماری را استفاده می‌کند که روی روح انسان اثر منفی می‌گذارد.

معماری اسلامی داریم یا نداریم؟

در معماری‌های فعلی بناهای اسلامی اَشکال گنبدی شکل را زیاد مشاهده می‌کنیم که در انتهای گنبد همه چیز به یک نقطه منتهی می‌شود. برخی می‌گویند این سبک معماری نوعی توحید و تمام شدن همه چیز به سوی خدا را در مقابل چشمان ما جلوه‌گر می‌کند و درواقع توحید را می‌رساند. البته شاید هم این حرف‌ها درست نباشد. شاید این معماری صفوی باشد نه معماری اسلامی، من نمی‌دانم دقیقا چیست. اما بحث اصلی من این است که آیا معماری اسلامی هم داریم یا نه؟ آیا از نظر اسلامی شکل معماری‌ها با هم فرق دارد یا اینکه هر نوع سبک معماری که از سوی غرب برای ما تجویز می‌شود درست است؟ آیا می‌شود معماری به‌گونه‌ای باشد که حس حضور خدا در آن باشد؟ یعنی با دیدن بنا حس حضور خداوند در ما افزایش یابد؟ خدا افزایی.

– یکی از حاضرین: معماری حتی اگر معماری صفویه باشد، حاصل همان تمدن‌سازی است. آنها از تمدن شیعی و تمدن اسلامی رسیدند به این معماری.

– موسوی: من مشکلی ندارم. حالا شما می‌توانی اسم این معماری را بگذاری معماری صفوی یا اسلامی. بله، من می‌خواهم بگویم پس یک معماری اسلامی هم می‌توانیم داشته باشیم، معماری خدا افزا. اصلا موضوعاتی که شاید کمتر در حوزه بررسی شود. حوزه اصلا رشته معماری دارد؟

پس الآن برای بحث تمدن‌سازی یک مثال از معماری زدیم. نظام تربیتی هم همین‌طور. از نظام اقتصادی هم مثالی بزنیم. از وضعیت اکنون و وضعیت مطلوب که همه اینها روی اخلاق اثر می‌گذارند، روی تقوا اثر می‌گذارند. مثلا شما احتمالا تجربه کرده‌اید یا دارید تجربه می‌کنید، می‌روید بانک می‌گویید آقا من وام ازدواج می‌خواهم یا وام مسکن می‌خواهم. می‌گویند این وامی که شما می‌خواهید را نداریم؛ ولی یک راه حل به شما پیشنهاد می‌دهند. مثلا شما «وام ازدواج» می‌خواهی ولی به شما پیشنهاد می‌دهند که این فرم «وام مسکن»! را پر کن تا من مشکل شما را برطرف کنم. شما وام ازدواج می‌خواهی ولی سیستم می‌گوید به دروغ بگو وام مسکن می‌خواهی تا مشکلت را برطرف کنم. درواقع خودت هم می‌دانی داری دروغ می‌گویی. خود کارمند بانک، دروغ به تو پیشنهاد کرده است که اگر می‌خواهی کارت حل بشود سیستم اقتصادی به تو می‌گوید باید دروغ بگویی. چندین مثالش برای ما پیش آمده است. برای بیمه یکی از اقوام ما که در کار مهدکودک است خواسته بود بیمه شود به او گفته بودند آقا برو بیمه قالیباف‌ها! را بگیر که سودش خیلی بیشتر است. خود مسئول آنجا پیشنهاد می‌دهد. درواقع می‌گوید دروغ بگو مشکلت حل می‌شود. سیستم تو را تشویق می‌کند که اگر می‌خواهی کارت حل شود دروغ بگو، بی‌تقوایی بکن. تو را دارد هل می‌دهد. ساختار تو را بی‌تقوا می‌کند، ساختار اقتصادی. حالا باز گاهی وقت‌ها مشکل ازدواج و اینهاست؛ ولی گاهی اگر عزیزِ شما در بیمارستان باشد که پایِ جان در میان است، می‌روم هرکاری لازم باشد می‌کنم. حتی اگر دروغ گفتن باشد!

بعضی‌ها مقاومت می‌کنند. حالا حوزوی‌ها مقاومت کردند، مردم عادی که این‌طور نیستند. تا یک حدی مقاومت دارند اما اگر ببینند نمی‌توانند و کارشان گیر کرده است می‌روند و آن کار را انجام می‌دهند. سیستم او را هل می‌دهد. حالا آیا می‌شود سیستم انسان را سوق بدهد به سمت اخلاق، به سمت تقوا؟ یعنی شرایطی بشود که اصلا اگر بخواهی در اجتماع زندگی کنی باید راست بگویی، باید تقوا را رعایت بکنی. سیستم تو را هل بدهد به سمت خیر. الآن انقلاب اسلامی شده کاباره‌ها بسته شده، کمی سیستم تو را هل می‌دهد که به سمت فساد نروی (هرچند هرکسی که بخواهد می‌رود و کار خودش را می‌کند)، اما سیستم تو را هل می‌دهد که کمتر گناه کنی. کمی ممانعت ایجاد می کند که آن جوّ نباشد. آیا می شود نظام اقتصادی از نظر اخلاقی، خدا افزا شود؟ پارامترهای اقتصادی و بانک داری اسلامی که می‌گویند و همین بحث‌هایی که می‌کنند.

از این مثال‌ها خیلی می‌شود زد. حالا من مثال سیاسی زدم یا مثال معماری یا اقتصادی زدم. نظام‌های مختلف داریم: نظام تربیتی، نظام حقوقی، نظام کشاورزی.

مثلا اولویت کشاورزی در نظام اسلامی چیست؟ مثلا حاج آقا واسطی یک مدل درآورده بود، مدل «نان در اسلام». نان! یک بحث ساده. بعد یک نتایج عجیب غریبی درآورده بود. ابعاد نان، طریقه پخت نان، مدل نگهداری گندم اسلامی، همه این‌ها را درآورده بود یک مقاله هم در اینترنت هست می‌توانید بروید ببینید. خیلی چیزهای جالبی بود و حتی مدل دستگاه پخت نان به سبک اسلامی. نوشیدنی اسلامی، نظام تغذیه اسلامی، تعداد این نظام‌ها چندتاست؟ من یک استقرا کردم ۲۷ تا دیدم. شاید خیلی بیشتر از این‌ها باشد، نمی‌دانم. اما حداقل رسالت حوزه شاید این است که چون با دین مرتبط است، مدل ۲۷ تا نظام را ارائه دهد.

مثلا مدل نظام سیاسی ذره‌ای به دست آمده اما هنوز با مدل سیاسی کامل اسلامی خیلی فاصله مانده است. ما به سمتش حرکت می‌کنیم اما شکوفایی و اوج نهایی آن در حکومت امام زمان است که اتفاق می‌افتد. ما باید تا آنجا که می‌توانیم به سمتش حرکت کنیم، همان‌طور که با انقلاب اسلامی هم تا حدی به سمت مدل اسلامی سیاسی حرکت کردیم. خیلی چیزها از اسلام داریم که در گنجه گذاشته‌ایم و دستش نمی‌زنیم تا از آن استفاده کنیم؛ لذا هدف اجتماعی ظهور، باید تمدن‌سازی باشد و طبیعتا هدف نظام جمهوری اسلامی نیز باید همین باشد. اگر جمهوری اسلامی، نظامی است که خود را مرتبط می‌کند با عقاید شیعه و مهدویت، نظام جمهوری اسلامی هم هدفش همین است.

۴- گام‌های مربوط به تمدن‌سازی

حالا یک سؤال: اگر بخواهیم انقلاب اسلامی را به تمدن‌سازی منجر کنیم دقیقا چه گام‌هایی باید برداریم؟ این یک سخنرانی مشهور آقاست. پنج گام بیان می‌کنند. پنج گام تمدن‌سازی. البته حضرت آقا قبل از انقلاب اسلامی، مباحث تمدن‌سازی را دارند. می‌خواهم بگویم آقا از آن روز این دیدگاه را داشتند. ترتیب این ۵ گام اینگونه است: اول انقلاب اسلامی، بعد نظام اسلامی، بعد دولت اسلامی، بعد کشور اسلامی و در نهایت تمدن اسلامی.

تمدن اسلامیآقا از همان اول می‌گویند «ما انقلاب کردیم می‌خواستیم به همین‌جا برسیم. ما باید بفهمیم که انقلاب اسلامی شروع کار ما بود و نه پایان کار. فکر نکنید تمام شد و شاه رفت و ما آمدیم جایش نشستیم و تمام شد. این مقدمه کار بود ما انقلاب کردیم که گام به گام برویم به سمت تمدن اسلامی».

گام بعدی نظام اسلامی است. تعبیری که حضرت آقا دارند می‌گویند که قانون کلان آن جامعه، قانون‌های اسلامی باشد. مدل آن می‌شود همان قانون اساسی جمهوری اسلامی که واقعا آقا خیلی به این قانون اساسی می‌بالند. یکی از پارامترهای افتخارات نظام ما را می‌گویند همین «قانون اساسی» است. می‌گویند خیلی عالی درآمد. «البته ممکن است بعضی‌ها ایرادات کوچکی به آن داشته باشند اما بنای اصلی‌اش بنای خیلی قوی است». آقا حرف‌های قشنگی می‌زنند و می‌گویند «بعضی ندیده‌اند قانون اساسی ما را. اگر ببینند مجذوبش می‌شوند. نمی‌دانند چیست».

دولت اسلامی هم فقط به معنای قوه مجریه نیست. قوه مقننه و قوه قضاییه هم است. کارگزاران اجرایی منظور ماست. که حداقل شرط دولت اسلامی این است که اراده تمدن اسلامی را داشته باشد. حالا نمی‌گویم محقق بکند، اراده‌اش را داشته باشد. در دوره آقای خاتمی اصلا اراده‌اش هم نبود. می‌گفتند این حرف‌ها چیست، جمعش کن! آقای روحانی هم اخیرا یک چنین چیزی را گفتند. گفتند اسلام یا غیر اسلام نداریم. یکی بیشتر نیست. این حرف‌ها چیست که دارید می‌زنید؟ آقای احمدی نژاد قبول داشت حتی یادم هست آن دوره‌های ۸۴ و ۸۵ یک سر به مدرسه آیت الله مصباح رفت. آقای مصباح هم به عنوان نماد بحث حوزه و تمدن مطرح است که آیت الله مصباح گفتند ما هنوز مدلی عملی برای تمدن‌سازی اسلامی نداریم. درواقع کل حوزه علمیه مدلی نداشت.

آن اوایل خود آقای احمدی نژاد هم پیگیر قضیه بود. به هر حال اراده‌اش بود. در دولت اول سال ۸۴ که پیگیری بیشتر بود، اما کمی پیگیری ضعیف‌تر شد. در دولت دوم هم پیگیری در این زمینه بود اما خیلی کمتر از قبل. در دولت اسلامی، کارگزاران حداقل اراده اسلامی کردن نظام‌سازی را باید داشته باشند. نگویند این دری‌وری‌ها چیست، جمعش کنید آقاجون، آرمان نداریم و از این حرف‌ها.

گام بعدی کشور اسلامی است؛ یعنی اینکه حداقل این ویژگی‌های تمدن اسلامی در حوزه‌های مختلف سیاست، فرهنگ، اقتصاد، بهداشت، تربیت و غیره را بیاییم و در یک منطقه‌ای به اجرا بگذاریم، الگویش کنیم، نمونه‌اش کنیم. وقتی الگو و نمونه شد خود به خود بقیه جذب می‌شوند، چون برتری دارد نسبت به بقیه سیستم‌ها. مثلا صنعت چاپ که می‌آید می‌گویند آنقدر زور می‌زدیم تا چیزی را می‌نوشتیم، حالا دارند راحت‌تر آن را انجام می‌دهند. خوب چرا ما با دست بنویسیم؟ حالا نمی‌دانم مثال من درست است یا نه؟ طرف احساس می‌کند صنعت چاپ از تمام جنبه‌ها برتری دارد، قیمتش بهتر است، سرعتش بهتر است و کیفیتش بهتر است و هم اثرگذاری‌اش بهتر است. خوب مگر مرض دارد بگوید من اصرار دارم سیستم قبلی خودم را حفظ کنم و به صورت دست‌نویس کتاب‌ها را یکی یکی بنویسم و بعد در جامعه منتشر کنم؟ اگر بخواهد ۱۰۰۰ نسخه هم کتاب در جامعه منتشر کند باید ۱۰۰۰ بار از روی کتاب دست‌نویس کند! خوب واضح است که به راحتی صنعت چاپ را به روش قبلی ترجیح می‌دهد، زیرا برتری آن را نسبت به قبل حس می‌کند. حال بنده می‌گویم اگر سیستم‌های مختلف ما اسلامی بشود دنیا خود به خود برتری آن را احساس می‌کند و به آن گرایش پیدا می‌کند.

گام آخر گام تمدن اسلامی است که آقا می‌گویند تمدن اسلامی خود به خود اتفاق می‌افتد: وقتی شما کشور را اسلامی کردید و این الگو را آوردید در یک منطقه خاص جغرافیایی پیاده کردید.

این ۵ گام تمدن اسلامی. آقا در دوران آقای خاتمی می‌گویند ما در مرحله دولت اسلامی هستیم. در دوران آقای احمدی نژاد در دیدار با دانشجویان، به صورت کنایه‌ای احساس می‌شود که آقا می‌گویند که ما در مرحله چهارم هستیم، یعنی مرحله دولت اسلامی را رد کرده‌ایم و حداقل اراده ساخت تمدن اسلامی وجود دارد.

– یکی از حاضرین: سبک زندگی که می‌گویند و…

– موسوی: بله کنایه‌ای یک اشاره‌هایی داشتند. آن روز‌ها بنده خیلی دقیق بودم ببینم آقا چه می‌گویند.

– حاضرین: یک جایی هست که آقا می‌گویند تا این روند طی نشود ظهوری اتفاق نمی‌افتد؟

– موسوی: بله بحث ظهور را هم مرتبط می‌کنند به اینکه ما تا حدی باید راه را برویم. بحث زیبایی است که آیا ظهور به اصطلاح عشقی است؟ یک روز صبح بلند شویم و بگوییم ظهور اتفاق افتاده است؟ آیا این جوری است؟ یا اینکه شرایطی دارد و قواعدی دارد؟ قواعد ظهور یعنی ما باید تا یک حدی راه را برویم به نقطه‌ای برسیم تا پس از طی آن راه به ما بگویند خب حالا اثبات کردید، در عمل پیاده کردید توانایی‌هایتان را، فقط لاف نبود، حالا ظهور اتفاق می‌افتد.

بعضی اعتقاد دارند که ظهور به این شکل است که هیچ دلیل خاصی ندارد. یک روز خدا می‌گوید که امام زمان تشریف بیاور و جهان را فتح کن! اما یک عده هم می‌گویند نه قواعد دارد. روایات می‌آورند، نص می‌آورند. البته روایات در زمینه ظهور خیلی زیاد داریم. یک سری مراحل را باید طی کنیم تا به ظهور برسیم. نمی‌شود که لاف بزنیم، در عمل باید نشان دهیم. اثبات هم فقط اثبات عملی است، زبانی فایده ندارد. بحث‌های خیلی جالبی دارد. بعضی رفقا خیلی خوب کار کردند روی قواعد ظهور و روی روایات کار کردند. به نظر می‌رسد که ظهور بی‌قاعده نیست.

خب حالا بحث این است که رهبری در دوره آقای احمدی نژاد و در اواخر آن به صورت کنایه‌ای گفتند که ما در مرحله چهارم قرار داریم و باید این مرحله را تکمیل کنیم و بعد در همین مرحله است که رهبری بحث سبک زندگی را ذیل این گام تعریف می‌کنند. بحث “سبک زندگی” مربوط به گام چهارم است.

سیستم‌های مرتبط با هم برای بحث تمدن‌سازی

سؤال بعدی که مطرح می‌شود اینکه ما می‌خواهیم ۲۷ نظام را بسازیم؛ چه سلسله نظام‌هایی باید کنار هم قرار بگیرند که خروجی سیستم به این نظام‌سازی‌ها منجر شود؟ حالا حوزه در این جایگاه دقیقا کجا قرار می‌گیرد و در این هدف کلان انقلاب اسلامی، حوزه کجای پازل قرار می‌گیرد؟ چه نقشی دارد؟ کلمه “دقیقا” هم خودش خیلی مهم است. حوزه قرار است چه کار بکند؟ من این را می‌خواهم کمی باز کنم. این سیستم خدا افزایی را.

خلاصه کلام به نظر می‌رسد ۵ سیستم باید به صورت طولی با هم قرار بگیرند تا آن ۲۷ نظام تولید بشود.

تمدن اسلامی

یکی سیستم تربیت محقق، یکی سیستم تحقیق تمدنی، یکی سیستم آموزش تمدنی، یکی سیستم فرهنگ‌سازی تمدنی و سیستم سیاسی تمدن اسلامی. به نظر می‌رسد که یک چنین سیستم‌هایی باید کنار هم قرار بگیرد. این مدل به نظر ساده می‌آید اما خیلی روی آن می‌توان حرف زد. نتایج تحقیقاتی را که بدست آورده ایم کمی باز می‌کنم. روی همین مسئله خیلی می‌شود مقاله نوشت. حالا توضیح می‌دهم که چگونه.

توضیح سیر سیستم‌های تمدنی

سیر آن واضح است و رابطه علی معلولی آن معلوم است. اول محقق باید تربیت شود و این محققان با هم تحقیقات تمدنی بکنند. سپس این تحقیقات باید آموزش داده بشود. پس از آن باید همان آموزش‌ها، فرهنگ‌سازی شود و سپس در زمینه سیاسی کار شود که در نهایت منجر به ایجاد سیستم‌های تمدنی می‌شود.

توجه شود که منظورمان از سیاست، بازی سیاسی نیست. سیاست به معنای مدیریت اجتماعی است؛ یعنی اینکه آموزش‌هایی که در مراحل قبل به دست آمده است در صحنه اجتماعی پیاده شود. منظورمان از سیاست این است و اصلا در اسلام سیاست به همین معناست. هرمعنای دیگری از سیاست مثل دروغ و دلنگ را بگیریم درست نیست. اینها بازی است. معنای سیاست مدیریت اجتماع است. به این می‌گوییم سیاست.

این سیستم‌ها باید با هم جور بشوند و اگر احتمالا خطاهایی پیش آمد بازخورد بگیرند و سپس در مرحله تحقیقات تمدنی این خطاها رفع گردد. بازخورد بگیرند و دوباره اینها را اصلاح کنند و دوباره اصلاح سیستم بدهند. حالا کلّ کشور را بیایید در این سیستم تقسیم بکنید. مؤسسه‌ها را تقسیم بکنید.

توضیح بیشتر کار فرهنگی تمدنی

کار فرهنگ‌سازی تمدنی هم دو دسته دارد؛ یکی برای خواص است که همان بحث نیروسازی می‌شود، یکی عموم است که همان بحث تبلیغ می‌شود: کار فرهنگی تمدنی. فرهنگ با آموزش فرقش این است که آموزش فقط بحث تئوری است؛ اما فرهنگ یعنی تو ای انسان می‌آیی برطبق آموزش‌هایت روحیه‌سازی می‌کنی. فرق آموزش و فرهنگ را ما این فرض می‌گیریم.

در بخش کار فرهنگی برای خواص، باید “خواص‌پروری” بکنیم، ارتقای نیروهایی که به طور تخصصی در این زمینه کار می‌کنند.

در بخش عمومی کار فرهنگی هم باید روی عموم اثرگذاری کنیم. نگاه‌های صحیح اسلامی را به عموم منتقل کنیم، که این طبیعتا بیشتر زمان می‌برد اما اثرش هم بیشتر است.

۵- تعیین جایگاه حوزه های علمیه در نظام اسلامی

 تعیین مسئولیت هر یک از بخش‌های سیستم تمدنی

مثلا شما الآن بیایید و رسالت‌ها را روشن کنید. الآن رسالت تک تک این‌ها با کیست؟ اگر قرار باشد این نظام‌های مختلف (مانند نظام سیاسی اسلامی، نظام تربیتی اسلامی، نظام کشاورزی اسلامی و…) در بحث تمدن‌سازی با استفاده از آیات و روایات استخراج شود، پس فقط کسی که با آیات و روایات مرتبط است می‌تواند اینها را دربیاورد و این مساوی است با حوزوی بودن. این حرفی که دارم می‌زنم یعنی حوزوی بودن، کسی که مستقیما با آیات و روایات مرتبط است. پس این سیستم تربیت محقق، اصلش به حوزه برمی‌گردد که اسمش را می‌گذارند اجتهاد تمدنی در حوزه.

تحقیق تمدنی هم یک بخش‌هایی از آن را دانشگاه واقعا می‌تواند پیگری کند. حتی در تربیت محقق هم دانشگاه می‌تواند کمک کند. اما اصلش را به نظرم نمی‌شود برای دانشگاه قائل شد. اصلش با حوزه است. تحقیق تمدنی هم همین‌طور. بقیه گام‌های سیستم‌های تمدنی را دانشگاه خیلی می‌تواند کمک کند.

اصلا نمی‌دانم شاید در آینده که می‌خواهیم بحث کنیم، در نظام اسلامی دیگر دانشگاه نداریم و فقط حوزه داشته باشیم. مگر علوم انسانی دو تا می‌شود؟ یکی است. اسمش را بگذار دانشگاه یا حوزه. جایی که علوم انسانی را تدریس می‌کنند، اما علوم انسانی اسلامی.

آسیب‌شناسی وضعیت کشور در سیستم‌های ۵ گانه تمدن‌سازی

کار دیگری که با استفاده از این نمودار سیستم‌های تمدن‌ساز می‌توان انجام داد این است که بیاییم کل کشور را رصد کنیم که چه کسانی دارند چه کار می‌کنند؟ گروه‌های تحقیقاتی که در کل کشورند چه کسانی هستند و چند تا هستند؟ ضعف‌هایشان چیست؟ کار قشنگی می‌شود. می‌شود با این سیستم کشور را یک رصد کلی کرد. بعضی‌ها کرده‌اند؛ مثلا در نمایشگاه کتاب اصفهان که ۲ سال پیش برگزار شد یک گروه بودند که فکر می‌کنم بچه‌های حاج آقای رشاد بودند. شاگردهای ایشان چنین تحقیقی کرده بودند که چه گروه‌هایی در تمدن‌سازی در حال تحقیق‌اند. دقیقا یادم نیست چند تا مؤسسه بودند، فکرکنم گفتند ۷۰ مؤسسه دارند در کشور در زمینه تمدن‌سازی کار می‌کنند. از بین این تعداد مؤسسه تنها ۵ مؤسسه، مدل درآورده‌اند. ولو غلط یک ادعایی کردند. بعد مدل‌های این ۵ مؤسسه را آورده بودند در نمایشگاه ارائه می‌دادند.

این ۵ گروه یکی شان مؤسسه آقای واسطی بود، یکی آقای رشاد بود، یکی آقای میرباقری بود، یکی آقای خسروپناه بود و یک نفر دیگر که نامش را فراموش کرده‌ام. مثلا مؤسسه امام خمینی (ره) هنوز مدل ارائه نداده بود. مدل علمی. من خودم رفتم این ۵ تا را دیدم. مدل آقای واسطی را بیشتر پسندیدم. اسم آن، مدل “نگرش سیستمی به دین” است. البته بقیه هم مدل نداده بودند. مثلا یکی شان مدل اجتهادی داده بود، مدل تمدن‌سازی نداده بود. اما با تسامح، ۵ تا بودند. چنین رصدی کرده بودند که کی دارد چه کار می‌کند.

بحث آموزش تمدنی. الآن فضا چگونه است؟ سیستم‌های فرهنگ‌سازی تمدنی، گروه‌های فرهنگی که کف شهر هستند، ذیل این عنوان قرار می‌گیرند. الآن فضایشان چگونه است؟ اصلا خروجی‌هایشان به این سمت منتهی می‌شود؟ نمی‌شود؟ همه این‌ها را می‌شود تخمین زد. بحث‌های خیلی قشنگی درمی‌آید.

در سیستم فرهنگ‌سازی، صداوسیما اینجا قرار می‌گیرد. رسانه در اینجا قرار می‌گیرد. رسانه‌ها را می‌شود ذیل اینها یک دنیا تحلیل کرد که در پازل تمدن‌سازی چطور دارند کار می‌کنند. رسانه‌های جمهوری اسلامی. خیلی بحث‌ها می‌شود کرد. در بحث تبلیغ حوزه هم موضع آنجاست. بحث تبلیغ و منبر و… هم در اینجا وارد می‌شود. بخصوص تشکل‌های دانشجویی اینجا وارد می‌شود.

بعضی جاها هست که دو سه کار را همزمان انجام می‌دهند؛ یعنی از ۵ نوع سیستم لازم در بحث تمدن‌سازی یک مؤسسه و گروه چندتای آن را انجام می‌دهد؛ مثلا تشکل‌های دانشجویی احتمالا در سه حوزه آموزش و فرهنگ و سیاست کار می‌کنند. هم کار آموزشی تمدنی و هم فرهنگ‌سازی و هم کار سیاسی دارند می‌کنند. حالا نمی‌خواهم بگویم محتوای کارهایی که می‌کنند درست یا غلط است، اما در این ۳ حوزه در حال کارند. مؤسسه امام خمینی فکر می‌کنم در هر ۵ زمینه کار می‌کند؛ یعنی هم کار تحقیقاتی می‌کنند، هم تربیت محقق دارند، هم آموزش و هم فرهنگ‌سازی، هم کار سیاسی می‌کند. نماد آن هم نشریه پرتو است. احزاب فقط در حوزه سیاسی کار می‌کنند. احزابی که در کشور هستند فقط در این حوزه کار می‌کنند، ولو خیلی غلط. اما خوب حوزه شان این است.

طبق نمودار ارائه شده، حوزه در جایگاه محوری قرار می‌گیرد؛ یعنی در رأس نمودار و در مرحله تربیت محقق (تربیت مجتهد تمدنی) و در مرحله تحقیق تمدنی رسالت اصلی را برعهده دارد. اگر جایگاه محوری باشد یعنی تمدن‌سازی متوقف بر حوزه است. اگر حوزه ضعیف عمل کند آن‌وقت همه‌چیز می‌لنگد. به نظر می‌رسد که حوزه وظیفه خودش را در این زمیه به خوبی انجام نداده است و ناراحتی رهبری هم در همین جهت است. به تعبیر آقای رحیم‌پور ازغدی میزان تولید علمی حوزه نزدیک به صفر است، نمی‌گویند صفر اما نزدیک به صفر، آن وقت خیلی فاجعه می‌شود. الآن حوزه چقدر در زمینه رسانه اسلامی حرف برای گفتن دارد؟ در زمینه جامعه شناسی اسلامی؟ در زمینه اقتصاد اسلامی؟ چرا کتاب‌های دانشگاهی ما در این زمینه‌ها تماما کتبی غربی است که نویسندگان غربی با دیدگاه سکولار خود آنها را نوشته‌اند؟ چرا حوزه نتوانسته جایگزینی برای آنها بنویسد؟ اگر ما ادعای روانشناسی اسلامی داریم چرا در دانشگاه کتاب روانشناسی “هیلگارد” ارائه می‌شود. جایگزین حوزه به جای این کتاب و امثال این کتاب‌ها چیست؟ نمی‌خواهم بگویم محتوای تمام کتب غربی صد در صد غلط است ولی به هرحال این کتاب‌ها با توجه به جهان‌بینی اسلامی نوشته نشده‌اند.

نتیجه کم‌توجهی حوزه به این مسائل این می‌شود که عده‌ای می‌آیند و می‌گویند که آقا ۳۰ سال است انقلاب کردید پس چه فرقی کرد سیستم‌ها؟ شما که می‌گویید تمدن‌سازی پس چه شد؟ الآن در مجامع روشنفکری شان همین را می‌گویند. تا وقتی هم این سیستم تربیت محقق و سیستم تحقیق تمدنی توسط حوزه فعال نشود معلوم نیست انقلاب اسلامی بتواند به اهدافش برسد. لذا این خیلی مهم است. اگر حوزه تأخیر کرد و کار ازکار گذشت دیگر نوشدارو بعد از مرگ سهراب فایده‌ای ندارد.

۶- معرفی انواع خروجی های فعلی موجود در حوزه

بحث دیگر این است که الآن در خروجی حوزه دقیقا چه اتفاقی می‌افتد. یک تحقیقی را نمی‌دانم کدام مؤسسه انجام داده بود. از طلاب حوزه پایه‌های ۷ و ۸ تحقیق کردند، اولین دغدغه طلاب حوزه این بود که “بعدش چی؟” ما دقیقا بعد از پایه ۱۰ چه کار کنیم؟ گم اند. در صورتی که یک دریا کار هست. به جز تبلیغ، رسالت حوزه چیست؟ خیلی در این بحث سؤال است. خود بنده شخصا با طیف وسیعی از حوزوی‌ها مرتبط هستم. چقدر طلبه می‌شناسم که بعد از پایه ۱۰ رفته در یک شغل دیگر. کارمند شده، نهایتا رفته در صداوسیما و چقدر طلبه می‌شناسم که بعد از پایه۱۰ الآن اثرگذاری مفیدی ندارد. یک کار خیلی سطح پایین که فقط اسمش باشد که ایشان طلبه است. همین. این به خاطر آن است که اهداف روشن نیست. طلبه ما نمی‌داند دقیقا باید چه کند و هرچه سن بالاتر می‌رود این سؤالات ذهنی غلیان پیدا می‌کند.

نموداری که می‌خواهم ارائه دهم این است که در وضعیت فعلی خروجی‌های حوزه چیست؟ نمی‌خواهم بگویم در وضعیت مطلوب خروجی‌های حوزه چه هستند بلکه می‌خواهم وضعیت فعلی حوزه را بگویم. من باز هم اینجا استقرایی زدم در کتاب‌ها و در منابع گشتم و هرچه شغل می‌گفتند را دیدم. خروجی حوزه الآن چیست؟ تَه تَه اش الآن چیست؟ (چه باید باشد را کاری ندارم. الآن چیست؟) استقرایی که به نظر می‌رسد کامل است. مسئولیت‌های حوزه را می‌شود اینگونه تقسیم‌بندی کرد:

نمودار تمدن اسلامی

بعضی مسئولیت‌ها تخصصی است و بعضی مسئولیت‌ها عمومی است. طلبه هر تخصصی هم که داشته باشد به هرحال، آن عمومی‌ها را هم باید داشته باشد. تخصصی‌ها هم که تخصصی است دیگر. هر طلبه باید یکی از این‌ها را انتخاب کند. گاهی طلبه چند وظیفه تخصصی را به صورت همزمان انجام می‌دهد. خیلی سخت است که همه‌اش را انتخاب کند. تخصصی‌ها خود به ۴ دسته تقسیم می‌شود:

یکی کار علمی است که اینها خود توضیح دارد. یکی بحث تبلیغ است، یکی بحث مسئولیت‌های اجتماعی است، یکی بحث مشاوره است.

کار علمی خود به ۳ بخش تقسیم می‌شود: تألیف، تحقیق، تدریس.

تبلیغ هم که روشن است و منظور فقط تبلیغ منبری نیست و انواع شیوه‌های تبلیغ را شامل می‌شود.

مسئولیت‌های اجتماعی هم خیلی زیاد می‌شود، از ولایت فقیه گرفته که مسئولیت حوزه است، مرجعیت و فتوا هست، بحث قضاوت هست، بحث امامت جمعه، امامت جماعت، نمایندگی ولایت فقیه در گروه‌های مختلف هست. بحث خود مرکز مدیریت حوزه علمیه و بخش‌های وابسته هست. من فعلا اینها را بدست آوردم در مسئولیت اجتماعی که خروجی‌های حوزه می‌آیند انجام می‌دهند. ۸-۷ مورد هست، شاید بعد هم بیشتر شود.

مشاوره هم که هم مشاوره‌های عمومی داریم و هم مشاوره‌های تخصصی. هر مشاوره تخصصی خودش یک تخصص است.

وظایف عمومی هم که به نظر می‌رسد طلبه هر جایگاهی که می‌خواهد داشته باشد باید در صحنه سیاست و بصیرت سیاسی حضور داشته باشد. اینکه طلبه‌ای بگوید مثلا من تخصصم احکام است و در صحنه بصیرت‌دهی اجتماعی دخالت نمی‌کنم اصلا پذیرفته نیست. یکی دیگر از وظایف عمومی طلبه هم این است که در عمل نمونه خوبی از یک مسلمان باشد هم در عقایدش و هم در زندگی عملی‌اش باید نشان دهنده اسلام باشد. یکی هم بحث مقابله با تهاجم فرهنگی است. یعنی حضور فرهنگی، حضور سیاسی، حضور فردی، اینها باید رنگ و بوی اسلامی داشته باشد. اینها حداقل‌های طلبه است. نمی‌تواند بگوید من کارم فقط احکام است و به وظایف عمومی یک طلبه اهمیتی نمی‌دهم. نمی‌شود تخصص‌اش احکام باشد اما سبک زندگی‌اش به سبک زندگی اسلامی دهن‌کجی کند.

– یکی از حاضرین: روحانیانی که کارمند هستند در این مسئولیت‌های حوزه کجا می‌گنجند؟

– موسوی: کارمند کجا هستند؟

– حاضرین: کارمند جاهای مختلف. مرکز مدیریت، صداوسیما، کارمند اوقاف.

– موسوی: کسی که رفته کارمند صداوسیما شده، من این را مسئولیت حوزوی نمی‌دانم. این‌ها از دست‌داده‌های حوزه هستند. من مسئولیت‌های مربوط به حوزه را می‌گویم. مثلا حوزوی را تصور کنید که سبزی‌فروشی می‌کند. من این را نمی‌گویم مسئولیت حوزوی. آن‌طور تنوع خیلی زیاد می‌شود. اما چیزی که الآن دارد اتفاق می‌افتد من نمی‌توانم اسمش را مسئولیت حوزوی بگذارم. خب باز هم می‌شود درباره‌ی این موضوع بحث کرد.

– حاضرین: طرف آمده علم دین را در مدرسه یاد بگیرد اما نه برای اینکه عالم بشود و فتوا بدهد.می‌خواهد در زمینه رسانه و سینما کار کند. فیلم دینی بسازد، انیمیشن دینی بسازد این در کجا قرار می‌گیرد؟

– موسوی: بحث فعلی من در مورد خروجی‌هایی است که فعلا حوزه در اجتماع دارد نه اینکه حوزه چه خروجی‌هایی باید داشته باشد. یک کسی با استفاده از داده‌های حوزه آمده در رسانه و دارد در زمینه رسانه اسلامی کار می‌کند. من اینجوری هنوز ندیدم. من در آینده می‌آیم آنها را توضیح می‌دهم که باید باشد و چی باید باشد. فعلا وضع موجود را می‌گویم. اما فعلا اینجوری نداریم. چون اصلا نظام رسانه اسلامی نداریم.که یک طلبه‌ای بخواهد برود براساس آن مثلا کار رسانه اسلامی بکند. بنده طلبه می‌شناسم که همین الآن پس از پایان پایه ۱۰، حوزه را بوسید و رفت در کار رسانه. رفت آموزش‌های رسانه‌ای دید و الآن هم تولید مستند و فیلم می‌کند ولی کار او هیچ فرقی با سایر فیلم‌سازان ندارد و فقط فرقش این است که عقایدش حزب اللهی است ولی ما به این کار نمی‌گوییم رسانه اسلامی. اصلا هنوز مبانی رسانه اسلامی تدوین نشده است و فرق آن با رسانه غربی معین نیست.

خلاصه اینکه من الآن وضعیت موجود را می‌گویم. وضعیت نهایی را نگفتم چه خبر است و چه باید باشد. در ادامه درباره این قضیه صحبت خواهم کرد. این وضع موجود است. بلیغ‌های منبری و فضای مجازی و این چیزهایی که می‌گویند، فقط قالب‌های ابزار رسانه‌ای تغییر می‌کند. ما ابزارهای رسانه‌ای را هنوز در تبلیغ داریم می‌گوییم.

۷- ساختار حوزه مطلوب

بحث دیگری که باید ارائه دهم، بحث مشکلات موجود در حوزه است. لیست بلندبالایی است که فکر نکنم لازم باشد در اینجا ارائه شود. ما وضعیت موجود را ببینیم، مشکلات موجود در حوزه را هم ببینیم، بعد می‌گوییم یک سیستم کلانی که بخواهد همه اینها را حل بکند چی باید باشد. آقاجان شما معتقد به این نظام حوزه. خوب چه جوری باید باشد؟ حوزه چه ساختاری داشته باشد؟ آیا خود علما پیشنهاداتی دارند یا نه؟ که پیشنهاد داده اند گاهی ناقص بوده، گاهی عملی بوده گاهی نبوده و همه جور پبشنهادی داشته ایم. ما کمی آمده ایم این پیشنهادها را قاطی کردیم. آن را آورده ایم، آن را به هم چسبانده ایم و یک ساختار در آورده ایم که محور اصلی ش مدلی است که حضرت آقا ارائه می‌دهند و بعد آیه الله مصباح کمی دقیق‌تر کردند همان مدل را. بعضی علما هم، کمی وصله پینه‌ای چیزهایی گفته‌اند اما پراکنده. ما این‌ها را به هم چسبانده‌ایم و چیزی در آمده. آن مدل را اینجا رسم می کنم بقیه بحث باشد برای جلسه بعد…

برچسب‌ها: , , , , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق