شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: اجتماعی
چاپ خبر
۰۸:۴۸ - ۱۳۹۴/۰۹/۰۹
مدیریت دانش
 مدیریت دانش/ روش نوین آموزش و یادگیری +مدل سازی   

مديران تلاش مي‌ کنند از طريق مديريت دانش، دانش انباشته شده ذهن اعضاي سازمان را استخراج نموده، آنرا در ميان تمامي ‌افراد تسهيم نمايند. در اين حالت دانش ذخيره شده در سيستم، تبديل به يك منبع استفاده‌ دائمي‌ گشته و مزيت رقابتي پايدار جهت سازمان فراهم مي‌نمايند...

به گزارش ندای اصفهان، متن زیر فصل اول از کتاب «روش نوین آموزش و یادگیری همراه با مدیریت دانش» به قلم نویسندگان «پروین سنجری»، «کیوان کاوه» و «ناصر نوروزی» است که به طور اختصاصی در اختیار پایگاه خبری تحلیلی ندای اصفهان قرار گرفته است. این کتاب توسط انتشارات «یاقوت سپاهان» به چاپ رسیده است و با منطق ریاضی و دسته بندی زیبا به عنوان یک راهنمای عمل به خوبی قابل استفاده است.

***

مقدمه

دوستان عزیز همان­طور که می ­دانید با توسعه شبکه جهانی اینترنت[۱]، یادگیری الکترونیکی[۲] به عنوان شکلی از یادگیری از راه دور[۳] در جوامع مختلف مرسوم شده است. این روزها دانش بیشترین ارزش را درسازمانها دارد. (بریتو و دیگران[۴]، ۲۰۱۰) مؤسسات آموزشی، تلاش‌های زیاد و مبالغ بالایی را به توسعه برنامه‌های یادگیری الکترونیکی برای کاربران اختصاص داده‌اند. در عصری زندگی می­ کنیم که حقیقتا می­ توان آن را عصر دانش نامید (خلیل،۱۳۸۱) در ‌این میان سازمان‌هایی که درجه بالایی از خلاقیت و عملکرد کاری دارند دانش خود را به صورت اثربخشی مدیریت می‌کنند (کورادو و راموس[۵]، ۲۰۱۰).

دوستان عزیز تجربه نشان داده است که موضوع مدیرت دانش بحثی نیست که اهمیت خود را از دست دهد بلکه با توجه به سرعت تغییرات محیط ارزش آن روز به روز بیشتر می­ شود. هرچند مدیریت دانش به طور گسترده‌ای در تئوری و عمل بحث شده است، هنوز بخش دولتی روی آن کار خاصی انجام نگرفته است (شریف الدین و دیگران[۶]، ۲۰۰۴). سازمان‌های دولتی که هنوز استراتژی خاصی برای مدیریت دانش تدوین نکرده­ اند می ­توانند با بررسی سازمان‌های خصوصی و موفقیت‌ها و شکست‌های آن‌ها در پیاده ­سازی فرایند مدیریت دانش، از آنها الگو بگیرند و مدیریتی اثربخش بر دانش سازمانی داشته باشند. ایجاد نمودن فرهنگی که اشتراک گذاشتن دانش در سازمان را رواج داده، بر روی آن ارزش گذاشته و به آن پاداش دهند. مدیریت باید برای تسهیم دانش، انگیزش و ساز و کارهای لازم را ‌ایجاد کند تا کارمندان آن را برای شغل خود مفید پنداشته و با استفاده از آن توانایی خود را در انجام کارها بهبود بخشند. (امیدواران، ۱۳۸۵)

کتاب مدیریت دانش

از دهه ۱۹۷۰ میلادی با پیشرفت سریع فناوری­ های برتر در جهان، به ویژه در زمینه­ های ارتباطات و رایانه، الگوی رشد اقتصادی جهان به طور اساسی تغییر کرد و به دنبال آن، از دهه ۱۹۹۰ میلادی دانش بعنوان مهم­ترین سرمایه جایگزین سرمایه پولی، فیزیکی شد (چن و همکاران، ۲۰۰۴)[۷]. موفقیت سازمانها در قرن۲۱ با توجه به موقعیت ­هایی که هر روز رقابتی تر می­ شوند منوط به استفاده از دانشی است که سازمان­ها در فرایندهای کلیدی خود بدان نیاز دارند (ان.دی. للا و دیگران[۸]، ۲۰۰۱). در ضمن با اینکه یادگیری الکترونیکی در بین سطوح مختلف کاربران ترویج شده است، هنوز تمایل به ادامه به کارگیری چنین سیستمی‌ بسیار پایین است. گرچه پذیرش اولیه یادگیری الکترونیکی قدم اول مهم به سمت دستیابی به موفقیت یادگیری الکترونیکی است. البته موفقیت واقعی به ادامه استفاده نیاز دارد. در هر صورت، از آنجایی که وب، یک رسانه جدید برای اساتید و یادگیرندگان به منظور ارائه دوره و یادگیری است، اینکه کدام یک از عوامل واسطه و تعیین‌ کننده در محیط‌های بر خط[۹] بیشتر در پذیرش و استفاده از آنها دخیل هستند، به خوبی شناخته شده نیست.

با اینکه اساتید[۱۰] و دانشجویان، هردو کاربران اولیه یک سیستم یادگیری مبتنی بر وب هستند، اساتید مهم‌ترین نقش را در تعیین موفقیت یا شکست سیستم بازی می‌کنند. هرچه که سیستم‌های مدیریت دانش از ویژگی های فردی کاربران آگاهی بیشتری داشته باشند بهتر قادر خواهند بود که دانش را به افراد منتقل کنند (بلوم[۱۱]، ۲۰۰۲). اگر اساتید تصمیم بگیرند که همه یا بخشی از فعالیت‌های تدریس خود را از طریق سیستم یادگیری مبتنی بر وب انجام دهند، دانشجویان چاره‌ای جز استفاده از سیستم ندارند. همچنین مطالعات نشان می­ دهد که پیاده‌سازی موفق فناوری‌های آموزشی تا حد زیادی به نگرش[۱۲] و پذیرش تعلیم‌دهندگان بستگی دارد، اما معرفی فناوری یادگیری الکترونیکی در مؤسسات آموزشی اغلب پیچیده است و اساتید همیشه فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات[۱۳] را آن‌چنان که مورد انتظار است نیز نمی‌پذیرند.

در این قرن آموزش با کمک رایانه صورت می­ گیرد و یادگیری خود راه یاب می ­شود. دانش آموزان با خود رایانه و لوازم جانبی آن را حمل می­ کنند، یادگیری از طریق ارتباطات بی سیم مانند اینترنت و… محقق می­ شود (عطاران، ۱۳۸۶). بنابراین شناسایی عوامل مؤثر بر پذیرش[۱۴] سیستم‌های یادگیری مبتنی بر وب به وسیله اساتید جهت کمک به سیاست‌گذاران آموزش عالی ضروری است. یادگیری مبتنی بر وب بر ایجاد مهارت زندگی دانشجویان تأثیر مستقیم داشته است. ضمن اینکه جذابیت و کاربری روش‌های نوین در دوره جوانی به مقتضای سنی، این روش‌ها را به عنوان روش‌های کارا و پرطرفدار تبدیل نموده است. از جانب دیگر، همراهی روش‌های سنتی با روش‌های جدید به یادگیری ماندگار کمک شایانی می‌نماید. زیرا روش‌های نوین یادگیری مبتنی بر تکنولوژی به علت دارا بودن ساختار دیداری، شنیداری و تماسی، یادگیری طولانی‌ مدت ایجاد خواهند نمود. بنابراین، سیاست‌گذاران بخش آموزش باید تمامی ‌تلاش خود را در خصوص آموزش با استفاده از روش‌های نوین آموزشی ایجاد نمایند و این امر امکان‌پذیر نخواهد بود، مگر زمانی که مسئولان، برنامه‌ریزان نظام تعلیم و تربیت استفاده از روش‌های آموزشی جدید را در کنار روش‌های سنتی فراهم آورند.‌

بخش اول: مدیریت دانش

۱-۱- تعریف مدیریت دانش

مدیریت دانش در آموزش عالی مجموعه‌ای از فرایندهای سازمانی است که از ایجاد و انتقال دانش در این نهادها حمایت کرده، دستیابی به اهداف سازمانی را ممکن می‌سازد. یکی از مهم‌ترین دلایل اعمال مدیریت دانش در آموزش عالی کمک به این نهادها برای یکپارچه ‌سازی، انسجام دانش جدید با دانش قبلی است که می‌تواند به افزایش ارتباط بین کار و آموزش بینجامد. (نعمتی[۱۵]، ۲۰۰۶).

مدیریت دانش

شکل ۱: مدیریت دانش

۱-۲- تاریخچه مفهوم مدیریت دانش

تعداد زیادی از تئوریسین های مدیریت دانش تکامل بحث مدیریت را به عهده داشتند و توزیع نموده­ اند که در میان آنان برجستگانی همچون پیتر درلکه، پاول استرلوس و پیتر سنگه از آمریکا را می ­توان نام برد. درلکه و استر لوس­من بیشتر در زمینه اهمیت ارتقا اطلاعات و دانش ساده به عنوان منابع سازمانی، و آقای سنگه با تمرکز بر روی سازمان های یادگیرنده ابعاد فرهنگی مدیریت دانش را بوجود آورده­ اند.

آقای اورت راجرز در دانشگاه استانفورد با نفوذ در بحث نوآوری و نیز آقای توماس آلن در دانشگاه MIT در خصوص انتقال اطلاعات و فناوری، ۱۹۷۰ به انجام رسانید که، تحقیقات زیادی را طی سال های ۱۹۷۱ کمک بزرگی را در جهت درک و فهم اینکه مدیریت دانش چیست؟ دانش چگونه تولید می­ شود؟ چگونه استفاده می­شود؟ و به چه طریقی در سازمان ها نفوذ می ­کند؟ و… را ارائه می­ دهد.

در اواسط سال ۱۹۸۰ اهمیت دانش به عنوان دارایی رقابت در بین سازمان­ها مشهور گردید. در سال ۱۹۸۰ توسعه سیستم­ های مدیریت دانش بوجود آمدند که با استفاده کارهای انجام شده در زمینه هوش مصنوعی و سیستم­ های هوشمند باعث شدند تا مفاهیم تازه­ ای به عنوان دانش اکتسابی مهندسی دانش، سیستم­ های بر پایه دانش و هستی شناسی بر پایه کامپیوتر به جهان عرضه شود.

اخیرا واژه مدیریت دانش در فرهنگ لغات جای گرفته است. در سال ۱۹۸۹ برای آماده­ سازی مدیریت دانش بر پایه فناوری کنسرسیومی از سازمان­ ها در آمریکا کار خود را آغاز نمود تا پیشگامی خود را برای منظور نمودن مدیریت دانش به عنوان سرمایه در سازمان ها اعلان نماید. در سال ۱۹۹۱ و برای اولین بار مطالبی درباره مدیریت دانش در مراکز انتشاراتی مشهور به چاپ رسید. شاید بتوان گفت که وسیع­ ترین کار تحقیقاتی در زمینه مدیریت دانش تا امروز در سال ۱۹۹۵ توسط آقایان کوجیه و نافوکا، هیروتاکاتاکی­شی در سازمان خلق دانش به نام چگونه شرکت ­های ژاپنی نوآوری، پویایی را نیز به وجود می ­آورند، صورت پذیرفته است.

به طور کلی سیر صعودی مدیریت دانش در جدول زیر بیان گردیده است:

جدول ۱: سیر صعودی مفهوم مدیریت دانش (حسن زاده و همکاران، ۱۳۹۱)

دهه ۱۹۷۰     مدیریت دانش مطرح شد.
دهه ۱۹۸۰ بر اهمیت مدیریت دانش افزوده شد و انتشارات مربوط به  مدیریت دانش سیر صعودی یافت.
اوایل دهه ۱۹۹۰   فعالیت‌ شرکت‌های آمریکایی، اروپایی و ژاپنی در حوزه مدیریت دانش شدت یافت.
اواسط دهه ۱۹۹۰   شبکه‌های بین المللی مدیریت دانش پدید آمد.
اواخر دهه ۱۹۹۰ مدیریت دانش در زمره فعالیت های تجاری سازمان­ های بزرگ درآمد.
هزاره سوم      سازمان ­های بزرگ اروپایی حدود ۵۵ درصد درآمد خود را به مدیریت دانش اختصاص دادند.

 

۱-۳- ابعاد فرآیند مدیریت دانش

 چرخه مدیریت دانش اغلب به مراحل ۳ تا ۸ فرایندی تقسیم می‌شود، ولی محققان ابعاد و معیارهای ارزیابی گوناگونی را برای مدیریت دانش ارائه کرده‌اند. برای مثال مارکوارد[۱۶] تشخیص داده است که مدیریت دانش شامل چهار بعد می‌باشد: کسب دانش، خلق دانش، ذخیره‌سازی دانش، انتقال و استفاده از دانش. به گونه مشابه هوی و میسکل[۱۷] معتقدند که ارزیابی اثربخشی فعالیت مدیریت دانش می‌تواند در چهار بعد: اثربخشی پذیرش دانش، اثربخشی دستیابی به دانش، اثربخشی یکپارچگی دانش و اثربخشی بالقوه دانش طبقه‌بندی شود. علاوه براین، گولد[۱۸] بیان کرد که ابعاد فرایندی دانش در ارتباط با فرایندهای کسب، تبدیل و کاربرد دانش می‌باشد. همچنین چرخه فرایندی مدیریت دانش به هفت بعد گوناگون تقسیم می‌شود:

۱- خلق دانش، ۲- تسخیر دانش، ۳- ذخیره و سازمان‌دهی دانش، ۴- انتشار و تسهیم دانش، ۵- تبدیل دانش، ۶- به کار بردن دانش، ۷- حفظ و نگهداری دانش.

فرایند مدیریت دانش

شکل ۲: ابعاد فرایند مدیریت دانش

 

الوانی مدیریت دانش را فرایند جذب و اخذ دانش به وسیله متخصصان، کارشناسان و افراد حرفه‌ای در سازمان می‌داند که نتایج آن موجب می‌شود این گروه در مقابل مدیریت سازمان از قدرت، اعتبار و استقلال برخوردار شوند و دانش خود را به ازای مناسبی در اختیار مدیریت قرار دهند. مدیریت دانش عرصه‌ای است که مدیران سازمان و نیروهای دانشی در آن ایفای نقش می‌کنند و حالت مطلوب زمانی به وجود می‌آید که این دانش در جهت اهداف سازمان ذخیره، بازیابی و به کار گرفته شود.

داقفوس[۱۹] بیان کرده است مدیریت دانش ترکیب فرایندهای اداره، خلاقیت، کدگذاری، اشاعه و اعمال قدرت دانش در سازمان است و هدف اصلی آن اطمینان از این است که شخص نیازمند، دانش مورد نیاز خود را در زمان مقتضی به دست می‌آورد، به گونه‌ای که توانایی تصمیم‌گیری به ‌موقع و درست برای وی ممکن می‌شود (داقفوس، ۲۰۰۳).

هنری و هدیپث[۲۰] نقل کردند که مدیریت دانش سیستمی‌ است که دارایی دانش سراسر سازمان را (دانش صریح و ضمنی) اداره می‌کند و یک فرایند مارپیچی است که شامل شناسایی، اعتبارسنجی، ذخیره و پالایش دانش برای دسترسی کاربران به آن است و نتایج زیر را در پی دارد:

۱- استفاده مجدد دانش توسط دیگران برای نیازهای مشابه

۲- حذف دانش به دلیل فقدان اعتبار

۳- تغییر شکل دانش و خلق آن در شکل جدید.

بک‌من [۲۱] نیز الگوی هشت مرحله‌ای زیر را برای فرایند مدیریت دانش پیشنهاد داده است:

۱- شناسایی[۲۲]:تعیین صلاحیت‌های درونی، منبع راهبرد، قلمرو دانش

۲- تسخیر[۲۳]: رسمی‌کردن دانش موجود

۳- انتخاب[۲۴]: تعیین ارتباط دانش، ارزش و دقت، رفع دانش‌های ناسازگار

۴- ذخیره[۲۵]: معرفی حافظه یکی شده در مخزن دانش با انواع الگوهای آن

۵- پخش[۲۶]: توزیعدانش برای استفاده‌کنندگان به طور خودکار بر پایه‌ علاقه، کار و تشریک مساعی دانش در میان گروه‌ها

۶- به‌کارگیری[۲۷]: بازیافتن و استفاده‌ دانش در تصمیم‌گیری‌ها، حل مسائل، خودکار کردن و پشتیبانی کار و مددکاری شغل و آموزش

۷- ایجاد[۲۸]: تولید دانش جدید در حین تحقیقات، تجربه کردن کار و فکر خلاق

۸- تجارت: فروش و معامله، توسعه و عرضه کردن دانش جدید به بازار در قالب محصولات و خدمات (جعفری‌مقدم، ۱۳۸۵).

فرایند 8مرحله مدیریت دانش

شکل ۳: فرایند هشت مرحله ای مدیریت دانش

 

مدیریت دانش یک توصیف کلی از فرهنگ، فرایندها، زیرساخت‌ها و فناوری‌های موجود در سازمان است که جذب، رشد و بهینه‌سازی سرمایه دانشی سازمان را برای تحقق اهداف راهبردی ممکن می‌سازد (الوانی، ۱۳۸۸). برخی از صاحب‌نظران برای عملیاتی کردن مدیریت دانش از مفهوم فرایند استفاده می‌کنند. زیرا از دیدگاه آنان، فرایند مدیریت دانش به صورت مستمر در سازمان وجود داشته و حضور مقطعی و کوتاه ‌مدت نتیجه‌ای نخواهد داشت، بلکه نتیجه آن در حضور مستمر آن به عنوان رکن اساسی در سازمان‌ها روشن می‌شود. بر این اساس فرایند مدیریت دانش مشتمل بر تولید یا شناسایی و اکتساب دانش، ذخیره و مستندسازی دانش، نشر و توزیع دانش و کاربرد دانش تشکیل می‌شود. با توجه به ابعاد مختلف مدیریت دانش که در کنار هم آمده‌اند، جاشاپارا، مدیریت دانش را در قالب یک چرخه چهار حلقه‌ای این‌گونه تعریف می‌کند: فرایندهای یادگیری اثربخش که توأم با خلق، سازمان‌دهی، تبادل دانش (اعم از ضمنی و آشکار) که با استفاده مناسب از فناوری و محیط فرهنگی محقق است که سبب ارتقای سرمایه عقلانی سازمانی و بهبود عملکرد آن می‌شود (جاشاپارا[۲۹]، ۲۰۰۴).

خلق دانش: این امر به توانایی یادگیری و ارتباط برمی‌گردد. توسعه‌ این قابلیت، تجربه تسهیم دانش، ایجاد ارتباط بین ایده‌ها و ساختن ارتباط‌های متقاطع با دیگر موضوعات، از این اهمیت کلیدی برخوردار است.

سو، دوینی و میدگلی[۳۰] یک نمونه پنج وجهی را برای فرایند خلق دانش پیشنهاد می‌کنند:

۱- اکتساب اطلاعات و دانش از شبکه‌های تعاملات

۲- یکپارچه‌سازی دانش درونی و بیرونی

۳- ایجاد دانش جدید از بین کاربرد اطلاعات و دانش برای حل مسأله

۴- تأثیرگذاری دانش جدید بر نوآوری و عملکرد شرکت

۵- ایفای نقش عوامل فردی و سازمانی در کل فرآیند (سو و همکاران[۳۱]، ۲۰۰۲).

خلق دانش

شکل ۴: خلق دانش

 

سازمان‌دهی و ذخیره‌سازی: به عنوان دومین عنصر مورد نیاز مدیریت دانش که از طریق آن قابلیت ذخیره سازمان ‌یافته‌ای که امکان جست‌وجوی سریع اطلاعات، دسترسی به اطلاعات برای کارمندان دیگر و تسهیم مؤثر دانش فراهم می‌شود، به وجود می‌آید. در این سامانه باید دانش‌های لازم به آسانی برای استفاده همگان ذخیره شود.

ذخیره سازی دانش

شکل ۵: ذخیره سازی دانش

 

تسهیم و تبادل دانش: این فرایند به توسعه یک روح جمعی‌‌‌‌ که در آن افراد به عنوان‌ همکاران در جهت دنبال کردن اهداف مشترک، احساس پیوستگی به هم داشته، درفعالیت‌هایشان به یکدیگر وابسته‌اند، کمک می‌کند. سومین گام از فرایند مدیریت دانش، انتقال دانش است که طی آن یک سازمان اطلاعات را در میان اعضای خود توزیع کرده و از این طریق یادگیری را ارتقا داده، دانش یا درک جدیدی را به وجود می‌آورد.

 

تبادل دانش

شکل ۶: تبادل دانش                    

بکارگیری دانش: چهارمین فرایند، از این ایده آغاز می‌شود که ایجاد دانش بیشتر توسط کاربرد عینی دانش جدید میسر است. این عنصر، دایره فرایند مرکزی مدیریت دانش متحد را تکمیل می‌کند. هدف نهایی مدیریت دانش، کاربرد دانش در جهت بهبود عملکرد سازمانی است. بسیاری از صاحب‌نظران، این مرحله را مهم‌ترین گام در فرایند مدیریت دانش می‌دانند. زیرا مزیت رقابتی تنها منوط به داشتن منابع غنی و سرشار دانشی نیست، بلکه در گرو کاربرد آن منابع دانشی در عملیات، تصمیمات سازمانی است. (سرلک ، ۱۳۸۶)

به کارگیری دانش

شکل ۷: بکارگیری دانش

 

اکتساب دانش: یوان[۳۲] کسب دانش عبارت است از فعالیت ثبت و ضبط دانش افراد ذخیره (و منابع دیگر دانش) و ساخت پایگاه دانش رایانه‌ای و کمک به اجرای فعالیت‌های سازمان به روش‌های گوناگون می باشد. بر اساس جمع‌بندی انجام شده می‌توان گفت که فرایند مدیریت دانش از سه مرحله کلی تشکیل شده است:

اکتساب دانش

شکل ۸: اکتساب دانش

 ۱- خلق دانش: این مرحله در برگیرنده فعالیت‌هایی است که مرتبط با ورود دانش جدید به سیستم است و شامل توسعه، کشف و تسخیر دانش می‌شود. از نظر نوناکا[۳۳] این مرحله از چهار فرایند فرعی تشکیل شده است: جامعه‌پذیری، بیرونی‌سازی، درونی‌سازی و انتشار.

۲- انتقال دانش: اشاره به فعالیت‌هایی دارد که در ارتباط با جریان دانش از یک بخش یا یک نفر به بخش یا نفر دیگر را شامل می‌شود و در برگیرنده ارتباطات ترجمه، تبدیل، تفسیر دانش می‌باشد.

۳- کاربرد دانش: شامل فعالیت‌هایی می‌شود که در ارتباط با اجرای دانش در فرایندهای سازمانی هستند.

اینک مدیران تلاش می‌نمایند از طریق مدیریت دانش، دانش انباشته شده ذهن اعضای سازمان را استخراج نموده، آنرا در میان تمامی ‌افراد تسهیم نمایند. در این حالت دانش ذخیره شده در سیستم، تبدیل به یک منبع استفاده‌ دائمی‌گشته و مزیت رقابتی پایدار جهت سازمان فراهم می‌نمایند (قربانی‌زاده و همکاران، ۱۳۸۸).

۱-۴- اهداف کلیدی مدیریت دانش

اهداف مدیریت دانش

شکل ۹: اهداف کلیدی مدیریت دانش

 

– تسهیل در انتقال دانش از افرادی که سازمان را ترک می‌کنند به افرادی که جایگزین آنها می‌شوند.

– جلوگیری از دست رفتن حافظه‌ی سازمانی به دلایلی چون بازنشستگی یا از دست دادن کارمندان.

– شناسایی حوزه‌ها و منابع حیاتی دانش به گونه‌ای که سازمان در مورد آنچه می‌داند از کیفیت و چرایی آن آگاهی حاصل نماید.

– ایجاد جعبه‌ ابزاری از روش‌ها که توسط افراد، گروه‌ها و سازمان برای جلوگیری از اتلاف سرمایه‌های فکری مورد استفاده قرار می‌گیرد (اخوان و همکاران، ۱۳۹۳).

– افزایش دانش سازمان

– ایجاد دانش جدید، ترویج نوآوری و افزایش مشارکت

– افزایش میزان مهارت کارمندان (هویدا، ۱۳۸۹)

در عمل، مدیریت دانش در خارج از سازمان به عنوان شناسایی و مشخص کردن سرمایه‌های فکری و ایجاد دانش جدید جهت برتری رقابت در صحنه‌ی جهانی و در داخل سازمان نیز به منظور آسان نمودن دسترسی به اطلاعات، به اشتراک‌ گذاشتن فرایندهای مناسب و دسترسی به فناوری اطلاعاتی، ارتباطاتی مطرح می‌باشد. از نگاهی دیگر مدیریت دانش، فرایند خلق و تسهیم، انتقال و حفظ دانش است به گونه‌ای بتوان آنرا به شیوه‌ اثربخش در سازمان بکار برد (قربانی‌زاده، ۱۳۸۸).

۱-۵- انواع دانش

نخستین بار پولانی[۳۴] با تصریح به اینکه «ما بیش از آنکه می‌توانیم بگوییم می‌دانیم» مفهوم دانش ضمنی را مطرح کرد. پولانی، دانش صریح و دانش ضمنی را شناسایی کرد. بر اساس نظر او بین دانش ضمنی و دانش صریح تمایز وجود دارد. نوناکو و تاکوچی[۳۵] معتقدند که دانش در ضمن تعامل‌های اجتماعی حاصل شده و به صورت عقاید، ارزش‌ها و مهارت‌ها در ذهن ذخیره می‌شود. دانش صریح و ضمنی در سازمان دو مقوله جدا نبوده بلکه مکمل یکدیگرند. (هویدا، ۱۳۸۹).

نوناکا و تاکوچی با استفاده از مفهومی‌ که توسط پولانی پیشنهاد گردیده، مدل حلزونی دانش را مطرح کردند:

۱- دانش پنهان[۳۶] (ضمنی): به شناختی اشاره می‌کند که در ذهن انسان‌ها جای دارد و مقولاتی نظیر دانایی و درک انبوه، دانش مربوط به اصول، دانش سازمانی، جهت‌یابی‌های اصلی و دانش شخصی را ریشه در تجارب فردی دارد دربر می‌گیرد (جعفری مقدم،۱۳۹۰).

دانش پنهان

شکل ۱۰: دانش پنهان

 

۲- دانش آشکار[۳۷](صریح): دانش آشکار دانشی است که عینی بوده و می‌تواند به صورت رسمی ‌و در قالب زبان سیستماتیک بیان شود. این نوع دانش، مستقل از کارکنان است و در سیستم‌های اطلاعات رایانه‌ای، مستندات و مدارک سازمانی و نظایر اینها وجود دارد. چالش اصلی مدیریت دانش نیز تبدیل هرچه بیشتر دانش ضمنی به دانش صریح می‌باشد (قربانی‌زاده، ۱۳۸۸).

مدل حلزونی دانش

شکل ۱۱: مدل حلزونی مدیریت دانش نوناکا و تاکوچی

۱-۶- انواع حالت های دانش

 با توجه به تقسیم دانش به دو نوع صریح و ضمنی، چهار حالت برای تبدیل دانش می‌توان در نظر گرفت. این چهار حالت در سال ۱۹۹۵ توسط نوناکا و تاکوچی معرفی شد که در زیر بیان شده است:

۱- تبدیل دانش ضمنی به دانش ضمنی: این فرایند اجتماعی شدن است. فرایند تبدیل دانش در ملاقات‌ها و مباحث تیمی، فرایند اجتماعی شدن است.

دانش ضمنی یا آشکار

شکل ۱۲- دانش ضمنی یا آشکار؟

۲- تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح: این فرایند بیرونی‌سازی نامیده می‌شود، مانند آنچه در مستندسازی تجربیات و درس‌های آموخته شده اتفاق می‌افتد.

۳- تبدیل دانش صریح به دانش صریح: این فرایند ترکیب نامیده می‌شود و در مواردی چون ارائه یک مقاله جدید و ایمیل کردن یک گزارش یا ترکیب چند گزارش با هم روی می‌دهد.

۴- تبدیل دانش صریح به دانش ضمنی: این فرایند، فرایند درونی‌سازی است. درونی‌سازی در مواردی یادگیری از یک گزارش روی می‌دهد ( اخوان، ۱۳۹۳).

۱-۷- فواید مدیریت دانش

– مدیریت دانش با بکارگیری دانش روز، به دانش بشر اعتبار می ­بخشد.

دانش روز

شکل ۱۳: دانش روز

 

– سازمان را در جهت انطباق با محیط و شرایط موجود توانمند نیز می­سازد.

سازماندهی

شکل ۱۴: سازمان دهی

– زمینه نوآوری پایدار و خلاقیت بخشی سازمان را فراهم می­نماید .

نوآوری

شکل ۱۵: نوآوری پایدار

– سازمان را به شناخت مسایل روز و پاسخگویی آن­ها با راه حل­ های جدید قادر می­ سازد.

– با استفاده از روش­ های سیستمی به رفع اشتباهات و اصلاح انحرافات می­ پردازد.

– جو آزاداندیشی متناسب با سازماندهی و هدایت دانش جدید را خلق می­ نماید.

آزاداندیشی

شکل ۱۶: آزاد اندیشی

– درک هدف­ های آرمانی و بلندمدت را در محیط آزادی افکار تسهیل می­ نماید.

– با ایجاد جو آزاد اندیشی و شکل ­گیری مدیریت دانش از فساد جلوگیری می ­کند.

مدیریت دانش

شکل ۱۷: شکل گیری مدیریت دانش

– محیط رشد پردازش اطلاعات و دانش را سرعت می­بخشد.(کریمی پور و همکاران، ۱۳۸۵)

۱-۸- موانع مدیریت دانش

– عدم موفقیت در تطبیق تلاش های مدیریت دانش سازمانی با اهداف استراتژیک سازمان.

استراتژی سازمان

شکل ۱۸: استراتژی سازمان

– ایجاد سیستم و منابع اطلاعاتی متعدد در سازمان بدون توجه به محتوای آن.

منابع اطلاعاتی

شکل ۱۹: منابع اطلاعاتی

– عدام ارتباط مدیریت دانش سازمانی با فعالیت­ های روزانه افراد.

– تمرکز بر تلاش­ های مدیریت دانش سازمانی فقط در محدوده مرزهای سازمان.

– تاکید بیش از حد بر شیوه‌های رسمی یادگیری به عنوان مکانیزمی برای تسهیم و توزیع اطلاعات.

– نیاز بازشناسایی سیستم پاداش که اغلب بر اساس اندازه ­گیری مالی سنتی است (عدلی، ۱۳۸۵)

پی نوشت

[۱]– Internet

[۲]– Electronic learning (e- learning)

[۳]– Distance workers

[۴]– Brito,E.,Cardoso,L.and Ramalho,C

[۵]– Curado,M.and ramos,I

[۶]– Sharifuddin,S.O.,Ikhsan,S.and Rowland,F

[۷] – Chen & etal

[۸]– Ndlela,L.T.,du Toit,A.S.A

[۹]– Online

[۱۰]– Instructors

[۱۱] -Blom

[۱۲]– Attitude

[۱۳]– Information and Communication Technologies (ICT)

[۱۴]– Adoption

[۱۵]– Nemati

[۱۶]– Marquardt

[۱۷]– Hoy & Miskel

[۱۸]– Gold

[۱۹]– Daghfous

[۲۰]– Henri & Hedyepeth

[۲۱]– Beekman

[۲۲]– Identify

[۲۳]– Capture

[۲۴]– Select

[۲۵]– Store

[۲۶]– Share

[۲۷]– Apply

[۲۸]– Create

[۲۹] -Jashpara

[۳۰] -Soo, C; Midgley, W., and Devinney

[۳۱] -Soo, C

[۳۲] -Yuan

[۳۳]–  Nonaka

[۳۴]– Polani

[۳۵]– Nonaka & Takeuchi

[۳۶]– Implicit

[۳۷]– Explicit

برچسب‌ها: , , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق