جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
سرویس: فرهنگ و هنر
چاپ خبر
۱۶:۰۴ - ۱۳۹۴/۰۹/۰۷
فیلم خواب تلخ
می شود طنازانه هم درباره مرگ فکر کرد؛
 نگاهی به فیلم «خواب تلخ» اثر محسن امیریوسفی   

این فیلم اولین کمدی سیاه ایرانی است که طنزی ویرانگر دارد و چهره‌ای جدید و طنازانه از ایران نشان می‌دهد. خواب تلخ با طنازی خاصی پدیده مرگ را به چالش می کشد. اسفندیار که عمری مرده ها را شستشو داده اما اکنون خود به شدت از مرگ می ترسد...

ندای اصفهان- سید محسن میرزاترابی/

خواب تلخ اثر محسن امیریوسفی کارگردان جوان اصفهانی است. امیر یوسفی فیلم هایی چون «آتشکار» و «آشغال های دوست داشتنی» را نیز در کارنامه خود دارد. وجه مشترک هر سه فیلم این کارگردان نگاه وزارت ارشاد دولت ها اعم از اصلاح طلب و اصولگرا به آنهاست. فیلم آتشکار سال ۸۹ با کلی جنجال و بعد از سه سال توقیف با شرط سنی بالای شانزده سال برای مدت محدودی مجوز اکران گرفت. آتشکار به عمل وازکتومی مردان می پردازد و با نگاهی نقادانه این اتفاق رایج آن زمان را به بوته نقد می برد. آشغال های دوست داشتنی فیلمی است که سال ۹۱ تولید شد و ابتدا توسط وزارت فرهنگ مجوز اکران گرفت اما بعد با نامه کمیسیون فرهنگی مجلس به همراه هفت فیلم دیگر به دلیل حمایت از فتنه ۸۸ مجوز اکرانش باطل شد.

اما فیلم «خواب تلخ» قصه ای درازتر از دو فیلم قبلی دارد. پاییز ۸۳ همزمان با ماه های پایانی دولت اصلاحات، «خواب تلخ» خواب خوش امیریوسفی را تلخ کرد و مجوز اکران نگرفت. در هشت سال دولت عدالت محور نیز این فیلم همچنان پشت درهای بسته هیئت صدور پروانه نمایش ماند. اما امیریوسفی این مدت خواب تلخ را برای جشنواره های خارجی زیادی فرستاد و جایزه های زیادی هم دریافت کرد از جمله برنده جایزه ویژه دوربین طلائی و جایزه نگاه جوان از جشنواره کن ۲۰۰۴، جایزه اسکندر طلائی از تسالونیکی یونان، جایزه فیپرشی منتقدین بین المللی ژنو سوییس و… است. در ادامه به معرفی و تحلیل این فیلم می پردازیم.

فیلم خواب تلخخلاصه داستان:

اسفندیار مرد مرده شوری است که سالها در امامزاده سیدمحمد «خمینی شهر» مرده ها را می شورد و به همراهی یدالله گورکن و پسرکی که لباس های مردگان را می سوزاند و دلبر که زن های مرده را می شوید، جمعی هستند که به اموات خمینی شهر خدمت رسانی می کنند. اسفندیار به زیر دستان خود ظلم می کند و حق و حقوق آنها را کامل نمی پردازد. مدتی است که اسفندیار احساس می کند عزرائیل برای گرفتن جانش او را تعقیب می کند. او معتقد است هرکه قرار است بمیرد چند وقت قبلش عزرائیل را می بیند و متوجه مرگ خود می شود. با این اعتقاد او به استقبال مرگ می رود. از دلبر و یدالله حلالیت می طلبد و با اکراه دوچرخه خود را به یدالله می دهد تا حلالش کند. اما دلبر به این راحتی حلال نمی کند. دلبر زنی است که شوهرش مرده و دخترش هم همسر مردی افغانی شده که بعد از جنگ افغانستان به این کشور رفته است. بالاخره اسفندیار موفق به کسب رضایت دلبر می شود. شبی که مطمئن بود عزرائیل به سراغش می آید در گوشه ای از اتاق کمین می کند و به گمان خودش با ضربه ای به بال عزرائیل صدمه ای وارد می کند و فردای آنروز خودش لباس هایش را می سوزاند و خود را غسل می دهد و کفن می کند و منتظر مرگ می شود.

نکاتی پیرامون این فیلم متذکر می شویم:

۱- خانم دبورا یانگ منتقد معروف نشریه سینمایی هالییود ریپورتر درباه این فیلم می گوید: این فیلم اولین کمدی سیاه ایرانی است که طنزی ویرانگر دارد و چهره‌ای جدید و طنازانه از ایران نشان می‌دهد. خواب تلخ با طنازی خاصی پدیده مرگ را به چالش می کشد. اسفندیار که عمری مرده ها را شستشو داده اما اکنون خود به شدت از مرگ می ترسد. جایی از فیلم دیالوگ فوق العاده ای با عزرائیل دارد و به او می گوید: «ما عمری با هم همکار بودیم بیا الآن هم همکار باشیم. شما بکش و من می شورم.» این نگاه شاید ماحصل نگاه های خیلی از افراد به مرگ باشد. ترسی عجیب که عموم انسانها از مرگ دارند به وضوح در چهره اسفندیار مشاهده می شود. جالب اینجاست که اسفندیار با اعتقاد کامل به اینکه در برابر مرگ مقاومتی نمی تواند بکند اما به مبارزه با آنکه در واقع مبارزه با عزرائیل است می پردازد. این نوع نگاه در اکثر افراد جامعه دیده می شود. نپذیرفتن مرگ از سوی انسانها این پدیده را برایشان هولناک کرده است به گونه ای که تا حرف مرگ می شود چندین بار دور از جان یا امثالهم را می گویند. انگار همه معتقدند مرگ برای همسایه است. اما واقعیت چیز دیگری است. خواب تلخ با طنازی خود این واقعیت را به تصویر کشیده است.

فیلم خواب تلخ

۲- حضرت علی (ع) می فرمایند: (‌اِعْمَلْ لِدُنْیَاکَ کَأَنَّکَ تَعِیشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لاِخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَمُوتُ غَداً) (مستدرک الوسائل ج۱ ص۱۴۶)

برای دنیای خـودت چنان عمل کن که گویا در دنیا تا ابد زندگی می‌کنی؛ و برای آخـرت خـودت چنان عمل کن که گویا همین فردا می‌میری.

این نوع نگاه به زندگی خود سبکی جدید از زندگی را پیش روی انسانها قرار می دهد. اسفندیار تا قبل از اینکه مطمئن شود عزرائیل به سراغش نیامده همه جور ظلمی به اطرافیان خود روا داشته بود اما تا فهمید قرار است بمیرد دنبال حلالیت طلبی از اطرافیان افتاد. در این مسیر دلبر که از همه بیشتر برای حلالیت دادن مقاومت می کرد، سختی راه را هرچه بیشتر برای اسفندیار نمایان کرده بود. اسفندیار می دانست که تا دلبر راضی نشود کارش آسان نخواهد بود. برای همین تلاش می کرد تا او را راضی کند. داستان زندگی اسفندیار داستان همه ماست. لحظه ای فکر کنیم که قرار است چندی بعد از دنیا برویم، آیا همینگونه که هستیم خواهیم بود یا تغییر رویه خواهیم داد؟ اگر تغییر می کنیم پس چرا از همین الآن تغییر نکنیم؟ و چندین سوال دیگر که هرکدام ذیل این ماجرا قابلیت طرح دارند.

۳- در بین کاراکترهای فیلم حاج آقایی هست که متولی امامزاده و تلقین گوی اموات است. اسفندیار هرچه پول از شستن اموات به دست می آورد بعد از کسر دستمزدها همه را به حاج آقا می دهد تا خرج امامزاده کند. روند فیلم به گونه ای است که شخصت حاج آقا خوب تصویر می شود. فردی که هوای اسفندیار را دارد، به او توصیه می کند به جوانکی که لباس ها را می سوزاند مرده شوری یاد دهد تا بعد از خودش به جای او مشغول باشد اما سکانس پایانی حاج آقا در واقع تیر خلاصی بود به شخصیت او. جایی که به دلبر توصیه می کند با اسفندیار ازدواج کند تا خانه اسفندیار بعد از مرگش به او برسد. اینجا اشتباه خودش را نشان می دهد؛ مگر مرگ تقدم و تاخر دارد؟ از کجا معلوم اسفندیار زودتر بمیرد که اموالش به دلبر برسد؟ این نوع نگاه نیز خیلی بین مردم رواج دارد. همه منتظرند اول دیگری و دیگری و دیگری بمیرند تا بعد نوبت به آنها برسد. تازمانی که این نگاه در بین مردم وجود داشته باشد فکر حلالیت به سرشان نمیزند.

۴- اسفندیار هر لحظه با عزرائیل رابطه دارد. این رابطه توسط تلویزیون سیاه و سفیدی که در منزل دارد به نمایش درآمده. با عزرائیل حرف می زند. از او تقاضا می کند. حتی در سکانس های پایانی با او درگیر می شود. به رابطه انسان ها با ملک موت در شرع مبین اسلام اشاره شده است. در دعای سوم صحیفه ی سجادیه نحوه ی درود و سلام به ملائکه فرستادن و اینگونه ارتباط برقرار کردن با آنها را به ما یاد داده است. این سلام و درود و ارتباط باعث می شود که ما با عالم ملکوت انس بگیریم. این انس با عالم ملکوت و توجه بیشتر برای لحظه ی مرگ خیلی موثر است.

۵- اما سوال اساسی اینکه خواب تلخ چه چیزی داشت که مسئولین فرهنگی دوازده سال به او اجازه نمایش نمی دادند؟ شاید بتوان گفت موارد زیر ازاین دست نگرانی ها است:

الف) پرداختن به مقوله مرگ با نگاهی طنازانه

ب) چند سکانس با شوخی های جنسی

ج) شوخی با حضرت عزرائیل به عنوان ملک مقرب الهی

د) صحبت کردن بازیگران با لهجه خمینی شهری و ترس از اینکه مبادا ناراحتی برای عده ای بوجود آید

ه) شوخی با روحانی معمم

و) شوخی با قبرستان و مرده ها

جالب تر اینکه خواب تلخ به مذاق جشنواره های غربی خوش آمده و توانسته جایزه های زیادی را کسب کند. خواب تلخ تا جایی پیش رفت که قرار بود سال ۲۰۰۶ نماینده ایران برای اسکار باشد اما اتفاقی که هرگز نیفتاد و امیریوسفی هم سکوت کرد.

مقوله مرگ برای هر متفکری مقوله ای پیچیده و حل نشده است. اگر زندگی آدمی همراه با تفکر در هدف و انتخاب آن باشد، آنوقت مرگ برایش لذتبخش و گوارا می شود. در این سال ها سینمای ایران هیچ فیلم جدی درباره مرگ و تفکر پیرامون آن نساخته است. امید است بودجه های کلان سینمای ایران که صرف فیلم های زرد و بی محتوا می شود کمی هم صرف بالا بردن قدرت تفکر مردم شود.

برچسب‌ها: , , , ,

FacebookTwitterGoogle+TelegramWhatsAppLineYahoo MessengerLinkedInPinterestTumblr

مطالب مرتبط

  1. احمد می‌گه:

    با سلام
    نقد پر محتوا و کاملی بود.
    در ضمن توصیه روحانی فیلم به دلبر کاملا منطقی و آگاهانه بود.

  2. omid می‌گه:

    مرسی زیبا بود

  3. محمد حسین می‌گه:

    سلام خیلی خوب بود خسته نباشید،آقای امیریوسفی نیز خمینی شهری است

  4. ناشناس می‌گه:

    واقعا بعد از مدت ها از سینمای ایران دیدم که تفکر خاصی پشتش بود و لذت بردم .

  5. وهاب سالمی می‌گه:

    واقعا بعد از مدت ها از سینمای ایران دیدم که تفکر خاصی پشتش بود و لذت بردم .

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


میدان نیوز
میدان نیوز
حوزه و روحانیت
حوزه و روحانیت
جوان انقلابی
جوان انقلابی
انقلابی شدن
انقلابی شدن
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات
تبلیغات
گفتمان نیوز
گفتمان نیوز
وعده صادق
وعده صادق