یکشنبه ۰۱ خرداد ۱۴۰۱
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۲۳:۴۳ - ۱۴۰۱/۰۲/۱۹

درس خارج فقه (جلسه ۶۶)

استاد محسن جلالی (زید عزه)/ اقوال در حرمت اخذ الاجره برای اذان

در ادامه تقریر درس خارج فقه اجاره استاد حجت الاسلام محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ ۱۱/۱۱/۱۴۰۰، اقوال در اخذ اجرت برای اذان و حاشیه بر عروه، که از روی صوت پیاده سازی شده است به نظر طلاب حوزه علمیه، اساتید و پژوهشگران می رسد.

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه ملاعبدالله)

در ادامه تقریر درس خارج فقه اجاره استاد حجت الاسلام محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ 11/11/1400، اقوال در اخذ اجرت برای اذان و حاشیه بر عروه، که از روی صوت پیاده سازی شده است به نظر طلاب حوزه علمیه، اساتید و پژوهشگران می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

***

مبحث: حرمت اخذ الاجره برای اذان

(جلسه 66)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرّحمن الرّحیم، والصلاة والسلام علی محمّد و آله اجمعین.

ادامه مسأله 13:

فتاوی را عرض کردیم خدمتتان. در مواردی به نظر می رسد شارع مقدس بناشان بر این است که این امور از طرف جامعه یا مردم انجام بگیرد بدون بذل و اخذ اجرت. این نیاز به تحقیق و تفحص دارد؛ در باب تجهیز میت، تعلیم جاهل و… در کتاب کافی شریف جلد اول باب بذل علم حدیث اول روایت موثقه طلحه بن زید (عامی و ثقه است برای همین موثقه تعبیر می شود): عن ابی عبدالله (ع): «قَالَ: قَرَأْتُ فِي كِتَابِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّ اَللَّهَ لَمْ يَأْخُذْ عَلَى اَلْجُهَّالِ عَهْداً بِطَلَبِ اَلْعِلْمِ حَتَّى أَخَذَ عَلَى اَلْعُلَمَاءِ عَهْداً بِبَذْلِ اَلْعِلْمِ لِلْجُهَّالِ لِأَنَّ اَلْعِلْمَ كَانَ قَبْلَ اَلْجَهْلِ».

خداوند عهد از جهال برای طلب علم نگرفت مگر اینکه اخذ تعهد از علما گرفت که به جهال بذل علم کنند. این بذل علم به جهال یک وظیفه لازمی برای علما است ولو اینکه جهال پول ندهند. البته در آن علوم لازم و واجب که مسئولیت علما خصوصا علمای حوزوی و کارشناسان دینی را بیان می کند. اینکه حضرت صادق می فرمایند: قرأت فی کتاب علی (ع)؛ این حکمت 478 نهج البلاغه آقا امیرمؤمنین هم هست «تعلّم را خدا وظیفه جهال نکرد تا زمانی که تعلیم را وظیفه علما نکرد».

لذا در کلمات جناب حکیم یکی از واجبات کفایی تعلیم جاهل است که اخذ اجرت هم گفتند نمی شود گرفت. حالا اینکه از این روایات بتوانیم استفاده کنیم که اینها وظیفه ای است که علما باید انجام دهند و از اطلاقش استفاده کنیم که در قبالش هم پول نباید بگیریم.

***

نکته بعد؛ گفتیم در بحث اخذ اجر بر واجبات دو مقام بحث داریم:

۱. اجاره و اجرت بر واجب بما هو واجب؛ می خواهد وجوبش تعبدی، توصلی، کفایی یا عینی باشد، که این جهت بحث و ادله عدم جواز و مناقشه در اینها گذشت.

۲. جواز اخذ اجرت در تعبدی (آنچه عبادت است و قصد قربت می خواهد)، این دیگر شامل مستحبات هم می شود. گرچه علما در مستحبات به طور عام نفرمودند اخذ اجرت اشکال دارد ولی ملاک بحث یکی است و منافات با اخلاص است.

بیان و اشکال این است که اجاره موجب بطلان عبادت است چون مکلف به داعی تحصیل اجرت اتیان کند و این با داعی قصد قربت نمی سازد، چون مکلف اجیر شده و می خواهد اجرت بگیرد. حیثیت عبادت با حیثیت اخذ اجرت سازگار نیست. این حاصل این اشکال است که روشن هم هست.

جوابی که دادند در کلمات فقها دو جواب است: ۱. منع صغری ۲. منع کبری؛

منع صغری این است که بگوییم این شخص عمل را برای اخذ اجرت انجام نمی دهد، توجه بکنید این کمی دقیق است؛ معمولا الآن اینطور است که مثلا کسی را اجیر می کنند برود حج یا نماز بخواند، با این شخص عقد می بندند و وقتی عقد بستند و حرف زدند و قرار گذاشتند پول را قبل از عمل به او می دهند؛ این مالک پول می شود و عمل را بعد انجام می دهد. با چه چیزی مالک پول شدم؟ با عقد، ولو بعدا پول بدهد اما مالک شدم، نوعا هم پول را زودتر می دهد.

مثلا قبل از ایام حج کسی را نیابت می گیرند ولو برای شخص زنده که نمی تواند حج برود، می گویند پول را بگیر و حج را انجام بده. پس این آقا که می رود حج انجام دهد برای گرفتن پول نمی رود، برای وفای به عقد می رود، حج را برای وفای به آن عهد انجام می دهد. به کسی پول دادند که این عمل عبادی یا کار عبادی را انجام بده، نه اینکه واجب عینی و شخصی خودش باشد. پول را گرفته بعدا که آن عمل را انجام بدهد عمل را برای پول انجام نمی دهد، برای وفای به عهد انجام می دهد. پس این عمل در مقابل آن پول انجام نگرفته، عمل برای وفای به عقد است که یک امر عقلایی و شرعی است اوفوا بالعقود.

سلمنا که این آقا پول را در مقابل عمل می گیرد، باز هم می گوییم قابل اصلاح است؛ یعنی عده ای از فقها گفتند که اینجا می شود درستش کرد چون این پول می گیرد که عبادت انجام دهد. این صلاه و صوم را به قصد قربت انجام می دهد اما داعی برای این صلاه و نماز که به قصد قربت انجام می دهد چیست؟ پول بگیرد داعی بر داعی می شود.

داعی شما برای نماز قربت الی الله است؛ عمل عبادی باید به قصد قربت باشد، حالا کسی نماز شب می خواند که رزقش زیاد شود. الآن اول ماه رجب می شود، پنجشنبه و شب جمعه هم لیله الرغائب طبق آن روایتی که ضعیف است و این سال ها مشهور شده است، این عمل را می خواهد انجام دهد، نماز لیله الرغائب می خواند که به آرزوهایش برسد.

اگر این نماز را برای آرزوهایش می خواند که باطل می شود، شما نماز را قربت الی الله می خوانید، نماز شب و نماز نافله و نماز روز اول ماه را، اما آن آثار و فوائدش هم داعی بر داعی است؛ یعنی این عبادت را برای این فوائدش انجام بده اشکال ندارد، اما خود عمل را مثلا این آبی که شما الآن وضو می گیرید اگر برای قصد خنک شدن باشد می گویند اشکال دارد باید قربت الی الله باشد، چون خود عمل را یک غرض و انگیزه دیگر برایش دارید. اما اگر این عمل را قربة الی الله انجام دادید و گفتید این عمل که قربۀ الی الله است یک اثری دارد، رزق را زیاد می کند، من را از جهنم دور می کند، می خواهند از عذاب دور شوند، بهشت بروند، اینها باطل نیست رتبه اش ضعیف است.

اگر ما در عبادت همین را بخواهیم که عمل به قصد قربت است اما بر فوائد و آثار این عبادت ها داعی داشته باشیم این است که: ۱. من اگر این را انجام دهم اجرتی می گیرم مثل این است که من اگر این را انجام دهم بهشت یا جهنم می روم، این را می گویند داعی بر داعی و در واقع اخذ اجرت در عبادت و اجیر شدن را اینطور درست می کنند که خود عمل را من برای پول انجام نمی دهم، عمل را قربۀ الی الله انجام می دهم ولی داعی من برای ایستادن و خالصانه نماز خواندن و روزه گرفتن این است که این فوائد را دارد.

قسمت دوم با قصد قربت که منحصر می شود به واجبات عبادی و شامل مستحبات هم می شود اینگونه قابل حل است. حتی همین مستحباتی که مردم انجام می دهند به خاطر آثار دنیوی اش مثلا این آیه را بخوانید فلان اتفاق برایت می افتد، این آیه را بخوانید در امان می مانید، آیت الکرسی بخوانید چه فوایدی دارد. شما این آیت الکرسی را قربت الی الله می خوانید ولی آن فوایدش را هم در نظر می گیرید. ما بحث را دیگر ادامه نمی دهیم.

***

نکته بعدی که جناب سید در کتاب اجاره مسئله ۱۳ دارند: «ولا یجوز الاجاره علی الأذان». اذان که واجب نیست مستحب است مطلقا اینجا می فرمایند لا یجوز الاجاره علی الاذان. اما در کتاب الصلاه فصل ۱۷ مستحبات اذان و اقامه مسئله ۹ همین جناب سید صاحب عروه می فرمایند: «لایجوز اخذ الاجره علی اذان الصلاه».

اینجا «مطلقا» گفتند لایجوز، اما آنجا می فرمایند: «لایجوز اخذ الاجره علی اذان الصلاه». اذان نماز را به قصد اجرت بگویید باطل است.

اما اذان اعلام چطور؟ بعضی از علما مثل علامه و دیگران گفتند اذان اعلام را می توانید اجرت بگیرید، ولی سید می فرمایند «لکنّه مشکل»؛ در اذان نماز صریح فرموده اند «لا یجوز»، در اذان اعلام گفته اند «اشکال دارد» و صریح نفرموده اند لا یجوز. پس اینجا در بحث اذان مسئله را تفصیل قائل شدند: اذان نماز و اذان اعلام.

صاحب وسایل الشیعه در ابواب اذان و اقامه باب ۳۸ [جلد 4 ص 666] بابی دارند با عنوان «باب عدم جواز اخذ الاجره علی الاذان». نگفتند اذان طلاه یا اذان اعلام. در این باب دو روایت داریم:

روایت اول موثقه نوفلی عن السکونی (عامی ولی ثقه اند)؛ عن جعفر، عن ابیه، عن علی (ع). حضرت امام صادق از پدرشان امام باقر و امام باقر هم از امیرمؤمنان (علیهم السلام) نقل می فرمایند: «قال: آخر ما فارقت علیه حبیب قلبی أن قال: یا علیّ اذا صلّیت فصلّ صلاۀ اضعف من خلفک، و لا تتخذنّ مؤذناً یأخذ علی أذانه اجراً»

آخرین صحبتی که با پیغمبر اکرم حبیب قلبم داشتم، گفت ای علی، نماز جماعت می خوانی نماز جماعتی بخوان [متناسب با] ضعیف ترین افرادی که پشت سرت هستند. قسمت دوم محل بحث است که چنین مؤذنی را نگیر که می خواهد اجر بگیرد.

بیان و اشکال: این روایت فقره اولش که گفتند نمازت را به اضعف پشت سری هایت بخوان که جزء آداب صلاه جماعت است و از واجبات نیست، پس معلوم می شود آن «لاتتخذنّ» هم می شود در حد آداب و کراهت. آنکه می فرمایند نمازت را مثل آنها بخوان مستحب است، این هم می شود کراهت به خاطر وحدت سیاق.

این را می شود جواب داد که «وحدت سیاق» دلیلی نیست. آن نماز به پشت سری ها به اضعف مأمومین دلیل دارد که مستحب است، اما اگر برای فقره دوم دلیلی نداشتیم بر کراهت، خود صیغه نهی را باید حمل بر حرمت بکنیم.

اشکال دوم مطرح شده که آنچه در روایت است این است که یا امیرالمؤمنین مؤذنی که اجرت می گیرد را به کار نگیر و این با حرمت اخذ اجرت بر مؤذن ممکن است دو تا باشد. می گوییم آقا مؤذنی هست گاهی که اجرت می گیرد و اذان می گوید آیا این حرام است؟ حضرت فرمودند: موذن هایی هستند در جامعه مفتی اذان می گویند و عده ای هم هستند که پول می گیرند و اذان می گویند، من با آنهایی که پول می گیرند کاری ندارم تو او را به کار نگیر، چرا؟ به خاطر اینکه به کار گرفتن اینها مثلا برای مسجد، اقامه و نماز آن ارزش را ندارد. آن موذنی خوب است که خودش بیاید با انگیزه و اراده و عشق و علاقه اذان بگوید.

مثل این است که الآن مسئولین دولتی بگویند آدم هایی که فکر این هستند اگر کارشان یک دقیقه اضافه شود بروند ساعت و اضافه کار را بگیرند، این ها را به کار نگیر. اما این یعنی اضافه کار گرفتن اشکال دارد؟ نه، شما آن را به کار نگیر. کارمندها دو دسته اند: عده ای با عشق و علاقه و جهادی کار می کنند مثل سردار سلیمانی؛ اصلا می گویند این همه سفرهای برون مرزی رفته است ولی حق ماموریت نگرفته است. عده ای هم هستند نگاه می کنند چند کیلومتر که از شهر خارج شدند مأموریت بگیرند. این بیان این است که شما با چه آدم هایی کار کنید.

اشکال سوم که این را مرحوم حکیم هم بیان کرده اند و در بقیه روایات اذان هم هست. این مربوط به کدام اذان است؟ «لا تتخذنّ مؤذناً یأخذ علی اذانه اجراً» این مال اذان اعلام است که موذن را می گیرند و می رود روی مأذنه، وگرنه اذان نماز را در واقع به آن موذن نمی گویند. مرحوم سید برعکس گفته است. مرحوم سید می فرمایند: اخذ اجرت بر اذان صلاه جایز نیست، در اذان اعلام فیه اشکال. آن را صریح فرموده و حال آنکه ظاهر این روایات اذان اعلام است.

روایت دوم مرفوعه یا مرسله صدوق در من لایحضر الفقیه است. «قال: أتی رجل امیرالمؤمنین (ع) فقال: یا امیرالمومنین والله إنّی لاُحبّک. فقال له و لکنّی اُبغضک. قال و لم؟ قال لأنّک تبغی فی الأذان کسباً و تأخذ علی تعلیم القرآن اجراً».

اذان را کسب قرار داده ای و برای تعلیم قرآن اجر می گیری! این روایت سندش مرسل و سند ضعیف است.

 نکته دیگری که دارد این است که «تبغی فی الاذان کسباً» در اذان کسب را دنبال می کند، این با ارتزاق از بیت المال هم می سازد. اگر کسی موذن باشد و از بیت المال به او پول بدهند کسب و درآمدش در واقع از این اذان است، مگر اینکه بگوییم کسب یعنی داد و ستد کند و اجرت بگیرد.

خود جناب سید در همین مسئله۱۳ اجاره می فرمایند «لا بأس بارتزاق القاضی و المفتی و الموذن من بیت المال». از بیت المال ارتزاقشان اشکال ندارد. اداره اوقاف حقوقی قرار بدهد برای خادم، امام جماعت و موذن مسجد و بگوید شما دیگر دنبال کسب نرو و درآمد تو اینجا باشد. ولی عمده این است که روایت ضعیف السند هم هست.

روایت سوم در کتاب مستدرک الوسائل بابی که خواندیم قریب همین روایت است و بحث سندش مشکل دارد، حسین بن الوان توثیق ندارد، امربن خالد هم توثیق ندارد پس سند ضعیف است.

روایت چهارم روایت کتاب «دعائم الاسلام» عن علی (ع): «من السّحت اجر المؤذن». سحت یعنی حرام شدید.

این روایت چهارم در مستدرک باب ۳۰ اذان نقل شده است و در وسائل الشیعه نیست. منتها این روایت مرسل است اما ممکن است به گواه روایت های موثقه دیگر بتوانید بگویید مضمونش قابل اعتنا است.

علی ای حال در اذان این مشکل وجود دارد و این روایت ها را داریم که بعضی از نظر سند ضعیف و از دلالت هم لاتتخذنّ را داشت که شما آن را بکار نگیر. و این جهت را داشت که گفتیم این مال اذان اعلام نیست. پس این فتوی جناب سید که در کتاب الصلاه در باب اذان و اقامه اذان صلاتی را اول محل بحث قرار دادند و عدم جواز گفتند چرا؟ چون اذان صلاتی جزء نماز حساب می شود یعنی عبادی است، شما اذان نماز را می خواهید بگویید این یک عمل عبادی است و از باب مخالفت با قصد قربت خواستند بگویند جایز نیست. بخلاف اذان اعلام.

تتمه ای دارد که ان شاالله خدمتتان خواهیم گفت.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715