شنبه ۰۷ خرداد ۱۴۰۱
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۰۷:۰۴ - ۱۴۰۱/۰۲/۲۰

تقریر درس خارج فقه استاد محسن جلالی (جلسه ۶۷)

مبحث اجاره و اخذ اجرت برای مستحبات+ بزرگداشت انقلاب اسلامی

در ادامه تقریر درس خارج فقه اجاره استاد حجت الاسلام محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ ۱۲/۱۱/۱۴۰۰، اقوال در اخذ اجرت برای مستحبات و حاشیه بر عروه، به نظر طلاب حوزه علمیه، اساتید و پژوهشگران می رسد.

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه ملاعبدالله)

در ادامه تقریر درس خارج فقه اجاره استاد حجت الاسلام محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ 12/11/1400، اقوال در اخذ اجرت برای مستحبات و حاشیه بر عروه، که از روی صوت پیاده سازی شده است به نظر طلاب حوزه علمیه، اساتید و پژوهشگران می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

***

مبحث: اجاره؛ ادامه مسئله سیزده و مسائل چهارده و پانزده

(جلسه 67)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرّحمن الرّحیم، و الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله اجمعین

ارتحال حضرت آیت الله صافی گلپایگانی از مراجع بزرگ تقلید، داماد آیت الله گلپایگانی که از مراجع همراه با امام و انقلاب و نظام بودند را تسلیت عرض می کنیم. آغاز دهه مبارک فجر چهل و سومین سال پیروزی انقلاب را گرامی می داریم؛ ان شاالله جریان مرجعیت و انقلاب و نظام اسلامی تداوم داشته باشد و این پرچم به دست مبارک آقا امام زمان (عج) سپرده بشود.

خاطراتی از پیروزی انقلاب اسلامی

یادم هست شب ۱۲ بهمن که امام خمینی قرار بود از پاریس به تهران تشریف بیاورند، از مسجد سید اصفهان چندین اتوبوس آماده کردند کسانی که می خواهند برای مراسم استقبال بروند با اینها بروند. آن موقع من هم رفتم، یک نوجوان ۱۵ساله بودم (متولد ۴۲)، ما هم سوار شدیم با اتوبوس به مهدیه تهران رفتیم. سالن بزرگی بود که یکی از پاتوق ها برای مردمی که از جاهای مختف کشور آمده بودند آنجا بود.

بعد ما دیدیم چقدر پتو و وسایل، باند و… هست؛ چون در درگیری های تهران آنجا مکانی بود که از انقلابیون حمایت می کردند و اگر کسی مجروح می شد آنجا می آوردند. شب را ماندیم، صبح خیلی زود بعد نماز افراد را توزیع کردند در این مسیر. صبح آقایی در رادیو می گفت حدود ۳۰ یا ۴۰ کیلومتر از فرودگاه تهران تا بهشت زهرا جمعیت هست. ما را چند کیلومتری بهشت زهرا گذاشتند. ما آنجا بودیم آشنا هم نداشتم تنها رفته بودم.

حضرت امام را آن وقت در یکی از ماشین ها دیدم، در ذهنم هست ماشین آقای رفیق دوست بود که با بلیزر آمدند از جلوی ما رد شدند و ما زیارتشان کردیم. بعد در بهشت زهرا به دلیل مشکل عبور ماشین با هلیکوپتر بردند و ما در آن قسمت برای نگهبانی ایستاده بودیم. سرتاسر مسیر فرودگاه تا بهشت زهرا را نیروی انسانی گذاشته بودند چون حکومت و دولت که موافق نبودند و مردمی بود.

مردم گروه گروه می آمدند و می رفتند که آن جمعیت و آن سرود زیبا خوانده شد و شب هم آشنا داشتیم که تهران ماندیم. سرود را کسی آورد گرفتیم و بعد که آمدیم اصفهان دبیرستانی بودم، سال دوم، آن سرود را با یک گروهی تمرین کردیم و سر صف در برنامه ای آن را خواندیم.

به هر حال ورود حضرت امام(ره) و این دهه خیلی حساس بود، چون هنوز دولت دست رژیم پهلوی بود و شاه البته نبود، فرار کرده اما بختیار حاکم بود. به هر حال با شجاعت و اراده قوی و اعتقاد امام به اینکه باید حکومت اسلامی برقرار شود مسیر جلو رفت، و بعد در این دهه که حکومت نظامی اعلام کرده بودند امام گفت بریزید در خیابان ها و حکومت نظامی را بشکنید، که خیلی حساس بود، حتی بعضی از افراد انقلابی مثل آیت الله طالقانی و اینها در این کار مردد بودند.

اما آن لحظه که نه مجلس و شورای مصلحت و شورای نگهبانی بود، امام تصمیم صحیحی گرفت و انقلاب پیروز شد. الآن ببینید در بعضی مسائل که حساس هست واگذار می شود که شوراها تصمیم بگیرند. اما در شرایطی هم که افراد تصمیم را به خود رهبر و حضرت امام واگذار می کنند تصمیمات به جا و خوب اتخاذ می شود.

لزوم جهاد تبیین

این جهاد تبیین که مقام معظم رهبری فرمودند و ما هم باید در این جهاد مشارکت داشته باشیم و از برکات انقلاب بگوییم. در محیط هایی که داریم، حداقل محیط خانه، دوستان، مسجد و….

به طور مثال یکی از مدیران اسم نمی برم مال منطقه لردگان، ایشان می گفت جایی به دنیا آمدیم در یک روستا که حدود ۴۰ کیلومتر با لردگان و شهر فاصله داشت. در آن منطقه سال ۵۸ یعنی یک سال پس از انقلاب معلم و مدرسه آمد، که می گفت اگر انقلاب نشده بود من در بهترین حالت یک چوپان بودم اما انقلاب شد و آمدند مدرسه زدند…

وظیفه مان است از این انقلاب حفاظت کنیم

دیشب داشتم صحبت می کردم، ما سال ۶۸ که ازدواج کردیم در قم در یک خانه رفتیم، که البته سال ۶۳ من به قم رفته بودم ولی 5 سال بعد ازدواج کردم. حدود سال ۷۱ ما گاز کشیدیم. گاز اصلا در اصفهان و چه برسد به روستاها نبود و جالب است که در قم در کوچه ای بودیم که با خیابان هم فاصله خیلی داشت. مثلا فاصله اینجا تا سر خیابان حافظ. یک نیسان می آمد کپسول گاز می آورد اهالی باید کپسول ها را قل می دادند، فکر کن یک زن تنها شوهرش نیست برود آنجا کپسول پر را بگیرد بیاورد. این وضع مال سال۷۰ بود، الآن این گاز، امکانات، راه ها… واقعا زمان شاه خیلی از ثروت و سرمایه های کشور را نابود و سرقت کردند.

وقتی شاه می خواست فرار کند اخیرا نوشته بودند که چندین چمدان خارج کردند که یک قلم آن همان تاج بود که چقدر قیمت آن بود برداشتند و بردند. اینها که قبلش برده بودند و آنجا سرمایه گذاری کرده بودند. نوشته بودند حدودا سال ۵۵ (من هم یادم هست) برف و کولاکی در کشور شد که تمام راه ها بسته شد و عده زیادی در بهمن در مسیرهای شمال تلف شدند و خیلی سخت بود. آنوقت شاه و فرح برنامه هر سالشان بود که دی و بهمن را بروند در جزایر کیش و قشم، آن سال هم در اوج گرفتاری کشور برنامه خودشان را تعطیل نکردند و رفتند.

الآن می بینیم مرتب رهبر و رییس جمهور، (رؤسای جمهوری که تابع و انقلابی باشند)، مثلا پنجشنبه و جمعه ندارند، مرتب در سفر با مردم روبرو هستند. آنوقت فکر می کنیم همیشه همینطور بوده، این خبرها نبوده. من یادم است انتخاباتی بود در زمان شاه، البته ما کوچک‌ بودیم نمی توانستیم رأی بدهیم، ولی بنده خدایی بود که آشنایی با خانواده ما داشت آمده بود و شناسنامه ها را جمع می کرد که برود رأی بدهد. یعنی اگر انتخابات هم بود اینجوری صوری بود. نه مشارکت بود و نه از قشرهایی بودند که آمدند در امور و بیشتر از قشر مستضعف هستند. مثلا سال های سال نخست وزیر این کشور هویدا بهایی بود. شما بخوانید شرح گرایش های همجنس گرایی که دارد، خواهرش فاسد، برادرانش….

ما وظیفه مان هست که از این انقلاب و از این نظام حمایت کنیم؛ مشکل البته زیاد است، هیچ کس نمی خواهد دفاع کند و بگوید هیچ مشکلی نیست. حتی نسبت به حوزه علمیه که منشأ این انقلاب است و انقلاب از حوزه و قم شروع شده، نسبت به خود حوزه هم کم لطفی شده چون شما می دانید وقتی خود پیغمبر اکرم به اسلام مبعوث شدند، یک روزی در مسجد الحرام فقط سه نفر نماز می خواندند، پیغمبر و حضرت علی و حضرت خدیجه (علیهم السلام). بعدا وقتی اسلام رونق گرفت عده ای منافق آمدند و حتی حق حضرت علی را هم غصب کردند.

از این اتفاق ها می افتد. افرادی می آیند و روحانیت را می زنند کنار، در همه جا قدرت طلب و منسب طلب هست. البته تلاش شده آنجور که خواسته اند نباشد، ولی در عین حال اصل این انقلاب و نظام و مراجع را هم که ما سراغ داریم آیت الله صافی، آیت الله گلپایگانی و حتی آیت الله خویی که در نجف بودند، الآن آیت الله سیستانی، آیت الله مکارم این مراجع هم همواره موافق نظام بودند، حتی آنهایی هم که ولایت فقیه را به آن معنا قبول نداشتند می فرمودند مخالفت با نظام از باب حفظ نظام جایز نیست و ما باید حمایت کنیم.

من یادم هست سر درس آیت الله تبریزی، سال ۶۵ هنوز جنگ بود، ایشان مرتب از جبهه رفتن و کمک کردن صحبت می کرد. ان شاالله که ما بتوانیم وظیفه مان را در این زمینه ها انجام دهیم و خدای نکرده کوتاهی نکنیم. انسان های شریف و با ارزش و عظمت زیادی خونشان را برای این انقلاب گذاشتند. در خود این دهه فجر تعداد زیادی به شهادت رسیدند، در تهران و در جاهای دیگر.

الگوهای انقلاب

بعد از انقلاب جریان منافقین و مجاهدین که الآن هم منافق اند و تلاش های کورکورانه می کنند که جایی را هک کنند و نفوذ کنند، اینها چقدر مردم را کشتند. افراد با ارزشی مثل شهید چمران و بهشتی از روحانیت و غیر روحانیت تا این آخر سردار سلیمانی پای این انقلاب ایستادند، خود اینها را آدم مرور کند درس و الگو است که ما یاد بگیریم.

کسی مثل مقام معظم رهبری خودشان را وقف این انقلاب کرده اند. ایشان مدرس بسیار خوب در مشهد بودند، کسی بودند که همراه نهضت بودند و الآن هم درس خارج شلوغی دارند. اما تمام همّ و غمّ و وقتشان صرف مقابله با دشمن و اداره کشور و حفظ این انقلاب می شود، این خودش الگویی است، یک شخصیت این چنینی، و کسانی که همراه امام بودند مثل شهید مطهری، بهشتی و آیت الله مصباح و دیگران اینها خودش برای ما درس است که یک وقت ما مثلا خدایی نکرده در حوزه همه اینها را رها کنیم برویم در فلان کشور که آقایی صدایی در می آورد در انگلیس تابع حرف آنها بشویم.

مهمترین جنبه تقوا اعتقاد صحیح است

دوستان وقتی که از آیت الله بهجت بحث تقوا و عمل صالح یا معصیت نکردن را سؤال می کنند، ایشان می فرمایند مهمترین جنبه آن اعتقادی است که اعتقاد انسان صحیح باشد. گاهی اوقات ممکن است یک طلبه اعتقاد غلطی نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی دارد که این باید اصلاح شود و اعتقاد صحیح پیدا کند. ما اگر اعتقاد غلط پیدا کردیم در فرزندان و فامیلمان رسوخ پیدا می کند و مسیری را می رویم و از مسیر صحیحی که مرجعیت و رهبری هستند زاویه می گیریم. آنوقت می شویم مثل کسانی که در تاریخ بودند و جلوی امیرالمؤمنین(ع) و امام حسین(ع) ایستادند، عاشورا و فاجعه کربلا را درست کردند.

باید از خدا بخواهیم و این اهدنا الصراط المستقیم یک بُعدش این است که واقعا در وقایع و حوادث، فامّا الحوادث الواقعه، تصمیم درست را بگیریم و الگو و رهبر برای خودمان تعیین کنیم که شرقی و غربی نشویم، در صراط مستقیم باشیم. و ان شاالله تا آخر بر آنچه مورد رضای خدا و پیامبر و امام زمان(عج) است باقی باشیم و موضع و تصمیم بگیریم و در صحنه باشیم. انسان است و مسئولیت و وظیفه.

***

ادامه مسأله 13:

در بحث اذان، جناب سید برای اخذ اجرت بر اذان فرمودند «لا یجوز» و مطلق هم گفتند. البته در بحث صلاه خواندیم آنجا اول اذان صلاه را می فرمایند لایجوز، و بعد در اذان اعلام می فرمایند فیه اشکال، بعد هم می فرمایند که آن هم محل تأمل است.

روایات را خواندیم، در روایات قدر مسلم این را داشت که بر اذان اجرت گرفتن خوب نیست. حضرت می فرمایند من تو را دشمن دارم (ابغضک)، چون برای اذان اجر می گیری و اذان را کسب قرار می دهی. به حسب روایات می شود این فتوی را حداقل در اذان صلاه که می خواهند با آن نماز بخوانند بیان کرد یا حتی اذان اعلام را بنابر احتیاط علی الاحوط.

اما غیر از روایات بعض وجوه دیگر را هم فرمودند. مرحوم حکیم در مستمسک و البته نه در بحث اجاره، در همان بحث صلاه بعضی وجوه را فرمودند. بعضی را خودشان هم نقد کرده اند و بعضی را اعتماد کرده اند. چند وجه است که من خدمتتان عرض می کنم.

وجه اول: همین بحث «منافات با قصد قربت» است.

گفتند برای اذان اگر بخواهید اجرت بگیرید این منافات با قصد قربت دارد و اذان یک امر تقربی و عبادی است بنابراین اخذ اجرت بر آن اشکال دارد. خب اینجا ممکن است بگویید در اذان اعلام که به کسی بگویید برو اذان بگو قصد قربت هم نباشد اذان اعلام است. در اذان نماز که می خواهید اذان و اقامه بگویید آن جزو مقدمات نماز است و اگر بخواهید صحیح باشد باید قصد قربت کنید، آن بحثش جدا است.

علاوه بر این اگر بگویی هر دوی اینها عبادی است، بحث دیروز که داشتیم داعی بر داعی و خود جناب سید اجیر شدن برای نماز قضا را با همین بحث داعی بر داعی مطرح و تصحیحش می کنند. می گویند شما پول می گیرید که به قصد قربت اذان بگویی، اذان را بدون قصد قربت و برای پول نباید بگویید اذان باید به قصد قربت باشد، ولی چه شد که شما الآن آمدید نماز به قصد قربت می خوانید؟ مبلغی را گرفته اید.

برای اینکه در ذهنتان باشد و تقریب بشود چون این مسئله در محیط ما جای کار بیشتر دارد؛ به نظرم اگر رفقا فرصت کردند یک بار دیگر بحث اخذ اجرت را از مکاسب و جاهای دیگر مرور کنند و جزوه مستقلی روی آن کار کنند که ارزشش را دارد.

یک مثال: اگر پدری به فرزندش بگوید فرزندم من این پول را به تو می دهم هر چه مادرت گفت گوش بده و اطاعت کن، من دارم می روم مسافرت. حالا مادر به او گفت برو نان بخر؛ این الآن که می رود نان بخرد برای چه می رود نان بخرد؟ چون مادرش گفته، ولی چرا حرف مادر را گوش می دهد؟ چون داعی برای اینکه حرف مادر را گوش بده این است که پدرش گفته این کار را بکن. شاید پول هم به او نداده، اما حالا پول هم که داده باشد، می شود انسان خالصانه از کسی اطاعت کند و هر چه که او می گوید انجام دهد، چرا؟ به خاطر اطاعت حرف مادر است، اما داعی این است که پدر سفارش کرده، یک پولی هم به او داده است. این می شود داعی بر داعی. پس این را می شود درست کرد.

وجه دوم: عبادت برای این است که «لفاعل» یعنی برای خودت باشد نه برای غیر؛

که خود مرحوم حکیم هم به آن اعتماد کرده اند این است که فرمودند: اذان و سایر عبادات به عنوان «کونه للفاعل» بعث و امر دارد، عبادات و این اذان به عنوان اینکه مال خودت است نه به عنوان «کونه للغیر»، به عنوان لغیره بعث ندارد، حالا اگر شما اجیر شدید برای این عبادت و نماز آن را باید برای آن انجام بدهید. آن کسی که به شما اجرت داده، شما تکلیف پیدا می کنید، اجیر شدید این اذان را بگویی یا این نماز را بخوانی برای چه کسی؟ برای آن آقا، برای وفای به عقد آن آقا باید بخوانید؛ و حالا که عبادت برای این است که «لفاعل» یعنی برای خودت باشد نه برای غیر، این وجه را ظاهرا مرحوم سید محسن حکیم در جلد ۵ «مستمسک عروه الوثقی» صفحه ۶۱۵ ذیل همین بحث اذان می گویند و ظاهرا به این اعتماد کردند و نقدی نکردند.

منتها من یادداشت کرده ام که این وجه در اذان اعلام که نمی آید، اذان اعلام اصلا برای چیست؟ برای غیر است. اذان اعلام که شما به یک مؤذن پول بدهید، حالا پول هم ندید یک مؤذن اذان می گوید که مردم بفهمند وقت نماز شده است. اینکه برای خودت نیست که برای غیر است. امام جماعت یا هیأت امنا کسی را بگیرند که شما بیا هر روز اذان بگو، این اذان برای غیر است. حالا اذان نماز چگونه است؟ همین آقا وقتی می خواهد نماز جماعت بر پا شود یک اذان نماز هم بگوید، اذان نماز می گوید که خودش هم بایستد نماز بخواند. ببینید خودش هم می خواهد نماز بخواند، جماعت هم می خواهد بخواند، برای خودش می خواهد اما هیأت امنا و امام جماعت و مأمومین پول دادند که شما اذان را برای ما بگو و مشکل ندارد.

در اجاره هم این نیست که همیشه باید منفعت کار به آن کسی برسد که پول داده است؛ شما یک وقت پول می دهید به اجیر می گویید که برو این خیابان را که الآن برف آمده مسیر را پاک کن، آقایان طلاب و مردم می خواهند رفت و آمد کنند زمین نخورند. این آقا مثلا خودش از خانه بیرون نمی رود، اما این پول را به او می دهیم که این مسیر را پاک کن؛ آیا این اشکال دارد؟ حتما باید منفعت اجاره به خود من برسد که پول می دهم؟ خیر.

من پول می دهم که این آقا اذان بگوید که مردم مطلع شوند وقت اذان است، پول می دهند که اذان بگوید. این اقا هم اذان نماز را می گوید که خودش هم در این جماعت است. وقتی اذان می گوید برای نماز خودش هم هست، وقتی اذان می گوید بقیه هم بهره می برند.

بنابراین هم وجوهی که غیر از آن روایات بیان می شود وجوه قابل اعتمادی نیست، همچنان که وجوهی که برای حرمت اخذ اجرت در مطلق واجبات بیان شده به اعتراف خود مرحوم سید صاحب عروه (نه در خود عروه بلکه در حاشیه مکاسب ایشان) آن وجوه را قبول ندارد و همان حرف را می زند. حتی در واجبات عینی ایشان می گوید صرف واجب بودن منافاتی با اخذ اجرت ندارد، قصد قربتش هم منافاتی ندارد از باب داعی بر داعی.

فقط ایشان می گوید هر جا ما احراز کنیم که شارع می خواهد این عمل مجانی انجام شود آن را نمی توانیم اخذ اجرت کنیم؛ آقای خویی هم همین را می فرمایند. مرحوم حکیم هم در مستمسک در واجبات همین را می گویند که عمده دلیل این است که مذاق شارع چیست؟ این مذاق شارع را چگونه ما پیدا و احراز کنیم؟ مثلا آن دو روایتی که برای تعلیم جاهل دیروز خواندم که خداوند عهد گرفته از علما (قبل از اینکه از جهال عهد بگیرد که بروید آموزش ببینید)، از علما عهد گرفته که تعلیم کنید. از این بتوانیم استناد کنیم که شما باید مجانی تعلیم کنید. به قول مرحوم شیخ اعظم انصاری این احراز کردن ذوق لطیف و دقت می خواهد. من هم ندیدم در جایی که بحث کنند و به طور مشخص بگویند تجهیز میت به این دلیل باید مجانی باشد.

اتفاقا من کتاب وسائل الشیعه را در باب تجهیز دیدم، داریم که واجب است مؤمن را غسل و دفن کنید، اما اینکه روایتی باشد که شما مجانی بودن را از آن بفهمید این را صریح ندارد؛ مگر همین جایی که می گویند باید تعلیم دهید آنجا هم می گویند واجب است مثلا شما استظهار کنید که مجانی است. این مسئله یک مقدار هم در هاله ای از اجمال در کلمات فقهای ما هست. مسئله اخذ اجرت در واجبات عینیه کفاییه بعضی مواردی که می شمارند مثل تعلیم قرآن، تعلیم اصول عقاید واجب، این مستندش جای کار بیشتر دارد، در کلمات نیست، همینجا هم بعضی به طور مستوفا نپرداخته اند.

***

مسأله 14:

شماره ۱۴ مسئله زیادی ندارد. «یجوز الاجاره لکنس المسجد و المشهد و فرشها و اشعال السراج و نحو ذلک».

می شود کسی اجیر شود مسجد را جارو کند، مشهد را (یعنی یک محل شهادت را) فرشش را جارو بزند، خود حیاط را جارو کند و برقش را روشن کند و خلاصه کارهایش را انجام دهد، اجیر مشکلی ندارد. به تعبیر مستند می فرمایند عمل محترم ذو منفعت است، جارو کردن، تمیز کردن کار محترمی است، منفعت عام دارد، قابل تملیک است و مشکلی برای عقد اجاره روی او نداریم.

***

مسئله ۱۵:

«یجوز الاجاره لحفظ المتاع او الدار نگهبانی او البستان مدّۀً معینه عن السرقه». این هم درست است، کسی نگهبان باشد برای حفظ متاع و خانه و باغ و اینها در مدت معین، مکان هم معین باشد برای حفظ از سرقت و اتلاف جایز است و مشکل خاصی ندارد، این هم منفعت است.

توجه کنید اینجا سید دوباره حرفی را مطرح می کند «و اشتراط الضمان لو حصلت السرقه او الإتلاف ولو من غیر تقصیر»؛ این حرفی است که چند جای دیگر هم مطرح شده که آیا ما می توانیم برای اینکه این اینجا امین است و امین ید امانی ضمان ندارد، ما می توانیم شرط ضمان بکنیم؟ این بحث را قبلا داشتیم عده ای مخالف اند اینکه شما ضامن باشید، شرط نتیجه نمی شود اما به عنوان اینکه شما بخواهید خسارت بدهید، مثلا خسارتی را با هم توافق کنید که اگر اینجا خسارت دید، این را جایز می دانند. این بحثش گذشته است.

«فلا بأس بما هو المتداول من اشتراط الضمان علی الناطور اذا ضاع مال، لیکن لابدّ من تعیین العمل و المدّه، و الأجره علی شرایط الاجاره». ناطور یعنی نگهبان. نگهبان ها را الآن وقتی قرارداد می بندند بعضی ها می گویند اگر اتفاقی افتاد شما ضامن هستید.

مسئله ۱۶ ان شاالله جلسه آینده.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715