شنبه ۰۷ خرداد ۱۴۰۱
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۷:۳۷ - ۱۴۰۱/۰۲/۱۸

تقریر درس خارج فقه (جلسه ۶۱)؛

استاد محسن جلالی زید عزه/ کیفیت اجازه شوهر در اجاره زن برای شیر دادن به بچه

در ادامه تقریر درس خارج فقه اجاره استاد محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ ۳/۱۱/۱۴۰۰، مسائل حیازت مباحات و کیفیت اجازه شوهر در اجاره زن برای ارضاع (شیر دادن به بچه)، به نظر طلاب حوزه علمیه، اساتید و پژوهشگران می رسد.

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه ملاعبدالله)

در ادامه تقریر درس خارج فقه اجاره استاد محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ 3/11/1400، مسائل حیازت مباحات و کیفیت اجازه شوهر در اجاره زن برای ارضاع (شیر دادن به بچه)، به نظر طلاب حوزه علمیه، اساتید و پژوهشگران می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

***

مبحث: اجاره زن برای شیر دادن به بچه

(جلسه 61)

بسم الله الرّحمن الرّحیم و الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله اجمعین

ولادت با سعادت سیدة نساء العالمین حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را خدمت آقا و مولایمان حجت بن الحسن المهدی فرزند برومند فاطمه زهرا تبریک عرض می کنیم، همچنین خدمت همه فضلا و طلاب محترم، علماء عظام، مراجع تقلید، رهبر معظم انقلاب. ان شاء الله عیدی ما به دست با کفایت امام زمان داده شود، از دست آن حضرت عیدی بگیریم و عیدی ما معرفت بیشتر مادرشان و عنایت آن حضرت و شفاعتشان باشد و با نگاه فاطمه زهرا ان شاء الله تحت سعادت و سلامت باشیم.

گر نگاهی به ما کند زهرا، دردها را دوا کند زهرا

فصل 6- مسأله 6:

بحث در این بود که اجاره برای حیازت مباحات آیا صحیح است یا نه؟ گفته اند صحیح است چون یک منفعت صحیح است و اجیر می تواند برود هیزم جمع کند، می تواند برود آب از رودخانه و دریا بیاورد و مشکلی ندارد جزو منافع محلله است.

و اما آیا این حیازت سبب قهری است؟ برای ملک حائز سبب قهری است مطلقا؟ چند احتمال لحاظ می شود؛

احتمال اول اینکه آن چیزی که حیازت شده و آن ملکیت کسی که حیازت می کند آن سبب قهری است، چه این قصد تملک کرده باشد یا نکرده باشد و شرط است که قصد حیازت کرده باشد یا نه.

احتمال دوم اینکه حیازت سبب تملک کسی است که حیازت می کند و دائر مدار نیت است و سبب قهری نیست، سبب است برای تملک کسی که حیازت برای او انجام می شود (یحاز له) دائر المدار النیه. کسی حیازت می کند برای خودش یا حیازت می کند برای دیگری حالا آیا قصد حیازت آن محازٌ له قصد تملکش شرط است یا نه؟ این هم دو حالت دارد.

احتمال سوم این است که حیازت سبب تملک کسی باشد که عمل حیازت را مالک است؛ یعنی اگر ما کسی را اجیر کردیم و مالک منفعت حیازت او شدیم آن وقت حیازتش سبب می شود برای تملک من که این آقا را اجیر کردم، حالا با قصد تملک یا مطلقا این هم قول سوم است.

مرحوم سید می فرمایند اینکه حیازت سبب قهری باشد درست نیست، اما در اینکه آیا حیازت سبب تملک است، تملک من یحاز له است یا سبب تملک من یملک عمل الحیازة است؟ در این باید تأمل کرد.

صحیح از این اقوال به نظر می رسد همان وجه دوم باشد که حیازت سبب است برای تملک من یحاز له، کسی که حیازت می کند؛ برای چه کسی حیازت می کند؟ اگر برای خودش باشد برای خودش می شود و اگر برای مستأجر حیازت می کند مال آن مستأجر می شود به شرطی که آن غیر هم که حیازت می کند قصد تملک کند.

چون همانطور که اخراج ملک از مال کسی بدون اذن او نمی شود، ادخال مال در ملک یک انسان زنده هم بدون اذن او نمی شود. شما نمی توانید هدیه اجباری بدهید باید طرف این هدیه را قبول کند، بگویید که من برای تو حیازت کردم و طرف بگوید که این حیازت را نمی خواهم، من رفتم برای تو الماس و جواهرات حیازت کردم، می گوید من نمی خواهم این چیزها را داشته باشم؛ او هم باید قصد تملک کند، حالا چون خودش این را اجیر کرده که برو برای من حیازت کن اینجا قصدش که هست، بحثمان روی اجاره است، اینجا قصد او هست برای تملک، این اجیر وقتی رفت در این بیابان که مثلا هیزم و برگ جمع کند یا ریگ جمع کند از مباحات، اگر قصد کرد که برای همان مستأجر باشد مال او می شود اما یک وقت این را اجیر کرده است و می گوید که الآن خانه خودمان بیشتر نیاز دارد من این اجاره را نادیده می گیرم و فردا برای او می روم حیازت می کنم، با او مسئله را حل می کنم، فعلا برای خودم هیزم جمع می کنم.

پس حیازت سبب تملک است برای آن کسی که برای او حیازت می شود، اگر برای خودت حیازت می کنی برای خودت می شود، برای آن کسی که تو را اجیر کرده برای او می شود به شرطی که او هم قصد کرده باشد، در فرض اجاره این هست که این قصد وجود دارد.

***

مسأله 7:

 مسأله بعد این است که زن می تواند برای شیر دادن اجیر بشود، حالا این به چند صورت است. یک وقت برای عمل ارضاع است (یعنی عمل شیر دادن) که عمل است و اجیر می شود. یک وقت است که اجیر می شود برای انتفاع از لبنش ولو اینکه خودش مثلا شیر ندهد و بچه را بغل نکند، می گویند شیر را بدوشیم و به این بچه بدهیم ولو خودت ارضاع نکنی و بچه را شیر ندهی، این هم یک صورت است.

لذا سید می فرماید «یجوز استیجار المرأه للإرضاع بل للرضاع بمعنی الانتفاع بلبنها، و أن لم یکن منها فعل مدَّه معیّنه…». ولو اینکه خودش عملی انجام ندهد و انتفاع از شیر باشد، شیر را بدوشند و به بچه بدهند.

البته صور دیگری هم برای مسئله متصور است و آن اینکه لبنش را تملیک کند، تملیک اللبن فی الصدر، به تملیک لبن دیگر نمی شود گفت اجاره، این می شود بیع چون یک عین را تملیک می کند. اگر بخواهیم در باب اجاره باشد باید درواقع منفعت خودش را اجاره بدهد یا عملی را اجاره دهد، اگر عملش شیر دادن شد می شود اجیر، اگر منفعت شیرش را داد خودش اجیر نیست فقط منفعت شیرش را اجاره می دهد.

در اینجا یک سری چیزهایی باید ملاحظه شود، در بعض صور باید صبی ملاحظه شود، خب بچه فرق می کند، این بچه چقدر شیر می خورد؟ بزرگ است یا کوچک؟ بچه لاغر است یا چاق؟ پسر است یا دختر؟ لذا «لابدّ من مشاهدة الصبیّ الذی استؤجرت لارضاعه لاختلاف الصبیان».

این غرر نشود، یکی نگوید فکر کردم که این بچه مثلا یک استکان شیر می خورد، یک لیوان شیر می خورد یا این مشک شیر بخواهد من پس بر نمی آیم، حالا در مشاهده «یکفی وصفه علی وجه یرتفع الغرر»، دو تا زن توصیف کنند که این بچه این جور است، چاق است یا…

نکته دیگر اینکه مرضعه هم که خود این خانم است باید تعیین بشود «و کذا لابدّ من تعیین المرضعه شخصاً أو وصفاً علی وجه یرتفع الغرر». نمی شود بگوییم یک خانمی می آید اینجا شیر می دهد شما پولش را بدهید، این در واقع باید معلوم شود، چرا؟ چون ممکن است یک بچه ای مثلا روزی یک کیلو شیر می خواهد اما خانمی بیاید که نیم کیلو هم شیر نداشته باشد و اینجا غرر می شود.

بله، از این طرف اگر مرضعه یک خانم بود که گفتیم همه منافعش را اجیر کردیم اینجا در خدمت این بچه باش که یکی از منافعش هم رضاع و شیر دادن است، آن وقت می گویند دیگر مشاهده یا وصف صبی را نمی خواهد چون همه منافعش را اجاره کردیم. منتها باز اینجا ممکن است گفته شود شما همه منافعش را اجاره کردید و غرر پیدا نمی شود اما از این جهت غرر برای آن خانم پیدا شود که بگوید من نمی دانستم این بچه اینقدر شیر می خورد، او فکر کرده بچه لاغر یک کیلویی است، حالا آمده دیده بچه سه یا چهار کیلو است و این پس بر نمی آید.

 نکته دیگری که باید در اجاره برای شیر دادن لحاظ شود «مکان» است که این خانم باید برود در مکانی شیر بدهد و مسافتی را برود؛ باید از این بالادست دهکده برود و کلی مسافت طی کند و باید برود خانه غریبه، محرم است یا نامحرم؟ یا در خانه خودش است؟ اینها بالاخره اغراض مختلف است.

«و إن اختلفت الأغراض بالنسبة إلی مکان الإرضاع لاختلافه من حیث سهوله و صعوبه والوثاقه» که معمولا برای خانم ها این مهم است، باید بیایم خانه شما یا بچه را می آورید؟ خانه کناری است یا پنج کیلومتر راه است، آیا خانه امن است، مشکلی ندارد؟ محرم یا نامحرم؟ اگر اینها مختلف است باید اینها هم تعیین شود، چون اگر تعیین نشود این اجیر مثلا برای شیر دادن به این بچه روزی 10 هزار تومان می گیرد، بعد می گوید کجا بیایم؟ می گویند شما باید بیایید آن طرف شهر، روزی 10 هزار تومان باید کرایه بدهد این که ضرر می کند و می شود غرر.

در این مسئله هم بحثی نیست که اینها همه با قاعده نفی غرر هست.

***

مسأله 8:

مسأله بعدی این است که «اذا کانت المرأه المستأجره مزوّجه، لایعتبر فی صحة استیجارها اذنه ما لم یناف ذلک لحقّ استمتاعه».

حالا این خانم که می خواهد برود شیر بدهد، آیا در صحت استیجار اذن زوج لازم است؟ چون شیر خودش است، منفعت شیر را داده، منفعت ارضاع را داده، این باید اذن بگیرد از شوهر؟ نه.

اذن از شوهر نمی خواهد مگر اینکه منافات با حق استمتاع داشته باشد، اینکه بخواهد بنشیند و این بچه را شیر بدهد این منافات با حق شوهر دارد، شب ها می خواهد برود شب تا صبح بچه را شیر بدهد، حالا مرد خسته آمده و حق استمتاع دارد، این منافات دارد.

اگر منافات با استمتاع داشته باشد شوهر می تواند اذن بدهد. برای اینکه شوهر می گوید این می خواهد برود کمک به این بچه بکند یا به خاطر کمک به اقتصاد خانه طوری نیست، من از حقم گذشتم، اذن می دهم.

اما از باب اینکه این شیر دادن، حق خود زن است، «لانَّ اللبن لیس له»، شیر برای مرد نیست «فیجوز لها الإرضاع من غیر رضاه»

اگر منافات با حق شوهر ندارد بدون رضای شوهر می تواند برود شیر بدهد. شوهر صبح بلند می شود می رود سر کار، این خانم را هم گفته است که از خانه بیرون نرود اما یک بچه ای را می آورند که این خانم شیر بدهد و پولی می گیرد، مشکل ندارد، نه منافات با حق استمتاع دارد نه منافات با اینکه از خانه بیرون نرود. یا شیر می گیرد می دهد به خانه همسایه به بچه اش؛ چون شیر مال خودش است. حتی این خانم می تواند از شوهر خودش برای شیر دادن به بچه های شوهر (ولو بچه های خودش باشند)، یا بچه های شوهر از یک زن دیگر، می تواند برای شیر دادن به آنها پول بگیرد.

لذا برای این زن جایز است «أخذ الأجره من الزوج علی إرضاعها لولده»، برای شیر دادن به بچه های این شوهر می تواند پول بگیرد «سواء کان منها إو من غیرها»، می خواهد این بچه ها از خود من باشد، شوهر از من بچه دار شده است، یا از یک زن دیگر باشد.

«نعم لو نافی ذلک حقّه لم یجوز الّا بإذنه ولو کان غائباً فآجرت نفسها للإرضاع فحضر فی أثناء مدَّة»؛ بله اگر این شیر دادن منافی با حق استمتاع شوهر است باید اذن بگیرد ولو اینکه غائب است. و ثمره اش اینجا است، اصلا شوهر نیست، شوهری که غائب است حق استمتاع ندارد، این هم خودش را اجیر کرده است و اذن هم نگرفته است، این خانم اجیر شده که شیر بدهد، شوهرش نبوده است حالا ده روز آخر شوهر آمد و این هم به گونه ای است که منافی حق استمتاع است، مثلا وقت و بی وقت باید برود یا بچه را می آورند باید به او شیر بدهد، آن وقت اجاره نسبت به آن بقیه مدت (نسبت به آن ده روز آخر ماه که شوهر آمده) اینجا اجاره فسخ می شود.

این نظر مرحوم سید است و نظر بقیه را هم با ملاحظات در این قسمت از مسأله دنبال خواهیم کرد.

والسلام علیکم و رحمة الله

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715