جمعه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۱:۲۶ - ۱۴۰۱/۰۲/۱۵

(جلسه ۶۹ ام)

خارج اصول استاد محسن جلالی (زید عزه)/ مبحث: تعبدی و توصلی

در ادامه تقریر درس خارج اصول استاد حجت الاسلام محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ ۱۹/۱۱/۱۴۰۰، مبحث تعبدی یا توصلی بودن امر، به نظر طلاب حوزه علمیه، اساتید و پژوهشگران می رسد.

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه ملاعبدالله)

در ادامه تقریر درس خارج اصول استاد حجت الاسلام محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ 19/11/1400، مبحث تعبدی یا توصلی بودن امر، به نظر طلاب حوزه علمیه، اساتید و پژوهشگران می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

***

مبحث: تعبدی و توصلی

(جلسه 69)

بسم الله الرّحمن الرّحیم و الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله اجمعین

جمله خبریه را بیان کردند که ظهور در وجوب دارد، اما جمله خبریه که در مقام طلب و انشا می گوییم در همان معنای خبری استعمال شده و خبر از وقوع می خواهد بدهد، اما به داعی انشا است؛ این نظر صاحب کفایه بود و مطلب درستی است.

یک اشکال خود صاحب کفایه مطرح می کنند و این است که اگر این خبر از وقوع می خواهد بدهد، مثلا برای اعاده نماز می گوید «یعید الصلاه» به صورت خبری و در مقام انشا می گوییم، یا این باید شستشو بدهد می گوییم «یتوضأ» که فعل مضارع است یعنی وضو می گیرد. «وضو می گیرد» و ما از این می فهمیم که یعنی «باید وضو بگیرد». این بیان در همان معنای خبری است و اگر نرفت وضو بگیرد می شود کذب. امام معصوم فرموده اند وضو می گیرد و شما الآن می بینی که وضو نمی گیرد، این کذب می شود. «تعالی الله و اولیائه عن ذلک علواً کبیرا»؛

جوابش روشن است که این کذب شدن وقتی است که شما جمله خبریه ای که در خبر استعمال شده به داعی اخبار بگویید. اگر شما به داعی اخبار بگویید و این خبر در ماضی یا در آینده واقع نشود این کذب است، اما اگر شما به داعی انشا و در مقام حکم دارید بیان می کنید این دیگر قابلیت صدق و کذب ندارد.

***

فصل دوم: مسئله پنجم

در بحث اوامر جناب صاحب کفایه دو فصل درست کردند؛ اولی در «ماده امر» که چند بحث ازجمله معنای امر، دلالت ماده امر بر وجوب و… بود و فصل دوم در «صیغه امر» است.

وقتی می گوییم صیغه امر، مثلا صیغه این فعل ماضی، مضارع یا امر، صیغه امر که می گوییم خود این صیغه مرکب است از ماده و هیأت. این «إفعل» یک ماده دارد که مثلا إضرب ماده اش ضرب است، یک هیأت دارد که هیأتش هیأت «إفعل» است. اما این وقتی است که شما صیغه را مطلق بگویید، اما اگر اول گفتید بحث از ماده و بعد گفتید بحث از صیغه، منظور می شود هیأت. مثل ظرف و جار و مجرور که اگر با هم بیایند معنی جدا می شود. وقتی شما در فصل اول بحث در مورد ماده کردید پس در فصل دوم از صیغه بحث می کنید، اینجا منظور همان هیأت تنهاست و الا ماده را قبلا بحث کردیم.

در مسئله پنجم صاحب کفایه از مباحث صیغه تعبدی و توصلی بحث می کنند و این سوال را مطرح می کند که آیا اطلاق صیقه اقتضا می کند که این وجوب ما توصلی باشد و اتیانش بدون قصد قربت و مطلق مجزی باشد؟ یا اینکه اطلاق وجوب اقتضای توصلیه ندارد و شک کردیم در توصلی و تعبدی پس باید به اصل مراجعه کنیم؟

در بحث تعبدی و توصلی مقدمه دو نکته را امروز اشاره می کنیم؛

 نکته اول: معنای مشهوری که برای تعبدی و توصلی داریم و شما هم در اصول در کتاب های متعدد خواندید چه معنایی است؟

معنای مشهور که در تعبدی و توصلی بحث می شود این است که توصلی یعنی نیاز به قصد قربت ندارد لایعتبر فیه قصد القربه، بدون قصد قربت ساقط می شود. اما توجه داشته باشید که سه معنای دیگر هم برای توصلی و در مقابل تعبدی بیان می کنند.

 معنای دوم آن است که مباشرت در آن معتبر و لازم نیست، واجب عینی است و کفایی نیست که بگوییم اگر یک نفر انجام دهد از بقیه ساقط است، نه واجب شماست و واجب تعبدیتان هست.

این معنا چیست؟ معنا این است که مباشرت نمی خواهد؛ مثلا زکات بر شما واجب شده اما این زکات شما را کس دیگری رفت داد، مثلا پسر رفته کار کرده کشاورزی کرده و زکات به او تعلق گرفته پدرش می گوید من زکاتش را می دهم، من از گندم خودم زکات این را می دهم البته با اذن خودش، این مباشرت نمی خواهد، اما نماز ظهر را که بر شما واجب است پدر نمی تواند بگوید بچه ام امروز مریض است من به جای او نماز بخوانم.

معنای سوم برای توصلی آن است که التفاط و اختیار نمی خواهد. یک سری واجبات است که شما باید با اختیار و التفاط انجام دهید، اما یک سری واجبات است بدون التفات اضطراراً هم انجام شود در حالت خواب هم انجام دهید اشکال ندارد مثل تطهیر لباس. واجب است شما لباس نجس را برای لباس تطهیر کنید اما حواستان نبود رفتید در آب یا آب ریخت روی شما، اضطرارا در حالت خواب هم شستشو دادید این ساقط می شود.

معنای چهارم از توصلی آن است که معتبر نیست در آن که در قالب حلال اتفاق بیافتد، در قالب حرام هم که اتفاق بیافتد باز هم واجب حاصل می شود، مثل همین وجوب تطهیر لباس که اگر با آب غصبی هم لباست را شستشو کردی گناه کردی اما لباس پاک می شود.

پس این سه معنا غیر از معنای مشهور برای تعبدی و توصلی است ولی آنچه ما فعلا در بحث اصول داریم همان معنای مشهور است. تعبدی آن است که بدون قصد قربت ساقط نمی شود، توصلی آن است که در آن قصد قربت معتبر نیست و بدون قصد قربت ساقط می شود.

***

نکته دوم: این است که آیا این تعبدی و توصلی صفت وجوب است یا صفت واجب است؟ به عبارت دیگر آیا از مباحث صیغه امر است که صاحب کفایه در فصل دوم آورده یا از مباحث ماده امر است؟ به عبارت سوم آیا اطلاق که شما می گویید هل یقتضی اطلاق، اطلاق وجوب است یا اطلاق ماده؟

مرحوم اصفهانی بر صاحب کفایه اشکال کرده اند، صاحب کفایه می گوید از صفات وجوب است و در بحث صیغه آورده بعد هم می فرماید اطلاق صیغه، بعد هم در معنای تعبدی و توصلی می فرماید «الوجوب التوصلی هو ما کان الغرض منه یحصل بمجرد حصول». این محل اعتراض مرحوم اصفهانی وارد شده و اعتراض بجایی است. شما می گویید که وجوب دو تا است، یک وجوبی است که غرض از آن حاصل نمی شود مگر به قصد قربت، یک وجوب هم هست که غرض از آن حاصل می شود ولو بدون قصد قربت. ایشان می فرماید غرض از وجوب این است که جعل داعی بکند، شما را تحریک کند به آن عمل و واجب.

یک وجوب داریم که هیأت است و یک عمل داریم که صلاه واجب است، وجوب می رود روی صلاه. وجوبی که روی صلاه می رود با وجوبی که می رود روی شستن این لباس یا کفن و دفن میت این وجوب غرضش چیست؟ غرض از وجوب این است که شما بروید سمت عمل، غرضش این است و فرقی با وجوب ندارد، آن که فرق دارد واجب است. واجب شما یک وقت صلاه است، یک وقت غرض است، آن صلاه حاصل نمی شود مگر به قصد قربت. یک وقت کفن و دفن میت است غرضش حاصل می شود ولو بدون قصد غربت.

پس این اختلاف در غرض ها مربوط به واجب است نه وجوب. لذا شما باید تعبدی و توصلی را صفت واجب و صفت ماده بدانید و بحث در تمسک باید تمسک به اطلاق ماده باشد.

این اشکال را جناب آقای وحید در مباحث «تحقیق الاصول» خواستند جواب بدهند. فرموده اند مرحوم اصفهانی درست می گوید این وجوب با آن وجوب فرقی نمی کند؛ هر دو غرض وجوب جعل داعی و تحریک و بأس است چه در این وجوب چه در آن وجوب؛ اما ایشان در جواب می فرمایند:

ما با غرض نهایی می گوییم. وجوب غرضش جعل داعی است به آنکه آن متعلق را برای مصلحتش انجام دهید که گاهی با قصد قربت و گاهی بدون قصد است پس شما غرض نهایی را در نظر بگیرید. در غرض نهایی وجوب ها فرق دارد و اگر شما غرض نهایی را گفتید وجوب برای این است که این واجب را انجام دهید… خب اینجوری که پای ماده به میان آمد، شما چرا تبعید مسافت می کنید؟

بگذارید حرف مرحوم اصفهانی باشد (وجوبات با هم متفاوت نیست، ماده ها و غرض از واجبات متفاوت است). این نکته دقیق و قابل توجهی است وخیلی جاها می گوییم واجب توصلی و تعبدی، اینکه مرحوم صاحب کفایه می فرماید وجوب تعبدی و توصلی جای تأمل جدی دارد.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715