سه شنبه ۰۳ خرداد ۱۴۰۱
اخبار اصفهان
سرتیتر اخبار
چاپ خبر
۱۰:۴۰ - ۱۴۰۱/۰۲/۱۳

درس خارج اصول (جلسه ۶۰)

استاد محسن جلالی (زید عزه)/ جواب محقق اصفهانی از اشکال محقق رشتی در علائم مشتق

در ادامه تقریر درس خارج اصول استاد محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ ۳/۱۱/۱۴۰۰، مبحث اقوال در مشتق، به پژوهشگران، اساتید و طلاب حوزه علمیه می رسد.

ندای اصفهان- حجت الاسلام جواد جلوانی

(مدرسه علمیه ملاعبدالله)

در ادامه تقریر درس خارج اصول استاد محسن جلالی (زید عزه)؛ مورخ 3/11/1400، مبحث اقوال در مشتق، به نظر پژوهشگران، اساتید و طلاب حوزه علمیه می رسد.

جهت دریافت دروس قبلی اینجا را کلیک کنید.

***

مبحث: جواب محقق اصفهانی از اشکال محقق رشتی در علائم مشتق

(جلسه 60)

بسم‌الله الرّحمن الرّحیم

یکی از علائم و دلایل وضع مشتق برای خصوص متلبس و مجازیت او در اعم دلیل صحت سلب بود. ضارب صحت سلب دارد از کسی که دیروز ضارب بوده و امروز ضارب نیست. مسافر صحت سلب دارد از کسی که دیروز مسافر بوده و امروز حاضر در وطنش است (امروز مسافر نیست).

مرحوم محقق رشتی اشکال کردند که شما مطلقا سلب می کنی که این کذب است، یعنی اصلا زید مسافر نبوده، اصلا ضارب نبوده، اینکه دروغ است؛ اگر مقید به حال انقضا می کنی، این دلیل بر عدم وضع برای اعم نیست.

 این اشکال محقق رشتی را جناب صاحب کفایه چناچه در جلسه گذشته گفتیم اینطور جواب دادند که این قید یا قید سلب است، قید مسلوب یا قید مسلوبٌ عنه است؛ اگر قید مسلوب باشد که همان مشتق است و حرف شما درست است.

قید مسلوب است یعنی ضارب حال الانقضا اگر صحت سلب دارد دلیل نمی شود که این اصلاً ضارب نیست، دلیل برای مجازیت نمی شود اما صاحب کفایه فرمود اگر قید سلب باشد یا قید مسلوبٌ عنه باشد این دلیلیت دارد به اینکه ضاربمان می‌شود مطلق و بعد هم ایشان فرمود که اگر قید مطلوب مشتق باشد حرف محقق رشتی درست بود. دلیل نداریم که قید، قید مسلوب باشد.

حالا مرحوم محقق اصفهانی ادعایشان این است که اصلا باید قید، قید مشتق باشد، یعنی سلب می کنیم مشتق را، سلب می کنیم یعنی ضارب زید در حال انقضا ضارب حال الانقضا نیست، اصلا قید، قید مسلوب است و چرا جناب صاحب کفایه شما عقب نشینی کردید و گفتید اگر قید مشتق باشد اشکال وارد است؟

نه اصلا قید باید مشتق باشد، قید هیئت است نه قید ماده، قید ضرب نیست؛ یعنی ضرب حال الانقضا، نمی‌گوییم این ضرب حال الانقضا را ندارد سلب می‌شود از او که شما می‌گویید ضرب در حال حدوث را دارد، ما می‌گوییم در حال الانقضا مطلقا ضارب نیست، لیس زید ضارب حال الانقضا مطلقا. در حال انقضا مطلقا ضارب نیست، یعنی نه ضارب به لحاظ الآن که انقضا است نه به لحاظ ضرب دیروز و اصلا باید این قید، قید مشتق باشد، قید نمی‌تواند برای سلب باشد چون سلب عدم است و تطبیق سلب به حال انقضا و به زمان صحیح نمی باشد چون عدم در زمان واقع نمی شود.

سلب و عدم در زمان واقع نمی شود چون عدم شیئیت ندارد که در زمان واقع بشود، ذات هم نمی‌تواند یعنی آن مسلوبٌ عنه هم نمی‌تواند مقید بشود به خاطر اینکه مسلوبٌ عنه که ذات است و مثل زید است قابل تطبیق به زمان نیست، معنا ندارد که یک امرِ ثابت خارجی مقید و محدود به زمان بشود چون زمان مقدار حرکات و متحرکات است بنابراین مقید است. ممکن است بگویی حرکت جوهری، اگر بخواهی حرکت جوهری را در نظر بگیری در ذات زید حرکت جوهری هست اما بحث ما در مشتق این است که ذات ثابت است و وصف از آن زایل می‌شود و منقضی می شود پس اینکه صحت سلب مشتق از ذات منقضیٌ عنه المبدأ علامت حقیقت است در خصوص متلبس.

و تقیید مسلوب که همان مشتق باشد، تقیید یعنی همان مشتق نسبت اتحادیه بین مشتق و ذات؛ یعنی ذات متلبس به ضرب این در حالت انقضا سلب می شود، مطلقا سلب می شود پس صحب سلب مشتق در حال انقضا علامت مجازیت و علامت این است که خصوص تلبس موضوعٌ له مشتق است.

حضرت امام رضوان الله تعالی علیه صحت سلب را در علائم حقیقت به تبادر برمی گردانند. بعض ها صحت سلب را اصلا علامت نمی دانستند نه یک علامت مستقل نه اینکه برگردد به تبادر؛ این دو گروه از علما به صحت سلب دیگر استناد نمی کنند، حضرت امام به تبادر استدلال می کنند و دیگران هم از صحت سلب اسمی نمی برند. ما در بحث علائم مطرح کردیم که صحت سلب خودش یک علامت مستقل در مقابل تبادر است، بنابراین دلیل اول تبادر می شود برای حقیقت مشتق در خصوص متلبس و علامت دوم صحت سلب از منقضی عنه مبدأ می شود.

دلیل سومی که جلسه گذشته هم بیان کردیم تضاد صفات است که بعضی ها گفته اند این دلیل تضاد هم به تبادر برمی گردد و دلیل مستقلی نیست که ظاهر کفایه هم اینطوری است، اما واقعیتش این است که می تواند دلیل مستقل باشد. وقتی می گوییم قائم، این آقا الآن قائم است قبلا قاعد بود، این صفات هم که متضاد است نمی شود هم قائم باشد هم قاعد پس معلوم می شود که یکی از این صفات برای او است. الآن باید به او قائم بگوییم، قاعد اگر می گوییم به لحاظ قبل بوده است، این هم به لحاظ این است که در واقع این دو صفت متضاد الآن نمی تواند در زمان انقضا گفته شود پس در حالت انقضا آن صفت قبلی دیگر حقیقتا صدق نمی کند.

اما برویم سراغ ادله قائلین به اعم، و به عبارت دیگر ادله قائلین به عدم اشتراط خصوص حال تلبس، آنهایی که می گویند مشتق وضع شده برای اعم از حال تلبس و حال انقضا، یعنی آنهایی که می گویند به کسی که دیروز ضارب بود امروز هم حقیقتا می شود گفت ضارب؛ آنها هم یک دلیل که اقامه می کنند تبادر است، متبادر از ضارب اعم است از اینکه الآن تلبس به ضرب دارد یا انقضاء عنه است.

چون در مسئله قبل ادعای تبادر را برای خصوص متلبس داشتیم و انصافا وقتی می گوییم ضارب، جالس، قائم، مسافر یعنی اینکه الآن متلبس است و دلیل دوم قول عدم صحت سلب بود. در عدم صحت سلب گفته اند از ذاتی که انقضاء عنه التلبس صحت ندارد که شما مشتق را سلب کنید، می گوییم یعنی کسی که دیروز مسافر بوده نمی شود بگوییم امروز مسافر نیست، دیروز مسافر بوده امروز حاضر است، می گوییم امروز مسافر نیست این را شما می گویید، نمی توانند بگویند این آقایی که نیم ساعت پیش جالس بود الآن قائم است، نیم ساعت پیش قاعد بود الآن قائم است، این را می توانیم سلب کنیم و بگوییم الآن قاعد نیست.

اینها آمده اند به چیزهایی تمسک کرده اند که کمی گیر در ماده دارد؛ گفته اند مقتول، مضروب، کسی که دیروز مضروب شده است، کسی که دیروز کشته شده مقتول است، اگر یادتان باشد برخی گفته بودند مفعول خارج از بحث مشتق است چون انقضا ندارد، حالا این عده برای عدم صحت سلب به این مفعول ها تمسک می کنند، مقتول و مضروب و… جواب این روشن است.

چون ضارب و مضروب متضایف است؛ سؤال می کنیم آیا شما قبول دارید که این کسی که این شخص را دیروز زده است، امروز به او می گویید ضارب؟ ضارب امروز که الآن ضارب حقیقی است؟ یا می گویید دیروز ضارب بوده است؟ اگر به این نمی گوییم ضارب، به آن هم نباید بگوییم مضروب، اگر می گوییم مضروب است یعنی دیروز زده شده است.

ضرب حدثی، مضروب یعنی وقع علیه الضرب، سؤال می کنیم  این کسی که دیروز مضروب شد امروز هم وضع علیه الضرب؟ یا وقوع و حدوث ضرب بر او، آن مضروب حدثی دیروز بود، دیروز وقع علیه، مضروب که الآن می گوییم این مضروب اسم مفعولی است یعنی زده شده، یا فعل کشتن، مقتول، فعل کشتن دیروز واقع شده است، امروز هم واقع شده روی این آقا؟ نه دیروز واقع شده است. اگر امروز می گوییم مقتول به عنوان کشته می گوییم نه کسی که کشته می شود، کسی که الآن کشته می شود فعل قتل بر او واقع می شود دیروز واقع شده است، امروز دیگر کشته است. و بحث در مشتقات به همان لحاظ است که اسم فاعل می گوییم ضارب، یعنی صدر عنه الضرب و مضروب یعنی وقع علیه الضرب، همان وقتی که از او ضرب صادر می شود بر او هم واقع می شود همان حین وقوع را حساب می کنیم.

فردا دیگر وقع علیه الضرب نیست دیروز بر او واقع شده است و امروز دیگر مضروب نشده است؛ اولا عدم صحت سلب را در همه مشتقات شما باید بتوانید پیاده کنید که واقعا نمی توانید، انصافا نمی توانید بگویید صحت سلب ندارد، کسی که دیروز مسافر بوده و امروز حاضر بوده است می توانید بگویید که صحیح نیست بگوییم مسافر نیست امروز؟ نه.

شما به مضروب و مقتول تمسک می کنید که جوابش این است که به همان حالت حدثی مفعول را اگر حساب کنیم آن فقط مال دیروز است این حالت اسم مصدری و حالت کشته و کتک خورده که از آن التزام می کنید بله تا قیام قیامت می توانید بگویید این کشته است، این کتک خورده است، اما کی کشته شده است؟ کی کتک خورده است؟ امروز مقتول است؟ نه دیروز مقتول بوده است، سال گذشته مقتول است.

این دو دلیل بود برای قول اعم که مورد مناقشه است. ان شاء الله دلیل های دیگر در جلسات آینده.

والسلام علیکم و رحمت الله

انتهای پیام/

برچسب‌ها: , , , , ,

مطالب مرتبط

نظر شما
نام :

ایمیل :

از درج کامنت های توهین آمیز معذوریم
متن کامنت :
 


مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
مسابقه کاریزمن11: هدایت روابط دختر و پسر به ازدواج (کلیک کنید)
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
آموزش سواد رسانه به کودکان- خرید کتاب قصه های کرمیلو
پایگاه خبری رهیافته
پایگاه خبری رهیافته
اصفهان شرق
اصفهان شرق
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
تبلیغات در مردمی ترین سایت استان اصفهان؛ 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715
به توان تشکیلات! (کتاب تقدیرشده منتقدین) 09132706715